مخالفت دکتر مصدق با تسلیم امتیاز نفت استان‌های شمالی به شوروی

دکتر مصدق: «یعنی چه آقا! پس شمال حریم امنیت روس هاست وجنوب هم حریم امنیت انگلیس ها، غربش هم نمی دانم مال کجا، پس ما چه کاره‌ایم؟ بله! حریم امنیت ایران کجاست؟ مال ما کجاست آخر؟»

| نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ |


مخالفت دکتر مصدق با تسلیم امتیاز نفت استان‌های شمالی به شوروی.

دکتر مصدق

با به پایان رسیدن دوره دو ساله مجلس سیزدهم در آبان ۱۳۲۲ ، مبارزه شدیدی برای احراز کرسی های مجلس چهاردهم بین احزاب سیاسی مختلف که برای نخستین بار فرصت فعالیت انتخاباتی یافته بودند در گرفت. حزب توده توانست هشت نماینده از شهرهای شمالی که در اشغال ارتش سرخ بود و یک نماینده از شهر کارگری اصفهان به مجلس بفرستد. بقیه نمایندگان از ملاکان بزرگ و سیاستمداران محافظه کار طرفدار سیاست انگلستان تشکیل می شدند و ضمنا تعداد معدودی عناصر روشنفکر و ناسیونالیست هم به مجلس راه یافتند. در نخستین روزهای تشکیل دوره چهاردهم اعتبارنامه سید جعفر پیشه وری نماینده حزب توده از تبریز بر اثر مخالفت نمایندگان اکثریت رد شد و این کمونیست قدیمی که سابقا نیز در تاسیس حکومت جمهوری شوروی گیلان نقش عمده ای داشت از شرکت در پارلمان محروم گردید.

پس از این زورآزمایی، نمایندگان اکثریت مجلس به رهبری سید ضیاء الدین طباطبایی نخست وزیر زمان کودتا که پس از سال‌ها تبعید به ایران مراجعت و حزب راستگرای اراده ملی را تأسیس کرده بود، در مقابل نمایندگان حزب توده و ملییون صف آرایی نمودند، مجلس مبدل به صحنه زورآزمایی و حتی زد و خورد بین اکثریت و اقلیت گردید.

سهیلی در نخستین روزهای مجلس چهاردهم از نخست وزیری استعفا داد و نمایندگان اکثریت، ساعد مراغه‌ای وزیر امور خارجه را در ۸ فروردین ۱۳۲۳به نخست وزیری برگزیدند. هر چند ساعد یک دیپلومات محافظه کار بشمار می رفت ولی شوروی ها به علت اینکه وی سالیان متمادی در شوروی مأموریت داشته و با زمامداران آن کشور دوستی و آشنایی داشت، در ابتدا نسبت به او نظر موافق داشتند تا اینکه مسئله امتیاز نفت شمال به میان آمد.

ماجرا بدین سان آغاز شد که در اسفند ماه ۱۳۲۲ در هیئت انگلیسی و آمریکایی از جانب شرکتهای نفت سوکوئی – واکیوم و سینکلر امریکایی و شرکت رویال داچ شل انگلیسی – هلندی به تهران آمدند و هر دو تقاضای امتیاز نفت در نواحی جنوب شرقی ایران را نمودند. مذاکرات و حتی حضور نمایندگان مزبور در تهران محرمانه نگاه داشته شده بود و جز چند تن از مقامات بلندپایه دولت کسی از مذاکرات ساعد با آنان اطلاعی نداشت. (مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صص۹۱-۹۲)

حزب توده پیش از دست اندازی شوروی بر نفت شمال

موضع حزب توده ایران قبل از درخواست امتیاز از جانب شوروی بسیار جالب است ، به طوری که در تقابل کامل با موضع گیری های بعدی این حزب قرار دارند:

١. حزب توده ایران با دادن امتیازات به دولتهای خارجی به طور کلی مخالف است.

۲. حزب توده ایران یقین دارد که استخراج منابع ثروت کشور با کمک مردم و سرمایه داخلی کاملا مقدور می باشد.

٣. حزب توده ایران بر فرض استثنایی بودن این مورد عجله و تسریع در دادن امتیاز را در چنین شرایطی که تمام دنیا در آتش می سوزد صلاح نمی داند.

۴. حزب توده ایران معتقد است که دولت می بایست قبل از شروع به مذاکرات از مجلس شورای ملی نظر خواهی می کرد که مجلس شورا موافق با دادن امتیازات به دولتهای خارجی هست یا نه؟ و پس از جلب نظر مجلس وارد مذاکره میشد..

۵. نظر حزب توده ایران از عدم اعطای امتیاز به دولتهای خارجی اعم بوده و برای هیچ دولت خارجی از آن جمله دولت شوروی استثنایی قائل نیست. مخصوصا با توجه به اینکه تا آن تاریخ هیچ گونه پیشنهادی راجع به امتیاز نفت شمال از طرف دولت شوروی به دولت ایران ارائه نگردیده بود (جامی،۱۳۸۶؛صص۱۹۷-۱۹۸).

به محض اینکه شوروی ها به وسیله عوامل خود از مذاکرات نفت آگاه شدند، آنها نیز دست به کار شدند و در شهریور ۱۳۲۳ هیئتی را به ریاست سرگئی کافتارادزه معاون وزارت خارجه شوروی به تهران فرستادند تا امتیاز نفت شمال را درخواست کند. (مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صفحه۹۲)

در ۲۶ شهریور ۱۳۲۳ سرگئی کافتارادزه معاون کمیساریای ملی امور خارجه اتحاد شوروی در راس هیئتی از کارشناسان نفتی آن کشور وارد تهران شد و روز بعد یعنی در ۲۰ شهریور با ساعد نخست وزیر ملاقات نموده و به او اطلاع داد که مؤسسات نفتی اتحاد شوروی علاقمند به تحصیل امتیاز نفت کویر خوریان می باشند.

کافتارادزه وهیئت کارشناسان شوروی سپس برای مطالعه و بررسی مسافرتی به مناطق شمالی نموده و پس از باز گشت به تهران درخواست امتیاز نفت استان های شمالی کشور را تسلیم دولت کردند.(ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛ص۲۱۳)

شادروان انورخامه ای که عضو گروه ۵۳ نفره ی حزب توده ی ایران بود در مورد ماجرای اکتشافات شوروی در شمال ایران و نفت دزدی مخفیانه آنها در خاطراتش چنین می‌نویسد:

همین که تقاضای امتیاز کمپانی‌های انگلیسی و آمریکایی آفتابی میشود دولت شوروی در صدد واکنش برمی آید. خوب حالا که ایران دارد به آمریکاییها و انگلیس‌ها امتیاز میدهد چرا آنها از اصل دول کامله الوداد استفاده نکنند و تقاضای امتیاز نفت شمال را ننمایند؟!

در واقع شوروی از یکی دو سال پیش از آن شروع به عملیات نفت در منطقه اشغالی خود کرده بود و می گفتند که انگلیس‌ ها و آمریکایی‌ ها نیز در کرمان و بلوچستان همین کار را کرده اند. آنچه مسلم است خود من در سفرهایی که در هنگام اشغال شوروی به مازندران کردم دکل های نفت را در آنجا به چشم خود دیدم. شوروی ها دست کم عملیات اکتشافی در آنجا انجام میدادند و شاید مقدار کمی استخراج نیز کرده باشند، البته بدون هیچ قرارداد رسمی. خوب حالا فرصتی پیش آمده بود و میخواستند به این کار جنبه رسمی بدهند. به هر حال کافتارادزه به ایران آمد و تقاضای امتیاز تسلیم دولت کرد . (انورخامه ای،۱۳۷۲؛صفحه۳۴۵)

شوروی ها استدلال می کردند که آنها هیچ سهمی در نفت خاورمیانه ندارند و کلیه منابع نفتی منطقه در اختیار انگلیسی‌ها و آمریکایی‌هاست و اکنون نیز نفت بلوچستان را خواستار شده اند.بنابراین آنها نیز حق دارند در شمال ایران که در جوار مرزهای آنان است امتیاز نفت مطالبه کنند. (مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صفحه۹۲)

سرگئی کافتارادزه

کناره گیری شاه از مسئله نفت شمال و تقاضای شوروی

کافتارازه در تاریخ ۹ مهر ماه ۱۳۲۳ در دیداری که با شاه بعمل آورد ضمن گله و شکایت از ساعد و کابینه او که نسبت به درخواست دولت شوروی برای تحصیل امتیاز نفت استانهای شمالی ایران توجه لازم را مبذول نداشته است، نارضائی دولت متبوع خود را از روابط ایران و شوروی به شاه خاطرنشان کرد. وی از شاه خواست تا از نفوذ خود استفاده کرده و به دولت دستور دهد تا در امر شروع مذاکرات برای اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی تسریع بخرج دهد. کافتارادزه ضمنا به شاه هشدار داد که روابط اقتصادی دو کشور در آینده نیز بستگی به پاسخ دولت ایران به درخواست امتیاز نفت شوروی دارد. شاه درخواست کافتارادزه را رد کرد و بوی یادآور شد که تصمیم در این مسئله بعهده دولت است و علاوه بر آن پس از اینکه دولت با نمایندگان شوروی به توافق رسید، مجلس شورای ملی نیز باید موافقت نامه را مورد تصویب قرار دهد.

در سیزدهم مهر ماه مسعودی مدیر روزنامه اطلاعات مصاحبه ای با کافتارازه بعمل آورد و کافتارادزه در این مصاحبه گفت:

من در راس یک هیئت دولتی بمنظور مطالعه وضع شرکت نفت کویر خوریان و تحصیل اطلاعات در مورد منابع طبیعی نفت شمال وارد ایران شده ام. ما به بازدید تمام نقاطی که مورد نظر ما بود موفق شده ایم و زمین‌شناسان و کارشناسان شوروی اطلاعات لازم را بدست آوردند.

من نتایج عملیات خود را باطلاع دولت متبوع خویش رسانیده ام واینک به هیئتی که من در رأس آن قرار دارم اجازه داده شده است که پیشنهادی به دولت ایران تقدیم داریم که کشف واستخراج نفت در مناطق شمالی ایران به دولت شوروی واگذار شود. و دولت شوروی برای این مسئله اهمیت شایانی از نظر تحکیم روابط و مراودات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو کشور دوست و همجوار قائل است. (ذوقی،ایرج،۱۳۶۸؛صص۲۱۳-۲۱۴)

بالاخره دولت ساعد روز ۱۶ مهر۱۳۲۳ در جلسه خصوصی مجلس شورای ملی اعلام داشت که هیئت دولت تصمیم گرفته است که موضوع اعطای امتیاز نفت تا خاتمه جنگ جهانگیر و معلوم شدن وضعیت اقتصادی جهان مسکوت بماند.

بدین ترتیب معلوم گردید که دولت ساعد نه فقط از قبول پیشنهاد دولت شوروی امتناع ورزیده بلکه بی مطالعه و اطلاع از چگونگی پیشنهاد، آن را رد کرده است. رفتار دولت آن چنان خشن و دور از نزاکت سیاسی بود که در همان جلسه حتی عباس مسعودی نیز آن را مورد انتقاد قرار داده گفت:

از نظر نزاکت سیاسی موضوع صورت خوشی ندارد که دولت یک سال با سایر کمپانیها مشغول مذاکره بود. اینک که موضوع امتیاز همسایه شمالی به میان آمده و هیئتی به ریاست معاون کمیساریای امور خارجه دولت شوروی به تهران آمده و تقاضای امتیاز نموده، این قضیه را موکول به بعد از جنگ کنیم به همین جهت خوب است مذاکره را ادامه داده بلکه بتوان از این موقعیت برای به دست آوردن امتیازات و شرایط مفیدتری استفاده کنیم.

رفتار دولت ساعد با نمایندگان دولت شوروی از طرف کلیه جراید بجز روزنامه های وابسته به سید ضیاء مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت. از آن جمله روزنامه داد نوشت:

«اگر دولت ساعد نمی خواست در خصوص امتیاز نفت وارد مذاکره و مطالعه گردد چه شده است که نسبت به پیشنهاد کمپانی‌های آمریکایی در خصوص نفت مدتی وارد مذاکره گردید، نظریات متخصصین را مورد بررسی قرار داد و این صحبت را می خواست به مرحله عمل بکشاند ولی چون در این ضمن خود را مواجه با میسیون شوروی و ملاقات معاون کمیساریای امور خارجه دولت شوروی دید یکمرتبه عقب نشست.

این مانور سیاسی دولت را، منورین ایران نه از آن جهت می دانند که دولت می خواهد در حال آرامش و بدون اشغال متفقین در خاک ایران و در محیطی که مجلس آن به صورت فعلی تشکیل نشده باشد موضوع نفت مورد رسیدگی قرار گیرد زیرا اگر صرفا این حسن نیت در بین بود از همان روز اول نه متخصص برای مطالعه کار نفت استخدام می نمود و نه نسبت به پیشنهاد کمپانیهای آمریکایی به مذاکره می پرداخت. بلکه افکار عمومی این طور قضاوت می نماید که چون همسایه شمالی ما برای اخذ امتیاز نفت دست خود را به سوی دولت دراز کرد این صحبت پیش آمد.» (جامی،۱۳۸۵؛صفحه۱۹۹)

ساعد نخست وزیر که در روزهای پیش با نمایندگان شرکت های انگلیسی و امریکایی مشغول مذاکره بود نه تنها از قبول پیشنهاد شوروی خودداری کرد بلکه بدون مطالعه و بحث کافی درباره چگونگی پیشنهاد هیئت نمایندگی شوروی آن را رد کرد. وی در جلسه ۲۷ مهر ۱۳۲۳ مجلس شورای ملی مذاکرات محرمانه با شرکت های خارجی را فاش ساخت و افزود که دولت او تصمیم دارد قبل از روشن شدن اوضاع اقتصادی و مالی دنیا و استقرار صلح عمومی از هرگونه اقدام درباره دادن امتیاز به خارجیان خودداری کند. (مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صفحه۹۲)

روزنامه آژیر(به قلم پیشه وری) نوشت:

«عمل واقع شده این است که کابینه ساعد با شرکت متولیان مجلس داشتند روی منابع نفت ایران بند و بسته‌ای تاریک و مظنون می کردند. ورود آقای کافتارادزه پرده از روی کار برداشت. آقایان در مقابل امر واقع شده قرار گرفته فهمیدند که کار به این سهولت تمام نمی شود. این دلالی به سادگی سر نخواهد گرفت بنابراین لحن خود را عوض کرده گفتند اصلا دولت ایران میل ندارد هنگام جنگ به موضوع نفت دست بزند..» (جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۰۰)

و روزنامه ایران ما چنین اظهارنظر کرد:

«ساعد که در اول ورود قائم مقام کمیساریای خارجی شوروی بدون توجه به اهمیت پیشنهاد شوروی اظهار کمال موافقت و همراهی را با منظور کافتارادزه کرده بود بعد از مشورت با کابینه سازان خود ناگهان رویه خشن و دور از عقل و نزاکت سیاسی پیش گرفت. کسی که چندین ماه با نمایندگان کمپانی‌های آمریکایی مذاکره می کرد حتی برای مذاکره با کمپانی‌های آمریکایی متخصص آمریکایی به خرج دولت ایران استخدام نمود و با دلال‌های دغلى مثل فردلیپ ماه‌ها مذاکره و دمسازی راجع به واگذاری اختیار تمام منابع زیر زمینی ایران میکرد از قبول و حتی مطالعه پیشنهاد کافتارادزه خودداری کرد.» (جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۰۰)

حزب توده ایران و امتیاز نفت

چنان که گفتیم در مردادماه سال ۱۳۲۳ هنگامی که نخست وزیر ساعد مذاکرات خود را با شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی در موضوع اعطای امتیاز به آنها در مجلس فاش کرد، دکتر رادمنش از طرف فراکسیون حزبی نظر حزب توده ایران را چنین اعلام نمود: «بنده و رفقایم با دادن امتیازات به دولتهای خارجی به طور کلی مخالفیم…» ولی به محض اینکه درخواست شوروی تسلیم دولت ایران گردید حزب توده ایران مخالفت خود را با اصل اعطای امتیازات پس گرفت و ادعا کرد که با اصل اعطای امتیازات نمی توان مخالفت کرد بلکه صحبت در چگونگی و شرایط اعطای آن است. در این مورد رهبر چنین نوشت:

«ما با امتیازاتی که به منظور استثمار ملت باشد و مبنای استمرار نفوذ شوم بیگانگان قرار بگیرد مخالفت خود را به عنوان اولین وظیفه هر ایرانی و هر ایرانخواهی اعلام می داریم و این مخالفت را یکی از مواد مبارزه مقدس خویش بر علیه استعمار میدانیم… این ایده آل ماست که کلیه عملیات اقتصادی و استخراج منابع مهم ثروت ایران با سرمایه های ایرانی و به دست ایرانی انجام داده شود. این ایده آل ماست. ولی ببینیم که با این اوضاع و با این هیئت حاکمه تا چه اندازه می توان این ایده آل را به منصه وقوع نشانید… از این جهت نمی توان به طور کلی با اصل امتیازات مخالفت داشت بلکه صحبت در شرایط و اوضاع و احوال آنهاست..(جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۰۲)

حزب توده ایران در تشریح نظر جدید خود، ملی نبودن دولت، ضعف بنیه اقتصادی کشور، فقر و فلاکت و خطر بیکاری را به عنوان علل و دلایل ارائه نمود. در این مورد رهبر نوشت:

«اگر ما دارای دولت ملی می بودیم که می توانست کلیه قوای مادی و معنوی ملت را تجهیز کند، اگر دولت ما دارای شخصیت بود، اگر سابقه هایی در پشت سر خویش نداشت، ما هم طبق اصل کلی که سابقا یکی از وکلای ما در مجلس اظهار کرد، با هرگونه امتیازی مخالف بودیم. اما با وضعیت فعلی که منابع ثروت ما خوابیده، بنیه اقتصادی ما در کمال ضعف است، فقر و فلاکت دامنگیر کشور ما گردیده، خطر عظیم بیکاری روزبروز نزدیکتر می شود، دولت نقشه صریح و حتی مبهمی برای ایجاد فعالیت اقتصادی ندارد، در چنین اوضاعی، اصولا صحبت از مخالفت با امتیاز نیست بلکه گفتگو در شرایط آن است.»(جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۰۳)

نمایندگان شرکت های انگلیسی و آمریکایی پس از اطلاع از تصمیم شوروی ها در تقاضای امتیاز نفت از ایران و شنیدن نطق نخست وزیر، مذاکرات خود را قطع کردند زیرا در صورت گرفتن امتیاز از ایران، شوروی ها نیز خواستار امتیاز می شدند و این امر به نفوذ آن‌ها در ایران لطمه می زد. کافتارادزه در سوم آبان در مصاحبه ای اظهار داشت:

«جناب آقای ساعد برای توجیه تصمیمی که اتخاذ کرده هیچ دلیل قانع کننده ای نیاورده، در صورتی که دلایل محکمی علیه تصمیم فوق وجود دارد که به مصالح حیاتی و سیاسی ایران مربوط است».

به دنبال مصاحبه فوق روزنامه های هوادار حزب توده و سیاست شوروی بویژه «روزنامه آژیر»‌ به مدیریت جعفر پیشه وری، تبلیغات وسیعی را درباره فواید امتیاز شوروی و حمله به دولت ساعد آغاز کردند. روز ۵ آبان ۱۳۲۳ حزب توده با همکاری شورای متحده مرکزی کارگران و در پناه علنی سربازان شوروی راه پیمایی عظیمی در تهران ترتیب داد و تظاهراتی علیه ساعد به راه انداخت که در آن کارگران و کشاورزان بیسواد فریاد «مرده باد ساعد» می کشیدند.(مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صفحه۹۳)

شادروان انور خامه ای در خاطراتش راجع این ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌واقع چنین می‌نویسد:

روز ۵ آبان ۱۳۲۳ یعنی سه روز پس از مصاحبه کافتارادزه راهپیمایی کذایی حزب توده و شورای متحده از جلو باشگاه آن تا برابر مجلس انجام گرفت. شعار راهپیمایان دو چیز بود:

«ساعد باید ساقط شود» و «امتیاز نفت به دولت شوروی داده شود.» بیشتر راهپیمایان از شورای متحده و کارگران کارخانه ها، راه آهن و رفتگران و غیره بودند. روشنفکران و حتی کادرهای حزبی در صفوف آن کم دیده می شدند. خود من از رفتن به کلوپ حزب خودداری کرده به ساختمان سابق روزنامه مردم که گویا دفتر تشکیلات زنان» شده بود آمده بودم و از بالکن آن راهپیمایان را هنگامی که جلوی مجلس رسیدند تماشا می کردم. از رهبران حزب توده کمتر کسی در صفوف آن دیده میشد. من جز روستا و قازار سیمونیان کسی را ندیدم. (انورخامه ای،۱۳۷۹؛صفحه۳۴۶)

میتینگ مزبور نه فقط از طرف مخالفین بلکه از جانب کسانی که موافق اعطای امتیاز نبوده و تا آن تاریخ با حزب توده نیز مخالفتی نداشتند، مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت، حزب موضوع را بدین صورت توجیه نمود:

«پیدا شدن چند سرباز سرخ و چند سرباز هندی و آمریکایی را در روز جمعه که بر علیه ابتهاج و ساعد اعتراض عمومی به عمل می آمد، دشمنان کارگر پیراهن عثمان قرار داده اند. آنهایی که در سایه سرنیزه ارتش سرخ آزادی پیدا نموده و از آزادی سوء استفاده میکنند از پیدا شدن چند به سرباز سرخ خیلی به ظاهر رمیده اند…»

ولی حقیقت واقع این است که سربازان شوروی با اطلاع و قرار قبلی حاضر شده بودند و رابط حزب توده ایران با مأمورین سیاسی شوروی در این جریان یکی از هموطنان ارمنی «ق.س» عضو هیئت عامله شورای متحده مرکزی بود.(جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۰۳) در نتیجه فشارها ساعد در ۱۹ آبان از نخست وزیری استعفا داد.(مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صفحه۹۳)

روز هفتم آبان ماه دکتر مصدق در جلسه علنی مجلس شورای ملی تطق مشروحی ایراد کرد و طی آن پس از ذکر تاریخچه امتیاز نفت جنوب و تشریح مستدل خیانتی که با لغو امتیاز نامه دارسی و جایگزین ساختن آن با امتیازنامه جدید در دوره پهلوی در حق ملت ایران انجام یافته فصولی از عهدنامه ایران و اتحاد جماهیر شوروی را نیز که در سال ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ شمسی) منعقد گردیده و برابر آن دولت شوروی از کلیه امتیازات و مطالبات خود صرفنظر نموده و تمامی دارایی منقول و غیر منقول مؤسسات انتفاعی روسیه را به دولت ایران واگذار کرده است یادآور شد و سخنان خود را چنین ادامه داد:

این مقام شامخی که امروز دولت شوروی در عالم سیاست به دست آورده است تمامش مردن دلیری نظامیان نیست بلکه قسمت مهم آن مربوط به توجهات عمومی و انکار جهان است.

یک روز در این مملکت علمدار آزادی انگلیس بود و سفارت انگلیس در این شهر در حکم مسجد شده بود. امروز دولت شوروی علمدار آزادی شده ولی معلوم نیست که سفارت أن دولت هم حکی مسجد می شود و یا نمی شود. دولت انگلیس هیچ وقت نگفت که چون سیاست دولت روسیه تزاری در ایران از سیاست انگلیس سر است با دولت ایران قطع رابطه میکنم تا تعادل سیاسی برقرار شود. دولت انگلیس پی به علت برد و علت را که برطرف نمود معلول هم از بین رفت. دولت انگلیس دانست که باید به آزادیخواهان همراهی کنند تا مرتجعین جیره خوار بانک استقراضی روسیه از بین بروند. این بود که برای پیشرفت سیاست خود علم مشروطیت را بلند کرد. دولت شوروی هم اگر میخواهد به مقصود برسد و در ایران موازنه سیاسی، برقرار شود، برای عدم توجه دولت به امتیاز نفت نباید قطع رابطه کند. زیرا این کار جنبه شخصی دارد و از وجاهتش که تا کنون کسب نموده است میکاهد. اگر دولت ساعد رفت و دولت دیگری هم نخواست موافقت کند با آن دولت چه خواهد کرد؟! آیا دولت شوروی با هر تقاضایی که دولت ایران قبول ننمود قطع روابط میکند؟

هیچ وطن پرستی نخواهد گفت که با دولت ساعد برای اینکه به شرکتهای خارجی و دولت شوروی امتیاز نداد مخالفم.

آن وقت پیشنهاد کرد که:

… دولت اتحاد جماهیر شوروی به نفت احتیاج دارد و دولت ایران هم در عالم مجاورت نباید نفت خود را با دیگران معامله کند. من تصور میکنم که در این مجلس چنین پیشنهادی بگذرد، یعنی دولت ایران متعهد شود که در مدت معلوم در قرارداد مازاد نفت معادن شمال را به نرخ متوسط بین المللی که در هر سال معین می شود به دولت شوروی بفروشد. برای استخراج معادن نفت شمال هم با شرکت سهامی بین المللی که برای اتباع ایران و سایر دول سهمی در آن معلوم کنند و یا شرکت سهامی مختلط ایرانی که سهام آن را دولت و ملت ایران قبول کنند تشکیل شود.

بدیهی است هر شرکتی بیش از سود سرمایه چیزی نمی برد. بنابراین دولت شوروی که سرمایه نیاورده و زحمتی تحمل ننموده تا مدت قرارداد از نفت ایران استفاده و رفع احتیاج می کند. من عرض نمیکنم راهی که به نظر من رسیده یگانه راه و غیر از آن طور دیگر نمی شود کرد. «غرض این است پیشنهادی که دولت شوروی می کند در مصالح مملکت باشد و از مجلس بگذرد.»(جامی،۱۳۸۵؛صص۲۰۳-۲۰۴)

اندکی بعد، وقتی دکتر محمد مصدق در هفتم آبان ماه ۱۳۲۳ نطق مفصل و معروف خود مبنی بر عدم واگذاری امتیاز به بیگانه را ایراد کرد و با تشویق و کف زدنهای پر شور نمایندگان مجلس مواجه شد روزنامه آژیر در مقاله ای با امضای مستعار «رشتی» چنین نوشت:

«پریروز در مجلس صحنه تئاتر شده بود نمایندگان کف می زدند بعد از نطق آقای دکتر مصدق آقایان گله داری و دکتر طاهری و سیدکاظم یزدی وکاظمی و امامی وغیره دست‌ها را رنج داده و به شدت کن می زدند، در همان حین حکایتی به خاطرم آمد.

بیل که یکی از زعمای سوسیالیزم آلمان بود همیشه به دوستان خود می گفت مرتجعین در رایشتاک گفته های مرا بر سبیل اتفاق تصدیق می کنند من از خود می پرسم ای پیره بیل باز چه گلی به آب دادی که مورد تحسین این آدمخوارها قرار گرفتی … ما درباره نطق آقای دکتر مصدق عرض دیگر نداریم و این را هم که گفتیم بر سبیل مزاح بود …»(مراغه‌ای،علی مرادی،۱۳۸۱؛صفحه۲۹۷)

شوروی و «مسئله امنیت»

به عقیده طبری باید امتیاز نفت داد، هم به شوروی، هم به آمریکا، هم به انگلیس!!

اما در مورد این زمینه طبری گوی سبقت را از تمام نویسندگان دیگر حزب ربود. طبری در مقاله مفصلی در «مردم برای روشنفکران» مواضعی را که در قبال مسأله نفت و تقاضای امتیاز شرکتهای انگلیسی و آمریکایی از یک سو و شوروی از سوی دیگر وجود دارد مورد بررسی قرار داد و آنها را به چند دسته تقسیم کرد. یک دسته میگویند «به هیچ کدام امتیاز داده نشود»، دسته دیگر معتقدند «فقط به یک طرف باید داد»، دسته سوم طرفدار «بین المللی کردن استخراج نفت» است.

طبری پس از اینکه با دلایل خاص خود این مواضع را رد می کند به این نتیجه می رسد که:

«برای اولین و آخرین بار باید به این حقیقت پی برد که نواحی شمالی ایران در حکم حریم امنیت شوروی است و این دولت هرگز حاضر نخواهد شد در آنجا به نام نفت دستگاه خصمانه مفصلی برعلیه او چیده شود. اگر ما بخواهیم این نظریات دوپهلو و مشکوک (یعنی مواضع فوق) را تقویت کنیم تابع منافع یک جمع مخصوص شده ایم و با سعادت خود عداوت ورزیده ایم. بالاخره عقیده دسته ای که من شخصا در آن دسته قرار دارم این است که دولت به فوریت برای امتیاز نفت شمال به شوروی و نفت جنوب به کمپانیهای امریکایی و انگلیسی وارد مذاکره شود ولی تمام این مذاکرات را برای مردم واضح و آشکار سازد و در پیش چشم مردم و احزاب و جراید و مجلس با شرایط بسیار مساعد امتیاز بدهد. در این مورد باید از رقابت صاحبان امتیاز استفاده کرد. ما نه فقط از این لحاظ که سیاست قوی بین المللی چنین اقتضا دارد طرفدار حل مسأله نفت به نحو فوق هستیم بلکه معتقدیم برای حل بسیاری از مشکلات کنونی یک کشور ورشکسته (مانند کشور ما در وضع حاضر) خودداری از اعطاء امتیاز به خواستاران، حرکت غلط و یک طرفه ای است که مقصود از آن یا تبعیت از نقشه های مضر است یا تسلیم به حماقت… به همان ترتیب که ما برای انگلستان در ایران منافی قائلیم و بر علیه آن صحبتی نمیکنیم باید معترف باشیم که دولت شوروی هم از لحاظ امنیت خود در ایران منافع جدی دارد… دولت شوروی نمی تواند یک کشور استعماری باشد و به همین جهت است که شوروی دارای وزن و اهمیت کنونی است. درست از همین مختصات شوروی است که ما به عنوان همسایه باید از آن حد اعلای استفاده را ببریم. درست از همین لحاظ است که ما به وجود عامل سیاست شوروی در ایران در مقابل عوامل دیگر معتقدیم… باید در ایران دولت به تمام معنی دموکراتی به وجود بیاید که با دول بزرگ جهانی یعنی انگلستان، امریکا و شوروی روابط واقعه صمیمانه خود را حفظ کند و مهمتر و بالاتر از همه اینکه این دولت عامل ادامه ائتلاف این سه قدرت بزرگ در محیط ایران باشد. هیچ دیوانه گولی معتقد نیست که باید در ایران فقط به دنبال سیاست شوروی رفت ولی با نهایت غرور معتقدیم که دوستی ما با شوروی یکی از مبانی متین دموکراسی و استقلال ما خواهد بود.» (انورخامه ای،۱۳۷۹؛صص۳۴۸-۳۴۹)

پس از انتشار این مقاله روزنامه های مخالف آن را مورد اعتراض و انتقاد شدید قرار دادند،مخصوصا به موضوع «حریم امنیت» حمله کردند. به همین لحاظ روزنامه رهبر(به قلم خلیل ملکی)برای روشن شدن اذهان عمومی «حریم امنیت» را چنین تفسیر کرد:

«از دیر زمانی ایران حریم امنیت هندوستان بوده، حریم امنیت مملکت تزاران بوده … و این خاصیت جغرافیایی است که او را حریم امنیت همسایگان خود قرار داده است … ایران که حریم زندگی املت زحمتکش ایران است متاسفانه حریم امنیت ملت ایران نیست … ولی به فرض اینکه ایران درآینده واقعا حریم امنیت ملت ایران گردد چه مانعی دارد که حریم امنیت همسایگان خود نیز باشد؟ نه فقط مانعی ندارد بلکه لازمه امنیت ایران این است که هر همسایه ایران، خود را در همسایگی ما در خطر نبیند و خانه ما حریم امنیت او باشد … همین واقعیت سرسخت که ایران حریم امنیت همسایگان است می تواند نقطه ضعف و قدرت ما باشد . در صورتی که ما خانه خود را حریم امنیت همسایگان قرار داده و اجازه ندادیم هیچ همسایه در این حریم مقدس نفوذ مضر به حال دیگری و ما ایجاد نماید و برای این مقصود در صورت لزوم، از این همسایه و در موردی از نیروی آن همسایه استفاده نمودیم، ضعف مبدل به ندرت می گردد … چون … سیاست یکجانبه در رگ و پوست سازمان دولتی ما ریشه دوانده باید برای خنثی کردن آن از نیروی جدیدی استفاده نمائیم ولی این نیروی جدید نباید جانشین او بشود بلکه آن را خنثی نماید . اگر ایران حریم امنیت شوروی یا هندوستان یا ترکیه و افغان باشد آیا به امنیت و استقلال ما صدمه می رسد و با آن را تضمین میکند.»(جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۰۷)

چنانچه در مقاله احسان طبری بحث «حریم امنیت» به میان آمد لازم است به خاطرات ایرج اسکندری در گفت و گو با دکتر مصدق اشاره کنیم:

روزی برای صحبت به منزل دکتر مصدق رفته بودیم. دکتر یزدی هم بود. بحث می کردیم. در آنجا ضمن صحبت گفتم: آخر، این مسئله بالاخره جزء حریم امنیت شوروی است. دکتر مصدق گفت: چه گفتی؟ حریم امنیت؟ دست کرد در جیبش بک قلمتراش در آورد بیرون. تیغه آن را باز کرد و به من گفت: تو جای پسر من هستی اگر یک دفعه دیگر این کلمه حریم امنیت از دهنت بیرون بیاید این زبانت را می برم. گفتم: چطور؟ گفت: یعنی چه آقا! پس شمال حریم امنیت روس هاست وجنوب هم حریم امنیت انگلیس ها، غربش هم نمی دانم مال کجا، پس ما چه کاره‌ایم؟ بله! حریم امنیت ایران کجاست؟ مال ما کجاست آخر؟ (اسکندری،ایرج،۱۳۷۲؛صفحه۱۹۱).

******

در چنین اوضاع و احوالی بود که دکتر مصدق نماینده اول تهران شرایط را برای اجرای برنامه بزرگ ضد استعماری خود مناسب دانست. او که از ابتدای زندگی سیاسی خود برانداختن سلطه شرکت نفت را که پایگاه امپریالیسم غرب در ایران بود، وجهه خود قرار داده بود، باید از استقرار هرگونه پایگاه خارجی دیگر در ایران جلوگیری می کرد. از این رو، بی آنکه به ایادی چپ و راست استعمارگران مجال تدارک توطئه چینی را بدهد، طرح منع واگذاری امتیاز نفت را به مجلس تسلیم کرد و آن را فی المجلس از تصویب گذراند. دکتر مصدق در جلسه ۱۱ آذر ۱۳۲۳ هنگام شور در برنامه دولت مرتضی قلی بیات (سهام السلطان) نطقی ایراد کرد و ضمن مخالفت با دادن امتیاز به علت اینکه امتیاز دهنده قادر نیست در آخر مدت، صاحب امتیاز را از مؤسسات خارج کند و بر طبق امتیازی که داده مؤسسات نفتی خود را تصرف نماید، استخراج معادن نفت ایران، بخصوص نفت شمال را راسا به وسیله دولت و فروش آن را طبق قراردادی با نرخ بین المللی توصیه کرد و گفت:

«راه استخراج نفت منحصر به دادن امتیاز نیست و به طریق دیگر هم خود دولت می تواند معادن نفت را استخراج کند. ما هر قدر در استخراج آن تأخیر کنیم، به دول قوی مجال می دهیم که از خود رفع محفلور کنند و از ما امتیاز بخواهند. آنهایی که میگویند مذاکرات نفت به بعد از جنگ موکول شود یا از درک حقایق عاجزند و یا اینکه عقیده ای از خود ندارند، ولی آنهایی که اهل تشخیص اند و نماینده این ملتند، می دانند که تأخیر موجب زیان است. اگر متفقین در تسخیر معادن ایران با هم اتفاق کنند و هر کدام برای خود از این نمد کلاهی بخواهند، ما باید آن را به وسعت کله هر یک تقسیم کنیم و هر قسمت را در طبق اخلاص بگذاریم و با کمال خضوع و خشوع تقدیم نماییم و خود را مرهون نوع پرستی و بشردوستی آنها بدانیم. پس تا چنین روزی ترسیده است باید هر چه زودتر تصمیمی را که حافظ منافع ماست اتخاذ کنیم و مجال ندهیم که از این نمد ما، برای خود کلامی بسازند.»(مهدوی،هوشنگ،۱۳۹۴؛صفحه ۹۴)

روز یازدهم آذرماه موقع شور در برنامه دولت بیات، دکتر مصدق نطقی ایراد و در پایان نطقطرحی با دو فوریت تقدیم مجلس کرد. دکتر مصدق ضمن مخالفت با دادن امتیاز به علت اینکه امتیازدهنده قادر نیست که در آخر مدت صاحب امتیاز را از مؤسسات خارج کند و برلین امتیازنامه مؤسسات نفتی را تصرف نماید، استخراج معادن نفت را رأسا توسط دولت ایران ضروری و لازم شمرد. برای استخراج نفت نیز پیشنهاد نمود که با دولت شوروی وارد مذاکره شده و نفت خودرا سلف، فروشی نماییم و با سرمایه ای که آن دولت در اختیار ما میگذارد نفت را استخراج نموده و برای مدتی که در قرارداد ذکر خواهد شد نفت را به دولت شوروی بفروشیم و برای اداره تأسیسات نفتی متخصصین اداری را از هموطنان خود و متخصصین فنی را از کارشناسان بین المللی استخدام کنیم. بدین ترتیب هم اقتصاد کشور رونق خواهد یافت و هم برای کارگران کار پیدا خواهد شد. در مورد «موازنه سیاسی» گفت این موازنه باید موازنه منفی، باشد و به موازنه مثبت. منظور از موازنه منفی این است که به هیچ یک از خواستاران امتیازات نه همسایه شمالی و نه همسایه جنوبی و نه دولت آمریکا امتیاز جدیدی داده نشود و مقصد از موازنه مثبت این است که اگر در جنوب دولت انگلیس امتیازی از ما گرفته، به دولت شوروی نیز نظیر همان امتیاز را اعطا کنیم و به قول وی «مقطوع الیدی برای حفظ موازنه راضی شود که دست دیگر او را هم قطع کنند.» سپس طرح ذیل را به قید دو فوریت تقدیم مجلس داشته و تصویب آن را خواستار شد:

ماده اول – هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و با معاونت میکنند نمی توانند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی و غیررسمی دول مجاور و با نمایندگان شرکتهای نفت و هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد بکند و یا اینکه قراردادی امضاء نماید.

ماده دوم – نخست وزیر و وزیران می توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن نفت خود را استخراج و اداره می کند مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند.

ماده سوم ۔ متخلفین از مواد فوق به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفس ال، دائمی از خدمات دولتی محکوم خواهند شد.

ماده چهارم – تعقیب متخلفین از طرف دادستان دیوان کشور محتاج به این نیست که مجلس شورای ملی آنها را تعقیب نموده باشد و اجازه دهد. دادستان مزبور وظیفه دار است که متخلفین از این قانون را بر طبق قانون محاکمه وزراء مصوب ۱۶ و ۲۰ تیرماه ۱۳۰۷ تعقیب نماید. و از دولت خواست که وزارت خاصی برای استخراج نفت به دست خود تشکیل دهد.(جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۱۲)

شور درباره طرح مزبور و فوریتهای آن بسرعت انجام گرفت. فراکسیون توده سردرگم بود و تلاش می کرد که تصویب لایحه به تأخیر افتد تا امکان مشاوره و اتخاذ تصمیم ممکن گردد، ولی این فرصت به فراکسیون مزبور داده نشد و حتی با درخواست دکتر کشاورز مبنی بر اینکه «پنج دقیقه اجازه بدهید، بدون خارج شدن از مجلس فراکسیون ها در مجلس تشکیل شود تا بتوانیم تصمیمی بگیریم و نیز موافقت به عمل نیامد. لایحه با اکثریت تصویب شد.ولی فراکسیون توده در اتخاذ تصمیم مردد بود و بالاخره به لایحه دکتر مصدق رأی موافق نداد.(جامی،۱۳۸۵؛صص۲۱۲-۲۱۳)

روز دوازدهم آذرماه ۱۳۲۳ آقای رحیمیان نماینده قوچان طرحی به شرح ذیل به مجلس پیشنهاد نموده گفت:

نظر به اینکه حفظ منافع عالیه و حقوق ملت ایران از فرایض و تکالیف اولیه نمایندگان محترم است و حفظ منافع ملت و کشور در این است که کلیه روابط اقتصادی و مناسبات ایران با همسایگانش بر پایه آزادی و استقلال فکر جامعه باشد و نظر به اینکه مجلس شورای ملی بر روی همین اصل دیروز – لایحه جناب آقای دکتر مصدق را در باب امتیاز نفت و ممنوع شدن دولتهای ما در اخذ تصمیم نسبت به آن با قید دو فوریت تصویب نموده و با تصویب مواد سه گانه آن ثابت نموده است که مجلس ایران معتقد است هرگونه امتیازی که در کشور ایران در اوضاع و احوال غیرعادی گرفته شود بی اعتبار است و چون خاطر نمایندگان و عموم افراد ایرانی آگاه است که واگذاری امتیاز نفت جنوب به شرکت دارسی نیز در دوره استبداد و بر خلاف مصلحت و رضایت ملت ایران صورت گرفته و کلیه شرایط آن به زبان کشور بوده و متأسفانه تمدید و تجدید امتیاز مزبور نیز در زمان دیکتاتوری در موقعی به ملت ایران تحمیل شده است که برای مجلس و ملت ایران هیچ گونه آزادی فکر و زبان و قلم حاصل نبوده بالنتیجه تجدید و تمدید آن نیز به طور یقین نامشروع و به ضرر ایران صورت گرفته و در این معامله اجباری و غیرقانونی ملت ایران به شرحی که جناب آقای دکتر مصدق در نطقهای خودشان در مجلس تصریح نموده اند میلیاردها متضرر گردیده است. نظر به عملیات معروضه و نظر به اهمیت موضوع و لزوم حفظ منافع ملی ماده واحده زیر را به قید دو فوریت پیشنهاد میکنم :

ماده واحده به مجلس شورای ملی ایران امتیاز نفت جنوب را که در دوره استبداد به شرکت دارسی واگذار شده و در موقع دیکتاتوری آن را نیز تمدید و تجدید نموده اند به موجب این قانون الغاء می نماید.

غلامحسین رحیمیان

آقای رحیمیان پس از قرائت این لایحه خطاب به آقای دکتر مصدق گفت:

من خواهش میکنم که شما آقای دکتر مصدق که به وطن پرستی و ایران دوستی معروف هستید و خودتان نیز تمام گفته های مرا تصدق دارید اولین کسی باشید که این طرح را امضاء بفرمایید.(جامی،۱۳۸۵؛صفحه۲۱۳)

دکتر مصدق به این علت که مجلس چهاردهم هنوز آمادگی طرح این مسائل را ندارد از امضای طرح رحیمیان خودداری کرد و خصوصی به او گفت:

«شما یک فداکاری بزرگی کرده اید که این طرح را به خاطر ملت ایران تهیه کرده اید، اما یک فداکاری بزرگتر شما این خواهد بود که این طرح را رسما در این مجلس مطرح نکنید، زیرا هنوز زمینه حاضر نیست، به اضافه، به نمایندگانی که در این مجلس فعلی اکثریت دارند نمی شود اطمینان کرد. بنابراین ممکن است این طرح رد بشود.. آن وقت گزک به دست انگلیس ها می افتند و خواهند گفت اگر ادعا دارید این امتیاز در دوران رضاشاه تمدید شده و قانونی نیست، حالا که مجلس آزاد دارید، این مجلس لغو شدن آن را رد کرده است. به این جهت در آینده دچار مشکلات زیاد خواهیم بود.» (اسلامیه،مصطفی،۱۳۹۴؛صفحه۱۵۴)

من(رحیمیان) فکر کردم فرمایشات ایشان(مصدق) بسیار بجا و صحیح است و از این رو، با اینکه چند نفر از امضاکنندگان اصرار داشتند این طرح در مجلس مطرح شود، از این اقدام صرفنظر کردم. قرار ما با دکتر مصدق این بود که مذاکره ما در منزل ایشان محرمانه بماند. اما امروز لازم می دانم این راز را فاش سازم و این مطلب را به همه هموطنانم بگویم، تا مخصوصا کسانی که در آن موقع به مخالفت با دکتر مصدق اقدام می کردند، اگر هنوز زنده هستند، از این حقیقت تاریخی با خبر شوند و به کوته بینی خویش پی ببرند. »(مجله امید ایران،۱۳۵۸؛شماره ۱۱)

اما تصویب قانون پیشنهادی دکتر مصدق که راه دادن امتیاز به شوروی یا هر دولت دیگر را به کلی می بست و خودداری او از امضای طرح پیشنهادی رحیمیان، خشم حزب توده را برانگیخت. پیشه وری در روزنامه آژیر ۱۴ آذر ۱۳۲۳، با اشاره به این دو موضوع، خطاب به دکتر مصدق نوشت:

«شما به املاک و دارایی خود بیشتر از منافع ملت علاقه دارید. شما از بزرگترین ملاکین این کشور می باشید. اغلب لوایح تقدیمی شما روی حفظ منافع طبقه ملاکین بوده است. شما از آزادی ملت می ترسید. شما از دوستی دولت اتحاد جماهیر شوروی بیمناک می باشید. شما اگر واقعا ملت پرست هستید و واقعا می خواهید فداکاری کنید،بفرمایید،این گوی و این میدان،نبرد را از اینجا آغاز بکنید.امتیاز مضر دارسی را لغو نمایید..» (اسلامیه،مصطفی،۱۳۹۴؛صص۱۵۴-۱۵۵)

مصدق ضمن پاسخ به منتقدان خود در جلسه ۲۸ آذر ۱۳۲۳ شورای ملی گفت:

«یک وقت روزنامه های دست راست به من دشنام می دادند و روزنامه های دست چپ به شهادت اوراق خود مرا تحسین می نمودند، امروز برای پیشنهادی که من به مجلس نموده ام اولی ها ساکت اند و دومی‌ها انتقاد می نمایند.

من متأسفم که بعد از سقوط دیکتاتوری به جای این که سیاسیون این مملکت از تجارب گذشته عبرت بگیرند و به آزادی خواهان صدر مشروطیت تأسی کنند و از یک سیاست به تمام معنا ایرانی پیروی نمایند و به جای این که نطق و قلم، یعنی دو نعمتی را که در سایه مشروطیت تحصیل شده، در راه دفاع از مصالح ایران به کار برند و رشد ملی ما را به جهانیان ثابت نمایند، به جهاتی که از بیان آن شرم دارم، عدهای شمال و عده ای جنوب ما را تهدید می نمایند. من می ترسم که عاقبت، شکاف بزرگی بین ایران و همسایگانش ایجاد کنند و به علاوه مردم صلح جوی این کشور را به برادرکشی وادار نمایند.

آنهایی که مرا به عنوان ملاکی مخالف دولت شوروی قلمداد می کنند، خوب است به حساب املاکی که چهل سال است دست من و مال خانواده من است رسیدگی کنند و بدانند که من برای جلب نفع آن جا زارع نبوده ام، من برای فرار از دیکتاتور آن جا ساکن شده ام…

زندگی من از خانه ای که به روابط فرهنگی شوروی اجاره داده ام و چند مستغل دیگر اداره می شود. من آن چه تصور می نمودم که از زندگی متوسط اضافه دارم، سال هاست وقف بیمارستان نموده ام و آنجا را مجانا و بلاعوض اداره می کنم. من از زندگی متوسط تجاوز ننموده و از تجمل بیزارم و به چیزهایی که زائد از مایحتاج زندگی است عادت ندارم.

آقای پیشه وری، پیشنهاد من به مجلس از نظر مخالفت با رژیم نبود و از نظر وطن پرستی است. اگر دنیا وطن همگی است، پس این جنگ ها و آدمکش ها برای وی است؟و اگر هر ملتی برای خود وطنی دارد،پس چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.»(اسلامیه،مصطفی،۱۳۹۴؛صص۱۵۵-۱۵۶)

نتیجه

بعد از رد پیشنهاد شوروی راجع امتیاز نفت شمال ایران در بحران بزرگی فرو رفت از جمله این بحران ها تشکیل دولت های خودمختار کردستان و آذربایجان تحت الحمایت شوروی بود که هدف شوروی از تشکیل این دولت آن بود که دولت مرکزی و مجلس تحت تاثیر فشار سیاسی زیر بار قرار داد شمال برود که با روی کار آمدن قوام السلطنه حوادث مختلفی رخ داد که در آخر به نفع ایران تمام شد و تلاش شوروی برای دستیابی به نفت شمال ناکام ماند.

پانویس:

بختیار، سامان (۱۱ آذر ۱۳۹۸). «مسئله نفت شمال». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=20850

-ایران و قدرت های بزرگ در جنگ جهانی دوم،نوشته:ایرج ذوقی،انتشارات پاژنگ(۱۳۶۸)

-خاطرات سیاسی دکتر انورخامه ای،انتشارات گفتار-علمی(۱۳۷۲)

-گذشته چراغ آینده ،تاریخ ایران در فاصله دو کودتا، پژوهش جامی، انتشارات ققنوس(١٣٧٧)،

-سیاست خارجی ایران در دوره پهلوی (۱۳۰۰-۱۳۵۷)،نوشته: عبدالرضا هوشنگ مهدوی،انتشارات نیکان (۱۳۹۴)

-مراغه ای،علی مرادی(۱۳۸۱)؛علی از زندان رضاشاه تا صدر فرقه دموکرات آذربایجان،انتشارات اوحدی

-زندگی نامه دکتر مصدق (فولاد قلب)،نوشته:مصطفی اسلامیه،انتشارات نیلوفر(۱۳۹۴)

-خاطرات ایرج اسکندری،ویرایش و تدوین :عبدالله شهبازی،موسسه مطالعات پژوهش‌های سیاسی(۱۳۷۲)

-مجله امید ایران، شماره ۱۱، ۲۸ فروردین ۱۳۵۸

 

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

 


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136
خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال خردگان در تلگرام

نوشتارهای پیشنهادی

2 دیدگاه

  1. Avatar

    با سلام از زحمات شما در مقابله با ایران ستیزان
    دکتر مصدق از طرفداران مشروطه بودند و در زمان نخست وزیری رضا خان از او حمایت کردند و در زمانی که احمد شاه دستور عزل او را داده بود در مجلس رای به ماندن رضا خان دادند. اما هیچ سخنی از دکتر مصدق در زمان تصمیم رضا خان برای تشکیل جمهوری که با مخالفت روحانیون به ویژه مدرس مواجه شد نداشتم اما بعد از آن دکتر مصدق ضمن حمایت دوباره از سردار سپه و قدردانی خدمات او گفتند که خدمات او تا زمانی قانونی است که نخست وزیر باشند و اگر شاه بشوند مصداق استبداد است.
    در مورد ترور رزم آرا چند چند روایت است، بنابر روایت فداییان اسلام، رزم‌آرا هیچ اختلافی با شاه نداشت و شاه دشمن ملی شدن نفت بود، بنابر روایتی دیگر، در آن زمان شاه مخالف رزم‌آرا بود و از آن می‌ترسید که رزم آرا کودتا کرده و قدرت را در دست بگیرد و اگرچه خلیل طهماسبی قصد این کار را داشت ولی در واقع گلوله او به رزم‌آرا نخورد، بلکه او با گلوله‌ای با کالیبر بزرگ مربوط به یک اسلحه کلت کمری که تنها در اختیار ارتش بود کشته شد و ضارب واقعی یک گروهبان ارتش بود که با هماهنگی دربار و شخص اسدالله علم این قتل را انجام داده‌ است. و دکتر مصدق هم گفته بود قاتل رزم‌آرا هرکه بود رفع کدورت از ذهن اعلی حضرت کرد
    بعد از قتل رزم‌آرا مجس شورای ملی در ۱۷ اسفند و مجلس سنا در ۲۹ اسفند قانون ملی شدن نفت را تصویب کردند و بعد شاه هم آن را امضا کرد. بعد استعفای علاء مصدق نخست وزیر شد بعد از شورای امنیت و دادگاه لاهه مصدق سعی به مذاکره با شرکت نفت ایران و انگلیس کرد و سعی کرد سود ایران و انگلیس را ۵۰ ۵۰ تقسیم کند اما بریتانیا نپذیرفت. اما جایی چیزی درباره سود ایران در بین ملی شدن نفت تا قرارداد کنسرسیوم نخواندم و بیشتر در مورد فرآیند ملی شدن نفت بود
    در انتخابات دور هفدهم مجلس هم دکتر مصدق انتخابات را نیمه کاره متوقف کرد تا زمانی که از لاهه بازگردد اما بعد بازگشت او ادامه انتخابات برگذار نشد و مجلس با حدنصاب نمایندگان شروع به کار کرد و بعضی معتقدند این کار به دلیل دخالت ارتش و اشرف پهلوی بوده و بعضی هم معتقدند این کار به دلیل پی بردن او به راه یابی جناح مخالف او به مجلس بود. بعد بازگشت دکتر مصدق به تهران او از مجلس جدید تقاضای رای اعتماد کرد و مجلس هم رای اعتماد داد اما مجلس سنا در ابراز رای تعلل کرد اما به فرمان شاه ۱۸ تیر جلسه تشکیل دادند و در بسیاری حضور نیافتند و از افراد حاضر هم نتوانست رای اعتماد بگیرد. حسین مکی گفته که شاه به سناتور ها دستور داد که مخالفت نکنند، و سناتور ها هم بدون تشکیل جلسه مجدد به او اعلام کردند که در زمان رای گیری رای اعتماد اکثریت را خواهد داشت. اما گفته می شود که به دلیل مخالفت مجلس سنا نسبت به انتخاب مجدد مصدق به نخست‌وزیری و سیاست وی در زمینه نفت، دکتر محمد مصدق درصدد انحلال مجلس سنا برآمد و از ورود سناتورها به عمارت مجلس شورای ملی در بهارستان جلوگیری شد به‌طوری‌ که سناتورها جلسه خود را در منزل نظام‌السلطنه مافی تشکیل دادند.
    مصدق بعد از بازگشت از شاه درخواست کرد تا مسئولیت وزارت جنگ را به او بسپارد و دلیل آن هم این گفته بود کهتا دخالت دربار در آن کم شود و کارها در صلاح مملکت پیشرفت کند… چون ستاد ارتش زیر نظر ملوکانه قرار گرفته هر امری که می‌فرمودند اجرا می‌شد ولی دولت که مسئول بود کاری نمی‌توانست بکند و نمی‌کرد. اما شاه نپذیرفت و در نهایت مصدق در ۲۵ تیر استعفا کرد
    با سپاس از شما لطفا مطالب بالا را برسی کنید و به پرسش ها پاسخ دهید

    • اشکان دهقان

      با سلام.

      البته در نوشته شما پرسشی مطرح نشده بود و درست متوجه نشدیم که باید پاسخی به موارد داده شود یا موضوع دیگر؟!

      به هر حال فراموش نکنیم که در پژوهش‌های تاریخی، مهم‌ترین موضوع منابع و مآخذ است. همواره ادعاها باید به همراه منابع و مآخذ باشد تا مخاطب تشخیص دهد که با تحلیل نویسنده مواجه است یا رویدادها را بازگو می‌کند. به هر حال یا گزینش از میان رویدادهای مختلف آن هم بدون ذکر منابع و مآخذ ممکن است مطالب نادرستی را انتقال دهد.

      با سپاس فراوان پیروز و سربلند باشید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
رفتن به بالا