Escort pornmaxi.com pornblu.com

sakarya escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Bayan Kayseri Escort Webmaster Forum
ankara escort bayan ankara escort bayan ankara escort
escort ankara escort çankaya escort kızılay escort antalya escort escort bayan
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
خانه » ایران باستان » داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه

داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه

چکیده:

داستان استر یکی از قصه‌های مشهور یهودیان است که در قلمروی یک پادشاه ایرانی به نام «اخشورش» رخ می‌دهد. به طور کلی در این داستان زنی به نام «استر» با به خطر انداختن جان خود یهودیان را از کشتار کامل نجات می‌دهد و با تلاش‌های او سرانجامی خوش برای یهودیان رقم می‌خورد. این داستان در اصل تنها در منابع یهودی وجود دارد و از نظر تاریخی قابل اثبات نیست چرا که در تضاد جدی با منابع دیگر از جمله منابع معتبر قرار دارد. برخی از پژوهشگران، این داستان را تحت تأثیر اسطوره‌های بابلی و ایلامی می‌دانند و از طرفی بعید نیست این داستان تحت تاثیر داستان‌های دختر فداکار در جهان ایرانی باشد. در افسانه استر نقل می‌شود که یهودیان ۷۷ هزار دشمن داشتند و آنها را نابود کردند، این عدد علاوه بر این که به دلیل وجود دو عدد هفت در کنار هم نمادین به نظر می‌رسد بسیار اغراق آمیز می‌نماید (البته در بعضی از نگارش‌ها ۷۵ هزار دشمن‌عنوان شده است). به کرات دیده شده است که اقوام و ملل گوناگون در حماسه‌ها و افسانه‌های خود، تعداد دشمنان خود را بسیار اغراق آمیز معرفی کرده اند تا شاید قدرت خود و یا مظلومیت خود را القا کنند. با توجه به این قصه، یهودیان سالانه جشنی به نام «پوریم» برگزار می‌کنند. اما این روزها در ایران، داستان‌های تحریف شده‌ای از این قصه رواج پیدا کرده است که بر خلاف موارد درج شده در منابع یهودیان می‌باشد. به طور خلاصه، اکثر این داستان‌های تحریف شده، بر کشته شدن اقوام بی‌گناه توسط یهودیان تأکید دارند. همچنین پیوند جشن «سیزده‌به‌در» به این موضوع رایج شده است که به هیچ وجه قابل اثبات نمی‌باشد. در هیچ منبعی از ارتباط جشن سیزده‌به‌در به این موضوع گزارشی نیست و از نظر زمانی پوریم و سیزده‌به‌در یکسان نیستند. به طور کلی داستان «استر و مردخای» که در منابع یهودی آمده است بیشتر شبیه یک افسانه می‌باشد و به هیچ وجه از نظر تاریخی قابل اثبات نیست، داستان‌های تحریف شده از آن هم پایه و اساس ندارد.

| نويسنده: مجید خالقیان* | واپسين به روزرسانی: ۴ فروردین ۱۳۹۹** |


داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه

Esther_Denouncing_Haman

نويسنده: مجید خالقیان (دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران)

داستان استر؛ یک موضوع قدیمی که هنوز هم در گوشه و کنار از آن صحبت می‌شود و حتی ویژگی‌های خاصی به خود گرفته است، تا جایی که گویی رویکرد ایران ستیزانه نقش مهمی در هنگام صحبت از این داستان پیدا کرده است. چنین می‌نماید که برخی از بیگانگان یک نوع رویکرد را مورد توجه قرار می‌دهند که حاکی از ایران ستیزی است و در داخل ایران هم برخی خواسته یا ناخواسته یک نوع رویکرد دیگر به این داستان دارند و با ترویج آن، موارد نادرست را به تاریخ و تمدن ایران نسبت می‌دهند.

همانطور که می‌دانید سالانه یهودیان روزی به نام «پوریم» را جشن می‌گیرند که انگیزه‌ی این جشن، داستان افسانه وار استر می‌باشد. به طور خلاصه، این داستان درباره چگونگی رهایی یافتن یهودیان از قتل عام و نابودی می‌باشد. این نکته را نباید فراموش کنیم که شاید بتوان گفت داستان استر تحت تأثیر یونانی گرایی، یک حالت ضد ایرانی به خود گرفته است به طوری که حتی با بخش‌های دیگر منابع یهودی که رویکرد مثبتی به پادشاهان و تمدن ایران دارند، متفاوت است.

عده‌ای در داخل ایران با تحریف داستان استر، موارد نادرستی را درباره تاریخ ایران بیان می‌کنند و حتی بدون در نظر گرفتن سند و مدرک قابل قبول، دلیل سیزده‌به‌در را این داستان می‌دانند. ادعای ارتباط «داستان استر» با «سیزده‌به‌در» در حالی مطرح می‌شود که داستان استر از نظر تاریخی دارای تناقضات بسیار است و هیچ منبع تاریخی از ارتباط جشن سیزده‌به‌در با داستان استر و جشن پوریم گزارش نمی‌دهد؛ حتی تاریخ برگزاری پوریم با جشن سیزده‌به‌در، متفاوت است.

عده ای از این افراد شاید رویکرد ایران ستیزانه برای تضعیف ایران کنونی را دارند و عده ای دیگر از آنها شاید با هدف مقابله با صهیونیسم این کار را انجام می‌دهند در حالی که شایسته است در این موضوع هشیار بود تا تاریخ و فرهنگ ما صدمه نبیند.

گویی ما با موضوعی روبرو هستیم که طیف‌های مختلف که حتی خودشان با یکدیگر مخالفت شدید دارند، البته با رویکرد‌های گوناگون از آن بهره می‌برند. در این میان تاریخ ایران تحریف می‌شود و در این شرایط، ایران ستیزان بیشترین بهره را برای تضعیف ایران می‌برند به طوری که گویا به صورت هدف دار، فیلم‌ها و آثار هنری زیادی هم مرتبط با این داستان بوجود آمده اند.

در این نوشتار سعی بر آنست که با بررسی منابع تاریخی به این مسئله پرداخته بشود که چگونه از داستان استر، اسطوره‌های ایران ستیزانه ساخته و صادر می‌شود. در ابتدا داستان استر که در منابع یهودی آمده است، بررسی می‌شود و از نظر تاریخی مورد نقد قرار می‌گیرد و بعد از آن به بررسی داستان‌های تحریفی از آن می‌پردازیم. همچنین سعی بر آن است که نگاه ویژه ای به سیزده‌به‌در داشته باشیم چراکه این جشن زیبا در میان مردمان امروز ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است. البته این بحث مفصل تر می‌باشد اما در اینجا سعی می‌کنیم اشاره ای به مسائل داشته باشیم.

.

کتاب استر چه می‌گوید؟

در کتاب اِستر داستانی از زمان پادشاهی به نام «اَخشُورُش» نقل می‌شود و با توجه به متن این داستان می‌توان گفت که از زمان هخامنشیان گزارش می‌دهد.

خلاصه این داستان بدین شرح است (در این نوشتار از عهد عتیق بهره برده شده است):

اخشورش در سال سوم پادشاهی خود میهمانی با شکوهی در کاخ شوش برگزار می‌کند و پس از آنکه دل پادشاه از شراب خوش شد، فرمان می‌دهد که ملکه اش (وشتی) را با تاج ملوکانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبائیش را به بزرگان و سایر مردم نشان دهد چون زنی نیکو منظر بود، اما ملکه از این کار خود داری می‌کند. شاه بسیار خشمگین می‌شود و پس از مشورت با بزرگان کشور ملکه را بر کنار می‌کند (استر، باب ۱). همچنین اخشورش تصمیم می‌گیرد در همه ولایت‌ها، نمایندگانی قرار دهد تا دختران شایسته را به دار السلطنه شوش بیاورند و دختری که در دیدگاه پادشاه پسند آید به عنوان شهبانو برگزیده شود. در این میان پادشاه دختری به نام «هدسه» را می‌پسندد و به شهبانویی بر می‌گزیند که این شخص بعداً اِستر نام می‌گیرد. استر پسر عمویی به نام مُردخای دارد که وی را تربیت کرده است (مردخای از قبل در دارالسلطنه شوش بوده است). استر یهودی بوده اما این موضوع را به درخواست مردخای پنهان می‌کرده است. در این داستان ذکر می شود که مردخای توطئه ای را که دو تن از خواجه سرایان بر ضد شاه ترتیب داده بوده اند کشف می‌کند (استر، باب ۲) و همین موضوع بعد ها باعث ترفیع وی می‌شود (استر، باب ۶). یکی از بزرگان کشور به نام هامان بن همداتای اجاجی که از بی‌حرمتی مردخای و تعظیم نکردن او دل آزرده است، کینه یهودیان را به دل گرفته و با دلایلی مانند اینکه شرایع قوم یهود مخالف همه قوم‌ها است، از شاه اجازه می‌خواهد تا تمام آنان را به هلاکت رساند (استر، باب ۳). ولی مردخای از جریان آگاه شده و بسیار غمگین می‌شود. مردخای از استر می‌خواهد که جلوی این کار را بگیرد. با آنکه در آن شرایط حضور در برابر پادشاه خطر جانی داشته است اما استر جان خود را به خطر می اندازد (استر، باب ۴). استر در نظر پادشاه التفات یافت و استر پادشاه را به همراه هامان به دو میهانی دعوت می‌کند (استر، باب ۵) استر در میهمانی دوم به پادشاه می‌گوید که یهودی است و هامان قصد نابودی قوم یهود را دارد (استر، باب ۷) و در ادامه استر حکمی از شاه می‌گیرد که به موجب آن یهودیان از انهدام رهایی می‌یابند و دشمنان یهود به ویژه هامان به دار آویخته می‌شوند (استر، باب های ۷ و ۸). در ادامه بیان می‌شود که یهودیان ۷۷ هزار نفر از مبغضان خویش را کشتند و از دشمنان خود آرامی یافتند اما دست خود را به تاراج نگشادند (استر، باب ۹).

به طور کلی در این داستان زنی به نام استر با به خطر انداختن جان خود باعث می‌شود یهودیان از کشتار کامل نجات پیدا کنند و سرانجامی خوش برای یهودیان رقم بخورد. این داستان به طور کامل در کتاب استر بیان شده است و یهودیان از آنجایی که معتقدند از نابودی رهایی یافتند این روز را با نام «جشن پوریم» گرامی می‌دارند.

برای خواندن متن کامل کتاب استر در عهد عتیق نگاه کنید به:

متن کامل کتاب استر

بررسی تاریخی داستان استر

به طور کلی این داستان با ابهامات زیادی روبرو است، هم اغراق و مسائلی که بیشتر شبیه به اسطوره و افسانه هستند، دیده می‌شود و هم با منابع مربوط به هخامنشیان تضاد دیده می‌شود.

نبود کتاب استر در طومار‌های دریای مرده، هر پژوهشگری را به این فکر می‌اندازد که آیا داستان استر تاریخی است یا خیر؟ یکی از رویداد‌های جالب و مهم باستان شناسی در قرن بیستم میلادی، کشف طومار‌هایی در منطقه قمران فلسطین بود که به «طومارهای دریای مرده» شهرت یافته اند. به طور خلاصه در این طومارهای کهن، می‌توان بسیاری از مطالب کتب عهد عتیق را یافت. شاید آنچه در بحث ما اهمیت داشته باشد، این است که در این طومارها «کتاب استر» کاملا غایب است!! (برای دانش بیشتر درباره طومار‌های دریای مرده، ن.ک: Davies, 2014)

نویسنده کتاب استر نامعلوم است و حتی مشخص نیست دقیقاً در چه زمانی نوشته شده است! البته اکثر پژوهشگران احتمال می‌دهند که این متن بعد از کشورگشایی‌های اسکندر مقدونی و در دوره هلنیستی تدوین شده باشد.

داستان استر تنها در منابع یهودی بیان شده است و نشانی از آن در گفته مورخان یونانی و آثار به جا مانده از ایران باستان نیست. در حالی که در کتاب استر ادعا می‌شود که چگونگی معظم ساخته شدن مردخای توسط پادشاه در کتاب تواریخ مادی و پارسی مکتوب است (استر، باب ۱۰)، اما در منابع کنونی به جز منابعی که در اصل ریشه در منابع یهودی دارند، این داستان دیده نمی‌شود.

از اشارات کتاب استر می‌توان برداشت کرد که دوره هخامنشیان مد نظر نویسنده این داستان است، برای مثال از فرمانروایی اخشورش از هند تا حبش و دارالسلطنه شوش می‌گوید، یا از نشست بزرگان پارسی و مادی سخن به میان می‌آید که همسان با شرایط هخامنشیان است.

اما در همین کتاب استر مواردی گفته می‌شود که تناقض آشکار با دوره هخامنشیان دارد. با توجه به کتیبه‌های هخامنشی می‌دانیم که شاهنشاهی هخامنشی بیست و چند ایالت داشته است (ن.ک: کتیبه‌های DNaو XPh)، اما در کتاب استر، ١۲٧ ولایت برای فرمانروایی اخشورش قائل می‌شود (استر، باب ۱). لازم به ذکر است که از کتیبه‌های شاهنشاهان هخامنشی می‌توان پی برد که آنها به صورت رسمی با نام بردن ایالت‌ها، قلمروی خود را معرفی می‌کردند؛ در هیچ کدام از کتیبه‌های شاهنشاهان هخامنشی ١۲٧ ایالت شمرده نمی‌شود.

بر طبق داستان استر، ملکه مملکت (استر) و بعدها یکی از اشخاص بزرگ شاهنشاهی (مردخای)، یهودی بوده اند، اما در کتیبه‌های دوران هخامنشی هیچگاه به صورت مستقیم از یهودیان سخنی به میان نیامده است و حتی در کاخ پارسه (تخت جمشید) نگاره‌های زیادی از اقوام حوزه قلمروی هخامنشی وجود دارد اما اثری از یهودیان نیست. چنین می‌توان نتیجه گرفت که یهودیان اقلیتی بیش نبودند و هیچگاه رویکرد جدی به آنان نبوده است، در صورتی که داستان استر آنان را از بزرگان مملکت خوانده است و اگر اینچنین بود حتما رد پایی از آنان در آثار باستانی به جا مانده از هخامنشیان وجود داشت.

03.

اخشورش کیست؟!

نکته دیگر بررسی شخص اخشورش می‌باشد که او را با کدامیک از پادشاهان هخامنشی می‌توان برابر دانست؟! جالب آنکه با بررسی این موضوع ابهامات و تضادها بیشتر می‌شود.

برخی اخشورش را اردشیر می‌دانند چرا که نام او در هَفتادگانی (ترجمه یونانی از عهد عتیق که سال‌ها بعد از هخامنشیان صورت گرفته است) به صورت Artaxerxes آمده که همان نگارش نام اردشیر به زبان یونانی است و همچنین می‌دانیم که سه پادشاه با نام رسمی اردشیر در دوره هخامنشیان حکومت کرده اند. نکته آنجاست که نام اردشیر در قسمت‌های دیگر منابع یهودی به شکل دیگری آمده و این نام برای شخصی جدا از اخشورش ذکر شده است، برای مثال در باب چهارم کتاب عزرا نام «اَرتَه خشثتا» آمده است که شباهت آشکاری با شکل پارسی باستان این نام یعنی «اَرتَه خشثرا» دارد و حتی قبل از آن نام اخشورش آمده است که به عنوان یک پادشاه دیگر که قبل از اَرتَه خشثتا حکومت می‌کرده، مطرح شده است. پس طبیعتا این نام نمی‌تواند یکسان با نام اردشیر باشد.

برخی از شواهد به شباهت اخشورش و خشایارشا اشاره دارند، برای مثال برخی از صفات اخشورش که در داستان بیان می‌شود به خشایارشایی که در برخی از منابع یونانی گفته شده، نزدیک است. همچنین نام‌های اخشورش و خشایارشا شباهت زیادی به هم دارند.

اما یونانیانی مانند هرودوت، کتزیاس و آیسخولوس گفته اند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام «آمس‌تریس» داشته است و در سخن این مورخان حرفی از تغییر ملکه نیامده است (ن.ک: هرودوت، ٧، ۶١؛ کتزیاس، کتاب ۲٠، بند ۶؛ آیسخولوس، ١٣۹٠: ص ٣٧۴). آمس‌تریس دختر یکی از بزرگان پارسی به نام «اُتانس» (معادل هوتن در کتیبه بیستون) معرفی می‌شود و هیچ کجا حرفی از همسر یهودی خشایارشا در میان نیست.

با توجه به آثار باستانی به جا مانده از دوران خشایارشا، چهره‌ای متفاوت از وی ترسیم می‌شود که شاید یکسانی اخشورش و خشایارشا را تضعیف کند.

برای مثال نگاه کنید به:

نگاهی به کتیبه نویافته خشایارشا و محتوای آن

باز هم اشاره می‌کنیم که بر اساس کتیبه‌های هخامنشی از جمله کتیبه‌های رسمی خشایارشا، شاهنشاهی هخامنشی بیست و چند ایالت داشته است و در داستان استر از ١۲٧ ولایت نام برده می‌شود. این موارد نشان می‌دهد که یکسانی اخشورش و خشایارشا با چالش روبرو است.

اما نکته‌ای که این بحث را با چالش جدی تر روبرو می‌کند این است که بر طبق کتاب استر، مُردخای توسط «نبُوکَد نَصر» پادشاه بابل، تبعید شده است (استر، باب۲، بند ۷). اگر بپذیریم که این داستان در دوره اوج هخامنشیان -حال دوره خشایارشا و یا اردشیر یکم- رخ داده است، واقعه تبعید مردخای می‌بایست بیش از ۱۰۰ سال قبل از رویدادهای این داستان باشد.

برخی از یهودیان اعتقاد دارند که براساس تقویم یهود واقعه پوریم در ١۳ اذار سال ۳۴۰۵ عبری معادل با ۲۵ فوریه ۳۵۵ قبل از میلاد رخ داده است (لاله زار و شموئلیان، ١۳۹۲). این موضوع ابهامات را بیشتر می‌کند چرا که سال ۳۵۵ قبل از میلاد همزمان با پادشاهی اردشیر دوم است و باز هم این ابهام و این سوال پیش می‌آید که چرا اینجا همانند باب چهارم کتاب عزرا نام اردشیر به صورت «اَرتَه خشثتا» (که شباهت آشکاری با شکل پارسی باستان این نام یعنی «اَرتَه خشثرا» دارد) نیامده است؟ همانطور که ذکر شد حتی در کتاب عزرا قبل از اَرتَه خشثتا نام اخشورش آمده که به عنوان یک پادشاه دیگر که پیش از اَرتَه خشثتا حکومت می‌کرده، مطرح شده است. پس طبیعتاً این نام نمی‌تواند یکسان با نام اردشیر باشد!!! جدا از این اگر این واقعه مربوط به اردشیر دوم باشد، فاصله تبعید مردخای می‌بایست نزدیک به ۲۰۰ سال قبل از رویدادهای این داستان باشد!!! با توجه به این موضوع، سن و سال مردخای بسیار بالا و غیر منطقی به نظر می‌رسد، آن هم شخصی که در دربار مشغول به کار است و با توان و کوشش زیاد، یهودیان را از نابودی نجات می‌دهد. صرفا این موضوع را می‌توان از منظر اسطوره‌ای توجیه کرد؛ یعنی مردخای یادآور ایزدان و خدایان و شخصیت‌های اسطوره‌ای است.

این تناقضات آشکار و البته نبود کتاب استر در طومارهای دریای مرده نشان می‌دهد که کتاب استر از نظر تاریخی چندان قابل اعتنا نیست و هنگامی که ویژگی‌های اسطوره‌ای و افسانه‌ای این داستان را مشاهده می‌کنیم، آشکار می‌شود که ما با یک افسانه روبرو هستیم. مشخص است که نویسنده داستان استر آشنایی با تاریخ ایران نداشته است. حتی ممکن است چند پادشاه را با هم آمیخته شده باشند و در نهایت داستان استر ویژگی‌های افسانه‌ای و اسطوره‌ای به خود گرفته است.

.

اغراق‌ها، موارد افسانه‌ای و نمادها در داستان استر

داستان استر از جهات زیادی شبیه به یک رمان است و همچنین اغراق‌های فراوانی در آن دیده می‌شود، حتی شباهت‌هایی با اسطوره‌های بابلی در این داستان دیده می‌شود. در این بخش سعی می‌کنیم چند مورد از این موارد را ذکر کنیم.

نویسنده کتاب استر گویی از فکر و ذهن شخصیت‌ها خبر داشته است. برای مثال در باب ششم بعد از آنکه پادشاه از هامان می‌پرسد: «با کسی که پادشاه رغبت دارد که او را تکریم نماید چه باید کرد؟»، در متن کتاب استر نوشته شده است: «هامان در دل خود فکر کرد کیست غیر از من که پادشاه به تکریم نمودن او رغبت داشته باشد». یعنی نویسنده این داستان یک دانای کل بوده است که از احساسات و تفکرات شخصیت‌ها خبر داشته است.

در داستان استر اشخاصی که بر ضد یهودیان اقدام می‌کنند، به نوعی با دشمنان اساسی یهود که از دیر باز با آنها خصومت داشتند، ارتباط دارند. بر اساس این داستان شخصی از قوم غیر ایرانیِ عمالقه به نام «هامان» به درجه بالایی در حکومت می‌رسد! جالب آنکه بر طبق منابع یهودی، این قوم از دیرباز با یهودیان ستیز داشتند (کتاب اول سموئیل، باب ١۵، بند ٣٣). مشخص نیست که این شخص غیر ایرانی چگونه به این رده در حکومت رسیده است!

همچنین در تفاسیری که برای کتاب استر در تلمود نوشتند، اخشورش در ارتباط با نبوکد نصر خوانده می‌شود (Bablyonian Talmud, 1918: Book 4/ P.27)؛ نبوکد نصر همان پادشاه بابل است که با حمله به اورشلیم، یهودیان را به بابل تبعید کرد.

کسانی که به مقابله با مخالفان یهودیان می‌پردازند، ویژگی‌های شخصیت‌های اسطوره‌ای را دارند. برای مثال گویی استر به اندازه ایزدان زیباست و همه مجذوب زیبایی وی می‌شوند. همچنین درباره مرخای همانطور که ذکر شد اگر بپذیریم که این داستان در دوره اوج هخامنشیان -حال دوره خشایارشا و یا اردشیر یکم- رخ داده است، سن و سال مردخای نزدیک به ۱۰۰ سال می‌شود حتی بر اساس گفته برخی از یهودیان واقعه پوریم مربوط به زمان اردشیر دوم است (لاله زار و شموئلیان، ١۳۹۲) که با توجه به این موضوع سن و سال مردخای نزدیک به ۱۰۰ سال بیشتر می‌شود! این سن و سال بیشتر شباهت به سن و سال شخصیت‌های نخستین و قهرمانان اسطوره‌ها دارد.

از پادشاه ایران در این داستان یک چهره بی‌مسئولیت ترسیم می‌شود، در حالی که بر اساس همین داستان، این پادشاه با قدرت تمام از هند تا حبش بر ١۲٧ ولایت حکمرانی می‌کند! هامان به دلیل تعظیم نکردن مردخای بر او، تصمیم به نابودی تمام یهودیان می‌گیرد و پادشاه هم خیلی ساده اجازه نابودی یهودیان را به هامان می‌دهد، بعدها که پادشاه متوجه می‌شود که یهودیان بی‌گناه هستند، خیلی ساده اجازه نابودی دشمنان یهودیان را به استر و مردخای می‌دهد! این پادشاه چگونه می‌توانسته است این قلمروی بزرگ را نگه دارد در صورتی که چند وقت یکبار تصمیمات جدید درباره اقوام می‌گیرد؟!

در این داستان نقل می‌شود که یهودیان ۷۷ هزار دشمن داشتند و آنها را نابود کردند، این عدد علاوه بر این که به دلیل وجود دو عدد هفت در کنار هم نمادین به نظر می‌رسد بسیار اغراق آمیز می‌نماید (البته در بعضی از نگارش‌ها ۷۵ هزار دشمن‌عنوان شده است). به کرات دیده شده است که اقوام و ملل گوناگون در حماسه‌ها و افسانه‌های خود، تعداد دشمنان خود را بسیار اغراق آمیز معرفی کرده اند تا شاید قدرت خود و یا مظلومیت خود را القا کنند.

در داستان استر از ضیافتی یاد می‌شود که ۱۸۰ روز به طول انجامید و حشمت فارس و مادی از امرا و سرورانِ ولایت‌ها بحضور پادشاه آمده بودند؛ این مدت هم اغراق آمیز و غیر قابل باور به نظر می‌آید و در میان جشن‌های ایرانیان اشاره ای به چنین جشنی نیست و هیچ جشن ایرانی به مدت ۱۸۰ روز به طول نمی‌انجامید.

همانطور که مشاهده می‌شود این داستان با اغراق‌های زیادی روبرو است، به طوری که گویی اتفاقات داستان در میان خدایان و ایزدان رخ می‌دهد.

البته وجود این گونه اغراق‌ها در چنین داستانی طبیعی می‌نماید چرا که نمادسازی و نمادگری در این داستان آشکارا به چشم می‌خورد؛ موضوعی که همواره انسان‌ها به آن علاقه نشان داده اند. یکی از فراورده‌های نمادگری، اسطوره‌ها می‌باشند. به ویژه در جوامع باستانی که مفاهیم عمیق انسانی از طریق اسطوره‌ها تداوم می‌یافتند (ن.ک: خالقیان، ١۳۹۴: ص ۲۸).  یکی از کارویژه‌های روایت‌های نمادین، خواه در شکل تاریخی و خواه حماسی و ادبی، غیریت سازی و متمایز ساختن یک قوم یا یک ملت از قوم و ملت دیگری است؛ این تمایز می‌تواند در شکل دین، زبان فرهنگ و از این قبیل وجود داشته باشد (کرمی‌پور و خالقیان، ١۳۹۳: ص ۴۴١؛ همچنین برای دانش بیشتر ن.ک: همان: صص ۴۳۹-۴۴۰). در داستان استر متمایز ساختن یهودیان در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی و حتی بزرگ‌تر و مهم‌تر جلوه دادن آنها کاملا به نظر می‌آید.

.

ریشه داستان استر

شواهد گوناگون نشان می‌دهند که داستان استر برآمده از سنت‌های اصیل یهودی نیست به طوری که در کتاب استر حتی یک بار هم نام خدای یکتا نیامده است!! جنبه دینی در این داستان بسیار کمرنگ است و تفاوت آشکار با دیگر کتب عهد عتیق دارد. از این رو این فرضیه مطرح می‌شود که یهودیان، داستان‌های کهن اقوام و ملل دیگر را با ارزش‌ها و نگرش‌های خود در آمیختند و داستان استر را شکل دادند. اما اینکه دقیقا از کدام داستان و از کدام یک از اقوام گرفته شده است جای بررسی دارد. در این میان نظراتی درباره ریشه داستان استر در میان‌رودان (بین‌النهرین) مطرح شده است اما ما در پژوهش‌های خود به ويزه در متون سُغدی به داستان‌هایی شبیه به داستان استر در جهان ایرانی هم برخورد کرده‌ایم که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم. اما هیچ بعید نیست که داستان استر تحت تاثیر چندین داستان از اقوام و ملل گوناگون باشد.

.

اسطوره‌های میانرودان (بین النهرین) و ایلام

برخی از پژوهشگران معتقدند نام‌هایی که در داستان استر آمده است بسیار شبیه به نام خدایان بابلی و ایلامی است. گویی داستان‌هایی از جدال خدایان ایلامی و بابلی در گذشته رواج داشته است که یهودیان از آن داستان‌ها بهره برده‌اند.

نام استر معادل نام ایشتار است، مردخای شبیه به مردوک می‌باشد، دشمن آنها ‌هامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست. وشتی مکله پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد. همانندی‌ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، [شاید] درباره ستیز اساطیری خدایان بابلی و ایلامی است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌دارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفته است (ادی، ١٣۴٧: ص ۲۹۲).

داستان دختر فداکار در جهان ایرانی

همانطور که می‌دانیم مهم‌ترین شخصیت داستان استر، زنی به نام استر است که جان خود را به خطر می‌اندازد تا قوم خود را از نابودی نجات دهد. در یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب استر، مردخای از استر می‌خواهد که برای نجات قوم یهود از پادشاه التماس کند. استر در پاسخ می‌گوید:

جمیع خادمان پادشاه و ساکنان ولایت‌های پادشاه می‌دانند که به جهت هر کس خواه مرد و خواه زن که نزد پادشاه به صحن اندرونی بی اذن داخل شود فقط یک حکم است که کشته شود مگر آنکه پادشاه چوکان زرین را به سوی او دراز کند تا زنده بماند و سی روز است که من خوانده نشده‌ام که به حضور پادشاه داخل شود (کتاب استر، باب ۴، بند ۱۱).

در ادامه مردخای استر را از عاقبت سکوت او می‌ترساند و در نهایت استر جان خود را به خطر می‌اندازد و به مردخای اینچنین پیغام می‌دهد:

برو و تمامی یهود را که در شوشن یافت می‌شوند جمع کن و برای من روزه گرفته سه شبانه روز چیزی مخورید و میاشامید و من نیز با کنیزانم همچنین روزه خواهم داشت به همین طور نزد پادشاه داخل خواهم شد اگرچه خلاف حکم است و اگر هلاک شدم هلاک شدم (کتاب استر، باب ۴، بند ۱۶).

پادشاه چوکان طلا را که در دست داشت به سوی استر دراز کرد و در پایان ماجرا همه چیز به نفع قوم یهود شد.

چنین داستانی که یک زن جوان یا یک دختر خود را به خطر می‌اندازد تا دیگران نجات یابند را بارها و بارها در داستان‌های جهان ایرانی دیده‌ایم که مشهور ترین آنها داستان شهرزاد است. در اینجا برای اشاره به این گونه داستان‌ها از عنوان «داستان دختر فداکار» استفاده می‌کنیم.

درباره ریشه این داستان‌ها بحث‌هایی صورت گرفته است. برخی ریشه چنین داستان‌هایی را از هند می‌دانند و برخی دیگر از ایران و روی هم رفته عناصر فرهنگی اقوام و ملل گوناگون رادر آن یافته‌اند (ن.ک: لیتمن، ۱۳۸۴). اما معمولا این داستان در هند و جهان ایرانی یافت شده است.

در داستان هزار و یک شب، پادشاه از وزیرش می‌خواهد که هر شب دختری برای او بیاورد و پادشاه به دلیل کینه‌ای که از همسر گذشته‌اش داشت دختران را به قتل می‌رساند. تا اینکه دیگر دختری یافت نمی‌شود. وزیر، این موضوع را به دختران خود یعنی شهرزاد و دنیازاد می‌گوید و شهرزاد که دختر بزرگ و دانای او بود، وقتی ناراحتی و حزن پدر را دید خودش داوطلب شد و گفت: یا کشته می‌شوم و یا می‌میرم تا بلا از دختران مردم رفع شود (هزار و یک شب، ۱۳۸۷: صص ۳-۴).

در این میان نکته قابل توجه متون سغدی از جمله دست‌نوشته‌های سغدی هستند که چنین داستان‌هایی بارها در آنها آمده است (سغد ناحیه‌ای در آسیای مرکزی است و زبان سغدی در خانواده زبانی ایرانی جای می‌گیرد). بسیاری از این داستان‌ها درون مایه مانوی دارند. در این داستان‌ها، معمولا دختران فداکار تن به ازدواج با یک شخص بد یا مار یا دیو و … می‌دهند که منجر به بهبود اوضاع یا شکست طلسم می‌شود. در گروهی از این داستان‌ها، سرانجام تلخی رقم می‌خورد اما در گروهی دیگر به دلیل نیروی عشق دختر و فداکاری او سرانجامِ خوب و نیکی رقم می‌خورد. در واقع آن حادثه بد یا طلسم در برابر قدرت عشق و فداکاری دختر جوان تاب تحمل ندارد. در نهایت هم دختر با یک شاهزاده ازدواج می‌کند و خوشبخت می‌شود (ن.ک: پرتوی و زرشناس، ۱۳۸۹: صص ۲۳-۲۹). موضوعی که بسیار شباهت به داستان استر دارد.

با توجه به آنکه این دست‌نوشته‌ها مستقیم و بدون واسطه به دست ما رسیده‌اند ارزش قابل توجهی دارند اما رسیدن به نتیجه قطعی دشوار است. چرا که به نظر می‌رسد تاریخ دست‌نوشته‌های سغدی متاخر تر از نگارش داستان استر است و همچنین بسیاری از این داستان‌ها درون مایه مانوی دارند و آیین مانوی از کتب مقدس یهودیان و مسیحیان الهام گرفته است. اما با این حال تردیدی نیست که آیین مانوی تاثیرات فراوانی از فرهگ ایرانی و آیین زرتشتی هم گرفته است و نباید فراموش کنیم که بعید نیست دست‌نوشته‌های سغدی ریشه در داستان‌های کهن‌تر ایرانی داشته باشند.

به هر حال به صورت قطعی و روشن نمی‌توان درباره ریشه داستان‌های دختر فداکار نظر داد اما با توجه به گستردگی داستان‌های دختر فداکار در جهان ایرانی و از طرفی تفاوت آشکار داستان استر با دیگر داستان‌های یهودی، احتمال تاثیر گرفتن داستان استر از داستان‌های ایرانی و هندی وجود دارد.

.

آیا آرامگاه استر و مردخای وجود دارد؟

بنایی مربوط به دوره ایلخانان در همدان وجود دارد که آن را به استر و مردخای پیوند دادند. لازم به ذکر است که این تنها آرامگاهی نیست که به اشخاص داستان استر نسبت می‌دارند بلکه آرامگاه دیگری خارج از ایران (Bar’am) وجود دارد.

همانطور که اشاره کردیم پذیرفتن این داستان از دیدگاه تاریخی بسیار مشکل است و در نتیجه می‌توان گفت وجود چنین آرامگاهی هم با ابهامات زیادی رو به روست. درباره آرامگاه‌ها باید دید چه چیزی باعث چنین تصوری شده است. آیا آثار و مدراک دقیقی برای این موضوع وجود دارد یا خیر؟!

این در حالی است که پیش از این، چنین اشتباهاتی درباره آثار باستانی ایران وجود داشته است که در این باره می‌توان به کاخ پارسه که «تخت جمشید» خوانده شده است و «آرامگاه کوروش بزرگ» که مقبره مادر سلیمان عنوان شده است، اشاره کرد. پس اگر یک آرامگاه صرفا منسوب به شخص یا اشخاصی باشد قابل قبول نیست. اتفاقا این یک موضوع عادی و معمول است که عامه مردم، به مرور زمان، خواسته یا ناخواسته، بناهای ناشناخته را به اسطوره‌ها، قهرمانان حماسی و شخصیت‌های داستان‌های دینی و… پیوند می‌دهند.

داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه

همدان ایران

داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه

Bar’am

بنابراین آرامگاه استر و مردخای سند محکمی ندارد و چیزی مانند برخی از امام زاده‌ها می‌باشد که مدت‌ها به عنوان زیارتگاه مطرح بوده است.

.

داستان‌های تحریف شده چه می‌گویند؟

مدتی است که در ایران داستان‌های تحریف شده ای از داستان استر ترویج می‌شود. البته جزئیات تمام داستان‌های تحریفی یکسان نیستند و گهگاه با تغییراتی در این داستان‌ها مواجه هستیم اما کلیات آنها یکسان هستند.

ممکن است داستان تحریف شده استر و مردخای را با این مضمون شنیده باشید:

شخصی به اسم مردخای -که یهودی بوده است- بعد از مدتی در دستگاه خشایارشا نفوذ می‌کند و در همان دوران خشایارشا در هنگام مستی به همسرش وشتی دستور می‌دهد که به صورت برهنه در میان جمع حاضر شود اما وشتی قبول نمی‌کند و همین باعث خشم خشایارشا می‌شود. از همین رو مردخای خشایارشا را مجاب می‌کند که همسرش را رها کند و بعد از این موضوع مردخای برادر زاده خودش یا دختر عموی خودش یعنی «هدسه» که بعداً استر نام می‌گیرد را با روش‌هایی (مانند جادو جمبل!) به ازدواج خشایارشا در می‌آورد. استر در هنگامی که شهبانوی ایران می‌شود، بسیاری از یهودیان را به رده‌های بالا می‌آورد. هامان – وزیر قدرتمند ایرانی – از فتنه مردخای آگاهی پیدا می‌کند و این موضوع را به خشایارشا گوش زد می‌کند و از وی می‌خواهد تا یهودیان را از ایران اخراج کند و پادشاه قبول می‌کند. هنگامی که مردخای از این موضوع آگاه می‌شود با استر دسیسه‌ای می‌چیند و یک مهمانی ترتیب می‌دهد. در آن مهمانی استر به شدت خشایارشا را مست می‌کند و در شب سیزدهم فروردین ماه، شاه ایران در هنگام مستی حکم اعدام هامان و ۷۷ هزار نفر ایرانی را می‌دهد و در روز سیزدهم فروردین ماه پانزده قوم ایرانی را قتل عام می‌کنند.

اکثر کسانی که این داستان یا داستان‌هایی مانند آن را نقل می‌کنند به منابع یهودیان استناد می‌کنند و حتی مدعی می‌شوند که در منابع یهودیان چنین داستانی نقل شده است. اما چنین داستانی با این ساختار اصلا در منابع یهودیان وجود ندارد. حداقل کسانی که داستان استر را یک داستان تاریخی می‌دانند یک منبع برای گفته‌های خویش دارند در حالی که تحریف کنندگان، ابتدا داستان موجود در کتاب استر را تحریف می‌کنند و سپس این داستان تحریف شده را بدون بررسی و استدلال، یک حقیقت تاریخی می‌دانند!! در این بخش به چند مورد مشهور از این تحرفات اشاره می‌کنیم.

اولین موضوع آنکه در داستان تحریف شده، معمولا بدون چون و چرا، از خشایارشا یاد می‌شود، همانطور که اشاره شد، به درستی مشخص نیست که اخشورش در داستان استر چه کسی است و حتی تضادهای جدی با دوره هخامنشیان و خشایارشا دارد اما بسیاری از تحریف کنندگان بدون هیچ اشاره‌ای به این ابهامات، این رویداد را مربوط به خشایارشای هخامنشی می‌دانند.

معمولا در گفته تحریف کنندگان گفته می‌شود، مردخای باعث حذف وشتی می‌شود اما بنا به گفته کتاب استر یکی از بزرگان به نام مَمُوکان به پادشاه پیشنهاد می‌کند که به دلیل نافرمانی، وشتی را برکنار کند (استر، باب ١، بند ١۶). بر اساس تفاسیری که از کتاب استر در تلمود شده است، مموکان را همان «هامان» معرفی می‌کنند (Bablyonian Talmud, 1918: Book 4/ P.29) پس هیچ کجا نقل نشده است که مردخای باعث حذف وشتی شده است.

بسیاری از تحریف کنندگان معتقدند که یهودیان در دربار مشغول ایجاد شبکه بودند و هامان این موضوع را متوجه می‌شود. استر وقتی می‌فهمد که هامان متوجه شده است، موضوع را به مردخای یهودی می‌گوید و همین باعث کشته شدن هامان می‌شود. در صورتی که بنا بر کتاب استر، هامان که از بی حرمتی مردخای و تعظیم نکردن او دل آزرده است، کینه یهودیان را به دل گرفته و با دلایلی مانند اینکه شرایع قوم یهود مخالف همه قوم‌ها است، از شاه اجازه می‌خواهد تا تمام آنان را به هلاکت رساند (استر، باب ٣).

در ادامه داستان‌های تحریفی گفته می‌شود که یهودیان حکم قتل هامان و ٧٧ هزار ایرانی را از پادشاه می‌گیرند. حال باید دید تعریف از ایرانی بودن چیست؟ چرا که در قلمروی هخامنشی، ملل گوناگونی حضور داشتند. در کتاب استر درباره این کار یهودیان گفته می‌شود:

و یهودیان در شهر‌های خود در همه ولایت‌های اخشورش پادشاه جمع شدند تا بر آنانی که قصد اذیت ایشان داشتند دست بیندازند… (استر، باب ۹، بند ۲).

به طور کلی در کتاب استر تأکید می‌شود که این ٧٧ هزار نفر از مبغضان یهودیان در سراسر کشور بودند (استر، باب ۹، بند١۶). طبیعی است که یهودیان معتقدند از آنجایی که در معرض نابودی بودند، این دشمنان را نابود کردند.

همانطور که پیش از این ذکر شد به کرات دیده شده است که اقوام و ملل گوناگون در حماسه‌ها و افسانه‌های خود، تعداد دشمنان خود را بسیار اغراق آمیز معرفی کرده اند تا شاید قدرت خود و یا مظلومیت خود را القا کنند. از آنجایی که شواهد زیادی نشان می‌دهد که داستان استر هم افسانه وار است، این عدد ٧٧ هزار هم یکی از دیگر دلایلی است که افسانه بودن آن را قوت می‌بخشد.

نکته ای که در اینجا قابل توجه است اینکه پادشاه به یهودیان اجازه می‌دهد تا اطفال و زنان دشمنان خود را نابود کنند و حتی اجازه تاراج را هم به یهودیان می‌دهد:

پادشاه به یهودیانی که در همه شهرها بودند اجازت داد که جمع شده به جهت جان‌های خود مقاومت نمایند و تمامی قوت قوم‌ها و ولایت‌ها را که قصد اذیت ایشان می‌داشتند با اطفال و زنان ایشان هلاک سازند و بکشند و تلف نمایند و اموال ایشان را تاراج کنند… (استر، باب ٨، بند ١١).

اما هنگامی که از کشتار یهودیان سخن به میان می‌آید کتاب استر بیان می‌کند:

سایر یهودیانیکه در ولایت‌های پادشاه بودند جمع شده برای جان‌های خود مقاومت نمودند و چون ۷۷ هزار نفر از مبغضان خویش را کشته بودند از دشمنان خود آرامی یافتند اما دست خود را به تاراج نگشادند… (استر، باب ۹، بند ١۶).

کتاب استر اینطور القا می‌کند که یهودیان حتی از همه آنچه که پادشاه به آنها اجازه داده بود، استفاده نکردند. این داستان چهره‌ای بی‌مسئولیت از پادشاه ترسیم می‌کند و از طرفی چهره‌ای حق طلب که از خود دفاع کرده‌اند را از یهودیان ترسیم می‌کند.

می‌بینیم که تا چه حد نوشته‌های کتاب استر تحریف شده است و در عین حال گویندگان آن به کتاب استر استناد می‌کنند و حتی آن را یک رویداد تاریخی می‌دانند. در صورتی که گفته‌های آنها هیچ پشتوانه تاریخی ندارد و در هیچ منبع تاریخی چنین چیزی وجود ندارد.

.

بررسی سیزده‌به‌در و بی ربطی آن به داستان استر

تا اینجای کار به بررسی داستان استر و داستان‌های تحریف شده از آن پرداختیم، دیدیم که داستان استر اصلا به عنوان یک واقعه تاریخی قابل اثبات نیست و بیشتر شبیه به یک افسانه می‌ماند و همچنین داستان‌های تحریف شده از آن هم هیچ پشتوانه‌ای ندارند. پس به سادگی می‌توان گفت این داستان با این شرایط نمی‌تواند دلیل جشن سیزده‌به‌در باشد. اما در این بخش به بررسی خود سیزده‌به‌در می‌پردازیم.

شاید موضوع نحس بودن سیزده از مواردی است که تحریف کنندگان را بر آن داشته است تا سیزده‌به‌در را به قتل عام ایرانیان ارتباط دهند! آنها می‌گویند برای آنکه نیاکان ما در معرض نابودی قرار داشتند خانه‌های خود را ترک می‌کنیم و به همین دلیل این روز نحس شده است. اما باید بررسی شود موضوع نحس بودن سیزده از کی و چگونه شکل گرفته است؟! نکته آنجاست که با بررسی منابع مربوط به دوران باستان اثری از نحس بودن سیزده مشاهده نمی‌شود.

وقتی به دنبال پیشینه سیزده‌به‌در برویم در می‌یابیم که در کتاب‌های تاریخی پیش از قاجار اشاره مستقیم و دقیقی به وجود جشن سیزده‌به‌در نشده است و این موضوع، گمانه زنی‌هایی ایجاد می‌کند که این جشن، با دوره باستان پیوندی ندارد. اما فراگیر بودن این جشن در میان مردم و همچنین سابقه وجود جشن‌های گوناگون در ایران باستان، ما را به این نتیجه می‌رساند که ممکن است این جشن یادگاری از دوران کهن باشد؛ به ویژه آنکه این جشن پیوند با طبیعت دارد و مردمان ایران‌زمین به دلیل پیوستگی‌هایی که با زیست‌بوم خود داشتند، جشن‌هایی که با زیست‌بومشان در پیوند بوده است، فراموش نمی کردند (خالقیان، ١۳۹۳: ص ۲).

به هر حال در منابع باستانی اشاره‌هایی به روز سیزدهم ماه داریم. در گاهشماری ایرانی هر روزِ ماه یک نام ویژه دارد و نام روز سیزدهم، «تیر» (تیشتر) است. در گاهشماری باستانی ایران، روز سیزدهم متعلق به تیر، ایزد باران می‌باشد و این ایزد جایگاه والایی در آیین زردشتی دارد. در یشت‌های اوستا بخشی هم مختص این ایزد است و تیشتر یشت نام دارد. در این یشت از نبرد تیشتر با اپوش، دیو خشکسالی و پیروزی این ایزد بر او و نتایج حاصل از آن سخن به میان می‌آید (تقضلی، ١٣٨۹: ص ۵١). از نکات درخور توجه در این یشت اشاره به تیراندازی آرش (بندهای ۶، ٧، ٣٧ و ٣٨) است و این قدیمی ترین منبعی است که در آن نام این قهرمان آمده است (همان: ص ۵۲) پس روز سیزدهم در فرهنگ ایرانی روز فرخنده‌ای محسوب می‌شود و در منابع مربوط به دوران باستان از روز سیزدهم به نیکی یاد شده است.

اما وقتی به صورت ویژه درباره «سیزدهم فروردین» در منابع جستجو می‌کنیم باز هم اشاره به فرخندگی این روز شده است. در آثارالباقیه بیرونی جدولی برای سعد یا نحس بودن روزها وجود دارد که در آن از سیزدهم فروردین با عنوان «سعد» یاد شده است (بیرونی، ١٣٨۶: ص ٣۵٩). این اشاره بسیار با اهمیت است و کاملا در تضاد با نحس بودن سیزده می‌باشد.

مشهور شده است که واژه «سیزده‌به‌در» به معنای «در کردن نحسی سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه‌ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می‌توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می‌تواند جایگزین شود، به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می‌داند. این موضوع از این بیت شاهنامه هم آشکار می‌شود:

چو هر دو سپاه اند آمد ز جای

تو گفتی که دارد در و دشت پای

یکی از معانی واژه «به»، «طرف و سوی» می‌باشد. مانند اینکه می‌گوییم «به فروشگاه» می‌رویم. پس با نگاهی کلی می‌توان گفت واژه «سیزده‌به‌در» به معنای «سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می‌باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می‌دهد.

یکی از فرضیه‌های معقول درباره جشن سیزده‌به‌در این است که ایرانیان پس از دوازده روز از نوروز که به یاد دوازده ماه از سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده‌ای است به باغ و صحرا می‌روند و شادی می‌کنند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دوره نوروز را به پایان می‌رسانند.

در منابع ایرانی اثری از داستان استر نمی‌بینیم و همچنین اثری هم از نحس بودن عدد سیزده و روز سیزدهم فروردین وجود ندارد. هیچ کجا نقل نشده است که سیزدهم فروردین ناشی از حادثه روز پوریم بوده است. فقط در دوران معاصر با این نظریه روبرو می‌شویم که گویندگان این موضوع اکثر اوقات با تحریف کردن داستان به نتیجه می‌رسند.

نکته بعدی این است که اصلا تاریخ پوریم با جشن سیزده‌به‌در هماهنگ نیست. بنا به گفته کتاب استر اتفاقات پوریم در سیزدهم و چهاردهم ماه اذار می‌افتد (استر، باب ۹). باید توجه داشت که مبنای تقویم یهودی با مبنای گاهشماری خورشیدی متفاوت است و ماه اذار بیشتر نزدیک به اسفند ماه است.

به عنوان مثال جشن پوریم در سال ١٣۹۸ در ۱۹ اسفند ماه برگزار شد، در سال ١٣٩۹ در ۷ اسفند ماه و در سال ۱۴۰۰ در ۲۵ اسفند ماه برگزار خواهد شد (Hebcal Jewish Calendar). می‌دانیم که جشن سیزده‌به‌در هر ساله در روز سیزدهم فروردین برگزار می‌شود پس حتی تاریخ این دو جشن هم برابر نیست و اکثر اوقات تقریبا نزدیک به یک ماه -حال کمتر یا بیشتر- فاصله دارند.

در اینجا جدولی از تاریخ وقوع «پوریم» و «سیزده‌به‌در» در صد سال اخیر تهیه شده است که ادعای انطباق این دو واقعه (پوریم و سیزده‌به‌در) را به کلی رد می‌کند (لاله زار و شموئلیان، ١۳۹۲).

عدم انطباق پوریم با سیزده فروردین

نمودار عدم انطباق پوریم و روز طبیعت در یک دوره ١۰۰ ساله (١۳١۸-١۴١۸) (لاله زار و شموئلیان، ١۳۹۲)

برای دانش بیشتر درباره اصول گاهشماری عبری، زمان برگزاری پوریم و بی ربطی آن به سیزده‌به‌در نگاه کنید به:

پوریم اصلا در سیزدهم فروردین برگزار نمی‌شود

سخن پایانی

هنگامی که صحبت از داستان استر به میان می‌آید، برخی از بیگانگان یک نوع رویکرد به این داستان دارند که حاکی از ایران ستیزی است و در داخل ایران هم برخی رویکردهای دیگری به این داستان دارند و با ترویج آن، موارد نادرست را به تاریخ و تمدن ایران نسبت می‌دهند.

کتاب استر با تناقضات بسیار زیادی روبرو است و اصلا نمی‌توان آن را به عنوان یک منبع تاریخی معتبر به حساب آورد، داستان‌های تحریف شده از آن هم پایه و اساس ندارند و بدون هیچ پشتوانه تاریخی بیان می‌شوند. با توجه به شواهدی که بررسی شد می‌توان گفت که داستان استر بیشتر شبیه یک افسانه و اسطوره است.

سیزدهم فروردین به داستان استر ربطی ندارد و هیچ منبعی که چنین ارتباطی را اثبات کند، وجود ندارد. می‌توان گفت بر اساس منابع باستانی ایرانی، روز سیزدهم، روز فرخنده‌ای محسوب می‌شود و هیج کجا اشاره به پیوند پوریم و سیزده‌به‌در نشده است.

برخی شاید به دلیل مقابله با صهیونیسم داستان‌های تحریفی را مورد توجه قرار می‌دهند اما چنین داستانی اصلا در منابع یهودیان وجود ندارد و هیچ شواهدی آن را تأیید نمی‌کند و حتی شاید بهانه‌ای به دست صهیونیست‌ها بدهد و از آن بهره ببرند.

این در حالی است که تحریف داستان استر و ربط دادن آن به سیزده‌به‌در، با استقبال ایران‌ستیزان روبرو می‌شود و به نوعی دست به اسطوره سازی ایران ستیزانه می‌زنند تا به اهداف خود برسند. باید پذیرفت که ترویج چنین موضوعی بیش از هر چیز به نفع ایران‌ستیزان تمام می‌شود.

بهتر است با تحلیل و بررسی‌های تاریخی به سراغ داستان استر برویم و آن چیزی‌هایی که درباره داستان استر معقول می‌نماید را مورد توجه قرار دهیم.

پانویس:

*دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران.

**نسخه نخستین این نوشتار مربوط به ۱۳ فروردین ۱۳٩٠ می‌باشد که در هفت کشور و پس از آن پردیس اهورا انتشار یافت. این نوشتار پس از چندین بار به روزرسانی به پایگاه خردگان انتقال یافت و از این به بعد در اینجا به روز می‌شود.

.

یاری‌نامه‌ها و بن‌مایه‌ها:

– خالقیان، مجید (۴ فروردین ۱۳۹۹). «داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه». پایگاه خردگان.

– ____ (۱۳۵۹). کتاب مقدس. ترجمه شده از زبان‌های اصلی عبرانی و کلدانی و یونانی. به همت انجمن پخش کتب مقدسه در میان ملل.

– ____ (۱۳۸۷). هزار و یک شب. ترجمه عبدالطیف طسوجی تبریزی. ویراستاری میترا مهرآبادی. تهران: دنیای کتاب.

– آیسخولوس (١٣۹٠). مجموعه آثار. ترجمه عبداله کوثری. تهران: نشر نی.

– ادی، ساموئیل کندی (١٣۴٧). آیین شهریاری در شرق. ترجمه فریدون بدره ای. تهران: علمی و فرهنگی.

– بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (١٣٨۶). آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر.

– پرتوی، آناهیتا؛ زرشناس، زهره (۱۳۸۹). قصه‌هایی از سغد. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

– تفضلی، احمد (١٣٨۹). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: سخن.

– خالقیان، مجید (آذر ۱۳۹۳). «راز ماندگاری جشن‌ها». سرزمین آزادگان. ش ۲. صص ۱-۲.

– خالقیان، مجید (شهریور ١۳۹۴). «نقش سغدیان در حفظ، تداوم و گسترش فرهنگ ایرانی در عهد باستان». پایان‌نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران.

– دهخدا، علی اكبر. «در و دشت». در لغت‌نامه دهخدا.

– کتزیاس (١٣٨٠). خلاصه تاریخ کتزیاس از کوروش تا اردشیر (معروف به خلاصه فوتیوس). ترجمه کامیاب خلیلی. تهران: انتشارات کارنگ.

– کرمی‌پور، حمید؛ خالقیان، مجید (۱۳۹۳). «بررسی محتوایی روایت ابومسلم خراسانی (با تأکید بر ابومسلم‌نامه طرسوسی)». بهار ادب. س ۷، ش۴. صص ۴۳۷-۴۵۵.

– لاله زار، حمامی؛ شموئلیان، امین (تابستان ١۳۹۲). «عدم انطباق پوریم با سیزده فروردین». انجمن کلیمیان تهران.

– لیتمن، ای (خرداد و تیر ۱۳۸۴). «هزار و یک شب». ترجمه محمدجواد مهدوی. کتاب ماه هنر. ش۸۱ و ۸۲. صص ۸-۲۱.

– هرودوت (١٣٨٩). تاریخ هرودوت. ترجمه مرتضی ثاقب‌فر. تهران: اساطیر.

– ____ (1918). Bablyonian Talmud, Book 4: Tracts Pesachim, Yomah and Hagiga. tr. by Michael L. Rodkinson. Available online at: sacred-texts.com.

– ____ . “Purim / פורים”. Hebcal Jewish Calendar.

– Davies,  Philip R. (Last Updated: November 26, 2014). “Dead Sea Scrolls”. Encyclopædia Britannica.


این نوشتار کاری از نویسندگان پایگاه خردگان است.

اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه (www.kheradgan.ir) و نويسنده آن را ياد کنيد.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

38 دیدگاه

  1. خود یهودیها میگن چند هزار ایرانی رو کشتن و آمار هم میدن و هر سال دارن اون روز ور جشن میگیرن اونوقت شما میگید نکشتن ؟ سایت شما یکی از سایتهای واقعا دوستدار ایرانه و بیشتر مطالبتون درسته مقالاتتون در باب پانترکیسم و …رو خوندم و واقعا درست بود ولی حمایت بیش از حد شما از کوروش و چون یهودیها کوروش و دوست دارن باعث شده یهودیان و جنایاتشون و توجیه کنید درسته اسرائیلیها کوروش و دوست دارن اما این دوست داشتن وظیفه شونه چون کوروش واقعا بهشون خدمت کرد وگرنه الان منقرض شده بودن یهودیها چه اسرائیلی و چه غیراسرائیلی لطف نمیکنن به ما که پادشاهمون و دوست دارن بخاطر خودشون دوستش دارن اینکه جنایات استر و یهودیان در ایران و نادیده بگیریم تحقیر خودمونه کوروش به یهودیها لطف کرد اما یهودیها اینجوری جواب لطف هموطناش و دادن

    • اشکان دهقان

      همواره از بازدیدکنندگان درخواست کرده ایم که نوشتارهای ما را کامل بخوانند. اینکه ما داستانی در کتاب مقدس یهودیان را افسانه می‌دانیم که درون مایه ایرانستیزانه دارد قطعا نمی‌تواند دفاع از یهود و اسرائیل باشد.

      ولی به هر حال ما باید گفته‌های خود را با سند و مدرک بگوییم. مثلا شما می گویید خود یهودپیان میگن ایرانیان رو کشتن و جشن می گیرن! این بر اساس چه سند و مدرکی گفته میشه؟! به راستی یهودیان اعتقاد دارند چه کسانی را کشتند؟

      گفته یهودیان را می توانید از سایت انجمن کلیمیان تهران بخوانید:
      http://www.iranjewish.com/essay/Essay_37_poorim.htm

      اتفاقا اینکه داستان استر را واقعی بدانیم تحقیر خودمان است! اگر همین نوشتار را بخوانید متوجه خواهید شد.

      در ضمن کوروش هم لطف ویژه و خاصی به یهودیان نداشت بلکه با یهودیان همان کاری را کرد که با دیگر اقوام انجام داد. به طوری که در استوانه کوروش بزرگ اصلا نام یهودیان نیامده است.

  2. ختم كلام بنده كه يك شيعه ايراني اصل جد در جد شيعه و پدر بزرگ پدري‌ام از روحانيوني بود كه چند سال قبل از انقلاب بعلت بيماري فوت كرد. هرگز دنبال سياست و جدل با كسي نبود و روزيش فقط از راه معلمي و تدريس سواد آموزي و نوشتن كتب و باغداري در مي‌آورد نه مثل برخي از جيب ملت از خون و آه ملت، نه از راه منبر اراجيف!
    عراقيها پسر عمه‌ام زنده زنده سوزاندن در جنگ تحميلي و بماند چقدر جوانان ايران شكنجه كردند و ياد همه شهداي شيعه و سني و يهودي و مسيحي و زرتشتي ايران گرامي كه براي خاكي جان دادند به اميد برابري و خوشبختي همه اقوام و اديان اما زهي خيال باطل كه ژن خوك ها نگذاشتند.
    بعد اين همه منابع و مقالات و نظرات علمي و عقلي و تاريخي كه گواه افسانه بودن پوريم هست كه وشتي هم دختر بخت نصر بوده نه آريايي! و حاكي از كشتار كافران غير ايراني غير آريايي هست حتي در منابع يهوديت و فيلم هاليووديش هم گواه كشتار غير ايرانيان غير تبار آريايي هست آنوقت يك عده مغز نخودي غير اصالت ايراني انگشت به سمت پوريم گذاشتند براي ايجاد نا آرامي جامعه و افزايش حس تنفر جهت جنگ افروزي! به آنها ميگويم:
    گيرم پوريم واقعي!!! خوب شد ژن خوك ها كشته شدند ان شاء الله باز هم تكرار پوريم رخ دهد و ژن خوك ها كه باعث فقر و بيكاري ملت شدند كشته شوند.
    آنان به مردم ميگويند كينه‌ دلتان را از اعراب و عراق بيرون كنيد چون كينه خوب نيست آنان برادر و دوست ما هستند! كه هنوز كه هنوزه همين كشورهاي عرب زبان و عربستان از علاقه شان به تجاوز به خاك و ناموس ايران ميگويند آنهم در شبكه‌هاي رسمي خودشان! آنوقت همين افراد قدرت نشين منافق ميگويند مبادا كينه تان از يهوديت و مسيحيت كنار بگذاريد همواره متنفر باشيد از غير مسلمانان! كه سخنانشان خلاف قرآن و دستورات ائمه هست قرآن را آن طور كه ميخواهند تفسير ميكنند بدون دانستن زمان نزول آيات بر حسب وقايعي كه در تاريخ صدر اسلام رخ داد سبب شبهات در معاني ميشود طبق آيه 91 سوره حجر: آنان که قرآن را (به میل خود و غرض فاسد خویش) جزء جزء و پاره پاره کردند (بعضی را قبول و بعضی را رد کردند).
    خدا در قرآن از مومنان يهودي و مسيحي و زرتشتي به نيكي ياد ميكند و از منافقان و ظالمان مسلمان به بدي! كلا خداوند بارها فرموده هر كس بر حسب عملش مواخذه ميشود نه نام دين و نام قومش. پس اينقدر چرت نگوييد و يهوديت برابر صهيونيست قرار ندهيد وگرنه همه ما مسلمين هم برابر داعش و طالبان هستيم!

  3. سلام
    شما با توجیه و تأویل به دنبال چه هستید تطهیر یهود و صهیونیسم؟
    الان آنها این مسئله را جشن می‌گیریند و به آن افتخار هم میکنند بر فرض نادرست بودنش
    اما در مورد پوریم سنگ نگاره و کتیبه وجود دارد که صراحتا به این قضیه اشاره کرده اینها را چطور توجیه میکنید؟نکند اینها هم جعلی و مجهول و…….. هستند!!!!
    اما در مورد سنگ نگاره پوریم👇
    نقاشی های دیواری در ‌پرستشگاه‌ یهودی دورا اورپوس(واقع در سوریه) وجود دارد که به ماجرای پوریم و کشتار ايرانيان پرداخته و جالب تر آنکه کتیبه هایی از عهد ساسانی در آنجا موجود است که نشان می دهد،منشی ها و کاتبان ساسانی (دوره شاپور اول) از این تصاویر دیدن کرده اند و این نقاشی ها را پسندیده اند.

    دکتر تورج دریایی در مقاله ایی مفصل به این تصاویر پرداخته و عکس هایی از آن را به نمایش گذاشته است.

    • کوروش شهرکی

      با سلام و درود.

      اول از همه ما به دنبال حقیقت هستیم، ما تاریخ را به صورت مجموعه ای از رویداد ها میبینیم که باید درستی یا نادرستی آنها بررسی و سپس پذیرفته شود ، کار ما به عنوان پژوهشگر بهره برداری ایدئولوژیک از تاریخ نیست ، عدم وجود داستان استر و مردخای نیز تطهیر یهود و صهیونیسم نیست.

      دوم شما معنای پوریم هم نزد یهودیان درک نکردید ، عید پوریم برای یهودیان مراسمی است برای رسیدن به سال جدید همانند نوروز در ایران ، هر مراسمی بایستی ریشه ای تاریخی یا اسطوره ای داشته باشد، همانطور که در ایران ریشه نوروز به جمشید شاه پادشاه قدرتمند اسطوره ای ایرانی بازمیگردد یهودیان هم ریشه مراسمشان را در یک داستان در عهد عتیق دیدند، این داستان «استر و مردخای» نام دارد ، البته که داستان استر و مردخای مانند پادشاهی جمشید شاه تاریخی و حقیقی نیست و صرفا یک افسانه و اسطوره میباشد ، چنانکه دانشنامه جهانی یهود خود اعتراف میکند داستان استر و مردخای تاریخی نیست:

      بالنسبه شمار اندکی از محققان معاصر، بستر روایات کتاب استر را تاریخی می‌دانند. اکثر قابل توجهی از مفسران و شارحان [کتب مقدس] به این نتیجه رسیده‌اند که کتاب، بخشی از یک افسانه و داستان محض است، گرچه برخی از نویسندگان کوشیده‌اند با تلقی آن به عنوان یک رمان تاریخی، این نظر را نقد کنند (1).
      اکثر محققان، کتاب را افسانه و داستان‌هایی می‌دانند که بازگو کننده آداب و سنت‌های معاصری است که با ظاهر و آهنگی قدیمی ارائه شده تا از حمله و هجوم به آن اجتناب شود. آنها خاطر نشان کرده‌اند 127 ولایتی که نامشان در کتاب آمده با 20 ساتراپی (2) باستانی ایران مغایرتی عجیب است. یا حیرت آور است که چگونه استر، یهودی بودن خودش را مخفی می‌کند، در حالی که مُردخای که پسرعمو و در عین حال قیم او بوده به عنوان یک یهودی شناخته شده بوده است. نیز غیر ممکن می‌نماید که یک غیر ایرانی به عنوان نخست وزیر یا ملکه انتخاب شود، و اینکه رویداد های کتاب، اگر به راستی واقع شده‌اند نمی‌توانسته با بی توجهی مورخان روبه رو شده باشد.

      لحن به کار رفته در کتاب، ساختار ادبی و جایگاه کتاب، بیشتر به یک داستان رومانتیک اشاره دارد تا یک وقایع شمار تاریخی. برخی پژوهشگران حتی منبع این اثر را کاملا غیر یهودی ردیابی کرده‌اند (3).

      میبینیم که مراکز آکادمیک یهودیان نیز به خوبی بر تاریخی نبودن داستان واقف هستند. نتانیاهو در اسراییل از این داستان های افسانه ای برای تغذیه ایدئولوژی دشمنی با ایران برای مردم عامی استفاده میکند همانطور که عده ای تندرو در ایران این داستان را چشم و گوش بسته پذیرفته و ابزار یهود ستیزی خود قرار داده اند.

      در میان این آتش طرفین ما مسئولیت خود را به عنوان پژوهشگر تاریخ ایفا کردیم و با اسناد و مدارک نشان دادیم آن چیزی که بر سر آن دعوا و جنگ و جدال دارید اصلا وجود خارجی نداشته است.

      اما در مورد کتیبه های شهر دورا:

      متاسفانه عجله شما حتی مانع از فهم درست مقاله دکتر دریایی شده است، این کتیبه ها هم همانند رفرنس اصلی داستان استر و مردخای به تاریخی پس از هخامنشیان بازمیگردد، محققین تخمین زده اند داستان استر در زمانی در عهد سلوکی نوشته شده است. (130 پیش از میلاد) ، (4) شهر دورا نیز دقیقا متعلق به دوران سلوکی است، اگرچه نقاشی حتی به دوران اشکانی ارتباط دارد (5) ، آن نقاشی ها از روی داستان استر نقش بسته اند و همانند رفرنس اصلی داستان حدود دو قرن یا بیشتر با واقعه فاصله دارند، مطلقا در زمان هخامنشیان نه کتیبه ای از واقعه پوریم وجود دارد و نه حتی مورخین یونانی که زیرو بم امپراطوری شرقی خود را توضیح داده اند یک کلمه در مورد پوریم یا استر نوشته اند.

      تازگی نقاشی های معبد یهودیان در دورا دقیقا از آنجایی مشخص میشود که این نقاشی ها حتی شکل و شمایل یک شاه هخامنشی را نیز به تصویر نمیکشند و حتی نقاش آن نمیدانسته لباس شاه هخامنشی را چگونه باید بکشد پس صراحتا نقاشی را آنطور که معاصر زمان خود است یعنی دوران اشکانی به تصویر کشیده است. دکتر تورج دریایی واضح و صریح این موضوع را در مقاله آورده است:
      «البته این نقاشی بیش تر به سبک هنری اشکانیان بیان شده، که شامل لباس و ژست پادشاه است » (6)

      در مورد علاقه کاتبان ساسانی بازدید کننده از نقاشی دکتر دریایی خود توضیحی زیبا و دقیق ارائه نموده است :
      «اینکه چرا کاتبان ساسانی و مقامات رسمی دوست داشتند از این تصاویر دیدن کنند پرسشی است که احتمالاً در ارتباط با مسالهٔ تعیین هویت توسط کاتبان ساسانی ما از شخصی تهای پارسی باستان و داستان های هخامنشی بر روی دیوارهای پرستشگاه است.» (7)
      در یک کلام ساسانیان مشتاق به دانستن و شناختن از اجداد هخامنشی شان بودند. چنانکه همانند این کتیبه را بر تخت جمشید نیز نگاشته اند.

      منابع :

      1-The Jewish Encyclopaedia, «Esther«, Volume V. 5,pp 235-236
      2-تقسیم بندی کشوری ایران باستان،معادل استان فعلی. ساتراپ ماخوذ از کلمه یونانی سترپ، به حاکم یا استاندار در ایران قدیم گفته می شده است. ر.ک: حسن عمید، فرهنگ عمید، ص588
      2- see «Esther» in The Universal Jewish Encyclopaedia, V4, p170
      3-پوریم: واژه ای عبری است که به معنای قرعه هاست. این روز به مناسبت رفع خطر قتل عام یهودیان به توطئه هامان عید قرار داده شده است. وجه تسمیه این روز آن است که هامان برای تعیین روز اعلام تصمیم خود به پادشاه قرعه کشیده بود. عید مزبور در ماه اسفند قرار دارد. حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص94-95
      4-ر.ک: حبیب سعید، المدخل الی الکتاب المقدس، ص 159-160
      5- دریایی ، تورج (1394) ، به منظور یادگیری و یادآوری از دیگران: ایرانیان در حال بازدید از پرستشگاه یهودی دورا اروپوس ،سال یکم شماره دوم، فصل نامه جندی شاپور ، دانشگاه شهید چمران ، صفحه 99
      6-دریایی ، تورج (1394) ، به منظور یادگیری و یادآوری از دیگران: ایرانیان در حال بازدید از پرستشگاه یهودی دورا اروپوس ،سال یکم شماره دوم، فصل نامه جندی شاپور ، دانشگاه شهید چمران ، صفحه 105
      7-دریایی ، تورج (1394) ، به منظور یادگیری و یادآوری از دیگران: ایرانیان در حال بازدید از پرستشگاه یهودی دورا اروپوس ،سال یکم شماره دوم، فصل نامه جندی شاپور ، دانشگاه شهید چمران ، صفحه 103

      • درود بر شما جناب شهركي به نيكي و خرد جواب كج فهم ‌ها ميدهيد.
        بعد اين همه مقالات و منابع و نظرات عقلاني و تاريخي و علمي بيان شده، هر كس بيايد داستان جعلي پوريم را چماقي كند تا در راه دعواي داخلي جامعه و نا امني ملت ايران استفاده كند يا واقعا درك و فهمش بسيار ناچيز هست يا خودش به خواب و كوري و كري زده تا با افروختن آتش نزاع و نفاق در جامعه امنيت روحي و جسمي همه ملت به هر دين و ديدگاهي و قومي را به خطر بياندازد كه مطمئنا از آخورهايي سير ميشود زيرا يك وطن پرست واقعي در جهت آرامش و آسايش جامعه هميشه قدم بر ميدارد.
        در جواب همه كج فهم هاي چقر و سمج كه سخن حق و علم به مغز نخوديشان نميرود: اصلا پوريم به فرض محال درست!!!!!!! بعنوان يك شيعه ايراني ميگم خوب شد ژن خوك ها كشته شدند كاش باز هم اين اتفاق بيافته آن دسته ژن خوكها كه خون ملت در فقر و بيكاري در شيشه كردند نابود شوند.
        در آثار يهوديت سرچ كردم وشتي اصلا ايراني نبوده دختر بخت نصر بابل بوده كه اينقدر ميگن واي استر جاي وشتي ملكه آرياييان ايران را گرفت!!!! اون جماعت دشمن يهوديت كه مردن اصلا در حافظه تاريخي ايرانيان و آثار ادبي و ليطفه‌ها حتي وجود ندارند چون آريايي و ايراني نبودند. هم در فيلم هاليوودي هم در كتب يهوديت ميگويند غير ايراني غير آريايي بودند قومي كه حتي در سرزمينهاي غير ايراني قبلا زندگي ميكردند و كافر بودند و ظالم و دشمن يكتاپرستي و يهوديت.
        واقعا جاي تعجبه!!!!!!!! عراقي كه زنده زنده پوست جوانان ايراني را در جنگ تحميلي ميكَند و همينطور پسر عمه من را زنده زنده سوزاندن حالا شده كشور دوست و برادر و همسايه!!! كلا گناه عراق (بابليان) فراموش شده كه تجاوزشان به ايران فقط براي كشورگشايي بود نه بر خلاف يهوديان باستان كه فقط دفاع شخصي و حفاظت از مال و ناموسشان كردند!
        واقعا به اين همه غيرت پوشالي برخي كه بيشتر همان كساني هستند كه اصالت ايراني ندارند بايد به زبان خودشان گفت احسنت!!!!!!!

      • از دیدگاه شما خیلی خوشم اومد جناب وبگرد
        بله من هم بارها دیدم که وشتی را به عنوان ملکه مظلوم ایرانی تبلیغ می کنند در حالی که او دختر بخت نصر بود

    • ایا ممکن است ساسانیان قضیه پوریم را تایید کرده باشند؟

    • با درود
      اما برخلاف شما جناب شهرکی عزیز
      دکتر جهانشاه درخشانی جمشید را غیر واقعی نمی داند

  4. سبکتکین

    دلایلتان در بخش دیدگاه ها و سخنتان در نوشتار اصلی رو خواندم؛
    منصفانه فکر کنیم؛ یهودیان اسرائیل روزی را که به عنوان نماد حمله به ایران در نظر گرفته اند جشن می گیرند؛ آیا این به معنی دوستی با مردم ایران است؟
    بسیار خارج از انصاف صحبت رانده اید در یکی از دیدگاه ها، آن جا که از زبان یهودیان توجیح کرده اید که نفرات زیادی نکشته اند پس شاید ادعا کنند منظورمان دشمنی با هامان بوده نه ایران! (می دانیم که 75 هزار نفر کشته اند×!!!#)
    اتفاقا بنده هم اعتقاد دارم که پوریم افسانه ای بیش نیست، اما حرف شما عجیب است که می گویید یهودیانی که جشن می گیرند این روز را نباید پاسخ گو باشند…
    هزاران سال است که به ایرانی بودن ما توهین می کنند و به این افسانه شان افتخار.
    اگر اعراب و دوست داران عمر روز حمله به ایران را جشن می گیرند، بگویید تا از آن ها هم حساب بکشیم، قیاستان بی ربط است و غیرتتان روی این خاک جای ابهام دارد…
    فارق از دفاع عجیبتان از کسانی که پوریم را جشن می گیرند، نوشته ی اصلی زیبا و مستحکم بود و ممنون از این نوشتار علمی.

    • با درود
      در همین پایگاه خردگان بارها از نتانیاهو و یاوه سرایی هایش انتقاد شده است: https://kheradgan.ir/?p=13157

      اما نکته ای وجود دارد و اینکه داستان رائفی پور (درباره سیزده فروردین) در منابع یهودی (و نیز هیچ منبعی) وجود ندارد و آنها نباید پاسخ گوی سخنان رائفی پور باشند
      در حقیقت در کتاب استر آمده است 77 هزار دشمن در تمام ایالت ها و با توجه به وسعت از هند تا اتیوپی اکثرا می بایست از اقوام دیگری غیر از ایرانیان باشند

      همچنین هامان از قوم غیر ایرانی عمالقه بود و این نشان می‌دهد که دشمنی اصلی نویسنده کتاب استر می بایست با عمالیقیان (که با یهودیان دشمنی تاریخی داشتند) بوده باشد نه ایرانیان
      از همین موضوع برخی از یهودیان تفسیراتی می کنند و می گویند 77هزار نفر دیگر نیز از عمالقه بودند

      امروزه بسیاری از کشور های عربی سالروز قادسیه را جشن می گیرند ولی در ایران کسی اعتراض نمی کند یا اگر اعتراض کند مورد اهمیت قرار نمی گیرد
      قرار نیست بعلت بیان حقایق برچسب “دوستدار صهیونیسم” یا “وطن فروش ” بخوریم

    • جناب سبكتكين!!!!! كشورهاي عرب زبان غير نژاد عربي و دوستدار عربستان و مخصوصا خود عربستان و همينطور علماي دينشان بارها در شبكه رسمي خودشان شبكه‌هاي مكه و مدينه و گاها سخنانشان در نت قابل رويت هست با افتخار از حمله به ايرانيان و علاقه زياد به حمله و تجاوز به زنان ايران ميگويند! آيا پاسخي كوبنده مثل عدم اجازه رفتن ما مسلمين ايران به مكه و مدينه كه فقط پول به جيب اعراب ميكنيم از طرف قدرت نشينان ما صادر شد؟! آيا بخاطر تجاوز عربستان در فرودگاه به پسران ايراني نهادي يا ارگاني عكس العمل شديد نشان داد آيا پاسخ كوبنده از طرف همين نشست گزارها و نهادها اعمال شد؟! آيا بخاطر كشتار حاجيان ايراني بطور گسترده آنهم دوبار در زمان اوايل انقلاب و همين چند سال پيش شاهد واكنش شديد از قدرت نشينان ايران بوديم؟! شاهد تحريم عربستان از نظر عدم اجازه ورود زائر به كشورش و عدم اجازه خريد كالا و سوغات چيني از عربستان توسط زائرين بطور هميشه و دائم بوديم؟! آيا شاهد برخورد با عراقيان بعثي كه هنوز بسيار در عراق هستند و رفتار نامناسب با زائرين ايران دارند هستيم؟!
      خير!!!!! بلكه بسيار اين كشورها از طرف قدرت نشينان ما مورد عزت قرار ميگيرند و جلوي پاي صاحبان اين كشورها كمر خم ميكنند!
      اينهايي كه گفتم به چشم ديدم به گوش شنيدم چون خودم به اين كشورها رفتم و امثال شما هر چقدر منكر شويد نميتوانم طرفداري شما از اعراب را قبول كنم.
      كسي هم نگفت صهيونيست خوبه!!!!! تمام مقالات اين سايت سعي در ايجاد اتحادي داره كه امثال رائفي پور و عباسي دريدنش و باعث كاهش اتحاد و آرامش اديان و اقوام ايراني شدند كه كاهش اتحاد و آرامش جامعه عواقبي در آينده خواهد داشت. البته اگر امثال شما بگذارند اين اتحاد دريده شده اديان ايراني دوباره جوش بخورد!
      بعنوان يك شيعه ايراني اصل ميگم كه اتفاقا بسيار با ارگانها نامه نگاري كردم و سوابق من دارند كه جد در جد شيعه با سوابق سفيد خانوادگي هستم حتي اگر به فرض محال در پوريم ايرانيان كشته شده بودند كه نشدند وگرنه در حافظه تاريخي ايرانيان حتما رد پايي مي ماند! چون آن دسته از ايرانيان هدف تجاوز به جان و ناموس و ثروت ديگران داشتند حقشان بوده نابود شوند چون آدم طماع و قاتل و متجاوز تنها براي ساير اقوام خطرناك نيست براي ملت خودش هم خطرناك هست.
      فقط ميدونم يكي از سياستهاي قوي در همه كشورها مخصوصا در كشور خودمون براي دور كردن ذهن مردم از گراني و بدبختيشان ساخت اكاذيب تاريخي و ايجاد دعواي قومي و قبيله‌اي بين اديان و اقوام در كشور هست تا ساده لوحان جامعه تمام انرژي و تفكر خودشان مشغول اكاذيب تاريخي و دعواهاي بيجا كنند و همه انرژي مردم صرف رفع مشكلات نشود چون انوقت نان حرام عده‌اي سنگ خواهد شد! روشي مناسب براي كنترل عمل و تفكر بيشتر مردمان جامعه!

    • جايش نبود كه بگم ولي شرايط فراهم شد تا به اين نكته هم اشاره كنم:
      كسانيكه گناهان موجود در اسرائيل يا غرب را بزرگنمايي ميكنند بهتره عيوب و گناهان جامعه مسلمين هم گوشزد كنند. در دكتري بخش موادي كه ساخت ابزارهاي جنسي در غرب استفاده ميشه و بيشتر از سيليكون iol و pmma , tpe, pu هست بحث و ارائه مقاله هم بود كه در خاورميانه كدام كشورها بيشتر متقاضي هستند و در ارائه مقالات نام اعراب و عربستان بود! آنهم متقاضي مردهاي اعراب بيشتر بودند!!!!! بعد با ارائه‌هاي مقاله معتبر بحث رسيد كه در خاورميانه Pansexuality بيشترين نرخ عربستان داره يعني علاقه به رابطه با هر كسي بدون توجه به جنسيت! يعني يك مرد عربستاني نه تنها زن دارد بلكه با مردها و زنهاي ديگر حتي حيوانات هم رابطه دارد! كه يك نمونه كوچك رفتار نامتعارف برخي شاه زاده‌ها و قدرت نشينان عربستان كه در تلگرام هم چند سال پيش پخش شد و خبر رابطه شاه زاده‌اي با 7 مرد انگليسي به درخواست خودش با پرداخت وجه هنگفت!!!!!
      خوب من كاري به غلط اضافه فردي ندارم خودش ميدونه و خداي خودش من خدا نيستم و دخالت نميكنم.
      اما چرا غلطهايي كه در اديان يكتا پرستي نهي شديد شده مخصوصا در جامعه مسلمين طبق قرآن و آيات لوط نهي شديد شده هوار هوار نميشه؟! مورد بازخواست قرار نميگيره! نمونش تجاوز اعراب به پسران ايراني در فرودگاه چند سال پيش؟! آنوقت گناه بقيه كشورها بزرگنمايي ميشه!
      ناهنجار و بيمار و اشباح رجال در همه جاي دنيا متاسفانه در برخي مدعيان اسلام هم هست اينكه در جامعه مسلمين زياد باشه و مخفي بشه و گناه بقيه كشورها هايلايت بشه قضيه شعر پروين اعتصامي:
      سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئی
      گفت، از عیب خویش بی‌خبری زان ره از خلق، عیب میجوئی
      گفتن از زشتروئی دگران نشود باعث نکوروئی
      تو گمان میکنی که شاخ گلی بصف سرو و لاله میروئی
      یا که همبوی مشک تاتاری یا ز ازهار باغ مینوئی
      خویشتن، بی سبب بزرگ مکن تا هم از ساکنان این کوئی
      ره ما، گر کج است و ناهموار تو خود، این ره چگونه میپوئی
      در خود، آن به که نیکتر نگری اول، آن به که عیب خود گوئی
      ما زبونیم و شوخ جامه و پست تو چرا شوخ تن نمیشوئی

  5. طرفدارهای رائفی پور دیگه نمی تونن بگن استادشون ایرانستیز نیست!!

    کسی که درباره نوروز و سنت های ایرانی، آن حرف های شنیع و زشت و زننده رو می زنه قطفا ایرانستیزه

  6. از توضیحاتتان سپاسگزارم . بی شک دانش همیشه راهگشاست.

  7. کسایی که میگن یهودی ها با ایرانیان دشمنن متن زیر رو از سایت انجمن کلیمیان تهران بخونن :
    “2700 سال زندگی مسالمت آمیز یهودیان در کنار ایرانیان و نیز احترام خاص یهودیان جهان در طی تاریخ به ملت خدا پرست ایران به پاس خدمات و برخورد مناسب ایرانیان با آنها و وجود مقبره پیامبران و بزرگان یهود در ایران همه حکایت گر وجود پیوندی قوی و مستحکم بین ایرانیان و یهودیان است که با سم پاشی برخی افراد مغرض معلوم الحال خدشه پذیر نمی باشد.”
    دشمن ایرانیان در حقیقت صهیونیست ها هستند که تفاوت چندانی با افراطی های اسلام گرا ندارند

  8. با ارائه سند قرآني ثابت ميشود دشمني و توهين به همه يهوديان و همه مسيحيان و همه اديان و همه بشر كاري غير خدايي و البته شيطاني كامل و جهل تمام هست.
    اگر قرآن با دقت و فهم بخوانيم ميفهميم خدا و اسلام دشمني با همه يهوديان و همه مسيحيان و همه اديان و بشر با هر ديدگاهي ندارد و آنها را هرگز حقير و پايينتر از مسلمين نميداند. و آيات غضب فقط در مورد متخلفان و ظالمان هست كه از لعن وغضب خدا بر مسلمين ظالم و منافقين اسلام و ظالمين هر فرد با هر دين و ديدگاهي بيان و تاكيد شده است. پس يك دين خاص در اشاره خدا مورد لعن و غضب نيست.
    (مولا علي (ع): دو دسته كمرم شكستند: عابد بدون علم (امثال اسلام گراهاي افراطي و اديان نت و غيره) و عالم بدون دين! زيرا اولي بدون علم و از جهل تنها بخاطر عبادت خودش را برتر ميداند و ظلم و توهين به ديگر اديان و ساير بشر ميكند و دومي بدون دين و بدون اعتقاد به خوبي ميتواند با علمش به بشر صدمه بزند (مثل دانشمند قاتل).
    لطفا وقتي قرآن ميخوانيد بيانديشيد و آيات درك و حلاجي كنيد تفكر از عبادت 70 ساله برتر است به فرموده بيشتر ائمه و مولا علي (ع) و هميشه به ياد داشته باشيم هر حكمي هر سخني كه بر حسب علم و عقل و منطق نباشد و داخلش توهين و ظلم به كسي وخودمان و جنبده‌اي باشد و به بزرگي ارجاع دهند حتما تحريف و شيطانيه نه خدايي.
    مطالب كلي بيان ميكنم تا درك بهتري شود تا دشمني جاهلانه نداشته باشيم مخصوصا طرفدران اديان نت و كسانيكه عاشق نشستهاي ضد اديان هستند كه توسط افراد معروف جامعه برپا ميشود! بيشتر تفكر كنند تا دست از دشمني جاهلانه كه تخم كينه و اغتشاش جامعه را ميكارد بردارند:
    كافر كيست؟؟؟ كافر در آيات متعدد قرآن كسي هست كه به احكام خدا كفر ورزيد كسي كه تقواي عمل نداشته باشد كه تقوا به فردي (حق الله و حق نفس) و اجتماعي (حق ناس) تقسيم ميشود. مثل آيه 140 و 167 تا 169 نساء و 10 مائده و غيره:
    وقَد نَزَّلَ عَلَيكُم فِى الكِتبِ ان اذا سَمِعتُم ءايتِ اللَّهِ يُكفَرُ بِها ويُستَهزَا بِها فَلا تَقعُدوا مَعَهُم حَتّى‌ يَخوضوا فى حَديثٍ غَيرِهِ انَّكُم اذًا مِثلُهُم انَّ اللَّهَ جامِعُ المُنفِقينَ والكفِرينَ فى جَهَنَّمَ جَميعا؛ خداوند در قرآن (اين حکم را) بر شما فرستاده كه هنگامي كه بشنويد افرادي آيات (احكام) خدا را انكار و استهزا مي‌نمايند با آنها ننشينيد تا به سخن دگري بپردازند، زيرا در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود، خداوند منافقان و كافران را همگي در دوزخ جمع مي‌كند.
    انَّ الَّذينَ كَفَروا وصَدّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ قَد ضَلّوا ضَللًا بَعيدا• انَّ الَّذينَ كَفَروا وظَلَموا لَم يَكُنِ اللَّهُ لِيَغفِرَ لَهُم ولا لِيَهدِيَهُم طَرِيقا• الّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خلِدِينَ فِيها ابَدًا وكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرا؛ كساني كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند در گمراهی دور و درازي گرفتار شده‌ اند. كساني كه كافر شدند و ستم (به خود و ديگران) كردند هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد و آنها را به راه هدايت نخواهد كرد. مگر به سوي راه دوزخ! كه جاودانه در آن خواهند ماند و اين كار براي خدا آسان است.
    والَّذينَ كَفَروا وكَذَّبوا بِايتِنا اولكَ اصحبُ الجَحيم؛ و كساني كه كافر شدند و آيات (احكام) ما را تكذيب كردند اهل دوزخند. (يعني احكام قبول نكردند و رعايت نكردند). پس هر كس به هر ديني حتي مسلمان به نام كافر ميتواند محشور شود.

    احكام خدا چيست؟؟؟ طبق آيات مختلف كه از احكام خدا و روش زندگي صحيح بيان ميشود و فرموده محمد نبي و معصومين همان سه حق كه به گردن هر انسان هست كه در همه اديان موجود هست و زرتشت نبي به بيان كلي گفتار و كردار و پندار نيك بيان كرده است. كه به يقين ميگم هر كس به هر دين و ديدگاهي پيرو رعايت اين سه حق مخصوصا حق ناس باشد طبق احاديث معصوم نزد خدا مقرب و عزيز هست و نزد خدا مسلمان واقعي هست يعني تسليم شده در برابر احكام خدا حتي در شناسنامه مسلمان نباشد و هر مسلماني اين سه حق بخصوص حق ناس رعايت نكند مسلمان محشور نميشود حتي شناسنامه مسلمان باشد :
    1- احكام طبق آيات متعدد قرآن رعايت حقوق ديگران مانند برقراري عدالت و برابري در همه امور بين همه بشر با هر ديدگاه و ديني (تاكيد سخن مولا علي به مالك اشتر هم بود)، مسئوليت پذيري در قبال كار و جامعه و خانواده و محيط زيست، رعايت انصاف رعايت حقوق انس و جن و طبيعت كه به زور آنها را به پليدي و حقارت و نابودي و كاري نكشانده، عدم خودخواهي و رعايت ادب و احترام و رعايت حقوق همسايه و عدم جادو كردن عليه يا به نفع كسي يا خويش كه دخالت در اراده انساني هست وجه انسانيت ندارد و ظلم هست و حكم كفر دارد، عدم ظلم و توهين و افترا و تهمت و غيبت و شايعه سازي در كل نام همه اينها حق ناس هست يعني هر آنچه كه مربوط به حقوق انس و جن و طبيعت و رعايت هنجار جامعه ميشود و هيچ جنبنده و طبيعت مورد آزار و اذيت قرار نگيرد. (بعبارتي آنچه بر خود نميپسنديم بر ديگران نپسنديم.) حق ناس والاترين حقيست كه به گردن هر انسان هست.
    2- رعايت حقوق خويش يعني عدم ايجاد جراحت و آسيب به بدن به هر روشي (مثل مصرف دخانيات و مشروبات الكلي و عزاداري با ايجاد جراحت و ضربه به بدن كه كوفتگي و زخم ايجاد شود) و رعايت عدم مصرف غذاهاي آلوده كه در اديان يكتاپرستي غذاهايي با چربي زياد و حاوي باكتري و انگل و آمونياك و اوره بالا در بافت گوشت مثل خون و خوك و مردار و حيوان گوشتخوار و حيوان مرده بعلت بيماري و ذبح نشده بعلت وجود خون در بافتش كه سموم بسيار دارد و حشرات و نجسات و ماهي بدون فلس و لجن خوار و هر ماده غذايي كه رشد با تغذيه آلوده داشته باشد حتي حلال گوشت باشد مضر خواهد شد و روا نيست مصرف شود مگر فرد به جبر مجبور شود كه به كم ميتواند بخورد. كه طبق علم ژنتيك غذا و آب و هواي آلوده اثر منفي در ژنها گذاشته كه اغلب بصورت انواع بيماري نمايان ميشود. و عدم مصرف گوشتي كه به عذاب و درد كشته شده مثل آزار هر حيواني و زدن آسيب به پاهاي شتر و گاو تا بيافتد و گردنش را قطع كنند يا حيوان در شب يا جلوي حيوان ديگر و بدون آب و بدون نام خدا كشته شود (طبق علوم غريبه احتمال دارد جني در بدن حيوان خفته باشد و بردن نام خدا حايل بر او شده تا آسيب نبيند وگرنه جن از شياطين باشد تا هفت نسل ذبح كننده را اذيت ميكند.) و حيواني به سختي و عذاب كشته شود بعلت ايجاد ترس زياد در حيوان بافت اسيديته و سموم در گوشت زياد ميشود و مضرميشود در كل اين موارد حق نفس هست. يعني چيزي نخوريم كه مضر باشد كاري نكنيم كه ضرر ببينيم.
    3- اما حق آخري كه خدا بارها فرموده بي نياز از عبادت خلقم (آيه 15 تا 17 سوره فاطر و آيات ديگر ) و تنها عبادت براي يادآوري نيكي روح و پاك شدن نجسات شياطين بر روح قرار دادم همان حق الله است كه در ميان اين سه حق طبق آيات متعدد و احاديث معتبر حق ناس والاترست كه از شهيد هم ميگيرند ولي خدا از بخشش زياد از حق الله و حق نفس ميگذرد ولي از حق ناس خير چون طرف ما ديگر خدا نيست بلكه مخلوق خداست كه اهل بخشش نيست با تصرف ثواب و دادن بخشي از گناهش جبران طلبش ميكند. ولي ادب حكم ميكنه حق الله را هم رعايت كنيم آنهم براي خالقي كه مثل يك ژنراتور برق هست و ما لامپ هستيم كه از او زندگي و حيات ميگيريم و اولين ايثارگر و فداكار خداست زيرا تمام صفات نيك از اوست از ايثار و فداكاري زياد از خودش زد تا مخلوقات خلق كند و در نهايت در برهه قيامت با انرژي خودش جاويدشان كند. همه ما بدهكاريم هر كس نعمتش كمتر باشد بدهي كمتر دارد و هر كس نعمتش بيشتر بدهكارتر و جوابگوتر خواهد شد.

    خوب معناي كافر فهميديد كافر كسي هست كه احكام يا آيات خدا همان سه حق را رعايت نكند مخصوصا حق ناس كه طبق قرآن و احاديث معتبر و شهيد مطهري خدا هيچ قومي را بواسطه كفر بر خودش (حق الله) مورد غضب قرار نداد مگر بواسطه ظلمش (حق ناس و حق نفس) مثل آيه 60 مائده: بگو (ای پیغمبر): آیا شما را آگاه سازم که چه كسي را نزد خدا بدترین پاداش است؟ کسانی که خدا بر آنها لعن و غضب کرده و برخی از آنان را به بوزینه و خوک مسخ نموده و آن کس که بندگی طاغوت (شیطان) کرده. این گروه را (نزد خدا) بدترین منزلت است و آنها گمراه‌ترین مردم از راه راستند. (احتمالا يكي از دلايل حرام بودن خوك اين هست كه اجدادي انسانهاي لعن شده و مسخ شده هستند)، 166 اعراف: پس چون سرکشی و تکبر کرده و آنچه ممنوع بود مرتکب شدند به آنها گفتیم به شکل بوزینه شوید و بسی دور و بازمانده از رحمت خدا باشید. اين آيه اشاره بر مجازات بر هر آنكس كه حقوق مخصوصا حق ناس رعايت نكند دارد. (در گذشته برخي از بني اسرائيل رعايت حق ناس در زاد و ولد ماهيها كه روزي بايد آرامش داشته باشند رعايت نميكردند و تمام روز هفته شكار ميكردند! كه عذاب شامل حال همان گروه از بني اسرائيل شد نه همه آنها) اين آيه شامل حال ما مسلمين هم ميشود و هر كسي با هر ديدگاه و ديني چون هر كس بي رويه شكار كند باعث نابودي اكوسيستم ميشود پس در آخرت بوزينه و خوك محشور ميشود حالا هر ديني داشته باشد در اينجا اشاره خدا به رعايت حقوق طبيعت و حيوانات دارد نه آنكه برخي مسلمين متاسفانه به همه يهوديان نسبت ميدهند و فقط شامل حال آنها ميدانند! و نشانه غضب خدا بر آنها ميدانند! پس هر جاي قرآن فرموده كافران مورد عذاب خواهند شد آيات ديگرش هم بخوانيد تاكيد بر كافراني هست كه حق ناس و حق نفس دارند به هر ديني منظور هست چرا كه در آيات متعدد از دادن عذاب در آخرت بر مسلمين منافق و مسلميني كه مثل گروهي از مابقي اديان كافر شدند يعني حق به گردن دارند و ظلم ميكنند به هر ديني باشند حتي مسلمان باشد اشاره دارد. و در آيات ديگر از دادن پاداش به پيروان پيامبران مختلف كه نيكي ميكنند اشاره دارد مثل آيه 69 مائده كه از يهوديان مومن مسيحيان مومن به نيكي ياد ميكند:
    همانا كسانى كه ايمان آوردند ومؤمنان و يهوديان و صابئان و مسيحيان، هر كدام به خدا و روز قيامت ايمان آورده و كار شايسته انجام دهند (تاكيد برتري حق ناس)، بيم و اندوهى بر آنان نيست هرگز آنان را ترسی و اندوهی (در عالم آخرت) نخواهد بود.
    (پس يهوديان همه آنها مورد لعن خدا نيستند آنها همانند ما مسلمين ساير اديان و كل بشر خوب و بد دارند و هميشه ظالمين ملعون هستند حالا به هر ديني و ديدگاهي ميخواهد باشد حتي مسلمان.)
    و اعراف 159 از مومنان يهودي، خداوند به نيكي ياد ميكند:
    و از قوم موسى گروهى هستند که مردم را به حق راهنمايي ميكنند و به حق دادگري ميكنند.
    و 62 بقره: هر یک از مسلمانان و یهود و نصاری و صابئان (پیروان حضرت یحیی) که از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکاری پیشه کند، البته آنها از خدا پاداش نیک یابند و هیچ گاه بیمناک و اندوهگین نخواهند بود. (تمام اين آيات تكريم مومنان از اديان يهودي و مسيحي و صائبان هست همانطور كه از هر انسان به هر دين و ديدگاهي اما بدون حق ناس بر گردن به نيكي ياد و در احاديث معصوم هم هست.)
    و خدا ميفرمايد آيه 7 و 8 زلزال : فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره.. ومن يعمل مثقال ذرة شراً يره… خدا ميفرمايد يعني همه بشر به اندازه ذره ذره خير و شري كه كند جزا ميگيرد و خدا از لطف زياد ميفرمايد آيه 160 انعام كه براي هر خير 10 حسنه و هر شر يك جزا ميگذارم (در آیه ی 245 سوره ی بقره می خوانیم که پاداش کار نیک نوع انفاق هفتصد برابر می شود؛ و در آیه ی 10 سوره ی زُمَر می خوانیم که استقامت و صبر در برابر سختي، پاداش بی حساب دارد.) پس ما مسلمين برتر نيستم هر كس بر حسب خير و شر مجازات و محاسبه ميشه حالا به هر دين و ديدگاهي باشد آيه 17 حج. (طبق اين آيه هر كس از مسلمان و صائبين و يهودي و مسيحي و مجوس(زرتشتي) و حتي كافرين بر حسب اعمال در آخرت مورد بازخواست قرار ميگيرند نه بر حسب نوع دين!.)
    در هر جايي كه فرموده آنان كه پيامبران كشتند منظور خود قاتلين هست وگرنه گناه والد بر فرزند و فرزند بر والد نوشته نميشه و خير و شري از والد به فرزند و از فرزند به والد نميرسد هر كس منفرد و تنهاست در مقابل اعمال خودش طبق تفسير آيات مريم بنابراین هر کسی در قیامت در سرزمینی قرار می‌گیرد که خود همه چیزش را خلق می‌کند؛ از این رو هر کسی خدایی تنها در سرزمین خویش است.(مریم، آیه 80 و 95) (مگر آنكه فرزند به سبب كار نيك توسط ديگران والدش دعا شود يا والد به سبب كار نيك توسط ديگران فرزندش دعا شود آنوقت والد و فرزند خيري بهم رسانده‌اند.) هر عملی که انسان انجام داده، در قیامت آن را حاضر می‌یابد و ملکوت آن را می‌بیند. یعنی همه هستی او را در بر می‌گیرد و حقیقت شخص و محیط زندگی او را شکل می‌بخشد. خدا می‌فرماید: و كارنامه عمل شما در ميان نهاده مى‌‏شود، آنگاه بزهكاران را از آنچه در آن است بيمناك مى ‏بينى و مى‏ گويند: اى واى بر ما؛ اين چه نامه‏ اى است كه هيچ كار كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته جز اينكه همه را به حساب آورده است و آنچه را انجام داده‏‌اند حاضر می‌يابند و پروردگار تو به هيچ كس ستم روا نمى‌دارد. کهف، آیه ۴۹
    از اين سبك آيات بسيار هست كه كه هر كس در آخرت جزاي كارنامه شخصي خودش ميگيرد نه ديگري را(پس در قيامت هركس نامه عمل خويش دارد كه والد از فرزند ميگريزد و حتي نميشناسد او را و فرزند از والد! چون هر كس شكل عملش محشور ميشود. و تنها هر كس بر حسب شرف و بزرگي زياد كه نزد خدا داشته باشد تا محدوده‌اي به اندازه دفع گناه حق نفس و حق الله طبق خواست خدا ميتواند شفاعت كند اما در زمينه حق ناس حتي معصوم هم نميتواند شفيع كسي شود در واقعه كربلا امام حسين فرمود اگر حق ناس داريد برويد اگر شهيد شويد من و هيچكس نميتواند شفيع شما شود.)
    پس يهوديان مومن و مسيحيان مومن و زرتشتيان مومن و كافران بي آزار و بدون حق ناس و خيّر در رتبه مسلمان مومن هستند كه هركس خير بيشتر داشته باشد مقربتر است كه خدا فرموده آيه ۱۳ سوره الحجرات می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ» (ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (این‌ها ملاک امتیاز نیست) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!). تنها باتقواترين برتر هستند نام دين و ديدگاه نبرده يعني هركس به هر دين و ديدگاهي و به هر جنسيتي و سني شامل ميشود كه حضرت محمد فرموده من پيامبر هر فرد مومن و باتقوا هستم بخاطر همين در زندگي برخي عرفا ميخوانيم ائمه و حضرت محمد به مومنان اديان ديگر همچون يهودي و مسيحي و غيره حتي كافر لطفهايي كردند و امدادهايي رساندند. پس ما مسلمين خودمان برتر ندانيم كه خواست شيطان كه اولين نژاد پرست هست.
    پس آنهايي كه به بدي از اقليتها ياد ميكنند مخصوصا در نشستهايشان ميگويند زمان ظهور همه يهوديان و مسيحيان و اديان ديگر كشته ميشوند فقط مسلمان ميماند! (در حاليكه طبق احاديث معتبر از معصوم خيلي از مسلمانان قاري قرآن و متظاهر به دين كشته و مساجد كه به ريا و پول بيت مالي كه حق فقيري خورده شده و بنا شده ويران ميشود را اما متذكر نميشوند!) و تنها با گفتن آيه‌اي آسمون ريسمون ميكنند و آيات ديگر را نميگويند و تفكر در معاني كل آيات قرآن نميكنند كه بدون ذكر تفسير و معني آيه و زمان نزول و تاريخ صدر اسلام باعث ايجاد شبهات و اشتباه در تفهيم معاني ايجاد ميشود همان كساني هستند كه طبق آيه 91 سوره حجر: آنان که قرآن را (به میل خود و غرض فاسد خویش) جزء جزء و پاره پاره کردند (بعضی را قبول و بعضی را رد کردند).
    طبق آيات متعدد قرآن مثل 4 حجرات و 63 عنكبوت و 187 اعراف و غيره اكثر مردم لا يعقلون و لا يعلمون هستند كه با بد گفتن از اديان و بقيه بشر، اسلام مقابل همه اديان قرار ميدهند و تنها كينه و دشمني از هم پاشيدن جامعه و دعواي داخلي و خارجي بدنبال خواهد داشت كه باز هم خواست شيطان تفرقه انداز و جنگ طلب هست.
    اما نكته بسيار مهم: آن دسته از آيات در مورد غضب بر يهوديان هست را كامل و با درك بخوانيد آيات در مورد آن دسته از يهودياني كه كافر شدند يعني سه حق كه حق ناس مهمتر است و رعايت نكردند و پيامبران كشتند صادق هست يا آياتي كه ميفرمايد مسلمين با يهوديان و نصاري دوستي نكنيد چون عليه شما متحد هستند حتما آيات قبلش هم بخوانيد در مورد زمانيكه برخي يهوديان و مسيحيان با مشركين متحد شدند عليه مسلمين چون اعتقاد داشتند پيامبر آخر بايد از قوم خودشان باشد در صورتيكه در كتبشان نام محمد و ستوده درج بود! اين دسته آيات هم در مورد همان زماني هست كه برخي اهل كتاب عليه محمد نبي نقشه ريختند (كه فكرشان اشتباه بود خدا براي بشر پيامبران ارسال كرد حتي براي اروپاييان كه زمان قرون وسطي جادوگر سوزي بسيار بود در واقع پيامبران غير الوالعزم با ارائه معجزات متهم به جادوگري و سوخته ميشدند اينكه قومي بگويد خدا فقط براي ما بايد پيامبر بفرستد اشتباهه انگار كودكي در خانواده توقع داشته باشد همه محبت والدين بايد به سمت خودش باشد نه ساير فرزندان!) هم اين دسته آيات در مورد صهيونيست و طرفدارانشان هست پس در مورد همه يهوديان و همه مسيحيان هرگز نيست زيرا قومي و پيروان ادياني همگي مورد غضب خدا قرار بگيرند و اميد اصلاح نباشد و ذريه درست كردار واقعي هم نداشته باشند مثل اقوام عاد و ثمود و لوط و اقوامي كه در شبه جزيره عربستان ميزيستند و عرب نبودند در واقع اقوام غيرعرب بودند كه كلا نابود شدند (طبق آيه 69 نمل) نيست و نابود ميشدند كه خدا فرموده اي محمد نبي به اعراب مشرك بگو در زمين سير كنيد كه اقوام قبل از شما را نابود كردم فقط ويرانه‌هايشان آثار تمدنشان باقيست (پس عبرت بگيريد ظلم نكنيد.)
    پس اگر ميبينيد اسرائيل نابود نشده چون عده اي واقعا خداترس و بي آزار و درست كردار در آن جامعه زندگي ميكنند همان كساني هستند كه خوني نريختند و در جنگ با انرژي شركت نميكنند كه برخي اسمشان را ترسو گذاشتند! آنهايي هستند كه به جبر نداشتن سر پناه و كار در اسرائيل ماندند و آنها پيرو احكام درستي هستند و به حرمت آنها عذاب نازل نشده اين موضوع در مورد همه كشورها و اقوام و اديان مختلف حتي كافران صادق هست. پس از فعل جمع ملعون شده و مورد غضب شده در مورد همه اديان و بشر به هر ديدگاهي استفاده نكنيد زيرا شايعه سازي و توهين هم حق ناس است و در نشستهاي افراد معروف كه فقط در راستاي كاهش اتحاد بين اديان ايران و اقوام ايران ياوه سرايي ميكنند گوش فرا ندهيد اگر اهل منطق و تعقل هستيد.

  9. رائفی پور گجستک در یکی از سخنرانی هایش به جشن باستانی نوروز حمله کرده است و گفته: «حالا زمستان رفت و بهار آمد! به درک…» اگر این ایرانستیزی نیست پس چیه؟

  10. درود ایزد بر شما.
    درود بر شما که به این ایران ستیزان بی فرهنگ و بی تمدن که از عقده ی نداشتن تمدن، و ناتوانی ساختن علم و تمدن بدلیل خنگ و نادان بودنشان، آنان را با خاک یکسان کردید:)
    سپاس.
    سپاس ایزد را که ما آریایی ایرانی هستیم.
    و سپاس که خداوند را که مردان حقی، چون شما را برای نابودی دشمنانمان آفرید.
    درود بر شما.

  11. امیدوارم که من رو بشناسید و اینکه در چگونگی کشته شدن مقاله عمر ابن خطاب بحث استاد رائفی پور پیش اومد که من بگم که استاد رائفی پور نگفت که خشایار شاه خودش مست کرده ایشون گفتند به خشایار شاه شراب دادن مستش کردن و دستور ازش گرفتند . این هم بگم به خدا قسم استاد با هیچ کدوم از فرهنگ ایران مشکلی ندارند و من خیلی در این باره تحقیق کردم ، دوباره قسم میخورم که موسسه مصاف هیچ بودجه ای از دولت نمیگیره و روی پای خودش ایستاده . اون مراسم هم برای خود استاد نبود و برای یک جای دیگه ای بود و با پروتوکل های بهداشتی هم انجام شد . شما گفتید که به ظاهر مذهبی ها با استاد کاری ندارند اما نه 2 مثال فقط میزنم 1 – سایت ادیان که من با مکالماتی که با اون ها داشتم بار ها استاد رو کوبیدن 2- یک کانال آپاراتی به ظاهر مومن این القاب رو به استاد دادن «کافر-منافق-مکار-حیله گر-مزدور صهیونیست-یهودی مخفی-خوک نجسی که بیناموسی میکنه» تازه ایشون نه تنها از این ها بلکه از رسانه های «ایران اینترنشنال-بی بی سی-شبکه های وهابی-و…-و حتی رسانه های داخل!» ایشون رو برنامه تلوزیونی راه نمیدن . به خدا بده که شما که هم فرهنگ ایران رو دوست داری و هم اسلام با ایشون بد باشی . الان باید اتحاد صورت بگیره . برای مثال آقای امید دانا که انقدر ایران رو دوست دارن اما اسلام رو نه آقای رائفی پور رو قبول دارند و یجورایی با ایشون متحد شدن . شما هم قضیه استر رو قبول نداری ؟ باشه مثل امید دانا که گفت در زمینه ایران متحد میشم ولی حرف های دینی استاد رائفی پور رو قبول ندارم با استاد متحد شو و حرف هایی که ایشون زده و شما قبول داری رو تبلیغ کن

    • اشکان دهقان

      اول آنکه در هیچ منبعی نیامده که خشایارشا در حالت مستی حکم قتل ایرانیان را صادر کرده باشد. آقای رائفی پور در ابتدای تعریف داستان هم می گویند خشایارشا مست کرده بوده دستور داد وشتی را لخت جلوی سپاهیان بیاورند! اتفاقا این لخت شدن هم در هیچ منبعی نیامده است.
      اما ایشان در سخنرانی های دیگر فرهنگ ایران باستان کوبیده اند. زمانی که اسفندیار رحیم مشایی دم از مکتب ایرانی می زد آقای رائفی پور درباره سو استفاده از ملی گرایی سخنرانی می کردند. ایشان با دیده ای یک طرفه به آیین و رسوم ایرانیان باستان نگاه می‌کردند و حتی شرایط بانوان ایرانی دوره باستان را بد خواندند، علم را محدود به ثروتمندان و پادشاهان در دوران باستان خواندند و… . گویی تمدن قبل از اسلام ایرانیان نقص و کاستی های فراوانی داشته است.
      نگاه کنید به: https://persianl.persianblog.ir/k1oAKGJg4whpyqXDeaXd

      وقتی کسی درباره همه چیز سخنرانی کند و وقایع سیاسی روز باعث شود که او را دعوت کنند تا درباره همان موضوع سخنرانی کند نتیجه آن تناقضات فراوان است. حتما می دانید که ایشان برخی از سخنان خود را تکذیب کردند درحالی که فیلم سخنرانی های ایشان موجود است!
      قرار نیست موسسه مصاف بودجه دولتی داشته باشد بلکه برخی از نهادها از اشخاص حمایت می کنند و آن اشخاص با همان حمایت هاست که می توانند موسسه ایجاد کنند و… از جمله اینکه میفرمایید همایش استادیوم برای جای دیگر بود و دعوت کرده بودند. بگذریم از آنکه همواره افرادی پای ثابت هستند و در این مراسم ها شرکت می کنند. پروتکل ها هم اصلا رعایت نشده بود. همه جای دنیا مسابقات ورزشی یا بدون تماشاگر برگزار می شود یا تماشاگران محدودی می آیند اما در آن مراسم استادیوم پر بود!!
      ببینید دوست گرامی وقتی صحبت های اشتباه مدام تکرار شوند طبیعتا نقدهای زیادی مطرح می شود. من از هیچ کدام از رسانه‌هایی که گفتید دفاع نمی‌کنم. برخی از این رسانه‌ها که نام بردید دشمن خونی پایگاه خردگان هستند و می‌خواهند سر به تن ما نباشد اما این باعث نمی شود چون ما با فلان سایت مشکل داریم پس برویم با امید دانا و رائفی پور (که هر دو سخنان اشتباه زیاد دارند) متحد شویم! بگذریم که فلان سایت کجا و تریبون های سراسر کشور که در اختیار رائفی پور و امثال رائفی پور قرار دارد کجا! بنابراین مواردی که گفتید درصد کمی هستند.
      واقعیت آنکه عرصه فرهنگ و تاریخ پژوهی میدان جنگ نیست! این افراد اهداف سیاسی دارند و با یکدیگر متحد می شوند. پیش از این آقای رائفی پور با امیر تتلو هم متحد شده بود و به حالش غبطه می‌خورد. تتلو که مدام به مفاخر ایران و کوروش بزرگ توهین می‌کرد. در نهایت چه شد؟!
      ما از مطالب پژوهشی پژوهشگرانی که در حوزه مرتبط تحصیل کردند و کار کردند استفاده می کنیم. اگر ما از مطالب پژوهشی دانش آموختگان این حوزه استفاده نکنیم و به جای آن از نوشته‌ها و گفته‌های علی اکبر رائفی‌پور و امید دانا استفاده کنیم به راستی در حق دانش آموختگان جفا کرده ایم! عرض من است که نمی توان به درستی گفته های افرادی که اشتباهات بسیار زیادی دارند اعتماد کرد.

  12. وای خیلی خوبه ساییتون

  13. درود.
    مجید جان، برای این پژوهش بسیار خوب سپاسگزارم.
    تنفو بر اونهایی که می‌خواهند تاریخ کهن ایران را کژ و ناپسند و زشت جلوه دهند!

    پیام‌های بالایی درباره سخنرانی رائفی پور گفتند،
    چیز شگرفی هم نیست، این بابا درباره‌ی همه چی حرف میزنه، روشن نیست که کارش چیه! هیچ جوهر و بار علمی‌ای نداره. چند روز پیش از سخنرانیش، چندتا پژوهش به دلخواه خودش انجام میده و میاد بلغور میکنه. دیگه روشنه که با حرف هاش درباره‌ی این داستان استر چقدر بارشه! اصلا یهود یعنی تحریف!

    مجید جان، باز هم سپاسگزارم.
    بدرود.

  14. کوروش شهرکی

    دایره المعارف جهانی یهود درباره کتاب استر می‌نویسد:

    «اکثر محققان کتاب را افسانه و داستان‌هایی می‌دانند که بازگو کننده آداب و سنت‌های معاصری است که با ظاهر و آهنگی قدیمی ارائه شده است تا از حمله و هجوم به آن اجتناب شود. آنها خاطر نشان کرده‌اند ۱۲۷ ولایتی که نامشان در کتاب آمده با ۲۰ ساتراپی باستانی ایران در مغایرتی عجیب است. یا حیرت‌آور است که چگونه استر، یهودی بود خودش را مخفی می‌کند، در حالی که مردخای که پسرعمو و در عین حال قیم او بوده، به عنوان یک یهودی شناخته شده بوده است. نیز غیرممکن است که یک غیر ایرانی به عنوان نخست وزیر یا ملکه انتخاب شود و اینکه رویدادهای کتاب، اگر به راستی واقع شده‌اند، نمی‌توانسته‌اند با بی‌توجهی مورخان روبرو شده باشند. لحن به کار رفته در کتاب، ساختار ادبی و جایگاه کتاب بیشتر به یک داستان رومانتیک اشاره دارد تا یک واقعه شمار تاریخی. برخی پژوهشگران حتی منبع این اثر را کاملاً غیر یهودی ردیابی کرده‌اند!»
    بنگرید به:
    شاکر ، محمد کاظم و فیاض ، محمد سعید (بهار و تابستان 1389)، «هامان و ادعای خطای تاریخی در قران»، مجله قرآن شناخت،سال سوم، صفحه 152

    در کنار این بسیاری از منابع این داستان را رمان و فاقد ارزش تاریخی دانسته اند به عنوان نمونه به دانشنامه بریتانیکا و تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد و دانشمندانی چون شائول شاکد ، مک‌کولوگ ،لیتمن، سموئل کندی و … این داستان را نادرست و غیر تاریخی میدانند.

    پس یهودیان تحصیل کرده و آشنای به این داستان ، آن را حقیقی و تاریخی نمیدانند .
    اما رژیم اشغالگر فلسطین با اهداف سیاسی سعی در ترویج این داستان ها و رمان های ایرانستیزانه پیش مردم خود دارد.
    علت این کار شاید تقویت و ترویج ایرانستیزی و ایران هراسی در دل مردم خود باشد که کاربردی داخلی برای آن کشور دارد.

    با سپاس

    • امیرحسین

      سلام جناب شهرکی عزیز… به خانم پژوهشگری که اسمش الان یادم نیست یه کتابی نوشته به نام انتقام استر در شوش.. البته کتاب انگلیسی بوده و ترجمه نشده اما اگه زبان بلد هستین فکر کنم خیلی خوندنش مفید باشه.. شنیدم که تو این کتاب اومده بیان کرده که ماجرای پوریم یه داستان آشوری بوده که از اون بهره گرفتن و داستان فعلی رو ساختن.. این خانم میگه در متن کتاب استر یه سری واژه ها به کار رفته که اینا آشوری هستن و در دربار هخامنشی اون زمان دیگه استفاده نمی‌شده و کلمات دیگه ای رو به کار میبردن.. همچنین ایشون معتقدن اسامی استر و مردخای به ترتیب از دروازه ایشتار و مردوک(مردوخ) گرفته شده و شکل دروزاه ایشتار هم ظاهرن به چوبه داری که برای هامان درست میکنن خیلی شباهت داره

  15. ادعا کردید ک صحبت های آقای راعفی پور درمورد استر در منابع یهودی نیست، جدا از اینکه صحبت خیلی خاصی هم در این مورد نکردند و بخش های مطرح شده در مورد داستان استر توسط ایشان در منابع تورات ک منبع خودشان بوده هست! بعد از این اضافه کردند حتی ب فرض دروغ بودن این داستان در بعد تاریخی یهودیان حداقل دو هزار سال است این کشتار را جشن میگیرند و از آن خوشحالند!

    • دوست گرامی شاید شما به تازگی با آقای رائفی پور آشنا شدید که می فرمایید صحبت خاصی در این باره نکردند!!! مدت ها بخش زیادی از سخنرانی هاشون رو به این موضوع اختصاص می دادند و شروع به بیان داستان می کردند. البته داستانی که امثال رائفی پور می گفتند اصلا در منابع یهودیان نیست و به عبارتی کتاب استر توسط ایشان تحریف و وارون شده است. مانند آن است که بگوییم در قرآن آمده که یوسف با همسر عزیز مصر همبستر شد و با توطئه ای توانست عزیز مصر شود!!!

  16. ممنون بسیار استفاده کردم فیلم one night with the king (2006) رو نگاه کردم از موضوع فیلم کنجکاو شدم. در گوگل جستجو کردم و ترجمه کتاب استر رو از سایت انجمن کلیمیان تهران خواندم پیشنهاد میکنم هر کس میخواهد با موضوع آشنا بشود ابتدا خود داستان را از کتاب مقدس یهودیان بخواند.
    مثلا خود من هم نفهمیدم وقتی در کتاب مقدس آمده که 127 ولایت از هند تا حبشه داشت و یهودیان در تمام ولایات امپراتوری دشمنان خودشان را به قتل رساندند چظور میگویند ایرانیها را به قتل رساندند. برداشت سالم این هست که این افراد اعم از ایرانی و غیر ایرانی بودند از مصر بین النهرین هند حبشه ایران و تمام نقاط امپراتوری

  17. خانم مهندس

    خیلی عالی بود خیلی استفاده کردم ممنونم

  18. متأسفانه دوباره امسال شروع کردن به ترویج داستان های تحریفی.

    توی تلگرام هی فیلم رائفی پور و حسن عباسی بخش میکردن.

    اینا کی میخوان از جهل و تعصب خارج شن معلوم نیست

  19. اقا دیده بودی یکی هی بره جلو اینه شروع کنه به فوحش دادن جده خودش حالا حال و روز ایرانیای امروز اینه اقا کشوری مثل کره جنوبی برا خودش تاریخ جعلی جومونگ میسازه بعد ما میاییم هی تاریخ واقعی خودمونو جعل میکنیم و در واقع ما خودمونو تخریب میکنیم …

  20. من فیلم این داستان رو دیده بودم.
    خیلی متن کامل و مفیدی بود.
    ممنون

    داخل سایت از معادل های فارسی خیلی جالب و دوست داشتنی استفاده کردید.

  21. یادم میاد این داستان مزخرف تحریفی که شما هم بهش اشاره کردید یک زمان با روشهای فاشیست ها داشت ترویج میشد. یک عده توی روزنامه هاشون، توی دانشگاها، توی وبلاگاشون، همه جا مدام این داستانو انگار به صورت هماهنگ شده می گفتن. این کار منو یاد نحوه تبلیغات فاشیستا میندازه. انقدر یک چیزرو تکرار میکردند تا توی ذهن مردم جا بیفته البته نباید این روشو دست کم گرفت. این روش خیلی تأثیر گذاره و روی ذهن خیلیا تأثیر داره هنوز هم خیلی از سیاست مداران جهان دست به چنین اقداماتی می زنند که روی ذهن و روان مخاطبین تأثیر گذار باشه

  22. خوشت میاد مثل اینکه داری از یهود حمایت میکنی ……….خودیهودیان لذت میبرند ازکشت ایرانیان وحیات همه مردمان را براساس کتاب مقدسشان برای بقای خود میدانند ولی شما چی میگید ….شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو “وشتی” را می‌طلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می‌زند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط می‌كند و او را به دست جلاد می سپارد.

    • البته بنده با این گونه دیدگاه‌ها نا آشنا نیستم چرا که سال‌هاست بسیاری از مخاطبان بدون مطالعه کامل متن چنین دیدگاه‌هایی را می‌گذارند و اتهاماتی هم روا می‌دارند. آن موقع که ما در پردیس اهورا فعالیت می‌کردیم، دیدگاه‌های زیادی برای این مطلب درج می‌شد و متأسفانه خیلی از دیدگاه‌ها با اتهام و ناسزا همراه بودند.

      من پیش از هر چیز از دوستان صمیمانه خواهش می‌کنم که متن را به صورت کامل مطالعه بفرمایند و بعد درج دیدگاه کنند. مثلا درباره همین ضیافت ۱۸۰ روز در متن بحث شد و اشاره شد که در میان جشن‌های ایرانیان اشاره‌ای به چنین جشنی نیست و هیچ جشن ایرانی به مدت ۱۸۰ روز به طول نمی‌انجامید.

      درباره حمایت از یهودیان هم خیلی جالب است! به راستی اینکه متون مقدس یهودیان را افسانه بدانیم دفاع از یهودیان است؟!!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا
Taşova escort Gerze escort Pazar escort Kangal escort Sarıkaya escort Side escort İncekum escort Hayrabolu escort Tavşanlı escort Ereğli escort Batıköy escort Suluova escort Durağan escort Niksar escort Gürün escort Çekerek escort Kızılağaç escort Çikcilli escort Ergene escort Simav escort Emirdağ escort Çağlayançerit escort Çanakkale mutlu son Çekmeköy mutlu son Çorlu mutlu son Devrek mutlu son Çerkes mutlu son Çankırı mutlu son Çeşme mutlu son Develi mutlu son Dinar mutlu son Cide mutlu son Muş mutlu son Fatsa mutlu son Bingöl mutlu son Fethiye mutlu son Nazilli mutlu son Gaziantep mutlu son