فتح تهران و استقرار مشروطیت

فتح تهران. پادشاهی پیر و مریض در آخرین روز های سلطنت خود زیر بار فشار مردمی مجبور به واگذاری حق حاکمیت بر سرنوشت مردم به خودشان میشود. اتفاقی بی سابقه در طول تاریخ کشور رخ داده است، برای نخستین بار «قبله عالم» نه حرف نخست را در مملکت خواهد زد و نه حرف آخر ، او در ذیل و بخشی از ساختاری خواهد شد که در آن ملاک «قانون اساسی» است نه فرمایشات ملوکانه شخص شاه.

این اتفاق مشروطه بود ، و اگرچه در ایران بدیع و تازه بود اما پادشاهی های اروپایی از زمان انقلاب فرانسه یکی پس از دیگری مجور به پذیرش «قدرت ملت» بودند و اینبار به لطف تلاش های مشروطه خواهان نوبت ملت ایران بود که سرنوشت خود و کشور خویش را به دست بگیرند و نه «رعایای شاه» بلکه «شهروندان ایران» باشند.

تجدد خواهی مشروطه طلبان و ماهیت سکولار (جدایی دین از سیاست) آنها، دو گروه را بر ضد این جنبش برانگیخت، نخست محمد علی شاه قاجار که هنوز سودای «قدرت مطلقه» را در سر داشت و حرف میبایست حرف او میبود ! دوم بخشی از روحانیون مذهبی که سکولار بودن برخی مشروطه خواهان را تهدید می انگاشتند و در مخالفت بیان میداشتند سلطنت بایستی «مشروعه» باشد نه مشروطه. این گروه به نوعی در اتفاقات آینده مکمل و یاری کننده حکومت قاجار در سرکوب مشروطیت شدند. اما گروهی دیگر از جمله دو مجتهد نامدار «آیت الله بهبهانی» و «آیت الله طباطبایی» به پشتیبانی از مشروطه خواهان پرداختند.

حدود یک سال و نیم از امضای قانون مشروطه توسط مظفر الدین شاه و تشکیل «مجلس شورای ملی» نمیگذشت که محمد علی شاه در سال ۱۲۸۷ فرمان به لغو مشروطیت داد ، در پی آن مجلس به توپ بسته شد و به گزارش سفارت انگلیس بیش از ۲۰۰ نفر به خاک و خون کشیده شدند، نتیجه سقوط مشروطه در تهران بود . اما آنها نمیدانستند که جنبش مشروطه پشتیبانی مردمی داشته و به سادگی سقوط نخواهد کرد . مشروطه خواهان در برابر نیرو های حکومتی در تبریز و دیگر مراکز مهم مقاومت کردند که نتیجه آن جنگ داخلی بود ، جنگ اما به نفع محمد علی شاه پیش نرفت و سرانجام نیرو های مشروطه تهران را محاصره و به داخل آن راه یافتند. مقاله پیش رو روایت گر حوادثی که منجر به فتح تهران میشوند است.

فتح تهران و استقرار مشروطیت | نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی: ۲۴ تیر ۱۳۹۸ |


فتح تهران ، گام نهایی تا آزادی

جنبش مشروطه| فتح تهران

اردوی مبارزین بختیاری برای فتح تهران

گام به گام تا فتح تهران

علاوه بر نهضت و قیام مردانه مجاهدان تبریز، در اصفهان و بختیاری و گیلان و بسیاری از شهرستانهای ایران جنب و جوش و فعالیت برای بسیج نیروهای مبارز از افراد طبقه ی سوم کشور آغاز گردیده و این کوششها مقدمهی به هم پیوستن نیروهای انقلاب بزرگ و برای ریشه کن کردن دستگاه استبداد محمدعلی شاه بود.

نخستین دسته از مجاهدین که به قصد فتح تهران از قرارگاه خود خارج شدند، هزار سوار بختیاری بودند که به سرداری حاجی علیقلی خان سردار اسعد در ۲۹ خرداد ۱۲۸۸ از راه جوشقان و قم عازم تهران شدند و نیروی دولتی را که در کاشان متمرکز شده بودند پشت سر گذاشتند و در همان حال سران دیگر بختیاری در تدارک نیرو و بسیج افراد برای حرکت به سوی پایتخت بودند.

وصول خبر حرکت سردار اسعد به تهران چنان رعب و هراسی در دل درباریان و رجال دستگاه استبداد انداخت که کلیه ی وزرا غیر از سعدالدوله از شغل خود کناره گیری کردند و از پیرامون محمدعلی شاه پراکنده شدند.

شادروان کسروی نویسنده ی تاریخ مشروطه ی ایران» در این باره می نویسد:

جز سعدالدوله کسی با محمدعلی شاه نماند. ما از این مرد نکوهش نوشته ایم و در اینجا از ستایش باز نمیایستیم. این کار او مردانه و دلیرانه بود ولی دیگران را هر چه نکوهش کنیم، رواست. اینان آن کسانی اند که همیشه در پیرامون محمدعلی میرزا و پدر بر پدر از درباریان بودند و بیشتر ایشان در زمانی که محمدعلی میرزا مجلس را به توپ بست و رشته ی کارهای کشور به دست لیاخوف و شاپشال افتاد، عنوان وزارت داشتند.

هر روز در باغشاه آن بیدادگری های لیاخوف را با دیده خود دیدند و کالبدهای پیروان میرزا جهانگیرخان و ملک المتکلمین را که در راه آزادیخواهی جان باخته بودند، تماشا نمودند و این اندازه مردی از خود نشان ندادند که به آن بیدادگریها ایراد گیرند ولی اکنون بیدرنگ از کار کناره جستند و این کار را از بهر آن کردند که رو به سوی مشروطه بیاورند و دیگر از دسته ی درباریان بیرون باشند.

فتح تهران| یپرم خان و سردار اسعد

یپرم خان و سردار اسعد از فاتحان تهران

نیروی زیر فرماندهی سردار اسعد در قم با رسیدن نیروهای جدید از بختیاری و مجاهدین داوطلب اصفهان و فارس تقویت شدند.

مقارن این اوقات، قزوین به تصرف نیروی مجاهدین گیلان در آمد که فرماندهی آنان با محمد ولیخان نصرالسلطنه سپهدار بود. حرکت این نیرو از قزوین به سوی تهران تا کرج بدون خونریزی صورت گرفت و اولین برخورد این نیرو با دسته ای از قزاقان به فرماندهی بلینف در کنار پل کرج روی داد. یفرم خان به همراهی دوست و همکار خود ابراهام خان، که هر دو اعضای برجستهی حزب «اتحاد و اتفاق» یا داشناک ارامنه تابع ایران بودند، با یک حمله نیروی قزاق را درهم شکستند. کمی بعد بین نیروهای سپهدار و سردار اسعد که اولی در کرجی و دومی در رباط کریم موضع گرفته بودند، ارتباط برقرار شد. [۱]

مجاهد السلطنه راجب این واقعه چنین مینویسد:

خبر حرکت اردوی بختیاری که به طهران رسید عده ای از سر دسته های محلات و پهلوانهای پایتخت ظاهرا بنام حفظ امنیت و جلوگیری از تعرض و تجاوز مجاهدین مقدار تفنگ و فشنگ از قورخانه دولتی گرفته در اطراف دروازه یوسف اباد متمرکز شدند این عده در باطن با آزادیخواهان در تماس بودند و در معنی برای پیشرفت منظور مقدس مشروطه طلبان فعالیت میکردند و از مامورین دولتی هم که از مقاصد باطنی نگهبانان دروازه یوسف آباد بی اطلاع بودند فقط ده نفر قراق با آن ها همکاری مینمودند .

شب حرکت فرارسید و در این موقع بیشقر اولان اردوی سپهدارهم نزدیک شدند وچون سوارهای سپهدار و یپرم خان کلاه پوستی که بترکی پاپاخ میگویند بر سر داشتند و مجاهدین بختیاری و اصفهانی کلاه نمدی سفید سر میگذاشتند پیشقراولان اردوی سپهدار بتصور اینکه مجاهدین از سوارهای امیرمفخم بختیاری هستند و مجاهدین هم بخیال اینکه آنها از قزاق های لیاخوف میباشند بی اختیار بطرف هم شلیک کردند و در این زد و خود متأسفانه عزیزالله خان برادر ضرغام السلطنه و اسدالله خان بهداروند و غلامحسین خان بهداروند و اسکندر خان زراسوند و فرامرز زراسوند و امان الله خان احمد خسروی و اسدخان شربت شهادت نوشیدند .[۲]

در این موقع نمایندگان سیاسی انگلستان از جانب سفارت انگلیس در تهران با دو سردار ملی گرایان تماس گرفتند و گفتگو کردند، شاید آنان را از حرکت به سوی تهران باز دارند ولی نتیجه ای به دست نیاوردند، جز آنکه مشاهدات خود را یادداشت کردند که بعدا در کتاب آبی، نشریه رسمی وزرات خارجه ی بریتانیا درج گردید.

مجاهدین گیلان و اصفهان و بختیاری طبق قراری که بین فرماندهان آن دو نیرو گذاشته شده بود به سمت تهران پیش راندند. در این آرایش بفرم خان و سربازان ورزیده و جنگ دیده ی او در مقدمه و بختیاری ها در جناح راست و مجاهدین گیلان در جناح چپ پیش می رفتند. نبرد با نیروهای دولتی که از تهران تا کاروانسرا سنگی جلو آمده بودند، سه روز طول کشید و نیروی دولتی شکسته شد. [۳]

گزارش سفارت انگلیس در «کتاب آبی» درباره حوادث فتح تهران بسیار خواندنی است.

در شب ۱۲ ماه ژویه تمام قشون دولتی از میان قزاقها و سایر قشون دولتی بدون اینکه آنها خبر دار شوند گذشته و در ساعت ۶ صبح روز ۱۳ ماه ژویه از دروازه یوسف آباد داخل طهران شده و از مقابل سفارت انگلیس گذشته و به سه قسمت منقسم و بدون هیچ ممانعتی به بهارستان رسیدند.

سربازهایی را که مستحفظ قزاقخانه ها بودند بدون هیچ اشکالی خلع سلاح نمودند، اگرچه در قزاقخانه روبروی سفارت انگلیس دو سه نفر مقتول و مجروح شدند. سربازهایی که در میدان توپخانه بودند به دسته ای از قشون ملیگرایان که از خیابان علاءالدوله بطرف میدان می رفتند شلیک کرده و تمام درهای میدان را بستند. بختیاری ها فورا سه دروازه شمالی و سه دروازه شرقی شهر را متصرف شدند ولی سه دروازه غربی در تصرف قزاقها ماند.

در صبح همان روز کاپیشن زاپوسکی با ۶۰۰ نفر قزاق از یکی از آن دروازه ها داخل شهر شده و خود را به کلنل لیاخف که با ۱۰ نفر قزاق در قزاقخانه بود ملحق نمود. بقیه قزاقها که ۳۰۰ نفر بودند محض محافظت شاه به سلطنت آباد رفتند. بعلاوه این قزاقها دو هزار نفر قشون دیگر که در تحت فرمان امیر بهادر سر سلطنت آباد بودند ابدأ دخیل جنگ نشدند.

در تمام مدت ۳ روز جنگی که ۱۳ و ۱۸ و ۱۹ ژویه باشد، قزاقها در قزاقخانه مشغول دفاع بودند و تقریبا ۵۰۰ نفر هم از قشون غیر منظم شاه میدان مشق را متصرف بودند. قشون سپهدار و سردار اسعد بقیه نقاط شهر را تصرف نموده و بهارستان را مرکز خود قرار داده بودند. عده ای از مجاهدین جسور بنزدیث قزاقخانه رفته و با ماوزر که خوب بکار می برند خسارت کلی بطرف مقابل وارد می آوردند و شبها هم بمب می انداختند.

فتح تهران | اسلحه ماوزر آلمان

اسلحه ماوزر آلمان، در سال ۱۸۹۶ توسط پاول ماوزر طراحی شد و سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۵ مورد استفاده مشروطه خواهان در جنگ داخلی بود

در ۱۴ ماه ژویه شاه اظهار نمود که میخواهد با تمام قوه خود حمله آخری را به شهر کرده در صورتیکه موفقیت حاصل نگردید به سفارت روس متحصن کرد. این حمله ابدا اثری نبخشید کاپیتن پربینیزوف از تپه های قصر قجر بهارستان را بمبارده می کرد و به حمایت توپ عده ای از فشون به دروازه دوشان تپه حمله آوردند. بختیاریها دروازه را فتح کردند و دسته قشون شاه که حمله ور بودند، بکلی متفرق شدند و از آنطرف هم بمباریمان بهارستان آبدأ نتیجه نبخشید.

در همین موقع کلنل لیأخوف سعی داشت که بهارستان را بمباران نماید لیکن توپچی ها خیلی ناقابل بودند چونکه اغلب گلوله ها به بانک شاهنشاهی می خورد بدون اینکه خسارت زیاد وارد بیاورده با وجود این صاحب منصبان ایرانی به شاه اطمینان می دادند که فتح بالاخره با او خواهد بود و به این جهت روز بعد (یعنی ۱۰ ماه ژویه) باز قشون شاه به دروازه ها حمله کردند ولی قزاقها فقط مشغول دفاع بودند. هر دفعه که از قشون شاه حمله می شد با خسارت زیاد پس می نشستند.

در همان روز عده قلیلی از بختیاریهای دولتی سعی نمودند که خود را به خانه ای که نزدیک سفارت انگلیس بود برسانند و به این جهت جنگ طولانی مابین آنها و فداییها در گرفت. عده مقتولین در این سه روزه جنگ معلوم نیست ولی گمان نمی شود که زیاده از ۳۰۰ نفر باشند.‌‌‌‌‌‌ [۴]

روز تاریخی جمعه ۲۷ جمادی الثانی، روز پیروزی نهایی نیروی ملی بر دشمنان آزادی، تهران غرق در جوش و خروش بود. به ویژه هنگامی که خبر پناهنده شدن لیاخوف به بهارستان در میان مردم منتشر گردید، آزادیخواهان از شادی در پوست نمیگنجیدند و اینک دنباله ی این ماجرا از زبان کسروی:

سردار اسعد و سپهدار، بهارستان را نشیمنگاه گرفته و مردم دسته دسته به آنجا می شتافتند. خیابان سراسر پر از مردم بود. در این میان یک تماشای بسیار پر بهایی بهرهی تهرانیان گردید و آن زبونی و خواری لیاخوف بود، که در میان آن شور و خروش از بانک شاهی بیرون آمده، با امیر مجاهد (از سران مجاهدین و آزادیخواهان) در درشکه نشستند و راه خیابان پیش گرفتند. کجا می رود این بدترین دشمن آزادی؟ به بهارستان، آری به بهارستان. همان جایی که با توپ ویران ساخته بود. می رود تا از سران آزادی زینهار خواهد و بر جان خود ایمن گردد و چون بیچاره شده و زبون گردیده از مردم می ترسد که بر سرش ریزند و خواستار شده، امیر مجاهد برای بردن او تا بانک شاهنشاهی آمده.

و این را سفیر روس خواستار شده بود که لیاخوف به بهارستان آمده، خود را به سرداران آزادی سپارد، زینهار خواهد و آنان زینهارش بخشند و راه دهند از ایران بیرون رود و خواهش کرده بود یکی از سران آزادی تا بانک شاهنشاهی که نزدیک ترین جا به میدان توپخانه و قزاقخانه بود، آمده او را بدرقه نماید. بدینسان قاتل میرزا جهانگیر خان و ملک المتکلمین از ایران بیرون رفت و کیفر خود را ندید. ولی پس از چندی در قفقاز به دست گرجیان کشته گردید. [۵]

 

پناهنده شدن محمد علی شاه به سفارت روس

محمدعلی میرزا که زیر بیرق بیگانه پناهنده شده و خود رشته کارها از هم گسیخته بود بایستی سران آزادی چاره ای جویند و راهی باز کنند و چنین پیداست که سردار اسعد و سپهدار و دیگر همدستان ایشان اندیشه ای در این باره نداشتند. این بود هنگام پسین انبوهی از ملایان و درباریان و آزادیخواهان و بازرگانان در بهارستان گرد آمدند و انجمنی به نام مجلس عالی برپا نموده با سردار اسعد و سپهدار و دیگران فراهم نشسته به گفتگو در آمدند و چون از انبوهی کاری پیش نمی رفت یک کمیسیونی از بیست و اند تن برگزیده رشته را به دست ایشان سپردند و این کمیسیون که بیشتر اندام های آن از سران آزادیخواهان بودند از همان ساعت به کار پرداخته محمدعلی میرزا را از پادشاهی برداشت و پسر سیزده ساله او أحمد میرزا را به پادشاهی ایران برگزیده عضدالملک رئیس ایل قاجار را پیشکار او گردانید.

فتح تهران| پوستر فتح تهران

پوستر فتح تهران توسط مبارزان بختیاری و گیلانی که در کاخ موزه سعد آباد قرار دارد ، سردار اسعد بختیاری و محمد ولی تنکابنی در مرکز تصویر دیده میشوند.

همان ساعت نوشته هایی در این باره نوشته شده برای فرستادن نزد محمدعلی میرزا و احمدشاه و سفارتخانه ها و دیگر جاها آماده گردید. نیز چگونگی با تلگراف به علمای نجف و به شهرها آگاهی داده شد. و چون کابینه نیز از میان رفته و کسی به عنوان وزیر یا رئیس الوزراء در میان نبود کمیسیون کسان پایین را به وزیری برگزید:

سپهدار وزیر جنگ، سردار اسعد وزیر داخله، ناصر الملک وزیر خارجه (تا آمدن او مشارالسلطنه جای او را داشت) فرمانفرما وزیر عدلیه، مستوفی الممالک وزیر مالیه سردار منصور وزیر پست تلگراف. و چون سر رشته کارها در دست خود کمیسیون بود رئیس الوزراء برنگزیدند. نیز به یفرم خان ریاست نظمیه تهران و به صمصام السلطنه حکمرانی اصفهان را سپردند. [۶]

گزارش سفارت انگلیس در این باره:

در ۱۰ ماه ژوید شاه درتمت حفاظت مستشظین روس و انگلیس در سفارت روس متحصن گردید و مترجمین سفارتین برای صلح مابین کلنل لیاخف و ملتان به طهران فرستاده شدند و آنها در اقدام خود موفقیت تحصیل نمودند در همان روز ما بین قزاقها و بختیاریها صلح برقرار گردید و روز بعد شهر به حالت معمولی خود عودت کرد. [٧]

به سلطنت رسیدن احمدشاه

احمدشاه قاجار هفتمین و آخرین پادشاه قاجار در ایران بود. او دومین فرزند محمدعلی‌شاه قاجار و نخستین فرزند پسر او از ملکه جهان بود که در وقت ولیعهدی پدرش در تبریز به دنیا آمد و پس از فتح تهران و خلع محمدعلی‌شاه، توسط مجلس عالی رجال و بزرگان دولت در سن ۱۲ سالگی به پادشاهی رسید. به نقل از روزنامه مشروطیت این واقع چنین نوشته شده:

امروز عصر در مجلس، مجلس عالی تشکیل شده و خلع محمد علی میرزا را گفته و اعلیحضرت سلطان احمد میرزای ولیعهد را که یازده سال دارد و پسر محمد علی میرزا است به سلطنت قبول کرده و على العجاله نیابت سلطنت را به عضدالملک داده اند. موافق فصل سی و هشت قانون اساسی تا سن هیجده سالی شخص سلطان نمی تواند متصدی امور سلطنت شود. چنانچه به این سن نرسیده باشد با تصویب هیئت مجتمعه مجلس شورای ملی و سنا نایب السلطنه برای او انتخاب خواهد شد، تا هیجده سالگی را بالغ شود. وموافق اصل سی ونه باید شاه قبل از تاجگذاری در مجلس قسم بخورد. این شاه صفیراست قسم هم نمی تواند بخورد. وزیر جنگ سپهدار اعظم و وزیر داخله هم حاجی – علیقلی خان سردار اسعد شد.[۸]

فتح تهران به دست مشروطه خواهان در نهایت این آرزوی دیرین روشنفکران ایرانی را تحقق بخشید تا برای اولین بار زمام امور را خود مردم به دست گیرند.

در مورد حوادث مشروطیت بیشتر بخوانید:

به توپ بستن مجلس شورای ملی

تاج گذاری محمد علی شاه

اولین مجلس شورای ملی (مشروطیت)

کتاب نامه:

– سامان ، بختیار (۲۴ تیر ۱۳۹۸)«فتح تهران و استقرار مشروطیت»،پایگاه خردگان

نشانی رایاتاری:  https://kheradgan.ir/?p=20223

۱٫کتاب ایران در دورۀ سلطنت قاجار نوشته علی اصغر شمیم انشتارات بهزاد(۱۳۷۸) صفحه ۵۱۳ -۵۱۴ – ۵۱۵ – ۵۱۶

۲٫ تاریخ مشروطه ایران و جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری ها تالیف :دکتر نورالله دانشور علوی(مجاهدالسلطنه) چاپ(۱۳۳۰) صفحه ۶۲-۶٣

۳٫ کتاب ایران در دورۀ سلطنت قاجار نوشته علی اصغر شمیم انشتارات بهزاد(۱۳۷۸) صفحه ۵۱۳ -۵۱۴ – ۵۱۵ – ۵۱۶

۴٫ کتاب آبی «گزارشهای محرمانه وزارت خارجه بریتانیا درباره مشروطیت»،به کوشش و ویراستاری احمد بشیری،نشرنو(١٣۶٣)صفحه٧٠۶

۵٫ تاریخ هجده ساله آذربایجان،نوشته:احمد کسروی،موسسه انتشارات نگاه(١٣٨۶)صص ۶۴-۶۵

۶٫ همان،صفحه ۶۵

۷٫ کتاب آبی «گزارشهای محرمانه وزارت خارجه بریتانیا درباره مشروطیت»،به کوشش و ویراستاری احمد بشیری،نشرنو(١٣۶٣)صص ٧٠۶-٧٠٧

۸٫ روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایران، یادداشت های: حاج میرزا سید احمد تفرشی درسال های ١٣٢٢-١٣٢٨ به کوشش ایرج افشار،انتشارات امیرکبیر(١٣۵١) صفحه ٢١٩

فتح تهران

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK



برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136
خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال خردگان در تلگرام

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
رفتن به بالا