Escort pornmaxi.com pornblu.com

sakarya escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Bayan Kayseri Escort Webmaster Forum
ankara escort bayan ankara escort bayan ankara escort
escort ankara escort çankaya escort kızılay escort antalya escort escort bayan
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
خانه » پاسخ به ایران ستیزان » دروغ پانترک‌ها درباره ریشه واژه‌های بشقاب و قاشق و…

دروغ پانترک‌ها درباره ریشه واژه‌های بشقاب و قاشق و…

این نوشتار، از نوشتارهای ارسالی کاربران است

نوشتارهای ارسالی کاربران بر اساس پیمان‌نامه کاربری منتشر می‌شوند. نگاه کنید به:

پیمان‌نامه کاربری

واژه‌های بشقاب و قاشق و قابلمه و … تُرکی نیستند

بشقاب، قابلمه، قاشق و ... واژه‌های ترکی نیستند

نویسنده: آرش امیدوار

زبان پارسی در میان بسیاری از زبان‌های دنیا از ویژه ترین زبانهایی است که در درازنای تاریخ و با آمدن مغول و ترک و عرب همچنان زنده و پویا مانده است. در عراق و سوریه و لبنان و مصر پس از یورش بیگانگان زبان عربی شد. در بسیاری از کشورها و فرهنگ ها بیگانگان با تسخیر سرزمین ها زبان خودشان را به سادگی با زبان مردم آن سرزمین جایگزین کردند. لیکن زبان پارسی در ایران اگرچه دگرگونی‌هایی را از سر گذراند، به هیچ روی زبان دیگری نتوانست جایگزینش بشود و از چنان توان و دیرینگی و ریشه‌ای برخوردار است که تلاش دشمنان و فرهنگستان‌های ساختگی نیز نخواهد تنوانست آنرا ناتوان کند.

این چند سال برخی ایران‌ستیزان و پارسی‌ستیزان هم با برانگیختن دشمنی‌های تبارپرستان گوشه و کنار و به ویژه از بیرون مرزها در تلاش برای بهتان زدن به پارسی و سسست نمایاندن آن هستند. این آرزویی است که هیچگاه برآورده نمی‌شود. لیکن می‌توان به برخی از گفته‌های سراسر بی اساس شان پاسخ داد.

این روزها همین گروهک های ایران‌ستیز برخی واژه‌ها را به اشتباه با نام‌ها و واژه‌های ریشه دار و کاربردی پارسی برابر می‌گذارند که بسیاری از این واژه ها از اساس پارسی و برخی دیگر واژگان عربی یا دارای ریشه انگلیسی هستند. لیکن این نام‌ها و واژگان تنها در بخش‌هایی از ایران (به ویژه تهران) به کار می‌روند و اساسی‌تر اینکه همه این نام‌ها و واژه‌ها برابرهای گوناگون و به اندازه گستره کاربرد در زبان پارسی دارند.

از این دسته واژها و نام‌ها: واژه‌های بشقاب و قاشق و قابلمه و اجاق و… است. شگفت آنکه این گفته‌ها از سوی پانطرک‌ها بیان می‌شود و شگفت‌تر آنکه هنگامی که استدلال های آنها را بررسی می کنیم در میابیم که ربطی به ترکی یا آلتایی یا مغولی ندارند.

.

استدلال نادرست پانطرک‌ها درباره بشقاب و قابلمه

همانگونه که گفته شد از واژه‌هایی که پانطرک‌ها ادعا می‌کنند ریشه ترکی دارند، واژه‌های بشقاب و قابلمه هستند. در اینجا ابتدا استدلال نادرست پانطرک‌ها را بررسی می‌کنیم و سپس برابر آنها در پارسی را می‌آوریم که فراوانی و گوناگونی شان در پارسی شگفت انگیز است و خود نشان‌دهنده جایگاه تمدن ریشه دار و دیرینه ایرانی است.

پانطرک‌ها استدلال‌هایی می‌کنند و می‌گویند بشقاب از «بش» و «قاب» ترکی می‌آید. این در حالی است که نه بش ریشه ترکی دارد و نه قاب!

واژه: «قاب»، «قاپ» «گاپ» که امروزه در ترکی استفاده می‌شود از اساس ریشه لاتین (gap) دارد. در فرهنگ‌نامه کمبریج  مترادف واژه «گپ» اینگونه آمده:

an empty space or opening in the middle of something or between two things

جای خالی یا گستره باز میان چیزها یا در بین دو چیز.

واژه گپ در فرهنگ‌نامه‌های دیگر چون آکسفورد و لانگمن هم همین است.

قاپ یا قاب یا گاپ ترکی از ریشه گپ gap انگلیسی است (cambridge dictionary) در ترکی به همه فضاهای باز که بین دو چیز هستند یا فضای خالی‌ای که اطرافش پوشانده می‌شود: قاپ یا قاب یا گاپ می‌گویند. مانند: قاپ (در و پنجره، دروازه و…) ، قاپودا (کنار در)، قاپالی (بسته)،  قاپات (درتگنا قرار دادن و محاصره) و… همانگونه که می‌بینید ریشه گپ انگلیسی در تمامی واژه‌های ساخته شده ترکی به یک مفهوم اشاره دارد: گستره یا جای خالی میان چیزی یا چیزهایی که گاهی در، گاه پنجره، قابلمه، تگنا، بسته بودن و… می شود.

۲۶ واژه با ریشه gap در ترکی وجود دارد. که «قابلمه» یکی از آنها است: ‹قاب gap› + لاما. لیکن «بشقاب» از اساس یک واژه ترکی نیست. (به آن خواهیم پرداخت اما پیش از آن به آنچه درباره این واژه اشتباه شده اشاره کنیم).

ریشه واژه «بوش»، «بئش»، «بش» که در ترکی برابر خالی و پوچ (فرهنگ‌نامه دهخدا)  پارسی است، از اساس همین «پوچ» پارسی است. بنابراین استدلال پانطورک ها کاملا نادرست است و واژه بشقاب نمی‌تواند ترکی باشد:

بشقاپ= بش (پوچ پارسی) + قاپ (gap لاتین).

ریشه ایرانی واژه بشقاب

اما جدا از استدلال‌های پانطرک‌ها درباره واژه‌های بشقاب و قاشق هنگامی که در زبان‌های ایرانی جستجو می‌کنیم در می‌یابیم که احتمالا بشقاب از زبان‌های ایران گرفته شده است.

زبان سغدی یکی از زبان‌های باستانی ایرانی شرقی است. مهم‌ترین نواحی سغد باستان سمرقند و بخارا بودند که در سخنگان پارسی بسیار از آن گفته شده است.

بشقاب در اساس یک واژه وام گرفته شده از زبان سغدی است و امروزه نیز در سمرقند و بخارا کاربرد دارد. همچنین در افغانستان و برخی روستاهای تاجیکستان و گویش شوشتری به آن پیش قاب و در ابیانه و انارک به آن پخشآو (پخش+آو) هم می‌گویند.

.

ریشه ایرانی واژه قاشق

قاشق هم ریشه در کاشک اوستایی دارد که در پارسی میانه کشک و کفچه شده و جالب اینکه در ترکیه امروزی هم کفچه پارسی که امروزه در کاشان و اصفهان و شیراز و یزد زیاد استفاده می‌شود به جای قاشق استفاده می‌شود و مردم ترکیه امروزی آن را kevchi  (کفچه) بیان می کنند.

.

واژه‌های پخت و پز در زبان پارسی و زبان‌های ایرانی

تا اینجا تنها ریشه چند واژه از آنها که ایران‌ستیزان پانطورک گمان می‌بردند ترکی است پرداختیم و با ارزیابی و کنکاش در همین ریشه‌ها پرداختیم (gap  انگلیسی و پوچ پارسی که می توان بسیاری از واژه‌های ساخته شده از این دو ریشه را باز هم یافت). اینک  ببینیم که در زبان پارسی چه گوناگونی برای اندازه‌ها و گونه‌های ابزار پخت و پز و خوردن خوراک ایرانی از جمله واژه‌های بشقاب و قاشق و  قابلمه و چنگال داریم:

امروزه در خراسان، مازندران، فارس، لرستان، کردستان، گیلان، کرمان، یزد، بوشهر و… کمتر کسی پیدا می‌شود که از واژه‌های درست و گوناگونی چون دیز و دیگ و دوری و پیش دستی و دیس و کماجدون و… استفاده نکند. هرچند که در شهرهای بزرگتر دامنه استفاده از این واژه‌ها کمتر و در تهران بسیار کمتر از شهرهای دیگر ایران است. لیکن همچنان در میان خیلی از تهرانی‌ها و به گونه گسترده در شهرهای دیگر و روستاهای ایران همین واژه ها بسیار کاربرد دارند.

بشقاب ساده: تبوک. شیلان. پیش دستی. سکرچه . پخشاو. دوری. تابک. شیلان. شیلانه. لب تخت (امروز در ترکیه امروزی سراسر از واژه تابک پارسی استفاده می شود. در خراسان، فارس، مازندران، اصفهان، لرستان وبخشهای بالایی خوزستان و… دوری و پیش دستی و در یزد و اصفهان و شیراز از تابک بسیار استفاده می‌شود.)

بشقاب پهن: تبرک. گرباک (امروز در شهرهای مازندران و لرستان و خراسان تبرک استفاده می‌شود)

بشقاب کشیده و بزرگ: دیس. لب تخت (امروز در همه شهرهای ایران به پیش دستی بزرگ برای کشیدن برنج دیس می گویند)

بشقاب بزرگ: زکنج. پردل.رکابی(امروز در هرمزگان و بوشهر و سیستان استفاده می شود)

بشقاب سفالی: سکر

بشقاب سفالی بزرگ: زوکند

بشقاب چوبی: چپین (امروز تنها در روستاها کاربرد دارد)

بشقاب ژرف و گود: گردنا (امروز در شهرهای خراسان و مازندران، شیراز و یزد و اصفهان و… استفاده می شود)

بشقاب گندم کوبی: گندم با. فروشک

بشقاب کوچک: بزمک

دیگر: سینی و تبق

قاشق ساده: کشک. کاشک.چمچه. کچه. کفچه. کفچک (پارسی میانه) (در اصفهان، خراسان، مازندران، لرستان، کرمانشاه، شیراز و بسیاری از شهرها و روستاهای ایران استفاده می شود. در کرمانشاه به آن چمچه می گویند.)

قاشق گود(سوپ خوری): کپچ

قاشق کوچک(مربا خوری): کپچک.کپچه

قاشق بزرگ (ملاقه): دهار. چوم

.

قاشق در دیگر زبانهای ایرانی مانند کردی ، کَوچِک، در لکی کَمچه، در تالشی، کِچه است و در گیلکی و مازنی کَچه آمده ‌است. گمان می‌رود این واژه با واژه کفگیر هم خانواده است. واژه کفچه لیزا نیز ازخانواده این واژه است.

.

قابلمه بزرگ: دیگ و دیگبر (امروز در همه شهرها کاربرد دارد و استفاده می شود)

قابلمه ساده: پاتیل، شرتین، قده، شرتین (امروز پاتیل در خراسان و گلستان و مازندران و سیستان، شرتین در هرمزگان و سیستان و فارس و لرستان و در میان کردها استفاده می شود)

قابلمه مسی: کماجدون (امروز در همه شهرهای ایران بسیار استفاده می شود)

قابلمه کوچک: دیز، دیگچه

دیگر گونه‌های قابلمه در اندازه‌ها براساس گودی و پهنا گوناگون: آونگ. تاس. هسین. تابه. تاوه. ماهیتابه (امروزه از تاس و آونگ در برخی شهرها و از تاوه و تابه و ماهیتابه در همه شهرهای ایران استفاده می‌شود)

.

چنگال: واژه پارسی و از چنگ می‌آید.

اجاق: آتشدان . دیگدان و چله (امروزه از هر سه این واژه ها در همه شهرهای ایران استفاده می شود)

 

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

Kap – Kelime Etimolojisi, Kelimesinin Kökeni

دهخدا. لغتنامه دهخدا. دوره ۱۶ جلدی. انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۷۷.

«واژه‌های شیرین مازندرانی». پایگاه فرهنگی، اجتماعی، خبری ایمن‌آباد و کروکلا.

دایرةالمعارف اسلامی، سرواژهٔ ابومطهر ازدی . ۲۰۰۷

فرهنگ پارسیمان، سرواژهٔ «بشقاب سوپ خوری»، (مأخوذ از فرهنگ برهان).

Tabak (eşya) – Vikipedi

تندرستی با کاسه و بشقاب – همشهری آنلاین

GAP | meaning in the Cambridge English Dictionary

نورالله مرادی (۱۳۹۲). «سیر فرهنگ‌نویسی در ایران». کتاب ماه کلیات (۱۸۹): ۴. دریافت‌شده در ۹ اسفند ۱۳۹۳.

اشمیت، رودیگر، راهنمای زبان‌های ایرانی، جلد دوم: زبان‌های ایرانی نو، ترجمه پارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: انتشارات ققنوس، ص۴۳۷.

تاریخ زبان پارسی،‌ دکتر پرویز ناتل خانلری، نشر نو، چاپ دهم ۱۳۹۵

واژه نامه کوچک پارسی، فرهنگستان زبان پارسی

واژنامه پارسی سره، گروه علمی تک

راهنمای جامع ادبیات، محمد حمله دار

پرتو، ابوالقاسم (۱۳۷۷)؛ واژه‌یاب (فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه)؛ سه دفتر؛ چاپ دوم.

جلالی، تهمورس (۱۳۵۴)؛ فرهنگ پایه (واژه‌های پارسی و بیگانه زبانزد در فارسی کنونی به پارسی سره)؛ کتابخانه‌ی ابن سینا؛ چاپ نخست

شاملو، محسن (۱۳۵۴)؛ واژه‌های فارسی؛ تهران: پدیده.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

4 دیدگاه

  1. هانيه موحدي

    بسيار عالي لذت بردم. هر ايراني به هر لهجه‌اي و در هر استاني اگر خودش را ايراني با ريشه پارسي ندارد خائن به ايران زمين هست اگر نيك بنگرد ريشه همه مردمان شهرهاي ايران پارسي هست پس بايد به تاريخ پارس و زبان پارسي احترام بگذارد و نبايد سخنان خائنهايي مثل گروهكهاي ريز سبك مغز پانترك و پانعرب و غيره كه بدون ادله تاريخي و منطق فقط سعي در شورش و آشوب دارند گوش دهد اگر ميشنود لااقل بخوبي بيانديشد و تحقيق كند جعليات آنها نبايد باور كند. خوشبختانه آنقدر آثار باستاني با تاريخ 9000 سال حتي 14000 ساله از ايران پارسي در شهرهاي مختلف باقي مانده كه گواه ريشه پارس بودن همه ايرانيان حاضر هست حالا لهجه و گويشهاي عربي و تركي و غيره بخاطر تجاوز و حملات اقوام ديگر و حاكمان غير ايراني از جمله عثمانيها و اعراب و مغولان و غيره در ايران به مرور ايجاد شد اما ريشه مردمان همه شهرها پارسي هست. در يك وبسايت چند سال پيش خواندم از يك پسر بچه نوچه پانترك كه ايران شكل گربه هست در كله گربه ترك زبانها هستند يعني مغز متفكر ايران هستند! در قلب گربه كردها و پاهاي گربه اعراب اما احشام سيري ناپذير گربه شهرهاي ديگر و پارسها هستند كه بود و نبودشان فرقي ندارد! رسما نويسنده اين حرف چرت علني داره ميگه مغز نداره و به جاي عقل و تفكر داخل سرش فقط باده! منم در جوابش نوشتم اگر شما اينگونه تعبير ميكنيد و هدف تجزيه ايران داريد پس اينم بگو بخاطر همين وضعيت ايران سالها بسيار نابسامان شده مخصوصا از زمان عثمانيها و قاجاريه چون مغز متفكر ايرانيان، تركها بودند و باعث تجزيه ايران بزرگ شدند آنهم به بهايي هيچ شدند!….. يا يكي از پانعربها ميگفت ايرانيان عشق نميشناختند! واژه عشق و آفتابه عربي هست عربها عشق و آفتابه به ايران آموختند! گفتم اول آنكه در عربي به عشق فارسي ميگن حب! دوم آنكه در شاهنامه فردوسي كه يك كلمه عربي ندارد ببين چقدر واژه عشق وجود دارد همين بس بماند سيبويه دانشمند ايراني براي اعراب عربستان قوانين صرف و نحو عربي نوشت و بيشتر كلمات موجود در عربي اتفاقا ريشه فارسي دارد چون به فرموده حضرت محمد كه تعداد باسوادان اعراب كمتر از 10 نفر بود! اما ايرانيان مملو از دانشمند و فرهيخته! و طبق سخن ايشان اگر علم در ثريا باشد مرداني از سرزمين پارس (منظور كل ايران چون نام امپراطوري ايران پارس بود) به آن دست خواهند يافت. و به قول حضرت فاطمه كه فرمود پدرم زماني براي شما اعراب دختر كش دين اسلام آورد كه شما از جايي آب ميخورديد كه شتران در آن ادرار ميكردند. بماند واژه آفتابه در عربي در حقيقت پارسي هست و زرتشتيان قبل اسلام از آفتابه و حمام استفاده ميكردند و بهداشت ميشناختند چون خداپرست بودند آثار باستاني باقي مانده هم گواه هست.

  2. بسیار عالی
    به جز پوچ که به بش تبدیل شده کلماتی مثل یاخچی و هِچ(هیچ) هست که حرف چ تبدیل به ش شده، یاخچی رو یاخشی میگن و هِچ رو هِش
    قاشق هم خود ترک ها استفاده نمیکنن میگن قاشیخ
    قاشق عشق سماق و… عربی شده ی کاشک عشک و سماک هستن

    • اقای زبان شناس ماتورکها تمام کلمات وفعل ها رو ازشما گرفتیم من پنج دقیقه صحبت میکنم اگر تونستی ده تا کلمه رو تشخیص بدی معلوم میشه ماازفارسها زبان یاد گرفتیم😂 یرف .قاندال .کوینح .دیرناخ دیل دوداخ دیلچح داماخ دیش داش دوش قولاخ گوز کیرپیک یاناخ ال قول بود بارماخ دابان دیز داشاخ اینو میفهمی .توپوخ دیسح اورک بارساخ بل سوموح دالاخ بیین ان انگ .خواهشن برو از تمام زبانهای دنیا واژهای که من نوشتم رو پیدا کن وجواب بده وبدون قدرت کلمات زبان تورکی رو این اسمها رو که بردم به هرکدوم وباهرلحجه تورکی که در چین هم هستند بدی بخانه معنیش رو میدونه تاتارها قزاقها اوزبکها قشقایها هرجا تورکی باشه معنی اینارو میدونه ولی شما تمام کلمات که استفاده میکنی یا عربی هست یا تورکی ده درصد اونم واسه فارسی دری هست فارسی پشتو چیزی ازخود ندارد ودزد کلمات عربی وتورکی هست

      • نخست اینکه پارسی اگر تمام کلماتش عربی و ترکی است تو برو اینو برای یک تورک یا عرب زبان خارج از ایران بخون ببین میفهمه؟چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
        دوم اینکه کلمات زیادی از پارسی درون ترکی است مانند قاشق بشقاب بای و بک
        و……..
        ولی این طبیعی است زبان ترکی برای ایرانیان قابل فهم نباشد چون هردو از خانواده زبان های جدا گانه اند
        سوم اینکه تو اگر می خواهی اهمیت زبان پارسی را بفهمی برو ببین سلطان سلیمان عثمانی(بزرگترین افتخار پانترک ها)به چه زبانی شعر می سرود
        همچنین برو اثار ادبی معروف به زبان پارسی را که در جهان شهرت دارند را ببین
        اثاری مانند گلستان و بوستان ،شاهنامه،دیوان حافظ ،ربایات خیام و…..
        ولی تو یک اثر ادبی ترکی معروف در جهان جز دده قورقود به من معرفی کن؟!
        ادعا هایی هم که در مورد زبان اصیل پشتو کردید بی سند و مدرکند و به نوعی مغلطه اند

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا
Taşova escort Gerze escort Pazar escort Kangal escort Sarıkaya escort Side escort İncekum escort Hayrabolu escort Tavşanlı escort Ereğli escort Batıköy escort Suluova escort Durağan escort Niksar escort Gürün escort Çekerek escort Kızılağaç escort Çikcilli escort Ergene escort Simav escort Emirdağ escort Çağlayançerit escort Çanakkale mutlu son Çekmeköy mutlu son Çorlu mutlu son Devrek mutlu son Çerkes mutlu son Çankırı mutlu son Çeşme mutlu son Develi mutlu son Dinar mutlu son Cide mutlu son Muş mutlu son Fatsa mutlu son Bingöl mutlu son Fethiye mutlu son Nazilli mutlu son Gaziantep mutlu son