supertotobet betist
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
isveçbahis güvenilir mi isveçbahis şikayet isveçbahis lisans isveçbahis güncel giriş adresi isveçbahis hakkında isveçbahis mobil isveçbahis ödeme yapıyor mu isveçbahis isveçbahis adres isveçbahis giriş
1xbet betpas mariobet
izmir escort
خانه » تاریخ معاصر » شیخ محمد خیابانی و محافظت از زبان پارسی

شیخ محمد خیابانی و محافظت از زبان پارسی

شیخ محمد خیابانی از فعالان سیاسی در دوره انقلاب مشروطه ایران بود، او در مجلس دوم به وکالت رسید و بعد از دورهٔ دوم و در حین جنگ جهانی اول به تبریز رفت او بر علیه دولت وثوق الدوله (امضاء کننده قرارداد ۱۹۱۹) قیام کرد. وی از پیشگامان حفاظت از زبان پارسی و مبارزه با پان‌ترکیست‌ها و عثمانی‌ها بود ما در مقاله زیر مفصلا به آن خواهیم پرداخت.

شیخ محمد خیابانی و مقابله با پان‌ترکیست‌ها

زمانی که خیابانی با تبهکاران داخلی و خارجی و دشمنان آزادی و استقلال ایران دست و پنجه نرم می‌کرد و مردم ستم‌کُش آذربایجان با دیو کودک خوار قحطی و گرسنگی دست به گریبان بودند و بیماری‌های واگیری مانند تیفوئید و تیفوس هرروز عده زیادی را از پا در می انداخت، سربازان عثمانی تنبیه آسوریها را بهانه قرار داده، در بازپسین روزهای جنگ بین الملل اول به آذربایجان سرازیر می‌شوند (شعبان ۱۳۳۷). هدف اصلی عثمانی‌ها از تجاوز به خاک ایران، پر کردن جای خالی مستعمراتی از قبیل عراق بود که در نتیجه جنگ از خاک امپراتوری عثمانی مجزا گشنه بود.

و پس از اشغال آذربایجان قشون عثمانی دست به غارت انبارهای غله و آذوقه اهالی می‌زنند. خیابانی برای جلوگیری از رفتار غیر انسانی مهمانان ناخوانده با سرکردگان آنان ملاقات می‌کند و قرار بر این می‌شود که اداره مالیه تبریز مقداری غله مجانا در اختیار قشون عثمانی بگذارد و سربازان مهاجم دست از غارت بردارند. ليكن عثمانی‌ها این قرارداد را عملی نمی‌کنند و علاوه بر دریافت غله مقرر شده، دست از غارت نیز برنمی‌دارند.

مدت کمی از اشغال آذربایجان نگذشته بود که ترک‌ها با تشکیل جمعیتی به نام «اتحاد اسلام» در صدد بر می‌آیند نقشه منحوس خود – تجزيه آذربایجان را – عملی سازند. مكرم الملک که در این زمان نایب الاياله آذربایجان بود و در وطن فروشی و سفاکی دست کمی از شجاع الدوله نداشته است، مجری خیالات خام پان‌ترکیست‌ها می شود و در مقام آزار و تبعید میهن پرستان بر می‌آید. و آذربایجان پیوسته مانند گویی در خم چوگان بیگانگان این سو و آن سو می شد، ليکن مانند لقمه خارداری از هیچ گلویی پایین نمیرفت، زمین می خورد

ولی مجددأ سر بر میداشت. این بار نیز آذربایجان به یاری فرزند دلبر خود، خیابانی، از محک آزمایش سرافراز بیرون می آید. مخالفت شجاعانه فرزندان آذربایجان با افکار پلید عثمانی ها شروع می گردد. پان ترکیست ها برای برداشتن سد شدید راه مقصود خود، خیابانی و بادامچی و چند نفر دیگر را دستگیر می کنند و در راه ارومیه (رضائیه) زندانی می نمایند. پس از دو ماه که عثمانی‌ها مجبور به تخليه ارومیه می شوند، و به موصل عقب نشینی می کنند، آنها را نیز به زندان قارص یکی از شهرهای عثمانی تبعید می نمایند [1].

آقای جلال الملك والی ارومیه را که از يک ماه قبل عثمانی‌ها دستگیر و حبس کرده بودند در این مسافرت قارص با محبوسین مرقوم هم سفر و تحت الحفظ به قارص بردند و قریب پانزده روز در قارص محبوس و بعد به ملاحظه پیش آمدها عثمانی ها مجبور شدند که حبسی ها را خلاص و اجازه مراجعت دهند. با وجود آنکه «شوقی پاشا» فرمانده تمام قوای قفقاز و ایران حبسی ها را خلاص و اجازه مراجعت داده بود در الکساندراپول با به شيطنت دو سه نفر سلماسی کاظم پاشا فرمانده قوای ساخلوی تبریز که مراجعت کرده و در الکساندراپول اقامت داشت سه نفر حبسی را دوباره توقیف فقط آقای جلال الملك را اجازه مراجعت به تبریز داد. دیگران بعد از سه روز با اجازه و امر ثانوی «شوقی پاشا» مستخلص و مراجعت به تبریز کردند [2].

محمدعلی بادامچی در این باره چنین می‌نویسد:

قريب ۱۵ روز در قارص محبوس بودیم و بعد بنا به ملاحظات و پیشامدهای سیاسی ما را آزاد و اجازه مراجعت دادند… فقید شهید خیابانی با شهامت تمام تصمیم گرفته بود ولو یک کلمه هم باصاحب۔ منصبان عثمانی سخن نگوید و به آنها اعتنا ننماید و حتی با رفقا نیز قرار بر این شد که در موقع استنطاق ابدا به سوالاتشان جواب نداده و تنها بگویند: «شما حق ندارید ما را استنطاق کنید.»

بالاخره با مراجعت خیابانی و هم مسلکانش از تبعید، روح تازه‌ای در کالبد آزادی‌خواهان دمیده می‌شود و مبارزات آزادی‌خواهانه جان می‌گیرد [3].

شیخ محمد خیابانی و مقابله با محمد امین رسول زاده

بعد از جنگ بین‌الملل اول که هنوز انقلاب روسیه به سرکوبی ارتجاع داخلی مشغول بود و قدرت خود را در تمام نقاط بی در و پیکر آن سرزمین پیاده نکرده بود قسمتی از قفقازی‌ها به تصرف ترک‌ها در می‌آید و سه دولت پوشالی به نام های ارمنستان، گرجستان و آذربایجان توسط اشغالگران در این منطقه بوجود می‌آید.

در این میان دولت آذربایجان به نواحی مسلمان نشین قفقاز اطلاق می‌شود، در صورتی که تا این تاریخ (۲۴ ربیع الثانی ۱۳۳۸) هرگز دیده نشده است که نواحی مسلمان نشین قفقاز، «آذربایجان» نامیده شود. بلکه نامگذاری «آذربایجان» به قسمت غربی خزر که قدما آنجا را «آران» نامیده‌اند و سکنه‌اش را در مقابل گرجی و ارمنی، مسلمان گفته اند، مولود فكر خلیل پاشا، سردار عثمانی بوده است. او از این نامگذاری مقاصد سیاسی و توسعه طلبی داشته، و درصدد الحاق ایالت آذربایجان، به دولت جدیدالتأسیس مزبور بوده است.

خیابانی و یاران میهن پرست او چون از مقاصد توسعه طلبان که در زیر پرده این نامگذاری نهفته بودند آگاه بوده و آذربایجانیان که به چنان یگانگی خرسندی نداشته و از ایرانیگری نمی‌خواستند چشم پوشی کنند [4]، که یکی از شعار فرقه دموکرات که با خطوط بر جسته در تمام نشریات و جراید خود درج و به عموم اعلام کرده این است:

«آذربايجان جزء لا ينفك ایران است».

مبارزه دموکرات ها با پان‌ترک‌ها و آن همه حبس و فشار بر سر همین مسئله بود که پان‌ترک‌ها می‌خواستند آذربایجان را که فعلا ترک زبان است خودشان ملحق کنند و دموکرات‌ها قبول نکرده و مخالفت نمودند [5].

آنان از این نامگذاری سخت رنجیدند و چون آن نامگذاری شده و از آن گذشته بود، وطن پرستان آذربایجان در فکر تعویض نام استان خود می‌افتند، تا اینکه:

روزی حاجی اسماعیل امیرخیزی که از آزادی‌خواهان کهن و از نزدیکان خیابانی بوده، پیشنهاد کرد که آذربایجان چون در راه مشروطه كوشش‌ها کرده و آزادی را او بر ایران گرفته، نامش را آزادیستان بگذاریم.

پیشنهاد امیرخیزی مورد قبول خیابانی و دیگران واقع شده و تصویب می‌گردد. بدین ترتیب هم از تلاش‌های پیگیر این ایالت قهرمان پرور و آزادیستان قدردانی می‌شود و هم بر دهان یاوه گویان پوزه‌بند می‌زنند [6]!

البته قطعا نقدهایی به این تصمیم وارد است ولی با این حال چنانچه قصد انتقاد به اقدامات شیخ محمد خیابانی و همراهانش داریم، باید به انگیزه اصلی کار آنها توجه داشت. تصمیمی که آنها گرفتند قطعا بهترین تصمیم نبود ولی هر چه بود با توجه به ذهنیت خود می‌خواستند در راه میهن گام بردارند.

.

از «جنبش‌آزادیستان» تا حراست زبان پارسی

پس از تخلیه آذربایجان، ترک‌ها اسرای دموکرات ایرانی را آزاد ساخته و آنها به تبریز مراجعت نموده و اقتدار سابق خود را دوباره احراز کردند در آن وقت معلوم شد که در تبعید آنها محمد حسن میرزایی مداخله نبوده است و خصومت علني بين آزادی خواهان و اطرافیان و طرفداران ولیعهد دوباره شروع کردید معهذا از طرف دموکرات‌ها اعتراض یا اقدامی به عمل نیامد تا موضوع قرارداد رسمی شده و خبر آن به تبریز هم رسید.

از شنیدن این خبر دموکرات‌ها زبان اعتراض گشوده و بر علیه چنین قراردادی (قرارداد ۱۹۱۹) که در حقيقت سند اسارت ملت ایران بود به مخالفت پرداختند. صاحب منصبان سوئدی نظمیه را اخراج و روانه مرکز نموده و تلگرافات شدیدی به تهران مخابره نمودند. در شهر تبریز مرحوم خیابانی هر روز میتینگی تشکیل داده و برای اهالی نطق نموده بر علیه قرارداد و مداخله انگلیس را در امور داخلی ایران اعتراض مینمود ولی اظهارات او به هیچوجه بر علیه دولت مرکزی نبود و ذکری از استقلال و تجزیه و سایر جملات مبتذل که بعد ها پس از هر که او رایج شد نميرفت [7].

.

پاسداری از زبان پارسی

شیخ محمد خیابانی از پیشگامان حراست از زبان پارسی در تاریخ معاصر ایران است او در آذربایجان آموزش به زبان پارسی را اجباری کرده و حتی مکاتبات ایالتی را نیز به زبان فارسی انجام می‌داد، عبدالله بهرامی در خاطراتش راجع این باره چنین نوشته است:

[شیخ محمد خیابانی] کرارا به رفقای خود توصیه می‌کرد که در بسط زبان فارسی کوشیده و ترتیبی بدهند که کودکان هم در مدرسه به زبان فارسی صحبت کرده ترکی را بکلی منسوخ سازند.

آن مرحوم به خود من چندین دفعه اظهار داشت که چه خوب بود يک حكومت مآل اندیشی در تهران زمام امور را بدست می‌گرفت و عوض فرستادن پیشخدمت‌های منحوس یا فراش‌های درباري صد نفر معلم فارسی به این ایالت می‌فرستاد تا در ولایات مدارس ابتدائی تأسیس کرده و بچه‌ها را به تاریخ ملی خود آشنا سازند و برای همیشه این بهانه را از دست عثمانی‌ها بگیرند تا دیگر آنها بعنوان هم زبانی برای ما دلسوزی نکنند. تمام بیانیه‌هایی که در آن زمان انتشار یافته و روزنامه‌هایی که چاپ شده است به زبان فارسی است. اقدامات مرحوم شیخ را که مخالفين بعنوان قيام تلقی کرده‌اند ابدأ ارتباط به تجزیه و خودمختاری نداشته است. در مخابرات و مراسلات آن مرحوم بمركز يك كلمه عبارتی که چنین معنائی از آن حاصل گردد دیده نمی‌شود [8].

مهندس«ناطق» فرزند «میرزا جواد ناطق» از رجال بزرگ مشروطه‌خواه تبریز بود، وی در اینجا به یکی از خاطرات خود احتمالا در مدرسه امیرخیز تبریز اشاره می‌کند:

در دوران قیام مرحوم خیابانی، بنده محصل بودم و در مدرسه متوسطه منحصر به فرد تبریز درس میخواندم. مرحوم شیخ دستور مؤکد به معلمين همان مدرسه داده بود که زبان محاوره مدرسه خواه بين معلمين و شاگردان و خواه میان شاگردان در سر کلاس و ساعات گردش و و استراحت باید فارسی باشد،و حتی برای کسانی که در موقع بازی يک كلمه ترکی میگفتند تنبیه مختصری قائل شده بود و اگر امروز در آذربایجان در همه مدارس لااقل در کلاس ها حتى يچ كلمه ترکی گفته نمیشود این وضع یادگار دوران آن قیام است [9].

وی در ادامه می‌گوید:

آنچه به یاد دارم این است که با اینکه همه حاضرین تبریزی و ترك زبان بودند گفت و گوها همیشه به زبان فارسی بود [10].

پانویس

1. رئیس نیا، رحیم؛ ناهید، عبدالحسین(۲۵۳۵)دومبارز مشروطه،انتشارات‌آگاه،صفحه۲۳۵

2.شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی. بقلم چند نفر از دوستان و آشنایان او،انتشارات ایرانشهر(۱۳۰۴)صفحه ۳۰

3.رئیس نیا، رحیم؛ ناهید، عبدالحسین(۲۵۳۵)دومبارز مشروطه،انتشارات‌آگاه،صفحه۲۳۶

4.رئیس نیا، رحیم؛ ناهید، عبدالحسین(۲۵۳۵)دومبارز مشروطه،انتشارات‌آگاه،صفحه۲۴۷

5. شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانی. بقلم چند نفر از دوستان و آشنایان او،انتشارات ایرانشهر(۱۳۰۴) صفحه۳۵

6.رئیس نیا، رحیم؛ ناهید، عبدالحسین(۲۵۳۵)دومبارز مشروطه،انتشارات‌آگاه،صص۲۴۷-۲۴۸

7.بهرامی،عبدالله(۱۳۶۳) خاطرات عبدالله بهرامی از اواخر سلطنت ناصرالدین شاه تا اول کودتا،انتشارات علمی،صفحه۶۳۵

8.همان،صص۶۳۵-۶۳۶

9.آذری،علی(۱۳۴۶) قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز،انتشارات بنگاه صفی علیشاه،صفحه۴۹۷

10.همان،صفحه۴۹۷

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

1 دیدگاه

  1. در بخش حراست از زبان پارسی مشکلی نیست، ولی هدف « ترکی را بکلی منسوخ سازند» و ممنوعیت و تنبیه ترکی حرف زدن، به کلی محکوم هست و چنین اقداماتی تخم کینه و جدایی را میکارد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا