supertotobet betist
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
isveçbahis güvenilir mi isveçbahis şikayet isveçbahis lisans isveçbahis güncel giriş adresi isveçbahis hakkında isveçbahis mobil isveçbahis ödeme yapıyor mu isveçbahis isveçbahis adres isveçbahis giriş
1xbet betpas mariobet
izmir escort
خانه » ایران باستان » کوروش بزرگ در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی

کوروش بزرگ در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی

ابوریحان بیرونی، کوروش در نوشته‌های اهالی مغرب را با کیخسرو تطبیق داده است. در جاهای دیگر به نقل از روایات مسیحیان کوروش را عامل بهمن خوانده و در یکی از جداول که بر اساس دیگر منابع تدوین کرده است، کوروش و اسکندر در جدول پادشاهان بابل و کلده آمده‌اند. گویا ریشه چنین پندارهایی به دلیل آن است که نام پادشاهانی که لقب پادشاه بابل و کلده را داشتند آمده است و قطعا حوزه قلمروی برخی از آنها فراتر از بابل هم بوده چرا که نام اسکندر هم در این جدول آمده است. اینکه کوروش در نوشته‌های اهالی مغرب با کیخسرو تطبیق داده شده است از تحلیل‌های خود ابوریحان بیرونی است ولی موضوع کوروش عامل بهمن را صرفا از منابع مسیحی نقل قول کرده است.

نويسنده: مجید خالقیان | واپسين به روزرسانی: ۱۵ آبان ۱۳۹۹


کوروش بزرگ در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی

کوروش بزرگ در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی

یکی از منابع بسیار با اهمیت تاریخ و فرهنگ ایران و جهان کتاب آثارالباقیه اثر ابوریحان بیرونی است. ابوریحان در این کتاب گردآوری‌های خود از منابع اقوام و ملل گوناگون را به رشته تحریر در آورده است.

ویژگی مثبت نوشته‌های ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه این است که اکثرا اشاره به منابع گفته‌هایش کرده است. هرچند دقت مقالات علمی پژوهی زمان حال را ندارد ولی حداقل در بسیاری از مواقع متوجه می‌شویم که روایات ریشه در کجا دارد. این دقت در منابع کهن جهان کمتر دیده شده است و باعث شده که آثارالباقیه کتابی باشد که ارزش تاریخ پژوهانه قابل توجهی دارد.

باید پذیرفت که اشاره به کوروش بزرگ و پادشاهان هخامنشی در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، دقیق تر از دیگر منابع پس از اسلام است. البته در آثارالباقیه هم تفاوت‌هایی در نقل‌قول‌های مختلف دیده می‌شود نه فقط درباره پادشاهان ایران بلکه درباره پادشاهان دیگر ملل مانند مقدونی‌ها و یونانیان هم این تفاوت‌ها در روایات اقوام گوناگون دیده می‌شود.

با این حال اخیرا عده‌ای در ایران نوشته‌های آثارالباقیه درباره کوروش بزرگ را تحریف کرده‌اند، به طوری که بدون توجه به ساختار آثارالباقیه موارد دلخواه را به خوانندگان القا می‌کنند.

نام کوروش در چند جای آثارالباقیه به چشم می‌خورد. در برخی از آنها صرفا روایتی از منابع دیگر نقل شده و حتی جدولی بر اساس آن منابع تدوین شده است ولی در برخی دیگر ابوریحان بیرونی روایات را تحلیل می‌کند و حتی این پژوهشگر کوروش در اقوال اهالی مغرب را با کیخسرو تطبیق می‌دهد.

.

کوروش و اسکندر پادشاهان کلده

در یکی از جداول آثارالباقیه کوروش و اسکندر در جدول ملوک کلده آمده‌اند. ابوریحان بیرونی در آغاز فصل مروبط به این جداول اذعان کرده است که جداول را عینا از منابع دیگر نقل کرده است و از تفاوت این منابع با منابع مسیحی و یهودی گفته است.

گویا ریشه چنین پندارهایی به دلیل آن است که نام پادشاهانی که لقب پادشاه بابل و کلده را داشتند آمده است و قطعا حوزه قلمروی برخی از آنها فراتر از بابل هم بوده چرا که نام اسکندر هم در این جدول آمده است.

ابوریحان پیش از جداول درباره منابع می‌نویسد:

در برخی از کتب جداولی دیدم که مدت پادشاهی آثور را که اهل موصل باشند و مدت سلطنت ملوک قبط را که در مصر بودند و همچنین مدت پادشاهی ملوک بطالسه را که مفر آن بطلمیوس است … و نیز تواریخ ملوک روم را که پس از بطالسه بودند ذکر کرده بودند… و من آن جدول ها را به عینه در این فصل نقل کردم… (بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۱۲۵).

ابوریحان اشاره می‌کند که تفاوت‌هایی با منابع مسیحی و یهودی دارد:

در آن کتب از مولد ابراهیم تا اسکندر دو هزار و نود و شش سال بود که از آنچه یهود و نصاری و اصحاب قرانات می‌گویند بیشتر است (همان).

ابوریحان در مبحث مربوط به آثور و پیش از جدول مربوط به پادشاهان بابل نوشته است:

جدول این دسته از پادشاهان که پیش از ملوک آثور بودند بنا به عقیده یک دسته از مورخین به قرار زیر است (همان: ص ۱۲۸).

سپس نام پادشاهان بابل را می‌آورد و در صفحات بعدی در حدولی با عنوان «جدول ملوک کلده» نام کورش را می‌آورد. پیش از آنها ابوریحان می نویسد:

من تاریخ پادشاهان بابل را از آغاز شاهی بختنصر اول تا به مرگ اسگندر بنا که تاریخ ایشان تمام شده و نوبت به بطالسه رسید آوردم و مدت هر یک از ایشان را در این جدول تصحیح کردم هر چند که نتوانستم نام‌های ملوک را از راه سماع تصحیح کنم و فقط هیئات حروف نام‌های ایشان را در این جدول نقل نمودم … (همان: ص ۱۲۹).

آشکار است که اصل موضوع از منابع دیگر است که ابوریحان گردآوری کرده است. البته قطعا منابع مهم و قابل تاملی هستند.

طبیعی است که بابلیان چه پادشاهان هخامنشی و چه اسکندر را پادشاه بابل می‌دانستند. بابل یکی از مراکز اصلی شاهنشاهی هخامنشی بوده است.

.

به نقل از منابع مسیحی: کوروش عامل بهمن

در جای دیگری از آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی روایات مسیحیان را نقل می‌کند و این موضوع را در بحث «نسخ تورات» آورده است.

ابوریحان می‌نویسد:

نسخه‌ای که نزد نصاری می‌باشد تورات سبعین نام دارد و شرح این قصه آنست که:

«چون بخت‌نصر به بیت المقدس دست یافت و آنجا را خراب کرد طایفه‌ای از یهود جلای وطن کردند و به پادشاه مصر پناهنده شدند و در کنف او اقامت جستند…. بیت المقدس را کورش که عامل بهمن بر بابل بود ساخته بود و عمارت شام را به حال نخستین بر گردانیده بود… پس بنی اسرائیل به قصد خروج از مصر با جمعی از مقربان ملک که شاه به بدرقه یهودیان فرستاده بود پیروز شدند و بطلمیوس گفت که مرا به شما نیازی است… و آن این است که یک نسخه از کتابتان تورات به من بخشید…»

… و این همان نسخه است که نزد نصاری است و این نسخه به گفته ایشان تبدیل و تحریف نیافته… یهود این حکایت را باور نمی‌دارد و می‌گویند در نقل تورات مکره و مجبور بودیم… (بیرونی، ۱۳۸۹: صص ۲۹ – ۳۰).

در اینجا به دلیل طولانی نشدن متن، فقط پاره‌هایی از آثارالباقیه را آوردیم که امیدواریم خوانندگان خود به اصل کتاب مراجعه کنند و متن کامل را بخوانند. می‌بینیم که ابوریحان دارد درباره یکی از نسخ تورات که نزد نصاری می‌باشد و تورات سبعین سخن می‌گوید و روایت مسیحیان درباره چگونگی نگارش آن را ذکر می‌کند. در آخر هم نوشته است که یهودیان حکایت را باور ندارند. از متن اینچنین برداشت می‌شود «کورش عامل بهمن بوده» هم در همان روایات مسیحی آمده است. از این اشاره مهم می‌فهمیم اینکه کوروش عامل بهمن اردشیر بوده و در برخی از منابع دیگر پس از اسلام مانند طبری هم آمده احتمالا ریشه در روایات مسیحی دارد.

.

ابوریحان، کوروش در منابع اهالی مغرب را با کیخسرو تطبیق داده است

اما نکته بسیار مهمی در آثارالباقیه وجود دارد و آنکه در جدولی کوروش به عنوان شاه ایران یاد شده است و ابوریحان بیرونی او را معادل کیخسرو دانسته است. نکته مهم همین جاست که در جدولی که کوروش پادشاه ایران خوانده شده به شباهت او با کیخسرو اشاره شده است. ابوریجان بیرونی نام‌هایی که در کتب اهل مغرب (شمال افریقا) آمده است را با پادشاهانی که در داستان‌های ایرانی آمده، تطبیق داده است.

ابوریحان پیش از آوردن این حدول می‌نویسد:

در کتاب‌های سیر و اخبار که از روی کتب اهل مغرب [شمال افریقا] نقل شده، ملوک ایران و بابل را نام برده‌اند و از فریدون که نزد آنان «یافول» نام دارد شروع کرده اند تا دارا… (بیرونی، ١٣٨۶: ص ۱۵۱).

بیرونی در ادامه می‌گوید:

ولی با آنچه ما می‌دانیم از حیث عدد ملوک و نام‌های ایشان و مدت پادشاهی و اخبار دیگر احوال ایشان اختلاف دارد (همان).

اما در آخر به دلیل احترام به خوانندگان این روایت هم نقل می‌کند و قبل آن می‌گوید:

اگر ما این اقوال مذکور را در اینجا برای خوانندگان نقل نکنیم اولا متاع خود را به سنگ تمام نفروخته‌ایم و ثانیاً در دل‌های خوانندگان تولید نگرانی کرده‌ایم و ما این اقوال را در جدولی جداگانه قرار می‌دهیم تا آنکه آراء و اقاویل بهم مخلوط نشود (همان).

جالب آنکه همین جدولی که ابوریحان بیرونی چنین مواردی را درباره آن گفته است و در نهایت آن را آورده است تا متاع خود را به سنگ تمام بفروشد، با توجه به آثار باستانی، کتیبه‌های هخامنشی، سکه‌های باقی مانده و هماهنگی آنها با دیگر منابع تاریخی که امروز در دسترس ما قرار دارد، متوجه می‌شویم که یکی از دقیق‌ترین جدول‌های آن کتاب درباره ترتیب پادشاهان است.

یکی از جالب ترین جدول ها از نظر ترتیب پادشاهان هخامنشی در آثارالباقیه بیرونی

گرچه ابوریحان به تعداد پادشاهان، ترتیب، نام‌ها و از این دست موارد تردید داشته است اما به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته است. به طوری که در جایی می‌نویسد: «اخشویوش بن دارا که خسرو اول باشد» که بدون تردید منظور همان خشایارشای بزرگ است اما جالب آنکه برای خشایارشای دوم از نام اخشویوش استفاده نمی‌کند بلکه از نام خسرو دوم بهره می‌برد.

همانطور که در جدول هم مشخص است بیرونی نوشته است:

کورش که کیخسرو است… (بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۱۵۲).

پیش از این به نقل قول هایی که ابوریحان از منابع دیگر کرده بود اشاره کردیم اما در بحث کوروش و کیخسرو موضوع متفاوت است. پیش از جدول این بخش که از روی گفته‌های اهالی مغرب (شمال افریقا) ذکر شده ابوریحان نوشته است: «[اهالی مغرب] از فریدون که نزد آنان یافول نام دارد شروع کرده اند» (همان: ص ۱۵۱).

سپس در جدول می‌نویسد: «یافول که فریدون است» (همان: ص ۱۵۱). پس مشخص می‌شود نکته «که فریدون است» تحلیل ابوریحان بیرونی است نه آنکه در اقوال اهالی مغرب آمده باشد. در ادامه می‌نویسد: «کورش که کیخسرو است» (همان: ص ۱۵۲) باز هم معلوم می‌شود که یکسانی کوروش و کیخسرو تحلیل ابوریحان است نه آنکه اهالی مغرب آورده باشند و ابوریحان بیرونی تشخیص داده روایات کورشی که در اقوال اهالی مغرب آمده به کیخسرو نزدیک است. ما امروز می‌دانیم که روایات کیخسرو در شاهنامه چقدر به روایاتی که درباره کوروش در منابع باستانی آمده نزدیک است.

به طور کلی کیخسرو در داستان‌های ایرانی آمیختگی و شباهت زیادی به کوروش بزرگ دارد که شاهنامه‌شناسانی مانند جلال خالقی مطلق هم این موضوع را تایید کرده‌اند (برای دانش بیشتر نگاه کنید به: کوروش در شاهنامه فردوسی و پاسخ به منتقدان موضوع کوروش و کیخسرو).

با سپاس از کوروش شهرکی

یاری‌نامه‌ها و بن‌مایه‌ها:

– خالقیان، مجید (۱۵ آبان ۱۳۹۹). «کوروش بزرگ در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی». پایگاه خردگان.

– بیرونی، ابوریحان (۱۳۸۹). آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر.

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده يا رونوشت از نوشتارها بر اساس پيمان نامه کاربري امکان پذير است، اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه آن را ياد کنيد. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

32 دیدگاه

  1. ایران دوست

    درود بر شما خسته نباشید. واقعا از شما بابت نمایان ساختن چهره ی حقیقی ایران باستان سپاسگزاریم.
    [درخواست پاسخ به شبهات]

    • اشکان دهقان

      درود بر شما. از شما بسیار سپاسگزاریم.

      لطفا درخواست های خود را از طریق ایمیل مطرح کنید تا پاسخ دهیم. با سپاس

  2. همانا که آزادی هر مملکت با دانش آن سنجیده میشود.

    به هر کشور آزادی ار ماندنیست
    به کوهی بغیر از خرد بسته نیست.

    و ما آزاد می توانیم باشیم چون متفکرانی همچون شما را داریم ای اعضای عزیز خردگان.
    می توانیم! چون بسته است به ما که چقدر از زحمات شما استفاده کنیم.
    و خیلی ها هستند که با هزاران مدرک و سند،باز همچون بت پرستان دوران پیامبران، حرف خودشان رامیزنند.
    درود یزدان پاک بر شما نیکان.

    • درود بر شما هم میهن مهرورز و گرامی

      ما فقط به عشق شما هم میهنان عزیز است که تلاش می کنیم و همواره سپاس گزار شما هستیم

  3. با درود خدمت اساتید خردگان.

    آیا نام کوروش در منابع باستانی و کتیبه های شاهان اشکانی و ساسانی نیز آمده است ؟

    • اشکان دهقان

      درود بر شما

      در نوشتار “کوروش بزرگ در منابع و ادبیات ایرانی” و در بخش های پایان پیش از سخن پایانی بخشی با عنوان “کوروش بزرگ در نزد اشکانیان و ساسانیان” وجود دارد که به این موضوع پرداخته ایم

      نگاه کنید به:
      https://kheradgan.ir/?p=17626

  4. در صفحات دیگر این کتاب که از قورس یاد از بازگرداندن یهودیان سخن می آید
    ظاهرا این قورس همان کورش مورد اشاره در تورات است (که در زبان قدیم یهودیان از وی با عنوان خورش یاد شده)
    و با آن کوروشی که کیخسرو است متفاوت است
    آیا با این دیدگاه موافقید؟

    • اشکان دهقان

      درود بر شما

      لطفا شماره صفحات را بفرمایید تا بررسی کنیم

      • در صفحه 130در لیست نام کورش بانی بیت المقدس قبل از قومبوسوس است ولی در لیست 152قبل از قومبوزس نام قورس می آید
        همچنین برخی ادعا می کنند که نام بازگردانده یهودیان در برخی منابع اسلامی به صورت قورس یا قورش آمده
        و در نسخ کهن عهد عتیق هم به صورت خورش آمده

      • آیا موافقید با این دیدگاه

      • اشکان دهقان

        اینکه گفته شود در برخی از منابع قورس و قورش آمده است و از طرفی بگوییم برخی می گویند در نسخ کهن عهد عتیق خورش آمده است ادعاهایی که باید سند و مدرک داشته باشد. به هر حال فکر نمی کنم فرضیه چندان قابل اتکایی باشد

  5. با درود
    بیرونی در صفحات 23و26و177و434این کتاب هم از کوروش بزرگ یاد می کند اما شما چرا در این مطلب بدان اشاره نکردید؟

    • اشکان دهقان

      درود

      اشاره به نام کوروش در صفحه ۲۳ چندان موضوع با اهمیتی نیست. صرفا ذکر شده که دانیال در سال سوم پادشاهی کوروش خوابی دید. در صفحه ۲۶ هم صرفا گفته شده است از اول سلطنت کورش تا اول پادشاهی اسکندر ۲۲۲ سال است.

      در صفحه ۱۷۷ هیچ دلیلی وجود ندارد که اشاره به کوروش بزرگ پادشاه هخامنشی باشد. و اینچنین آمده است: «برخی گویند که لهراسب یکی از پسران یعقوب بوده و به لهجه و لغت پارسی یعقوب فیتاوش پسر کورش است». در اینجا گویی صرفا نام پدر کسی کورش بوده است و شواهدی از اینکه درباره کوروش هخامنشی سخن گفته شده است وجود ندارد.

      در صفحه ۴۳۴ هم ذکری از کوروش نیافتیم بلکه از اخشورش سخن گفته شده است

      باز هم تاکید می کنیم که پرسش های خود را از راه رایانامه با نویسنده های پایگاه در میان بگذارید

  6. بادرود
    چرا بیرونی در صفحه 145این کتاب کیانیان را ستمکار دانست؟

    • اشکان دهقان

      درود

      این بخش بد ترجمه شده است در متن اصلی عربی این چنین آمده است: و الثالث «الکیانیه» و هم الجبابره

      در اینجا منظور از جبابره چیره و مسلط بودن کیانیان است که با جبروت و عظمت بودند

  7. با درود در صفحات 23و26این کتاب نیز بیرونی از کوروش بزرگ یاد می کند بهتر است انراهم به مطلب بیافزایید
    باسپاس فراوان

    • لطفا از این پس پرسش های خود را از طریق رایانامه (ایمیل) به من یا دیگر دوستان مطرح کنید. با سپاس فراوان

      • با درود
        قبلا که به پرسش ها پاسخ داده میشد ؟!

      • درود

        پیش از این رسما اعلام کردیم که بخش پرسش و پاسخ فعلا فعال نیست. ولی برای احترام به شما پرسش ها را پاسخ دادیم چرا که از نوشته های شما برداشت ما این بود که پرسش های پایانی است. حال در نوشتارهای زیادی مجموعه ای از دیدگاه های غیر مرتبط با متن دیده می شود که حاوی پرسش است که این خلاف قوانین پایگاه است.

        نمی دانم چه دلیلی وجود دارد که از دادن رایانامه خودداری می کنید. رایانامه بزنید پاسخ گو هستم

  8. با درود
    این خسرو اول در روایات ایرانی کیست که بیرونی او را معادل خشایارشاه می داند؟

    • درود بر شما

      من به این موضوع می‌اندیشم و به نظرم چند نکته رسیده است که از میان آن یکی به نظرم معقول تر است و آن هم احتمالا داستان‌هایی که مرتبط با خسروی یکم اشکانی وجود داشته باعث شده است ابوریحان به این شباهت اشاره کند.

      اول از همه به ذهن می آید که ممکن است ابوریحان صرفا از نظر آوایی تطبیق داده باشد که این موضوع با تطبیق قورس و لهراسپ هماهنگی ندارد.

      موضوع دیگر این است که هم شباهت های روایات و هم شباهت‌های آوایی مورد توجه ابوریحان بوده است. برخی از نظر روایات و برخی دیگر صرفا از نظر آوایی شباهت داشتند و ابوریحان در جدول نوشته است.

      اما از طرفی تاریخ خسرو یکم اشکانی با خشایارشا شباهت‌هایی دارد و آن هم جنگ با اروپاییان است. البته خشایارشا با یونانیان جنگیده است و خسرو با رومیان ولی بر اساس روایات اروپاییان (جدا از درستی یا نادرستی از نظر تاریخی) هم خشایارشا و خسرو یکم شکست خورده اند.

      البته روایات اهالی مغرب در دسترس ما نیست که بتوانیم نظر قطعی دهیم ولی احتمال می رود این روایات آمیخته ای از روایات ایرانیان و اروپاییان است که با توجه به موقعیت جغرافیایی مغرب منطقی به نظر می آید. و چه بسی روایات مربوط به خسروی اشکانی با خشایارشا آمیخته شده است.

      طبیعتا وقتی اخشویوش یکم را با خسرو یکم تطبیق داده است اخشویوش دوم هم خسرو دوم نوشته است.

      • با درود دوباره
        در خصوص قورس و بردیای دروغین از آنجایی که در نوشته ایسوخولوس آمده ماردوس دروغین و ممکن منظور ماردوس بردیا باشد
        احتمال دارد شخصیت قورس از آمیختگی روایات بردیا و بردیای دروغین بوجود آمده باشد (اما همان طور که گفتید از آنجایی که روایات اهل مغرب به درستی معلوم نیستند خیلی چیز هارا نمی توان اثبات کرد)
        نظر شما چیست؟

      • درود بر شما دوست گرامی

        واقعا نمی‌توانم نظر دهم. موضوع پیچیده است و یادآور آمیختگی‌های فراوان می‌باشد. ولی به هر حال هر فرضیه‌ای که مطرح شود می‌تواند برای ایجاد انگیزه برای تلاش و پژوهش بیشتر مفید باشد.

        پیروز باشید

  9. در لیست آثارالباقیه از قورس و قومبوزس یاد میشود
    کدام یک کمبوجیه و کدام یک گئومات است؟

    • این موضوع یکی از موارد مبهم جدول است. قطعا قمبوزس به آوای کمبوجیه نزدیک تر است اما می دانیم کمبوجیه بلافاصله پس از کوروس بزرگ شاهنشاه شد. از این بابت گویی با روایت های متفاوتی در منابع اهالی مغرب روبرو بودیم.
      این در حالی است که در نمایشنامه پارسیان آیسخولوس بخشی آمده که وقتی من مطالعه کردم یاد این جدول و قورس افتادم. جایی که از زبان داریوش بزرگ اینچنین آمده است:
      و آنگاه کوروش جوانبخت که کامیاب ترین آدمیان بود و آرامش و آبادی بر مردم وفادار ارزانی داشت… و آنگاه ماردوس دروغین که اورنگ باستانی از نامش شرم داشت. لیک آرتافرتس، آن سردار دلاور، باران گردآورد و او را در سرای شاهی بکشت. آنگاه من به تختی نشستم که آرزومندش بودم… (آیسخولوس، مجموعه آثار، ترجمه عبداله کوثری، تهران: نشر نی، ۱۳۹۰، ص ۴۰۹)

      این بخش نمایشنامه پارسیان تفاوت هایی با کتیبه بیستون دارد و اصلا از کمبوجیه یاد نمی شود و از شخصی به نام «ماردوس دروغین» یاد می شود که گویی پس از کوروش بزرگ پادشاه شده است. واژه دروغین ما را به یاد بردیای دروغین و گئومات می اندازد. ماردوس و قورس شباهت های آوایی اندکی به هم دارند.

      من نمی توانم به صورت قاطع درباره قورس نظر دهم ولی احتمال می رود روایت های متفاوتی از روایات رسمی داریوش بزرگ و همچنین آنچه در منابعی مانند هرودوت آمده است وجود داشته است. اینکه در روایات اهالی مغرب چه آمده است که ابوریحان او را با لهراست تطبیق داده است قطعا هیجان انگیز است که متاسفانه اصل منابع اهالی مغرب به دست ما نرسیده است (یا اگر در دسترس است من اطلاع ندارم).
      می دانیم هخامنشیان بر اقوام و ملل گوناگونی حکمرانی می کردند و طبیعی است که روایات گوناگون (چه درست و چه غلط) هم درباره تاریخ هخامنشیان وجود داشته است. به نظرم قورس و ماردوس حاصل روایات پراکنده است.

  10. این ادیان نت یک سایت داعشی و تروریستیست
    این سایت کوچک ترین دریغی از سیاه نشان دادن آنچه به ایران و ایرانی مربوط می شود نکرد
    معلوم نیست مشکل این سایت با ایران و ایرانی چیست
    این سایت همچنین یکی از مروجین افکار داعشی و تروریستی نیز هست و حتی کاربرانش را دعوت به نسل کشی یهودیان می کند!!

  11. آیا نامی از داریوش بزرگ (جز در دو لیستی که ذکر کردید) در آثارالباقیه است؟
    خشایارشاه چطور؟

    • اشکان دهقان

      بله در جاهای دیگر هم نام ها آمده از جمله در جدول مربوط به نام های فراعنه مصر که نوشته شده: «اهل فارس تا داریوش»

      برای بررسی دقیق اگر به فهرست اعلام کتاب آثارالباقیه مراجعه کنید شماره صفحاتی که نام‌ها آمده، نوشته شده است و می توانید با دقت مطالعه بفرمایید.

  12. عالی بود بهتر است در مورد دیگر شاهان هخامنشی همچون داریوش بزرگ و خشایارشاه بزرگ کمی توضیح بدید

  13. هانيه موحدي

    بسيار عالي لذت بردم. نميدونم چرا با اين همه سند تاريخي اسلامي و تاريخي غير اسلامي از بزرگان كهن تا عصر حاضر باز هم عده‌اي شمشير براي يكي از 124 هزار پيامبر خدا، كوروش كبير (ذوالقرنين كه حتي با اسناد ديني و تاريخي و بررسي زياد توسط حوزه هم تاييد شده) از غلاف بيرون كشيدند و سعي در دريدن ريشه تمدن كهن وطنشان را دارند! فقط ميشه گفت درخت هر چقدر بزرگتر و سايه‌اش بيشتر شود تبر بدستان بيشتري سوداي قطعش را دارند! علت عزيز شدن كوروش در بين پادشاهان ايراني فقط بخاطر اين هست كه از اولياي خدا بود ظالم نبود به مظلومان كمك ميكرد و در ايران برابري در بين همه اقوام ايراني و غير ايراني با هر ديني برقرار كرد و زورگو نبود. حالا چون شاه پهلوي ايران جشن‌هاي 2500 ساله بيهوده چون پر از ولخرجي و حيف و ميل بود ميگرفت عده‌اي كور دل با كوروش كبير لج شدن!

    • در حالی که ترکیه و امارات تاریخ سازی میکنند اینچنین تاریخ پر افتخار ایران در بین ایرانیان مهجور مانده

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا