Escort pornmaxi.com pornblu.com

sakarya escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Bayan Kayseri Escort Webmaster Forum
ankara escort bayan ankara escort bayan ankara escort
escort ankara escort çankaya escort kızılay escort antalya escort escort bayan
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
خانه » ایران باستان » پیروزی شیر بر گاو، نماد ایرانی آغاز بهار

پیروزی شیر بر گاو، نماد ایرانی آغاز بهار

نقش برجسته‌هایی مانند نبرد شیر و گاو در مکان‌های مهم پارسه (تخت جمشید) ترسیم شده، نشان دهنده آیین ایرانی آغاز بهار و نوروز است. برداشت‌های اختر شناسی و پیوند این نقش با نوروز بسیار قابل توجه است چرا که یادآور پیکرهای آسمانی (صور فلکی) شیر و گاو می‌باشد. گزارش‌های بسیاری گویای حضور مغان ایرانی در بابل است و آنچنانکه می‌دانیم کارهای اخترشناسی و گاهشماری در دست روحانیون بوده است. گویی نقش پیروزی شیر بر گاو از نظر گاهشماری اشاره به زمان یک رویداد اسطوره‌ای (احتمالا پیروزی جمشید بر یخبندان اهریمنی) داشته است…

| نویسنده: اشکان دهقان | واپسین به روزرسانی: ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ |


بررسی نقش برجسته‌های «نبرد شیر و گاو» و پیوند آن با آغاز بهار و نوروز.

پیروزی شیر بر گاو، نماد ایرانی آغاز بهار

در نقش برجسته‌های پارسه (تخت جمشید) به نقش نبرد شیر با گاو بر می‌خوریم که در جای‌های درخور و مهم قرار دارند. در صورتی که در تمدن‌های پیشین این نقش تا این حد مورد توجه نبوده است. تا کنون برداشت‌های بسیاری از این نقش شده که معقول ترین آنها برداشت‌های اختر شناسی و پیوند آنها با نوروز هستند؛ همانطور که می‌دانید پیکرهای آسمانی (صور فلکی) شیر و گاو بسیار مشهور هستند.

اما به راستی پیوند آنها با پارسه و بهار چیست؟ چرا باید این نقش اینقدر در پارسه و در نزد ایرانیان پر رنگ باشد؟!

با نگاهی به نقش برجسته‌های پارسه آشکار است که جشن‌های بهاری در جریان می‌باشد. از لباس‌هایی که هدیه آوران به تن دارند تا نقش‌های گیاهان و گل‌های بهاری و… .

به طور کلی پدیدار شدن پیکر آسمانی گاو در آسمان هنگام صبح نشانه آمدن بهار بود. از طرفی در نیمه زمستان صورت فلکی شیر در کنار نصف النهار قرار می‌گیرد و این در حالی است که گاو در غرب غروب کرده و نا پدید می‌شود. بنابراین شیر به عنوان طالع و غلبه کننده بر گاو نمودار شده که گویای آمدن بهار است (ن.ک: رزمجو ۱۳۷۵: ص ۲۸؛ رزمجو، ۱۳۷۹: ص ۱۸۴).

گزارش‌های بسیاری گویای حضور مغان ایرانی در بابل است و آنچنانکه می‌دانیم کارهای اخترشناسی و گاهشماری در دست روحانیون بوده است (رزمجو، ۱۳۷۹: ص ۱۸۰).

این حضور مغان ایرانی و کار بر روی اخترشناسی و گاهشماری شاید پاسخ این پرسش را بدهد که چرا نقش نبرد شیر با گاو در پارسه این قدر پر رنگ است. به نظر می‌رسد ایرانیان با توجه به دستاوردهای تمدن‌های دیگر به دنبال یافتن گاهشماری دقیق بودند که با فرهنگ و شاید اسطوره‌های ایرانی پیوند داشته باشد. نقش نبرد شیر با گاو و صورت‌های فلکی برای ایرانیان یادآور ارزش‌های ایرانی بوده است. ارزش هایی که شاید با جشن‌های بهاری ایرانیان پیوند داشته است. برای همین این نقش بسیار بیشتر از تمدن‌های پیشین مورد توجه ایرانیان در پارسه قرار گرفته است.

.

آیا نقش گاو و شیر اشاره به زمان یک رویداد با ارزش داشته است؟

همواره جوامع بشری به دنبال گرامیداشت رویدادهای با ارزش گذشتگان بوده‌اند. این موضوع در دوران باستان با اسطوره‌ها پیوند داشته به طوری که در جوامع باستانی زمان یک رویداد اسطوره‌ای بسیار با اهمیت و با ارزش بوده است.

درباره نوروز باید گفت که تقریبا همه منابع ایرانی این جشن را با جمشید (جم هورچهر) پادشاه اسطوره‌ای ایرانی در پیوند می‌دانند.

ما مطمئن هستیم که در دوران هخامنشیان نام جمشید شناخته شده بود و در گنجینه الواح ایلامی که در پارسه (تخت جمشید) به دست آمده شماری از نام‌های اشخاص مانند یمه (ییمه، جم)، یکمه (Yamakka)، یمکشدا (Yamakshedda) به چشم می‌خورند (یارشاطر، ۱۳۶۸: ص ۴۹۹). در دوره‌های بعدی به صورت گسترده از پیوند جمشید با جشن نوروز یاد شده است. هنگامی که تا این حد گسترده از این موضوع سخن گفته شده است احتمالا ریشه در پندارهای دوره‌های کهن تر داشته است و با توجه به منابعی که در ادامه می‌آید احتمالا ریشه در دوران پیش از هخامنشیان داشته است.

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نوشته‌ای از نوشته‌های زادویه می‌آورد که درباره ریشه نوروز می‌باشد. در آن بخش آشکارا اشاره می‌شود که پس از پیروزی جمشید بر اهریمن، تازگی و سبزی بار دیگر به جهان بازگشت و مردم به آن هنگام روز نو گفتند (بیرونی، ١۳۸۹ : ص ۳۳۰).

این داستان یادآور نوشته‌های منابع زرتشتی و بخش اساطیری وندیداد است که داستان نبرد جم هورچهر با یخبندان اهریمنی آمده است. هرچند واژه نوروز در وندیداد نیست ولی می‌توان نتیجه گرفت که داستان نبرد جمشید با اهریمن ریشه در دوران پیش از هخامنشیان دارد. باید دانست که وندیداد دارای بخش‌های گوناگونی است و بخشی که این داستان در آن آمده (فرگرد دوم) با بسیاری از بخش‌های دیگر همسان نیست و پژوهشگران آن را از بخش‌های کهن نوشته‌های ایرانی می‌دانند. جلیل دوستخواه در این باره می‌نویسد: «دو فرگرد نخستین و چهار فرگرد واپسین «وندیداد» سبک نگارش و محتوای متفاوت با دیگر فرگردها دارند و احتمالا بازمانده‌ای است از اساطیر کهن آریایی که نمی‌دانیم به چه علت با فرگردهای سوم تا هجدهم همراه و در یک مجموعه آمده است» (دوستخواه، ۱۳۸۵: ج ۲، ص ۶۵۵).

در نقش برجسته‌های پارسه هم بارها نقش نبرد شاه با موجودی اهریمنی را می بینیم. گویی پادشاهان هخامنشی خود را ادامه دهنده راه پادشاهان اسطوره‌ای می‌دانستند که با اهریمن نبرد کردند و این نقش هم می‌تواند با داستان‌های اساطیری ایرانی از جمله نبرد جم هورچهر با اهریمن پیوند داشته باشد.

نقش برجسته نبرد شاه و پدیده اهریمنی در پارسه (تخت جمشید)

نقش برجسته نبرد شاه با موجود اهریمنی در پارسه (تخت جمشید) که یادآور نبرد جمشید با اهریمن است

با توجه به نقش شیر و گاو که ارتباط آن با مباحث نجومی و گاهشماری مورد بحث قرار گرفت، این فرضیه مطرح می‌شود که مغان آن دوران به دنبال یافتن تاریخ دقیق یک رویداد اسطوره‌ای بودند که احتمالا پیروزی جم هورچهر (جمشید) بر یخبندان اهریمنی بوده است.

بنابراین نقش پیروزی شیر بر گاو اشاره به زمان آن رویداد اسطوره‌ای از نظر گاهشماری داشته است. آن هم در بنایی که جشن‌های ویژه این رویداد در آن برگزار می‌شده است.

.

سخن پایانی

با آنکه آغاز سال نو در گاهشماری بابلی که معمولا از اسفند ماه تا اردیبهشت بوده است باعث شده که بسیاری ریشه جشن‌های بهاری و نوروز را در بین النهرین جستجو کنند اما نقش برجسته‌هایی مانند نبرد شیر و گاو در مکان‌های مهم پارسه ترسیم شده، شاید یادآور آیین ایرانی ریشه دار جشن‌های بهاری و نوروز باشد. این درحالی است که سالها در بابل اقوام کاسی فرمانروایی می‌کردند که فرضیات قابل تاملی درباره آریایی بودن آنها مطرح شده است. حتی درباره دوران پیش از آن، فرضیات قابل توجهی از اثر گذاری زبان آریایی در زبان‌های سومری و به طور کلی تاثیر پذیری تمدن‌های بین النهرین از تمدن‌های فلات ایران مطرح شده است. طبیعتا از آنجایی که هخامنشیان بر ملل گوناگونی فرمانروایی می‌کردند نمی‌خواستند دستاوردهای آنها را نابود کنند بلکه برای همبستگی از دستاوردهای ملل بهره می‌بردند.

به مرور گاهشماری دقیق ایرانی شکل گرفت و می‌دانیم که در دوره‌های بعدی جشن آغاز سال نوی گرما که نوروز نام داشت در یکم فروردین برگزار می‌شد. بنابراین دیگر تردیدی نیست که باید این جشن را ایرانی بدانیم گرچه ممکن است ایرانیان از دستاورهای علمی دیگر تمدن‌ها هم بهره گرفته باشند که نشان دهنده ذهن پویا و احترام به دیگر ملل است.

نبرد شیر و گاو تخت جمشید

نقش شیر و گاو تخت جمشید

نقش برجسته شیر و گاو تخت جمشید

نقش شیر و گاو تخت جمشید

پیروزی شیر بر گاو تخت جمشید

یاری‌نامه‌ها و بن‌مایه‌ها:

– بیرونی، ابوریحان (١۳۸۹)  آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر.

– دوستخواه، جلیل. ۱۳۸۵. اوستا، کهن ترین سرودهای ایرانیان. تهران: مروارید. ج ۲، ص ۶۵۵.

– رزمجو، شاهرخ (۱۳۷۹). «آغاز سال نو در دوره هخامنشی». مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز. پژوهشکده مردم شناسی. صص ۱۷۹-۱۹۲.

– رزمجو، شاهرخ (۱۳۷۵). «منشاء صورت های فلکی منطقه البروج». نجوم. شماره ۵۴-۵۵. صص ۲۵-۲۹.

– یارشاطر، احسان (۱۳۶۸). «تاریخ ملی ایران». ترجمه حسن انوشه. در تاریخ ایران پژوهش دانشگاه کمبریج. ج ۳، ب ۱. تهران: امیرکبیر. صص ۴۷۱-۵۸۷.

بن مایه نگاره ها: برگه مهر میهن

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده يا رونوشت از نوشتارها بر اساس پيمان نامه کاربري امکان پذير است، اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه آن را ياد کنيد. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

68 دیدگاه

  1. فقط يك نكته بگم آخر كلام به همه دزدان دست نشانده اجنبي كه سوداي ربودن تمدن ايران دارند و بسيار سعي ميكنند: زماني يك اثر مثل تخت جمشيد و تمام نمادهايش يا جشني همچون نوروز به ثبت ميراث جهاني به نام ايرانيان در مياد كه بايد جميع بسيار زياد محققان و باستان شناسهاي نامي غربي و شرقي و مورخان نامي و معتبر بر اين صحت اتفاق نظر داشته باشند ببينيد چقدر حقيقت روز روشن بوده كه به نام بابل و تركيه و عربستان و ديگر كشورها نشد با آنكه بسيار مبلغ توسط همين اجنبي‌ها خرج ميشه كه تمدن ايران به نام خودشان بزنند! در مورد نوروز ديديم به جزء اعراب امارات بيشتر تركيه و ساير كشورهاي خاورميانه با ادله‌هاي دروغين و سند سازيهاي جعلي سعي در ربودن نوروز به نام خودشان بودند كه بعلت زيادي روشني حقيقت محض موفق نشدند مثل خليج تا ابد پارس. پس اين شعر حافظ بس براي تمام دشمنان تمدن ايران زمين كه با حقيقت ايرانيان ميجنگند:
    ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

    رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

    خوش برانیم جهان در نظر راهروان فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم

    گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

  2. جناب یکی
    این جشن از جمله فرهنگ ایرانی بود که با گذشت 7دهه دولت مقدونی سلوکیان و 2سده اعراب
    در خاطرات مردم ایران باقی ماند و حفظ شد مانند دیگر میراث مهم اساطیری ایران
    سوال اینجاست که چرا ایرانیان باید یک آیین بیگانه(اگر نوروز بابلی است)را طوری حفظ کنند که بخشی از هویت ملی و اساطیر ما رو تشکیل دهند؟!
    چرا خود مردم بابل(عراق امروزی)این بخش از هویت خود را حفظ نکرد؟!
    رویش سبزه در آثار بابلی گواه بر بابلی بودن این جشن نیست
    همان طور که میدانیم در سال نو های کشور های بسیاری(مثلا ژاپن)در بهار برگزار می شد و آثار باستانی رویش سبزه نیز وجود دارد
    آیا تمام آنها ریشه بابلی دارند؟!
    در مورد برگزاری سال نو در تابستان در ایران باستان هم باید گفت وقتی گاهشماری دقیق ایرانی شکل نگرفته بود چنین اشتباهاتی طبیعی اند

  3. همين بس نوروز و نمادهاي تخت جمشيد به ثبت ميراث جهاني رسيده اگر متعلق به ديگران بود ثبت نميشد زيرا مورخان و باستان شناسهاي نامي بسيار و بسيار زياد غربي و شرقي بر اين صحت اتفاق نظر داشتند. آنهم با اين همه دشمني با ايرانيان كه پول از ديگر كشورهاي اجنبي توسط برخي دريافت ميشود و همچنان سعي در ربودن فرهنگ و تمدن ايران به نام خودشان دارند.

  4. چرا جناب یکی به پانترکهایی که تاریخ باستان را از چین تا آناتولی به تورک دزدیدند اعتراض ندارد؟

    • من در نوشته های قبلی به پانترک و پانکرد و پانعرب هم اشاره کردم همه این ها پوچه تاریخ سازی یعنی دروغ من فقط براساس کتاب ها و مقالات مجلات معتبر اظهار نظر کردم و گفتم که اینها اطلاعات بشر تا اینجاست و این ادامه داره

    • فکر کنم ایشون خودشان گلوبال هسته که فقط به تاریخ ایران گیر میدن متاسفانه منابع مبهوتی نیز برای استدلال خود ارائه می‌کند که اصلا قابل قبول نیست جشن نوروز ریشه بابلی دارد یک جک بیش نیست انگار ایشون میان رودان شناس اند

      • منابع مبهوت یعنی چی ؟ هاشم رضی احسان یارشاطر کریستین سن مری بویس ویلی هارتنر اینها مبهوتن و اون سورنا فیروزی معتبر اصلا مقاله ایشون کجا چاپ شده ؟ ژنتیک باستان شناسی اول راهه باید چند پژوهش همدیگر رو تایید کنن تا بشه حرفی زد یه دانشجو یه ادعا کرده که نشد سند جک باشه یا نه منابعش هست برو یه کتاب معرفی کن که اینها رو رد کرده باشه

    • اونها مصونیت سیاسی دارن به همراه پانعربها
      اگر تمدن ایلام رو زور چپون بکنن سامی بعد عربی و بابل و اشور رو عرب معرفی کنن.
      در مورد پانترکها که حق دارن همه عالم ادم رو به اسم خودشون بزنن
      ولی برای نوروز ایرانی یکی یک بام و دو هوا پنجاه تا کامنت گذاشته با تفسیر و تحلیل از خود نوروز از بابل بوده. در راستای کشف و حیقبت به ادعای خودش و مبارزه با پانفارس من در آوردی خودش. و حتی در اینجا هم از واژه شاید مناسب تر پان ایرانیست هم استفاده نمبکنه. خوب معمولا این ادبیات و این نوع سخن گفتن کد هایی میده از جهتگیری شخص.
      عاقلان دانند
      شما برو به اسم بابل سند بزن یک تفسیر هم براش بنویس بنام تفسیر الیکی

      • حرفای شمای تفسیر من درآوریه من کی گفتم ایلام سامیه ایلام تا به امروز نه سامیه نه آریایی خود جنابعالی فقط 6 کامنت گذاشتی اون هم بلا استثنا بی سند من می تونم هزار تا بذارم پان آریایی بهتره گفته بشه تا جنابعالی شاکی نشی اینها تفسیر من نیست نویسنده هاش معلومه برو یقه اونها رو بگیر

  5. پیام دوم
    من چند تا منبع میذارم برید بخونید تا ببینید
    اول در مورد گاهشماری شما برید بخش تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران و تقویم ایرانی و تاریخچه اون رو بررسی کنید فایل پی دی اف اون رو دانلود کنید
    در ایرانیکا calendars رو ببینید تا تاثیرات گاهشماری ها و زمان سال نو در ایران باستان رو ببینید
    Encyclopedia of Christmas & New Year’s Celebrations, 2nd Edition p 859-861 تالیف Tanya Gulevich
    در مورد زگموک یا آکیتو و مدت زمان اون و زمان برگزاری اونه
    کتاب Aphrodite نوشته monica cyrino در مورد ریشه های سومری توضیح داده منابع دیگه هم هست
    کتاب گاهشماری و جشن های ایران باستان هاشم رضی به چند صفحه اشاره می کنم صفحه 27 اولین اشارات به این ریشه ها رو داریم / صفحات 102 -109 رو بخونید باز در مورد گاهشماری اوستایی و بابلی و هندی و مصری هست البته خود خردگان مطلبی در مورد تاثیر پذیری از گاهشماری مصری داره / صفحات 283-289 مطالب در مورد زگموک یا آکیتو و ارتباط سبزه و آدنیس در صفحه 288 و 289 که آقای دهقان گفتن رو می بینید البته کتاب مهم goldenbough اثر fraser رو هم در صفحه 809 (نسخه الکترونیک) می تونید ببینید صفحات 294 و 298 رو مطالعه کنید در صفحه 327 به عدم اشاره به نوروز در اوستا اشاره شده و اشاره به ارتباط جمشید و نوروز به زمان ساسانی بر میگرده به اشتراکات همه این منابعی که داده شده لطفا توجه کنید شما از اسطوره شناسی نمی تونید به زمان خاصی برسید ولی الواح و نوشته های مورخان باستان فرق داره من دارم میگم با اطلاعات امروز این موارد مستند وجود داره حالا مثلا 100 سال بعد ممکنه کشفیات چیز دیگه بگه همین سومر هم میتونسته از جای دیگه بگیره ولی فعلا تا این جا اطلاع هست حتی زمانی گفته میشد سومری ها هند و اروپایی هستن ولی با توجه به مولفه های زبان شناختی و آثار این نظر الان مورد قبول نیست میتونید در منابع بررسی کنید یک بار دیگه به جناب حمید بگم که وقتی از ناسیونالیسم و پانفارس حرف می زنیم منظور تعصب کور هست شما ازشون توهین ندیدی ولی من دیدم منکر این هم نیستم بعضی مذهبی ها هم توهین میکنن اونهم غلطه و تعصب کوره

    • اشکان دهقان

      به نظرم من و شما استدلال‌ها و منابع و اسناد خود را مطرح کردیم. دیگر مخاطبان می توانند خود نتیجه گیری کنند.

      فقط من یک نکته عرض میکنم. اینکه ما به دکتر رزمجو اسنتاد کردیم موضوع یک واقعه است و آن هم حضور افرادی در بابل را نشان می دهد.

      اما آن چیزی که شما می گویید یک تحلیل است. یعنی من هنوز متوجه نشدم که چه چیزی در آیین های بابلی بوده است که شما این تحلیل را از آنها می کنید. برای همین از شما خواستم تا بیشتر درباره Zagmuk با توجه به منابع دست اول توضیح بدید که متاسفانه چیزی دست گیرم نشد.

      به هر حال از شما سپاس گزارم. قطعا از دیدگاه شما استفاده می کنیم برای بهبود نوشتارها

      • البته اول من دو تا اصلاحیه بگم یکی کتاب فریزر فقط صفحه 803 رو داریم دیگری کتای سیرینو صفحه 97 هست اون منبع گولویچ و هاشم رضی هم صفحاتش درسته منابع دیگه هم من میتونم بدم ولی اگر شما فایل 27 صفحه ای موسسه ژئوفیزیک و تقویم ایرانیکا و کتاب هاشم رضی رو خونده باشید و در کنار منابع قبلی کریستین سن و یارشاطر و بویس قرار بدید به اندازه کافی روشن میشه شما و جناب وطن پرست (که از ایشون به خاطر صرفا پرداختن به موضوع تشکر میکنم) فقط به اوستا و دکتر رزمجو اشاره کردید که از اونها به نوروز نمیشه رسید این که بی شک به قبل ساسانی مربوط است میتونه دوره اشکانی و هخامنشی باشه لزوما پیشاهخامنشی نیست در ثانی نمیشه گفت بی شک مستندات بیشتری لازمه همون طور که گفتم نوروز رو با آیین هاش می شناسیم کتاب آقای رضی آشکارا اشاره کرده حالا شما می گید اینها اشتباه کردن و منابع اصلی که من نمیدونم منظور چیه همون کتاب گولویچ به سه منبع دیگه ارجاع داده ما چطور میتونیم دکتر رزمجو رو منبع اصلی بگیریم اوستا رو که در دوره های مختلف در زمان ساسانی جمع آوری شده منبع اصلی بگیریم و بقیه رو نه کتاب کوهن هم صفحه 401 به بعدش رو بخونید در مورد آکیتو یا زگموک تعدادی از لوحه ها رو بررسی کرده بحث آدونیس و سبزه هم از سومر و بابل در غرب آسیا و از جمله ایران بوده و توسط فنیفی ها به یونان و روم رفته کتاب فریزر و کتاب gardens of adonis هم هست

      • منابعی که در کامنت پایین معرفی کردم احتمالا متعلق به پیش از هخامنشیان هستند

    • در فرگرد اول و دوم وندیداد که بی شک متعلق به پیش از ساسانیان است به ارتباط نوروز و جمشید اشاره شده

    • اینهایی که آوردید منابع نیستند بلکه ماخذ هستند
      در ماخذ در مورد این جشن ریشه های گوناگون مطرح شده است
      برخی می گویند ریشه ایرانی دارد و برخی بابلی!!
      اما مهم استدلال برتر است
      افرادی که معتقدند این چشن ریشه بابلی دارد تنها دو دلیل دارند :
      1_قدیمی ترین اثر از پیوند گاو و شیر متعلق به تمدن بابل است
      2_جشن سال نوی بابلی گاهی اوقات در بهار برگزار میشد
      پاسخ به دلایل:
      1_ممکن است این پیوند را ایرانیان از بابلیان یاد گرفته باشند اما به راستی کل رسوم جشن(هفت سین و….)متعلق به بابلیان است؟!علاوه بر این بابل سالها تحت سلطه کاسیان اریایی (دکتر جهانشاه درخشانی با ذکر دلایلی اریایی بودن آنها را ثابت کرده)بودند و این احتمال هم وجود که آنها این پیوند را از اریاییان یاد گرفته بودند
      2_سال نوی چینی هم در بهار است آیا آن هم ریشه بابلی دارد؟!

      • من متوجه تفاوت منابع و مآخذ هستم کتاب کوهن هم برای همینه ولی دلیل نمیشه بقیه رو رد کنیم چون اونها هم ارجاعات رو در کتاب خودشون دارن قدیمی ترین استنادات ،بابلی و سومری است اینها از منابع اولیه و الواح بابل و سومر و آثار یونانیان باستان ذکر کردن کتاب مارک کوهن که قبلا آوردم از صفحه 401 تعدادی از الواح رو بررسی کرده در بابل دو جشن عمده در محدوده اعتدال بهاری و دیگری در ابتدای پاییز بوده (کتاب کوهن) صفحه 433 کتاب کوهن در دو خط آخر در مورد nisannu akitu festival حرف میزنه که گفته جشن سال نو هست نیسان در مارس واقع شده
        جشن سال نوی ایرانی هم ابتدا در بهار نبوده این رو در فایل موسسه ژئوفیزیک و هم در کتاب هاشم رضی میتونید ببینید مثلا در صفحه 46 در مورد یزد گرد سوم و در صفحه 183 . خانم بویس هم چنین موردی رو در مقطع زمانی دیگری در ایران باستان در مقاله mehragan ایرانیکا اشاره کرده
        This close relation of perfect twinship is also reflected by the fact that in Arsacid times “Nō Rōz came to be celebrated at the autumn equinox, and Mihragān at the spring one, the two poles of the religious year thus changing places” اینها منابع رو بررسی می کنند قضیه آدونیس از قرن شش پیش از میلاد در منابع یونانی اومده و اشاره کردن که از فنیقی ها بوده از sappho تا panyassis و theocritus در مورد آدونیس ذکر کردند کتابی جامع در مورد منابع یونانی اون وجود داره که البته به زبان فرانسه است قبلا هم گفتم اول در آریایی بودن کاسی ها تردید هست (طبق یافته های جدید به دو مورد اشاره شده ) و دوم قدیمی ترین الواح به نیمه هزاره سوم پیش از میلاد میرسه در حالی که کاسی ها در نیمه هزاره دوم بر بابل فرمانروایی کردن سال نو چینی هم در بهمن ماهه من نگفتم تک تک آداب و رسوم ما از بابله گفتم ریشه های معنا داری در تمدن بابل داره مقطع زمانی برگزاری مدت اون بعضی رسوم مثل سبزه گذاشتن حتی شما در منابع بابلی مصرف ماهی و لباس نو برای دختران خردسال آواز خوان که در جشن شرکت میکردن و هم چنین برای کشاورزان جوکار وابسته به دربار و استفاده از موسیقی رو می بینید(کتاب کوهن صفحه 400-453) هیچ مراسمی دقیقا در طول تاریخ حفظ نمیشه و تغییراتی میکنه این مراسم الان جزو هویت ایرانه و به عبارتی ایرانیها اون رو حفظ کردن من مشکلی با این قضیه ندارم

      • سال نوی ژاپنی در بهار برگزار می شود
        لابد آن هم از بابل (در خاورمیانه) به ژاپن(در خاوردور) رفته!!!!!!!!!!
        دلایل دکتر درخشانی خیلی قانع کننده تر از دلایل کساییه که میگن اونا سامی بودن!!!!!!!!!!
        باز هم میگم که شاید آدابی از این جشن ریشه بابلی داشته باشه
        اما کلیت آن ایرانیست

    • شما باز وازه پان فارس رو تکرار کردین. نگفتین کین. حزبن . گروه ان. اهدافشون چیه. کدوم تاریخچه ازش دارید . زوزه کشن و نسل کش و یاد تاریخچه درمصر و عراق و ثمره صدام حسین وکلی جنایت. گفتم پان ایرانیسم داریم ولی اون هم در حد معقول و جهت پکپارچگی ایران قابل قبوله. باز تکرار این واژه شک رو در مورد شما به یقین تبدیل میکنه.
      در ضمن این همه انرژی برای اینکه اثبات کنی نوروز ریشه در بابل داره که ما به این نتیجه ای نرسیدم . گفتیم این جشن و این ساختار مربوط به ایرانه. باز البته با کنار گذاشتن ایران از واژه روی به واژه مورد علاقه هک شده در دهنتان به نام پانفارس آوردین . هر چند دلیل منطقی نیافتم در جملات شما شاید در حد تاثیر پذیری از فرهنگهای دیگه .و سخ جواب بنده رو در مورد اعراب و یهود و تقویمشون ندادی به عنوان باقیماندگان سامی . پس ریشه سامی ندارد. اینکه هند و ایران منظور دراویدی های هند نیست ریشه یکسان دارند.
      واقعا تبریک میگم از این همه انرزی برای یک واژه نوروز و جشن آن تا دنیایی رو به نظر خودتون نجات بدید??! البته نظرتون که گفتم در حد تاثیر پدیری فرهنگها بوده که گفته شد و همچنین اینکه تمدنهای فلات ایران چه تاثیری میتوانستن در بابل و سومر بگذارند. خوب هست سومر رو از بابل جدا کردین. در کل خود قبول دارید که نمیتوان دقیق گفت. در مورد هند و ایران و ریشه مشترکشان گفتیم.
      ان شالله این انرژی در راه یک واژه نوروز که دنیایی رو تکان میدهد?!! داشتید در راستای مبارزه با واژه موهوم پان فارس که هی تکرار میکنید و تفکرات دیگر که در این زمینه حداقل با شما هم رای هستند تکرار میکنند. و هدف اون هم مشخص است. در هر صورت یک هزارم انرژی را در مبارزه با زوزه کشان. پورپیران علم شده توسط خودتان که بعد به عنوان مهره سوخته پرتش کردین دور بکار ببرید. البته امید باطلی است از شما چه میخواستی بیاستید خود علم نمیکردین و شاخ و برگ نمیدادید . زدین و تخریب کردین حتی واقعیت تاریخی رو رسید به فیلم سیصد و اسکندر یک دفعه به طور مصنوعی رگ گردن زدن بیرون البته خود ماندین چه گفتین در گذشته و چه کنید اکنون. البته اون هم عقط ژست بود. البته اونجا شما مطمئنا اینقدر پیکیر نبودی. به اندازه نوروزی که زور میزنید که سند دیگر بزنید.
      نوروز جشن ایران و دیرین تحت تاثیر تمدنهای اطراف بوده کما اینکه خود نیز بر آنها تاثیر گذاشته است. و به عنوان جشن ایران جز فرهنگ من به همراه جشن های دیگر یلدا و سپندگان و بسیاری از جشنهاست. و بنازم چه بسیار جشن بوده و شادی چه جایگاهی داشته. و دقت کن گفتم ایران واژه پان فارس رو تکرار نکن خود ساخته و خود پرورش داده. در راستای اهداف خودتان.
      مورد دیگر آن پان فارسها توهین میکنن. و در کنارش قبول دارین بعضی بعضی مذهبی ها هم توهین میکنن???! چه مظلومانه چارتا قید شاید و اما و اگر هم اضافه میکردی. ادبیات شما رو میدانیم از ننگی مثل پورپیرا پرورش یافته خودتان. عاقلان دادن بقیه را
      سخن بسیار است ولی حیف که سنگ را بسته و سگ را رها کرده اید. میترسم کامنتم رد صلاحیت بشود. تا اینجا هم اگر بخشی رو منشوری بوده ادمین پاک کنه و باقی را بگذارد.
      توهین اگر باشد به شما بگردید ببین چه کردید چشم باز کنید وضع دینداری و اعتقادات مردم را ببینید این فحش نه از پانفارس تخیلی شما بلکه ریشه در جامعه دارد. دین زدگی رو در خودتون جستجو کنید و دید بد نسبت به هر کس که دم از دین میزند. در بین مردم رسوخ کرده. سرتون رو برف بیارین بیرون. نوروز زدایی مشکلی از شما حل نمیکن من به عنوان یک ایران یک ایران . چهل بار مینویسم از ذهنتان پانفارس پاک شود ایران با فرهنگ ایرانی زبان فارسی . مازنی . بلوچی و کردی و… هستم و مسلمان و تناقضی بین این دو نمیبینم شاید این حرکات شما من رو نسبت قید دومی که ذکر کردم. بد بین کنه ولی باز ایرانی میمانم.
      سخن بعدی در کامنت بعدی اگر تایید شود نه از نظر توهین چون توهین نمیکنم فقط واقعیت

    • کامنت دوم
      گفتین توهین حتی شعوبیه در راستای عربگرایی و موالی گری اعراب شکل گرفته
      حجم توهین های آن طرف دیده نمیشه و خلاصه میشه در جمله فلان و فلان هم محکومند و البته هیچ ندیدیم از شما که حرکتی در اون راستا بکنید.
      توهین به هر نژاد و زبان و ملتی محکومه ولی این هم دوطرفست از هر دو طرف محکومه در این مورد به دیدگاههای دوستان جنگ قادسیه از سرتاسر کشورهای مورد پرستش شما رو ندیدید. برین از بختیاری های عزیز بپرسین بگویند این گروه ها در خوزستان چه میکنن. در مورد زوزه کشان چی اگر توهین از این سمت باشه و محکومه البته ریشه در خود عثمانی داره. ولی سیل کامنتها و زوزه کشی .سایت امید زنجان و صادق نائبی بیش فعال با اون حد بیسوادی کتاب میدی پر توهین جهل. از زهتابی و صدیق و … پر است از دروغ توهین. یک سرچ کوچیک بزن تو نت پنچاه هزار سایت و وبلاگ حتی هر جوجه ای مطلب نوشته حتی در مورد سکاها دیدن زورشون به داتشنامه براتیکا و ایرانیکا و ویکی پدیا انگلیسی و فارسی نمیرسه با دامنه شبیه ویکی پدیا هر جفنگی مینویسن. چه حجم از توهین
      حال در جواب ایشان داده میشه هم راستا با جریانهای مورد نظر شروع به توهین میکنید و هم داستان با آنها جعل و تاریخ بافی .
      نه عزیز من این ره که میروی به ترکستان بسا من نوعی از دین هم زده میشم. چه در راستای عملکردتان بسیار در این امر هم موفق بودید با این سخنان و در عرصه کلام هم تیر خلاص رو میزنید. هیچ صداقتی هم در سخنانتان ندیدم یک بام و دو هوا که حتی ادم رو به شک میندازه مذهبی صرف باشید و ته اعتقادات گروه دیگر نداشته باشید
      کامنت دیگر هم اگر تایید بشه

    • بله
      پان کردیسم و پان ترکیسم و پان عربیسم حتی پان فارسی من در آوردی شما ما به حساب پانایرانیسم افراطی میگذاریم محکومه.
      ولی یک محکوم دیگه رو فراموش کردید پان اسلامیست و پان شیعیسم که الان دامن گیر ما شده. شما برو یک سر به استان های سنی بزن. سخن از توهین شد . کم توهین کردید و میکنید. کم ظلم کردید طرف به خاطر سنی بودن چه جایگاهی داره از نظر شغلی اینها بگذریم چهل و اندی سال یک رئیس جمهور سنی که اصلا نمیشود. یک وزیر که هیچ معاون وزیر که گشتم نیست و نگرد نیست . یک استاندار سنی پیاده کردی بیا اسمش رو بگو. توهین در وفات حضرت فاطمه هست که داستانی میگویید و حتی بعضی عالمان شیعه قبول ندارند هست. با این تفسیر که حضرت علی به مصلحت سکوت کرد. اگر واقعا رخداد اتفاق افتاده و ایشان سکوت کردند. شما چه جایگاهی دارید که وفات تقویم رو به شهادت تغییر دادید اگر بوده رخداد علی وار سکوت کنید چه شرایط بدتر از آن موقع نباشد بهتر نیست.
      البته این بخشی است از عملکرد. آنقدر زیاد هست از قطع های اینترنت تکرار شوندهو اخراج خبرنگاران . از تکرار ۱۶ آذر به صورت عملی جهت فراموش نشدن ذهن ها. از پول بر و کول بر و سوخت بر.
      از رئیس مجلس پاک دست?!. رئیس قضاییه دل رحم?! رئیس جمهوران دستچین نشده توسط نود و پنج ساله دانشمند.
      از فساد اقتصادی. از فساد اخلاقی نفوذ کرده در جامعه زیر مدیریت . از نزول در فرهنگ مردم . از تنفر از دین بین مردم. پریدن مردم به هم که خواست خودتونه.
      از کشته فک شکسته در ماه رمضان. از سنگ قبر شکسته. سنگ قبل گلوله خوده صاحب تیر خورده. از دختر کشته شده در تشیع جنازه پدر زندان کشیده کهن سال. از هزارن دزدی و ریا و دروغ. از واکسن زادگان منع رطب کننده. از ده شصت .از قاری قرآن کودک دوست. روند تصاعدی نرخ اختلاس. از تپه هایی که سالم نگذاشتین
      آره این نتیجه تفکر شماست این حاصل پان شیعی هست که نمیبینید
      تشکر از مقام انسانی که به آن رسیدم. تشکر از کسانی پشت کسی وایستادن که تحریر الوسیله اش در مورد طفل شیرخوارندیدن. تشکر که از گوش کردن معین و هایده و حتی لودگی جلال همتی به ساسی مانکن و تتلو رسوندین ملت رو. تشکر از قوه قضاییه بی فساد . چقدر تشکر به شما بدهکاریم. نوروز هم پیکش شما شاید جبران زحمات شما بشود.
      دلمون پره میدونم تایید نمیشه ولی دیگه داشتم میترکیدم

      • این حجم از حرف های بی ربط و کینه توزانه رو چطور یک نفر میتونه بزنه بعد به من میگه 50 تا کامنت گذاشتی آقا جان من کتاب و مقاله معرفی کردم تو هم معرفی کن من چه کنم طاقت واقعیات رو ندارید آقا جان دلت پره به من ارتباطی نداره

    • چه کینه توزی در این سخنان بود?
      در ضمن هنوز درنیافتم که اینقدر اصرار بر بابلی و سومری کردن نوروز برای چیه و جواب نیافتم. در مورد مبارزه با واژه من در آوردی پان فارس گفتم . و جای تعجب بود نوروز چه نسل کشی کرده و چه زوزه ایی کشیده. چه صدامی تحویل داده
      گفتم چه گیر به این مطلب داده اید و چشتون رو باز کنید و در مورد این گروه ها سخن بگید اگر معیار آزاد اندیشیست که نیست.
      چه دروغی گفتم بفرمایید. کدام قسمت اگر جواب دارید بفرمایید وگرنه خموش
      گفتم نوروز جز فرهنگ ایران است و توسط ایرانیان پاسداشته میشود و تحت تاثیر فرهنگهای دیگه هم بوده . خوب که چه کسی گفت نبوده که اینقدر جوش میزنید برای قبولاندن سخنتان.?چه مشکلی رو حل میکند این تکاپو شما
      نوروز از فرهنگهای دیگر هم تاثیر گرفته ولی مربوط به ایران هست و فرهنگ ایران
      در مورد پان فارس که اینقدر تاکید دارید پرسیدم که باز پاسخ نیافتم
      چشتون رو باز کنید ببینید این گروه هایی که گفتم چه کردند و شما آزاد اندیش? آیا حرکتی کرده اید . نه شما تفکر شما اگر خود متعلق به مذهبی هامیدانید که به آن هم شک دارم
      جمله ای منسوب به نیوتن که من بر دوش بزرگان دیگر ایستادم و به اینجا رسیدم. خوب نوروز نیوتن ماست.گفتیم و میگیم که از فرهنگهای دیگر هم تاثیر گرفته همچنان که تاثیر گداشته بر آنها. کما اینکه نوروز فال حافظ و قرآن رو هم اضافه کرده ولی با, جز فرهنگ ماست. اصلا درنمییابم این اصرار شما و این دغدغه شما اینقدر مهم شده براتون مسائل مهمتر رو گفتم که جامعه درگیر آن هست به فکر اون باش و بیاندیش. در ضمن غیر از نوروز که اینقدر اصرار بر سخن خود دادید.و به امید خدا مشکل کل بشریت رو حل میکنید . چه مبارزه ای با این اندیشه ها کردید. نوروز شده دغدغه برای شما. تا یکی بیاد بگه نوروز با کل مراسم کلا نوشتن پیچیدن تحویل ایران دادن تا خیالتان راحت شود و آرام بگیرید . هی میگیم خوب تاثیر گرفته باز اصرار خودتان که به چه برسید.
      حافظ از اندیشه اسلامی خط گرفته از مسیحیت هم همچنین ولی جز فرهنگ ایرانه.
      یک مورد مسحیت هست خود بسیار متاثر از آیین میترایسم بوده از مراسم کریسمس و عشای ربانی و در ضمن خود ریشه یهودی هم دارد و هیج وقت نوروز تاثیری به این اندازه از فرهنگ دیگر نداشته.
      ولی کسی کریسمس رو جز فرهنگ ایران مصادره نکرده و نمیکند
      کار فرهنگها همین هست تاثیر میگیرند و بومی میکنند و درست هم همین هست که از فرهنگهای دیگر عناصر خوب را گرفته و بد را دوربریزیم . بدیهایی که در فرهنگمان وجود دارد و رسوخ کرده دور بریزیم. حال خود رو خوش کنیم.
      بگرد ببین کجا نامربوط و به گفته شما کینه و هرچی بود گفتم جواب بده
      بزار دو روز از سروان بگذره بعد سخن بگو.
      علت و انگیزه تون از این هم پافشاری بر این نوروز رو که اصلا درک نکردم. فقط مبارزه با فلان و فلان رو گفتید که جواب دادم.
      نه کسی را کشتیم نه نسل کشی و نه توهین نه نظریه زبان خورشید دادیم نه همه تمدنها رووچسبوندیم به خودمون. نه صدام تحویل دادیم نه….
      چه مبارزه ای در مورد این رفع این دغدغه ها که گفتم انجام دادید از این گروه هایی که محکوم کردید چه جدلی داشته اید با ایشان. در مورد پان اسلامیست هم گفتم. چشتون رو باز کنید و جواب بدید اگر راست میگید و واقعا به گروه مذهبی تعلق دارید
      پورپیرا رو علم نکردید. همراستا با گروه های پان ترک و پانعرب حرکت نکردید. و…
      در ضمن منتظر اسم استاندار و معاون وزیر و وزیر سنی تواین چهل سال هستم جناب حق طلب.
      با در نظر گرفت اندیشه ای خودتان را متعلق به آن میدانید. که شک دارم
      در پناه خدا

    • آقای یکی نخست انکه کسی شمارو مریض نخوانده آدمهایی که اصطلاحاتی مانند پان فارس و پان اریایسم میسازند مریض اند شما دارید در مورد یک مورد کلی احضار نظر میکنید بعدا به عنوان چند مثال سطحی درمیان اعراب عید الربيع جشن گرفته میشود ایا میشود ادعا کرد که این جشن نوروز است در ژاپن اعتدال بهاری جشن گرفته میشود ایا میشود ادعا کرد که این جشن نوروز است نه چون اعتدال بهاری و فصل بهار برای اقوام و فرهنگ های مختلف مهمه ارزشمنده چه سومر اکد بابل مصر آشور باشه تاریخچه تقویم همیشه پیچیده بوده نمیشه گفت اینا مال میان رودان بگویید بعد هم شما اسرار دارید که میان رودان کهن تر است اگر کتیبه در سومر در مورد آداب جشنی آنها پیدا شد نمیشه گفت ربطی به نوروز داره تقویم بابلی فرق بسیار زیادی با تقویم یزدگردی داره تقویم بابلی بخاطر این که از اسفند تا اردیبهشت وجود داشته میشه جشن های بهاری رو در میان رودان جستجو کرد اما دلیل بر بابلی بودن نوروز نیست اخه عزیز دل در فرگرد دوم وندیداد که از کهن ترین بخش نوشته ایرانیان از نظر پژوهشگران می آید که از اساطیر کهن آریایی هست به جمشید و نوروز اشاراتی شده اینا اساطیر کهن آریایی هستند
      نقش شیر و گاو هم نشان بهار هسته پدیدار امدن پیکر گاو در اسمان هنگام صبح نشان آمدن بهار بود و شیر هم از طرفی در نمیه زمستانی صورت فلکی شیر در کنار نصف نهار قرار مگیره که گاو در غرب غروب کرده و ناپدید میشود و به صورتی قرار میگره که شیر پیروز یافته انگار بهار می آید
      لطفابه میان رودان اسرار نکنید چون یک زمانی غربی ها میگفتن میان رودان سرچشمه تمدن است اما تمدن های کهن تری در جیرفت و شهداد و شهر سوخته و شمال ایران کشف شده این معادلات تاریخی رو بهم ریخت
      شما نباید با قاطعیت در این موضوع جبهه بگرید وگرنه جز ایران ستیزان میشوید

  6. پیام اول
    با عذر به خاطر تاخیر چون وقت نشد اول از مطلب آخر آقای دهقان شروع کنم بله اصلاح از خود خوبه ولی اگر منظور جنابعالی در مورد سرکوبگر و سانسورگر من هستم من فقط تذکر دادم به قوانین سایت برای حذف کلمات توهین آمیز اقدام کنید حالا جنابعالی میگی با استدلال ثابت کن تروریست نیستی لزومی نداره من این کار رو بکنم مدعی باید ثابت بکنه معمولا میگن اصل بر برائت است حالا سایت شما برعکسه و اسم این رو میذاری سرکوب و سانسور این ژست روشنفکری نیست؟ من فقط چند تا مطلب به جناب حمید هم بگم اول من نگفتم واژه نوروز بابلیه اگر به مطلبی که از خانم بویس گذاشتم توجه میکردی برات روشن میشد جشن زگموک یا آکیتو قدمتش به میانه های هزاره سوم پیش از میلاد میرسه کتاب the cultic calendars of ancient near east تالیف mark cohenصفحه 401 میگه The a-ki-ti festival is one of the oldest recorded Mesopotamian festivals, the earliest reference being from the Fara period (middle of the third millennium بابل این رو از سومر گرفته الواح از این مورد داریم حالا جنابعالی میگی بابل و ایلام از جیرفت و شهر سوخته گرفتن باید مستندی باشه در ثانی جیرفت و شهر سوخته آیا تمدن آریایی بودن ؟ خب ایلام هم داخل فلات ایران بوده دلیل نداره هر قومی داخل فلات ایران باشه آریایی باشه حرف من اینه که همه اقوام ساکن ایران آریایی نبودن مثل ایلامی ها در مورد کاسی ها هم دو منبع جدید دادم که در مورد آریایی بودن اونها تردید وجود داره حالا مثل آقای دهقان که میگه می دانیم کاسی ها آریایی بودن (البته اصلاح شده) که خودش نشون میده این واژه چقدر برای عده ای مهمه شما هم اینو میگی تسلط کاسی ها به میانه هزاره دوم پیش از میلاد میرسه من یادم نمیاد چیزی در مورد عرب بودن بابل و آشور گفته باشم گفته های شما نظرات شخصیه وبه منابع اشاره ای نداره باز میرم سراغ آقای دهقان الان مثلا جنابعالی از دکتر رزمجو در مورد حضور مغان در بابل مطلب آوردی تصاویر اون لوحه ها و ترجمه در مقاله دکتر رزمجو هست؟ اگه بنا به این باشه مطالب سایت شما اعتبار خودش رو از دست میده در موضوعات مختلف میشه همین سوال رو پرسید شما یک نبرد شیر و گاو رو در تخت جمشید رو این طور در نظر می گیرید من هم مشکلی ندارم ولی مدارک دیگری هم در تمدن سومر و ایلام و بابل هست تصاویرش رو ببینید شما مقاله راجرز در مورد ایلام 2500 پیش از میلاد رو که نبرد صور فلکی رو نشون میده و مقاله اولی رو نادیده می گیرید بحث ارتباط جمشید با نوروز یک بحثه آشنایی هخامنشیان با جمشید بحث دیگه لطفا مدرکی در این مورد لوحه ها ارائه کنید البته شما بعدش جواب خودت رو هم دادی حرف من هم همینه وقتی سندی از قبل فتح بابل نیست نمیشه نظر مطمئن داد اصلا خود هخامنشیان کتیبه و استوانه نویسی رو از بابل و آشور اخذ کردن(مقایسه استوانه کوروش با استوانه نبونید اشاره کوروش به لوح آشور بانی پال البته کتیبه های منسوب به آریارمن و ارشام هست ولی اگر جعلی نباشه برای دوره داریوش به بعده)یادگیری ضرب سکه از لیدی ها اولین سکه ها با اطلاعات امروز کی ضرب شده؟ من حرفی ندارم ممکنه 10 سال 100 سال دیگه سکه از دوره پدربزرگ کوروش پیدا بشه موارد دیگه هم هست به موقع اش درباره این موارد صحبت میکنم اینها به معنای ایران ستیزی نیست بله اگر کسی مدام فحش و لعنت بده عمدا حرف بی سند بزنه این هست بحث گاهشماری رو هم نشون میدم ولی اصولا اگر آیین های نوروز رو حذف کنید فقط برای ما آغاز بهار میمونه که خب خود جنابعالی هم اشاره کردی مثلا چین ما نوروز رو به آیین هاش می شناسیم بهار که در نیمکره شمالی در مناطق مختلف شناخته شده بوده حالا بماند که این جشن های سال نو در ایران و جاهای دیگه اولا در بعضی مواقع در پاییز بوده اگر هم در بهار بوده لزوما در محدوده اعتدال بهاری نبوده

    • نخست: آقای یکی نه مشخص نگرش شما چیست و نه پایان حرف شما اگر زیاد اسرار دارید که این جشن ریشه بابلی دارد ادعا بزرگی میکنید که منبع کلی درموردش ارائه نمی دهید اگر فکر میکنید اینگونه می توانید چیزی ثابت کنید سخت در اشتباهید
      دوم:اگر علاقه مند به نظریه بابلی بودن جشن نوروز هستید لطفا و خواهشمندیم به سایت بابل شناسی و میان رودان شناسی بروید و آنجا اظهار نظر کنید هرچند دلتان میخواهد از میان رودان بگویید
      سوم:شما دارید به مردم درباره قدمت ایزدان بابلی همانند زگموک بگویید ماهم می توانیم به شما به اسطوره کهن ضحاک ماردوش اشاره کنیم که مهر های بسیار زیادی در شهدا و تمدن های جنوب غرب ایران کشف شده این خود قدمت فریدون و ضحاک و ارتباط ان را با مهرگان مشخص کنید جام حسنلو که به احتمال زیاد نقش نبرد ضحاک و کاوه بیان میکند نمیشه انکار کرد
      چهارم:لطفا به فرضیه مهاجرت آریایی ها پناه نبرید خواهشا این فرضیه بسیار خنده دار و بچه گانه کهنه از لحاظ ژنتیکی شناسی به کلا مردود هسته در مورد منابع هم هیچ منبع ایرانی این نظریه رو تایید نمیکنه اما نتایج تحقیقات پژوهشگر گر گرامی سورنا فیروز خلاف اینو ثابت مکینه هاپلو گروه ایلامیان R1b شناسایی شده و همینطور سلیکیان این هاپلو گروه مربوط به آریایی ها میشود همینطور میان آنها هاپلو گروه( M17 (R1a مشاهده میشود اینا مربوط به مردمان هندو اروپایی هسته
      پنجم:بحث پان فارس غیر علمی و منطقی است چون پان به عقیده جمعی برای یکپارچه مناطقی با یک فرهنگ و نژاد دارای ریشه های مشترک تاریخی همانند پانترکیسم پان کردیسم پان عربیسم پان ژرمنیسم پان بلوچیسم و پان ایرانیسم پان فارسیسیم خنده داره چون فارس یک قوم و منطقه در ایران هسته دیگران ما فارس سراغ نداریم که به دنبالشان برویم تا عقیده جمعی درست کنیم
      درباره ناسیونالیسم یک واژه فرانسوی هست که به معنای یک ایده جنبش است که هدف آن ترقی بخشیدن منافع یک ملت و مورد بدی حساب نمی شود ولی اگر با افراط و نادانی پیش برود حتما دچار تعصب انحرافی و کورکورانه میشود آخر سر هم نژاد پرستی باید از تمامی اندیشه ها بهترین استفاده رو کرد نه بیشترین

      • منبع کلی یعنی چی ؟ من منابع رو ارائه دادم وقتی نخوندید تقصیر من چیه لزومی نداره جای اظهار نظر رو شما مشخص کنید هر کسی هر جایی میتونه اظهار نظر کنه زگموک ایزد نیست جشنه لوح های مربوط به زگموک (آکیتو) و نوشته های یونان باستان در مورد آدونیس موجوده و من منابعش رو ارائه دادم مدارک مستند در مورد مهرها و جام حسنلو بدید ممنون میشم نه حدس و گمان .گفته های سورنا فیروز در کدام مقاله معتبر یا کتاب ارائه شده من حرفی ندارم از روی سایت و وبلاگ نمیشه استناد کرد بهتره پان آریایی بگم که پانکرد و پان پشتون رو هم در بر بگیره

      • چه دلنشین بود بخش آخر سخن در مورد واژه پان فارس که فرمودید هرچند همین را گفتم و باز تکرار کردند. این حد از اصرار حتی عدم استفاده از واژه ایران. پانایرانسیم افراطی یا ناسیونالیسم افراطی رو بکار نمیبرند. همچنان واژه پانفارس. و باز توقع این دارند که دید مثبتی نسبت به ایشان در ما ایجاد شود

    • آقای یکی نخست انکه چند مقاله معتبر درباره رد نظریه مهاجرت آریایی های
      https://www.cell.com/currenet-biology/fulltext/S0960-9822 (17)30695-4?_returnURL=https%3A%2F%2Flinkinghub.elsevier.2Flinkinghub.elseveir.com%2Fretrieve%2Fpii%2FS0960982217306954%3Fshowall%3Dtrue
      و
      https://www.theatlantic.com/science/archive/2018/04/reich/-genetics-racism/558818/
      و
      https//www.theguaradian. com/books/2018/mar/29/who-we-are-how-got-here-david-reich-ancient-dna-review
      و
      https://www.nytimes.com/2018/03/23/opinion/sunday/genetic-race.html
      و
      https://www.magiran.com/paper/1831627
      بعد میتوانید به کتاب تاریخ ایران اثر امیر حسین خنجی بخش نخست پیدایش ایران فصل پادشاهی ماد صفحات ۱۲۹تا۱۳۳
      کتاب دو جلدی دکتر جهانشاه درخشانی به عنوان اریاییان مردم کاشی امرد پارس و دیگر آریایی ها
      دوم: می توانید به کتاب کهن دیار جلد اول درباره جام طلایی حسنلو مراجعه فرمایید که نقش کاوه و ضحاک به رخ میکشه
      شما چرا پان آریایی اریایی میکنی نکنه شما اهل کدوم دیارید نزدیک یا دور اسرار چی دارید که بگین این جشن ریشه بابلی دارد بله ما منابع هم دیدم هم مقایسه کردیم هیچ اشکال نداره ملت ها از یکدیگر تاثیر بپذیرند اگر هم ریشه این جشن بابلی باید ککوچکترین اثری از آن پیدا میشد والله که ابوریحان بیرونی عمر خیام و فردوسی این جشن رو ایرانی دانسته و به آن احترام گذاشتن البته تاثیر ایلام گوتی و کاسی که ریشه این جشن از اقوام شاید سرچشمه داشته باشد کمی نیست بر میان رودان در زم این جشن در فرگرد دوم ویدیوات هسته که پیش از ساسانیان و اشکانیان و هخامنشیان بر میگردد اگر هم تاثیری از بابل گرفته اشکالی نداره این رسم فرهنگ ها و جامعه انسانی دوران ها بوده که بر یکدیگر تاثیر بگذارند
      پان آریایی تا حالا تبدیل به اندیشه نشده و حزبی هم ندارند و اقدام جدی هم نمی کند ولی پان عرب و ترک پشتو و ژرمنیسم ترسناک هستن چون حزب بودجه و انواع تفکرات افراطی و سابقه طولانی آدم کشی دارند چرا کسی با اینها مبارزه نمیکند پان فارس و آریایی همشزایده ذهن ادم ها مریض است
      شما استدال خودتان را مطرح کردید حالا مردم خود تصمیم میگرند

      • آقای ساسان خیلی ازت متشکرم در رابطه با موضوع صحبت می کنی هر چند من رو مریض خطاب کردی ولی من با اون پان ها هم مخالفت دارم و شما اطلاع نداری البته بیشتر این لینک هایی که دادی page not found بود من که نگفتم آریایی ها از قبل نبودن من گفتم این جا سرزمین اقوام آریایی و غیر آریاییه البته مهاجرت نقش مهمی داشته نمیشه منکرش شد ولی شما همین مقاله مگیران رو ببین گفته “گرچه تاثیر جمعیت هایی که در تاریخ، آریایی خوانده شده اند بر خزانه ژنتیکی ساکنین بومی سرزمین ایران چندان قابل توجه نبوده، ولی نمی توان اثرات فرهنگی چشمگیر بر روی زبان و آرایه های آئینی جدید را نادیده انگاشت. مردمان امروزی ساکن در ایران اساسا نوادگان هزاران نسل از دودمانی هستند که ریشه در پارینه سنگی جدید (حوالی ۴۰ هزار سال پیش) داشته و در ادوار سپسین با تاثیرپذیری از دیگر فرهنگ های مهاجر، در نهایت پدیدآورنده هویت زیستی- فرهنگی ساکنین امروزی فلات ایران گردیده اند.” اینجا داره میگه تاثیر جمعیتی آریایی ها در اون منطقه مازندران زیاد نبوده ولی تاثیر زبانی و فرهنگی بوده درست میگم یا نه؟ من از کتاب آقای درخشانی اطلاع دارم هم چنین جام حسنلو (کتاب های آقای خنجی کتاب های معتبری نیست ایشون مورخ یا باستان شناس نبوده تالیف تاریخی داره ولی رشته ایشون چیز دیگه بوده ) جام حسنلو برای 800 پیش از میلاده البته در مورد اون نقش این نظریه احتمالی است ولی حرف شما رو می پذیرم ولی قدمت جشن آکیتو یا زگموک به میانه سومین هزاره پیش از میلاد در سومر میرسه کاسی ها در آریایی بودنشون تردیده (دو تا منبع دادم )از طرفی در نیمه های هزاره دوم پیش از میلاد بر بابل حکمفرما شدن از لوحه های ایلامی که تا حالا نه آریایی و نه سامی هستن چیزی به دست نیومده هم چنین آثار گوتی که ناچیزه ولی در سومر و بابل و آشور بوده من حرفی ندارم سومر هم ممکنه از جای دیگه گرفته ولی این ها لوحه ها و مدارکش هست زمان جشن سال نو حول و حوش اعتدال بهاری بوده مدتش 11 یا 12 روز بوده مراسم آدونیس هست که روز هشتم سبزه به دریا و رود مینداختن یا لباس های نو میپوشیدن موسیقی و آواز بوده به معبد خدایان هدیه میدادن(همه اینها در منابعی که معرفی کردم اومده ) اینها رو ایرانی و غیر ایرانی ذکر کرده ثبت در تاریخه شما اون کتاب ها و مقالات رو میخوندی پی می بردی همه اون افراد یا مورخ یا زبان شناس یا باستان شناسن ابوریحان و … هم اطلاع از مدارک 6000 سال پیش نداشتن که من میگم همون طور که پانعرب و پانترک بده پان آریایی هم بده این به معنای ایران ستیزی نیست این جا سرزمین آریایی و غیر آریاییه در نهایت باز هم میگم نوروز الان جز هویت ایرانه و ایرانی ها اون رو حفظ کردن در این مورد حرفی نیست

  7. خر بخش از سخنان جناب یکی را میخوانم. گفته های عجیب غریب نویی پیدا میکنم
    چه کسی خود را محور جهان دانسته?
    کی به اقوام دبگه توهین شده و گفته شده بدند یا خوبن?
    دم از ناسینالیسم مبزنید . و این با میهن پرستی متفاوت است. ناسیونالیسم به خودی خود بد نیست در حد عقلانی و خردمندانه باعث پیشرفت میشه حتی علاقه به شهر و روستا و حس رقابت سالم نمونه در آلمان و ژاپن بعد از جنگ می بینیم.
    یک فرد ناسیونالیست هم میتواند آدم خولی باشد افراط در کارش باشد بد میشود . یک مسلمان هم همچنین. با این استدلال اسلام اگر مد نظر باشد اسلام به عنوان محور دیده میشود و مبدا و دیگران اماج توهین به خاطر دین و آیین شان. بعد از این سه خط بنده نتیجه بگیرم اسلام و مسلمان بودن بد است? و بگویم یک مسیحی و یک زرتشتی و یهودی هم میتواند آدم خوبی باشد.
    دین و ناسیونالیسم هر دو به حد عقلانی پذیرفتنی و گاهی لازم هست در کنار نوع دوستی و انسانیت.
    هنوز هم کل صفحه رو از بالا تا پایین خواندم و توهینی به قومی به علت آریایی بودن با نبودن نیافتم . برعکس تندرو های مذهبی از هر قشر که فراوان دیده ام و میبینم
    این تارنما هم در راستای پاسداشت ارزش و تاریخ ایران و در پاسخ تحریف ها و غرض ورزی های صورت گرفته است نه توهین به کسی یا فردی یا قومی نه نسل کشی انجام داده و تشویق میکنه نه شیعه و سنی و مسیحی و یهودی کشی.
    امیدوارم این احساس وظیفه شما رو در عرصه های جامعه فعلی ایران که بسیار بیشتر نیاز بهش هست ببینیم
    در پناه خدا

  8. مورد دیگر
    اول بابلی ها در دوره بابل نو اکدی و سامی بودند ولی عرب نبودند چه بسا خود سامی ها مانند آشور ویهود . بابل و یهود . اعراب و یهود. اعراب و آشوری بیشترین جنایات رو در حق هم انجام دادند
    دوم در دوره بابل میانی کاسی ها بر بابل حاکم بودند
    سوم اقوام سامی باقیمانده اعراب و یهودی از تقوم قمری استفاده میکنند و یهودی از تلفیق دو تقویم قمری و خورشیدی .
    چهار خود بابل بر پیکره سومر بنا شده از اقوام با زبان تک خانواده طبقه بندی . با رنگ تیره احتمال اصل تبتی و دراویدی در مورد آنها خیلی کم مطرح شده ولی اتفاق نظر در تک خانواده بودن آنهاست. تاثیر فرهنگ آنها که با ایلامی ها در تعامل و بسیار زمان ها جنگ و ستیز بودن بر روی بابلی ها غیر قابل انکاره.
    پنج نوروز از بابل و ایلام گرفته شده? چطور این دو رو در یک گروه قرار دادید . تمدن که دیرینگی بسیار بیشتری نسبت به بابل دارد و سامی هم نبوده . اگر در هر دو بوده چرا بابل رو متاثر از فرهنگ کهن تر ایلام نمیدانید. این قرار دادن بابل و ایلام در یک گروه . اندیشه های دیگه رو در مورد شما به ذهن میاره. شاید بنده اشتباه میکنم.
    شش خود تمدن ایلام از تمدن دیرین جیرفت و تمدنهای هم دور مانند شهر سوخته تاثیر گرفته.
    هفت . در حال حاضر نه در اعراب نه در یهود مراسم نوروز هست. بعضی از کشور ترکی منطقه به تاثیر از ایران این جشن را پذیرفتن که در مورد ترکیه صدق نمیکنه
    هشت نوروز در میان تمامی اقوام ایرانی همانند شب یلدا و چله از شرق تا غرب از شمال نا جنوب وجود داره با سبک ایرانی و در هر منطقه عنصرهای محلی تا حدی تاثیر گداشته بر آن.
    نهم یاد اون خانم مثلا فعال حقوق بشر خودفروخته افتادم در بی بی سی فارسی که میگفت مراسم نوروز به اقوام دیگه مانند اعراب ایران به صورت خشونت باری تحمیل شده???? انسان میماند بخندد یا بگرید . یکی نیست بگه چطور اصلا یک مراسم شاد و خوشی تحمیل میشه و دوم اینکه چطور خشونت بار تحمیل میشه. نکنه شما که تو اون نون دونی خودتون نشستین تو اروپا یا امریکا کریسمس اونم خشونت بار بهتون تحمیل میشه. اون مراسم عزا که حتی خود اسلام هم باهاش مخالفه اون پرچم سیاه تا چهل روز اول و اخر وسط شهرهاست . اون ایام های عزادری به بهانه مختلف و غیره هست که به کل ملت ایران تحمیل شده. امام و پیامبر جایگاه خودشون رو دارند و محترم ولی این مراسمهای نوظهور حتی جز اسلام نیست و زور چپان شده به ملت و ایجاد غم و غصه میکنه
    دهم فرمودید پان محکومه . بله ولی پان فارس? اصلا چی هست که محکومه که لغ لغه زبان جماعتی شده. تاریخچه پانعربیسم و هدف و اقداماتش مشخصه و اتحاد جهان عرب . در مورد پانترکیسم هم همینطور. در مورد پانکردیسم هم اتحاد کرد زبان ها تشکیل کشور واحد. پان فارس چیه اتحاد فارس زبانها. یا نژاد فارس یا چی .اصلا کی هستند که میگین اون رضا شاه هم نمادش کردید نام ایران رو از پرشیا به نامی که ایرانیان خود مینامیدن تغییر داد. این پان فارس گفتن برای زیر تاثیر قرار دادن ایران و اتحاد ایرانه و اهداف دیگست. پان ایرانیسم وجود دارد ولی اون هم جنبه حفظ تمامیت ارضی کشور رو داشت و در جواب به گروه های دیگه و اگر جنبه افراطی و الحاقی داشته باشه مورد پسند نیست و محکومه.

  9. دوست میفرماید نوروز از بابلی هاگرفته شد?
    یکم که واژه نوروز واژه ایرانیست
    دوم ملتهای زیاد سال نو خود را اول بهار قرار داده و جشن میگیرن مثال چینی ها الان میفرمایید نوروز چینی های بابلی ها به چینی ها دادن یا چینی ها به بابلی ها?
    سوم اینکه ایرانیها در گدشته دور تر اول بهار را جشن میگرفتن از آنجا که منابع دست اولی نیست نمیدانیم.
    چهارم اشاره به نوروز به جشن سال نو با نمادها و رسم و رسوم های ایرانیست و ریشه در فرهنگ ایران دارد نه تنها جشن و آغاز سال در ابتدای بهار. همچنان که با پدیرش اسلام رنگ و لعاب اسلامی هم به مراسم نوروز افزوده شد .دیوان حافظ و قرآن اضافه شد به سر سفره. دعای تحویل سال و غیره
    پنجم اقوام به ملتها از هم تاثیر میگرفتن و میگیرن و چه بسا یک اندیشه ای گرفته شد و در فرهنگ خود رنگ و بوی بومی به ان داده و به کمال میرسانند نمونه کریسمس و مراسم عشای ربانی مقدس بودن یک شنبه (سان دی) که ریشه در آیین میترایسم ایران دارد.
    ششم مراسم نوروز اکنون به وسیله بعضی از اقوام پذیرفته شده کما اینکه کریسمس چه از جهت مسیحان کشور چه از نظر شاد بودن مراسم و پیام صلح و دوستی داشتن در ایران جشن گرفته میشود

  10. جناب يكي گويا با دقت و درك كامل مقالات اين سايت نخوانديد وقتي گفته ميشه ايراني و تمدن ايراني يعني همه اقوام ايراني وقتي گفته ميشه پارسي و پارس يعني ايران و ايراني چون نام چند صد سال پيش ايران پارس بود بعدا به نام ايران تغيير كرد!
    در ضمن به اطلاع شما برسانم هيچكس پارس آريايي خالص نيست هزاران ساله بعلت تجاوزات و ازدواجها بعلت صلح سازي بين اقوام ايراني و مهاجرتها به پايتختها در هر شهر در طي تاريخ، هر ايراني كنوني خونش ادغام هزاران نژاد هست كه بر حسب نوع اب و هوا اقليم و سلامت غذايي و سلامت بدن ژنهاي سالم در زيبايي و هوش نمايان تر ميشود. منم نگفتم مطالب همه وبها درسته چرا بهتان ميزنيد!؟ ولي تنها وبي كه مطالب عقلاني و علمي بيان كرده همين سايت نيكو هست.
    و شما هم بدان هر مقاله و كتابي هم در معاصر نوشته ميشه يا ترجمه ميشه و ميخواني! ميتونه دروغ و تحريف و سانسور هم داشته باشه پس زياد اتكا به آن نكن. چرا كه بنده در رشته دكتري مهندسي پزشكي بارها مقالات دروغ حتي ISI ديدم كه مقادير در توليد اشتباه بود! در همه رشته‌ها مقالات نا به جا وجود دارد كه دروغ با راست مخلوط ميكنند تا تشخيص سخت شود! و حالا مخصوصا در زماني كه اعراب پول هنگفت خرج ميكنند تا تمدن ايران به نام خودشان بربايند مثل بادگير يزد و ابن سينا و ساير مشاهير و خليج فارس كه با پرداخت مبالغ زياد به گوگل كاري كردن به نام خليج عربي درج بشه!
    در حاليكه اسناد يوناني و رومي سنگ نوشته هاي آنها كه در اخبار ملي هم نشان داد به نام سينوس پرسيكوس درج شده بود يعني آبراهه پارسي نه عربي! بماند ده قوم پارسي قبل هخامنشيان در تمام شهرهاي ايران بيشتر در اصفهان، يزد، شيراز، كرمان، هرمز و كل شهرهاي جنوبي زندگي ميكردند كه حتي درياي عمان به نام درياي پارسي بوده! (گذري كنيد بر منابع ميراث فرهنگي ايران)
    و در مورد سيلك درست هست هنوز معلوم نيست چه اقوامي آنجا بودند اما ميراث فرهنگي ايران و برخي باستان شناس‌هاي تحصيلكرده از منچستر و همينطور دياكونف احتمال زياد دادن در سيلك يكي از ده قوم پارسي ساكن بوده چون اثار باستاني بدست آمده شباهت فراوان به نوع علم هنري شهرهاي پارسي زبان هست بماند علم پولادسازي اولش از پارس معروف شد و چون اولين كوره و معادن ذوب فلزات در جهان همين سيلك 9000 ساله هست احتمال وجود پارسيان در سيلك بيشتر كرده اين مورد من نميگم مستندهاي تاريخي و ميراث فرهنگي ايران بر حسب كاوشهاي باستان شناسهاي غربي و خودي ميگه. و صد در صد در سيلك هركس زندگي ميكرده عرب و تازي نبوده! وگرنه اين سبك هنر و علم سيلك در بين اعراب عربستان و عراق بايد ديده ميشد!
    طبق تاريخ نه تنها قصص انبيا و قرآن حضرت موسي تولدش به سه هزار سال پيش ميرسد كه الوالعزم بوده و الوالعزم قبل آن هم ابراهيم بوده و قبلترش هم نوح بوده و هر پيامبر غير الوالعزم مثل زرتشت نبي و غيره فقط ادامه دهنده تبليغات ديني پيامبر قبل خودش بوده و چون احكام زرتشت به ابراهيم و نوح تشابه فراوان دارد پس قبل حضرت موسي بوده پس كتابش اوستا بايد بيش از 4000 سال قدمت داشته باشد اين حرف علماي ديني و تاريخي هم اثبات كردند.
    اما حقيقت انكار ناپذير اين هست هيچ پادشاهي در طول تاريخ شهري به نام قوم و تمدنش نساخته كه عاري از اعتقادات ملتش و نمادهاي قدرتش و شكوه شاهنشاهيش باشد! پس تخت جمشيد فقط با نمادهاي ايراني و اعتقاد موبدان زرتشتي و نشانه شكوه ايران ساخته شده وگرنه اگر نمادهاي بابلي كه دشمن ايرانيان بودند يا نمادهاي ساير اقوام استفاده شده بود و از نماد اژدهاي چيني و ساير نمادهاي آسياي دور هم استفاده ميشد! اگر اين كار ميشد نشانه تسلط اقوام ديگر بر ايرانيان بود نه نشانه تسلط و قدرت ايرانيان! اصلا عقلاني و علمي نيست. حالا شما بگو تخت جمشيد اعراب عربستان و بابل و ساير اقوام غير ايراني ساختند ولي واقعيت نميشه انكار كرد.
    اما در مورد كوروش كبير به سايت حوزه مراجعه كنيد مقاله‌اي علمي بر حسب مستندات علمي و تاريخي و ديني بدون غرض توسط برخي علماي ديني نوشته شده كه ايشان را ذوالقرنين نبي و داراي دين زرتشتي معرفي كردند در بخش كوروش و ذوالقرين اين سايت هم مراجعه كنيد در بخش نظرات يكنفر آمده مقاله حوزه را درج كرده در ضمن كوروش كبير بت پرست نبوده همان كاري كه ابراهيم نبي براي گاهي مردماني كه اجرام اسماني ميپرستيدند كرد انجام داد تا قوم بت پرست را آگاه به خطا كند تا در حين عبادت اهورامزاد مبادا بت پرستي توهين به خداي واحد كند همان شيوه محمد نبي و علي ولي الله در رو در رويي با مشركين كه اول از درب دوستي وارد ميشدند. عده‌اي ناراحت آزادسازي يهوديان توسط كوروش هستند بخاطر همين دشمني با تمدن ايراني ميكنند ولي همه ما بايد بدانيم اگر اين رخداد اتفاق نمي‌افتاد ذريه بسياري از پيامبران از جمله حضرت عيسي و يحيي و خيلي‌ها را نداشتيم پس كار ذوالقرنين همان كوروش كبير حقاني بوده.
    و در انتها اگر نيك بنگري هيچ نژاد پرستي و توهيني در مقالات اين سايت نيست بلكه حقايق تاريخ در جهت آگاهي و افزايش روحيه ملي گرايي در بين ايرانيان نوشته شده تا از تهاجم فرهنگي جلوگيري شود و بس.

    • بله درسته ایشون ذوالقرنین بودن مجسمه ایشون با دو شاخ هم پیدا شده

  11. بسيار زيبا با تشكر از نوشتار شما. به نظر بنده حقير كه رشته‌ام تاريخ نيست تمام نمادها و اشكال موجود در تخت جمشيد منحصرا ايراني هست زيرا معماران تخت جمشيد براي نمايش شكوه و قدرت و عقايد ايرانيان از سمبل هاي ايراني بهره بردند نه ساير ملل زيرا استفاده از سمبلهاي بابل يا ساير ملل كاري بي معني و غير عقلي هست آنهم در پارسه كه نماد قدرت و شكوه ايرانيان بود مثل اين است كه ايران نماد اژدها كه نماد چين هست در آثار و پارسه استفاده كند ولي استفاده نكرد در صورتيكه زماني بخشي از چين به مدت 500 سال متعلق به ايرانيان بود! اما از نمادهاي چين در آثار خودش در هيچ سلسله‌ باستاني استفاده نكرد ولي ساير ملل از نمادهاي ايراني تاثير گرفتن.

    • حتی یونان از جام هایی که ایران شبیه حیوان میساخته کپی کردن و به اسم خودشون زدن

  12. نمیدونم چه اصراریه هویت ملیمونو نابود کنیم
    جناب یکی در کدام منبع بابلی نام نوروز امده؟
    چرا حد اقل در روایات اسطوره ایه ارامی ها خبری از این جشن نیست؟

    • نوروز الان جزو هویت ملی ایرانه من منکرش نیستم من میگم در ریشه یابی همه چیز رو در نظر بگیریم نه فقط خوشایند های خودمون رو من نگفتم در منبع بابلی نام نوروز اومده اول این که نام نوروز از دوره پارسی میانه است و نه پارسی باستان دوم هم این که در اسطوره های کهن بین النهرین بزرگداشت زنده شدن زمین بوده جنابعالی گفته بودی در اوستا اومده من هم مطلب خانم بویس رو گذاشتم یه خواسته دیگه هم دارم موارد توهین آمیز نباشه چون بحث با مستندات باید باشه

  13. “کلیه دیدگاه‌هایی که در بخش دیدگاه‌ها نوشته می‌شود باید متناسب و هم راستا با موضوع باشد. طبیعی است دیدگاه‌هایی که حاوی مطالب نامربوط، تهمت، توهین، ناسزا و همچنین موضوعات دین ستیزانه، قوم ستیزانه، نژاد گرایانه و مواردی از این دست باشند تأیید نمی‌شوند.” این عبارت در قوانین پایگاه خردگان اومده هر کسی میتونه نظرات خودش رو با سند و مدرک ارائه بده این که عده ای این رو بر نمی تابن دلیل نمیشه روی به فحاشی و توهین بیارن .این قوانین ( اگر واقعا ادعای قانون مداری داریم) هم از سوی سایت هم از سوی کاربران باید رعایت بشه

    • اشکان دهقان

      فحاشی و توهینی صورت نگرفته است. همانطور که شما در بیان دیدگاه آزاد هستید دیگر مخاطبان هم آزاد هستند

      • اشکان دهقان

        شما می توانید با استدلال پاسخ ایشان را دهید و چنانچه فکر میکنید اشتباه هست قانعشان کنید

      • کسی که به دیگری نسبت ناروا میده باید ادعاشو ثابت کنه نه طرف مقابل .این از ابتدائی ترین اصول حقوقیه که مسئولین سایت هم باید آگاه باشند همین حرف میزان آگاهی شما رو نشون میده البته خب کسی هم که خودش رو به خواب زده باشه بیدار نمیشه کرد من فقط از دو نویسنده معروف مطلب میارم اول از خانم مری بویس
        [پیوند] که اشاره میکنه
        Nowruz is not, however, referred to in the small corpus of Old Avestan texts attributed to Zoroaster, nor does its name occur in the Young Avesta. Its earliest appearance is in Pahlavi texts, as nōg rōz (nwk rwc, <Av. *navaka- raocah-).
        دوم از آقای احسان یارشاطر
        [پیوند] که اشاره میکنه

        It may be safely assumed, however, that the Nowruz festival, essentially an agrarian celebration, owes its origin, at least in part, to the fertility cult, so common among the ancient Near and Middle Eastern nations. Some of the customs observed at Nowruz are reminiscent of Babylonian Zagmuk. The growing of “sabzeh” (fresh green shoots), which are later thrown into water, particularly brings to mind the Syrian cult of Adonis. اینها هم با توجه به پشتیبانی سایت از کاربران خاص تروریست هستند؟ البته انتظار زیادی از این نوع نگاه نمیشه داشت جالبه همه جا هم صحبت از پندار نیک و گفتار نیک هست

      • اشکان دهقان

        طبیعتا اگر مخاطبان با دیدگاه یکدیگر مشکل دارند می توانند یکدیگر را نقد کنند. من نباد خود را درگیر اختلافات شما با بازدیدکننده دیگر کنم.

        اما درباره تحلیل نوروز باید توجه داشته باشیم که قطعا جشن‌های دیگر ملل در شکل گیری آن تاثیر داشته است. کدام جشن در ملل گوناگون است که از آیین دیگر اقوام تاثیر نگرفته باشد؟!

        اما جشن نوروز چهارچوبی دارد که مختص ایرانیان است هرچند آیین دیگر ملل هم روی آن تاثیر گذاشته است. همانطور که در شکل گیری گاهشماری ایرانی گاهشماری اقوام دیگر تاثیر گذار بوده است اما ما نمی توانیم بگوییم این گاهشماری ایرانی نیست و بگوییم مثلا بابلی است.

        فراموش نکنیم که ما در تاریخ پژوهی مرجع تقلید نداریم که بدون چون و چرا سخن آنها را بپذیریم. البته جای بحث دارد که برداشت شما از مری بویس درست است یا خیر ولی به هر حال یک پژوهشگر مانند احسان یاشاطر هر چقدر هم بزرگ باشد احتمال دارد که در تحلیل های خود اشتباه کند.

      • البته آن چه عیان است حاجتی به بیان ندارد من قوانین سایت خودتون رو آوردم وقتی به قوانین خودتون احترام نمیذارید تکلیف معلومه .مشکل از فرد توهین کننده است اگر کسی مخالف نظر شما بود و به طرفدارای نظرتون
        یا خودتون تروریست می گفت هم همین طور رفتار می کردید ؟ مشخص شد که این خود رو به خواب زدن جدیه حرف خانم بویس و آقای یارشاطر نیاز به تفسیر نداره نمیدونم شما چه برداشتی از حرف خانم بویس دارید ولی اگر کسی اندکی انگلیسی بدونه متوجه منظور ایشون میشه مگر نبایستی قراین مستندی قبل از فتح بابل وجود داشته باشه که نشون بده این جشن ایرانیه؟ عجیبه که هر موقع نظری مخالف نظر شما مطرح میشه محققان اشتباه میکنن قضیه اینجاست فقط این دو نفر نیستن مثلا کریستین سن هم گفته نیازی نیست این جا اسم همه
        رو آورد شما با قراین ثابت کنید که قبل از فتح بابل هم این مراسم آریایی وجود داشته من اون مقاله 1965 رو هم آوردم که بگم هم نقوش شیر و گاو (به عنوان صور فلکی) و هم نبرد اونها قدمتش به 4000 سال پیش از میلاد میرسه که متعلق به ایلام و سومره (اشکال دیگه هم داره)حالا زرتشت و اوستا با قراین نهایتا چه قدمتی دارن؟

      • اشکان دهقان

        یعنی از نظر شما ایرانیان در زمان هخامنشیان نمی توانستند جشن ها ملی به وجود بیاورند؟! همانطور که گاهشماری ملی به وجود آوردند؟! با این استدلال تمام فرهنگ ها و آیین ها هم متعلق به ملت ها نیستند و لابد ریشه در بابل و ایلام دارند!

        درباره نقش شیر و گاو هم بله من هم پذیرفتم که چنین نقشی در تمدن های دیگر بوده است ولی پیوند آن با نجوم و آغاز بهار جای بررسی دارد که در این نوشتار تاکید اصلی هم روی این موضوع است

      • اینجا در مورد توانایی صحبت نمی کنیم در مورد وجود قرائن این جشن قبل از فتح بابل توسط کوروش حرف میزنیم اون مقاله در مورد همین بحث بود شکل های صفحه 25 تا آخرین صفحه هم برای همینه این هم یک مقاله دیگه صفحه 10
        [پیوند]
        نقوش ایلامی است گاو و شیر و ماه و ستاره و نبردهای اونها (نوشته های زیر تصویر) برداشت جنابعالی از حرف من اشتباهه مگر من گفتم هر جشنی ؟ هیچ قومیتی و ملیتی بدون ابتکار نیست میخواد هر چی باشه
        قسمت آخر سوال منم هست چطور از نقوش تخت جمشید میشه این برداشت رو کرد ولی از این نقوش نه ؟اون هم با این سابقه از رسم نقوش و اشاره های واضحی که به مباحث نجومی داره
        وقتی دید ناسیونالیستی باشه خودت رو مرکز مییینی بقیه رو کوچک می شمری ناسیونالیسم با میهن دوستی فرق داره

      • اشکان دهقان

        ببینید اینکه بگویم نوروز جشن بابلی بوده است ادعای بزرگی است که باید اسناد و منابع گوناگون آن را اثبات کنند. لطفا با اسناد و منابع دست اول سخن بگویید و دست از جوسازی و اینکه یک کاربر دیگر این را گفت و به حاشیه بردن بحث جدا خودداری کنید. اینکه به جای بحث تاریخی و تاریخ پژوهانه ژست روشن فکری بگیریم و ناسیونالیسم را نقد کنیم در این بحث جایی ندارد. ما داریم درباره یک موضوع در جهان باستان گفتگو می کنیم. نام بردن مقالات هم چیزی را درست نمی کند. اصلا برای ما خوب نیست که دستگاه کپی مقالات انگلیسی شویم بلکه چنانچه حرفی برای گفتن داریم باید با توجه به منابع اصلی یا تحلیل هایی که صورت می گیرد سخن بگوییم. خلاصه آنکه صمیمانه خواهش میکنم دانشورانه بحث کنید نه عوام فریبانه!

        درباره جشن سال نوی بابلی باید پرسید که چه شباهتی با نوروز دارد؟! اقوام و ملل گوناگون گرم شدن هوا و آمدن بهار را گرامی می داشتند و می دارند. امروز هم کشورهای گوناگونی هستند که گاهشماری خود را دارند و از زمانی که هوا رو به گرما می رود جشن سال نو می می گیرند مانند کشور چین. آیا بگوییم در چین نوروز برگزار می شود؟!

        گاهشماری بابلی اصولا یک گاهشماری متفاوت با گاهشماری ایرانی بوده است. آیین های این جشن با آیین های نوروز ایرانی تفاوت داشته است. حتی نوروز هم به مرور تکمیل یافته است تا چهارچوب خود را پیدا کرده است. اما می دانیم تلاش برای تدوین گاهشماری ایرانی ریشه در دوران هخامنشیان داشته است.

        بعدها در منابع پیوند نوروز با داستان جم هورچهر و مقابله او با اهریمن و نگهداری از آفریده های اهورامزدا در برابر یخبندان شدید سخن گفته می شود (حتما نگاه کنید به: https://kheradgan.ir/?p=19658 ). این داستان در فرگرد دوم وندیداد آمده است. دو فرگرد نخستین و چهار فرگرد واپسین «وندیداد» سبک نگارش و محتوای متفاوت با دیگر فرگردها دارند و احتمالا بازمانده‌ای است از اساطیر کهن آریایی هستند و از بخش های قدیمی اوستا محسوب می شوند (احتمالا پیش از هخامنشیان). چه بسی همین دیدگاه در دوران هخامنشیان هم بوده است. یعنی احتمال می رود هخامنشیان به دنبال درست کردن گاهشماری دقیق بودند تا اسطوره های ایرانی را گرامی بدارند. در این راه قطعا از دستاوردهای دیگر تمدن ها از جمله بابل هم بهره برده اند.

        آیا در جسن های بابلی چنین مواردی را می بینیم. آیا آیین برپایی هفت روییدنی را می بینیم که بگوییم از بابل به ایران رسیده است؟!

        اما درباره سوال شما باید بگویم نکته مهم آنجاست همانطور که در متن آمد «گزارش‌های بسیاری گویای حضور مغان ایرانی در بابل است و آنچنانکه می‌دانیم کارهای اخترشناسی و گاهشماری در دست روحانیون بوده است» و پیوند این نقش با نجوم قابل توجه می شود. به ویژه آنکه ما به مرور تدوین گاهشماری ایرانی را می بینیم. اینجاست که فرضیه نقش شیر و گاو با نوروز و گاهشماری ایرانی مطرح می شود.

        چرا باید این نقش اینقدر در پارسه پر رنگ باشد؟! در صورتی که در تمدن های پیشین تا این حد مورد توجه نبوده است. آن هم در بنایی که کاملا مشخص است جشن هایی در فصل بهار در جریان بوده است. دست بر قضا ردپای مغان و موبدان ایرانی در بابل پیدا می شود که کارهای اختر شناسی و گاهشماری انجام می دانند؟! به نظر می رسد نقش نبرد شیر با گاو و صورت‌های فلکی برای ایرانیان یادآور ارزش‌های ایرانی بوده است که تا این حد مورد توجه قرار گرفته است. آیا اینها شواهد قابل تاملی نیستند؟!

      • کسی ادعا نکرد نوروز جشن بابلی است ولی ریشه های بابلی معناداری داره این دو فرق داره یک چیز هم مشخص کنم شما می تونید بگید فلان مقاله به این دلیل مستند ،نه حدس و گمان، نا معتبره وقتی مقاله ای در مجله معتبر چاپ میشه قابل ارجاعه شما مگر خودتون از کتاب و مقاله مطلب نمیارید ؟ عجیبه که من شدم کپی گر و عوام فریب (البته بحث عوام فریبی رو باز نمی کنم چون حرف هایی دارم و یه مقداری هم قبلا گفتم )خب چطور مستند صحبت کنم وقتی سند میخواید اما بحث از کجا شروع شد شما نوشته بودید نقش نبرد گاو و شیر ریشه در تمدن های مجاور نداشته من مقاله سال 1965 رو ارائه کردم که بحث نجومی در باستان بود که این نقش رو داشت یک مقاله
        Origins of the ancient constellations: I. The Mesopotamian traditions سال 1998 از John Rogers هست که این هم نبرد این صور فلکی رو در صفحه 10 متعلق به تمدن ایلام 2500 قبل میلاد نشون داده البته مقاله اول هم بحث نجومی بود از طرفی کریستین سن و یارشاطر میگن از سنت های Zagmuk در نوروز (مثل سبزه گذاشتن ) وجود داره خانم بویس هم وجود نوروز در اوستا رو رد میکنه و میگه اولین موارد در متون پهلویه حرف من چیه من میگم قبل از فتح بابل شواهدی برای وجود نوروز نبوده خودتون هم می دونید ارجاع به فرگرد و این که احتمالا بخش هایی کهنتره مدرک مستندی نیست داستان های اساطیری نقل شده درعصر ساسانی دلیلی بر وجود اونها قبل از دوره هخامنشی نیست قبول دارم نوروز در طی تاریخ تحول پیدا کرده و این تحول با مدارک امروز از فتح بابل شروع شده مثلا وجود مغان ایرانی بعد فتح بابل بوده قبل اون هم بوده؟ کتاب های زیادی در مورد نجوم و گاهنگاری در بابل و ایلام و مصر باستان هست

      • اشکان دهقان

        ما از شما میخواهیم به منابع اصلی اشاره کنید نه صرفا در فلان مقاله نتیجه ای گرفته شده است. برای مثال باید کامل توضیح داده شود بر چه اساس ادعایی می شود! شما می گویید ریشه بابلی معنا دار دارد! خب این ریشه ها دقیقا چه چیزهایی هستند؟! می گویید Zagmuk وجود داشته است اما بر چه اساس؟ کریستن سن و یارشاطر بر چه مبنا می گویند؟ منابع اصلی آنها چیست؟ اصولا این Zagmuk چه شباهتی به سبزه داشته است؟!

        ما نقد اول شما را پذیرفتیم و حتی متن هم اصلاح شد ولی دیگر نقدهای شما پذیرفتنی نیست چرا که دلایل کافی برای آن ارائه ندادید. قطعا صورت های فلکی پیش از هخامنشیان و در جوامع دیگر وجود داشتند. اما این نقش شیر و گاو به زمان چه رویدادی اشاره داشته است که در نزد ایرانیان تا این حد ارزشمند تر از دیگر اقوام شده است؟! بسیاری از تلاش ها برای تدوین گاهشماری به دلیل یافتن تاریخ رویدادهای مهم گذشته است که بسیاری از آنها اسطوره ای شدند بوده است. همه منابع ایرانی نوروز را با جمشید در پیوند می دانند. وقتی موضوعی تا این حد گسترده در منابع بعدی وجود دارد نمی توان نادیده گرفت. می دانیم که بر اساس الواحی که از زمان هخامنشیان به جا مانده مطمئن هستیم با جمشید آشنا بودند.

        سوال آنجاست که مگر پیش از هخامنشیان چه منابعی وجود داشته‌اند که بخواهیم نتیجه بگیریم؟! آیا سندی از مادها مانده است؟! می ماند بخش های کهن اوستا مانند فرگرد اول و دوم وندیداد.

        درباره نوروز و اصولا جشن های ایرانی مهم ترین گزینه گاهشماری است. وقتی گاهشماری بابلی اصولا متفاوت بود نمی توانیم از ریشه های نوروز در بابل سخنت بگوییم. صرفا می توانیم از تاثیر آیین های بابلی در جشن های ایرانی سخن بگوییم.

      • با سپاس فراوان از جناب دهقان بابت روشنگری در خصوص جشن زیبای نوروز
        بخش پرسش و پاسخ کی افتتاح می شود؟

      • اشکان دهقان

        درود بر شما

        شوربختانه به دلیل هزینه هایی که بخش پرسش و پاسخ برای ما ایجاد می کرد فعلا این بخش منتفی است.

    • جناب يكي چرا ناراحت شديد؟! درسته جناب وطن پرست كمي فلفلي هستند اما سخن ايشان توهين به هيچ قومي نبود! بلكه به فرقه‌هاي مردود كه طبل تجزيه طلبي دارند مورد خطاب قرار دادند! داره ميگه اين جشن ريشه ايراني داره در اوستا كه از همه منابعي كه شما ذكر كرديد كهن تر است هم اومده هركس به بابل وصلش كنه بايد پانعرب تروريست باشه! خودتان هم ميگوييد افكار پانعرب و پانترك و غيره مردود هست چون واقعا اعتقاد به تفكيك نژادي در اين ديار دارند و نژادپرست هستند و علاقه به تجزيه طلبي! خوب افرادي با اين طرز فكر آيا تروريست نميتوانند بشوند؟! هميشه در طول تاريخ هر گروهي ديد نژاد پرستي داشته قاتل شده مثل هيتلر و يارانش و داعش و طالبان و صهيونيست و فراماسون و همينطور پانعربها و پانتركها كه سريع جذب داعش ميشوند! شما بعنوان ايراني طرف كشورهاي بيگانه را ميگيريد يا هموطن خودتان را آنهم در شرايطي كه سخن به حق بوده نه ناحق ؟!

      • وقتی گفته میشه کسی این نظر رو نداشته باشه تروریسته کاملا مشخصه من منابعی که دادم از اوستا قدمت بیشتری داره قدمت اوستا مستندا به چه زمانی میرسه ؟ فعلا دورتر از 1500 قبل از میلاد نیست که این هم خیلی با اطمینان نیست

      • جناب يكي خشمگين! در مورد قدمت زرتشت و اوستا نظرات مختلف هست ولي يادمه چند سال پيش در برخي وبها بر حسب مدارك تاريخي در گذشته قدمت زرتشت به 3000 سال قبل ميلاد يعني در كل 5000 سال تخمين زده بود و در برخي وبها به 9000 سال! ولي آنچه پذيرفتني هست كه قدمت زرتشت و اوستا بايدبيش از 4000 سال پيش برسد چون وقتي بيش از 2500 سال پيش يهوديان به كمك كوروش كبير نجات پيدا كردند آن زمان ايرانيان و كوروش زرتشتي بودند و قبلتر از سلسله هخامنشيان هم زرتشتي بودند پس قدمت زرتشت و اوستا زياد بايد باشد چون طبق قصص انبياء حضرت زرتشت قبل از تولد حضرت موسي (ع) وجود داشته پس قدمش زياد هست.
        ولي عجب از شما دارم كه خودتان را ايراني ميدانيد و سعي در پاك كردن تاريخ خودتان به نفع ساير ملل هستيد! در حاليكه حتي مورخين و اساتيد غربي و شرقي اولين و كهنترين تمدن را در ايران خواندند كه تمدنهاي ديگر خاورميانه نشات گرفته از ايرانيان بوده يك دليلش يافتن تمدن تپه هاي سيلك كاشان كه چرخ سفالگري به 9000 سال قدمت تخمين زده شده در خود ميراث فرهنگي هم اين قدمت ثبت كردن! و چون تخت جمشيد نماد شكوه قدرت ايرانيان و دين و اعتقادشان بوده حتما نمادهايي كه در آن استفاده شده منحصرا متعلق به ايرانيان بوده نه ساير ملل! مثل هماي سعادت و شير بالدار و گاو و غيره ولي جاي تاسف هست شاهد اينقدر خشم از افرادي كه خودشان را ايراني ميدانند هستم! آنوقت تيشه به ريشه تمدنشان ميزنند و منكر ميشوند! آنهم در حاليكه بقيه كشورها مثل امارات در حال ساخت آثار باستاني كاذب و دزدي مشاهير و بادگيرهاي يزد به نام خودش هست! درحاليكه كهنترين بادگير جهان 1600 سال پيش و در يزد قرار دارد! و دزدي نماد سيمرغ و شير بالدار ايراني و علم فولاد و كيمياگيري و پزشكي و مهندسي توسط كره جنوبي در سريالهاي دروغينش به كام خودش! و غيره. در هيچ كشوري مردمانش به تمدنشان توهين نميكنند كه هيچ بلكه تازه يافته‌هاي مابقي كشورها مخصوصا از ايران به نفع خودشان دست درازي ميكنند و مي‌ربايند! ولي فقط در اين خاك مشاهده ميشه برخي مردمانش منكر تمدنشان ميشوند! حالا ميفهمم چرا اسكندر پيروز شد!
        آنچه تجربه كردم اين هست تنها منابع ملاك صد در صد نيستند زيرا تحريف و سانسور براحتي رخ ميدهد بماند بعلت آتش سوزي منابع ايرانيان توسط امويان و عمر و اعراب جاهل و مغولان و ساير ملل بسيار منابع با ارزشي از ايران از دست رفت اما تعقل در منابع بهترين چراغ راهه عقل من ميگه معماران تخت جمشيد با نمادهاي ايراني ساختند تا نشانه قدرت و تسلط و دين و اعتقاد ايرانيان باشه پس استفاده از نماد قدرت ساير ملل مثل بابل كمي مضحك و بي‌معني هست! و در اين بخش با جناب وطن پرست هم عقيده هستم كه نماد نبرد شير و گاو را ايراني دانسته. سرانجام بايد بگم بعنوان يك خواننده اين سايت نيكو كه رشته‌ام تاريخ نيست بايد بگم بعد چند سال مطالعه از وبهاي مختلف به اين نتيجه رسيدم يك ايراني اصل با تحصيلات عاليه آكادمي به تمدن خودش و به ساير اديان و اقوام ايران هرگز توهين نميكند و منكر تمدنش نميشود و به اديان و اجدادش توهين نميكند و سنگ مابقي ملل بيهوده بر سينه نميزند مگر منفعتي در اين راستا برايش داشته باشد و عضو گروهكي تجزيه طلب شده باشد يا ايراني اصل نباشد.

      • جناب وبگرد مسلما اگر کسی به شما بگه تروریست ناراحت میشید من نظر متفاوتی دارم دلیل بر توهین نمیشه من منکر ابتکار هیچ کدام از اقوام نیستم میخواد آریایی باشه میخواد نباشه متاسفانه اطلاعات تاریخی شما درست نیست برادر بنده باستان شناسه در هیئت های کاوش مناطق مرکزی ایران بوده و هست هر نوع اطلاعات وب که منبع موثق محسوب نمیشه از این دست سایت ها زیاده منابع موثق آکادمیک باید باشه در مورد زرتشت 8 هزار سال هم گفتن شاید هم بیشتر دلیل بر تایید اون نیست فعلا دورتر از 1500 قبل میلاد نیست که این هم دست بالا من گرفتم در مورد دین کوروش نظر قاطعی وجود نداره قصص انبیا منبع موثقی برای سال یابی نیست من مقاله و رفرنس دادم این نمادها در ایلام و بابل بوده آقای یارشاطر هم اشاره داره نمیدونم اصلا خوندید من چه منابعی دادم نماد گاو و شیر در صور فلکی در این مناطق بوده علاوه بر اون مقاله 1965 باز Origins of the ancient constellations: I. The Mesopotamian traditions مقاله john rogers سال 1998 صفحه 10 باز شکل مربوط به تمدن ایلامه این سرزمین فقط جای آریایی ها نبوده ایلامی ها نمونه واضحه بحث سفال تپه سیلک رو شما میتونید ثابت کنید آریایی بوده ؟من ضد آریایی هم نیستم ولی این رفتارهای نژاد گرایانه رو می بینم وظیفه خودم می دونم روشنگری کنم من میگم اینجا سرزمین آریایی و غیر آریایی بوده اینها واقعیته من میگم غیرآریایی به خاطر آریایی نبودن تحقیر نشه (فردی میتونه عرب ترک چینی سیاهپوست باشه آدم خوبی باشه )حالا جنابعالی میگید من یا ایرانی نیستم یا نفعی در مخالفت دارم باز همون بحثه متاسفانه تحمل مخالف وجود نداره باید حتما یه انگی بهش بچسبونن از این انگ ها هراسی ندارم خدای من از نیتم آگاهه

      • اشکان دهقان

        جناب یکی کاش اصلاح را از خودمان آغاز کنیم و تحمل نظر مخالف را داشته باشیم نه آنکه به دنبال حذف و ساسور و سرکوب نظرات مخالف باشیم

  14. با درود
    به نظرم این جشن ریشه ایرانی داره

    این جشن کاملا ریشه ایرانی داره چون در قدیمی ترین منابع ایرانی مانند اوستا نام آن وجود دارد

  15. البته یک نقدی هم باید وارد کرد دکتر رزم جو در دو جا گفته درستی ندارن اول کاسی ها آریایی بودن در آریایی بودن کاسی ها تردید جدی وجود داره مثل این منبع
    https://www.iranicaonline.org/articles/kassites
    در مورد نبرد شیر و گاو اولا باید توجه کرد خود نقش شیر و گاو در ستاره شناسی بین النهرین و از جمله بابل شناخته شده بوده مقاله محققی به نام ویلی هارتنر Journal of Near Eastern Studies volume 24,number 1/2 jan-apr 1965
    که عنوانش هم
    The Earliest History of the Constellations in the near East and the Motif of the Lion-Bull Combat هست اینجا بررسی کرده این نقش رو در صفحه اول به نقوشی در دوره سومری و ایلامی اشاره میکنه شبیه به این مورد که در صفحه 26 (مقاله 40 صفحه است در jstor.org میتونید آنلاین بخونید)تصاویر 1 و 2 قابل مشاهده است تصویر دومی کاملا شبیه هست این که ایشون میگن سابقه نداشته جای سوال داره

    • اشکان دهقان

      هیچ کدام از این موارد که گفتید از نوشته های دکتر رزمجو نبوده است بلکه نوشته بنده است. پس نقدی به دکتر رزمجو نیست بلکه به بنده حقیر است.

      قطعا ما از نقد مخاطبان استفاده می کنیم و در راه بهبود نوشتار ها بهره می بریم.

      اما نقد شما درباره اینکه آریایی بودن کاسی ها را نادیده بگیریم نمی توانم بپذیرم. فرضیات قابل تاملی در این باره مطرح شده است.

      • It is generally accepted that the Kassites constitute a non-Semitic ethnic group, distinctive from the Babylonians, who integrated and embraced Mesopotamian society and culture. The question of whether the Kassites were an ethnic group or not remains open to debates and requires further examination.
        عبارت بالا هم از صفحه 177 یک کتاب جدید التالیف(2020) با عنوان Babylonia Under the Sealand and Kassite Dynasties نوشته Tim Claydenو Susanne Paulus هست اصلا در حساب کردن اونها به عنوان ethnic group تردید وجود داره سامی نبودن اون ها دلیل بر آریایی بودن نیست من هم نگفتم آریایی هستن یا نه گفتم تردید جدی هست و البته از فرضیات آریایی بودن اونها هم آگاهم

  16. ایدین تقی نژاد

    سلام و عرض ادب خدمت شما ببخشید من یه سوالی داشتم نبرد شیر و گاو تخت جمشید فقط یک افسانه بود یا اینکه واقعا زمانی اتفاق افتاده بود لطفا بگویید . ممنونم

    • اشکان دهقان

      با سلام.

      اگر در دید نجومی و صور فلکی می گویید بله چنین اتفاقی می افتاده ولی اینکه به راستی یک شیر با گاو نبرد کرده باشد بعید می دانم

  17. شیر نشان مهر هستش که تو آیین میتراییسم هم مهر یک گاو رو قربانی می‌کنه تو نقش قدیمی شیر و خورشید هم مهر همراه با شیر اومده لطفا پاسخ بدین

    • اشکان دهقان

      البته درست متوجه نشدم که یک پرسش است یا یک فرضیه را مطرح کردید. به هر حال فرضیه های گوناگونی درباره نبرد و شیر و گاو مطرح شده است که باید برای هر کدام اسناد و مدارک و منابع ذکر شود.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا
Taşova escort Gerze escort Pazar escort Kangal escort Sarıkaya escort Side escort İncekum escort Hayrabolu escort Tavşanlı escort Ereğli escort Batıköy escort Suluova escort Durağan escort Niksar escort Gürün escort Çekerek escort Kızılağaç escort Çikcilli escort Ergene escort Simav escort Emirdağ escort Çağlayançerit escort Çanakkale mutlu son Çekmeköy mutlu son Çorlu mutlu son Devrek mutlu son Çerkes mutlu son Çankırı mutlu son Çeşme mutlu son Develi mutlu son Dinar mutlu son Cide mutlu son Muş mutlu son Fatsa mutlu son Bingöl mutlu son Fethiye mutlu son Nazilli mutlu son Gaziantep mutlu son