Escort pornmaxi.com pornblu.com

sakarya escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Bayan Kayseri Escort Webmaster Forum
ankara escort bayan ankara escort bayan ankara escort
escort ankara escort çankaya escort kızılay escort antalya escort escort bayan
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
خانه » اسطوره » نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

| نويسنده: فریناز جلالی | واپسين به روزرسانی: ۱۲ فروردین ۱۳۹۵ |


نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١).

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

نويسنده: فریناز جلالی

بوسـه‌های زال و رودابه

… رودابه توان نگریستن نداشت و دزدانه او را می‌نگریست. بالاخره مشغول بوس و کنار و راز و نیاز شدند.

زال گفت: منوچهر شاه اگر این داستان را بداند ناراحت خواهد شد. پدرم سام نیز خشمگین می‌شود ولی من دیگر از جانم گذشته‌ام و از تو دست نمی‌کشم و از خدا می‌خواهم دل سام و شاه را نرم نماید و ما آشکارا همسر یکدیگر شویم…

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

جدایی سـیمرغ و زال

سیمرغ که سام را دیده بود به پسر سام گفت: من دایه تو هستم و نام تو را دستان زند گذاشتم چون پدر با تو با دستان و مکر رفتار کرد ولی حالا پدرت دنبالت آمده بهتراست نزد او بروی. جوان ناراحت شد پس به سیمرغ گفت: من فقط سپاس‌گزار تو هستم و آشیانه تو خانه من است و دو پر تو برای من تاج شاهی است.

سیمرغ گفت: اگر تاج و سرای پدرت را ببینی دیگر این آشیانه به دردت نمی‌خورد. من دوست دارم تو پیش من باشی اما برای خودت خوب است که آنجا بروی. پری از من همیشه همراهت باشد هرگاه سختی و ناراحتی برایت بوجود آمد پر من را بسوزان من فورا ظاهر می‌شوم و کمکت می‌کنم.

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

سـوگ سـیاوش

سیاوش به پروردگار ناله کرد که: از نژاد من کسی را برانگیز تا انتقام خون مرا از آنان بگیرد. سپس سیاوش، پیلسم را دید و به او گفت: سلام مرا به پیران برسان و بگو گفته بودی که با صدهزار سوار به یاریم می‌آیی و اکنون من یاوری در اینجا نمی‌بینم.

گرسیوز خنجری آبگون به گروی داد و او بی شرمانه سر از تن سیاوش جدا کرد. از خون سیاوش گیاهی رویید که اکنون نیز می‌توان آن گیاه را دید که نامش «خون اسیاوشان» است.

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

برگرفته از:

– جلالی، فریناز (۱۲ فروردین ۱۳۹۵). داستان‌های شاهنامه فردوسی.

نشانی رایاتاری در خِرَدگان: https://kheradgan.ir/?p=13178

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده يا رونوشت از نوشتارها بر اساس پيمان نامه کاربري امکان پذير است، اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه آن را ياد کنيد. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

1 دیدگاه

  1. مثل همیشه عالی بود

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا
Taşova escort Gerze escort Pazar escort Kangal escort Sarıkaya escort Side escort İncekum escort Hayrabolu escort Tavşanlı escort Ereğli escort Batıköy escort Suluova escort Durağan escort Niksar escort Gürün escort Çekerek escort Kızılağaç escort Çikcilli escort Ergene escort Simav escort Emirdağ escort Çağlayançerit escort Çanakkale mutlu son Çekmeköy mutlu son Çorlu mutlu son Devrek mutlu son Çerkes mutlu son Çankırı mutlu son Çeşme mutlu son Develi mutlu son Dinar mutlu son Cide mutlu son Muş mutlu son Fatsa mutlu son Bingöl mutlu son Fethiye mutlu son Nazilli mutlu son Gaziantep mutlu son