Escort pornmaxi.com pornblu.com

sakarya escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Bayan Kayseri Escort Webmaster Forum
ankara escort bayan ankara escort bayan ankara escort
escort ankara escort çankaya escort kızılay escort antalya escort escort bayan
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
خانه » تاریخ معاصر » فرازهایی از زندگی محمد خیابانی

فرازهایی از زندگی محمد خیابانی

نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی: ۱۷ فروردین ۱۴۰۰


فرازهایی از زندگی محمد خیابانی: از مبارزه با قشون اجنبی تا قیام

پس از طلوع انقلاب اکتبر در روسیه (۱۹۱۷) و عقب نشینی قشون تزاری، انگلستان در ایران یکه تاز میدان گردید و امپریالیسم بریتانیا با انعقاد قرارداد معروف ۱۹۱۹ با وثوق الدوله در حقیقت سلطه سیاسی خود را برای استثمار و استعمار ایرانیان کاملا مسلم و مسجل ساخت، و مشغول اجرای انجام مواد قرارداد مورد بحث گردید، در این میان آزادیخواهان و انقلابیون ایران، از جمله شیخ محمد خیابانی و ابوالقاسم لاهوتی در آذربایجان و کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان و میرزا کوچک خان در در گیلان و مازندران علیه استیلای انگلستان و قرار داد وثوق الدوله قیام کردند، و آن را كان لم يكن اعلام نمودند.

در سال ۱۲۹۴ (ه.ش) آذربایجان کانون اعتراضی مهم ایران در برابر سیطره بیگانه و تغییرات سیاسی و شاهد چند قيام ضد حکومتی بود.توافق ایران و انگلیس در سال ۱۹۱۹ م / ۱۲۹۸ ه.ش موجب واکنشی شدید در سراسر ایران و به ویژه آذربایجان شد (فرخ، ۱۳۹۷: ص ۴۲۶). امپریالیسم انگلیس که میدان را از وجود رقیب خود – روسیه تزاری خالی می بیند، به قول لرد کرزن: «برای آنکه منافع انگلیس در این قسمت از جهان در آینده، در برابر ضرباتی که اخیرا وارد شده، حفظ شود و از طرف دیگر، ایران که به طرزی علاج ناپذیر ضعیف است و نمی تواند سر پای خود بایستد، مورد حمایت قرار گیرد، تا بتواند خود را در میان ملت های مستقل جهان کند». قرارداد ۱۹۱۹ را با دلالی وثوق الدوله و چند نفر از همپا لگان او در ایران پیاده می کند (رئیس‌نیا و ناهید، ۲۵۳۵: ص ۲۳۷).

.

شیخ محمد خیابانی که بود؟!

شیخ محمد خیابانی فرزند حاجی عبد الحمید در سال ۱۲۹۷ هجری قمری در قصبه خامنه متولد شده، پس از تحصیل فقه و اصول (قریب بحد اجتهاد) هیئت و نجوم را فراگرفته از علم کلام وحکمت و طبیعیات و تاریخ و ادبیات بهره کافی بر گرفته است. خیابانی در اخلاق نیز دارای مقام بس بلندی بوده، مدتی امامت مسجد جامع تبریز را بعهده داشته است. می توان گفت خیابانی در زمان خود اورع و از هد همقطاران خود از ائمه جماعت بوده است. قزاق های تزاری عموی خیابانی را کشته و تمام دارائی اورا غارت کردند (مکی، ۱۳۶۱: ص ۳۸).

شیخ محمد خیابانی در دوره دوم (۱۳۲۷ قمری) به وکالت مجلس انتخاب شده و روزی که اولتیماتوم مشهور روس به ایران داده شده و در مجلس شورای ملی مطرح شد، خیابانی در خطابه بلیغی که تقریبا يك ساعت طول کشید، مخالفت خود را با قبول اولتیماتوم اعلام داشت. پس از آنکه دولت وقت اولتیماتوم را قبول کرد و مجلس تعطیل شد، خیابانی در سبزه میدان تهران میتینگ مفصلی داد که نطق او طولانی بود و خیلی مؤثر واقع شد، پس از چند روز به خراسان رهسپار گردید، زیرا یقین داشت وثوق الدوله در صدد دستگیری او بر می آید؛ چنانکه در صدد دستگیری رفقای او بر آمد (همان: ص ۳۸).

خیابانی در شش سال فترت که مجلس تعطیل بود، مشغول تجارت شد تا روزی که اعلان تاجگذاری احمدشاه در ایران منتشر گردید و در تبریز عمال شجاع الدوله صمد خان که وابسته و متکی به روس‌ها بودند، اعلان تاجگذاری احمدشاه را پاره کردند. شیخ دید دیگر سکوت جایز نیست، مشغول فعالیت شد و چند نفر از دوستان خود را به همکاری دعوت نمود و پروتست نامه شدیداللحنی به نام آزادیخواهان آذربایجان منتشر نمود، بعد به تهران آمد و پس از يك ماه توقف در تهران و ملاقات با رجال و وزراء که دید از طرف آنها سودی عاید ملت نمی شود، به تبریز بازگشت و مشغول تجارت شد، ولی با انعقاد مجالس ادبی و مذاکرات فلسفی در محافل انس ذهن جوانان مستعد را باز می کرد و زمینه را برای قیام مهیا می‌ساخت.

پس از آنکه روس‌ها آذربایجان را تخلیه کردند، خیابانی دایره فعالیت خود را توسعه داد و تشکیلات حزب دموکرات را تقویت نمود. شالوده تشکیلات ژاندارمری در آذربایجان از نتایج فکر او بود؛ در اندك مدتی پانصد نفر ژاندارم به ریاست افسران ایرانی مهیا شد؛ می‌خواستند این عده را تقویت کنند و آنرا هسته مرکزی یک نیروی قوی سازند که ورود قشون عثمانی مانع از انجام آن نقشه شد (همان: ص ۳۹).

شیخ محمد خیابانی، رهبر حزب دموکراتیک آذربایجان، به شدت به قرارداد ۱۹۱۹ اعتراض و صحنه را برای قیام خود آماده کرد. خیابانی مانند میرزا کوچک خان، که فردی ملی گرا و ضداستعماری ثابت قدم بود، از حکومتی قدرتمند برای محافظت از منافع ایران دفاع می کرد. خیابانی نیز مانند میرزا کوچک خان حامی پرو پاقرص انقلاب مشروطه بود. در سال ۱۲۹۰ (ه.ش) خیابانی از مورگان شوستر به عنوان مظهر استقلال ایران در مجلس دفاع کرده بود (فرخ، ۱۳۹۷: ص ۴۲۶).

.

شیخ محمد خیابانی در مقابل پان ترکیست‌ها

آرشیوهای وزارت خارجه بریتانیا در آن زمان آشکارا نشان می‌دهد که خیابانی و قیام او در جهت پیشرفت مشروطه و رفاه و بهروزی ایران در لوای کشوری یکپارچه بوده است. روابط خیابانی با نمایندگان بریتانیایی منطقه خوب نبود و با مقامات بلشویک روس آشکارا ضدونقیض رفتار می‌کرد. گاه با آنها رفتاری مسالمت جویانه داشت و گاه آنان را در ملأعام به شدت نکوهش می کرد. مطبوعات تهران سرشار از بحث هایی بود که دودستگی آشکار میان حامیان و مخالفان خیابانی را نشان می داد.

خیابانی به شدت مخالف پان‌ترکیسم و ارتش عثمانی بود که در جنگ جهانی اول به آذربایجان ایران حمله کرده بودند. پس از اشغال آذربایجان قشون عثمانی دست به غارت انبارهای غله و آذوقه اهالی می‌زنند.

خیابانی برای جلوگیری از رفتار غیر انسانی مهمانان ناخوانده با سرکردگان آنان ملاقات می‌کند و قرار بر این می‌شود که اداره مالیه تبریز مقداری غله مجانا در اختیار قشون عثمانی بگذارد و سربازان مهاجم دست از غارت بردارند. ليكن عثمانی‌ها این قرارداد را عملی نمی‌کنند و علاوه بر دریافت غله مقرر شده، دست از غارت نیز برنمی‌دارند. (فرخ، ۱۳۹۷: ص ۴۲۷).

مدت کمی از اشغال آذربایجان نگذشته بود که ترک‌ها با تشکیل جمعیتی به نام «اتحاد اسلام» در صدد بر می‌آیند نقشه منحوس خود – تجزيه آذربایجان را – عملی سازند. مكرم الملک که در این زمان نایب الاياله آذربایجان بود و در وطن فروشی و سفاکی دست کمی از شجاع الدوله نداشته است، مجری خیالات خام پان‌ترکیست‌ها می شود و در مقام آزار و تبعید میهن پرستان بر می‌آید. و آذربایجان پیوسته مانند گویی در خم چوگان بیگانگان این سو و آن سو می شد، ليکن مانند لقمه خارداری از هیچ گلویی پایین نمیرفت، زمین می‌خورد.

ولی مجددأ سر بر میداشت. این بار نیز آذربایجان به یاری فرزند دلبر خود، خیابانی، از محک آزمایش سرافراز بیرون می آید. مخالفت شجاعانه فرزندان آذربایجان با افکار پلید عثمانی ها شروع می گردد. پان ترکیست ها برای برداشتن سد شدید راه مقصود خود، خیابانی و بادامچی و چند نفر دیگر را دستگیر می کنند و در راه ارومیه (رضائیه) زندانی می نمایند. پس از دو ماه که عثمانی‌ها مجبور به تخليه ارومیه می شوند، و به موصل عقب نشینی می کنند، آنها را نیز به زندان قارص یکی از شهرهای عثمانی تبعید می نمایند (رئیس‌نیا و ناهید، ۲۵۳۵: ص ۲۳۵).

آقای جلال الملك والی ارومیه را که از يک ماه قبل عثمانی‌ها دستگیر و حبس کرده بودند در این مسافرت قارص با محبوسین مرقوم هم سفر و تحت الحفظ به قارص بردند و قریب پانزده روز در قارص محبوس و بعد به ملاحظه پیش آمدها عثمانی ها مجبور شدند که حبسی ها را خلاص و اجازه مراجعت دهند. با وجود آنکه «شوقی پاشا» فرمانده تمام قوای قفقاز و ایران حبسی ها را خلاص و اجازه مراجعت داده بود در الکساندراپول با به شيطنت دو سه نفر سلماسی کاظم پاشا فرمانده قوای ساخلوی تبریز که مراجعت کرده و در الکساندراپول اقامت داشت سه نفر حبسی را دوباره توقیف فقط آقای جلال الملك را اجازه مراجعت به تبریز داد. دیگران بعد از سه روز با اجازه و امر ثانوی «شوقی پاشا» مستخلص و مراجعت به تبریز کردند (شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی. بقلم چند نفر از دوستان و آشنایان او، ۱۳۰۴: ص ۳۰).

محمدعلی بادامچی در این باره چنین می‌نویسد:

قريب ۱۵ روز در قارص محبوس بودیم و بعد بنا به ملاحظات و پیشامدهای سیاسی ما را آزاد و اجازه مراجعت دادند… فقید شهید خیابانی با شهامت تمام تصمیم گرفته بود ولو یک کلمه هم باصاحب۔ منصبان عثمانی سخن نگوید و به آنها اعتنا ننماید و حتی با رفقا نیز قرار بر این شد که در موقع استنطاق ابدا به سوالاتشان جواب نداده و تنها بگویند: «شما حق ندارید ما را استنطاق کنید.» بالاخره با مراجعت خیابانی و هم مسلکانش از تبعید، روح تازه‌ای در کالبد آزادی‌خواهان دمیده می‌شود و مبارزات آزادی‌خواهانه جان می‌گیرد (رئیس‌نیا و ناهید، ۲۵۳۵: ص ۲۳۶).

شیخ محمد خیابانی و مقابله با محمد امین رسول زاده

شیخ محمد خیابانی همچنین به شدت مخالف سیاست‌های جمهوری آذربایجان تازه تأسیس بود. بعد از جنگ بین‌الملل اول که هنوز انقلاب روسیه به سرکوبی ارتجاع داخلی مشغول بود و قدرت خود را در تمام نقاط بی در و پیکر آن سرزمین پیاده نکرده بود قسمتی از قفقازی‌ها به تصرف ترک‌ها در می‌آید و سه دولت پوشالی به نام های ارمنستان، گرجستان و آذربایجان توسط اشغالگران در این منطقه بوجود می‌آید.

حزب دموکراتیک مساوات باکو در ۵ خرداد ۱۲۹۷ ه.ش در تفلیس تشکیل جلسه داد و به جای استفاده از نام تاریخی آلبانیا یا اران نام «آذربایجان» را برای جمهوری مستقل آذربایجان» جدیدالتأسیس خود در ماورای قفقاز برگزید (فرخ، ۱۳۹۷: ص ۴۲۷)، دولت آذربایجان به نواحی مسلمان نشین قفقاز اطلاق می‌شود، در صورتی که تا این تاریخ (۲۴ ربیع الثانی ۱۳۳۸) هرگز دیده نشده است که نواحی مسلمان نشین قفقاز، «آذربایجان» نامیده شود. بلکه نامگذاری «آذربایجان» به قسمت غربی کاسپین که قدما آنجا را «آران» نامیده‌اند و سکنه‌اش را در مقابل گرجی و ارمنی، مسلمان گفته اند، مولود فكر خلیل پاشا، سردار عثمانی بوده است. او از این نامگذاری مقاصد سیاسی و توسعه طلبی داشته، و درصدد الحاق ایالت آذربایجان، به دولت جدیدالتأسیس مزبور بوده است.

خیابانی و یاران میهن پرست او چون از مقاصد توسعه طلبان که در زیر پرده این نامگذاری نهفته بودند آگاه بوده و آذربایجانیان که به چنان یگانگی خرسندی نداشته و از ایرانیگری نمی‌خواستند چشم پوشی کنند (رئیس‌نیا و ناهید، ۲۵۳۵: ص ۲۴۷)، که یکی از شعار فرقه دموکرات که با خطوط بر جسته در تمام نشریات و جراید خود درج و به عموم اعلام کرده این است:

آذربايجان جزء لا ينفك ایران است.

مبارزه دموکرات ها با پان‌ترک‌ها و آن همه حبس و فشار بر سر همین مسئله بود که پان‌ترک‌ها می‌خواستند آذربایجان را که فعلا ترک زبان است خودشان ملحق کنند و دموکرات‌ها قبول نکرده و مخالفت نمودند. (شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی. بقلم چند نفر از دوستان و آشنایان او، ۱۳۰۴: ص ۳۵).

آنان از این نامگذاری سخت رنجیدند و چون آن نامگذاری شده و از آن گذشته بود، وطن پرستان آذربایجان در فکر تعویض نام استان خود می‌افتند، تا اینکه: «روزی حاجی اسماعیل امیرخیزی که از آزادی‌خواهان کهن و از نزدیکان خیابانی بوده، پیشنهاد کرد که آذربایجان چون در راه مشروطه كوشش‌ها کرده و آزادی را او بر ایران گرفته، نامش را آزادیستان بگذاریم.

پیشنهاد امیرخیزی مورد قبول خیابانی و دیگران واقع شده و تصویب می‌گردد.میرزا کوچک خان نیز به استفاده حزب مساوات از نام «آذربایجان» برای این جمهوری اعتراض کرد (رئیس‌نیا و ناهید، ۲۵۳۵: صص ۲۴۷-۲۴۸).

.

پاسداری از زبان پارسی

شیخ محمد خیابانی از پیشگامان حراست از زبان پارسی در تاریخ معاصر ایران است او در آذربایجان آموزش به زبان پارسی را اجباری کرده و حتی مکاتبات ایالتی را نیز به زبان فارسی انجام می‌داد، عبدالله بهرامی در خاطراتش راجع این باره چنین نوشته است:

مرحوم خیابانی کرارا به رفقای خود توصیه می‌کرد که در بسط زبان فارسی کوشیده و ترتیبی بدهند که کودکان هم در مدرسه به زبان فارسی صحبت کرده ترکی را بکلی منسوخ سازند.
آن مرحوم به خود من چندین دفعه اظهار داشت که چه خوب بود يک حكومت مآل اندیشی در تهران زمام امور را بدست می‌گرفت و عوض فرستادن پیشخدمت‌های منحوس یا فراش‌های درباري صد نفر معلم فارسی به این ایالت می‌فرستاد تا در ولایات مدارس ابتدائی تأسیس کرده و بچه‌ها را به تاریخ ملی خود آشنا سازند و برای همیشه این بهانه را از دست عثمانی‌ها بگیرند تا دیگر آنها بعنوان هم زبانی برای ما دلسوزی نکنند. تمام بیانیه‌هایی که در آن زمان انتشار یافته و روزنامه‌هایی که چاپ شده است به زبان فارسی است. اقدامات مرحوم شیخ را که مخالفين بعنوان قيام تلقی کرده‌اند ابدأ ارتباط به تجزیه و خودمختاری نداشته است. در مخابرات و مراسلات آن مرحوم بمركز يك كلمه عبارتی که چنین معنائی از آن حاصل گردد دیده نمی‌شود (بهرامی، ۱۳۶۳: صص ۳۶۵-۳۶۶).

مهندس «ناطق» فرزند «میرزا جواد ناطق» از رجال بزرگ مشروطه‌خواه تبریز بود، وی در اینجا به یکی از خاطرات خود احتمالا در مدرسه امیرخیز تبریز اشاره می‌کند:

در دوران قیام مرحوم خیابانی، بنده محصل بودم و در مدرسه متوسطه منحصر به فرد تبریز درس میخواندم. مرحوم شیخ دستور مؤکد به معلمين همان مدرسه داده بود که زبان محاوره مدرسه خواه بين معلمين و شاگردان و خواه میان شاگردان در سر کلاس و ساعات گردش و و استراحت باید فارسی باشد،و حتی برای کسانی که در موقع بازی يک كلمه ترکی میگفتند تنبیه مختصری قائل شده بود و اگر امروز در آذربایجان در همه مدارس لااقل در کلاس ها حتى يچ كلمه ترکی گفته نمیشود این وضع یادگار دوران آن قیام است (آذری، ۱۳۴۶: صص ۴۹۷).

وی در ادامه می‌گوید:

آنچه به یاد دارم این است که با اینکه همه حاضرین تبریزی و ترك زبان بودند گفت و گوها همیشه به زبان فارسی بود (آذری ۱۳۴۶: صص ۴۹۷).

پانویس

– آذری،علی(۱۳۴۶) قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز،انتشارات بنگاه صفی علیشاه.

– بهرامی، عبدالله (۱۳۶۳). خاطرات عبدالله بهرامی از اواخر سلطنت ناصرالدین شاه تا اول کودتا. انتشارات علمی.

– رئیس نیا، رحیم؛ ناهید، عبدالحسین (۲۵۳۵). دومبارز مشروطه. انتشارات‌آگاه.

– شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی.بقلم چند نفر از دوستان و آشنایان او (۱۳۰۴). انتشارات ایرانشهر.

– فرخ، کاوه (۱۳۹۷). ایران در جنگ از چالدران تا جنگ تحمیلی. ترجمه: شهربانوصارمی. انتشارات ققنوس.

– مکی، حسین (۱۳۶۱). تاریخ بیست ساله ایران. (ج۱) تهران: نشرناشر.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

2 دیدگاه

  1. گرامیان شما که از ابرفرهنگ ایران باستان پدافند میکنید چرا دروغ های نسبت داده شده به آخوند مزدور روس را بازگو میکنید؟
    این دفاع ظاهری از زبان پارسی برای فراموش نشدن احادیث اسلامی به زبان پارسی بود نه دلسوزی برای زبان باقیمانده

  2. روحش شاد امثال اين روحاني در تاريخ جامعه ما ناياب هستند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا
Taşova escort Gerze escort Pazar escort Kangal escort Sarıkaya escort Side escort İncekum escort Hayrabolu escort Tavşanlı escort Ereğli escort Batıköy escort Suluova escort Durağan escort Niksar escort Gürün escort Çekerek escort Kızılağaç escort Çikcilli escort Ergene escort Simav escort Emirdağ escort Çağlayançerit escort Çanakkale mutlu son Çekmeköy mutlu son Çorlu mutlu son Devrek mutlu son Çerkes mutlu son Çankırı mutlu son Çeşme mutlu son Develi mutlu son Dinar mutlu son Cide mutlu son Muş mutlu son Fatsa mutlu son Bingöl mutlu son Fethiye mutlu son Nazilli mutlu son Gaziantep mutlu son