پایانی تلخ برای سریال بازی تاج و تخت؟! (Game of thrones)

آنتونی گیرزینسکی می‌گوید بازی تاج و تخت بهتر است تلخ تمام شود، درست همچنان که تا الان تلخ جلو رفته. بدین ترتیب به واقعیت جهان نزدیک می‌شود و برخلاف اکثر آثار فانتزی (مثلا ارباب حلقه‌ها) این توهم که در پایان خوبی بر بدی پیروز می‌شود را از مردم بزداید.

بازی تاج و تخت | نویسنده: بهرام روشن ضمیر | واپسین به روزرسانی: ۲۷ فروردین ۱۳۹۸ |


شاهنامه آخرش خوش است؟!
آخر سریال بازی تاج و تخت؟

بهرام روشن ضمیر:

امروز مطلبی خواندم از یک استاد علوم سیاسی با نام آنتونی گیرزینسکی که در آن توضیح میدهد چرا آرزو می‌کند سریال “بازی تاج و تخت” پایانی خوش نداشته و تلخ تمام شود.

در تمام این سالها به موضوعِ “آخرِ تاریخ” اندیشیده‌ام و هرگز متوجه نشدم که چرا نه فقط بیشتر مردم و آگاهان حوزه‌ها، حتی بیشتر تاریخنگاران -که قاعدتا باید نگاهی تاریخی داشته و تاریخمند بیاندیشند- اینقدر فرجام‌محورند؟

بیشتر داستان‌های کلاسیک پایانی داشتند که به صورت معمول به دو گروه پایان تلخ(تراژیک) و پایان شاد تقسیم می‌شد. ولی در عصرِ مدرن و در روایتِ مدرن حتی در داستان‌پردازی هم همیشه و لزوما چنین برخوردی نمی‌شود و بسیار در کتاب‌ها و فیلم‌ها دیده‌ایم که مقطعِ انتخابیِ روایتگر(نویسنده، سازنده) طوری گزیده شده که مخاطب احساس نمی‌کند با یک قطعیت فرجامین در خوشبختی و یا مصیبت مواجه است. چون بشر به حدی در درک رسیده که متوجه شود، زندگی انسانها (و تاریخ) تمام نمی‌شود که بخواهیم حکم دهیم، تلخ است یا خوش.
گفتاوردها در زمینۀ پایان خوش و یا پایان تلخ صرفا بیان‌کنندۀ فلسفۀ فکری گوینده است. مثلا گویا چارلی چاپلین گفته: همیشه آخرش خوش است، اگر خوش نیست، پس آخرش نیست. و از آن طرف یک گفتاورد فرانسوی داریم که می‌گوید: هیچ قصه‌ای مگر به تلخی و مصیبت و نابودی ختم شود، کامل نیست.

آنتونی گیرزینسکی می‌گوید بازی تاج و تخت بهتر است تلخ تمام شود، درست همچنان که تا الان تلخ جلو رفته. بدین ترتیب به واقعیت جهان نزدیک می‌شود و برخلاف اکثر آثار فانتزی (مثلا ارباب حلقه‌ها) این توهم که در پایان خوبی بر بدی پیروز می‌شود (جهان‌بینی ایران باستانی) را از مردم بزداید. ولی باز در این جا هم این استاد علوم سیاسی اسیرِ فرجام‌محوری شده که تصور می‌کند رویدادهای جهان تلخ جلو می‌رود.

هر کدام از ما بسته به مدلِ اندیشۀ خود، مقاطع را طوری می‌بینیم که خوش یا تلخ تمام شود. مثلا ضرب‌المثل ساخته‌ایم که می‌گوید “شاهنامه آخرش خوش است.” کجای شاهنامه آخرش خوش است؟ مگر با سقوط غمبار ایرانشهر و بر خاک افتادن پهلوانان ایران زمین در برابر مهاجمان تازی تمام نمی‌شود؟¹ ولی در عین حال می‌توان گفت، شاهنامه با سروده شدن به دست فردوسی چهارصد سال پس از سقوط ساسانیان تمام می‌شود و بدین ترتیب داستان باستان، جاودانه می‌گردد. چه فرجام خوشی از این بالاتر که فرهنگ ایرانی بر مهاجمان پیروز می‌شود؟

تصور کنید یک روزی آرزوی همه ما برآورده شود و فیلم یا سریالی شکوهمند در مایه‌های آثار هالیوودی دربارۀ ایران باستان ساخته شود. مقطع آن چه باشد؟ ممکن است فیلم یا سریال قبل از اسکندر تمام شود. این یعنی پایان خوش از یک منظرِ ایرانی. ممکن است با آتش‌سوزی تخت جمشید به دست اسکندر به پایان برسد. این یعنی یک پایان تلخ. ممکن است ادامه بیابد و به اوج گیری سلحشوران پارتی و بیرون ریخته شدن مقدونیان توسط آنان و اهالی پارس ختم شود. این یعنی در هر دوره‌ای می‌توان با جابجا کردن سر و تهِ بازه، پایانِ تلخ یا پایان خوش آفرید و جالب اینکه هر پایان خوشی را با کمی ادامه دادن می‌توان تلخ کرد و برعکس.

تصور کنید کسی خاطره بنویسد و دفتر خاطراتش به دستِ یک غربیه بیوفتد، فرجام آن فرد در ذهن خواننده، واقعی نیست. صرفا بسته به آن است که بر حسب شانس، آخرین خاطره چه باشد. اگر فردای عروسی در ماه عسل باشد، خوش است ولی ممکن است در ادامه آن زندگی به طلاق کشیده شده باشد. یا مثلا در زمینۀ تجاری ممکن است در مقطعی به ورشکستگی کامل رسیده باشد ولی سپس موفق شود و آنگاه دوباره سقوط کند! کاملا به بخت و اقبال بستگی دارد که چه زمانی دفترچه خاطرات به دست ما افتاده!

از اینجاست که من همیشه تلاش کردم به دوستان و همکارانم در حوزه تاریخ یادآوری کنم که تاریخ را بدون فرجام قضاوت کنید. سقوطِ هخامنشیان، سقوط ساسانیان، سقوط صفویان یا پهلوی، خودش یک موضوع پژوهشی مستقل است و قابل بررسی. ولی برای رسیدن به یک شناخت دربارۀ تاریخ هخامنشی، ساسانی، صفوی، پهلوی و … باید عادت کرد که بر احساسات پا گذاشت و فرجام را کمرنگ کرد. فرجام‌محوری یعنی آدم بدبختی که در ۷۰ سالگی برندۀ لاتاری شود و چند سالی در آسایش زندگی کند، خوشبخت شده و یا آدم همیشه خوشبختی که در اواخر عمر فجایعی تکان دهنده به چشم دیده بدبخت می‌شود. با همین باور است که مَثَلِ “خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند” ساخته شده است.

من هبچ حدسی نمیزنم که بازی تاج و تخت چطوری تمام می‌شود. آیا جهان به دست مردگان نابود می‌شود یا خیر؟ و آیا معدود شخصیت‌های مثبتِ هنور زنده هم کشته می‌شوند یا پیروز می‌گردند؟
برای من اما “آخر”، همه چیز نیست. بازی تاج و تخت اثری بود خشن و بی‌رحم و عاری از عدالت و مملو از رئالیسم سیاه و تلخ. پایان خوش آن صرفا چند درصد تلخی همیشگی‌اش را تعدیل خواهد کرد. چطور می‌شود با یک فصلِ خوش، هفت فصلِ تلخ را فراموش کرد؟ تازه، چه کسی گفته بعد از پایان سریال، چه خواهد شد؟ شاید در ادامه دوباره فاجعه‌ای رخ دهد. یا برعکس، اگر بد تمام شود، چه کسی گفته که در ادامه ممکن نیست روزنۀ امیدی باز شود؟ کافیست یاد بگیریم با پایان فیلم، سریال، کتاب و فصلی از تاریخ، ذهنمان را قفل نکنیم و به ادامه بیاندیشیم.

شاید هم جورج مارتین (نویسنده کار) به سبک روایتگری مدرن کار را با پایانی باز، تمام کند و اجازه دهد مخاطبان هریک سناریویی در ذهن بپرورند.

پانویس:

– روشن ضمیر، بهرام (۲۷ فروردین ۱۳۹۸).«شاهنامه آخرش خوش است؟! آخر سریال بازی تاج و تخت؟». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری:  https://kheradgan.ir/?p=19956

¹- البته به نظرمیرسد «شاهنامه آخرش خوشه» کنایه ای به یک فرجام بد باشد درست مانند «سالی که نکوست از بهارش پیداست».

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136
خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال خردگان در تلگرام

نوشتارهای پیشنهادی

5 دیدگاه

  1. Avatar
    نیما هخامنشی

    کدام رخشاره یا فیلم درباره کوروش بزرگ رخشاره ای که تارنمایش از دسترس خارج شود به نگر شما ساخته می شود؟

  2. Avatar

    سریال تلویزیونی ” بازی تختگاه ” بر پایه داستانی پندارگونه (تخیلی ) وبرای بینندگانی با سواد و هوشی پایین ( آمریکایی !!) ساخته شده است و تنها هدف ساختش پپول در آوردن است و برای من جای شگفتی دارد که در این جایگاه که نامش خردگان ایرانی باشد آورده شود و از آن بخواهند پند و اندرز بدهند و تاریخ راستین را بررسند و بازنمایند (تفسیر کنند )، مگر ما ایرانی ها شاهنامه نداریم که سرشار از خردورزی و سخن های هوشمند است که شما بجای آن دفتر گرانمایه ایرانی از چنین سریال عامه پسند آمریکایی سست مایه ایی بازگو کنید ؟ یا شاید من شما را بیهوده بالا ارزیده بودم ؟ افسوس که گویا “قبله” شما بسوی فرهنگ آمریکا و زبان انگلیسی است نه خرد ایرانی و زبان پارسی ،
    بدرود

    • کوروش شهرکی

      با سلام.
      نوشتار پیش رو متعلق به همکار ما جناب روشن ضمیر میباشد که با توجه به ارائه موضوع بسیار مهم «فرجام محوری در تاریخ» در قالب بررسی یکی از سریال های محبوب ، انتخاب شد و در بخش «دیگر نویسندگان » به چاپ رسید.
      پدیده فرجام محوری همانگونه که جناب روشن ضمیر توضیح داده اند به بخشی از دیدگاه ما ایرانیان تبدیل گشته که متاسفانه در بررسی و قضاوت تاریخی ما نسبت به ظهور و پایان سلسله ها اثرگذاشته است. نوشتار پیش رو اهمیت انتخاب بازه های تاریخی در قضاوت ما نسبت به سلسله ها را یاد آور میشود و این نکته بسیار با ارزش است که متن و طول یک سلسله به همان اندازه آغاز و فرجام آن اهمیت دارد بلکه بیشتر.

      با تشکر

      • Avatar

        با درود
        “شما میگویید “سریال محبوب (! )” سریال محبوب برای که ؟ آیا بینندگان ایرانی ها این سریال را نگاه میکنند ؟ شاید برای ما که در بیرون از ایران هستیم این سریال شناخته شده باشد (البته من خودم این جور سریال های عامه پسند را نگاه نمیکنم و بجایش کتاب میخوانم ) ،ولی این سریال بهیچ روی برای مردم ایران شناخته شده نیست و برای خِرَدمند شدن هیچ سودی ندارد ، و همانند سریال های “lost, Friends , Big bang theory ,…. تنها سرگرم کننده برای عامه بسیاربیسواد آمریکایی است که هیچکدامشان سزاوار نگرش چندانی بویژه درچهارچوب خِرَد ایرانشهری نیست و تنها فرجامش بیگانه پرستی بیشتر عامه مردم ایران است که اکنون مشغول با سریالهای ترکیه ایی هستند، اندیشه ایرانشهری در میان دو گرایش زیانبخش خود که “عرب پرستی دینی و آمریکا پرستی” باشد ،گیر کرده است،

      • کوروش شهرکی

        با سلام

        این سریال بازی تاج و تخت در ایران بین قشر جوان حداقل کاملا شناخته شده است و اگر کسی تماشا هم نکرده باشد حداقل نامش را شنیده است. اما نکته ای که مطرح کردین اینکه آیا سریال ارزشی جهت خردمند کردن انسان دارد یا خیر بنده اظهار نظر نمیکنم و ترجیح میدهم کارشناسان حوزه سینما این سریال را ارزش گذاری کنند.

        البته که آرزوی قلبی تک تک ما ایرانیان است که فیلم و یا سریالی با کیفیت در مورد شکوه تاریخ ایران و یا اسطوره جاودان شاهنامه ساخته شود و جدیدا هم جناب جوزانی با مطرح کردن پروژه کوروش بارگاه های امید را روشن کرده اند به امید پیروزی ایشان و خلق اثری ملی و ارزشمند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
رفتن به بالا