چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

چه عواملی باعث تخلیه ایران از قوای روسی و باعث دگرگونی سیاست شوروی در قضیه آذربایجان گردید؟ در مورد علل تخلیه ایران از قوای روسی نویسندگان و پژوهشگران به عوامل متعددی اشاره کرده اند که از مهمترین آنها می توان به اولتیماتوم هاري ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا به دولت شوروی یاد کرد. در کتاب های درسی ایران معمولا در قضیه اشغال نظامی آذربایجان و تلاش برای تجزیه این منطقه از سوی جریان پیشه وری به امتیازاتی که قوام نخست وزیر وقت ایران به شوروی داد اشاره میشود. پیرو این نظریه قوام با سفر به شوری قول نفت شمال و نیز خرید تسلیحات میدهد و آن ها را راضی به خروج از ایران میکند. اما نکته ای که این نظریه را سست میسازد این است که هیچگاه حکومت پهلوی زیر بار دادن امتیاز نفت به روس ها نرفت.

در سوی دیگر به نظر میرسد که آمریکا با تهدید شوروی این کشور را مجبور به تخلیه خاک ایران کرده که در ادامه میخوانیم.

چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟ | نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی:7 بهمن 1398 |


چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

«تلاش ایران و آمریکا برای خروج نیروی های شوروی»

چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟ ارتش سرخ شوروی

آغاز بحران در ایران

با شکست آلمان نازی در هفتم مه ۱۹۴۵ (۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۴ خ)، و تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ (یازدهم شهریور ۱۳۲۴ خ)، دومین جنگ جهانی این قرن به سود متفقین پایان یافت و زمان اجرای تعهداتی که متفقین در هنگام جنگ به گردن گرفته بودند، فرارسید. باتوجه به تاریخ تسليم ژاپن و بنابر مفاد پیمان سه جانبه نهم بهمن ۱۳۲۴ که نقل شد، مهلت شش ماهه برای خروج قوای دول متحده، از ایران ۲ مارس ۱۹۴۹ (یازدهم اسفند ۱۳۲۴ خ) می شد. انگلیس و آمریکا به تدریج نیروهای خود را تا این تاریخ از ایران بیرون بردند. آن که هنوز بر جای مانده بود ارتش شوروی بود که نشانه ای از خروج آن دیده نمی شد.

کارزاری که در آن زمان برای واداشتن شوروی به فراخواندن سپاهیانش از ایران درگرفت، چنان ابعاد گسترده ای یافت که نه تنها اثر خود را بر سیاست داخلی ایران برای سالها به جا گذاشت و جنبش های کمونیستی ایران را در موضع تدافعی نهاد، بلکه در سطح روابط بین المللی نیز، در پیوند با مواردی دیگر، شالوده تنشی را که سالها بر روابط بین المللی به نام جنگ سرد حاکم بود پایه ریزی نمود. (اتابکی،تورج،(۱۳۷۶)؛صص۱۸۶-۱۸۷)

مذاکرات مستقیم قوام با مسکو

روز ۱۹ فوریه ۱۹۴۶ (۳۰ بهمن ماه ۱۳۲۶) قوام السلطنه نخست وزیر ایران در رأس هیئتی وارد مسکو شد. پیش از ورود قوام به مسکو بعضی از محافل سیاسی چه در ایران و چه در خارج از ایران با سفیر انگلیس در تهران هم عقیده بودند که هیئت ایرانی هر چه که روسها بخواهند و به آنها پیشنهاد شود قبول و امضاء خواهند کرد. موضوع مذاکرات قوام با مقامات شوروی تا مهرماه سال ۱۳۲۹ یعنی زمانیکه قوام رسما گزارش سفر خود به مسکو ونتیجه مذاکراتش را با مقامات شوروی به اطلاع مجلس شورای ملی رساند مکتوم ماند ولی روشن بود که روسها هیئت ایرانی را تحت فشار قرار خواهند داد تا با خواسته های آنان موافقت نمایند. در ۵ اسفندماه ۱۳۲۴ قوام به کاردار سفارت انگلیس در مسکو اظهار داشت که او به وضوح منظور روس‌ها را درک کرده و امیدوار نیست که ارتش سرخ در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۱۳۲۶ ایران را تخلیه نماید. بنا به گزارش کاردار انگلیس در مسکو ، قوام السلطنه از نتیجه سد ملاقات و گفتگوئی که با مولوتف و استالین داشته بی‌نهایت ناراضی بوده است بنابر همین گزارش مقامات شوروی از قوام السلطنه سه درخواست مشخص داشته اند:

شناسایی رسمی حکومت خودمختار آذربایجان، اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی و ادامه حضور ارتش سرخ در ایالات شمالی ایران بعد از تاریخ دوم مارس ۱۹۴۶. خواسته‌های دولت شوروی بیش از انتظار قوام بود و نخست وزیر ایران در پاسخ درخواست‌های مقامات شوروی گفته بود که مجاز نیست تا در این موارد با دولت شوروی وارد گفتگو شود. قوام به مقامات دولت شوروی یادآوری کرد که مذاکره اعضای دولت ایران درباره نفت با نمایندگان هر کشور خارجی باعث اعتراض مجلس و نقض مصوبه آن و مستوجب مکافات و عقوبت خواهد بود.

چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟ احمد قوام

احمد قوام (تولد ۱۲۵۲ تهران – مرگ ۱۳۳۴ تهران) ملقب به قوام‌السلطنه، سیاستمدار ایرانیِ پایان دوران قاجار و روزگار پهلوی بود که پنج بار نخست‌وزیر ایران شد (دو بار در پایان دوران قاجار و سه بار در زمان حکومت محمدرضا پهلوی).

قوام السلطنه در ملاقات دوم خود با استالین امیدواری بیشتری نسبت به انجام مذاکرات خود پیدا کرد. استالین به قوام قول داده بود که در صورت اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی ، وی نیز نسبت به تخلیه ایران از نیروهای ارتش سرخ اقدام خواهد نمود. قوام السلطنه از اینکه بالاخره روسها بجای اصرار در برآورده شدن خواسته هایشان حاضر به معامله شده اند بسیار راضی و خشنود شده و شاید در آن موقع در این فکر بود که چنانچه روس‌ها امتیاز نفت شمال را تحصیل نمایند ، هرآن میتوانند قشون خود را به بهانه حمایت از منابع و منافع نفتی خود وارد ایران نمایند . قوام کاملا متوجه این نکته بود که با وجود تعهد وقولی که شوروی به انگلستان و امریکا مبنی بر رعایت مواد پیمان اتحاد سه گانه ۱۹۹۲، که حاکم بر مدت اقامت نیروهای متفقین در ایران بود، داده است، معهذا هم استالين وهم مولوتف در هر جلسه ملاقاتی که توام با آنها داشت به حق دولت شوروی برای اعزام قشون به ایران بموجب قرار داد ۱۹۲۱ اشاره کرده و اصرار داشتند که که قشون شوروی باید برای حراست و حفظ امنیت شوروی، در شمال ایران حضور داشته باشد حتی اگر قشون انگلیس و آمریکا ایران را تخلیه کرده باشند . چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

آخرین مهلت تعیین شده بموجب پیمان سه گانه ۱۹۹۲ ایران ، انگلستان وشوروی برای تخلیه نیروهای اشغالگر متفقین ، دوم مارس ۱۹۴۶ (۱۱ اسفند ۱۳۲۶) بود. از دو هفته قبل از این تاریخ نیز قوام و هیئت ایرانی همراه او در مسکو بسر می بردند و انتظار کلی هم این بود که روسها نیرو های نظامی خود را حداکثر در تاریخ تعیین شده از ایران فرا خوانند . اما در نیمه شب اول مارس ۱۹۴۶ بیانیه رسمی خبرگزاری تاس، که روز بعد نیز در مطبوعات شوروی بچاپ رسید، از رادیو مسکو پخش گردید، مبنی بر اینکه در ۲۸ فوریه به نخست وزیر ایران که در مسکو بسر می برد اطلاع داده شده است که خروج قسمتی از نیروهای شوروی از شهرهای مشهد، شاهرود وسمنان در روز دوم مارس ۱۹۴۶ شروع خواهد شد ولی قشون شوروی در بقیه نقاط دیگر تا روشن شدن اوضاع باقی خواهند ماند. (ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛صص۲۸۹-۲۹۰)

صدور چنین اعلامیه ای، نگرانی نیروهای ملی ایران را برانگیخت. دکتر محمد مصدق در نطقی که به تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۲۴ در مجلس چهاردهم ایراد کرد «تخلیه ایران را یک مسأله حل شده و مقطوعه دانست که دولت ایران نباید پیرامون آن به هیچ وجه به گفتگو و مباحثه بنشیند و از اجرای این تعهد قطعی همسایه درست و متفق بگذرد» . او سپس در پیوند با سفر قوام السلطنه به مسکو چنین گفت:

«گمان می کنم آقایان با من هم عقیده هستند که رئیس دولت و همراهان او برای حل مسائل دیگری به مسکو باید رفته باشند (منظور مصدق، مسئله امتیاز نفت شمال بود) که شوروی در گرفتن آن اصرار می ورزید و اگر در مذاکرات خود سخنی از تخلیه به میان آمده باشد، تکلیفی جز تأکید در اجرای این تعهد نداشته و اختیاری در مذاکره راجع به تمدید مدت با تبعیض برخلاف پیمان مصوب مجلس شورای ملی ندارد.» (اتابکی،تورج،۱۳۷۶؛صفحه۱۸۷)

در این بیانیه به هیچ‌وجه سعی نشده بود تا توجیهی منطقی و یا قانونی برای اتخاذ این تصمیم دولت شوروی ذکر گردد و باین ترتیب مشخص شد که دولت شوروی مصمم به اجرای سیاست تجاوز کارانه خود در ایران تا آخرین مرحله می‌باشد. در بیانیه خبرگزاری تاس هیچ اشاره ای مبنی بر آنکه نخست وزیر ایران نیز این تصمیم دولت شوروی را مورد تأئید قرار داده یا نه نشده بود و معلوم نبود که آیا نخست وزیر ایران قبلا در جریان امر قرار گرفته است یا خیر. اشاره ای هم به پیمان سه گانه ۱۹۴۲ و با قرارداد ۱۹۲۱ در بیانیه نشده و حتی این مسئله نیز روشن نشده بود که چرا خروج نیروهای ارتش سرخ از ایران که می بایست در دوم مارس به اتمام رسیده باشد در این تاریخ و آنهم از بعضی نقاط آغاز میگردید.

قوام السلطنه که هنوز در مسکو بسر می برد با ارسال یادداشتی برای مولوتف به دولت شوروی اعتراض کرده و یادآور شد که تخلیه ایران از نیروهای شوروی با توجه به پیمان سه گانه ۱۹۴۲ قبل از تاریخ دوم مارس ۱۹۴۲ تعهد غير قابل بحثی است که شوروی آنرا پذیرفته است، قوام ضمن اعتراض به دولت شوروی، از آن دولت خواست تا دستورات لازم و مقتضی را برای تخلیه فوری ایران از نیروهای شوروی به کلیه واحدهای نظامی مستقر در ایران صادر نماید. (ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛صص۲۹۰-۲۹۱)

بعد از ظهر روز سوم مارس نیز کاردار سفارت انگلستان در مسکو یادداشت اعتراضیه دولت بریتانیا را به مولوتف تسلیم کرد. در یادداشت مزبور دولت بریتانیا ضمن اشاره به پیمان سه گانه ۱۹۴۲ و تعهد شوروی در باب تخلیه ایران از نیروهای نظامی سئوال شده بود که آیا شوروی نیروهای خود را از ایران خارج کرده است؟ و اگر نه فورا به دولت بریتانیا اطلاع دهد که منظور از عدم تخلیه ایران از سربازان ارتش سرخ چیست؟ دولت بریتانیا عدم خروج نیروهای شوروی از ایران را نقض آشکار تعهدات شوروی نسبت به ایران و انگلستان بموجب پیمان سه گانه ۱۹۴۲ خوانده بود.

دولت آمریکا پیش از صدور بیانیه خبرگزاری تاس و حتی قبل از تاریخ ۲۸ فوریه از قصد دولت شوروی به عدم تخلیه ایران از نیروهایش در تاریخ دوم مارس آگاه شده بود. بیرنس وزیر خارجه آمریکا بیش از این کوچك شمردن اختلاف موجود بین آمریکا و شوروی را بدلیل آنکه توجیهی برای آن وجود ندارد جایز ندانسته. و در ۲۸ فوریه اعلام داشت که ایالات متحده اجازه نخواهد داد هیچ نوع تجاوزی چه بوسیله اعمال زور و فشار و چه از راه حیله و نیرنگی صورت گیرد. در یک کنفرانس مطبوعاتی در روز دوم مارس یعنی آخرین روز تعیین شده برای تخلیه کامل ایران از نیروهای نظامی خارجی ، بیرنس خطاب به نمایندگان مطبوعات و خبرگزاریها اعلام داشت که چنانچه ارتش سرخ خاك ایران را بطور کامل ترك نكند، ایالات متحده آمریکا با شوروی بعنوان يك كشور ناقض، عهدنامه ها به مقابله خواهد پرداخت.

در چهارم مارس ۱۹۴۶ قوام به کاردار سفارت انگلیس در مسکو گفت که در پایان مأموریتش دست خالی به ایران باز خواهد گشت . قوام همچنین گفته بود که روس‌ها بدون دلیل قصد نگهداری قشون خود در ایران را دارند و او نمیتواند با نقض صریح و آشكار یک قرارداد موافقت شده موافق باشد.

قوام السلطنه به کاردار انگلیس در مسکو گفته بود که تنها دلیل مسخره و مضحکی که روس‌ها عنوان میکنند اینست که در کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ (پس از پایان جنگ جهانی اول) هیئت نمایندگی ایران درخواست الحاق باکو ، ترکستان و ارمنستان را به ایران کرده بود و حالا نیز بعید نیست که ایرانی‌ها در کنفرانس صلحی که در خاتمه جنگ جهانی دوم تشکیل خواهد شد چنین تقاضاهائی داشته باشند. کاردار سفارت انگلیس در مسکو در گزارش خود به وزارت امور خارجه بریتانیا درباره ملاقات و گفتگو با قوام السلطنه می افزاید که شاید چون یکی از اعضای هیئت نمایندگی ایران در کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ اندك زمانی قبل نخست وزیر ایران بوده است (حکیمی)، این ظن در مقامات شوروی ایجاد شده که این خواسته هنوز توسط مقامات ایران دنبال میشود.

موردی را که قوام السلطنه آنرا دلیل روس‌ها برای ادامه حضور نیروهایشان در ایران میخواند تنها بهانه ای بیش نمیتوانست باشد. روس‌ها هدف های دیگری را تعقیب میکردندو چون از بازگو کردن آن هدف‌ها ابا داشتند به آن بهانه پوچ متوسل شدند. قبل از هر چیز مقامات دولت شوروی میخواستند تا حکومت خودمختار پیشه وری در آذربایجان از طرف دولت مرکزی ایران برسمیت شناخته شود. آنها همچنین خواهان تحصیل امتیاز نفت شمال ایران بودند و وقتی قوام به آنها یادآور شد که قانون مصوب مجلس شورای ملی ایران انجام هر نوع مذاکره ای را برای اعطای امتیاز نفت به خارجي ها منع کرده است. (ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛صص۲۹۱-۲۹۲)

قوام السلطنه در چهارم مارس ملاقاتی نیز با کاردار سفارت آمریکا در مسکو بعمل آورد و از وی سئوال نمود که آیا دولت آمریکا بطور قاطع و صریح به دولت شوروی اعتراض خواهد نمود؟ جرج کنان (George Kenann) کاردار سفارت امریکا در مسکو که بخوبی مطلع و آگاه بود که دولت امریکا از حقوق مشابه دولت بریتانیا بموجب پیمان سه گانه ۱۹۴۲ بر خوردار نیست و در نتیجه اعتراض آمریکا به شوروی دولت متبوعش را از نظر سیاسی با مشکل روبرو خواهد کرد مگر آنکه ابتدا دولت ایران خود به شوروی اعتراض نماید از قوام پرسید که آیا وی نسبت به تصمیم دولت شوروی اعتراض رسمی بعمل آورده است؟ قوام السلطنه رونوشت یادداشت اعتراض‌هایی را که به مولوتف تسلیم کرده بود به جرج کنان ارائه داد و کنان نیز اهمیت طرح موضوع را در سازمان ملل متحد به قوام گوشزد کرد و نسخه ای از بیانات بیرنس را که در ۲۸ فوریه ایران کرده وشامل اشارات مهمی به مسائل ایران بود تسلیم قوام نمود. در ششم مارس ۱۹۴۶ جرج کنان از وزارت امور خارجه آمریکا دستور العملی را مبنی بر تسلیم یادداشت اعتراض آمیز نسبت به ادامه حضور نیروهای نظامی شوروی در ایران به آن دولت را دریافت داشت. در یادداشت دولت آمریکا که توسط جرج کنان تسلیم مولوتف شد آمده بود که :

«تصمیم دولت شوروی مبنی بر نگهداری نیروهای نظامی خود در ایران بعد از تاریخ تعیین شده در پیمان سه گانه ۱۹۴۲ موقعیت و وضعیتی را بوجود آورده است که دولت ایالات متحده آمریکا نمیتواند به هیچ عنوان آنران نادیده گرفته و نسبت به آن بی تفاوت بماند

از جهت هدفي که شوروی برای اعمال نفوذ در ایران تعقیب میکرد، سفر هیئت نمایندگی ایران به ریاست قوام به مسکو شکست فاحشی برای دولت شوروی محسوب میگردد. (ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛صص۲۹۲-۲۹۳)

قرارداد قوام سادچیکف و آغاز خروج قوای شوروی از ایران

چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟ قرارداد قوام-سادچیکف

پس از آنکه سفیر کبیر ایران حسین اعلا، شکایت ایران را به دبیر کل سازمان ملل تسلیم کرد روس ها حاظر به «سازش» با ایران شدند.

شکست مذاکرات مسکو و عدم تخلیه نیروهای شوروی از ایران، در محافل سیاسی داخلی و مجامع بین المللی انعکاس بدی یافت. دولتهای انگلیس و آمریکا واکنش نشان دادند و خواستار خروج نیروهای شوروی از ایران شدند. قوام بلافاصله پس از بازگشت از مسکو تصمیم گرفت شرح حالی مبنی بر عدم تخلیه ایران از نیروهای نظامی شوروی به شورای امنیت سازمان ملل تسلیم کند. این گذارش ، علیرغم مخالفت و اخطار دولت شوروی، در ۲۶ اسفند ماه از سوی حسین علاء، سفیر کبیر ایران در واشنگتن، تسلیم دبیرکل سازمان ملل شد. در این گذارش آمده بود:

«اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سپاهیان خود را برخلاف مقررات مصرحه در ماده ۵ قرارداد سه جانبه مورخه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۲، پس از انقضای دوم مارس ۱۹۴۶، در ایران نگاه داشته است و علاوه بر این اتحاد جماهیر شوروی به دخالت خود در امور داخلی ایران توسط عوامل روس ها و مقامات رسمی نیروهای مسلح شوروی ادامه میدهد.». (منیژه صدری-رحیم نیکبخت،۱۳۷۶؛صفحه۲۷۷)

در بحث شورای امنیت، در ۵ فروردین ۱۳۲۵ (۲۵ مارس ۱۹۴۶ م.)، گرومیکو نماینده اتحاد شوروی در سازمان ملل متحد، از «سازشی» سخن گفت که برای حل مسائل فیمابین، با ایران، صورت گرفته بود. اشاره گرومیکو به مقدمات توافقنامه ای بود که بعدها به قرارداد قوام – سادچیکف، شهرت یافت.

سادچیکف سفیر تازه اتحاد شوروی در ۲۴ مارس ۱۹۴۶ (۴ فروردین ۱۳۲۵) با پیش نویس پیشنهادهای اتحاد شوروی به ایران وارد شده بود. در این پیش نویس، مسأله آذربایجان، مسأله داخلی ایران تلقی شده بود که باید به ترتیب «مسالمت آمیزی» حل و فصل می شد. راجع به مسأله نفت شمال هم ایجاد شرکت مختلطی پیشنهاد و سرانجام برای خروج سپاهیان اتحاد شوروی مهلتی شش هفته ای، از ۴ فروردین ۱۳۲۵ به بعد، مقرر شده بود. چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

اما در پهنه روابط بین دولتهای بزرگ، پس از سر آمدن تاریخ تخلیه ایران از نیروهای بیگانه، آنچه از اسناد منتشر شده بر می آید یکی یادداشت مورخ ۴ مارس ۱۹۴۹ (۱۳ اسفند ۱۳۲۴ خ) دولت انگلیس به دولت شوروی است که در آن از دولت شوروی خواسته شده بود تا دلایل درنگ خود را برای بازگرداندن سپاهیانش از ایران توضیح دهد و دیگری یادداشت مورخ ۵ مارس ۱۹۴۹ (۱۴ اسفند ۱۳۲۴ خ) وزیر امور خارجه ایالات متحد امریکا برای مولوتف است. لب کلام برنز، وزیر امور خارجه امریکا، به این قرار است:

«از آنجا که مهلت اعلام شده برای خروج تمامی سپاهیان بیگانه از ایران به پایان رسیده و از آنجا که تنها اتحاد جماهیر شوروی است که بی اعتنا به اعتراض دولت ایران، هنوز سپاهیان خود را در این کشور نگاه داشته است، دولت ایالات متحد امریکا، ضمن ابراز نگرانی، اعلام می کند که نمی تواند در برابر این وضع بی اعتنا باقی بماند. روابط بین دو کشور ایالات متحد امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ علیه دشمنی مشترک، به گونه دوستانه ای گسترش یافت.

از آن پس ما همیار یکدگر در سازمان ملل متحد بوده ایم. اینک دولت ما به طور جدی امیدوار است که اتحاد جماهیر شوروی، به خاطر گسترش اعتماد بین المللی که لازمه پیشرفت صلح آمیز همه ملل جهان است، هرچه زودتر سپاهیان خود را از خاک ایران فرابخواند.» (اتابکی،تورج،۱۳۷۶؛صص۱۸۸-۱۸۹)

گرومیکو، نماینده شوروی در سازمان ملل، درخواست کرد که جلسه شورای امنیت برای رسیدگی به شکایت ایران تا ۱۰ آوریل (۲۱ فروردین) به تعویق بیافتد. اما نمایندگان آمریکا و انگلیس با این درخواست مخالفت کردند. در این میان در روز ۲۹ اسفند ماه، سادچیکف سفیر کبیر جدید شوروی وارد تهران شد و بلافاصله مذاکرات خود را با نخست‌وزیر ایران آغاز کرد. (منیژه صدری-رحیم نیکبخت،۱۳۷۶؛صفحه۲۷۷)

حقیقت اولتیماتوم آمریکا به شوروی چه بود؟!

حدود پنجاه سال است که تصمیم غافلگیرانه اتحاد شوروی درباره خارج کردن نیروهای خود از ایران، موضوع بحث پژوهشگران و سیاستمداران است. کسانی این تصمیم را نتیجه اولتیماتوم ترومن به استالین در روز ۲۱ مارس و یا ۲۳ مارس ۱۹۴۶ می دانند، اگر چه تا امروز کسی این اولتیماتوم را در جایی پیدا نکرده است. دیگران وجود چنین اولتیماتومی را که از آن افسانه ساخته اند انکار می کنند. خود ترومن بار اول روز بیست و چهارم آوریل ۱۹۵۲ در مصاحبه مطبوعاتی خود به این اولتیماتوم اشاره کرد. در پاسخ به این سؤال که آیا متن این اولتیماتوم را می توان چاپ کرد، ترومن اظهار داشت که آن را از طریق بی سیم به اطلاع استالين رسانده است. ترومن بار دیگر در سال ۱۹۵۶ در کتاب خاطرات خود به این مطلب اشاره کرده است.(حسنلی،جمیل،۱۳۸۳؛صص۱۴۰-۱۴۱)

چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟ هری ترومن

هری اس. ترومن (به انگلیسی: Harry S.Truman) سی و سومین رئیس‌جمهور آمریکا و عضو حزب دموکرات بود.

نظریه اول: «افسانه اولتیماتوم»

هنگامی که ترومن در جلسه گفت و شنود با دانشجویان دانشگاه کلمبيا حضور یافته بود، نیروهای زمینی و هوایی ایالات متحد را از اجرای اولتیماتوم، معاف کرد و تنها به ذکر نیروی دریایی ایالات متحد بسنده کرد.

او در این گفت و شنود که سالی بعد با نام ترومن سخن میگوید چاپ گردید، از اولتیماتوم به این نحو یاد می کند:

«هنگامی که استالین در تاریخ توافق شده ایران را تخلیه نکرد پیامی برای او فرستادم و اعلام داشتم که آماده هستم ناوگان ایالات متحده را به خلیج فارس بفرستم. او بی درنگ سپاهیان خود را از ایران خارج ساخت.»

چاپ این سخنرانی، دوباره به مسأله اولتیماتوم دامن زد. روزنامه نیویورک تایمز از ترومن خواست توضیح بیشتری در این زمینه بدهد. پاسخ ترومن چنین بود:

«برای استالین پیامی فرستادم که اگر ایران را تخلیه نکند من سپاهیان ایالات متحده را وارد صحنه خواهم کرد… این پیام را برای آوریل هریمن (سفیر ایالات متحد در شوروی که مأموریتش پایان یافته بود) فرستادم تا شخصأ به استالین تسلیم نماید.»

پیامی من به استالین فرستادم و به او گفتم ارتش خود را بیرون ببر و یا اینکه ما هم ارتش خود را به آنجا خواهیم برد… ما روزی را معین کرده بودیم که تا آن روز آن‌ها بایستی از ایران خارج می شدند.

خبرنگاران بلافاصله با آوریل هریمن تماس گرفتند و از او دراین باره نظر خواستند. پاسخ هریمن این بود که:

«نه تنها چنین پیامی را به یاد نمی آورم بلکه در آن هنگام – مارس ۱۹۴۹۔ در مسکو نبودم و از راه آسیای دور به آمریکا مراجعت می کردم.»

از این عجیب تر، سخن کاردار وقت ایالات متحد امریکا در اتحاد جماهیر شوروی بود. هنگامی که از جورج کانن که تا آوریل – مه ۱۹۴۹ (اردیبهشت – خرداد ۱۳۲۵ خ) کاردار کشور خود در مسکو بود از اولتیماتوم ادعایی ترومن پرسیدند او یکسره منکر وجود چنین اولتیماتومی شد.(اتابکی،تورج،۱۳۷۶؛صص۱۹۰-۱۹۱)

نظریه دوم: «قوام چرچیل ایرانی»

در زیرکی و کاردانی قوام السلطنه تردیدی نیست اما به سختی می توان چنین ساده انگاری و خوش باوری را از شوروی ها پذیرفت. چگونه می توان قبول کرد که شوروی ها تنها دل در گرو نسیه سپرده باشند و سیاست خود را بر بنیاد قول و قرارهایی استوار کنند که در اجرا هیچ ضمانتی ندارند. نه استالین شاه سلطان حسین بود و نه مولوتوف حاجی میرزا آقاسی مرحوم (اتابکی،تورج،۱۳۷۶؛صص۱۹۵-۱۹۶) خسرو شاکری راجع نقش قوام چنین می‌نویسد:

« قوام، قوامی که بنا بر یک گزارش سفارت بریتانیا حتی در تابستان پیش از ورود کافتارادزه با سفارت شوروی تماسی نزدیک برقرار کرده بود، امری که منابع شوروی هم تآیید می کنند… بنا بر اسناد شوروی، که حسنلی نقل می کند… در ملاقات های سری با یکی از اعضای هیئت شوروی ن.بایباکف گفتگو کرد و به او گفت که ساعد آنان را فریب می داد و نفت را به ایشان نخواهد داد. قوام السلطنه به آنان اطمینان می داد که، اگر او نخست وزیر می شد، او با همه ی پیشنهادهای شوروی موافقت می کرد.»

«با توجه به دودوزه بازی قوام پیرامون شکایت دولت حکیمی به شورای امنیت در ۲۰ مارس ۱۹۴۶ اسفند ۱۳۲۴، نماینده آمریکا از شورای امنیت خواست که شکایت ایران را در دستور کار خود قرار دهد. دو روز بعد در روز ۲۲ مارس ــ بنا بر قول غیر قابل انکار سناتور امریکایی هانری جاکسون ــ پرزیدنت ترومن آندرِی گرومیکو را به کاخ سفید فرا خواند و به او گفت که: نیروهای نظامی شوروی بایستی ایران را در ظرف ۴۸ ساعت ترک گویند یا این که آمریکا از سوپر بمب جدید [اتمی] که تنها آمریکا در اختیار دارد استفاده خواهد کرد. ما آن را بر سر شما خواهیم انداخت(شاکری،خسرو؛نشریه اینترنتی کار آنلاین)

حقیقت ماجرا:«مسئله شورای امنیت و ردپای هری ترومن»

چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟ شورای امنیت سازمان ملل

ایران در اعتراض به عدم خروج نیرو های شوروی از خاک ایران به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد.

علیرغم همه اعتراضات ایران و امریکا و انگلستان برای خروج ارتش سرخ از ایران ، دولت شوروی نیروهای جدیدی را نیز برای تقویت نیروهای خود در آذربایجان به آن منطقه گسیل داشت و بر فشارهای خود به دولت ایران افزود. بنا به گزارش کنسول امریکا در تبریز مقامات نظامی شوروی ۱۰۰ خودرو نظامی حامل سربازان ارتش سرخ و ۱۶ تانک شرمن را در مسیر جاده تبریز – تهران مستقر کردند. بخشی از نیروهای جدید ارتش سرخ نیز به کرج اعزام شدند و يك واحد نظامی نیز بسوی مرزهای ایران و عراق روانه گردید وستون دیگری هم عازم خوی شد تا حفاظت مرزهای ایران و ترکیه را بعهده گیرد.

و پس از رسیدن خبر ورود نیروهای نظامی جدید شوروی به ایران و حرکت آن نیروها بسوی مرزهای ترکیه و عراق به واشنگتن پرزیدنت ترومن تصمیم گرفت تا در مقابل شوروی از دستکش آهنین استفاده نماید و بهمین علت ابتکار سیاسی و عملیاتی را در خاور میانه شخصا عهده دار گردید.

ترومن بعدها در خاطرات خود نوشت که در رابطه با این اقدام شوروی سه مسئله حائز اهمیت بودند. اول اینکه حرکت نیروهای نظامی شوروی در ایران و بخصوص استقرار آنها در مرزهای عراق و ترکیه امنیت ترکیه را مورد تهدید قرار میداد. ثانیا کنترل مستقیم یا غیر مستقیم منابع نفتی ایران بوسیله روس‌ها خطری جدی برای اقتصاد جهان غرب بود و بالاخره عدم رعایت حقوق ملل کوچک و ضعیف خاطر مراسخت آشفته کرده بود. ترومن همچنین از بیرنس خواست تا پیام شدید اللحنی به استالین مخابره نماید . چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

در تعقیب همین دستور رئیس جمهور، وزارت امور خارجه امریکا در روز ۱۲ مارس ۱۹۴۵ اعلام داشت که در تاریخ نهم مارس ضمن ارسال یادداشتی برای دولت شوروی از آن دولت خواسته است تا در مورد اعزام قشون جدید همراه با تجهیزات جنگی به ایران و حرکت واحد های نظامی ارتش بسوی تهران و مرزهای ایران با عراق و ترکیه اطلاعات و توضیحات لازم را در اختیار دولت آمریکا قرار دهد وچناچه چنین اقدامی صورت گرفته دلائل آن ذکر گردد. در همین زمان این سئوال نیز مطرح گردید که آیا ایران باید مجددا موضوع را در سازمان ملل متحد مطرح نماید یا در انتظار اقدامات دولتین آمریکا و انگلستان بماند؟

اتحاد شوروی طبیعتا با طرح مجلد شکایت ایران در شورای امنیت مخالف بود و از سوی دیگر سادچیکف سفیر شوروی که وارد تهران شده بود مذاکرات خود را با مقامات دولت ایران آغاز کرد. وزارت خارجه آمریکا قوام السلطنه را زیر فشار شدید قرارداده و دولت او را وادار نمود تا موضوع را از طریق سازمان ملل تعقیب نماید، و حتی بیرنس اعلام کرد که چ ون دولت ایران قادر نیست تا مسئله و مشکل خودرا در شورای امنیت تجدید و تعقیب نماید.: بنا بر این ایالات متحده آمریکا از طرف دولت ایران اقدام لازم را بعمل خواهد آورد، زیرا قدرتهای بزرگی دارای مسئولیتهای ویژه ای بوده و در صورت لزوم باید برای حفظ ملح و امنیت جهانی اقدام نمایند. بیرنس همچنین از هیئت نمایندگی آمریکا در سازمان ملل خواست تا موضوع را پیگیری نموده و حمایت و پشتیبانی کامل خود را از ایران اعلام نمایند.

دولت ایالات متحده آمریکا نمیتوانست از هیج مورد قانونی بر علیه اتحاد شوروی استفاده نمایند زیرا اتحاد شوروی به نقض معاهدهای بین المللی که امریکا نیز آنرا امضاء کرده باشد مبادرت نورزیده و پیمان سه گانه ۱۹۶۲ نیز بین کشور های انگلستان و شوروی و ایران منعقد شده بود. اما بر طبق مفاد منشور اتلانتيك ، دولت امریکا از این حق قانونی برخوردار بود که چنانچه مسئله ای صلح و امنیت جهانی را مورد تهدید قراردهد، توجه شورای امنیت را به آن مسئله جلب نماید. ولی اثبات این امر که اقدامات و فعالیتهای شوروی در شمال ایران و عدم خروج نیروهای نظامی آن کشور صلح جهانی را مورد تهدید قرار داده است چندان ساده نبود. (ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛صص۲۹۳-۲۹۴-۲۹۵)

شکایت ایران به شورای امنیت

در ۱۸ مارس حسين علا سفیر ایران در واشنگتن باردیگر قضیه ایران را در شورای امنیت مطرح ساخت و از شورا خواست تا نسبت به ادامه حضور نیروهای شوروی در ایران بعد از تاریخ دوم مارس ۱۹۴۶ و ادامه مداخلات شوروی در امور داخلی کشور رسیدگی بعمل آورده و تصمیم لازم اتخاذنماید. آندره گر و میکو نماینده شوروی از دبیرخانه شورای امنیت تقاضا کرد تا رسیدگی به شکایت ایران را بجهت اینکه مذاکرات مستقیمی بین ایران و شوروی در تهرن جریان دارد ، تا تاریخ دهم آوریل بتعويق اندازد.

نماینده ایران با این درخواست نماینده شوروی مخالفت کرده و استدلال نمود که تعهددولت شوروی برای تخلیه ایران تا تاریخ دوم مارس موضوعی نیست که مورد مذاکره قرار گیرد. نماینده آمریکا نیز به دبیر کل سازمان ملل اطلاع داد که در جلسه آینده شورای امنیت هیئت نمایندگی آمریکا تلاش خواهد کرد تا شکایت ایران را در دستور کار شورا قرار دهد و معنا بق قطعنامه ۳۰ ژانویه ۱۹۴۶ شورای امنیت نمایندگان ایران و شوروی باید گزارش مذاکرات فیمابین را به اطلاع شورای امنیت برسانند.

گرومیکو نماینده شوروی در سازمان ملل متحد که موقع دولت خود را در قبال امریکا و ایران متزلزل میدید در ۲۱ مارس به دیدار ترومن شتافت و از رئیس جمهور آمریکا خواهش کرد تا با تعویق جلسه شورای امنیت و یا با مطرح نساختن شکایت ایران در جلسه آتی شورای امنیت موافقت نماید . ترومن درخواست کرومیکو را به صراحت رد کرد. چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

رد خواهش نماینده شوروی توسط ترومن اولین کاربرد عملی سیاست محکم امریکا در مقابل شوروی بلا فاصله بعداز خاتمه جنگ جهانی دوم تلقی شده است.

در ۲۶ مارس و قبل از تشکیل جلسه شورای امنیت وطرح مجلد شکایت ایران، رادیو مسکو بطور ناگهانی اعلام داشت که نیروهای شوروی در ظرف شش هفته بطور کلی خاک ایران را تخلیه خواهند کرد. سبب این تصمیم ناگهانی دولت شوروی و اعلام آن بوسیله رادیو مسکو وخبرگزاری تاس معلوم و مشخص نیست، ولی تصور میشود که ادعای پرزیدنت ترومن در باب اولتیماتوم شديد اللحنی که برای استالین فرستاده بود صحت داشته باشد. ترومن در ۲۶ آوریل ۱۹۰۲ در یک مصاحبه مطبوعاتی پرده از جریان این اولتیماتوم برداشت و گفت که:

«در ۱۹۴۶ من مجبور شدم اولتیماتومی برای نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی فرستاده و از او بخواهم که مقررات پیمان سه گانه رارعایت کند. ارتش شوروی در آن موقع از ایران رفت زیرا دولت امریکا در آن زمان در وضعی قرار داشت که میتوانست با چنان وضعی که روسها بوجود آورده بودند مقابله نماید. و من پیامی به استالین فرستادم و به او گفتم که یا ارتش خود را بیرون ببر و یا اینکه ماهم ارتش خود را به آنجا خواهیم برد. من در پیام خود باو گفتم که اگر ارتش خود را بیرون نبرد ما اقدامات لازم را بعمل خواهیم آورد.»

ترومن در پاسخ این پرسش که «لفظ اولتیماتوم وقتی معنا و مصداق سیاسی آن بکار برده شود توجه زیادی را جلب میکند و لازمه آن نیز تعیین زمان معینی است» گفت که ما زمانی را معین کرده بودیم که تا آن زمان آنها میبایست از ایران خارج میشدنده هر چند که بنا بنوشته روزنامه تایمز سوابق و مدارکی از اولتیماتوم ترومن به استالین در بایگانی وزارت امور خارجه آمریکا موجود نیست، ولی بنظر میرسد تنها دلیلی که برای اقدام ناگهانی دولت شوروی در اعلام تخلیه ایران از نیرو هایش وجود دارد همان اولتیماتومی باشد که ترومن مدعي ارسال آن به مسکو شده بود.

با وجود اعلام رسمی دولت شوروی مبنی بر تخلیه ایران ، نماینده ایران با خارج کردن موضوع از دستور کار شورای امنیت مخالفت کرد و در نتیجه در ۲۹ مارس شورای امنیت مجدد بحث و رسیدگی در باره شکایت ایران را آغاز کرد. نماینده شوروی نیز مجددا خواستار تعویق رسیدگی به موضوع شد. گرومیکو اظهار داشت که چون دولتهای ایران و شوروی به توافقی دست یافته اند و بر طبق آن توافق، تخلیه نیروهای شوروی از ۲۹ مارس آغاز گشته و انتظار میرود که تخلیه کامل نیروها در ظرف پنج تا شش هفته در صورتیکه اتفاقات غیر مترقبه ای رخ ندهد. بطور کامل صورت گیرد. گرومیکو همچنین گفت که وی نمیتواند در موضوع تخلیه ایران از نیروهای شوروی تا پایان مهلت درنظر گرفته شده وارد بحث شود. شورای امنیت در خواست شوروی را رد کرد و گرومیکو نیز بعنوان اعتراض جلسه شورا را ترك گفت.

حسین علا نماینده ایران در جلسه روز ۲۷ مارس شورای امنیت وجود هر نوع توافقی بین دولت ایران و شوروی را تکذیب نموده و اظهار داشت که در مذاکرات مسکو، روسها نخست وزیر ایران را تحت فشار قرار داده و درخواستهائی در باره نفت و آذربایجان داشته اند. در همین زمان قوام السلطنه از علا خواست تا شکایت ایران از شوروی را از شورای امنیت پس بگیرد ولی سفیر ایران به دستور قوام وقعی ننهاد و به تعقیب قضیه در شورای امنیت ادامه داد. (ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛صص۲۹۶-۲۹۷)

روزنامه دیلی تلگراف خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه نخست وزیر جدید قصد دارد شکایت ایران را از سازمان ملل متحد پس بگیرد و مستقیما با شورویها به مذاکره پردازد. اما تقی زاده پیشدستی کرد و قبل از آنکه چنین دستوری احتمالا به او برسد، شکایت ایران را در ۷ بهمن به سرگلادوین جب دبیرکل موقت سازمان ملل تسلیم کرد. نظر به اینکه شکایت ایران از شوروی نخستین موضوعی بود که در شورای امنیت مطرح می شد، محافل سیاسی و مطبوعاتی جهان توجه خاصی به آن معطوف داشتند و همه منتظر بودند ببینند این سازمان نوبنیاد در حل اختلافات بین المللی و برقراری صلح و امنیت در جهان چه خواهد کرد و چه مزیتی بر سلف خود، جامعه ملل خواهد داشت. در جلسه ۳۰ ژانویه (۱۰ بهمن) مجمع عمومی سازمان ملل متحد، تقی زاده نطقی ایراد کرد و ضمن آن اظهار داشت:

«ایران یکی از اعضای سازمان ملل متحد است که در دوران جنگ با کمال وفاداری کلیه منابع خود را برای پیروزی در دسترس متفقین گذاشت تا آنجا که لقب پل پیروزی گرفت. ایران در این خدمات انتظار پاداشی نداشت جز آنکه ملل بزرگ به تعهدات خود که در پیمان سه جانبه و اعلامیه تهران به آنها اشاره شده است عمل کنند.

اکنون ایران دورانی را می گذراند که بسی پر تشویش است. وضع ایران اکنون مشمول ماده ۱۴ اساسنامه سازمان شده و محقق است که وظیفه حل این مسئله به این سازمان که برای همین مقاصد تشکیل شده محول می گردد و اگر این مسئله بزودی حل نشود باید آشکارا عرض کنم که این خود یک آزمایش روشنی برای ایفای وظیفه مجمع است و میزان اعتماد و اطمینان کامل ملل کوچک را نسبت به قضاوت ملل بزرگ درباره خود می رساند.»

پاسخ آندره و بشینسکی نماینده شوروی چنین بود:

«هیئت نمایندگی شوروی اظهارات هیئت نمایندگی ایران را راجع به اینکه دولت اتحاد جماهیر شوروی به وسیله مأمورین و نیروهای مسلح خود در امور داخلی ایران مداخله می نماید بی اصل و اساس تلقی کرده و حضور قوای شوروی در ایران را به موجب قرار داد ۲۶ ژانویه ۱۹۲۱ و پیمان انگلیس و ایران و شوروی مورخ سال ۱۹۴۲ کاملا قانونی می داند. درباره قضیه آذربایجان پیش آمدهای اخیر در این منطنه به هیچ وجه با حضور نیروهای شوروی در ایران بستگی نداشته و کاملا جنبه داخلی دارد. اهالی این ناحیه میل دارند از خودمختاری ملی خویش برخوردار شوند و در ضمن ضميمه ایران باشند.»

مجمع عمومی مسئله ایران را به شورای امنیت احاله کرد. در نخستین جلسه شورای امنیت پس از مشاجره شدیدی که بین تقی زاده و وشینسکی رخ داد و نماینده شوروی همان استعداد و سوءنیتی را که ضمن محاكمات بزرگ مسکر به عنوان دادستان به کار برده بود، اکنون در صحنه بین المللی نشان می داد، شورای امنیت قطعنامه ای را که ارنست بوین وزیر خارجه انگلیس پیشنهاد کرده بود، تصویب کرد. این قطعنامه به دولتین ایران و شوروی توصیه می کرد به مذاکرات مستقیم مبادرت ورزند. قوام که منتظر نتیجه مذاکرات شورای امنیت بود، دیگر وقت را تلف نکرد و در ۲۹ بهمن در رأس هیئتی رهسپار مسکو شد. اما قبل از عزیمت زمینه را برای پاکسازی ارتش و شهربانی از عناصر مشهور به طرفداری از انگلیس فراهم کرد و اجازه بازگشایی کلوپ حزب توده را که از زمان دولت صدرالاشراف تحت اشغال ژاندارم ها بود داد که این عمل در آستانه سفر وی به شوروی خود چراغ سبزی به شمار می‌رفت (مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صص۱۱۱-۱۱۲)

با توجه به اینکه ایالات متحد امریکا در آن هنگام تنها کشوری بود که بمب اتمی داشت و رئیس جمهورش در دفاع از ایران کاملا مصمم بنظر می رسید، رادیو مسکو در ۴ فروردین ۱۳۲۵ اطلاعیه رسمی دولت شوروی را منتشر ساخت مشعر بر اینکه فرماندهی ارتش شوروی در ایران معتقد است که: «اگر اتفاق غیر مترقبه ای روی ندهد، تخلیه کامل ایران از ارتش سرخ در عرض پنج الی شش هفته خاتمه خواهد یافت.» چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟

دو روز بعد نیز ایوان سادچیکوف سفیر جدید شوروی در تهران به قوام اطلاع داد که در صورتی که با تشکیل یک شرکت مختلط نفت ایران و شوروی – که ۵۱ درصد سرمایه اش متعلق به شوروی و ۴۹ درصد آن متعلق به ایران باشد -موافقت کند و با رهبران حکومت خود مختار آذربایجان ترتیبات مسالمت آمیزی بدهد، نیروهای روسی تا ۹ مه (۱۹ اردیبهشت) کلیه خاک ایران را تخلیه خواهند کرد.(مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صص۱۱۴-۱۱۵)

 

فهرست منابع و کتاب نامه ها:

– بختیار ، سامان (7 بهمن 1398).«چرا روس ها خاک ایران را تخلیه کردند؟». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=20982

-فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان(به روایت اسناد محرمانه آرشیوهای اتحاد جماهیر شوروی)،نوشته:جمیل حسنلی،ترجمۀ:منصور همامی،انتشارات نی(۱۳۸۳)

-آذربایجان در ایران معاصر،نوشته:تورج اتابکی،ترجمه:محمد کریم اشراق،انتشارات توس(۱۳۷۶)

-سیاست خارجی ایران در دوره پهلوی (۱۳۰۰-۱۳۵۷)،نوشته: عبدالرضا هوشنگ مهدوی،انتشارات نیکان (۱۳۹۴)

-شاکری،خسرو : معرفی کتاب استالین و ترومن:غروب شوکت «جناب اشرف»احمدقوام السلطنة: https://www.kar-online.com/node/11343

-ایران و قدرت های بزرگ در جنگ جهانی دوم،نوشته:ایرج ذوقی،انتشارات پاژنگ(۱۳۶۸)

-پیدایش فرقه دموکرات آذربایجان به روایت اسناد و خاطرات منتشر نشده، نوشته: منیژه صدری-رحیم نیکبخت، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران(۱۳۷۶)

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده يا رونوشت از نوشتارها بر اساس پيمان نامه کاربري امکان پذير است، اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه آن را ياد کنيد. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
amatör porno erotik hikaye porno Hikaye bahis siteleri Sohbet Hattı
malatya escort bayan bursa escort bayan antalya escort bayan konya escort bayan mersin escort
رفتن به بالا