کلنل محمدتقی خان پسیان و ستیز با رضاخان

پس از آنکه قوای قزاق تعدادی از ژاندارم‌ها را خلع سلاح کردند درگیری میان کلنل محمدتقی خان پسیان و رضا خان به وجود آمد. در هنگامه جنگ اول جهانی و در دوره زمامداری احمد شاه قاجار نیرو های ایران به دو گروه ژاندارمری و قزاق تقسیم می‌شدند. پس از مهاجرت از تهران و تأسیس کمیته «دفاع ملی» در قم، افسران ژاندارم در شهرهای مختلف در جنوب و غرب ایران به اقدامی مشابه آنچه در شیراز صورت گرفت دست زدند. ژاندارم ها آشکارا سر به شورش برداشتند و شهرهای همدان، کرمانشاه سلطان آباد، اصفهان، یزد و کرمان را به تصرف در آوردند و اتباع متفقین را وادار به ترک این مناطق کردند.

در آن هنگامه کلنل در راس نیروهای ژاندارمری قرار داشت و فرماندهی گروهی از سربازان قزاق همدان بر عهده سردار سپه بود. محمدتقی خان از نظر شرافتمندی نمی‌خواست با قهر و غلبه حریف را سرکوب نماید. لیکن چون دو مرتبه به آنها پیشنهاد شده بود و از تسلیم اسلحه خودداری نمودند، ناچار نقشه تعرض و تهاجم خود را طرح کرده و با حال تأسف وظایف واحدهای مهاجم را تعیین کرد. محمد تقی با ۶۵ نفر ژاندارم سردار سپه را در مصلی محاصره کرده و نیرو های قزاق متحمل شکست شده بودند.

| نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی: ۲۳ آبان ۱۳۹۸ |


شکست سخت قوای قزاق و رضا خان از نیروهای ژاندارمری و کلنل محمدتقی خان پسیان

کلنل محمد تقی خان پسیان

کلنل محمد تقی خان پسیان

نویسنده: سامان بختیار

واقعه تپه مصلی و درگیری کلنل پسیان با سردار سپه

در ۲ دی ۱۲۹۱ خورشیدی سیصد ژاندارم تحت امر دو افسر صاحب منصب سوئدی و یک افسر ایرانی به نام (یاور محمدتقی خان پسیان) وظیفه حراست و حفاظت از مسیرهای تجاری و کاروانی غرب کشور که اهم آنها مسیر قزوین به همدان بود را بر عهده گرفتند. پیش از استخدام افسران سوئدی امنیت مسیرها و جاده ها به قوای محلی سپرده شده بود که قبل از مشروطیت به نام «قره سوران» و در اوایل مشروطه به نام «امنیه» موسوم بود. کلنل محمدتقی خان پسیان

اما با شروع جنگ جهانی اول و کشیده شدن درگیری ها به همدان، فرماندهی دسته ژاندارم های همدان را «محمدتقی خان پسیان» یکی از افسران شجاع و تحصیل کرده ایرانی که در آن زمان با درجه ی یاوری مشغول خدمت بود عهده دار شد. وی چندی قبل و چنانچه ذکر شد در همدان حضور داشته و لیاقت و شجاعت خود را به فرماندهان و اهالی همدان ثابت کرده بود، از آنجا که در این نیرو افراد و جوانان شهر عضویت داشتند در مقایسه با قوای قزاق محبوبیت خاص و بیشتری در نزد مردم دارا بودند و در جریان شورش ها و جنگ ها، مردم شهر به کمک آنان می شتافتند. همچون واقعه مصلای همدان که در پیروزی قوای ژاندارم، مردم نقش مهمی در آن داشتند. اما حکومتیان به خصوص حکمرانان به دنبال فروپاشی این دسته نظامی بودند.

در پی ورود قزاق های تحت فرمان روسیه به همدان در دی ماه ۱۲۹۶ یک آتریاد (دسته سرباز) قزاق در همدان استقرار یافت. آنان در شهر پادگان هایی نظامی احداث نمودند و علاوه بر حفظ جان و اموال اتباع روس کنترل نقاط سوق الجیشی منطقه را در جهت سیاست های روس در اختیار گرفتند.

نیروی قزاق یک نیروی ایرانی بود که به دستور ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۵۸ خورشیدی تاسیس شد، در این قوای نظامی با وجود اینکه سربازان عمدتا ایرانی بودند اما فرماندهی در دست نظامیان روس قرار داشت ، به طور کلی میتوان قوای قزاق را نیرویی وفادار به روسیه و دربار قاجار دانست، پس از پیروزی مشروطه و به خصوص بعد از به توپ بستن مجلس شورای ملی توسط کلنل لیاخوف روس ، مشروطه خواهان در صدد برآمدند تا دست روسیه را از این نیرو کوتاه کنند.

روس ها در جنگ جهانی اول سعی داشتند حضور نیروهای قزاق در شهر همدان را افزایش دهند تا بتوانند مقدمات اشغال و تسلط خود را مهیا سازند. البته ورود قزاق ها به شهر همدان معمولا با واکنش و هیجان و اعتراض مردم مواجه می گردید و حتی گاهی اهالی در تلگرافی به مرکز خواهان خروج آنان از شهر می شدند. چرا که قزاق ها علاوه بر حمایت آشکار از روسها و اتباع آنان، نسبت به مردم شهر نیز مرتکب تعدی، تجاوز و بی احترامی می شدند و حتی در مواردی مرتکب قتل افراد نیز می شدند. ورود قزاق ها به همدان باعث به وجود آمدن درگیری شدیدی بین آنان و قوای ایرانی ژاندارم منطقه شد. همین مسئله بود که درگیری های پیاپی و خونینی را در غرب ایران رغم زد. چرا که قزاق ها حافظ منافع روس بودند و ژندارم ها از امنیت شهر حمایت می کردند. در نتیجه بدیهی است که در مواردی که به دو طرف مرتبط می شد

بین دوجناح اختلاف نظر به وجود آید. اما اصلیترین اختلاف و درگیری را روزنامه «اطلاعات هفتگی» بنا بر منبعی ناشناس چنین بیان داشته است:

«درگیری زمانی رخ داد که قوای قزاق در اقدامی که با کمک قزاق های ایرانی همراه بود، تعدادی از ژاندارم ها را خلع سلاح کردند. بدین واسطه جنگ مابین ژاندارم ها و قزاق ها واقع شده است. ناگفته نماند که از طرف اداره ژاندارمری چندین مرتبه به قزاق ها پیام ارسال شد تا اسلحه ی ژاندارم هارا برگردانند و طی مکتوبی از اداره مذکور عذرخواهی نمایند، اما قزاق ها از این مطلب استنکاف می ورزیدند.»

در ادامه ی مطالب روزنامه اطلاعات هفتگی، این تفصیل (حضور قوای قزاق روسی در خلع سلاح ژاندارم ها) را تکذیب کرد و دلیل آن را این گونه تفسیر نمود:

«چنانچه قزاق های روس دخالتی در این کار داشتند مسلما علاوه بر جنگ برادری با ایرانیان، مذاکرات دیپلماسی دولتی آنها با دولت ایران رو به تیرگی می رفت. دلیل اصلی، عدم استرداد اسلحه توسط قزاق های ایرانی و واکنش ژاندارمری بود». کلنل محمدتقی خان پسیان

اما در منبعی دیگر، رضاقلی قائم مقام از دانش آموختگان ژاندارمری در آن عصر، علت آغاز درگیری را اقدام قوای ژاندارم در خلع سلاح کردن قزاق ها می داند و می نویسد:

چون فرمانده ژاندارم ها از افزایش تعداد و اندیشه های روس ها مطلع گردید، تلگراف رمزی به فرمانده گردان ژاندارم همدان «یاور محمد تقی خان پسیان» زد و از او خواست تا قزاق های شهر را خلع سلاح نماید و یاور محمدتقی خان با رعایت احترام و جوانمردی از فرمانده قزاقها خواست تا اسلحه های خود را تحویل دهند و به تهران عزیمت نمایند. ولی سرتیپ محمود آقا و افسران قزاق ضمن جواب توهین آمیز سلاح های خود را تحویل ندادند. (البته قزاق های ایرانی در همدان، در یک دسته صدو پنجاه نفری به مجاهدین ملحق شدند) اما دسته دیگر با قزاق‌های روس در مصلی مشغول به سنگربندی بودند. با این حال باور محمدتقی خان بدون توجه به توهین افسران قزاق، بیست ساعت به آنها مهلت داد تا بدون زد و خورد سلاح خود را تحویل دهند.

این امر چون به قزاق ها سنگین آمد و اجازه تسلیم و تحویل سلاح نداشتند، اردوگاه خود (کاروانسرایی بزرگ) را در پایین تپه مصلی سنگربندی کردند و استحکامات جنگی خود را آماده نمودند. قزاق ها چون جهت حمله را از شمال تپه تصور می کردند جبهه ی مقدم خود را در همان سمت قرار دادند. یاور محمد تقی خان پسیان دو بار مهلت به قزاق‌ها داد اما آنان توجه ای به اولتیماتوم دوباره ی وی نکردند. (۱) ژاندارم‌ها جهت تهدید و ارعاب سه ساعت مانده به پایان مهلت در سمت شمال مصلی دو قبضه مسلسل سنگین پیاده کردند و تا پایان مهلت هیچ گونه اقدامی ننمودند. ناگهان در نیمه شب، از سنگرهای قزاق و پاسدارهای مقدم آنها تیراندازی آغاز گردید و مسلسل های آنان شروع به کار کرد و درگیری آغاز شد.(۲)

تپه مصلی همدان ، امروزه در این مکان کتابخانه ای ساخته شده است

تپه مصلی همدان

آنچه مسلم است همان است که در مقاله ای مندرج در روزنامه اطلاعات هفتگی انتشار پیدا کرد که بدین شرح است:

«چه قدر سخت و چه اندازه ناگوار است دو برادری که در تحت دو دسپلین تربیت شده و هر دو به یک آب و خاک و یک دولت خدمت می نمایند شمشیر بر روی هم بکشند. رییس ژاندارمری کیست؟ رییس قزاق کیست؟ کدام وزارتخانه مسئول آن است؟ ژاندارمری دولتی و قزاق های نظامی در اداره ایرانی هستند که دولت آموزش یکی را به روس ها تربیت ها یکی دیگر را به سوئدی ها سپرده هر دو مطیع دولت می باشند.

در این صورت ما نمی دانیم برخی عداوت هایی که ژاندارم را به ضد قزاق و قزاق را به ضد ژاندارم مسلح می نماید چیست و از چه ناشی است؟ شگفتا چه دستانی را می بینم و چه تحریکاتی را می شنوم که دست یک برادر را به ریختن خون برادر دیگر بلند نموده چه بسا این یک مقدمه برای نتیجه مفصل باشد. روز گذشته یک منازعه فجیعی بین ژاندارم ها و قزاق های ایرانی در همدان رخ داده و عده ای از طرفین مقتول و مجروح گردیده اند با آن که هنوز از تفصیل واقعه معلوم و موجبات ظاهری این پیشامد اطلاعات کافی نداریم ولی در هر صورت می توان استنباط نمود که وقوع این وقایع جگر خراش برای چیست و چه سبب و علتی قزاق و ژاندارم ایرانی را به جان یکدیگر افکنده است.

اسلحه که باید برای مدافعه از ناموس اجتماع صرف و در مورد دشمنان ایران استعمال گردد در برابر برادران و ساکنین یک خانه اعمال می گردد. چرا باید برادر، برادرش را بکشد ایرانی خون هموطن خود را فدای نظریات دیگران بنماید. سرزمین مصیبت خیز ما با خون پاک افراد دلاور و مسموم ولی جاهل و بی خبر از همه جا آبیاری شود بی آنکه بذر مرام و آمالی در خاک ایران کاشته گردد. فریاد بر بدبختی ایران، باید تصدیق بکنیم که فریاد ما هم بی موقع است برای آنکه در مملکتی بی اراده، میل و نظریات دیگران جایگزین سیاست و دولت و مصالح ملت واقع گشته است. فقط بی تکلیفی حکمران و مدار سوخته ی حیاتی ما می باشد که خود را نمایان می کند. جز این چه نتایج و آثاری را باید انتظار داشت. اشتباه نشود گمان نکنید ما از جریان رودهای خون اندیشناک هستیم و یا از کشته شدن فرزندان ایران بیم و هراس داریم، چنین نیست بر عکس ما مواردی از خونریزی را که برای مدافعهی شرافت خود و محافظت از حیث های ملی باشد یکی از قضایای اجتماعی پنداشته و یک ضرورت غیر قابل احترازی تصور می کنیم» کلنل محمدتقی خان پسیان

با کمی تأمل بر جریان های واقع شده مشخص می شود که سیاست های امپریالیستی روس موجب این رویدادها شده است. چنانچه قبلا هم ذکر شد قزاق ها در بسیاری از اموری که مرتبط به آنها نبود دخالت می کردند و باعث اغتشاش و ناامنی می شدند. بر همین اساس هنگامی که عده ای از قشون ژاندارمری برای رسیدگی به همین امور با قزاق ها درگیر شدند، قزاقها آنان را خلع سلاح کردند. در همین راستا ژنرال های سوئدی متوجه قدرت رو به رشد رقیب که طرفدار روس ها بودند شدند و برای جلوگیری از اینگونه موارد و کاهش قدرت آنان، فرمان خلع سلاح قزاق ها را به فرماندهان ژاندارمری همدان دادند.(۳)

.

آغاز درگیری

یاور محمدتقی خان از نظر شرافتمندی نمی خواست با قهر و غلبه حریف را سرکوب نماید. لیکن چون دو مرتبه به آنها پیشنهاد شده بود و از تسلیم اسلحه خودداری نمودند، ناچار نقشه تعرض و تهاجم خود را طرح کرده و با حال تأسف وظایف واحدهای مهاجم را تعیین کرد. در ساعت اتمام مهلت، سه بعد از نصف شب، از سمت شمال تپه مصلا، همان طور که قزاق ها در انتظار بودند، دو قبضه مسلسل سنگین پیاده نموده و در جایگاه ثابت برقرار کردند. ولی باز هم نمی خواست رزم آغاز شود، بلکه این عملیات را به منظور تهدید اجرا می نمود و از این جهت تا آخرین دقیقه مهلت که درست سه بعد از نصف شب تمام می شد، پیش نمی رفت.

«پس از پایان مهلتداده شده به قزاق های مستقر در «تپه مصلی» توسط محمدتقی خان، درگیری از منطقه شمال تپه آغاز شد. درست در منطقه ای که قزاق ها پیش بینی آن را کرده بودند درگیری ها بسیار بالا گرفت. شدت درگیری بین طرفین موجب شد تا اهالی ساکن در اطراف تپه، به بالای بام های منازل خود رفته و از دور شاهد ماجرا باشند. منظره‌ی تپه ی مصلی از رگبار گلوله و آتش مسلسل ها به گونه ای به نظر می رسید که همانا شب تاریکی خود را از دست داده و به روشنایی صبح تبدیل شده است. با اوج نبرد مسلحانه، قوای ژاندارم به صورت جدی تری وارد کارزار گردید و با تهور و شجاعت به اردوگاه قزاق ها یورش برد. قزاق ها با سماجت و به سختی دفاع می نمودند. آنان آتش سنگین مسلسل های خود را بر قوای ژاندارم پیاده می کردند و مانع پیشروی آنها بودند.

به همین لحاظ قوای مقدم ژاندارمری متوقف گردید. یاور محمدتقی خان چون وضعیت جنگ و موقعیت استقرار نیروی دشمن را متوجه شد، میدان نبرد را ترک گفته و در ظرف ده دقیقه خود را به یکی از کوچه های شهر رسانید و سواران نایب دوم عبدالله خان خلوتی را در انتظار دید. وی فورا با نیروهای تحت امر عبدالله خان از سمت مغرب شهر گذشتند و تپه مصلی را دور زدند به طوری که از قسمت جنوب تپه قزاق‌ها را محاصره نمودند.

آنگاه با دو دسته از سواران، پیاده تحت امر عبدالله خان از تپه بالا رفته و از پشت سر، قزاق‌ها را غافلگیر کردند. قزاق ها که از روبرو و کنارین سرگرم نبرد بودند ناگهان از تعرض پشت سر متوحش و هراسان گشته و توانایی و قدرت اولیه خود را از دست دادند. در همین لحظه یاور محمدتقی خان و عبدالله خان به همراه ده گروهبان و افراد سواره در پناه تپه و تاریکی شب خود را به پنجاه متری سنگرهای دشمن رساندند و از این تهدید،قرارگاه فرماندهی قزاق سقوط کرد.

سرتیپ محمودآقا فرمان آتش بس داده و پست ها یکی بعد از دیگری اسلحه خود را تحویل می دادند. اکنون آتش رزم خاموش شده و هر پست اسلحه را حضور یاور محمد تقی خان به زمین می گذاشتند.(۴)

تورج اتابکی در کتاب «ایران و جنگ جهانی اول» چنین می‌نویسد:

پس از تسلیم قزاق ها، سرگرد پسیان سخنرانی میهن پرستانه ای برای آنها ایراد و تشویقشان کرد که در نبرد برای دفاع از استقلال کشور به ژاندارمها بپیوندند و در واقع هم تعدادی از قزاق ها به ژاندارم ها پیوستند و به بقیه اجازه داده شد پی کار خود بروند. (۵)

نافرمانی و مرگ سه نفر

ناگهان از آخرین سنگر در مشرق تپه مجددا تیراندازی آغاز گردید. در حالی که دوست و دشمن دست از رزم کشیده و در وسط تپه به یکدیگر تماس داشتند، اندک غفلتی سبب اتلاف فرماندهان طرفین می شد. ولی فورا نایب عبدالله خان افسران قزاق را تهدید به قتل نمود. از این جهت آنها هم آتش بس را تکرار کردند. لیکن گروهبان قزاق با سه نفر دیگر عمل خودسرانه خود را ادامه داده و فرمان آتش بس را اطاعت نکردند تا بالاخره یک دسته از اسواران مهاجم آتش آنها را خاموش کردند و نافرمانی آنها با اتلاف سه نفر خاتمه یافت. کلنل محمدتقی خان پسیان

اما دسته ی دیگری نیز در کاروانسرا جای داشتند و هنوز ایستادگی می نمودند، تا آنکه یاور محمدتقی خان، جلوی کشتار و خونریزی را گرفت و تپه ی مصلی به دست ژاندارم ها افتاد. نزدیک به صبح تمام قوای قزاق شهر، خلع سلاح شدند. به دنبال استقرار قوای ملیون و ژاندارم ها در شهر همدان، نیروهای باقی مانده از و بریگارد قزاق، عرصه را بر خود تنگ دیدند و به دلیل عدم تأمین جانی به منازل روحانیون پناهنده شدند.مختصر، تازه هوا روشن می شد که کلیه قزاقها خلع سلاح شدند و در نتیجه بی پروایی افسران قزاق، تلفات و زخمی طرفین به ده نفر بالغ گردید. با این حال، یاور محمد تقی خان از راه جوانمردی و سخاوت آنچه قوای قزاق دارا بودند، اعم از اثاثیه، لوازمات، چهارپایان و غیره، به استثنای اسلحه و مهمات، [را] به آنها بخشید و با مهربانی زیاد و پرداخت مخارج راه، آنان را مرخص نمود که از راه اراک و قم به تهران عزیمت نمایند. (۶)

رضا شاه ، رضاخان میرپنج

رضا خان میر پنج در لباس قزاق

سرانجام

سرانجام قزاق ها مجبور شدند با تحویل اسلحه ی خود به اداره مالیه همدان شهر را ترک کنند. رضاخان نیز پس از شکست به همراه کلنل فضل الله خان زاهدی از معرکه فرار نمودند و در خانه «ثقه الاسلام» همدانی یکی از روحانیون همدان بست نشستند. تا از این طریق هم از حمله ژاندارم ها در امان بمانند و هم در نزد باور محمد تقی خان پسیان شفاعت شوند. به سبب این وساطت یاور محمدتقی خان از جرم رضاخان گذشت و اجازه داد که رضاخان و همراهانش تحت الحفظ همدان را به قصد قزوین ترک نمایند. در واقعه ی مصلی فرماندهی دسته قزاق به عهده رضاخان بود و در جناح مقابل یاور محمد تقی خان پسیان فرمانده ژاندارمری قرار داشت. اردوگاه قزاق ها به سبب اشراف و همسور بودن از هر طرف در تپه مصلی واقع شده بود. در حالی که اردوگاه ژاندارمری در «باغچه آقایوسف» مستقر شده بود. در این نبرد یک صد و سی قبضه تفنگ با یک عراده مترالیوز (نوعی مسلسل) از قزاق ها گرفته شد و تحویل صندوق دفتر ژاندارمری قرار گرفت. «در این منازعه حدود بیست تن از طرفین زخمی و کشته شدند». در واقع در این نبرد قوای بیگانه (قزاق های روسی و تعلیم یافته روس) با سبک نظامی قدیمی و شیوه استبدادی همیشگی خود در مقابل قوای وطنی با سبک جدید نظامی، صف آرایی کرده بودند. (۷)

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

بختیار، سامان ( ۲۳ آبان ۱۳۹۸). «کلنل محمدتقی خان پسیان و ستیز با رضاشاه». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=20756

۱٫ وقایع غرب ایران در جنگ اول جهانی (یادداشت های نظامی رضاقلی قائم مقامی)به کوشش: سیروس سعدوندیان،انتشارات شیرازه (۱۳۹۷) صفحه ۱۰۷

۲٫ اولین خلبان ایرانی (زندگینامه کلنل محمدتقی خان پسیان از تبریز تا مشهد ۱۲۷۰-۱۳۰۰ش)مولفان:مصطفی شریفی نیا-علیرضا علی صوفی،انتشارات تدین(۱۳۹۴)صص ۲۳-۲۴-۲۵-۲۶

۳. اولین خلبان ایرانی (زندگینامه کلنل محمدتقی خان پسیان از تبریز تا مشهد ۱۲۷۰-۱۳۰۰ش)مولفان:مصطفی شریفی نیا-علیرضا علی صوفی،انتشارات تدین(۱۳۹۴)صص ۲۶-۲۷-۲۸

۴. وقایع غرب ایران در جنگ اول جهانی (یادداشت های نظامی رضاقلی قائم مقامی)به کوشش: سیروس سعدوندیان،انتشارات شیرازه (۱۳۹۷)صص۱۰۷-۱۰۸-۱۰۹

۵. ایران و جنگ جهانی اول میدان نبرد قدرت های بزرگ نوشته تورج اتابکی ترجمه مهدی حقیقت خواه نشر ققنوس(۱۳۸۷) صفحه ۹۲

۶. وقایع غرب ایران در جنگ اول جهانی (یادداشت های نظامی رضاقلی قائم مقامی)به کوشش: سیروس سعدوندیان،انتشارات شیرازه (۱۳۹۷) صفحه ۱۰۹

۷. اولین خلبان ایرانی (زندگینامه کلنل محمدتقی خان پسیان از تبریز تا مشهد ۱۲۷۰-۱۳۰۰ش)مولفان:مصطفی شریفی نیا-علیرضا علی صوفی،انتشارات تدین(۱۳۹۴)صص۳۱-۳۲


شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136
خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال خردگان در تلگرام

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
رفتن به بالا