Escort pornmaxi.com pornblu.com

sakarya escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Bayan Kayseri Escort Webmaster Forum
ankara escort bayan ankara escort bayan ankara escort
escort ankara escort çankaya escort kızılay escort antalya escort escort bayan
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
خانه » ایران باستان » دانشمندان ایران باستان

دانشمندان ایران باستان

می‌گویند در ایران باستان اصلا دانشمند نبوده است! در حالی که نام دانشمندان زیادی از ایران باستان به جا مانده است و اگر به منابع پس از اسلام نگاه کنیم، آنها نماد خردورزی و دانشمندی بوده‌اند. به جز بزرگانی که نام آنها به دست ما رسیده است باید به اشخاصی که نام آنها باقی نمانده اما آثار آنها به جا مانده است، توجه داشته باشیم. البته دانشمندانی که نام آنها مانده ارزش ویژه‌ای دارند چراکه با آن همه نابودی که توسط بیگانگان رخ داد، آن‌قدر جایگاه آنها رفیع بوده است که این امکان به وجود آمده که نام آن‌ها به دست ما برسد.

نویسنده: اشکان دهقان | واپسین به روزرسانی: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰


 

چندی از برجسته‌ترین دانشمندان و اندیشمندان ایران باستان.

دانشمندان ایران باستان

چندی است که برخی در اظهاراتی نادرست می‌گویند ایران پیش از اسلام اصلا دانشمند نداشته است!!! این اظهارات عجیب است چرا که اگر به منابع پس از اسلام نگاه کنیم، دانشمندان ایران باستان، نماد خردورزی و دانشمندی بوده‌اند؛ از جمله بزرگمهر و برزویه که فراوان از آنها یاد شده است.

این در حالی است که در طول تاریخ ایران از جمله پس از تهاجم الکساندر مقدونی و  پس از تهاجم خلفای عربی، اسناد و مدارک فراوانی نابود شدند و شوربختانه با آنکه آثار فراوان هنری و علمی از ایران باستان به جا مانده، اما نام پدیدآورندگان و گروه‌هایی که در ساختن آنها نقش داشته‌اند به دست ما نرسیده است.

در واقع کارهای ارزنده دانشمندان ایرانی پس از اسلام در ادامه کارهای دانشمندان ایران باستان بوده است و همه دانشمندان ایرانی در همه زمان‌ها ارجمند هستند.

در اینجا نام چندی از برجسته‌ترین دانشمندان و اندیشمندان ایران باستان را می‌آوریم و امید است که خواننده گرامی خود برای دانش بیشتر گام بردارد.

.

هوشتانه

هوشتانه

کیمیاگر (هوشتانه استاد مبتکر نظریه اتم یعنی دموکریت بوده است) – دوره هخامنشیان

نگاه کنید به:

Smith, Morton (Last Updated: July 20, 2002). “OSTANES”. Encyclopedia Iranica

آرتاخه (آرتاخایس)

تصویر نمایشی است

آگاه به مهندسی سازه (از مدیران آبراهه آتوس) – دوره هخامنشیان

نگاه کنید به:

سامی، علی (۱۳۹۲). تمدن هخامنشی. جلد ١ و ۲. تهران: انتشارات سمت. ص ۱۸۶

آذرباد مهراسپندان

آذرباد مهراسپندان

فرازمند (حکیم)، اندیشمند، ادیب (از تأثیرگذاترین اشخاص در ادبیات پس از اسلام) – دوره ساسانیان

نگاه کنید به:

سبزیان پور، وحید (پاییز ۱۳۸۴). «جستاری در کشف ریشه‌های ایرانی مفاهیم مشترک حکمی متنبی و فردوسی». فرهنگ. ش ۵۵. صص ۸۳-۱۰۶

.

همچنین نگاه کنید به:

آذرباد مهراسپندان

باربد

باربد

موسیقی دان بزرگ (از اشخاص تأثیر گذار در دانش موسیقی) – دوره ساسانیان

نگاه کنید به:

Tafazzoli, Ahmad (December 15, 1988). “BĀRBAD”. Encyclopedia Iranica

بروزیه پزشک

برزویه

پزشک (پیشوای پزشکان)، اندیشمند، آشنا به زبان‌های گوناگون – دوره ساسانیان

نگاه کنید به:

سبزیان پور، وحید؛ حسن زاده، امیر اصلان (زمستان ۱۳۹۲). «مقدمه کلیله و دمنه و باب برزویه طبیب دریچه ای بر فرهنگ و تربیت در ایران باستان». پژوهشنامه ادبیات تعلیمی. ش ۲۰. صص ۱۰۷-۱۰۸

.

همچنین نگاه کنید به:

برزویه پزشک

بزرگمهر بختگان

بزرگمهر

اندیشمند و وزیر خسرو انوشیروان (نماد خردمندی و کاردانی در دوره پس از اسلام) – دوره ساسانیان

نگاه کنید به:

Khaleghi Motlagh, Djala (December 15, 1989). “BOZORGMEHR-E BOḴTAGĀN”. Encyclopedia Iranica

دیگر دانشمندان

همچنین می‌توان از این اشخاص نام برد که بسیار تأثیر گذار بودند:

بوبارس/ ﺑﻮﺑﺮﺍﻧﺪﺍ (از مدیران آبراهه آتوس)

مانی (فیلسوف و هنرمندی که ادعای پیامبری کرد)

مهرنرسی (وزیر بهرام گور)

نکیسا (موسیقی دان).

.

در نوشتارهای اسطوره‌ای که جنبه تاریخی دارند:

ثرتیه (از نخستین پزشکان که در اوستا از او یاد شده است)

ویونگهان (پدر جمشید، نخستین کسی که آشنا به فشردن گیاه هوم شد)

جاماسپ (فیلسوف و وزیر گشتاسب)

ﺟﻬﻦ ﺑﺮﺯﯾﻦ (ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺗﺎﻗﺪﯾﺲ) و…

.

زرتشت

در اینجا باید یاد می‌کنیم از یکی از بزرگترین فیلسوفان و اندیشمندان جهان یعنی زرتشت ایرانی که نقش بسیار مهمی در تحول بشر و هدایت بشر به سوی اخلاق ایفا کرده است.

زرتشت

دانشگاه گندی‌شاپور

در دوران ساسانی در شهر باستان گندی‌شاپور دانشگاه بسیار مشهوری وجود داشته و به نظر می‌رسد توجه ویژه‌ای به پزشکی در این دانشگاه می‌شده است.

این در حالی است که ایران‌ستیزان ادعا می‌کنند همه دانشمندان در این دانشگاه خارجی بودند و ایرانیان حق تحصیل نداشتند! این ادعا بسیار عجیب است! مگر می‌شود در یک کشور دانشگاهی وجود داشته باشد و مردم همان کشور در آن دانشگاه دانش اندوزی نکنند؟!

هرچند به نظر می‌رسد از سراسر جهان برای دانش اندوزی به دانشگاه گندی‌شاپور می‌آمدند و البته ایرانیان مسیحی زیادی هم وجود داشتند که از دانشمندان و دانشجویان بودند ولی اینها دلیل نمی‌شود که فقط خارجی‌ها در این دانشگاه تحصیل می‌کردند و خلاف عقل و منطق است. به ویژه وقتی می‌بینیم پزشکان بزرگی مانند برزویه وجود داشتند.

ایران‌ستیزان یکی از داستان‌های شاهنامه از زمان انوشیروان را تحریف می‌کنند و به نتایج دلخواه می‌رسند! اصل داستان آن است که یک کفشگر ثروتمند قصد داشته است پس از پرداخت هزینه سپاهیان پادشاه، پسرش وارد دبیران دربار پادشاهی شود ولی انوشیروان چنین اجازه‌ای به او نمی‌دهد. این داستان هیچ نکته ای درباره انحصاری بودن سواد آموزی در دوران ساسانیان ندارد و از بخش‌های دیگر شاهنامه می‌توان دریافت که آموختن خواندن و نوشتار برای عموم مردم آزاد بوده است (برای دانش بیشتر نگاه کنید: داستان انوشیروان دادگر و مرد کفشگر).

.

دانشمندانی که نام آنها به دست ما نرسیده است

به جز دانشمندانی که نام آنها به دست ما رسیده است باید به اشخاصی که نام آنها باقی نمانده اما آثار آنها به جا مانده است، توجه داشته باشیم.

می دانیم آثار فراوانی از ایران باستان به جا مانده و قطعا آن آثار پدیدآورندگانی داشته‌اند که شوربختانه نام بسیاری از آن پدیدآورندگان به دست ما نرسیده است. از جمله آثار معماری، آثار ستاره‌شناسی و… که از دوره هخامنشیان تا دوره ساسانیان باقی مانده است. بنابراین می‌توانیم بگوییم که دانشمندان فراوانی وجود داشته‌اند.

این آثار علاوه بر آنکه از نظر محاسبات دقیق و… قابل توجه هستند، از نظرحکمت و اندیشه هم قابل توجه می‌باشند به طوری که اندیشه‌های خردمندانه‌ای پشت معماری و هنر این آثار قرار دارد.

این در حالی است که کشور ایران تهاجم‌های بزرگی را به خود دیده است، از جمله آنها می‌توان به تهاجم بزرگ الکساندر مقدونی و تهاجم خلفای نخستین عرب اشاره کرد.

الکساندر مقدونی کاخ‌های پارسه (تخت جمشید) را آتش زد (۱) که طبیعتا باعث نابودی آثار زیادی شده است. در دوره‌های بعدی که حکومت‌های یونانی (دوره هلنیستی) در ایران شکل گرفتند آثار زیادی نابود شدند این موضوع آن قدر ملموس است که دیگر کتیبه‌هایی به خط میخی که در دوره هخامنشیان در پارسه و بابل رواج داشت را نمی‌بینیم و این نشان می‌دهد که تا چه میزان انزوای کاتبان و دانشمندانی که پیش از آن وجود داشتند رخ داده است. پس از آن تا مدت‌ها کتیبه‌‌هایی به خط یونانی یافت شده است و خیلی اندک کتیبه‌ها به خط‌های دیگر هستند، تا این که دوباره حکومت‌های ایرانی شکل می‌گیرند.

در هنگام سلطه اعراب بر ایران به ویژه در دوره اموی تردیدی نداریم که نابودی‌های فراوانی رخ داده است. حکومت اموی یک حکومت نژاد‌پرست بود و غیر عرب‌ها را پست می‌دانست (۲) درباره نابودی علم و دانش در این دوره روایات معتبر داریم و هچنین شواهد نشان می‌دهد که نابودی‌ها و کتاب‌سوزی‌ها رخ داده است (۳).

از این بابت طبیعی است که نام بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان از یاد برود.

.

ارزش دانشمندانی که نام آنها مانده است

با همه این‌ها باید توجه داشته باشیم که دانشمندانی که نام آنها مانده ارزش ویژه ای دارند چراکه با آن همه نابودی که توسط بیگانگان رخ داد، آن‌قدر جایگاه آنها رفیع بوده است که این امکان به وجود آمده که نام آن‌ها به دست ما برسد.

اگر امروز یک اتفاقی عظیم برای بشر بیفتد که کل دنیا را تحت تأثیر خودش قرار دهد و خیلی از داده‌ها و کتاب‌ها نابود شوند، ممکن است هیچ‌کس نام «دورکیم» در ذهنش نماند با این که شخص بزرگی بوده است، اما مطمئن باشید همه نام «اینشتین» و «نیتون» در ذهنشان خواهد ماند. اشخاص برجسته‌ای مانند دانشمندان ایران باستان که حتی تا امروز نام آن‌ها مانده است، جایگاه رفیعی داشته‌اند و با توجه به شهرت بین‌المللی آنها، نامشان به دست ما رسیده است.

پانویس:

۱- آتش سوزی پارسه هم در نوشته مورخان آمده است و هم آثار آتش سوزی در پارسه کاملا هویدا است. برای دانش بیشتر ن.ک: اسناد، مدارک و شواهد گوناگون درباره به آتش کشیده شدن پارسه توسط اسکندر

۲- در دوران امویان، سردمداران این حکومت اعتقاد داشتند که عرب به دیگر اقوام برتری دارد و حتی این اعتقاد وجود داشت که «من ابغض العرب ابغضه الله» (ابن عبد ربه، احمد بن محمد. ۱۹۸۷. العقد الفرید. بتحقیق مفید محمد قمیحه. لبنان: دار الکتب العلمیه. ج ۳/ ص ۲۷۸).

۳- یکی از منابع معتبر در این باره آثارالباقیه ابورحان بیرونی است. در دوران امویان و پس از آنکه خوارزم برای بار دوم توسط عرب‌ها فتح شد، نابودی بزرگی رخ داد به طوری که دانستن از گذشته خوارزم دشوار شد. ابوریحان بیرونی در این باره نوشته است: «قتبه بن مسلم [سردار عرب] هر کس را که خط خوارزمی می‌دانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می کردند را نیز به دسته پیشین ملحق ساخت بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست…» (بیرونی، ابوریحان. ١۳۸۹. آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر. ص ۵۷).

– دهقان، اشکان (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰). «دانشمندان ایران باستان». پایگاه خردگان.

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده يا رونوشت از نوشتارها بر اساس پيمان نامه کاربري امکان پذير است، اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه آن را ياد کنيد. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

97 دیدگاه

  1. با درود
    جناب دهقان از شما بسیار قدر دانم و خیلی از مقالاتتان خوشم می اید
    زیرا پیش از جناب خالقیان ،شما بودید که به پرسش های من پاسخ می دادید
    پس تمنا دارم به قولی که به یکی از دوستانمون دادید عمل کنید و در خصوص نژاداریایی ها رفع شبهه کنید
    همچنین از جناب خالقیان عزیز هم طمنا دارم لینک پرسش در مورد ایلامی ها و عرب ها را درست کند
    با تشکر

  2. با عرض سلام و تقدیم احترام،
    zarathustra و zoroastra : این واژه ها دو نام برای زرتشت در زبان اروپاییان می باشند و اگر اندکی با حوصله به آنها نگاه کنیم و سعی کنیم آنها را درست تلفظ کنیم به اسراری پی می بریم که تاکنون در مقابل دیدگان اندیشمندان زرتشت پژوه پنهان و مخفی باقی مانده اند. اول واژه zarathustra را از هم تفکیک میکنیم طوریکه به سه واژه مستقل تحلیل و تجزیه گردد، به شکل زیر : zarath با تلفظ ذراتّ و ust با تلفظ اوست و بالاخره ra با تلفظ را. روی هم با یک عبارت به زبان فارسی مواجه می شویم، بصورت : ذرات اوست را . این جمله دو معنی دارد ؛ یکی اینکه: ذرات به او تعلق دارند و دیگری اینکه او از ذرات تشکیل شده است. این عبارت فارسی که حاکی از یک جهان بینی هستی شناسانه می باشد، توسط متفکرین یونانی بطور ماهرانه ای به یک واژه واحد تبدیل شده و به نام زرتشت در زبان اروپایی تبدیل گردیده است. واژه او در این عبارت اشاره به هستی است. این نام و این عبارت نشانه آشکار و بارز این حقیقت است که قبل از اینکه دموکریت پدر نظریه اتمی بودن هستی در یونان پا به عرصه وجود بگذارد، ایده ذره ای بودن هستی بین ایرانیان فرا باستان رواج داشته است و والدین زرتشت عنوان آن جهان بینی را روی فرزند خود گذاشته اند که هردو بهمراه هم جاودانه باقی بمانند، یعنی هم جهان بینی و هم نام فرزند. سپاس ایزد دانا و توانا که حداقل از طریق هنرمندی متفکرین یونان باستان رد پای تاریخ در این زمینه مخدوش نگردیده است. در عوض، نام زرتشت به زبان فارسی هیچگونه در رد یابی تاریخ ایران باستان به ما ایرانیان کمکی نکرده است. دوم واژه zoroastra : معمولا این کلمه را به معنای ستاره زورمند ترجمه می کنند. اما با اندکی تامل روی این واژه متوجه خواهیم شد که یک عبارت به زبان فارسی است و به یک جهان بینی دیگری در کنار جهان بینی ذره ای اشاره دارد.
    با روش بالا این نام را تحلیل و تجزیه میکنیم و اجزای آنرا از هم تفکیک میکنیم، به شکل زیر : zoro ast ra با تلفظ زورو است را. این عبارت دو معنی دارد ؛ یکی اینکه ” او نیرومند است ” و دیگری اینکه ” او نیرو است “. او باز هم به معنای هستی یا خداوند می باشد. بنابراین ایرانیان ماقبل زرتشت هستی را نیرومند یا خود نیرو می دانسته اند و این احتمال قریب به یقین است که والدین زرتشت بطور همزمان دو نام را روی فرزند خود گذاشته اند که نام او بهمراه دو جهانبینی و دو جهان بینی هستی شناسانه بهمراه نام او در حافظه و خاطره تاریخ و در ذهن و زبان انسان بقاء یابند. در پایان به نام پدر جاماسپ اشاره میکنم که هوگوه باشد. هو گو به انسانی اطلاق میشود که هو را ذکر میکند یا گوینده هو باشد مثل سینا گو و ایسا گو و یا الله گو و حق گو ( ذکر صوفیان درویش در خانه سرور یا آقا یا خاناقا ) . از طرفی دیگر اطلاع داریم که نام خداوند در زبان قوم یهود، یاهوه و بطور اختصار هو می باشد. لذا احتمال میرود که قوم یهود کلمه یا واژه هو را از ایرانیان باستان اقتباس نموده باشند. در قرآن به قوم عرب و یهود چنین آیه ای ابلاغ گردیده است : به آنها بگو که الله و هو هردو یکی اند. پیامبر اسلام با ابلاغ این خبر به قوم عرب و یهود یک عبارت دیگر را به این آیه افزود، به شکل : الله الصمد و هو الصمد را از قلم انداخت. بابت از قلم افتادن عبارت سوم، قوم یهود به پیامبر دین اسلام اعتراض کردند که اگر این آیه از طرف خداوند باشد، چرا فقط الله قوم شما الصمد است و هو قوم ما الصمد نباشد. از آن روزگار تاکنون این دوقوم سر این آیه باهم جر و بحث و دعوا و نزاع دارند و پای اقوام عجم را هم جهت مقابله با آن و دفاع از این به میدان دعوا باز نموده اند.

  3. کوروش بزرگ

    واقعا عجیبه برام! در طول این چند سال اکثر کانال هایی که به دفاع از تاریخ ایران پرداختند فیلتر شدند اما کانال هایی که علیه کوروش بزرگ و هخامنشیان حرف میزنند همچنان به کار خود ادامه میدهند! برای چهارمین بار کانالم فیلتر شد! نمیدانم تا کی باید این وضعیت رو تحمل کرد.

  4. […] زنده باد ایرانشهر

  5. ممنون بابت این مقالتون من بیشتر از قبل اسلام پادشاهاش رو مثل کوروش وداریوش رو میشناختم .یکسوال راسته که کانال سوئز به دستور داریوش ساخته شده.

    • اشکان دهقان

      بله در این باره کتیبه ای از داریوش هم وجود دارد که کانال سوئز به فرمان داریوش بزرگ تکمیل شده است.

    • درود به همه ی عزیزان و دست اندر کاران شریف این سایت.
      کانال سوئز و کانال خشایار شا هر دو به دست آرتاخه بزرگ ساخته شدن.

  6. جناب اریایی ابن سینا درسته مورد ازار و اذیت قرار گرفته است اما به معنای مسلمان نبودن نیست . کتاب شفا بخش الهیات مطالعه کنید . همچنین لازم هست بدونید اون فرضیه پارمندیس رو نقد کرده در ادامه

    • درود.
      سپاس از اطلاع رسانی شما، فقط امکانش هست متن نقض آن فرضیه را بیاورید؟

  7. البته ابن سینا بی دین نبود . بلکه در کتاب شفا بخص الهیات وجود خدا را ذکر می کنند. ضمن اینکه ایشان آن نظیریه پارمندیس را مورد نقد قرار گرفته اند

  8. سلام و عرض ادب بزرگواران در جواب به جناب BEHMANESH باید بگویم که پیش از اسلام حقیقتا اشخاص جاهل زیاد بوده.
    ولی اسلام با هنر ها و علم ها مخالفتی نداشته .
    دانشمندان وارثان پیامبران هستند(از امام صادق ع صحیح بخاری ج1 باب علم ،ص 28 .
    علم و دانش بجویید زیرا علم و دانش رشته و پیوند ارتباط میان شما و خداوند است. (کشف الظنون عن السانی الکتب و الفنون ) ج1 ص13 . شما حدیثی به گمانم از ابن عباس اوردید . و با ان خواستید نمایانگر مخالفت پیامبر با خطاطی شوید اماپیامبر در صلح حدیبه نامه نگاری های زیادی داشته اند . اما اسلام مخالفتی با هنر ندارد بروید ص 214 و 215 پژوهشی در تاریخ قرآن را بخوانید.

    • جناب رضا برخي سخنان شما درست و برخي نادرست هست در زمينه يكتاپرستي ابن سينا درست ميفرماييد او يك عارف و شيعه هم بود اما بعلت اينكه كالبد شكافي در جهت بررسي اندامها كه اولين بار در جهان اسلام يا بهتره بگوييم در تاريخ انجام داد برخي علما و مسلمين كه تابوهايي غير خدايي در جامعه بسط داده بودند او را ملحد خطاب كردند و در اذهان بسياري از مردمان يا برخي مورخين رفت كه ابن سينا كافر بوده!
      جتي در فيلم حكيم كه كار هاليوود بود بسيار تحريف و دروغ داشت از جمله نشان دادن نوشتن كتاب قانون توسط يك انگليسي مجهول نام كه در تاريخ نيست!!!يك بربر قرون وسطي!!! يا نشان دادن انجام كالبدشكافي توسط همان انگليسي نه ابن سينا!!!! يا نشان دادن سواد بيشتر همان انگليسي بربر كه حتي در لندن ادرار گاو براي درمان ميفروخت و سواد نداشت اومد ايران فارسي سه سوته ياد گرفت بعد كلا ابن سينا از او اموخت!!!!!!!! در همان فيلم ملعون به خورد همه دادن كه ابن سينايي كه شيعه و عارف بود يك كافر بوده نه خداپرست!!! چون هاليوود فقط ميخواد بگه كافر ميتونه پيشرفت كنه نه خداپرست كه اين سياست غرب هست. و از انجايي كه شهر (ايران بي توجه به مشاهيرش) شلوغ شده قورباغه (انگليس و عربستان و تركيه) هفتيركش شدند و سوداي دزديدن مشاهير ايران به نام خودشان دارند كه در اين فيلم ملعون به خورد جهان دادند كه ابن سينا بيشتر علمش از يك انگليسي كه در تاريخ اصلا نيست آموخت!!!!!!!!!!!!!!
      اما در مورد فرمايش شما كه قبل از اسلام جاهل زياد بود…. بله زياد بود اما كجا؟؟؟؟؟؟ در عربستان كه به فرموده حضرت محمد تعداد با سوادان كمتر از انگشتان دست بود و تازه آنهم بيشتر بني هاشيمان باسواد بودند!
      در ايران يكتاپرست زرتشتي به رهنمود زرتشت نبي كه به فرموده معصوم علم اندوزي شيوه پيامبران هست پس مطمئن باش علم آموزي بسيار در ايران پيرو زرتشت نبي مهم بوده كه اين همه آثار معماري هوشمندانه و رياضيات و طب و مهندسي و اختر شناسي به جا مانده و ايرانيان طبق مستندات تاريخي غربي و شرقي اولين تمدن و اولين بنيان گزاران علوم مختلف مخصوصا طب و مهندسي و نجوم بودند و بعد اسلام هم همينطور كه علم را به جهان اسلام نشر دادند اما متاسفانه خلفاي ظالم اعراب و توركها بسيار ظلم كردند از سوزاندن كتب و كشتن دانشمندان و ممنوعيت سواد آموزي در چند برهه كه حتي اين روند در قاجار تورك هم رخ داد.
      كسي نگفت خدا و اسلام و يكتاپرستي مخالف علم اندوزي هست بلكه خطاب به اعراب جاهل وحشي دختر كش كه ازدواج يك زن با ده مرد بطور مشترك داشتند بعلت كمبود زن و زناي محصنه جزء سنت آنها بود و توركهاي باستان وحشي كه رسم آدم خواري و فاحشگي داشتند.

      • جناب وبگرد سلام و عرض ادب دارم. از شما بابت پاسختان سپاسگزارم لطف کردید.بله با شما موافق هستم هالیوود فیلم سیصد ضو ایرانی نیز از کمیک فرانک میلر ساخته کمیکی که حتی مورد انتقاد بزرگان کمیک نویس هم بوده و به او طعنه زدند برو و کتاب تاریخ بخوان . اما هالیوود از این کتابک بسیار ضعیف استناد و کم ارزش فیلم ساخته .قطعا علم اموزی در زمان باستان بوده هیچ شکی نیست . اما از نظر بنده استارت علم اموزی از بشارت اوستا و زرتشت بود که باعث شد رونق پیدا کند علم اموزی . سخن دیگر اینکه علم در ایران همیشه بوده چه پس از اسلام و بعد از اسلام و بحث کردن راجب اینکه کدام باعث پیشرفت ایران شده اند اشتباهه . زیرا جوهر علم از رسالت و استعداد هست . هرچند که میتوان گفت دانشمندان مسلمان از میزان احادیث علم اموزی به شدت متاثر و الگوبرداری میکردند

      • خواهش ميكنم جناب رضا و با شما موافقم… شروع و رشد علم آموزي مخصوصا مهندسي و نجوم و پزشكي و هنر و حمام عمومي و بهداشت طبق مستندات غربي و شرقي از ايران مخصوصا از دوره قدرت پارسها و از زمان پيامبران ايراني همچون زرتشت نبي و كوروش (ذوالقرنين نبي) و پيامبران ديگر بوده و هست. براي همه اقوام پيامبران ارسال شد اما طبق فرمايشات معصوم و حتي مفهوم و اشارات خدا در آيات قرآن كه در همين نظرات در اين مقاله و مقالات ديگر همچون مقاله دروغ پردازي ايران ستيزان عليه سپندارمذگان در نظرات درج كردم كه تعدادي از آيات ذكر كردم ايرانيان باستان بسيار طالب دانش اندوزي و دينداري بودند و هستند از دلايل اختلاف ايرانيان باستان با اقوام بت پرست مثل بابل و يونان و روم و تورك تبارها و غيره سر ايمانشان بود زيرا ايرانيان يكتاپرست بودند و آنها بت پرست.

      • پاپک آدورپایگان

        درود ، همین واژگانی که نوشتید و به نادرست تازی(عربی) دانسته میشوند هَمِگی ایرانی هستند و نشان دهندهِ آنکه ایرانیان با این دانشها و رَوِشها نه تنها آشنا بوده اند بلکه نوآور(مخترع) بسیاری از آنها هم بوده اند ، این واژگان بِدین سانَند :
        مُهندس » کَژتازی(مُعرَب) مَه اَندازِ پارسی ، همچون مَهبانگ(بیگ بنگ Big Bang) ، مَه به مینهِ(معنی) بزرگ است و اَنداز هم اندازه است مَهاَنداز کَسیست که بزرگ یا اُستاد اندازه گیری باشد
        معمار » کَژتازی مَه مار یا مَه رازِ پارسی ، کسی که اُستاد یا دانندهِ رازها یا مار و مارش یا آمار و آمارش باشد چون ساختن بنا نیاز به اندازه گیری بسیار دارد
        شیمی » کَژ گَشتهِ کیمیا پارسی
        فیزیک » رُبوده شده از گیتیگ پارسی چیزی که گیتایی است و در این گیتی و جهان
        ریاضی » رُبوده شده از رآی آزی یا رَیازی پارسی ، Razi از سانسکریت ، به مینهِ راست نمودن بسیار ، سَنجِش و ساده کردن رازها میباشد و سادِش(حل) رازها
        مَجوس تازی یا مَجیک انگلیسی » برگرفته از مَگوش یا مُغِ پارسی چون مُغان ایرانی با دانش کیمیا سَروکار داشتند و بیگانگان از روی نادانی کار آنها را فرازمینی می پِنداشتند چُنان شد که از آن زمان تاکنون فَرَنگیان کار شگفت را مجیک Magic و تازیان ایرانیان را مجوس نامیدند
        مسجد » تازیان پس از یورش با کُشتارِ گُستردهِ زرتُشتیان نیایشگاه(معبد) آنان را بِدَست گرفتند و ناگهان از خیمه آمدگان دارای نیایشگاهی گُنبد دار و زیبا شدند آیین دَدانه ِخود را با آن هماهنگ کردند و مَزگِت زرتشتی را به شَوَند(دلیل) نداشتن واج «گ» مَسجِد نامیدند
        مِحراب » رُبوده شده از مِهراب زرتشتیان
        قاضی » تازی گشتهِ کازیک یا کازی پارسی و سُغدی
        قانون » تازی گشتهِ کانون سُغدی
        هندسه » تازی گشتهِ اَندازهِ پارسی
        طب » رُبوده شده از تَب پارسی چون نشانه بسیاری از بیماری ها تب کردن است و کار پزشک درمان آن
        الکل »اَلکَهُل واژه ای ایرانیست و نوآوریِ(اختراع) رازی دانشمندِ ایرانی میباشد ، فرنگیان به ناگاه آنرا تازی میشُمارند و کسی نیست گوشزَد کند چون ایرانیان هنوز بیشتر دُنبال پادفَرهَنگ تازی هستند تا فرهنگ ایرانی
        قنات » کَژتازی شدهِ کانا یا کَنا یا کَنال پارسی که از کَندَن میاید با Canal و Channel انگلیسی هم خانواده است و هنوز در تُرکی آدورپایگان(آذربایجان) به چاه ژرف(عمیق) و کناره های تَه(عمق)چاه کان میگویند و… از این دست واژگان پُرشُمارِ ایرانیِ اَندَر(وارد) شده به تازی بسیارَند و اگر آنها را از تازی بگیریم چیزی از زبان کج و کوله تازی نمیماند ، چون تازیان در بیابان خشک و سخت به جز شتر چرانی و راهزنی کاری نمیدانسته اند و از روی نَداری این واژگان را رُبوده اند ، از آن جایی که زندگی ، خوراک ، پوشاک و نوشیدنی تازیان وابسته به شُتُر است و هَمدَمی به جز شتر نداشته و ندارند بیش از دویست نام برای شتر گذاشته اند ، شاید از این روست که امروزه نوکَرِ تازیان از روی بیسوادی و نادانی و دشمنی با ایران زبان تازی را زبانی گُشواد(فصیح) آگهی(تبلیغ) میکنند که هرگز اینگونه نیست چون تازی از هر نِگَری(نظری) واژگون(برعکس) یک زبان اِستانده(استاندارد) است . اَفزون بر این نبود این واژگان در زبان تازی نشانگَر نبود هیچ سامان و فرهنگی در آنها و نشانگَر پارینه سنگی (عصر حجری) بودن آنهاست .
        بُن یارها : نامهِ باستان پوشینهِ یکم کزازی ، واژه های پارسی در تازی امام شوشتری

  9. درود.
    آرتاخه ی بزرگ حتی در دوره ی داریوش بزرگ، آبراهه(کانال) سوئز را در مصر آفریده بود.

  10. پاپک آدورپایگان

    درود چرا نگرم پاره است پس ادامه اش کجاست؟

  11. پاپک آدورپایگان

    پاسخ به یکی انیرانی(غیر ایرانی در ظاهر ایرانی)
    فرزانه ی توسی پردیسی(فردوسی) بزرگ درباره ی چیرگی(تسلط) تازیان و نابودی ایرانشهر و ایرانشهریان در چونیکه(حالیکه) خون میگرید ، اینچنین میفرماید:
    بر ایرانیان زار و گریان شدم/ز ساسانیان نیز بریان شدم
    دریغ این سر و تاج و این داد و تخت/دریغ این بزرگی و این فر و بخت
    سپس درباره ی تلاش چند سد ساله ی اشکانیان و ساسانیان برای ساخت دوباره ی ایرانشهر که پس از تازش(حمله) ددمنشانه ی(وحشیانه) الکساندر گجسته نابود گشته بود و باز داشت با تازش تازیان نابود میگشت میفرماید:
    تبه گردد این رنج‌های دراز/نشیبی درازست پیش فراز
    درباره ی تازیان و ویژگی هایشان و همچنین درباره ی انگیزه تازششان و اینکه اگر اینان به سرزمینی دست یابند چه بلایی سر آنجا و باشندگانش(ساکنانش) خواهد آمد ، میفرماید:
    ازین مارخوار اهرمن‌چهرگان/ز دانایی و شرم بی‌بهرگان
    نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد/همی‌داد خواهند گیتی به باد
    بسی گنج و گوهر پراگنده شد/بسی سر به خاک اندر آگنده شد
    ازین زاغ‌ساران بی‌آب و رنگ/نه هوش و نه دانش، نه نام و نه ننگ
    چُنان دید کز تازیان صدهزار/هیونان مست و گسسته‌مهار
    گذر یافتندی به اروندرود/نماندی برین بوم بر تار و پود
    درباره ی ایران زیر یوغ تازیان و کارهای تازیان میفرماید:
    چو با تخت منبر برابر کنند/همه نام بوبکر و عمّر کنند
    نه تخت و نه دیهیم بینی، نه شهر/ز اختر همه تازیان راست بهر
    درباره ی خوی و منشی(اخلاقی) که تازیان با خود به ایران آورده بودند و با چیرگی درازمند(طولانی) آن منش کهن را

    • پاپک آدورپایگان

      …ادامه: از ایرانیان زدوده(حذف کرده) بودند و خوی و رفتار خود را بر ایرانیان چپانده(تحمیل کرده) بودند ، میفرماید:
      برنجد یکی، دیگری برخورد/به داد و به بخشش کسی ننگرد
      ز پیمان بگردند و از راستی/گرامی شود کژّی و کاستی
      زیان کسان از پی سود خویش/بجویند و دین اندر آرند پیش
      درباره ی نابودی سامان دیوانی(نظام حکومتی) ساسانیان مانند فرزانگان ، موبدان ، هیربدان ، ارتشتاران ، اسواران ، آزادگان ، ژایدانان ، هنرمندان ، دهگانان ، خنیاگران و… که مایه ی(باعث) سامانمندی(نظم و انضباط) و پیشرفت همبودگاه(جامعه) میشد و اکنون با فروپاشی ساسانیان دچار آشوب و هرج و مرج شده میفرماید:
      کشاورزْ جنگی شود بی‌هنر/نژاد و هنر کمتر آید به بر
      شود بندۀ بی‌هنر شهریار/نژاد و بزرگی نیاید به کار
      پس از اینها درباره ی جاندارانی(موجوداتی) دورو و دروغگو و یاوه سرا که از آمیغ(ترکیب) فرهنگی ایرانیان و تازشگران بی فرهنگ و دژخوی پدید میاید ، میفرماید:
      از ایران و از ترک و از تازیان/نژادی پدید آید اندر میان
      نه دهگان، نه ترک و نه تازی بود/سخن‌ها به کردار بازی بود
      درباره ی جشن ها و آیین های بسیاری همچون نوروز که رفته رفته داشت کمرنگ و نابود میگشت و رنج و اندوه جایش را میگرفت ، میفرماید:
      چنان فاش گردد غم و رنج و شور/که رامش به هنگام بهرام گور
      نه جشن و نه رامش، نه بخشش، نه کام/همه چارۀ ورزش و سازِ دام
      نباشد بهار از زمستان پدید/نیارند هنگام رامش نبید
      هم آتش بمردی به آتشکده/شدی تیره نوروز و جشن سده
      در پایان پردیسی پاکزاد با نگاهی ژرف(عمیق) و اندوهگین به ایرانشهری که زبانها ، آیینها ، جشنها ، فرهنگ ، فنآوری ، سازه ها ، نسکها(کتابها) ، دانشمندان و هرآنچه ایرانیان در هزاران سال با کوشش بسیار ساخته و پرداخته بودند را که تازیان نابود کرده و میکردند ، مینگرد و آینده ی ایرانیان را چنین پیش بینی مینماید:
      چو بسیار از این داستان بگذرد/کسی سوی آزادگی ننگرد
      بریزند خون از پی خواسته/شود روزگارِ بد آراسته

    • پاپک آدورپایگان

      …ادامه : چندی پس از پردیسی ، فرزانه ی دانا خیام نیشاپوری بزرگ هنگام گذر از تیسپون که روزگاری زیباترین کاخ و شهر جهان بوده و جایگاه خدایگان ، میبیند خرابه ای از آن بر جای نمانده ، فاخته ای را مینگرد که روی خرابه ها ی کاخ با سدایی سوزناک مینالد و کو کو کنان میگوید که کو؟ کجاست ؟ آن شکوه و بزرگی ، دانای نیشاپوری در راستینه(حقیقت) آن پرنده را به ایرانیان مینمایاند(تشبیه میکند) که پس از گذشت چندین سده از تازش هنوز سدای گریه از لا به لای ویرانه ها به گوش میرسد ، در چامه ی(شعر) خود که چهارپاره(رباعی) است چنین میفرماید:
      آن قصر که با چرخ همی زد پهلو/بر درگه آن شهان نهادندی رو
      دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای/بنشسته همی گفت که کوکو،کو؟کو؟
      شاهنامه و پردیسی والاتر از آنند که بندمرز اش(محدود اش) به گرایش(سلیقه) ، باور(عقیده) یا زمانی و دوره ای کنیم شاهنامه درباره باور نیست درباره ایران است و در ایران همواره مردمان گوناگون با باورها و گریشهای گوناگون میزیسته اند و میزیند ، شاهنامه ازآن(متعلق به) همه ایرانیان است با هر رنگ و زبان و نژاد و دینی که دارند ، شاهنامه ازآن یک گروه ویژه (خاص) یا گرایش ویژه نیست درونمایه ی شاهنامه ستایش خرد و راستی و مردانگی و سرزنش نادانی و دروغ و نامردیست که شوربختانه از شانس تو همگی ویژگی بد در تازیان نمود میابد اگر اندکی بیشتر شاهنامه را بپژوهیم (تحقیق کنیم) میبینیم که همان اوستای زرتشت بهدین نخستین فرزانه ی(فیلسوف) جهان است .

    • پاپک آدورپایگان

      …ادامه :خود مسلمانان به ویژه بزرگان و تاریک(تاریخ) پژوهان به گونه ای گسترده(مفصل) درباره ی تازیان و رفتار جانورخوی شان در نسکهایی(کتابهایی) همچون (فتوح‌ البلدان بلاذری) ، (الاخبار الطوال دینوری) ، (تاریخ یعقوبی) ، (تاریخ الطبری) ، ( مقدمه ابن خلدون) و (فارس نامه ابن بلخی) بیزاری خود را از تازیان آشکار ساخته اند و دروغ تو را درباره ی چگونگی برخورد تازیان با نسکهای دیگران ، روادید(اجازه ی) آزادی رفتار و پندار به مردم زیر یوغ تازیان و یاوه ای بنام مردم سالاری(دموکراسی) تازیان را کوبنده پاسخ داده اند .

    • پاپک آدورپایگان

      …ادامه : تازیان از آغاز سرگردان و بی آیینند تا اپد(ابد) و همواره زیر دست و نوکر دیگر مردمان بوده اند از بندگی برای آشوریان و بابلیان بگیر تا هخامنشیان و سلوکیان و اشکانیان ، ساسانیان و رومیان ، همواره پیاده ارتش و پیشمرگ دیگران بوده اند ، تنها در دوره ی افت ساسانیان بود که تازیان بهانه دریدن و چاپیدن دیگر سرزمینها را بدست آوردند و به هرکجا رفتند جز نابودی چیزی برجای نگذاشتند ، تازیان توانستند شهریگریهای(تمدنهای) بسیاری را از میان برند ولی ایران را نه ، هر چند آسیبهای هولناکی بر این سرزمین زدند ، تازیان همواره به شوند(دلیل) نزدیکی به شهریگریهای دیگر ، دودمان های بسیار کوچک و دهستانی(محلی) پدید آوردند همچون لخمیان و غسایان و نبتیان که همگی یا با جایگیری در خانه ی پیشینیان ناتازی(غیر عرب) یا با الگوگیری(تقلید) رخ داده ، دوره ی کوتاه و گذرایشان با خیزش بهزادان پور ونداد هرمزد(ابومسلم) خراسانی پایان یافت و به دست ایرانیانی همچون (یعقوب لیث صفاری) سیستانی ، مازیار تپورستانی و پاپک خرمی آدورپایگانی از ایرانشهر رانده شدند ، باز ماندگانشان نیز که دوباره زیر دست ایرانیانی همچون بوییان و برمکیان بودند سرانجام بدست مغولان تار و مار گشتند ، پستر(بعدتر) به دراز زمانی(مدت طویلی) شدند زیردست ترکی گویان(عثمانی) ، در روزگار نوتر پس از دست به دست شدن و زیر دست شدن میان فرانسویان و انگلیسیان ، اکنون زیر دست آمریکاییان شده اند . ولی ایرانیان از آغاز تاکنون به جز دوره های گذرای کوتاهی همواره سرور خود و دیگران و یک جهان بوده اند .
      تازیان هیچ نیاوردند و هیچ ندارند ، سازکار(معماری) سازه های اسلامی بدست ایرانیان و با الگوبرداری از کاخها و مزگت های ساسانی-زرتشتی ساخته شده میتوان گفت ادامه ی هنر ساسانی با همان چینش و روش است از گنبد گرفته تا گچ کاری و کاشیهای فیروزه ای و رنگارنگ ، میتوانی با نگاهی به کاخهایی مانند اردشیر پاپکان و بیشاپور و آتشکده های زرتشتی الگوی سازه های اسلامی مانند میدان نخش جهان ، تاج(محل) ، (مسجد شیخ زائد) و… را دریابی . در دیگر چیزها مانند پوشش و آرایش و… نیز داستان همینگونه میباشد.

    • درود بر شما پاپك آدورپايگان
      عجب نوشتار بسيار بسيار ادبي (خفني) داريد! هر وقت نظرات شما را خوندم سرگيجه گرفتم! داداش خداييش اگه پرانتزهاي مترادف كلمات نگذاري براي بچه‌هاي غير گروه انساني مثل من زياد قابل فهم نيست.
      در كل دستت درد نكنه كلي كلمات مترادف ياد گرفتم تاريك يا تاريخ! نسكها يا كتابها! همبودگاه يا جامعه! و غيره
      ايول خيلي خوشم اومد متن و شعرها جالبه.

    • پاپک آدورپایگان

      …ادامه : زبان تازی که زبانی پی(عقب) مانده و ناتوان و گروهی(قبیله ای) بوده و است ، با وامگیری واژگان پرشمار ایرانی و یونانی و… توانست کاستی هایش را اندکی واسازد(برطرف کند) ، آشفتگی اش را هم یک دانای ایرانی بنام سیبویه شیرازی با دستور زبان واساخت (برطرف کرد) ، ایرانیان دبیره(خط) گنگ کوفی را با الگوگیری از دبیره ی اوستایی سامان دادند و با نشانه(حرکه) گذاری کارآمدش کردند ، بماند که واژه ی کوفه همچو بغداد نامی پارسیست و ساسانیان به کوه ، کوف میگفتند . در نسکهایی مانند (فرهنگ واژه های فارسی در عربی محمد علی امام شوشتری)،(واژگان فارسی عربی شده السید ادی شیر) شمار وام واژگان پارسی در تازی بیش از سه هزار است که با بررسی ریزبینانه تر(دقیقتر) بسیار بیشتر از این شمار خواهد بود چون در تازی وامواژه ها دچار (تحریف و تعریب) میشوند و شناسایشان دشوار خواهد بود مانند اسر ، اپد ، آبریز ، مایه ، زرپران ، سایه که شده ( ازل ، ابد ، ابریق ، ماء ، زعفران ، ساعت) . باز هم پس از اینهمه نیکی ایرانیان به تازی هنوز زبانیست پی مانده و ناپویا که در همراهی با پیشرفت روزگار لنگ میزند . شگفت اینجاست که رخنه ی(نفوذ) واژگان پارسی در تازی بر واژگونه ی(برعکس) رخنه ی واژگان تازی در پارسی که با زور بوده ، با فرهنگ و پیشرفتگی بوده نه با زور . همچنین نشانگر آن است که تازیان یکی از استانهای ایران بوده اند .
      پس از یورش تازیان ، ایران نه تنها هیچ چیزی بدست نیاورد بلکه بیشتر داشته هایش را نیز از دست داد ، اگر ایران پرستان نبودند(پرست میشود پاسداری و دوستداری نه عبد و بردگی) سرنوشت ایران اکنون مانند بابل و آشور و مودرایه(مصر) و آناتولی سیاه میبود . پیشرفت دوران تلایی(طلایی) اسلام به شوند(دلیل) دستاوردهای دانشمندان ساسانی و ادامه ی راه آنها بدست دانشمندان مسلمان ایرانی بوده و بس . اگر از تازیان ، دستآورد ایرانیان را بگیریم تنها برایش شن و شتر و مارمولک میماند .

  12. درود بر شما

    استاد برجسته دکتر ذبیح الله صفا در بخشی با عنوان “تازیان و علوم عقلی” به شکل گسترده به این مسئله پرداخته اند.

    چنین چیزی فرض مسلم تاریخ است و قابل انکار نیست که سطح فکری اعراب در مقایسه با ملل مترقی به شدت نازل بود از جمله نقل میشود که خریم ابن اوس طائی معروف به شویل در جریان فتح حیره که مورخین اسلامی آن را به تفضیل روایت کرده میگوید “والله فکر نمیکردم که برای پول رقمی بیش از ده بار صدتا وجود داشته باشد”

    📚فتوح البلدان 241، تاریخ طبری 3/364، کامل ابن اثیر 2/ 391_392

    دکتر معین در این مورد مینویسد “اساسا در میان خود اعراب اهل سواد بسیار کم بود و با سوادان محترم نبودند و بلکه نوشتن را ننگ میشمردند”

    📚مزدیسنا و ادب پارسی، ص 9

    چنان که آخرین شاعر بدوی عرب به نام ذوالرمه با سواد بودن خود را پنهان میکرد و میگفت قدرت نوشتن در میان ما بی ادبی شمرده میشود.

    📚تجلیات روح ایرانی، کاظم زاده ایرانشهر، ص 36_37

    جاحظ در کتاب البیان و التبیین خود نقل میکند روزی یکی از امرای قریش کودکی را دید که به مطالعه کتاب سیبویه مشغول است فریاد برآورد شرم بر تو باد این شغل آموزگاران و گدایان است در آن روزگار آموزگاری یعنی تعلیم اطفال در میان اعراب بسیار خوار بود.

    📚تاریخ ادبیات تالیف دکتر صورتگر، ص 10

    دکتر محمدی در این مورد قول سودمندی را نقل کرده “عمر بن عبدالعزیز که یکی از خلفای پرهیزکار خاندان اموی به شمار میرفت در گنجینه کتاب های شام کتابی پزشکی یافت جمعی از او خواستند که از آن کتاب نسخه هایی برداشته منتشر سازند، وی چهل روز در این کار می اندیشید و استخاره میکرد تا سر انجام با آن موافت نمود” این تردید که در خلیفه دست داد آن هم در مورد کتابی سودمند نمونه محافظه کاری اعراب و بهترین نشانه روح علمی این عصر است.

    محمدی ملایری برای اثبات تأثیر فرهنگ ایرانی در اعتلاء تمدن اسلامی دو دلیل اساسی می‌آورد: اول اینکه نهضت علمی و ادبی اسلام از جایی شروع شد که قرنها پایتخت ایران بود، از بغداد پایتخت عباسیان در کنار تیسفون، نه از مکه و مدینه و خاستگاه اسلام، یا دمشق پایتخت بنی‌امیه. دوم اینکه پایه گذاران علوم عقلی و نقلی و ادبی در زبان عربی به تعبیر عربها از موالی یعنی مسلمانان غیر عرب و بیشتر ایرانیان بودند.

    📚تمدن ایران و تاثیر آن در تمدن اسلام و عرب، ص 110

    ابن خلدون مورخ نامدار در فصلی با عنوان “در این که تازیان از همه ملت ها در سیاست کشور داری دور ترند” مینویسد “سرشت عرب به کلی از سیاست داری دور است”

    📚مقدمه ابن خلدون، ج1، ص 288

    و در جای دیگر مینویسد “زیرا تازیان ملتی وحشی اند و عادات و موجبات وحشی گری چنان در میان آنان استوار است که همچون خوی و سرشت ایشان شده”

    📚مقدمه ابن خلدون، ج1، ص285

    ابن عباس از قول پیامبر اسلام نقل میکند “گمراهی پیشینیان به واسطه نوشتن بوده است” ابا سعید میگوید “من از پیامبر خواستم پاره ای علوم را به رشته تحریر در آوردم و او اجازه نداد”

    جرجی زیدان در جای دیگر میگوید “در اثار باقی مانده در اعراب حجاز چیزی در دسترس نیست که بر خط و سواد داشتن آنان دلالت کند”

    📚تاریخ تمدن اسلام، ص452

    بجز این موارد باید اشاره کنم که بنا بر اخبار مورخین اسلامی اعم از بلاذری، طبری، مسکویه رازی، هندوشاه نخجوانی، ابن اثیر و … اعراب در مدائن کافور را از نمک تشخیص ندادند و نقره را برتر از طلا فرض کردند… در ابله نیز رفتار عجیبی در مورد کلوچه داشتند…

    بلاذری و واقدی تاکید کرده اند در هنگام ظهور اسلام در قریش تنها ۱۷ نفر توانایی خواندن و نوشتن داشتند

    ارنست رنان دانشمند و فیلسوف بزرگ فرانسوی میگوید “اگر علوم دیگر ملل خصوصا ایرانیان را از اعراب بگیرید فقط عرب میماند و شتر او”

    همچنین این اعتقاد به کامل بودن قران اعراب را از هر گونه توجه به دانش های دیگر دور میکرد، از جمله روایت شده که “هیچ دانشی نیست که در قران نباشد” باعث شد تا اعراب مسلمان به آثار علمی و ذخایر فرهنگی دیگر ملت ها به دیده حقارت و دشمنی بنگردند.

    📚ملاحظاتی در تاریخ ایران، علی میر فطروس ص 26

    باور کنید اسناد و مدارک گویای همه چیز هست، حتی خودِ اعراب هم چنین مسائلی را قبول دارند نمیدانم از چه رو عده ای (پارسی نگاران عرب ستا) تمام این اسناد را نادیده میپندارند و سعی در تطهیر اعراب(اجداد خود) میکنند نمیدانم؟!…

  13. پنج نفر دیگر را هم سراغ دارم لطفا آنها را هم به لیست اضافه کنید
    1_پولس پارسی
    2_پاعول پارسی
    3_ازونکس(دانشمند اشکانی)
    4_مزدک
    5_جاماسپ ساسانی

    • چرا این پنج تن را نمی افزایید تا شوند 20تن؟

      • اشکان دهقان

        چندین بار به شما توضیح داده شد که چنانچه قصد دارید نوشتاری منتشر شود نوشتار خود را به همراه منابع و مآخذ برای ما رایانامه کنید.

        دخالت در نوشتار دیگران و امر و نهی کردن به آنها کار پسندیده ای نیست.

        باز هم تاکید می کنم نوشتار خود را به همراه منابع و مآخذ برای ما بفرستید تا به عنوان نوشتارهای ارسالی کاربران منتشر کنیم

      • این ها بیشتر نکاتند تا نوشتار
        به هر حال اگر فرصت برسی منابع و ماخذ را پیدا کردم احتمالا حدود 2ماه دیگر نوشتاری به ایمیل جناب خالقیان ارسال خواهم کرد

  14. اينم بگم جناب يكي اگه الان عربستان به اتحاديه عربي و دولتهاي عربي مينازه و نداشته‌هاي خودش را با داشته‌هاي كشورهاي غير نژاد عربي مثل عراق يا بابل، سوريه، لبنان، مصر، يمن و عمان ميخواهد جبران كند كه صد البته تمدن همين كشورهاي غير نژاد عربي به پاي اولين تمدن بشري يعني ايران نميرسد بايد به عرضتان برسانم تاريخ باستان اين كشورها را مطالعه كنيد اصلا عرب نبودند و نژاد و قومي ديگر بودند اما چون افرادي مثل فردوسي را نداشتند بعلت تجاوزات عربستان و كشته شدن مشاهيرشان و تسلط كامل حاكمان عربي بر آنها بيشتر از ايران باعث شد زبانشان عربي شود.

  15. جناب يكي ميشه بفرماييد تمدنهاي شبه جزيره عربستان و مبتكرانشان چه نام هايي داشته است و در كدام موزه مطرح جهان به نام اعراب نگهداري ميشود؟ تمدن عربستان نام اول و آخرش توحش بوده و بس. كتبيه‌ها و آثار باستاني و بناهايشان كجاست؟! چرا عربستان به جاي تور سياحت بناهاي باستاني تور شن گردي و كعبه گردي فقط دارد؟! كدام باستان شناس سرشناس و معروف دنيا در موردشان كتب نوشته برحسب كتبيه‌ها و آثار باستاني؟! رسما ثابت شد شما پانعرب هستيد چون اگر ايراني اصل بوديد هويت ملي خودتان كه تمام باستان شناسهاي شرق و غرب به اولين و كهن ترين بودن آن اذعان و اثبات كرده‌اند را انكار نميكرديد! آنهم اعرابي كه تعداد باسوادهاي 1400 سال پيش كمتر از انگشتان دست بوده كه بيشتر بني هاشميان بودند كه اجدادي عرب نبودند و اين سيبويه دانشمند پارسي بود كه قواعد صرف و نحو براي اعراب نوشت. ولي امثال شما از توهمات كشورهاي بيگانه تازه به دوران رسيده عربي حمايت بيجا ميكنيد! اگر ابراهيم نبي كه عرب نبود و جد بني اسرائيل و بني هاشم هست كعبه را نميساخت همان يك بناي تاريخي هم وجود نميداشت. نام چند مقاله جعلي امروزي با نويسندگان مبهم و مجهول هويت و عنوان هم بكار نبريد چون ژورنالهاي زيادي از ISI توسط اعراب جاهل عربستان حزب باد خريده شده كه ساخت دروغ و شايعه برايشان را راحتتر ميكند. در ضمن چيزي به نام پانپارس وجود ندارد ما ايرانيان از تماميت ارضي و هويت و مشاهير و متعلقات وطنمان در مقابل خودباخته‌هاي داخلي و خارجي حمايت ميكنيم كه در همه كشورها مرسوم و عقلاني هست و تجزيه را مردود و منفور ميدانيم برخلاف پانترك و پانعرب و پانكرد كه طبل تجزيه و رنگين بودن خونشان را هر دم ميزنند و فقط به تحقير هويت ايراني ميپردازند.

    • من فقط به کتاب ها و مقالات اشاره می کنم این که بر نمی تابید و توهین می کنید و پانعرب خطاب می کنید فقط ناشی از تعصب کوره پانعرب بنی امیه بود ژورنال آی اس آی ؟ من کدوم مقاله آی اس آی رو آوردم آقا تمدن رو که الکی نمیشه ساخت من چند تا تمدن شبه جزیره رو نام بردم قوم سبا در قرآن هم اومده البته اگر واقعا مسلمونید تمدن نبطی و تمدن دیلمون هم هست باز هم هست من کی هویت ایرانی رو انکار کردم ؟ هاشم رضی و احسان یارشاطر ایرانی نیستن؟ دست از این اتهامات بچه گانه بردارید

      • بهتره شما دست از اتهام زدن و دشمني با ايرانيان برداريد چون موثر نخواهد بود. اين تمدن هايي كه نام برديد متعلق به قوم اعراب عربستان نيست جناب يكي گويا شما هيچ اطلاعات قرآني و ديني در هيچ كتب ادياني نداريد و در زمينه تاريخ هم همينطور ولي فقط با خواندن چند وب و مقاله و كتاب آنهم نشر جديد و معاصر و كپي پيست اكاذيب كه همان اكاذيب منتشر شده و تحريف شده زير نظر وهابيان عربستان هست كه هزينه‌هاي زيادي در اين راستا دارند ميكنند با خريد نشريات مختلف! آنوقت طبل برتري اعراب بر ايرانيان ميزنيد و توقع داريد ايرانيان مشاهير و افتخارات و آثار باستاني خودشان كه به اثبات غرب و شرق رسيده دو دستي تقديم اعراب جاهل عربستان كنند! كه آنوقت انگ نژادپرستي و ناسيوناليست را از ايرانيان برميداري!؟ هيچ كشور عاقلي مفاخرش را تقديم اجنبي نميكند ما ايرانيان با هر اجنبي كه بخواهد دست درازي به خاك و مفاخر و مشاهير و اثارمان كند برخورد ميكنيم هر وطن دوستي در هر كشوري اينچنين ميكند. منم نگفتم مقاله شما ISI هست گفتم ژورنالهاي زيادي از ISI توسط اعراب خريداري شدند! پس درك كن وقتي نشريات علمي قابل خريداري توسط اعراب هستند پس خريدن چند محقق و نشريات تاريخي كاري بسيار راحتتر هست نمونه اش خريد گوگل كه خليج عربي درج كند!
        بهتره مطالعات خودتان از منابع معتبر انجام دهيد و در كنارش تعقل قرار دهيد تا حقيقت در يابيد. قبل از زندگي اقوام عربي در عربستان اقوام ديگر هم زندگي ميكردند كه بعلت عذاب الهي نابود شدند آيه 69 سوره نمل: ای رسول به این کافران بگو (اشاره به اعراب جاهل) در روی زمین سیر کنید تا بنگرید عاقت حال بدکاران به کجا کشید (چگونه هلاک شدند و ويرانه‌هايشان ماند). پس هر چيز جزئي كه جديدا در خاك عربستان پيدا بشه به سه دليل تاريخي و قرآني متعلق به اعراب جاهل نيست: 1- طبق آيات متعدد قرآن كه خطاب به مشركين عربستان هست قبل از ساخت حجاز توسط ابراهيم و اسماعيل نبي كه هر دو غيرعرب بودند اقوامي غير عرب ظالم و كافر ميزيستند كه نابود شده بودند.2- اقوام عربي بعد ورود حاجر و اسماعيل به بيابان عربستان كه عاري از سكنه بود با بوجود آمدن آب زمزم وارد شدند و تا زمان ظهور اسلام حتي قبل انقلاب ايران چادر نشين بودند و بهتره عكسهاي تاريخي شهر رياض كه مثلا بهترينشان بوده را در سال 1355 خورشيدي ببينيد كاملا بدوي بوده اما بعدش به لطف دانش غرب و آمريكا خودش را ساخت نه به همت و دانش خودش! 3- نوع سبك آثار به جا مانده در حيطه علم و هنر عربستان نيست ولي در حاليكه تمام آثار بدست آمده در خاورميانه در حيطه علم و هنر ايرانيان هست كه حتي ايرانيان در عمان و يمن و بابل قبل اسلام هم زندگي ميكردند.
        اما توجه شما به چند مورد از تحقيقات علمي پورتال جامع علوم انساني جلب ميكنم كه متن مقاله بر حسب كتب تاريخي و ديني و قرآني بسيار بود و بعلت سنگيني سايت همه را نگذاشتم. كه در مورد ايرانيان كه قبل اسلام يكتاپرست بودند و خدا و رسولش و ائمه دوستدار آنها و ايرانيان سرآمد علم و هنر بودند: آیه 54 سوره مائده، آیه 3 سوره جمعه و آیه 38 سوره محمد از جمله این آیات هستند. با اشاره به اینكه هر سه آیه درباره این است كه اگر مسلمانان به فرامین الهی عمل نكنند، خداوند قوم دیگری را جایگزین آنها خواهد كرد كه در راه او ثابت قدم باشند، هنگامی كه آیه 38 سوره محمد نازل شد، مسلمانان از پیامبر اكرم (ص) سوال كردند كه این قوم چه افرادی هستند؟ ایشان در پاسخ به سلمان فارسی اشاره كردند و فرمودند افرادی از قوم این مرد.
        ای گروهی كه ایمان آورده‌اید، هر كه از شما از دین خود مُرتَد شود به زودی خدا قومی را كه بسیار دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافكنده و فروتن و به كافران سرافراز و مقتدرند (به نصرت اسلام) برانگیزد كه در راه خدا جهاد كنند و (در راه دین) از نكوهش و ملامت احدی باك ندارند. این است فضل خدا، به هر كه خواهد عطا كند و خدا را رحمت وسیع بی‌منتهاست و (به احوال همه) دانا است. (54 مائده)
        آری شما همان مردمید كه برای انفاق در راه (تبلیغ دین) خدا دعوت می‌شوید باز بعضی از شما بخل می‌ورزند، و هر كه بخل كند بر ضرر خود اوست و گرنه خدا (از خلق) بی نیاز است و شما فقیر و نیازمندید. و اگر شما روی بگردانید خدا قومی غیر شما كه مانند شما (بخیل) نیستند (بلكه بسی از شما بهتر و فداكارترند) به جای شما پدید آرد (38 محمد)
        و نیز قوم دیگری از آنان را (كه به روایت از پیغمبر مراد عجمند) كه هنوز به عرب (در اسلام) ملحق نشده‌اند هدایت فرماید كه او خدای مقتدر و همه كارش به حكمت و مصلحت است (3 جمعه)
        توجه بدین نکته ضروری است که مطرح کردن ایرانیان در قرآن، با مسئله نژاد پرستي ارتباطی ندارد. در اینجا نمی خواهیم بگوییم که نژاد ایرانی، از دیگر نژادها برتر است، بلکه فقط می گوییم: ایرانیان نیز در کنار دیگران مورد توجه و مرحمت قرآن هستند.
        (مائده: 54); ای کسانی که ایمان آورده اید! هر که از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند در آینده، جمعیتی را می آورد که (دارای این ویژگی ها هستند): (1) خداوند آنان را دوست می دارد; (2) و آنان (نیز) خدا را دوست دارند; (3) آنان در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر کافران، سخت و نیرومندند; (4) آنان در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش ملامتگران هراسی ندارند.
        روایت شده است که شخصی درباره منظور این آیه از پیامبر(صلی الله علیه وآله) پرسید، پیامبر(صلی الله علیه وآله) دست بر شانه یا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ»; منظور آیه، این شخص و قوم او هستند. آن گاه فرمود: «لو کانَ الدّینُ بالثُریّا لتناوَلَه رجالٌ مِن أبناءِ فارس.»( فضل بن حسن طبرسى، پیشین، ج 3، ص 208.)
        شعراء: 198 و 199); هرگاه ما این قرآن را بر بعضی از مردم عجم (غیرعرب) نازل می کردیم و پیامبر این آیات را برای آنان به زبان تازی (اعراب) می خواند، آنان (اعراب جاهل) هرگز به قرآن ایمان نمی آوردند. (اشاره به اينكه بخاطر همين قرآن عربي نازل شد چون اگر عربي نبود اعراب عربستان ايمان نمي آوردند.)
        در حدیثی آمده است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ایمان نمی آورد; ولی قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ایمان آورد و این برای عجم، فضیلتی است.) عبدعلى جمعه عروسى حویزى، نورالثقلین، چ چهارم، قم، اسماعیلیان، 1412ق، ج 4، ص 165/ على بن ابراهیم قمى، تفسیر قمى، چ سوم، قم، دارالکتاب،1404 ق، ج 2، ص 124 / بهاءالدین محمّد لاهیجى، تفسیر شریف لاهیجى، ج 2، ص 14.)
        در اواخر عمر پیامبر، هنگامی که باذان، عامل (دست نشانده) پادشاه ایرانی در یمن، مسلمان شد، به دنبال آن، بسیاری از ایرانیان مقیم یمن نیز مسلمان شدند و فتنه اسود عنسی ـ از پیامبران دروغین ـ را دفع کردند و او به دست ایرانیان کشته شد. سپس ایرانیان مسلمان یمن با گروهی از مرتدان عرب مبارزه کردند تا آنکه مرتدان شکست خوردند و سرکرده آنان اسیر شد و او را به مدینه فرستادند.) مرتضى مطهرى، خدمات متقابل اسلاموایران،ج2، ص 716.)
        سلمان به عنوان یک مسلمان ایرانی و با ایمان، همواره طرف مشورت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بود. حفر خندق در جنگ «احزاب» و تهیه ارابه جنگی در محاصره «طائف» توسط همراهان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) دو نمونه از پیشنهادهای سلمان فارسی است.( ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، 1402 ق، ج 2، ص 336 / محمّدبن جریر طبرى، تاریخ طبرى، ج 2، ص 538.)
        اما آیه (89 سوره انعام) گرچه از آیات مکّی است، ولی با توجه به اینکه بعضی از قرآن، بعضی دیگر را تفسیر می کند (إنّ القرآنَ یُصَدِّقُ بَعضُهُ بعضاً) منظور همه این آیات، یک چیز است: این آیات از قومی خبر می دهند که در آینده نزدیک، مسلمان می شوند و مانند اعراب مسلمان نخواهند بود و طبق روایات یاد شده، آن قوم ایرانیان هستند. داشتن روحیه حق پذیری و نداشتن عصبیّت جاهلی حقیقتی است که آیه اخیر آن را بیان کرده است. آن‌ها كسانى هستند كه كتاب آسمانى و حكم و نبوّت به آنان داديم؛ و اگر اين گروه [مشركان] نسبت به آن كفر ورزند، كسان ديگرى را نگاهبان آن مى‌سازيم كه نسبت به آن، كافر نيستند (منظور ايرانيان).
        حالا امثال شما و دست نشانده‌هاي اعراب عربستان قاتل كه حزب باد هستند اگر حتي غرب و آمريكا قدرت نداشتند حتما مشاهير و آثار ارزشمند انها را به نام خودش مي‌ربود طبل دروغين برتري اعراب بر ايرانيان بزنيد اما مهم مردمان هستند كه حتي عربستان تمام كشورش بفروشد تا ذهن همه را به نفع خودش تغيير دهد و آثار ايراني به نام خودش و شركايش بربايد موفق نخواهد شد زيرا حقيقت تا ابد نميشه انكار كرد.

      • و در آخر به پورتال جامع علوم انساني بخش ايرانيان در اشاره‌هاي قرآني برويد بيش از 41 منبع معتبر در مورد ديد قرآن و محمد نبي و ائمه در مورد ايرانيان هست كه به نيكي از ايرانيان ياد شده كه حتي برخي از آن مورخين اهل سنت هستند و غير ايراني بودند كه ذكر شده كه در كل ايرانيان اهل علم و دين و محافظت از دين خدا و مظلومين و محب خدا و ائمه و اهل علم و هنر و قدرت قبل اسلام ذكر شده است بخاطر اين ويژگي‌ها با اعراب عربستان متفاوت خطاب شدند. و با نامهاي فُرس، الحمرا، موالي، عجم، اهل طالقان اهل سلمان و غيره نامهاي ايرانيان هست.

      • جنابعالی داری اتهام میزنی جوابتو میگیری آقا من گفتم شبه جزیره تمدن های خودشو داشته دشمنی با ایرانه این حرفهای نامربوط چیه همین که اطلاعات شما از منابع موثقه برای من کافیه جناب حرف خودم رو بهم تحویل نده نیازی نیست کل قرآن رو بیاری من کی گفتم اعراب برتر از ایرانیان هستن چرا انقدر نسبت دروغ میدی ؟ نشریات معتبر یعنی چی ؟ هاشم رضی و احسان یارشاطر مگر ایرانی نیستن ؟ ثابت کن اون منابع معتبر نیستن ؟ مدعی باید ثابت کنه من گفتم نوروز ریشه های بابلی داره این جا هم گفتم تمدنهایی در شبه جزیره بوده این چه ربطی به عربستان و مفاخر ایران داره ضعف شدید سواد تاریخی جنابعالی ربطی به من نداره مرحوم پرویز رجبی دیگر مورخ معروف میگه مورخ باید بی وطن باشه یعنی از روی تعصب نگاه نکنه جزم اندیشی امثال جنابعالی به من مربوط نیست این آخرین پیام من برای جنابعالی بود

      • جناب يكي اولا شما بايد جوابگو توهين و تهمتت باشي كه به مسلماني من شك كردي! پس آياتي از قرآن برايت فرستادم تا بداني آگاه بر دينم و تفسير دينم هستم. تهمت زديد در نوشتار قبلي گفتيد تمدن شبه جزيره عربستان نميشه انكار كرد اگر واقعا مسلمانيد! در حاليكه هيچكس تمدنهاي شبه جزيره انكار نكرد ولي همه تمدن اعراب عربستان انكار كردند كه طبق تاريخ و قرآن گفتيم متعلق به اعراب عربستان نيست بلكه اقوامي كه قبل ساخت حجاز توسط ابراهيم و اسماعيل نبي ساكن بودند و عذاب الهي نابودي حالشان شد متعلق به انان هست نه متعلق به اعراب عربستان كه تاريخي و قرآني و علمي ثابت شده است. در حاليكه شما بدون علم بر قرآن و علوم انساني و تاريخ منكر شديد و متعلق به اعراب دانستيد! دوما شما پاسخ كامل و عقلاني از همه در مورد نوروز و نماد شير و گاو با منابع تاريخي و علمي و عقلاني دريافت كرديد اتفاقا شما دقيقا بايد منبع خودتان كه معتبر باشد و تحريف نشده باشد نشان دهيد نام بردن دو نفر و نوشتار آنها كه ميتواند تحريف هم شده باشد كافي نيست هر چند استدلالهاي شما غير عقلاني و غير علمي بود. هر چند حتي نوشتار خودشان باشد طبق منابع ديني و تاريخي و عقلي رد هست و هر كس ميتواند در دادن نظريه اشتباه كند و كلام اين دو فرد ميتواند خطا هم باشد زيرا تعداد مورخان غربي و شرقي كه ايران اولين تمدن و مهد علم و هنر و نوروز و نمادهاي تخت جمشيد متعلق به ايرانيان ميدانند خيلي بيشتر از دو نفر نابرده شما هستند وگرنه نوروز و اثار تخت جمشيد ثبت ميراث جهاني به نام ايرانيان نميشد مطمئن باش همه مورخان نامي غربي و شرقي در كنار دشمنيهايي كه با ايران ميشود صحت تعلق نوروز و نمادهاي تخت جمشيد را متعلق به ايرانيان دانستند كه ثبت ميراث جهاني شده! وگرنه ثبت نميشد. ثالثا وقتي در وبي كه در مورد تاريخ و تمدن ايران سخن گفته ميشه آنهم از منابع معتبر و تحريف نشده دليلي به گفتن تاريخ ديگر اقوام نيست اين وظيفه هر كشور براي خودش هست شما نوشته ايد سعي داريد ديگر تمدنها در اين وب گفته شود (آنهم تمدنهايي كه قبل وجود اعراب در عربستان ميزيستند و نابود كامل شدند) بايد بگويم در حيطه كار فرهنگي ايرانيان در اين وب نيست زيرا اين وب در راستاي آگاهي بر تمدن ايراني و جلوگيري از تهاجم فرهنگي و افزايش روحيه ملي گرايي ساخته شده وظيفه ندارد بقيه تمدنها بگويد پس بايد از تمدن ماياها در آمريكا هم بگويد؟! (اما بي طرف بودن در تاريخ تا جايي درست است كه با دريافت مبالغ چوب حراج به تمدنت نزني و تحريف واقعه نكني چون هستند بعضي از ايرانيان مثلا ايراني چوب حراج به تمدن ايران ميزنند كتب دروغ و تحريف در نشريات زير پله اي با دريافت مبالغ از گروه هايي چاپ و به خورد مردم ميدهند اما با كمي تفكر و تعقل ميتوان به رد آن رسيد.) ديگر به عهده خوانندگان گرامي هست كه با تفحص به صحت گفتار همه ما نظر گذارها برسند يا به گفتار شما! اتفاقا مولا علي فرمودند با نادان بحث نكن چرا كه نادان ميشوي بنده هم با شما حرفي ديگر ندارم. بدرود.

    • بسیار عالی درود بر اقای وبگرد که اینگونه پاسخ دندان شکنی به اغای (اقای) جهان وطن یکی دادن

  16. با تشكر از نوشتارهاي خوبتان و آگاه سازي تاريخي.

  17. ممنون از اشتراک این مطلب مفید

  18. otobarehamsaye

    ممنون از اشتراک این مطلب مفید

  19. عالی و مفید هستند این مطالب
    ممنون

  20. الف میم پاشا

    برای کسانیکه میگن کتب ایرانی توسط اعراب آتش سوزی نشده

    بهتره به تاریخ اعراب و مسلمانان در سده نخست تاریخ هجری نگاه کنند

    از ظهور پیامبر تا خلافت علی ، تا حادثه عاشورا و و و همه اتفاقات و رویدادهای دیگر

    که نشون میده اعراب و مسلمانان به هم نژاد هم کیش هم وطن خودشون رحم نمیکردند اونوقت به ایرانی ها رحم کردند

    مصر قبل از ظهور اسلام کشور غیر عربی و مسلمان با زبان باستانی و تمدن عظیم بود

    بهتره برید الان ببینید ، زبان ، تمدن شون چطور تغییر کرده و آیا کتابی از عهد باستان دارند

    اصلا کتابی با بن مایه علمی اسلامی دقیقا مربوط به 1400 سال پیش وجود داره که رنسانس اسلام رو تائید کنه

  21. میلاد شفیع پور

    سایت و مطالبتون عالیه
    ممنون

  22. اگر اسلام آنگونه که ادعا می کند دانشمند و عالم پرورش می دهد و دنیا را از جهل و تاریکی نجات می دهد پس چرا در طول 1400 سال حتی یک دانشمند برجسته در خواستگاه اسلام یعنی سرزمین عربستان نداریم؟!

    اگر مسلمانان موفق می شدند اروپا را فتج کنند معلوم نبود که اثری از نامهایی مانند ارسطو و سقراط و بقراط و افلاطون و… باقی بماند همانگونه که اثری از نام دانشمندان ایرانی نیست در حالیکه آثار متعددی از وجود یک تمدن بسیار پپیشرفته در ایران قبل از اسلام وجود دارد که بی شک علوم و دانش پیشرفته ای می طلبد

    در نهایت این روایت از پپیامبر اسلام که علم اگر در ثریا باشد ایرانیان به آن دست می یابند ثابت می کند که ایرانی ها قبل از اسلام دانشمند و عالم داشتند که پیامبر اسلام چنین حرفی زده

    • الف میم پاشا

      درود به دو خط آخر نوشته شما

      کل تاریخ اعراب رو با زبان و کلام خودشون زیر سوال برد

      درود به شرفت

    • هزاران آفرین

    • امین عابد

      دانشمندان مسلمان به اسلام خود افتخار می کردند!
      بعضی از دانشمندان مسلمان متعلق به خطه شام و عراق هستند!

      • درود.
        اولا خودتون گفتین بعضی هاشون.
        دوما شام و عراق از تمدن های بزرگند که به تازستان(عربستان) ربطی ندارند.
        بعد هم اینکه دانشمندان دوران اسلام، مانند ابن سینای بزرگ، همواره توسط روحانیون آن دوره مورد آزار قرار میگرفتند.
        و اینکه اصلا مسلمان بوودن براشون مهم نبود.
        و فقط برای اینکه بتوانند زنده بمانند نام مسلمانی داشتند.

      • جناب آریایی آثار ابن سینا گواه بر حرفت نیست نگاه سطحی نباید داشت البته برای ناسیونالیست ها اسلام مهم نیست که اهمیتی هم نداره تاریخ مشروطه به بعد نشون داده ناسیونالیست ها چگونه عمل کردن (که این رو سعی دارم در همین سایت با اسناد نشون بدم) در ضمن شبه جزیره عربستان هم تمدن های مربوط به خودش رو داشته نیازی به تحریف تاریخ نیست

      • درود.
        جناب آقای یکی.
        بهتره بدونید اگه الان برید از کتاب فروشی های کشور، شاهنامه ی پردیسی(فردوسی) را خریداری کنید، که از آثار وی است، او به ستایش عمر و ابوبکر و عثمان پرداخته. که این درواقع اضافه شده به شاهنامه تا از بین نرود.
        ابن سینا هم بویژه بعد کالبدشکافی اش، دیگه خونش برای روحانیون مسلمان حلال بود.
        روحانیون با کار های ابن سینا(بویژه کالبد شکافیش) مخالف بودن.

      • و اینکه آقای یکی.
        بله.
        تازستان، تمدن وحشی خودشو داشته و داره.
        اما افتخاری که براشون نیست، بلکه ننگین هم هست براشون.
        البته بعد دزدین منابع ساسانی، شدن سگانی در لباس شاهان.

      • نمیخوام بگم مخالفت نبوده در آیین های دیگه هم مخالفت بوده با تشریح ولی اسلام در اون زمان دست افراد رو بازتر گذاشته بود زهراوی قبل ابن سینا در اندلس کالبدشکافی میکرد فردوسی از امام علی (ع)هم تمجید میکنه اون هم در زمان غزنویان که ضد شیعه بودن این رو چطور میخوای توجیه کنی ابن سینا هم همین طور حالا این که زیدی یا اسماعیلی یا دوازده امامی بودن نمیدونم در مورد پیام دوم هم سه تا تمدن رو میگم سبا و دیلمون و نبطی ها چند تا از اون منابع دزدیده شده رو نام ببر ولی ما میدونیم در عصر ساسانی با مانی و مانویان و مزدک و مزدکیان چه برخوردی شد این رو چطور میشه تفسیر کرد البته وجود امثال جنابعالی موهبتی برای امثال منه

      • عموم مردم شبه جزیره بی تمدن و بدوی بودند
        نبطی ها تحت تاثیر رومیان و سباییان تحت تاثیر بابلیان متمدن شده بودند

      • جناب وطن پرست نبطی ها قبل از تاسیس روم بودند و سبا در جنوب شبه جزیره بوده ربطی به بابل نداره

      • جناب آقای یکی:
        اولا که غزنویان مخالف شیعه بودن ولی علی ابن ابی طالب هم خلیفه ی 4 ام اونها بود!
        پس تعریف از علی خطری برای پردیسی(فردوسی) نداشته.
        و اینکه لطا در این جمله ی پور سینا(ابن سینا) تامل کنید:
        “ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﺪﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭﺍﺟﺐ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺒﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺐ، ﮐﺎﺭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯼ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﻢ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻖ ﺍﻣﺮﯼ ﻣﻬﻤﻞ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺧﻠﻘﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﻣﺮﯼ ﻣﻬﻤﻞ ﺍﺳﺖ …”
        تازیان که از گشنگی، با ادرار شتر خودشون رو سیر میکردن، از منابع بزرگ ساسانی(گنجینه های ساسانی) همچون درفش کاویانی که آن وحشی هاجواهراتشو کندن و چرم باقی مانده را سوزاندن و فرشی که از کاخ ها به غنیمت گرفت رو این وحشی ها، تکه تکه کردن و میان خودشون تقسیم کردن و تجاوز ها و غارت های دیگر بر ایرانیان و… .
        شاید اینها برای غیر ایرانیان(تازی ها) مهم نباشه و حتی عامل افتخار.
        اما اینها برای ایرانیان غیرتمند و عزیز، ارزشمند است.

      • و اینکه جناب یکی.
        نبطی ها در شمال تازستان(عربستان) بودند و برخی از آنان از تازستان کوچ کردند پس تازی ها از نژاد نبطی نیستند.
        و سازه های آنها نیز ربطی به تازی ها ندارد.
        و اینکه مردم سبا.
        آنها مردم یمن بودن که اصلا به تازی های تازستان ربطی نداشتند و حتی اقدام به نابودی کعبه هم کرده بودند!
        پس این مردم هم با تازی ها فرق دارند.
        با سپاس از وقت گذاشتن شما.

      • و جناب یکی.
        ساسانیان یکی از برترین شاهنشاهی هایی بودن که شاه، با وجود چیزی بنام قانون، اجزاه ی زیاده روی نداشت.
        و بعد شاهنشاهی(امپراتوری) هخامنشی، میشه گفت اولین شاهنشاهی قانون مند بود که شاه تقریبا مشروطه بود.
        شاپور اول، حتی از مانی طرفداری کرد و اجازه ی تبلیغ به او داد.
        اما در دوران بهرام یکم با او مبارزه کرد(بهتره بدانید که دین مانی خدای واحد رو پرستش نمیکرد و حتی طبق قانون اسلامی مبارزه با آن اشتباه نبوده).
        و اما مزدکیان.
        مزدک که توسط خسرو یکم به قتل رسید، معلول مشهور و قدرتمند شدن این مذهب بود.

      • جناب آریایی فردوسی جایی میگه
        هر آنکس که در جانش بغض علیست ازو زارتر در جهان زار کیست (بخش 7 ستایش پیامبر از گنجور)
        [پیوند] همون بخش رو بخونی جوابتو می گیری چهار نفر رو مقایسه کن حرف بیشتری نمی زنم در مورد ابن سینا آدرس دقیق بده همین طور از وبلاگ آتئیست ها و آگنوستیک ها کپی نکن یه بررسی بکن ببین شبهه ای مطرح کرده و جواب داده یا نه شاید تو شبهه رو میاری و جوابو نمیاری درسته آتئیست ها بیش از این ازشون انتظار نمیره ولی یه ذره هم باید عقلانیت وجود داشته باشه البته من میدونم قضیه چیه ولی آدرس دقیق بیار از کتاب عرییش هم بیار تا معلوم بشه در مورد بخش دوم بهت بگم جنابعالی تفاوت گرسنگی و تشنگی رو باید بدونی ( همبن ابن سینا ادرار شتر رو برای برخی بیماریها تجویز کرده ) خب یه عده هم ادرار گاو رو برای حمام کردن انتخاب میکردن مگر غیر اینه ؟ اتفاقا میخواستم همین دو مورد رو بگی آقا جان مگر پرچم تمدن میاره ربطی به تمدن نداره مگر فرد رو متمدن میکنه لطف کن یه تعریف از تمدن بگو همون خسرو پرویز مگر به سوریه و مصر و آناتولی حمله نکرد حتما خیال کردی با درود و بدرود رفتار کرد

      • درود.
        جناب یکی اولا بگذار روشن کنم که خیلی از اشعار پردیسی پس از نوشتار های وی اضافه گردیده.
        قدیمی ترین باستان نامه(شاهنامه) نیز که بدست رسیده، برای بعد فوت پردیسی بزرگ هست.
        ادرار شتر و گاو بدلیل وجود آمونیاک برای ضد عفونی کردن بسیار عالی هستن اما برای خوردن، اصلا.
        دردین زرتشتیت هم مسئولان اجساد، برای پاکیزگی از آلودگی ناشی از جسد خود را با آن میشستند و در تاریخ نیز اثبات شده که اجساد چقدر میتوانند بیماری زا باشن پس این کار غلط نبوده.
        اما نوشیدن ادرار شتر اصلا پسندیده و عقلانی نمیباشد.
        پس برای شست و شوی عادی از ادرار گاو استفاده نمیشده.
        پرچم نشانه ی قدرت و تمدنه.
        نشانه هست.
        این را هم نمی دانی؟؟؟
        و اینکه ساسانیان وارثان دولت باشکوه هخامنشی بودند.
        پس حق برای آنان بود که مصر را باز پس گیرند.
        و اینکه مصر و بقیه شهر ها برای امپراطوری بیزانس بودن و آنها هم دشمن بودند نه دوست.
        پس تسخیر این سرزمین ها حکم عقل است.
        و اینکه تمدن و علم در آن دوران باشکوه که تجلی هخامنشیان بود، زبان زد است و متاسفم برای شما که تاریخ را ایران را نمیدانی.
        البته، شاید هم ایرانی نباشید و آنگاه دیگر سخنی نمیباشد.:).
        از تمام دنیا برای ورود به دانشگاه گندی شاپور تلتش میکردند که مرکز علم بود!
        اونوقت شما ادعای دانش تاریخ دارید؟

    • درود بر شما حرف حق پذيرفتني هست. با اينكه مسلمانم و شيعه اما پيرو حرف عقلاني هستم چرا كه در همه اديان از جمله دين خودم تحريفات بسيار هست مثل اين سخني كه سالها به خوردمان دادند كه ايران بخاطر اسلام داراي دانشمند شده! در صورتيكه معماران خبره و اساتيد و دانشمندان و كيمياگران برجسته در ايران باستان بوده وگرنه اين همه آثار باستاني نداشتيم و يك نمونه سه دانشمند و منجم ايراني كه تولد عيسي مسيح نويد دادند يا موبدان منجم در ايوان مداين كه تولد محمد نبي نويد دادند بماند علوم نجوم و رياضي و معماري و پزشكي تولد اوليه‌اش در ايران باستان داشته و كتب ايرانيان در مصر و چين هم انتشار يافته بود حتي مورخين غربي هم تاييد كردند. درست هست خدا دانشمندان و فراگرفتن علوم توسط بشر را دوست دارد اما دين سبب افزايش هوش و ذكاوت و تولد نسل دانشمند در جوامع نميشه بلكه ژنهاي قوي لازم هست وگرنه اگر اسلام فقط سبب توليد دانشمند بود نبايد غرب اين همه دانشمند و محقق ميداشت! يا چرا عربستان سعودي هيچ دانشمندي از نژاد خودش نداشته نه در باستان نه در بعد اسلام حتي ابن حيثم به نام خودشان ضبط كردند در حاليكه وي اهل بصره و بابل بوده. يا مثلا ابوريحان بيروني و ابن سينا و زكريا رازي و جمشيد غياث الدين كاشاني و غيره كه ايراني اصل هستند اما عربستان به نام خودش ضبط كرده! با ادله اينكه نامشان عربي در داخلش بوده! در حاليكه بعد اسلام اسم بيشتر ايرانيان به اسمهاي عربي تبديل شد اگر فردوسي و سيبويه نبودند شايد زبانمان هم كلا عربي ميشد! در منابع معتبر هم آمده حتي در فيلم ورژن خارجي محمد رسول الله هم آمده تعداد با سوادان در عربستان كمتر از 10 نفر بود كه آنهم بيشتر بني هاشيمان بودند! اين حقيقت نميشه انكار كرد كه اعراب جاهل عربستان تمدن كش و قاتل فرهنگ و علم تمدنها بودند همانطور كه تمدنهاي بابل و سوريه و لبنان را نابود كردند و در حيقيت مردمان آن ديارها عرب نيستند زبانشان عربي شده البته بعلت تجاوازات مثل ايرانيان كه اعراب بسيار ايرانيان اذيت كردند رگ عربستاني در همه مردمانشان وجود دارد. و كلا نژاد مردمان خاورميانه مخلوط با همديگر شدند بخاطر همين فاز چهره‌ها در يك طيف افتاده و كشورهايي مثل تركيه و لبنان كه زياد اصلاح نژاد با اروپاييان دارند كمي تغييرات بيشتري دارند.

      • از نوشتار نظرگذار بنام احمد خوشم آمد نظر نوشتم. دين دانشمند ساز نيست به جوهره فرد وابسته هست دين فقط انسان به تفكيك خير و شر رهنمود ميسازد.

  23. بهتر است پاعول پارسی و پولس پارسی و ازوکس و جاماسپ ساسانی را هم به لیست اضافه می کردید که بشوند 20تا
    با تشکر

  24. امیرحسین

    آیا دانشگاه جندی شاپور رو افراد رومی ساختن؟؟

    • اشکان دهقان

      مشغول پژوهش درباره دانشگاه گندی شاپور هستیم و متاسفانه باز هم با نا همسانی منابع در این باره برخورد کرده ایم.

      برخی نوشته اند شهر گندی شاپور در زمان اردشیر پاپکان ساخته شد و به یاد پسرش نام شهر را گندی شاپور گذاشت. سپس دانشگاهی در این شهر بنا کرد و به مرور دانشمندان از سراسر جهان آمدند تا در این دانشگاه تحصیل کنند.

      برخی دیگر می گویند شاپور یکم پس از پیروزی بر رومیان، سربازان رومی را به کار گرفت و شهری با نام خود به وجود آورد و دستور ساخت دانشگاه در این شهر داد.

      برخی هم دانشگاه گندی شاپور را مرتبط با زمان شاپور دوم می دانند

      موارد دیگری هم ذکر شده است که مشغول پژوهش هستیم. امیدواریم بتوانیم پژوهش های خوبی در این زمنیه داشته باشیم و آنها را با مخاطبان در میان بگذاریم.

  25. امیرحسین

    البته به نظر بنده زیاد دلیل متقنی نیست که بگیم حمله اسکندر و اعراب باعث فراموشی نام اونها شده همونطور که ما حمله مغول رو هم داشتیم اما با وجود کشتار زیاد و کتاب سوزی ها باز هم نام دانشمندانمون فراموش نشده..به هر حال ما اغلب دانشمندان و بزرگان علمیمون پس از ورود اسلام بودن.. در مورد بزرگمهر هم هم متاسفانه که این شخص حکیم توسط خسروانوشیروان کشته شد.

    • اشکان دهقان

      اصلی‌ترین تفاوت اعراب و یونانی‌ها با مغول‌‌ها. نابودی در دراز مدت بود. اعراب و یونانی ها در بلند مدت به نابودی علم و دانش پرداختند. ما نباید توقع داشته باشیم فقط در کشورگشایی‌های الکساندر یا عمر نابودی رخ داده باشد بلکه دهه ها این نابودی ادامه پیدا کرد. ولی مغول‌ها بیشتر نابودی‌ها را هنگام یورش انجام دادند و در دراز مدت برنامه ای برای نابودی نداشتند. برای همین اقدامات عرب ها و یونانیان بسیار تاثیر گذار تر بود. پس از تهاجم یونانیان و اعراب زبان خود را فراگیر کردند و اقدامات دراز مدت برای سلطه فرهنگی انجام دادند به طوری که خیلی از مردم نگارش های باستانی را نمی توانستند بخوانند. اما پس از حمله مغول زبان مغولی اصلا فراگیر نشد و همان ربان ها باقی ماندند.

      اتفاقا بیشتر نابودی های یونانیان و اعراب را باید در دوران سلطه آنها جست و حو کرد و نه دوره حمله آنها که بخواهیم با حمله مغول ها مقایسه کنیم.

      جدا از این با آنکه مغول‌ها کشتار زیادی انجام می‌دادند اما توجه عجیبی به دانشمندان داشتند به طوری که مردمان بسیاری را می‌کشتند ولی دانشمندان را حفظ می‌کردند. شاید از نظر آنها کسانی که به دردشان می خورد را نگه می‌داشتند. تفاوت مغول‌ها با اعراب و یونانی‌ها این بود که آنها کتاب‌های پیشین را خطری برای خود نمی‌دانستند در حالی که یونانی‌ها و اعراب چنین آثاری را خطری برای ایدئولوژی خود می‌دانستند. حمله و سلطه مغول‌ها به هیچ عنوان جنبه ایدئولوژیک یا دینی نداشت که کسی را به خاطر دینی که دارد منزوی کنند یا جزیه از او بگیرند و… . به طور کلی نابودی علم و دانش توسط مغول‌ها بسیار کمتر از عرب‌ها بود هرچند کشتاری که مغول‌ها انجام دادند به ویژه از توده‌های مردم بسیار زیاد و جنایت آمیز بود.

      نمی توان به یقین گفت که اغلب دانشمندان پس از یورش اعراب بودند چرا که آثاری که از ایران باستان مانده است بسیار شگفت آور هستند و حتی مانند آنها را تا مدت های زیاد پس از اسلام نمی بینیم. برای نمونه پارسه (تخت جمشید) یا ایوان مدائن و… همانطور که در متن هم توضیح داده شده نام بسیاری از دانشمندان ایران باستان به دست ما نرسیده است ولی آثار زیادی به دست ما رسیده است. همچنین اگر دانشمندان پس از اسلام ایران که جایگاهی جهانی مانند دانشمندان ایران باستان که در متن ذکر شد داشتند را بررسی کنیم تقریبا به همان تعداد است که به دست ما رسیده است. برای نمونه پورسینا، زکریای رازی، خیام و… که از نظر جایگاه جهانی با برزویه و بزرگمهر همسان هستند ولی قطعا نمی توان دانشمندی مانند ابوالوفا بوزجانی (که بسیار ارزشمند است) را هم تراز هوشتانه و برزویه و بزرگمهر دانست! قطعا در ایران باستان بوزجانی های زیادی بودند که نام آنها به دست ما نرسیده است.

      با این حال کار دانشمندان پس از اسلام در ادامه کار دانشمندان ایران باستان بوده است و اگر علم و دانش در ایران گسترش نداشت طبیعتا دانشمندان زیادی به وجود نمی آمدند. سوال آنجاست که چرا عرب ها این همه دانشمندان نداشتند؟

      درباره بزرگمهر هم اساسا نمی توان به یقین گفت که اعدام شده یا به مرگ طبیعی از دنیا رفته چرا که منابع اشتراکی در این باره ندارند چه برسد که این اعدام را توسط انوشیروان بدانیم! حتی برخی از منابع نوشتند تا زمان عمر بن خطاب زنده بوده است که البته به نظر جنبه افسانه ای دارند. به طور کلی درباره پایان زندگی بزرگمهر اطلاعات دقیقی در دست نیست که بخواهیم نتیجه گیری کنیم.

      • امیرحسین

        البته در مورد کتاب سوزی اعراب من سوال کردم گفتن نمیشه به روایتش استناد کرد و برای حرفشون هم دلایلی دارن

      • اشکان دهقان

        چنانچه منظور شما نوشته‌های ابن خلدون است که نمیشه بهش استناد کرد تنها دلیل کسانی که رد می‌کنند این است که در منابع قدیمی‌تر این روایت نیامده! البته از آنجایی که اختلافاتی درباره درستی این روایت وجود دارد ما در این متن چندان به نابودی علم در زمان خلفای نخستین اشاره نکردیم بلکه به نابودی علم و دانش در زمان امویان اشاره کردیم و منابع معتبری مانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی درباره کشتار دانشمندان آوردیم (ن.ک: آثارالباقیه، ص ۵۷). حتما پانویس ۳ را مطالعه کنید.

        در واقع همان نابودی علم و دانش بلند مدت مد نظر ماست. حتی تا سالها پس از یورش و کشورگشایی‌های خلفای نخستین نابودی دانشمندان ادامه داشته است که نشان دهنده عمق فاجعه است.

    • تاثیر پیشرفت برای نوشنار و چاپ را از یاد نبرید. صده ای معاصر تر و استقلال ایران از اعراب امکان ماندگار شدن دستاوردهای رازی زا پورسینا رو فراهمتر کرد.

  26. الف میم پاشا

    درود و دست مریزاد پویندگان سایت
    3 ساعت میشه در حال مطالعه سایت هستم … تا به این مطلب برخوردم که همیشه بیان ش منو آزار میداد

    لازم میدونم که عقیده ی خودم را شاید کمی طولانی بیان کنم

    دوستان از ما اسامی دانمشندان و فرهیختگان ما قبل اسلام و ایران باستان را میخواهند …

    یعنی شما معتقید ورود اسلام باعث شکوفائی و رنسانس علمی در ایران شده

    آیا اولین دانشمند و فرهیخته ی ایرانی پس از اسلام علم و دانشش رو از سرزمین اعراب یا بطن اسلام آورده ؟؟

    آیا اسلام با ورود تدریجی به سرزمین ها و کشورهای دیگه هم اینطور باعث مثلا رنسانس علمی شد «1400 سال پیش از عربستان تا آندلس و اندونزی و نیجریه » ؟؟

    ایرانیان از هزاره های قبل از میلاد مردمانی بسیار باهوش و با دانشی بودند، یافته های شهر سوخته برای این گواه کافیه

    اکثر مکتوبات و اسناد ، تاریخ و نوشته های ایران باستان با تهاجم اعراب و اسلام نابود شد .. مکتب و مردمانی که هیچ بهره و هوشی از دانش و علم نداشتند و فقط دنبال لذت های خودشون بودند «برای همین قرآن براشون نازل شد»

    تنها بازماندگان و نجات یافتگان دوران بزرگی ایران باستان هنر و مهندسی آنها در سازه هاست که آن هم به انکار و نابودی کشانده شد

    بهرحال از جماعت ایرانی و پارسی گفتن و از اعراب و بیگانه پرست نشنیدن

    آنچه می‌گویم به قدر فهم توست مُـردم انـدر حـسـرتِ فهم درست

  27. مرتضی حماسی

    سلام. دانشمندان مسیحی ایرانی مانند پولس پارسی(فیلسوف)زمان انوشیروان که کتابی دارد در مورد پاسخ به پرسش های فلسفی و علمی انوشیروان، و دکتر رهام اشه ترجمه ش کردند به انگلیسی، همچنین افراهات الهیدانان مسیحی ایرانی که نامش فرهاد است از زمان ساسانی، و بردیصان حکیم و الهیدانان مسیحی پارتی نژاد و… تنها نمونه هایی از دانشمندان ایران هستند که آثاری از آنها موجود است. همچنین از دانشمندانی مانند برزویه، دستنوشته ای به لاتین موجود است که در مورد پزشکی است. زیگ شهریار هم فراموش نکنیم که مورد استفاده ی ابوریحان و دیگر دانشمندان ایران پسا اسلامی بوده. بنده بخواهم از این دست مثال ها بیارم، طول میکشد. در کتاب تاریخ تحولات ایرانشناسی دکتر مریم میراحمدی، جلد اول، به موضوع متون علمی ایران باستان مفصل اشاره رفته است. از بین رفتن کتب علمی و تاریخی ایران، امر بدیهی است، و حتی در مورد متون علمی و تاریخی اسلامی هم صادق است، مثلا محمد بن عمر واقدی، ده ها کتاب داشته که فقط مغازی او بدست رسیده. در میان کتب های نامبرده در الفهرست ابن ندیم، یک صدم کتاب های نامبرده هم بدست نرسیده. آیا دلیل میشود که این کتاب ها وجود نداشته؟

  28. خود سلمان فارسی بخاطر دانشی که داشت به اعراب کمک کرد مثلا ساخت خندق!!!

  29. افلاطون برای چندین سال در ایران زندگی کرده است. افلاطون فلسفه اشراقی ایران را گفته است در مقابل فلسفه ارسطو

    • درود.
      لازم به ذکر است که ارسطو خودش دانش آموز افلاطون بوده.

  30. حقیقتا ممنون از مطلبتون
    به دور از تعصبات ابلهانه و موثق
    امری که برایم جالب است ناسیونالیست خواندن افرادیست که به گذشته کشورشان دیدگاه واقع گرایانه دارند
    اینکه بپذیریم کشورمان در گذشته سرزمینی متمدن بوده چه ارتباطی با تفکرات ملی گرایانه دارد؟
    این امر تنها پذیرفتن یک واقعیت تاریخیست
    ما هم پیش از اسلام هم پس از اسلام در بسیاری از علوم در سطح جهانی جایگاه مهمی داشته ایم
    چرا باید این موضوع رو مختص به قبل یا بعد از حمله اعراب بدانیم؟

  31. باسلام
    فرضا فرضا فرضا این ۶- ۷ نفر وجود خارجی داشته باشن؛ فرضا! چون هیچ سند معتبری در موردشون ارائه نشده؛ فلان کتاب و فلان نویسنده ایرانی و خارجی سند نیستن؛ راوی اند و بس؛ حالا فرضا هم این ۶-۷ نفر واقعی باشن؛ این با ده ها هزار دانشمند دوره پس از ورود اسلام قابل قباس که نیست ؛هیج …بیشتر شبیه شوخیه
    بپذیریم گذشته پیش از اسلام ما پر بوده از جنایت و قتل و غارت و بربریت.

    • اشکان دهقان

      با سلام.

      نخست اینکه در همین نوشته نام ۱۵ تن از دانشمندان ایران باستان آمده است که به همراه زرتشت که نام او در انتها آمده است، می شود ۱۶ تن؛ نه ۶ یا ۷ تن!! دوم اینکه اگر به مقالات و کتاب‌های معتبری که معرفی شد مراجعه کنید، می‌بینید که منابع دست اول هم آمده است. اگر حوصله و توان مطالعه ندارید چرا درج دیدگاه می کنید؟!

      موضوع بعدی اینکه لطفا درباره دانشمندان پس از اسلام اغراق نکنیم. درست است که دانشمندان پس از اسلام کارهای ارزنده زیادی انجام دادند اما آن دسته از دانشمندان که مانند اشخاصی که در ایران باستان نام برده شد، در سطح جهانی شهرت داشتند ده ها هزار تن نبودند. بسیاری از دانشمندان ایران پس از اسلام هم ادامه دهنده راه دانشمندان ایران باستان بودند. بگذریم از این موضوع که به همان دانشمندان بزرگ مانند «زکریای رازی» و «پورسینا» انگ هایی مانند ملحد و زندیق و… زدند. در واقع همان اندیشه‌ای که امروز دم از دانشمندان پس از اسلام می زند و ایران باستان را تحقیر می‌کند، همان دانشمندان پس از اسلام را در تنگنا قرار می‌داد!!!!

      با توجه به آثار بسیار فراوان علمی و فرهنگی از ایران باستان در میابیم که نام بسیاری از دانشمندان ایران باستان به دست ما نرسیده است آن هم به دلیل نابودی اسناد و مدارک ایران باستان توسط مقدونی‌ها و عرب‌ها بود که نام بسیاری از دانشمندان ایران باستان از جمله پزشک‌ها به دست ما نرسیده و فقط نام اشخاصی که در سطح جهانی شهرت داشتند به دست ما رسیده است.

      اما درباره اینکه چرا نام همه دانشمندان ایران باستان به دست ما نرسیده است و این دانشمندانی که نامشان به دست ما رسیده است، چه جایگاهی داشتند در مطلبی دیگر توضیح داده شده است:

      «یک بحث که اینجا مطرح می‌شود، بحث نام‌ها است و یک بحث دیگر، بحث آثاری است که به جا مانده است و قطعا آن آثار پدیدآورندگانی داشته‌اند که نام‌ها‌یشان به دست ما نرسیده است، با توجه به آثار باستانی که از جمله آثار معماری، آثار ستاره‌شناسی و… که از دوره هخامنشیان تا دوره ساسانیان باقی مانده است می‌توانیم بگوییم که دانشمندان فراوانی قطعا وجود داشته‌اند؛ نه صرفاً از نظر علومی مانند ریاضی و فیزیک و از این موارد، بلکه یک اندیشه‌ای پشت این معماری‌ها است، ما نباید از این اندیشه‌ای که پشت این آثار است غفلت کنیم. اما واقعیتی وجود دارد و آن هم این است که کشور ما تهاجم‌های بزرگی را به خود دیده است، از جمله تهاجم بزرگ الکساندر مقدونی و تهاجم خلفای نخستین عرب؛ باید توجه داشته باشیم که همان کتیبه‌هایی که در دوره هخامنشی به خط میخی است را دیگر پس از آن نمی‌بینیم و در دوره هلنیستی، پس از حمله اسکندر دیگر کتیبه‌ای به خط میخی پارسی باستان نمی‌بینیم؛ این خود نشان می‌دهد که تا چه میزان نابودی رخ داده است و تا چه میزان انزوای کاتبان و دانشمندانی که پیش از این وجود داشتند رخ داده است و ما کاملا تحولی را در خط می‌بینیم، حتی در زبان، تا جایی که تا مدت‌ها کتیبه‌‌ها را فقط به خط یونانی می‌بینیم. خیلی اندک کتیبه‌ها به خط‌های دیگر هستند، تا این که دوباره حکومت‌های ایرانی شکل می‌گیرند، البته بحث نابودی کتاب در خود حمله اعراب و خلفا جای بحث و گفت‌و‌گو دارد که می‌توانیم در یک بحث مفصل به صورت علمی و دقیق آن را مورد بررسی قرار دهیم؛ اختلاف‌نظر وجود دارد که عمر بن خطاب کتابی را آتش زده است یا خیر، نابودی رخ داده است یا خیر، من هم این‌جا به صورت قطعی نمی‌گویم چون احتیاج به بحث مفصل دارد، اما در هنگام سلطه اعراب بر ایران به ویژه در دوره اموی دیگر تردیدی نداریم که نابودی‌ها رخ داده است و به هر حال بخواهیم یا نخواهیم حکومت اموی یک حکومت نژاد‌پرست بود و غیر عرب‌ها را پست می‌دانست، بنابراین هم روایات خیلی مستمر و دقیقی داریم و هم شواهد نشان می‌دهد که نابودی‌های زیادی رخ داده است. از این بابت طبیعی است که نام بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان از یاد برود؛ اما با همه این‌ها باید توجه داشته باشیم که این نام‌هایی که مانده است و به دست ما رسیده است مانند برزویه پزشک، بزرگمهر بختگان، آذرپاد مهرسپندان و حتی در موسیقی بویژه این‌که در دوران ساسانی موسیقی به سمت علمی شدن پیش رفت، باربد و نکیسا و… ظهور کردند. باید بدانیم که با وجود آن نابودی‌ها، آن‌قدر جایگاه آن‌ها رفیع بوده است که این امکان به وجود آمده که نام آن‌ها به دست ما برسد. اما توجه کنید اگر یک اتفاقی برای بشر بیفتد که کل دنیا را تحت تأثیر خودش قرار دهد و خیلی از داده‌ها و کتاب ها نابود شود، ممکن است هیچ‌کس نام «دورکیم» در ذهنش نماند با این که خیلی دانشمند بزرگی بوده است، اما مطمئن باشید همه نام اینشتین و نیتون در ذهنشان خواهد ماند، اشخاص برجسته‌ای مثل دانشمندان ایران باستان که حتی تا امروز نام آن‌ها مانده است، نشان می‌دهد آن‌قدر جایگاه رفیعی داشته‌اند که در سطح بین‌المللی شهرت داشته‌اند و نامشان به دست ما رسیده است».
      نگاه کنید به: https://kheradgan.ir/?p=16765

      البته من نمی دانم شما ایرانی هستید یا خیر، معمولا کسانی که چنین ادعاهایی را درباره ایران باستان می کنند یا ایرانی نیستند یا ریشه ایرانی ندارند اینکه از اصطلاح «گذشته پیش از اسلام ما» استفاده می کنید چای بحث دارد که آيا گذشته شما هم هست یا نه. در هر حال اگر ایرانی باشید احتمالا منظور شما از جنایت و قتل و غارت و بربریت، تهاجم مقدونی‌ها و عرب‌هاست که باعث نابودی آثار فراوان تمدن بزرگ ایرانی شد. وگرنه چنین ادعاهایی درباره ایران باستان بیشتر شبیه به شوخی است. البته جالب است که شما که دم از سند معتبر می زنید، صرفا ادعایی را بدون سند و مدرک بیان می کنید که کار همیشگی ایرانستیزان است.

  32. نرنجم زخصمان اگر برتپند کزین آتش پارسی برتبند سعدی شیرین سخن

  33. ممنون از اطلاعات خوبتون

  34. والله ، اینهایی که نام بردید بجز مانی نقاش .{ زردشت پیامبر که مربوط به قبل از مادهاست} و باربد و برزویه که هیچ چیزی به جز اسمشان نمانده . به هیج عنوان قابل مقایسه با سقراط – افلاطون ، گزنفون ، هرودوت و بطلمیوس و….
    نیست . فکر کنم هندونه بغلمان دادند . واقعیت را باید پذیرفت.

    • بله به راستی بزرگان ایرانی با امثال هرودوت قابل مقایسه نیستند و جایگاه بسیار رفیع تری از دروغ زنانی مانند هرودوت دارند.

      البته همین یونانیانی که نام بردید مانند افلاطون و گزنفون تحت تأثیر ایرانیان بودند به ویژه گزنفون که خودش به این موضوع اعتراف کرده است و فرمانروایی کوروش را نمونه بارز فرمانروایی درست دانسته است. به گمانم حتی یک اثر گرنفون را هم مطالعه نکردید.

      جدا از این آیا شما این همه نوشته بازمانده از امثال آذربادمهراسپندان و آثار باستانی ارزشمند که نشان دهنده دانش و آگاهی است را نادیده می گیرید!! اینکه شما می گویید به جز مانی و زردشت و باربد و برزویه از بقیه جز نام چیزی نمانده نشان دهنده مطالعات اندک شماست. چرا که نوشته های فراوانی از آذربادمهراسپندان و همچنین روایات فراوانی از بزرگمهر بختگان باقی مانده است.

      به قول دکتر دینانی فلسفه از ایران باستان آغاز شده است و یونانیان هم تحت تأثیر ایرانیان بودند. شواهد گوناگون دراین زمینه وجود دارد که میتوانید به سخنان و نوشته های دکتر دینانی مراجعه کنید. تأثیری که اندیشمندان یونانی از زردشت گرفته اند بر کسی پوشیده نیست.

      اما متأسفانه الکساندر حمله کرد و سپس بازماندگانش آثار زیادی را نابود کرد. بله از برخی مانند هوشتانه نام مانده است و البته افسانه سازی های غربی ها. دلیل آن هم تهاجم خونین یونانیان بوده است. اما خودشان اعتراف کرده اند که دانشمندان و اندیشمندان یونانی از هوشتانه آموخته اند.

      به راستی خود زنی ناآگاهانه ما جالب است. به قول دکتر دینانی حدیث جعل می کنیم که بگیم پیش از اسلام خبری نبوده!!! نه خیر آقا پیش از اسلام خیلی خبر بوده. تا دیروز افراطی ها می گفتند ایران باستان اصلا دانشمند نداشته!!! وقتی به آنها گفتیم بروزیه و بزرگمهر و آذربادمهراسپندان پس چی؟ حرفی نداشتند و گفتند هندوانه زیر بغلمان نگذارید!!! به راستی ما باید این حرف های غیر علمی را که متناسب بازار میوه و تره بار است را بپذیریم؟!!!

      بیایید از تعصبات نژاد پرستانه غربی دست برداریم. تحت تأثیر بازماندگان چپ گراهای وابسته به شوروی قرار نگیریم و تاریخ را آنطور که بوده بخوانید. دست از خود زنی برداریم و بپذیریم که ایران باستان نقش زیادی در پیشرفت تمدن بشر داشته است

    • جناب واقعیت اینه اسناد و کتب هاو مکانهای نظیر “دانشگاه گندی شاپور اعراب مسلمان اتش زدن…. ایا شریعتی بیسواد “مدرک تقلبی حاجیو لوژی” و رائفی پور ها و پور پییرار ها و ……. تک تک ایرانستیزان معنی “دانشگاه” میفهمن؟؟؟ تو دانشگاه گندی شاپور فکر میکنی چی کار میکردن؟!!! که اتش زدن و اسناد نابود کردن؟ هویج پرورش میدادن اونجا؟ میدانی عمر شخصا دستور داد هزاران کتاب از تمدن سرزمینت نابود بشه؟ بعدش این مزخرفترین حرف که بگیم اگه عرب حمله نمیکرد به ایران ایرانی بدنبال علم نمیرفت!!!! ابن سینا با قران خواندن پزشک شده بود؟ خیام با قران خوندن بنظرت فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و شاعر و ….شد؟ ابوریحان با اسلام و نماز خواندن دانشمند و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس و….. شد؟؟؟ این چه مزخرفی میگن؟ اگه عمر لطف نمیکرد! به ایران حمله نمیکرد! تجاوز و… ما خنگ بودیم؟ دنبال دانش نمیرفتیم؟ ای شرم بر رائفی پورها و شریعتی ها و پور پییرارها و دروغگوها …” هر انکس منطق داره میفهمه چه خبره” هر کی هم نه! به درک که نمیفهمه

      • چه ربطی به رائفی داره؟؟؟ طرف چپ میره راست میاد داره از تمدن ایران دفاع میکنه،
        درد ما واقعاً تعصب سنگین و جاهلانه ـست، یه عده احمق به رائفی تهمت میزنن که داره پان فارس راه میندازه
        یه عده دیگه از اونها بدتر میان میگن نه رائفی ضد ایرانیه!!!

        میشه بفرمایید بلآخره کدوم شما راست میگین؟؟؟ بزار من بگم هر دو دروغ میگید فقط بخواطر تعصب هرکسی
        دوست داره به نفع جریان مورد علاقه خودش حرف بزنه برای همین دو نوع حرف از یه آدم در میارین

        شکی در این نیست که قبل از اسلام علم، حکمت، ستاره شناسی و … در ایران بزرگان بسیاری داشته
        اما نه تنها در تاریخ ایران بلکه هیچ جای تاریخ دنیا در چنین زمان محدود تاریخیی، یک ملت این همه بزرگان، دانشمندان، شاعران و حکیمان و ستاره شناسان و …. رو یک جا نداشتن و ندارن

        اعراب اسلام بهشون رسید اما درک قوی از اسلام دست ایرانی ها بود، برای همین دو فقه بزرگ جهان اسلام یعنی اهل سنت و شیعه هر دو ویژه مطعلق به ایرانی هاست، در فقه اهل سنت ایراداتی وجود داشت که ایرانی ور وا میداره که دنبال فقه کاملتری برن، که میشه شیعه، یکی از مهمترین ایراداتی که ایرانی ها در فقهه سنت می دیدن این بود که اینم مثل پادشاهی بود و هر کس و ناکسی می تونست پادشاه مسلمانان بشه

        این چیزی بود که با عقلی که قرآن از انسان خواسته بود جور در نمیومد و در تاریخ ایرانی ها اینو بهتر از هر کسی
        درک می کردن

        حمله اعراب ما رو به علم های بالا دست نرسوند،
        بلکه فهم ما از اسلام بود که با عث تربیت نسلی اینچنین پر بار می شد، تریبت جامعه وقتی درست باشه،
        بیرون اومدن ده ها ابو علی سینا از اون اصلاً جای تعجب نداره

        این چیزی بود که قبل تر به واسطه افرادی مانند: زرتشت و کوروش بزرگ اونو فهمیده بودیم و فرهنگ ایرانی
        وجود داشت، این فرهنگ باعث درک ما از اسلام شد درکی که بسیاری از طرافیان اسلام که بیشترین اونها رو
        اعراب تشکیل میدادند اونو متوجه نشدن

        چیزی که امروز به نام تشیعه شناخته میشه چکیده و شیره ی تمام تمدن ایران و اسلامه
        و اگه فرصت پیدا کنه، دانشمندانش رو از راه نزنن، تحدید نکنن، نخرن، و بسیاری موارد کار رو به ترور و کشتار
        دانشمندان ایرانی نکشونن، اینکه دوباره بتونیم اون تمدن رو راه بندازیم کاملاً ممکن و شدنیه

        اما جامعه ای که حتی لباس هاشون رنگ و لعاب تمدن ایران رو نداره، (اسلام رو بزار کنار) یعنی در قدم
        اول تمدنی خودش کشت خورده و اون تربیت جامعه است، هر وقت توی این موفق بودیم بزرگترین دانشمندان
        دنیا چپ و راست از همین جا بیرون میان

        همونطور که پیامبر فرمود : دانش اگردر ثریا هم باشد مردمانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا می کنند.

    • مسعود حاتمی

      بخواب بابا حال نداری بی‌سواد. صد در صد از همان‌ها هستی که در شبکه‌های اجتماعی ادعا میکتی یک دانشمند قبل از اسلام در ایران نام ببرید.

  35. ببخشید میشه حمله اعراب به ایران و مهمتر از همه کتاب سوزی را شرح دهید اخه ایران ستیزان رو این قسمت خیلی حساس هستند

  36. من قبول دارم که ایران در باستان علم فراوان داشته و با عقلم جور در نمیاد که بدون علم همچین قلمروی عظیمی داشته باشند ولی چرا کتابی ازشون پیدا نمیشه ایا بخاطر ضعف در تحقیقاتمان است

    • البته چندین کتاب مربوط به ایران باستان باقی مانده است. از جمله می توان به مدیگان هزاردادستان (ماتیکان هزاردادستان) و… اشاره کرد که بسیار با اهمیت هستند. البته آوردن فهرست چنین کتاب هایی در این مجال نمی گنجد. کتیبه ها هم که جای خودشان را دارند.

      البته نکته بسیار خوبی اشاره کردید که ضعف تحقیقات نوین را هم نباید نادیده گرفت. به ویژه کارهای بزرگ باستان شناسی و یافتن اسناد در کشورهایی مثل ایران، عراق، افغانستان و… که در حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی قرار داشتند. در ایران کنونی کم لطفی هایی می شود و کشورهایی مانند عراق و افغانستان هم که سالهاست درگیر جنگ های داخلی هستند!

      اما از طرفی مشخص است که بسیاری از کتاب ها هم در طول تاریخ نابود شدند. نام بسیاری از کتاب های عهد ساسانی در کتاب‌ها مانده است که نشانی از آنها باقی نیست. در واقع تهاجم های بزرگ و بعد از آن سلطه بیگانگان باعث منزوی شدن نخبگان و به مرور نابودی کتاب ها می شده است. معمولا نخبگان و افراد خاصی مسئول نگهداری از کتاب ها بودند و هنگامی که این نخبگان منزوی شوند، طبیعی است که کتاب ها هم از بین می روند.

      نکته آنجاست که همه کتاب ها در تهاجم یک شخص نابود نمی شدند بلکه سلطه چند قرنی بیگانگان بسیار تأثیر گذار بوده است. به ویژه آنکه آنها رویکرد خوبی به ایرانیان نداشتند.

      برای مثال پس از حمله الکساندر و عصر هلن گرایی، کاملا مشخص است که رویکرد خوبی به هخامنشیان و ایرانیان نداشتند و طبیعی است که با کتاب های به جا مانده از گذشته هم رفتار مناسبی نداشتند.

      همینطور پس از حمله عرب به ایران و در دوران امویان که بیشترین قیام ها توسط ایرانیان شکل می گرفت، طبیعی است که چندان رویکرد مناسبی به کتاب ها هم نداشتند.

      گفتار ابوریجان بیرونی در این باره بسیار قابل تأمل است:

      در دوران امویان و پس از آنکه خوارزم برای بار دوم توسط عرب‌ها فتح شد، بنا به شواهد منابع تاریخی نابودی بزرگی رخ داد به طوری که دانستن از گذشته خوارزم دشوار شد. ابوریحان بیرونی در این باره نوشته است:

      قتبه بن مسلم [سردار عرب] هر کس را که خط خوارزمی می‌دانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می کردند را نیز به دسته پیشین ملحق ساخت بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست… (بیرونی، ١۳۸۹، آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر. ص ۵۷).

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا
Taşova escort Gerze escort Pazar escort Kangal escort Sarıkaya escort Side escort İncekum escort Hayrabolu escort Tavşanlı escort Ereğli escort Batıköy escort Suluova escort Durağan escort Niksar escort Gürün escort Çekerek escort Kızılağaç escort Çikcilli escort Ergene escort Simav escort Emirdağ escort Çağlayançerit escort Çanakkale mutlu son Çekmeköy mutlu son Çorlu mutlu son Devrek mutlu son Çerkes mutlu son Çankırı mutlu son Çeşme mutlu son Develi mutlu son Dinar mutlu son Cide mutlu son Muş mutlu son Fatsa mutlu son Bingöl mutlu son Fethiye mutlu son Nazilli mutlu son Gaziantep mutlu son