معمای ترور نخست وزیر رزم آرا

رزم آرا | نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی: ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ |


معمای ترور سپهبد رزم آرا

«چه کسانی نخست وزیر را کشتند؟ فدائیان اسلام ، شاه یا هردو؟»

 

ترور رزم آرا

سپهبد حاجعلی رزم آرا در سال ۱۳۲۹ به نخست وزیری رسید

یکی از پر ابهام ترین رویداد های تاریخ معاصر ترور تیمسار رزم آرا است. روایت های مختلف باعث شده است که این ماجرا به طور دقیق ارزیابی نشود و یا باعث سردرگمی شود ظاهر ماجرا این اینست که رزم آرا در ١۶ اسفند در مسجد شاه توسط ارگان فدائیان اسلام و توسط خلیل طهماسبی کشته می‌شود ولی اسنادی در دست است که شاه و عوامل آن در این ماجرا دست داشته اند در ادامه… به این موضوع خواهیم پرداخت…

 

پیش در آمدی بر ترور

رزم آرا شخصی جاه طلب و در پی قدرت بود. شواهدی در دست است که ارتباط وی را با حزب توده نشان میدهد و در عین حال احتمال دست داشتن وی نیز در ترور نافرجام شاه در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ نیز مطرح است. رزم آرا که مورد اعتماد سیاست آمریکا بود و در کوبیدن شاه و دربار توسط عوامل مختلف کوتاهی نمی‌کرد، دربار بر این باور بود که او با آمریکا و انگلیس بر سر قدرت توافق کرده است و دنبال برقراری کودتایی برای برانداختن محمدرضا پهلوی است. [۱]

هیچ کس از این که رزم آرا قصد سرنگونی حکومت سلطنتی و اعلام جمهوری را در ایران داشت ، یا همانطور که کیانوری هم در خاطراتش اشاره‌ کرده، میخواست نقش فرانکو را در ایران بازی کند و در مقام «پیشوا» نظیر فرانکو یا موسولینی تمام اختیارات حکومت را در دست خود بگیرد، اطلاع ندارد. در هر حال در حکومت دیکتاتوری مورد نظر او،  شاه یا حذف میشد و یا به کلی اختیارات خود را از دست میداد و نقشی شبیه ویکتور امانوئل پادشاه ایتالیا در زمان حکومت موسولینی به عهده می گرفت.

فعالیت رزم آرا در مورد نفت سراجام منتهی به قرارداد « اصل تصنیف در آمد» شد. اصل تنصیف در آمد با تقسیم عواید نفت بر اساس پنجاه پنجاه را تنها شرط حل مسئله نفت دانسته میشد. رزم آرا با اعلام قبول این شرط از طرف شرکت نفت (که قبلا درباره آن توافق شده بود) از آن به عنوان پیروزی حکومت در حل مسئله نفت یاد میکرد و به رخ مردم می کشید. رزم آرا همچنین طرح تجدید ساختار اداری کشور و تشکیل یک حکومت فدرال از ایالات نیمه مستقل را نیز اماده کرده بود و با اختیاراتی که به پارلمان های محلی (انجمن های ایالتی و ولایتی) داده اختیارات حکومت مرکزی به سیاست خارجی و امور دفاعی و اقتصادی محدود می گردید.[۲]

مصدق از پیشگامان مخالفت با طرح رزم آرا بود مصدق به رزم آرا گوشزد که طرح فدرال او باعث سواستفاده خواهد شد و کشور را در بن‌بست سیاسی قرار خواهد داد مصدق در آخر می‌گوید:

«من، به او گفتم چنانچه شما دولتی تشکیل بدهید که برنامه آن از آنچه من عرض کردم تجاوز کند، من شدیداً با شما مخالفت خواهم کرد» [۳]

 

بدگمانی شاه نسبت‌ به رزم آرا

شاه در اوایل اسفندماه سال ۱۳۲۹ از پیشنهاد شرکت نفت انگلیس و ایران برای تنصیف در آمد و انعقاد قرارداد جدیدی بر اساس پنجاه – پنجاه مطلع شد و اصرار رزم آرا در پنهان نگاه داشتن این پیشنهاد موجب بد گمانی وی نسبت به مقاصد رزم آرا گردید. در همان ایام عوامل شاه در ارتش و نیروهای انتظامی او را از تحرکات مشکوکی در نیروهای نظامی به وجود آمده بود آگاه کردند. رزم آرا پستهای کلیدی ارتش و شهربانی و ژاندارمری را در اختیار عوامل خود گذاشته بود، ولی عده ای از افسران رده های بالای ارتش و نیروهای انتظامی هنوز به شاه وفادار بودند. بعلاوه شاه در همان زمان واحد مستقلی به نام گارد شاهنشاهی تشکیل داده بود، که افسران وفادار و مورد اعتماد شاه در راس آن قرار داشتند، هر چند این نیرو برای مقابله با یک حرکت جدی از طرف ارتش کافی به نظر نمیرسید.

در حدود یک هفته قبل از قتل رزم آرا، شاه که از نقشه های رزم آرا برای کودتا و به دست گرفتن قدرت سخت نگران شده بود و به وسیله ای او را از دست زدن به این کار برحذر داشت. مضمون پیغام شاه به رزم آرا این بود که:

  «نه تو سردار سپه هستی و نه من احمد شاه. این سودا را از سر بدر کن وگرنه سر خود را به باد خواهی داد». [۴]

امیر اسدالله علم که در آن موقع وزیر کار بود و از نزدیک‌ترین چهره‌ها به شاه به حساب می‌آمد، بیست سال بعد در یادداشت‌های روز ۲۷ بهمن ۱۳۴۹ می‌نویسد:

«در هواپیما نشسته بودیم. به سوئیس می‌رفتیم. شاهنشاه صحبت عجیبی فرمودند… هر که با من در افتاده از بین رفته … مثال برادران کندی را می‌زدند… در داخله هم مصدق و تا اندازه‌ای قوام‌السلطنه و رزم‌آرا که من یقین داشتم خیال سوءنیت به شاه داشت کشته شد. هنگام کشته شدن او من همراه او بودم. او نخست‌وزیر بود و من وزیر کار. با هم به مجلس فاتحه در مسجد شاه رفته بودیم. چندین گلوله به او خورد ولی من جان سالم به در بردم. درحالی‌که داشتم با او درگوشی صحبت می‌کردم.» [۵]

 

آیت الله کاشانی | رزم آرا

آیت الله کاشانی

دشمنی آیت اللّه کاشانی با تیمسار رزم آرا

توجه به سوابق سوء قصد کننده خلیل طهماسبی مسئله را روشن تر می سازد. وی عضو جمعیت «فداییان اسلام» بود. این جمعیت کمی پیش از حادثه ۱۵ بهمن و ترور شاه به وسیله نواب صفوی که خود را یکی از مریدان ایت اللّه کاشانی نشان میداد تشکیل شد. اما اعضای جمعیت مزبور همگی از نواب صفوی پیروی نمی کردند بلکه دسته ای از آنها مستقیما تحت رهبری آیت اللّه کاشانی بودند و خلیل طهماسبی یکی از افراد این دسته بود.

آنچه درباره خصومت شخصی بین آیت اللّه کاشانی و سپهبد رزم آرا می توان گفت اینست که،  چند ساعت بعد از حادثه ۱۵ بهمن به دستور رزم آرا رئیس ستاد ارتش، مأمورین فرمانداری نظامی به طرز وحشیانه ای آیت اللّه کاشانی را از منزل خود بیرون کشیده پس از کتک کاری مفصلی که به شکستن دندان وی منجر شد او را به فلک الافلاک تبعید نمودند و چندی بعد نیز از کشور اخراجش کردند.

اما محمدرضاشاه که خود نیز از رزم آرا سخت بیمناک بود، آیت اللّه کاشانی را مورد تفقد قرارداد و «دولت منصور نامه ای از جانب اعلیحضرت به آیت اللّه کاشانی نوشت و اطلاع داد که ایشان مورد محبت قرار گرفته اند و شایسته است به تهران مراجعت نمایند.» و آیت اللّه کاشانی روز ٢٩/٣/٢٠ تبعید لبنان به تهران بازگشت. [۶]

 

ماجرای ترور در مسجد شاه

چگونگی حضور رزم آرا در مجلس ختم آیت الله فیض در روز شانزدهم اسفند ۱۳۲۹ و کشته شدن او، که گفته شد به دست یکی از افراد جمعیت فدائیان اسلام به نام خلیل طهماسبی صورت گرفته، یکی از معماهای تاریخی است. قدر مسلم این است که رزم آرا آن روز قصد شرکت در این مجلس را نداشت و شاه با فرستادن امیراسدالله علم (که به توصیه و اصرار شاه به وزارت کار کابینه رزم آرا منصوب شده بود) او را وادار کرد که به نمایندگی شاه در این مجلسی شرکت نماید. [۷]

سرلشگر محمد دفتری شاهد عینی، این واقعه در پروژه شفاهی هاروارد چنین می‌گوید:

این را خود من، این جا شاهد قضیه هستم. رزم آرا، همان طوری که قبلا هم عرض کردم، از شرکت در این نوع مجالس و جشن ها همیشه خودداری می کرد و نمی رفت؛ چنانچه آن روز (ترور نافرجام شاه هم در دانشگاه نیامده بود…) من چون مأمور بودم، میرفتم. رزم آرا نمی آمد و همیشه می گفت عوض این که من بیایم این جا، دوساعت وقتم را تلف بکنم، می روم چهارتا کار مثبت انجام می دهم که یک خدمتی به مملکت کرده باشم. [۸]

سرانجام پس از اصرار مکرر اسدالله اعلم به رزم آرا برا شرکت در مجلس ختم ، وی راضی میشود.[۹]

این که شاه در نقشه قتل رزم آرا به دست یکی از افراد فدائیان اسلام شرکت داشته قابل قبول نیست، ولی میتوان گفت که منابع اطلاعاتی شاه او را در جریان این نقشه گذاشته بودند و شاه با استفاده از فرصتی که به دست آمده بود موجبات اجرای موفقیت آمیز این نقشه را فراهم ساخت. [۱۰]

ناصر امینی خبرنگار و دیپلمات آن روزگار ترور رزم آرا چنین روایت می کند:

در مدخل شبستان چند دقیقه ای بود که فلسفی حرف میزد که از صحن مسجد صدای چند تیر متوالی بلند شد. من که در کنار درب ورودی شبستان با خبرنگار عکاس روزنامه اطلاعات ایستاده بودم به بیرون دویدیم، نزدیک حوض کنار سکوی صحن مسجد جسد نخست وزیر در خون غرقه بود و جمعی از هر طرف میدویدند و چند نفر که در تعقیب ضارب بودند چشمهایشان را گرفته و دو زانو بزمین نشسته بودند. معلوم شد ضارب که شغل او ” نجاری” است در جیبش مقداری خاک اره را با فلفل مخلوط کرده و بصورت کسانی که قصد دستگیری او را داشتند پاشیده بود. چند دقیقه بعد جسد بی جان رزم آرا را در جیپی گذاشته و به بیمارستان سینا بردند. [۱۱]

محمود هدایت معاون پارلمانی رزم آرا شاهد عینی بر این واقعه بود در بازجویی خود چنین می‌گوید:

فلسفی به منبر رفت و چند دقیقه ای بود حرف میزد که از صحن مسجد صدای سه تیر متوالی بلند شد. من دویدم بیرون دیدم نزدیک حوض بغل مکری صحن مسجد، آقای نخست وزیر در خون غلت میزند و جمعی از هر طرف میدوند. به دیدن این صحنه نفهمیدم چه شد. پس از مدتی دیدم دو نفر مرا صدا میزنند و از زمین بلندم می کنند… باری حالم که بهتر شد، دیدم هنوز پاسبانان مثل عروسک پنبه ای بر جای ایستاد ماندن.

فریاد زدم که آخر پدرسوخته های بیشرم، این مرد نخست وزیر مملکت بود، سپهبد بود، چرا حیا نمی کنید، مثل از زمین بلندش کنید…

چهار نفر آمدند و به وضع عجیبی که از گفتنش شرم دارم، آمدند جسد را بلند کردند و به همان حال بردند بیرون مسجد و به همان حال در جیپی که برق بلندگو روی آن بود گذاشتند و به سرعت به راه افتادند و بردند مریضخانه ابن سینا. من هم دنبال جنازه راه افتادم. جنازه را از جیب بیرون آورده به اطاق عمل بردند. دفعتا دیدم جمع کثیری از طبیب و پرستار و مردم متفرقه در آن اطاق کوچک که جسد را روی میزی نهاده بودند ریختند. به هر چیزی شبیه بود جز مریضخانه و ابدا حس رافت و نوع دوستی در این جمع ندیدم. یکی از سفیدپوش ها که نشناختم کیست، پس از آوردن استاتوسکپ و گوش دادن قلب با خنده نمکنی گفت: تمام است.

بعد شنیدم در این حرکت از مسجد به مریضخانه، هفت تیر و ساعت مچی و انگشتر آن مرحوم را ملت زده است. [۱۲]

خبر قتل رزم آرا را اسداللّه اعلم فورا به شاه اطلاع میدهد، سرلشگر محمد دفتری این روز را به خاطر می آورد که با وجود اینکه خبر متاثر کننده و تکان دهنده ای را به آگاهی شاه رسانده بودند، اما هیچ نشانی از تعجب و تاثر در چهره او نمایان نبود. [۱۳]

ذکر این مطلب نیز بی مورد نیست که:

اسدالله علم پادوی محمدرضاشاه که در کابینه رزم آرا سمت وزارت کار را داشت کسی بود که رزم آرا را به قتلگاه (مسجد شاه) برد و اولین شخصی بود که خبر قتل وی را به شاه رسانید ، به گفته سیدضیاء الدین طباطبایی که در آن ساعت در حضور شاه بود، علم به محض رسیدن با هیجان و اضطراب به شاه گفت: «کشتند و راحت شدیم.» [۱۴]

 

ترور رزم آرا

انورالملوک هدایت همسر رزم آرا پس از شنیدن خبر ترور رزم آرا

اسداللّه علم در خاطرات خود بارها به نقش خود در ترور رزم آرا اشاره کرده است:

« …به تشیع جنازه مرحوم دکتر اسدی رفتم. یک رفیقی که اسم نمی برم، می‌خواست مرا همراهی کند، به شوخی گفتم می دانید رفتن مسجد با وزیر دربار خیلی خوش‌ یمن نیست، چون احتمال ترور می رود؟ از این شوخی من- که البته قدری حقیقت هم دارد- ترسید و با من نیامد». علم خود به صراحت می گوید که رزم آرا را او به مسلخ برده است. [۱۵] 

مطالعه دقیق متن بازجوئی هائی که از متهمین و مطلعین ماجرای قتل رزم آرا به عمل آمده، و در کتابی تحت عنوان «اسرار قتل رزم آرا» گردآوری و منتشر شده است، تا حدی از چگونگی این ماجرای شگفت انگیز پرده برمی دارد. اقاریر متهمین و مطلعین و حتی مامورین شهربانی و محافظین رزم آرا که در صحنه حضور داشته اند ضد و نقیض است. خلیل طهماسبی که بعدا متهم به قتل رزم آرا شد (و اعتراف هم کرد) بعد از این که رزم آرا بر اثر شلیک چند تیر پیاپی به زمین افتاد در صحنه دستگیر شد، ولی شهود قتل درباره این که او هنگام دستگیر شدن اسلحه در دست داشته یا بدون اسلحه دستگیر شده مطالب متفاونی گفته اند. اظهارات شهود درباره تعداد نیرهای شلیک شده هم متفاوت است. [۱۶]

 

چند گلوله؟

گزارش پزشکی قانونی نیز حاکی است که از سه گلوله ای که وارد بدن رزم آرا شده:

«یک گلوله از طرف چپ از ناحیه خلفی گردن وارد جمجمه شده و از پیشانی خارج گردیده و در گلوله دیگر از سمت راست اصابت و از قسمت گوشه داخلی استخوان کتف وارد و یکی از آنها از ناحیه گردن و دیگری از محوطه قفسه صدری از زیر استخوان ترقوه بیرون رفته است» [۱۷]

رزم آرا

خلیل طهماسبی یک نجار عضو گروه فدائیان اسلام بود ، وی مسئولیت ترور نخست وزیر رزم آرا را بر عهده گرفت

آیا ضارب رزم آرا خلیل طهماسبی بود؟

شاه کاملا درک کرد که ترور رزم آرا حکم شمشیر دو لبه را دارد که یک طرف آن متوجه رزم آرا و طرف دیگرش متوجه خود اوست، یعنی اگر بر اثر آن رزم آرا از بین نرود خودش نابود خواهد شد. به همین جهت در صدد برآمد نیت خود را در نابود کردن رزم آرا تلفیق کند یعنی از اعتقاد دینی خلیل طهماسبی در نابودی رزم آرا سود جوید تا سوءظنی متوجه او نشود.

یکی از گروهبان های ارتش در لباس غیرنظامی مأمور انجام کار شد که همراه با علم وزیر کار بلافاصله پشت سر رزم آرا حرکت کند. او مأمور بود همین که طهماسبی مبادرت به تیراندازی کرد با گلوله کلت رزم آرا را مورد اصابت قرار دهد و بکشد. این طرح دقیقا بموقع اجرا گذاشته شد و رزم آرا که به اصرار و راهنمائی علم به طرف مسجد حرکت میکرد بلافاصله پس از بلند شدن صدای گلوله طهماسبی بدست آن گروهبان کشته شد. آنهائی که اثر گلوله ها را در بدن رزم آرا معاینه کرده بودند شک نداشتند او با گلوله کلت کشته شده بود نه با گلوله اسلحه خفیف. [۱۸]

و با توجه به گزارش پزشکی قانونی درباره مسیر گلوله ها و چگونگی مرگ رزم آرا، تحلیل سرهنگ منصور رحمانی از چگونگی قتل رزم آرا نیز جالب توجه است. سرهنگ منصور رحمانی که از جمله افسران ناسیونالیست طرفدار مصدق و مدتی زندانی بوده، در خاطرات خود از دوران زندان می نویسد:

«در محفل زندانیان طبعا گفتگو از اموری بود که در آن محیط می گذشت و با اخیرا گذشته بود و آنها کم و بیش شاهد بودند. بحث درباره چهار نفر از زندانیان سابق بسیار گرم بود. دکتر حسین فاطمی، خلیل طهماسبی… داستان رفقای زندان در مورد خلیل طهماسبی از جهت دیگری هم جالب بود. همه بالاتفاق میدانستند که تیر اور موجب قتل سپهبد حاجی علی رزم آرا نشده بود. البته او تیری انداخته بود، ولی آن تیر به رزم آرا لطمه نزد. معهذا او ترور رزم آرا را، که به دست یک گروهبان ارتش انجام گرفت بود، به خودش نسبت داد و به قول زندانی ها آن را به ریش گرفت، چون معتقد به آن عمل بود.

بعدها که ورق برگشت و کودتای کرمیت روزولت، شاه را مجددا به تخت سلطنت نشاند، کوشش خلیل طهماسبی برای باز کردن اتهام ترور از خود به جائی نرسید. اغلب زندانیان اطلاعات دقیق شخصی در این باب داشتند. دلایل فنی هم اطلاعات آنها را تایید می کرد. از جمله دلیل بالیستیکی مربوط به قدرت نفوذی گلوله.

وسیله تیراندازی خلیل طهماسبی، به اتفاق نظر، یک شش تیر کوچک بود.(در ترور شاه جلو درب دانشگاه هم با اسلحه ای مشابه به شاه شلیک شده بود و شاه در آن ماجرا جان سالم به در برد.) گلوله شش تیر، دارای کالیبر کوچک و سرعت اولیه کمی است. چنین گلوله، حتی از پارچه پالتوئی ضخیم دولا به اشکال میتواند عبور کند. و به فرض عبور، سوراخ ورودی کوچکی به وجود می آورد و معمولا قدرت کافی برای خروج از بدن را ندارد. وسعت زیاد زخم گلوله در بدن رزم آرا و نفوذ عمیق آن جای شک باقی نمی گذاشت که گلوله از اسلحه کمری پرقدرت با کالیبر بزرگ رها شده و سلاح کمری «کلت» مناسبترین سلاحی بود که ممکن بود چنان اثری ایجاد کند. این سلاح منحصرا در اختیار ارتش بود. [۱۹]

در تایید این تحلیل می توان به گفته «منوچهر رزم آرا» اشاره داشت:

قتل مرحوم رزم آرا به صورت موازی توسط دو دستگاه اجرا شد، قاتل ظاهری بنام خلیل طهماسبی که با اسلحه ای بسیار ضعیف تیراندازی نمود ولی گلوله هائی که به قتل برادرم منجر شد توسط اسلحه کلت قوی انجام شد. گلوله هائی که به مغز و بدن مرحوم رزم آرا اصابت نموده بود از نوع گلوله کلت بود و توسط یکی از محافظین ایشان به نام ستوان شهربانی مجتبی سید علی اکبری شلیک گردید.

این افسر شهربانی تا حدودی که اطلاع دارم تا درجه سرگردی در شهربانی ارتقاء مقام یافت. [۲۰]

ترور رزم آرا

پیکر بی‌جان سپهبد حاجعلی رزم آرا در بیمارستان سینا

رزم آرا

پیکر بی‌جان سپهبد حاجعلی رزم آرا در بیمارستان سینا

 

انعکاس خبر در مطبوعات خارجی و ایرانی

روزنامه کسری مورخ ١٣٢٩/١٢/٢٨:

طبق تحقیقات و اطلاعات بدست آمده رزم آرا با گلوله خلیل طهماسبی کشته نشده است، بلکه همان سه نفر محافظین رزم آرا را باید قاتل او دانست. 

روزنامه عصر:

مقامات شهریانی کل کشور از دهم اسفندماه ۱۳۲۹ دقیقا مواظب اقدامات و رفت و آمد و جلسات رزم آرا و اطرافیان او بودند و گزارشات کتبی را همه روزه تهیه و به شاه تقدیم داشته اند. 

روزنامه اومانیته چاپ پاریس:

رزم آرا را کسانی کشتند که میخواستند ایران تکیه گاه نظامی امریکائی ها بشود و رزم آرا مانع انجام این نقشه بود. رزم آرا طالب تقسیم اراضی و مدافع بی طرفی ایران بود و انعقاد قرارداد بازرگانی با شوروی و قطع ایادی آمریکا از ایران او را محبوب ملت کرده بود و این آمریکائی هاو مدافعین ایرانی او بودند که رزم آرا را از میان برداشتند. 

فرانس سوار چاپ پاریس:

رزم آرا میخواست پس از انحلال مجلس نقشه هائی را که مجلس مانع اجرای آنها بود به موقع اجرا بگذارد، منجمله با تکیه به قانون اساسی، ایران را به شکل حکومت ایالات متحده آمریکا در آورد. پس از مرگ او تمام نقشه های او باطل خواهد شد. [۲۱]

 

واکنش های اشخاص سیاسی بعد از شنیدن واقعه ترور 

حائری زاده چون در جلسات علنی مجلس شورای ملی قتل مرحوم رزم آرا را یک قتل سیاسی عنوان کرده بود به بازپرسی وزارت دادگستری احضار شد و در پاسخ بازپرس چنین گفت:

به عقیده بنده اصلا آمدن رزم آرا ( به نخست وزیری رسیدن او) یک جریان سیاسی بود. در مجلس موضوع مهمی که از کابینه منصور به کابینه جدید ارث رسید موضوع نفت بود و قرارداد گس – گلشائیان که در دوره پانزدهم مجلس با مخالفت من و چند نفر نمایندگان تصویب آن معلق شده بود و روشن بود که این کابینه برای اجرای آن سیاست نفتی مأموریت بخصوصی دارد. ولی در جریان عمل در نزد آن سیاست هائی که با دربار نتوانستند کار کنند و موجبات آوردن کابینه سپهبد رزم آرا شدند، عملیات دولت جدید مورد سوء ظن آنها شد، زیرا که در شهربانی، کسانی که از روسای حزب توده بودند در این کابینه، موفق به فرار شدند.

در مذاکراتی که خود رزم آرا با شخص من داشت آن مرحوم با مبارزه ما موافق بود و معتقد بود که در این موقع جهانی اگر این مخالفت ادامه یابد انگلستان مجبور است منافع ایران را بیشتر محترم شمارد، به عقیده من پس از اینکه با فشار انگلیس کابینهء سپهبد رزم آرا روی کار آمد، مورد سوء ظن خود انگلستان واقع شد، زیرا معروف بود که مرحوم سپهبد نقشه های متحولی در نظر دارد .

قتل رزم آرا قتلی سیاسی بود و فدائیان اسلام که سران آنها اغلب جاه طلب بودند مأمور اجرای این مقصود شدند. بدیهی است که خلیل طهماسبی چندان مهارتی در تیراندازی نداشته و بودن او در صحنه برای منحرف کردن افکار عمومی از قاتل حقیقی بود. خلیل طهماسبی که مسئولیت قتل را قبول کرد و اعلامیه های فدائیان اسلام که این قتل را به گردن گرفتند سبب شد که موضوع از محور اصلی خود که مأمورین باید تعقیب کنند خارج شد در حالی که هیچگونه خصومت شخصی بین خلیل طهماسبی و فدائیان اسلام با مرحوم سپهبد رزم آرا در بین نبوده است. [۲۲]

پس از ترور رزم آرا «آیت اللّه کاشانی» نظر خود را در این باره چنین اظهار داشت:

نخست وزیر مقتول در زمان حیات خود از منافع شرکت نفت جنوب و سیاست استعماری انگلستان بشدت حمایت می کرد.(!) چون عموم طبقات مردم ایران با تصمیم قطعی و خلل ناپذیری برای کوتاه کردن دست طمع سیاست استعماری شرکت نفت جنوب قیام کرده بودند، پافشاری رزم آرا برای مقاومت در مقابل افکار عمومی ملت ایران و حمایت از شرکت نفت باعث خشم شدید عمومی مردم ایران گردید و جوانی غیور و وطن پرست و متدین از میان مردم ایران برخاست و نخست وزیر بیگانه پرست را به جزای اعمال خود رسانید. [۲۳]

خلیل طهماسبی با قبول مسئولیت ترور رزم آرا در واقع پرده ساتری شد بر نیت دیگران.در آن زمان بر اثر نفوذ آیت اللّه کاشانی که سمت ریاست مجلس شورای ملی را داشت خلیل طهماسبی از مجازات معاف شد ولی بعد از ۲۸ مرداد او را به جرم قتل مشهود و اقرار خودش اعدام کردند. [۲۴]

 

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– بختیار، سامان (۲۱ اسفند ۱۳۹۷).« معمای ترور نخست وزیر رزم آرا ». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری:  https://kheradgan.ir/?p=19582

١. گذشته چراغ آینده، تاریخ ایران در فاصله دو کودتا ۱۲۹۹-۱۳۳۲، پژوهش جامی، نشرققنوس (۱۳۷۷)صفحه۵١۴

٢. بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست نوشته محمود طلوعی، نشرعلم (۱۳۷۶) صفحه ٣٩۶

٣. برگه بازجویی دکتر مصدق پس از ۲۸ مرداد سال ۳۲ – وزارت جنگ، اداره دادرسی ارتش مورخ ۱۳۳۴/۱۰/۱۶ – ص ۱.

۴. بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست نوشته محمود طلوعی، نشرعلم (۱۳۷۶) صفحه ٣٩٧

۵. یادداشت های اسداللّه اعلم، جلد دوم سال های ١٣۴٩ تا ١٣۵١ با ویراستاری دکتر علینقی عالیخانی،انتشارات معین-انتشارات مازیار،صص ٢٠٠-٢٠١

۶. گذشته چراغ آینده، تاریخ ایران در فاصله دو کودتا ۱۲۹۹-۱۳۳۲، پژوهش جامی، نشرققنوس (۱۳۷۷)صفحه ۵١۴

٧. بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست نوشته محمود طلوعی، نشرعلم (۱۳۷۶) صفحه٣٩٧-٣٩٨

٨. پروژه تاریخ شفاهی هاروارد،جلد دهم،مصاحبه جیب لاجوردی با سرلشگر محمد دفتری، برگ ١۵

٩. همان، برگ ١٩

١٠.بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست نوشته محمود طلوعی، نشرعلم (۱۳۷۶) صفحه ٣٩٨

١١. روزها در پی سال ها، نوشته:ناصر امینی(خبرنگار و دیپلمات دوره رژیم پهلوی)،صص ۵۴

١٢. اسرار قتل رزم آرا، به کوشش: محمد ترکمان،موسسه خدمات فرهنگی رسا (۱۳۷۰)، صص ١٧۴-١٧۵

١٣. پروژه تاریخ شفاهی هاروارد،جلد دهم،مصاحبه جیب لاجوردی با سرلشگر محمد دفتری،برگ ١٨

١۴. گذشته چراغ آینده، تاریخ ایران در فاصله دو کودتا ۱۲۹۹-۱۳۳۲، پژوهش جامی، نشرققنوس (۱۳۷۷) صفحه ۵١۶

١۵. یادداشت های اسداللّه اعلم، جلد دوم سال های ١٣۴٩ تا ١٣۵١ با ویراستاری دکتر علینقی عالیخانی،انتشارات معین-انتشارات مازیار،صفحه ٢٢۴

١۶. بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست نوشته محمود طلوعی، نشرعلم (۱۳۷۶) صفحه ٣٩٨

١٧. همان ٣٩٨-٣٩٩

١٨. روزها در پی سالها، نوشته:ناصر امینی(خبرنگار و دیپلمات دوره رژیم پهلوی)،صص۶١-۶٢

١٩. بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست نوشته محمود طلوعی، نشرعلم (۱۳۷۶) صفحه٣٩٩

٢٠. روزها در پی سالها، نوشته:ناصر امینی(خبرنگار و دیپلمات دوره رژیم پهلوی)،صص۶۶

٢١. همان،صص ۵۵-۵٧

٢٢. همان.صص۶٢-۶٣

٢٣. گذشته چراغ آینده، تاریخ ایران در فاصله دو کودتا ۱۲۹۹-۱۳۳۲، پژوهش جامی، نشرققنوس (۱۳۷۷) صفحه ۵١۴

٢۴. روزها در پی سالها، نوشته:ناصر امینی(خبرنگار و دیپلمات دوره رژیم پهلوی)،صص۶٢

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK



برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136
خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال خردگان در تلگرام

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
رفتن به بالا