شادباش نوروز

چه جشن با شکوهی است این جشن بهار که پس از گذشت هزاران سال همچنان با شکوهی درخور در میان مردمان جا دارد. یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی و شاید کهن‌ترین جشن این سرزمین که ریشه در زیست بوم ما دارد و در هر دوره‌ای هماهنگ با اندیشه‌ها و آیین‌های همان دوره در میان مردم جای داشته است.

در این هزاران سال، سختی‌های فراوانی بر ایرانیان سربار شده‌اند. از یورش بیگانگان و فرمانروایی ستمگران گرفته تا بیماری های فراگیر و… . در این هزاران سال همواره واپسگرایان و بیگانه‌پرستان، بی‌مهری‌هایی به این آیین نیک ایرانی کرده‌اند تا انجا که برخی به دنبال نابودی این جشن بودند، ولی هیچگاه این جشن از میان نرفت چراکه سرشت زیبا دوست آدمی نمی‌خواسته آن را فراموش کند و همچنان با شکوهی جاودان در میان مردمان سرزمین‌های فراوان برگزار می‌شود. نوروز نمادی از پیروزی آدمی بر دشواری‌ها و اهریمنی‌هاست.

با آنکه به جز ایرانیان، مردمان بسیاری از تیره‌های کهن، آغاز بهار را گرانسنگ می‌شمردند و هر کدام با آیین‌های خود، این رویداد را گرامی می‌داشتند ولی ایرانیان افزون بر بهره بردن از دستاورد تیره‌های دیگر، جشن ویژه آغاز بهار را پدید آوردندو باید جشن نوروز را از دستاوردهای ایرانیان دانست.

نوروز برآمده از کارهای دانشورانه‌ی بزرگان و دانشمندان ایرانی است. ایرانیان برای آنکه نوروز، نوروز شود رنج دوران دیده‌اند. این بر ارزش نوروز می‌افزاید و هرگز این جشن بزرگ از یاد ایرانیان نخواهد رفت…

.

نوروزتان پیروز.

شادباش نوروز

شادباش نوروز

درباره نوروز بخوانید: نوروز

نوروز همان پاسخ دندان‌شکن ماست.

نوروز همان پاسخ دندان شکن ماست

تاریخ شما شرح برانداختنِ ماست

این کهنه کتابی‌ست که جلدش کفن ماست

.

ای آن‌که به آئینِ عجم خُرده گرفتی

نوروز همان پاسخ دندان‌شکن ماست

.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

این آیه‌ی کوتاه، تمامِ سخن ماست

.

(حسن قریبی)

نوروز همان پاسخ دندان شکن ماست

نوروزتان پیروز

همه ساله بخت تو پیروز باد

همه روزگار تو نوروز باد

(فردوسی، ابوالقاسم (1371). شاهنامه. تصحیح جلال خالقی مطلق. کالیفرنیا: بنیاد میراث ایران. دفتر سوم / ص 79)

نوروزتان پیروز

به جمشید بر گوهر افشاندند

مرآن روز را روز نو خواندند

.

سر سال نو هرمز فرودین

برآسوده از رنج تن، دل ز کین

.

بزرگان بشادی بیاراستند

می و جام و رامشگران خواستند

.

چنین جشن فرخ از آن روزگار

به ما ماند از آن خسروان یادگار

(فردوسی، ابوالقاسم (1366). شاهنامه. تصحیح جلال خالقی مطلق. نیویورک: Bibliotheca Persica. دفتر یکم / ص 44)

نوروزتان پیروز

سحر دیدم که پیکی از دیار عاشقان آمد،

که تاجش خسروانی و، به آیین کیان آمد.

ز کیخسرو گذر آمد…

ز امید و ز روز نو خبر آمد.

(مجید خالقیان)

نوروزتان پیروز

فر بهار بیـن که به آفاق جان دهد

هر بوته را هـر آنچه سزا دید، آن دهد

.

گیرم بهار بندرعباس کوته است

تاوان آن کرانه‌ی مـازندران دهد

.

آنجا که چهارفصل، بهار است و چشم را

سوی بهشت پنجــره‌ای بیـکران دهـد

.

نیـلوفر کبود هـــنوز آسمان صـــفت

در خاک مــرو ز ایزد مهرت نشان دهد

(محمد رضا شفیعی کدکنی)

بن مایه:

– خالقیان، مجید (۲۸ اسفند ۱۳۹۸). «شادباش نوروز». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=15668

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
amatör porno erotik hikaye porno Hikaye bahis siteleri Sohbet Hattı
malatya escort bayan bursa escort bayan antalya escort bayan konya escort bayan mersin escort
رفتن به بالا