خانه » ایران پس از اسلام » کشتار و جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران

کشتار و جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران

نوشتار جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران، از نوشتارهای ارسالی کاربران است.

نوشتارهای ارسالی کاربران بر اساس پیمان‌نامه کاربری منتشر می‌شوند. نگاه کنید به:

پیمان‌نامه کاربری

بارها در منابع می‌بینیم که مورخان مسلمان که به هیچ وجه با خلفا دشمنی نداشتند و حتی شاید برخی از آنها کار خلفا را درست می‌دانستند، از کشتار وحشتناک و جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران نوشته‌اند. با آمدن امویان رفتار فاتحان سخت‌تر شد و منابع تاریخی پر است از وقایعی که حاکی از فشار زیاد بنی امیه به غیر عرب‌ها و به ویژه ایرانیان می‌باشند. ولی برخی به دنبال کتمان کردن این موضوع هستند و می‌خواهند واقعیت‌های تاریخی را وارون جلوه دهند. این کار علاوه بر آنکه به تاریخ پژوهی لطمه می‌زند، کاری غیر انسانی است…

فهرست

– آیا رفتار سپاهیان خلفا تفاوتی با دیگر کشورگشایان داشت؟

– آیا اعراب با ایرانیان صلح کردند؟ صلح به چه معنا بوده است؟!

– برده گیری زنان و کودکان

…. – به برده گرفتن کودکان پس از نبرد نهاوند

…. – تجاوز به زنان در جلولا

– کشتار در استخر

…. – تحمیل جزیه به بازماندگان بی گناه

…. – نسل کشی در استخر و جوی خون مردم (بیش از ۴۰ هزار کشته)

– نماز خوف سردار عرب از مقاومت مردم طميسه (همه مردم به جز یک تن کشته شدند)

– ویران شدن شهر باستانی ری

– کشتار بی گناهان در شهر «شاپور»

– تشدید جنایات در زمان امویان

– سرکوب وحشیانه قیام مردم گرگان

…. – حمام خون در گرگان: سردار عرب با خون مردم گرگان گندم آرد کرد و خورد! (۴۰ هزار کشته)

…. – سرکوب دوباره قیام مردم گرگان (۳۰ هزار کشته)

– کشتار مردم سرخس (فقط ۱۰۰ تن زنده ماندند)

– سرکوب سغد و بخارا

…. – سرکوب سغدیان (مردم در بیابان رها شدند)

…. – مصادره نصف خانه هر کس و واگذاری آنها به عرب‌ها در بخارا!

– جنایات در خوارزم

…. – قتل عام دانشمندان و استادان در خوارزم

…. – برهنه کردن خوارزمیان و مرگ آنها به دلیل سرما

– آیا همه جنایات در تاریخ ثبت شده است؟!

– سخن پایانی

| واپسين به روزرسانی: ۱۶ تیر ۱۴۰۰ |


مدت زیادی است که کتاب‌های رسمی در دانشگاه‌ها و مدارس ما، یورش سپاهیان خلفا به ایران را طوری جلوه می‌دهند که گویی کل کشور ایران بدون جنگ فتح شده است و همه مردم ایران با رویی گشاده از سپاهیان خلفای عرب استقبال کردند!!

این ادعاهای دروغین و تحریف منابع، سد بزرگی در برابر شناخت تاریخی ما است و لطمه‌های جدی به تاریخ پژوهی زده است.

آنچه بارها در منابع می‌بینیم این است که مورخان مسلمان که دشمنی با خلفا نداشتند و حتی شاید برخی از آنها کار خلفا را درست می‌دانستند از جنایات و کشتار فراوان نوشته‌اند. به طوری که نمی‌توان وجود چنین جنایاتی را رد کرد. همانطور که نمی‌توان جنایات گروه‌های افراطی و تروریستی مانند داعش را رد کرد، جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران هم نمی‌توان رد کرد.

در این باره تاکنون کتاب‌ها و مقالاتی نوشته شده است ولی در بسیاری از مقالات و کتاب‌ها عین متن منابع آورده نشده است. البته استناد علمی صورت گرفته است اما بسیاری از نویسنده‌ها می‌خواستند انسجام نوشته خود را حفظ کنند و ترجیح دادند با زبان خود گفته‌های منابع را نقل کنند که گاهی اوقات باعث ورود ذهنیت نویسنده شده است. ما در این مقاله سعی کردیم عین متن منابع را بیاوریم. 

همه می‌دانیم که سخن گفتن درباره این موضوعات دشوار است و حتی ممکن است باعث احضار اشخاص و فیلتر رسانه‌ها شود. من جایی بهتر از پایگاه خردگان برای انتشار این نوشتار نیافتم و البته با توجه به ملاحظاتی که درباره تاریخ پژوهی آن دوران است اجازه اصلاح و ویرایش را به گردانندگان پایگاه خردگان داده ام تا هر طور که صلاح می‌دانند نوشتار را منتشر کنند. امیدوارم پس از انتشار این نوشتار اتفاقی برای پایگاه خردگان نیفتد!

.

آیا رفتار سپاهیان خلفا تفاوتی با دیگر کشورگشایان داشت؟

قطعا هر دوره تاریخی و رفتار اشخاص، سپاهیان و… شرایط ویژه خود را دارد ولی به صورت کلی رفتار اعراب همان کاری بود که بسیاری از فاتحان و کشورگشایان در طول تاریخ انجام می‌دادند. بسیاری از کشورگشایان یا از مردم می‌خواستند که به فرمان پادشاهان درآیند و یا از مردمان شهرها زورگیری می‌کردند یا به غارت و کشتار می‌پرداختند. سپاهیان خلفا هم همین رفتار را داشتند و حتی گاهی اوقات دامنه جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران وسیع تر از دیگر کشورگشایان در ایران بوده است.

برخی می‌خواهند به رفتار سپاهیان خلفای عرب جنبه قدسی دهند و اینچنین القا کنند که رفتار این سپاهیان با دیگر کشورگشایان تفاوت داشته است. همچنین می‌خواهند این پیروزی اعراب -که زندگی ساده و قبیله ای داشتند- بر شاهنشاهی بزرگ ایران را نشانه‌ای از الهی بودن این پیروزی جلوه دهند. برای مثال می‌گویند چطور ممکن است اعراب که امکانات و تجهیزات نداشتند بدون یاری خداوند بر ایرانیان پیروز شوند؟!!!

این در حالی است که در طول تاریخ دوران باستان بارها و بارها اقوام نه چندان مطرح در سطح جهانی بر حکومت‌های بزرگ پیروزی یافتند. از جمله می‌توان به پیروزی اسکندر مقدونی بر هخامنشیان اشاره کرد. بعد از آن پیروزی پارت‌ها بر سلوکیان و سپس عقب راندن رومیان باز هم یادآور این موضوع است. نمونه‌های دیگر در تمدن‌های دیگر وجود دارند که گفتن آنها باعث طولانی شدن نوشتار می‌شود.

بنابراین پیروزی اعراب بر یک شاهنشاهی بزرگ مانند شاهنشاهی ساسانی موضوع ویژه‌ای نبوده است که تا به حال در تاریخ رخ نداده باشد. این در حالی است که ایران در اواخر دوران ساسانیان از درون مشکلات زیادی داشت و عوامل داخلی در فروپاشی ساسانیان بسیار اثر گذار بوده است.

.

آیا اعراب با ایرانیان صلح کردند؟ صلح به چه معنا بوده است؟!

بسیاری از افرادی که می‌گویند شهرهای ایران بدون جنگ فتح شدند، به صلح در شهرها اشاره می‌کنند و می‌گویند سپاهیان خلفای عرب با مردم شهر صلح می‌کردند. اما به راستی صلح به چه معنا بوده است؟!

در واقع منظور از صلح توافق بر سر باج و جزیه دادن از سوی مردم بی دفاع شهرها به یورشگران بوده است. وقتی سپاهیان ایران موفق به عقب راندن مهاجمان نشده بودند طبیعتا بسیاری از شهرها بی دفاع شدند یا صرفا سپاهیان اندک داشتند و نمی‌توانستند در برابر لشکر تا دندان مسلح عرب‌ها دفاع کنند. آن هم عرب‌هایی که غنایم فراوانی هم از جنگ‌ها به دست آورده بودند.

آنطور هم نبوده است که صرفا بحث جزیه مطرح باشد بلکه برخی اوقات اعراب مبلغ‌های هنگفتی را می‌گرفتند تا از حمله دست بردارند به طوری که در آذربایجان پس از جنگی سخت بر سر یک باج هنگفت توافق شد:

مرزبان جنگجويانى را از مردم باجروان و ميمذ و نرير و سراة و شيز و ميانج و جاهاى ديگر نزد خود گرد آورده بود و چند روز با مسلمانان نبرد شدیدی در پيوست. سپس مرزبان با حذيفه از سوى همه مردم اذربيجان صلح كرد بر اين قرار كه هشتصد هزار درهم به وزن هشت ادا كند و كسى كشته نشود و به بردگى برده نشود و آتشكده‌اى ويران نگردد (فتوح ‏البلدان: ص ۴۵۷).

از این روایت می‌توان برداشت کرد که مردم شهرها کشته می‌شدند، به بردگی گرفته می‌شدند و آتشکده‌ها ویران می‌شدند که در اینجا عرب‌ها برای آنکه این کار را نکنند باج گرفتند. یعنی اگر شهرها مقاومت می‌کردند و باج را نمی‌پذیرفتند یورشگران رفتار بسیار خشنی داشتند. موضوعی که در ادامه بیشتر به آن می‌پردازیم.

موضوع اسلام آوردن هم موضوعی نبود که برای مردم و حاکمان شهرها آسان باشد چرا که به معنای زیر فرمان قرار گرفتن آنها بود و خلیفه حق داشت هر دستوری می‌خواهد به آنها بدهد.

برخی می‌خواهند با موضوع جزیه و باج، جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران را بشویند ولی وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم که جزیه اساسا مبالغ سنگینی بوده است که از غیر مسلمانان گرفته می‌شد.

بسیاری از شهرها که در ابتدا صلح می‌کردند بعد از مدتی تحت فشار همین جزیه و باج‌ها شورش می‌کردند.

برای مثال بسیاری از شهرهای آذربایجان پس از چند سال شورشی شدند  (ن.ک: همان: صص ۴۵۹-۴۶۱) و بسیاری از آنها به بردگی گرفته شدند:

عبد الله بن شبل احمسى بر مقدمه سپاه قرار داشت. و بر اهل موقان و ببر و طيلسان يورش برد و غنيمت و بردگان گرفت‏ (همان: ص ۴۵۹).

برده گیری زنان و کودکان

یکی از رفتار ناپسند فاتحان در زمان‌های قدیم به اسارت گرفتن زنان و تجاوز به آنها بوده است. در میان کشورگشایان باید گفت که سپاهیان خلفای عرب هم چنین اجازه‌ای داشتند و پس از فتوحات، زنان زیادی را به اسارت می‌گرفتند و در شهرهای عربی به فروش می‌گذاشتند.

موضوع غم انگیز و تاسف آور آنکه در میان برده‌هایی که عرب‌ها در جنگ‌ها می‌گرفتند کودکان هم بودند.

در واقع رفتار داعش و گروه‌های افراطی در سال‌های اخیر تکرار همان رفتار سپاهیان خلفای نخستین بود. به ویژه یادآور جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران بود.

اکثر مواقع در منابع که سخن از اسیر و برده و کنیز و… است همان زنان و کودکان بی گناه هستند که در جنگ‌ها به دست سپاهیان افتاده‌اند.

در اینجا ما فقط به چند مورد اشاره می‌کنیم.

.

به برده گرفتن کودکان پس از نبرد نهاوند

یکی از آزاردهنده ترین رفتاری که فاتحان عرب داشتند به بردگی گرفتن کودکان بوده است. گویا اسیران شرایط بسیار بدی داشتند به طوری که طبری روایت کرده است پیروز نهاوندی (ابولؤلؤ) که بعدها عمر بن خطاب را به قتل رساند، با دیدن آنها گریسته است.

طبری نوشته است:

وقتی اسیران نهاوند را به مدینه آوردند ابو لؤلؤه، فیروز، غلام مغیره بن شعبه، هر کس از آنها را کوچک یا بزرگ می‌دید دست به سرش مى‌‏کشید و مى‌‏گریست و می‏‌گفت: «عمر جگرم را خورد» (تاریخ طبری: ج ۵، ص ١۹۵۸).

تجاوز به زنان در جلولا

پس از جنگ جلولاء تعداد زنان اسیر بسیار زیاد بود به طوری که عمر بن خطاب درباره فرزندان حاصل از تجاوزات به فکر فرو رفت. دینوری در کتاب اخبار اطوال اینچنین می‌نویسد:

مسلمانان در جنگ جلولا غنایمی به دست آورند که نظیر آن به دست نیاورده بودند و گروه زیادی اسیر از دختران آزادگان و بزرگان ایران گرفتند. گویند عمر می‌گفته است خدایا من از شر فرزندان اسیران جلولا به تو پناه می برم… (اخبار الطوال: ص ۱۶۳).

کشتار در استخر

تحمیل جزیه به بازماندگان بی گناه

هنگام فتح استخر در سال ۲۳ هجری، سپاهیان خلفای عرب کشتار وسیع انجام دادند و بازماندگان را جمع کردند و جزیه بر آنها تحمیل کردند:

عثمان بن ابى العاص آهنگ استخر كرد و چندانكه خدا خواست بكشتند و چندانكه خواستند غنيمت گرفتند و كسان به غزا رفتند. پس از آن عثمان مردم را به جزيه دادن و ذمى شدن خواند و كس فرستادند و او نيز كس فرستاد و هربذ و همه فراريان يا گوشه گرفتگان پذيرفتند و تعهد جزيه كردند (تاريخ طبری: ج‏ ۵، ص ۲۰۰۸).

گویی همین جزیه‌ها و همین غنایم انگیزه به سپاهیان خلفا می‌داد که روز به روز بیشتر بجنگند و فتوحات را گسترش دهند و منجر به جنایات سپاهیان خلفای عرب در ایران شد.

.

نسل کشی در استخر و جوی خون مردم (بیش از ۴۰ هزار کشته)

بعدها و پس از سال ۳۰ هجری، مردم استخر شورش کردند و به وحشیانه ترین شکل ممکن سرکوب شدند.

بر اساس فارس‌نامه ابن بلخی، عبدالله بن عامر از مردم استخر بسیار خشمگین شد و سوگند خورد که آنچنان از مردم استخر بکشد تا جوی خون به راه افتد. هر چه می‌کشتند به هدف نمی‌رسیدند در نهایت آب گرم بر خون بی گناهان ریختند تا جوی خون به راه افتد!!

گفته شده است که افراد شناخته شده که کشته شدند، ۴۰ هزار تن بودند و این جدا از افرادی است که شناخته نشدند. در واقع بیش از ۴۰ هزار تن در این جنایت کشته شدند که چیزی شبیه به نسل کشی بوده است.

در اینجا متن فارس‌نامه را عینا می آوریم:

در میانه خبر رسید کی مردم اصطخر عهد بشکستند و عامل او [=عبدالله بن عامر] را بکشتند و چندان توقف نمود کی جور را بستد در سال سی ام از هجرت و و سوگند خورد کی چندان بکشد از مردم اصطخر کی خون براند. به اصطخر آمد و به جنگ بستد پس حصار در آن و خون همگان مباح گردانید و چندانک می‌کشتند خون نمی رفت تا آب گرم بر خون می ریختند پس برفت و عدد کشتکان کی نام بردار بودند چهل هزار کشته بود بیرون از مجهولان (فارس‌نامه: ص ۱۱۶).

شورش بلخ در کتاب الکامل ابن اثیر هم آمده است به سرکوب شدید آن دیار اشاره شده است:

(ابن عامر) پارس را چنين هموار و خوار نمود كه مردم آن ديار هميشه پريشان و خوار ماندند (الكامل: ج ‏۹، ص ۱۶۴).

به راستی وقتی این متون تاریخی را می‌خوانیم متوجه می‌شویم که گروه داعش کارهایشان را از کجا الهام گرفته‌اند!

.

نماز خوف سردار عرب از مقاومت مردم طميسه (همه مردم به جز یک تن کشته شدند)

از نکات قابل توجه در فتوحات خلفا این است که مردم بسیاری از شهرهای ایرانی با آنکه سپاه شاهنشاهی در جنگ‌های بزرگ شکست خورده بودند، در برابر یورشگران مقاومت می‌کردند.

در سال ۳۰ هجری و در زمان خلافت عثمان یکی از مقاومت‌های مشهور در طمیسه واقع در نزدیکی گرگان بود. آنها مقاومت جانانه‌ای کردند ولی در نهایت وقتی دیگر راهی برای پیروزی نیافتند متاسفانه به وعده‌های دروغین یورشگران گوش دادند. سعيد بن عاص سردار عرب وعده داد که اگر فتح با عرب باشد «يكی شان را نكشد»! مردم تصور کردند که یورشگران حتی یک تن را هم از مردم شهر نمی‌کشند. اما در نهایت همه را به جز یک تن به قتل رساندند! و سعيد بن عاص معتقد بود که به پیمان خود وفادار بوده است چرا که فقط یکی را نکشت!

طبری از حنش بن مالك این واقعه دردناک را این چنین روایت کرده است:

آنگاه به طمیسه رفت كه شهرى بود بر ساحل دريا و به تمام جزو طبرستان بود و مجاور گرگان بود و مردم آنجا با وى به جنگ آمدند و چنان شد كه نماز خوف كرد و به حذيفه گفت: «پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم چگونه نماز خوف كرد؟» حذيفه به او خبر داد و سعيد در حالى كه جماعت به حال جنگ بود آنجا نماز خوف كرد. در آن روز سعيد با شمشير به شانه يكى از مشركان زد كه از زير مرفقش در آمد و دشمن را محاصره كرد كه امان خواستند و امانشان داد كه يكيشان را نكشد و چون قلعه را گشودند همگى را بكشت بجز يكى، و هر چه را در قلعه بود بگرفت (تاریخ طبری: ج ۵، صص: ۲۱۱۶- ۲۱۱۷).

ویران شدن شهر باستانی ری

در سال ۲۲ هجری نعیم بن مقرن که از سرداران عمر بن خطاب بود، جنایات زیادی را به بار آورد که در میان جنایات سپاهیان خلفای عرب مشهور است. از جمله می‌توان به ویران کردن شهر باستانی ری توسط او اشاره کرد.

در تاریخ طبری درباره فتح ری این چنین آمده است:

«نعيم … شهر رى را ويران كرد و به زينبى دستور داد كه شهر نوين رى را بنيان كرد. نعيم فتحى را كه خدا نصيب وى كرده بوده بود همراه مضارب عجلى براى عمر نوشت…» (تاریخ طبری: ج‏ ۵، ص  ۱۹۷۵).

شوربختانه در این جنایت گویا برخی از ایرانیان هم شریک بودند و به هم میهنان خود خیانت کردند. آنها با همدستی اعراب قدرت را در ری به دست گرفتند. در تاریخ طبری در این باره چنین آمده است:

آنگاه زينبى، ابو الفرخان، برون شد و در محلى بنام قها با وى ديدار كرد كه به صلح بود و مخالف شاه رى بود، ضرب شصت مسلمانان را ديده بود و به سياوخش و خاندان وى حسد مى‌‏ورزید، پس با نعيم بيامد. در اين هنگام پادشاه رى سياوخش، پسر مهران، پسر بهرام چوبين بود… (تاریخ طبری: ج‏ ۵، ص ۱۹۷۴).

کشتار بی گناهان در شهر «شاپور»

گاهی اوقات سرداران خلفا به دلیل پیمان شکنی هم پیمانان ایرانی خود مردم بیگناه شهر ها را قتل عام می‌کردند. برای مثال در شهر شاپور چنین اتفاقی افتاد. 

بر اساس نوشته‌های طبری شخصی به نام «اذربيان»‏ در فتح استخر سپاهیان خلفا را کمک کرده بود. ولی پس از مرگ عمر بن خطاب و روی کار آمدن عثمان، به دست نشانده عثمان یعنی عبيد الله استخوانى خبر رسید که اذربيان قصد خیانت دارد. در این میان سنگی از منجنیقی از درون شهر به عبيد الله خورد و او در واکنش مردم بی گناه شهر را قتل عام کرد:

سنگى از منجنيق به عبيد الله خورد و به ياران خويش وصيت كرد و گفت: «ان شاء الله اين شهر را خواهيد گشود به خونخواهى من ساعتى از مردم آنجا بكشيد.» و چنان كردند و بسيارى از مردم شهر را بكشتند (تاریخ طبری، ج ۵، ص ۲۰۱۱).

در واقع هم پیمانی بسیاری از ایرانیان با یورشگران نه تنها سرنوشت بدی برای خود آنان داشت بلکه باعث قتل عام بسیاری از بی گناهان می‌شد.

.

تشدید جنایات در زمان امویان

با آمدن امویان رفتار فاتحان سخت‌تر شد و روایات از این دست آشکارا دیده می‌شود. منابع تاریخی پر است از وقایعی که حاکی از فشار زیاد بنی امیه به غیر عرب‌ها و به ویژه ایرانیان می‌باشند. در دوران امویان، سردمداران این حکومت اعتقاد داشتند که نژاد عرب به دیگر اقوام برتری دارد و حتی این اعتقاد وجود داشت که «من ابغض العرب ابغضه الله» (العقد الفرید: ج ۳، ص ۲۷۸). این اعتقاد بدون تردید باوری نژادپرستانه بوده است.

پس تعجبی ندارد که در زمان امویان کشتارها با کارهایی عجیب و غریب همراه می‌شد که بسیار وحشتناک بود. در واقع مردم شهرهای ایرانی پس از آنکه ظلم حکمرانان جدید را می‌دیدند تاب نمی‌آوردند و علیه خلفا قیام می‌کردند.

.

سرکوب وحشیانه قیام مردم گرگان

حمام خون در گرگان: سردار عرب با خون مردم گرگان گندم آرد کرد و خورد! (۴۰ هزار کشته)

یکی از قیام‌های ایرانیان علیه خلفا در سال ۹۸ هجری و در گرگان رخ داد که با سرکوبی جنایت بار همراه شد. روایات مربوط به این واقعه از عجیب ترین روایات درباره جنایات سپاهیان خلفای عرب است.

[یزید بن مهلب] آهنگ گرگان كرد و با خدا پيمان كرد كه اگر بر آنها ظفر يافت از آنجا نرود و شمشير از آنها بر ندارد تا با خونشان گندم آسيا كند و از آن آرد نان كند و بخورد (تاریخ طبری، ج ۹، ص ۳۹۳۷).

… مسلمانان بر آنها[=اهالی گرگان] غلبه يافتند كه تسليم شدند و به حكم يزيد تن در دادند كه زن و فرزندشان را اسير گرفت و جنگاوران را بكشت و در طول دو فرسنگ از راست و چپ جاده بياويخت و دوازده هزار كس از آنها را به اندرهز برد كه دره گرگان بود و گفت: «هر كه انتقامى از آنها مى‌‏جويد كشتار كند.» و چنان شد كه يكى از مسلمانان چهار يا پنج كس را مى‌‏كشت.

گويد: آنگاه يزيد روى خون‌ها آب به دره روان كرد كه در آنجا آسياها بود، تا با خون آنها گندم آرد كند و قسم خويش را عمل كند، پس آرد كرد و نان كرد و بخورد و شهر گرگان را بنياد كرد.

بعضى‏‌ها گفته‌‏اند كه يزيد چهل هزار كس از مردم گرگان را بكشت… (تاریخ طبری، ج‏ ۹: ص ۳۹۴۰).

این روایت آشکارا به خون خواری سردار خلیفه اشاره شده است و گویا واقعا در تاریخ خون خواران وجود داشتند.

.

سرکوب دوباره قیام مردم گرگان (۳۰ هزار کشته)

اما سالها بعد بار دیگر مردم گرگان قیام کردند و این بار هم تعداد زیادی از آنها کشته شدند. 

طبری درباره وقایع سال ۱۳۰ هجری می نویسد:

و هم در اين سال قحطبة بن شبيب از مردم گرگان كشتار كرد. به قولى نزديك سى هزار كس از آنها را بکشت، زيرا چنانكه گفته‌‏اند خبر يافت كه مردم گرگان از پس كشته شدن نباتة بن حنظله اتفاق كرده بودند كه بر ضد قحطبه قيام كنند (تاریخ طبری، ج ۱۰: ص ۴۵۷۷)

به دلیل همین کشتارها و سرکوب ها بود که برخی از شهرهای مهم ایرانی هیچ گاه جایگاه باستانی خود را پیدا نکردند.

.

کشتار مردم سرخس (فقط ۱۰۰ تن زنده ماندند)

جنایات و کشتار توسط سپاهیان خلفا در بسیاری از شهرهای خراسان از جمله سرخس هم رخ داد. در سرخس مقاومت‌هایی شد ولی شوربختانه اتفاق بسیار ناخوشیاندی رخ داد و آنکه مرزبان سرخس پس از آنکه به این نتیجه رسید که نمی‌تواند به مقاومت ادامه دهد، پذیرفت که فقط ۱۰۰ تن زنده بمانند و سپاهیان خلیفه بقیه مردم را به قتل برسانند!! عجیب آنکه نام خود را فراموش کرد و خودش به قتل رسید! در واقع دل بستن به سپاهیان خلفا، چندان به سود اشخاص تمام نمی‌شد. در کتاب الکامل این روایت اینچنین آمده است:

يك دسته از لشكر هم سوى سرخس روانه كرد. فرمانده آن گروه عبد الله بن خازم سلمى بود. مردم آن شهرستان نبرد كردند و بعد بشرط اينكه صد تن از آنها زنده بمانند و مشمول امان باشند تسليم شدند. مرزبان سرخس با اين شرط موافقت كرد و نام صد تن را برد كه مشمول امان باشند ولى خود را فراموش كرد او را كشت (عبد الله بن خازم مرزبان را كشت كه مشمول امان نشده بود) با جنگ و غلبه وارد سرخس شد (الكامل، ج ۹، ص ۲۰۸).

سرکوب سغد و بخارا

سرکوب سغدیان (مردم در بیابان رها شدند)

از دیگر قیام‌های مشهور ایرانیان علیه خلفا، قیام‌های مردمی در فرارود بود که امروز به آسیای مرکزی مشهور است. از جمله می‌توان به ناحیه باستانی سُغد اشاره کرد که مردم سغد علیه حکومت خلفا قیام کردند و قتیبه بن مسلم سردار اموی در اندیشه فتح دوباره سغد برآمد. 

مردم سغد كه از طول محاصره بيمناك بودند به شاه چاچ و اخشاذ فرغانه نوشتند كه اگر عربان بر ما ظفر يابند با شما نيز چنان كنند كه با ما مى‌‏كنند، در انديشه كار خويش باشيد، مردم آنجاها همسخن شدند كه سوى سغديان آيند (تاریخ طبری، ج ۹: ص ۳۸۵۶).

مردم سغد از اين حادثه شكسته شدند. قتيبه منجنيق‏‌ها در مقابل آنها نهاد و سنگبارانشان كرد و همچنان در كار نبردشان بود، مردم بخارا و خوارزم نيز كه با وى بودند همدلى كردند و نبردى سخت كردند و جانبازى كردند (تاریخ طبری، ج ۹: ص: ۳۸۵۷).

اما این مقاومت سرانجام خوبی برای مردم فرارود نداشت و در نهایت سغدیان شکست خوردند و مجبور به صلح شدند و قتبیه بسیاری از سغدیان را مجبور کرد از شهر بروند و بسیاری راهی بیابان ها شدند.

شعری به یادگار مانده که نشان دهنده درد و رنج مردم سغد است.

طبری می‌نویسد:

كعب اشقرى‏، به قولى يكى از مردم جعفى، شعرى گفت به اين مضمون:

هر روز قتيبه غارتى به تصرف مى‌‏آورد

و مالى تازه بر اموال مى‌‏افزايد

اين باهلى كه تاج بدو دادند

و سرها كه سياه بود

از بيم وى سفيد شد

سغد را با دسته‌‏هاى سوار بكوفت

و سغديان را در بيابان رها كرد

كه فرزند بر فقدان پدر مى‌‏گريد

و پدر غمين، بر فرزند اشك مى‌‏ريزد

به هر شهری جای گيرد يا سوی آن رود

سوارانش در آنجا گودالى به جاى نهند [به این معنا که جز گودالی و گورستانی بر جای نگذاشتند]

(تاریخ طبری، ج ۹، ص ۳۸۶۵)

مصادره نصف خانه هر کس و واگذاری آنها به عرب‌ها در بخارا!

در تاریخ بخارا آمده است که مردم بخارا مدام از دین بر می‌گشتند. سپاهیان خلفا مجبور می‌شدند دوباره به آنجا یورش برند و دوباره جنگ کنند. به طوری که چندین بار این اتفاق افتاد.

در نهایت یورشگران حکم کردند که نصف خانه هر کس به عرب‌ها داده شود تا به مسلمانی آنها نظارت کنند.

در اینجا عینا متن تاریخ بخارا را می آوریم:

هر بارى اهل بخارا مسلمان شدندى، و باز چون عرب بازگشتندى ردّت آوردندى، و قتيبة بن مسلم سه بار ايشان را مسلمان كرده بود، باز ردّت آورده كافر شده بودند، اين بار چهارم قتيبه حرب كرده شهر بگرفت. و از بعد رنج بسيار اسلام آشكارا كرد، و مسلمانى اندر دل ايشان بنشاند. به هر طریقی كار بر ایشان سخت كرد، و ايشان اسلام پذيرفتند به ظاهر، و به باطن بت ‏پرستى مى‌‏كردند. قتيبه چنان صواب ديد كه اهل بخارا را فرمود يك نيمه از خانه‌هاى خويش به عرب دادند، تا عرب با ايشان باشند. و از احوال ايشان با خبر باشند، تا به ضرورت مسلمان باشند بدين طريق مسلمانى آشكارا كرد. و احكام شريعت بر ايشان لازم گردانيد، و مسجدها بنا كرد، و آثار كفر و رسم گبرى برداشت، و جدّ عظيم مى‌‏كرد، و هر كه در احكام شريعت تقصيرى كردى عقوبت مى‌‏كرد، و مسجد جامع بنا كرد، و مردمان را فرمود تا نماز آدينه آوردند تا اهل بخارا را ايزد تعالى ثواب اين خير ذخيره آخرت او كناد (تاريخ ‏بخارا، ص ۶۶).

جنایات در خوارزم

قتل عام دانشمندان و استادان در خوارزم

در دوران امویان و پس از آنکه خوارزم برای بار دوم توسط عرب‌ها فتح شد، بنا به شواهد و منابع تاریخی نابودی بزرگی رخ داد.

ابوریحان بیرونی که در پیدا کردن اخبار خوارزمیان دچار مشکل شده بود شرح می‌دهد که چگونه دانشمندان و استادان در خوارزم قتل عام شدند.

بیرونی می نویسد:

قتبه بن مسلم [سردار عرب] هر کس را که خط خوارزمی می‌دانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می‌کردند را نیز به دسته پیشین ملحق ساخت بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست… (آثارالباقیه: ص ۵۷).

برهنه کردن خوارزمیان و مرگ آنها به دلیل سرما

در خوارزم اتفاق ناخوشایند دیگری هم رخ داد که دلیل آن هم تحقیر کردن خوارزمیان بود. بارها شنیده‌ایم که سپاهیان خلفا بر اساس آموزه های اسلامی با اسیران برخورد خوب و مهربانانه داشتند!! بدون تردید این ادعا نادرست است و از جنایات سپاهیان خلفای عرب و شاید غیر اسلامی بودن رفتار آنها نباید غافل شد. یزید بن مهلب سردار خلیفه اموی در خوارزم برخورد بسیار زننده‌ای با اسیران و برده‌ها داشت. به طوری که اسیران را برهنه کرد و لباس هایشان را به سپاه خودش داد. در نتیجه اسیران از سرمای زیاد از دنیا رفتند:

يزيد به غزاى خارزم رفت و اسيرانى بگرفت. سپاه وى لباس اسيران را بپوشيدند و در نتيجه آنان از سرما بمردند (فتوح ‏البلدان، ص: ۵۸۱).

آیا همه جنایات در تاریخ ثبت شده است؟!

در بسیاری از روایات صرفا اشاره به فتح و جنگ خونین شده است و از جزئیات چیزی نوشته نشده است. ما در این نوشتار سعی کردیم جنایات سپاهیان خلفای عرب که در تاریخ مشهور هستند را به همراه جزئیات آن بنویسیم. با این حال اشاره‌های زیادی از فتح خونین شهرها وجود دارد. 

برای مثال درباره فتح کابل و فرغانه اینچنین آمده است:

امارت خراسان .. به عمير بن عثمان ابن سعد و سيستان هم به عبد الله بن عمير ليثى كه از ثعلبه بود واگذار شد. او جنگ‌هاى سختى كرد تا به كابل رسيد عمير هم در خراسان نبردهاى خونين كرد تا به فرغانه رسيد (الكامل، ج‏ ۹، ص ۱۶۱).

خدا می‌داند چه جنایاتی در دیگر شهر ها و نواحی مختلف روی داده که ما امروز از آنها بی اطلاع هستیم.

.

سخن پایانی

شاید اگر نبود ادعاهای نادرست مدرسان و نویسندگان کتاب‌های رسمی مدارس و دانشگاه‌ها، ما هم این نوشته طولانی با اسناد و مدارک را نمی‌نوشتیم. قطعا محتویات این نوشته قلب هر انسانی را به درد می‌آورد.

سال‌هاست که برخی در ایران و در تبلیغات هویت ستیزانه خود واقعیت‌های تاریخی را وارون جلوه می‌دهند و جنایات سپاهیان خلفای عرب را نادیده می‌گیرند! این کار علاوه بر آنکه به تاریخ پژوهی لطمه می‌زند، کاری غیر انسانی است و به نوعی دفاع از جنایت کاران تاریخ است.

ما باید بدون هیچ غرض ورزی تاریخ را آنگونه که بوده است برای نسل های جدید حفظ کنیم تا شناخت تاریخی پیدا کنند. نه آنکه تاریخ را وارون کنیم و داستان‌هایی را نقل کنیم که خودمان از آنها لذت می بریم!

کتاب نامه:

آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر. ١۳۸۹.

اخبار الطوال، ابوحنيفه احمد بن داود دينورى. ترجمه محمود مهدوى دامغانى. تهران: نشر نى. ۱۳۷۱.

– [الکامل] كامل تاريخ بزرگ اسلام و ايران، عز الدين على بن اثير. ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خليلى. تهران: مؤسسه مطبوعاتى علمى. ۱۳۷۱.

تاريخ بخارا، ابوبكر محمد بن جعفر نرشخى، ترجمه أبو نصر أحمد بن محمد بن نصر القباوى. تلخيص محمد بن زفر بن عمر. تحقيق محمد تقى مدرس رضوى. تهران: توس. ۱۳۶۳.

تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک)، محمد بن جریر طبری. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: اساطیر. ١٣٧۵.

العقد الفرید، احمد بن محمد ابن عبد ربه. به تحقیق مفید محمد قمیحه. لبنان: دار الکتب العلمیه. ۱۹۸۷.

– فارس‌نامه، ابن بلخی. تصحیح لیسترانج و نیکلسون. تهران: اساطیر. ۱۳۸۵.

– فتوح البلدان، أحمد بن يحيى بلاذرى. ترجمه محمد توكل. تهران: نشر نقره. ۱۳۳۷..

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

42 دیدگاه

  1. درود بر نگارندگان این نوشتار
    شکی نیست که اعراب در زمان حمله به ایران مرتکب جنایات و اشتباهات وحشتناکی شدند
    اما احساس میکنم این جنایات دلیل بر توهین به عمر بن خطاب نیست و باید شخصیت خودِ عمر بن خطاب را از ابعاد دیگری هم بررسی کرد
    به نظرم اگر بخواهیم جنایات اعراب در ایران را انعکاس دهیم و همه آنها را گردن عمر بن خطاب خلیفه دوم بیندازیم توهین به هموطنان اهل سنت کرده ایم چون خلیفه دوم در دیدگاه اهل سنت جایگاه بسیار بالایی دارد و او را از محبوب ترین صحابیون پیامبر دانسته و بخاطر ساده زیستی و زهدش او را ستوده اند.
    ما ایرانیان از همان دوره که اعراب سرزمین ما را اشغال کردند با آنها مخالفت هایی داشتیم و حتی جنبش هایی در این باره صورت گرفت خودتان بهتر می دانید که شخص عمر بن خطاب توسط پیروز نهاوندی که یک غلام ایرانی بوده ترور شد. اما بعدها دیدیم که از میان ایرانی ها بزرگانی برخاستند که حرمت عمر بن خطاب را در عقیده خودشان نگه داشتند، حتی ابوالقاسم فردوسی با اینکه شیعه بوده و در شاهنامه از جنایات اعراب سخنانی به میان آورده در دیباچه اثرش در بخشی که مربوط به مدح و ثنای پیامبر اسلام است درباره عمر بن خطاب گفته: «عمر کرد اسلام را آشکار/ بیاراست گیتی چو باغ بهار»
    اکنون دوست دارم نظرتان را در این مورد بدانم که توهین به عمر بن خطاب مساوی توهین به ایرانیان اهل سنت است یا خیر؟
    با سپاس فراوان از شما

    • اشکان دهقان

      درود بر شما

      پیش از هر چیز باید اشاره کنم که بیتی که آوردید و ادعا شده از فردوسی است در واقع از فردوسی نیست و از ابیات الحاقی به شاهنامه است. چنانچه شاهنامه تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق را مشاهده کنید اثری از ستایش ابوبکر و عمر نیست!

      اما درباره توهین باید عرض کنم که اصولا توهین کار درستی نیست، چه توهین به عمر بن خطاب و چه توهین به هر کس دیگر اصلا پسندیده نیست! ولی اگر منظور این است که اصلا نقد نکنیم و واقعیت های تاریخی را نادیده بگیریم، به نظرم کار درستی نیست و باعث عدم شناخت تاریخی می شود. بین نقد و توهین تفاوت وجود دارد

      • با سپاس از نظر ارزشمند شما
        من هم با شما موافقم البته نمیدونستم بیت مذکور از فردوسی نیست و بابت اطلاع رسانی شما سپاسگزارم
        کاش بقیه مردم هم به دیدگاه شما برسن، بسیار دیدم افرادی رو که به بهانه ماجرای حمله اعراب، به عمر بن خطاب و ابوبکر و عثمان و حتی به رسول اکرم و حضرت علی اهانت کردند.
        باز هم سپاس بابت پاسخگویی شما

  2. محدثه علیرضا خانی

    خدا روح تمام شهدای جنایات و تجاوزات قادسیه اول خلفای وحشی راشدین تا قادسبه دوم صدام حسین عرب که در راه دفاع از وطن ناموس و خاک شهید شدن رحمت کنه اونا رفتن تا ایران بمونه
    به ویژه دخترا و مادرای پاکدامن ایرانی و پسر بچه های ایرانی که عربا بهشون وحشیانه تجاوز کردن و به عنوان کالا تو بازار فروختن تصورش هم وحشتناکه !!
    خدا روح تمامی دلاوران ارتش شاهنشاهی ساسانی رو رحمت کنه که شجاعانه در راه دفاع از وطن و ناموس در مقابل مانویها و مزدکی های فاسد بی ناموس ایستادن شجاعانه هزار سال مقابل رومیای بی دین هم جنسباز مقاومت کردن در راه دفاع از خاک و ناموس توسط بت پرستای عرب سلاخی شدن
    خدا روح آخرین شاه ایران یزدگرد سوم رو رحمت کنه که توسط خاعنا شهید شد
    خدا روح تمامی عالمان و نویسندگان چند میلیون جلد کتاب پزشکی و فلسفی هنری تو دانشگاه جندی شاپور و مرو و خوارزم و غیره رو رحمت کنه که تمام تلاششون توسط شیطان پرستا و جاهلای عرب سوزونده شد
    خدا رحمت کنه ارواح تمامی معمار ها صنعتگران ، کشاورز ها رو که با حمله عربا تلاش کل زندگیشون نابود شد
    خدا ارواح تمامی شهدا و جانبازان و مفقود شدگان شیمیایی شدگان هشت سال جنگ تحمیلی حمله دوم اعراب به ایران یا قادسیه دوم رو رحمت کنه به ویژه جوونای بسیجی و سپاهی
    خدا ارواح تمامی زائرای ایرانی که تو راه رفتن به زیارت مکه یا کربلا شهید شدن رحمت کنه
    خدا ارواح ایرانیای کرد بلوچ تاجیک ایزدی تاتی رو رحمت کنه که توسط داعش القاعده طاابان یا پانترکای وحشی دارن پاکساری نژادی میشن ! باید به داد این هم وطنای واقعی مون برسیم به جای اینکه تو راه دفاع از عربا کشته بدیم !!!
    باید این جنایات تو تمام دنیا تمام کشورهای دنیا به رسمیت شناخته بشه و یادمان هایی از قربانیای این جنایات وحشتناک که وحشتناک ترین و نژاد پرستانه ترین جنایت تمام تاریخ هست ساخته بشه واقعا وحشتناک ترین و شبطانی ترین انفاق تاریخه این جنایات قادسیه اول و دوم ظلمی که در حق مردم ایرانی شده !!! باید این هولوکاست و قتل عام و پاکسازی نژادی تو کل کشور ها به رسمیت شناخته بشه مثل هولوکاست آلمان نازی !!!

  3. بسیار سپاس فراوان از شما درود وخسته نباشید در تمامی منابع کهن صدر اسلام و تواریخ متعدد اسلامی از تواریخ بزرگی چون طبری،ابن خلدون، واقدی، ابن اثیر، پارسنامه ابن بلخی، آثارالباقیه، همه وهمه آنان به جنایات و نسل کشی های مردم بی گناه ایران در دوران خلیفه دوم عمربن الخطاب گفتن و در مورد کسانی که سعی بر تحریف تاریخ می کنند حقیقت همیشه آشکار خواهد شد وخورشید پشت ابر نمی ماند

  4. درود بسیار بر شما گردانندگان محترم سایت قربان در جنایات تازیان در ایران زمین در دوران خلیفه دوم عمر بن خطاب هیچ شک و شبهه ای نیست من به منکران پیشنهاد میکنم هم سخنان آیت الله مرتضی جزایری رو برن تو یوتیوپ گوش بدن واندکی انصاف و صداقت هم به خرج بدن و از مهمل گویی دست بکشند حتی خود جرجی زیدان اسلام شناس مشهور هم به کتاب سوزی این اعراب اعتراف کرده قربان پس دیگر این سفسطه بافی ها از سوی برخی ها دیگه ما رو شتر نقاره خونه کرده

    • سلام دوست من. بنده درخصوص جنگ های ایران و اعراب قطعا مخالفت دارم همانطور که حضرت علی علیه سلام مخالفتی داشتند.اما در کتابسوزی مخالفت دارم بنده.این ادعای کتابسوزی رو اولین بار در قرن هفتم توسط یک مسیحی به نام عبدالطیف بغدادی در کتابی به نام الافاده و الاعتبار فی المور المشاهده و الحوادث المعاینه بوده .همانگونه که می دانید در آن دوران جنگ های خونینی بین مسلمان ها و مسیحیان به نام جنگ های صلیبی بوده.مسیحیان هنگام قتل عام مردم اندلس ۸۰ هزار و هنگام حمله به شام و فلسطین ۳ میلیون کتاب را اتش زدند(جرجی زیدان ،تمدن اسلام ،جلد دوم، ص ۶۵ فلذا مسیحیان برای سرپوش گذاشتن این فجایع برچسب های زیادی زدند

      • اشکان دهقان

        با درود.

        البته درباره کتابسوزی در ایران، ابن خلدون موضوع را آورده است که این دانشمند هم عرب بوده و هم مسلمان! موارد دیگر مانند عبدالطیف بغدادی و.. که شما می فرمایید مرتبط با کتابسوزی مصر و… است. اما شما نظر جرجی زیدان را تحریف کرده اید.

        درباره درستی یا نادرستی این روایات میتوان مفضل بحث کرد اما جالب آنکه نظر جرجی زیدان کاملا مخالف شماست و ایشان به درستی روایت عبدالطیف بغدادی و کتابسوزی سپاهیان اعراب اعتقاد دارد.
        جرجی زیدان در همان کتاب تاریخ تمدن اسلامی می نویسد: «ما نیز چندین سال پیش که کتاب تاریخ نوین مصر (تاريخ مصر الحديث) را نوشتیم با مورخين اخیر [کسانی که کتابسوزی را رد می‌کنند] هم عقیده بودیم ولی در نتیجه مطالعات بیشتر در تاریخ اسلام و تمدن اسلام نظر دسته اول [کسانی که به کتابسوزی باور دارند] را مرجع دانستيم …چنانکه ملاحظه شد مسلمانان صدر اسلام به استناد احادیث نبوی و تصریح صحابه اشتیاق وافر داشتند که غیر از قر آن سایر کتاب‌ها را محو کنند…»
        (جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۷۲: ص ۴۳۸)

        در ادامه همین بحث، جرجی زیدان به روایت بغدادی اشاره می کند و پس ذکر روایت او می نویسد: « آری گفته بغدادی کوتاه است و در ضمن صحبت از عمود سواریه گفته شده اما چنان محکم گفته شده که از اطمینان گوینده به درستی گفتار او گواه می باشد و مثل آن است که از یک منبع قابل اطمینان و موثقی این خبر را نقل کرده…» (همان، ص ۴۳۹)

  5. منطق افرادی مانند مورچه و امیرحسین:
    1_طبری هرچه درمورد کوروش گفته (با فاصله 1500سال!)درست است
    2_طبری هرچه در مورد جنایات تازیان گفته(با فاصله 400تا200سال)دروغ است چون در تفسیرات امروزی اخوندیسمی اعراب با ناز و عشوه و آواز و قر کمر وارد ایران شدند و ایران را یک شبه مسلمان کردند و ایرانیان هم در پاداش همسران و ناموس خود را برای صیغه به اعراب هدیه دادند!
    […]

    • امیرحسین

      چقدر راحت تهمت میزنین.. طبری گزارشاتش باید بررسی سندی بشه.. صحیح بود پذیرفته میشه ضعیف باشه هم انداخته میشه دور.. خودش تو مقدمه کتابش میگه در مورد گزارشات تحقیق نکرده و بررسی اونو بر عهده آیندگان گذاشته.. همین الان به زبان عربی در 13 جلد کتابی هست تحت عنوان صحیح و ضعیف تاریخ طبری… در ضمن منابع اسلامی برای بررسی زندگی کورش ارزشی ندارن و هیچ کسی برای بازسازی زندگی کورش به اونا مراجعه نمیکنه.. اگه یه عده حرف طبری رو در مورد کورش میخوان درست بدونن اون مشکل خودشون بوده و بنده همچین دیدگاهی ندارم

    • محدثه علیرضا خانی

      آره والا اومدن هر جنایتی که میتونستن انجام دادن حالا با وقاحت کامل میگن اصلا جنایتی نکردن!!!، همه چه آرومه اصلا اتفاقی نیافتاده که!!!!
      خوب شد تکنولوژی جدید مثل عکس و فیلم جنایات همفرکان همون سپاهیان وحشی هژارو پونصد سال قبل که امثال داعش و طالبان امروزی هستند رو ضیط میکنه و گرنه فردا پس فردا معلوم الحالها میومدن میگفتن نه داعش و طالبان اصلا با آغوش باز اومد و مردم دیگه رو متمدن کردن!!! اصلا جنایتی هم نبوده !!!! باید اتفاقات توسط رجال داعشی تفسیر و توجیه شود!!! اصلا داعش و طالبان و غیره پیام آور صلح و دوستی هستن!!!!
      از نظر این بدبختا سوزوندن حداقل یک میلیون جلد کتاب پزشکی هنری علمی و فلسفی تو دانشگاه جندی شاپور توسط سپاهیان وحشی، متمدن کردنه ایرانه !!! حالا فقط یکی از دانشگاه های اون زمان بوده مراکز علمی خوارزم و غیره که نابود کردن رو هم اضافه کن اون زمانیکه ما میلیونها جلد کتاب داشتیم و اعراب تنها یک کتاب داشتن مثلا میخواستن به خیال خودشون ما رو هدایت کنن و متمدن کنن!!!! به خدا بزرگترین جوک تلخ تاریخه!!
      اوج دشمنی جهل و کینه […] امثال مورچه رو ببین که میکه شما ایرانیا نژاد پرستین !!! ایرانی هایی که از قادسیه اول تا قادسیه دوم صدام حسین توسط اعراب نسل کشی شدن نژاد پرستن؟ مادرا و دخترای ایرانی که از قادسیه اول خلفای راشدین تا قادسیه دوم صدام حسین بهشون مقایل چشم هم و همژمان توسط اعراب تجاوز شد نژادپرستن؟؟ بچه های ایرانی که از قادسیه اول تا دوم به بردگی گرفته شدن و به عنوان غلام تو بازار مدینه فروخته شدن و شدن ابزار جنسی نژاد پرستن؟؟چندین هزار دختر پاک ایرانی که به عنوان کالا تو بازار اعراب معامله شدن نژاد پزستن؟؟؟ ایرانیایی که تمام تمدن و فزهنگشون توسط سپاهیان اعراب جاهل نابود شد نژاد پرستن؟؟؟ ایرانیایی که اولین منشور حقوق بشر رو نوشتن نژادپرستن؟؟؟ ایرانیایی که مهد و بنیان گذار تمدن و فلسفه و هنر هستن نژاد پرستن؟؟؟ ایرانیایی که پادشاه زن تو عصر ساسانیان داشتن نژاد پرستن؟؟میلیونها جوان ایرانی که توسط صدام عرب شیمیایی شدن نژادپرستن؟؟؟ میلیونها بچه ایرانی که پدراشون توسط صدام تو قادسیه دوم کشته شد و یتیم شدن نژادپرستن؟؟؟
      میلیونها زن پاکدامن ایرانی که شوهراشون توسط اعراب کشته یا جانباز شدن نژادپرستن؟؟؟

  6. سلام
    اولا واسه چی کامنت کسانی مثل این ANT رو تایید میکنید؟
    جای این افراد وبسایتی مثل مشرق نیوز هستش نه اینجا همین که اینجا کامنت گذاشته و چاپ شده باید کلاهش رو بندازه هوا تا زمانی که وبسایت هایی مثل مشرق نیوز و فارس اجازه صحبت و کامنت گذاشتن به مخالفین خودشون رو نمیدن شما هم اجازه ندید وبسایت هایی که توسط همین افراد اداره میشه.

    • منم موافق نیستم که نظر هر کسی تایید بشه. ولی نظرات این افراد بیشتر به ضرر خودشونه و چهره واقعیشون رو نشون میده
      این مطلب خردگان ایرانستیزان رو ضرب فنی کرده و از الان شایعه سازی کردن که خردگان نظرات مخالفان رو تایید نمی کنه! در صورتی که من بارها شاهد بودم که چقدر نظرات مخالفان رو تایید می کنن. آخرش هم این مخالفان هستن که شروع به توهین می کنن
      بذارید مردم بیشتر با چهره تروریست ها آشنا بشن و متوجه بشن اشکال از کجاست!

  7. جناب خالقیان گفتید یک مورد را نشان بدهم تا بررسی کنید و همچنین فرمودید که نظر ما این است که اصلا به طبری استناد نکنیم
    خیر نظر ما این نیست بلکه بلاذری و طبری و.‌ روایاتشان باید بررسی بشود نه همه اشان رد و نه تایید میشود

    شما در متن تان به روایتی از طبری در مورد فتح طمیسه به دست سعد بن عاص و فریبکاری و.. اشاره کردید
    اما تناقضات این روایت مورد استناد شما👇

    اولا روایات دیگری هم در تاریخ طبری در مورد فتح گرگان و طبرستان وجود دارد که مربوط به سال هیجدهم ه ق است و نه سال سی ام ه ق و افرادی مثل سواد بن قطبه، هند بن عمرو، سماک بن مخرمه، عتیبه بن نهاس و سماک بن عبید گواه و شاهدند که فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم ه ق انجام شده و نه سال سی ام، لذا ماجرای کشتار طمیسه که به سال سی ام گزارش شده دچار تردید می شود زیرا طبق یک روایت دیگر از تاریخ طبری، فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم انجام شده
    تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 1977 تا 1979

    دوما در فتوح البلدان بلاذری که قبل از تاریخ طبری نوشته شده،در فتح گرگان و طبرستان، ماجرای طمیسه بیان شده اما بلاذری هیچ سخنی از کشتار مردم شهر طمیسه آنهم بخاطر فریبکاری سعید بن عاص ذکر نکرده. گویا اصلا چنین کشتاری رخ نداده و خبرش به بلاذری نرسیده که بخواهد آن را در فتوح البلدن درج کند در حالیکه می دانیم بلاذری قبل از طبری می زیسته و از لحاظ زمانی به دوره فتوحات نزدیکتر بوده. لذا بازهم روایت کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص دچار تردید بیشتری می گردد
    فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری، ترجمه محمد توکل، صفحه 468 و 469

    سوما اینکه در مورد فتح طبرستان و گرگان علاوه بر روایت حنش بن مالک تغلبی(که مورد استناد شماست) دو روایت دیگر هم در تاریخ طبری بیان شده یکی از کلیب بن خلف و دیگری از ادریس بن حنظله عمی، که در هیچکدام از این دو روایت از کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص سخنی به میان نیامده، بلکه از فتح گرگان گفته شده آنهم بدون جنگ بلکه با دریافت جزیه و انجام مصالحه. لذا بازهم این ادعای کشتار طمیسه زیر سوال می رود
    تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 2118

    چهارما همین روایت حنش بن مالک تغلبی در تاریخ طبری در مورد کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص که مورد استناد شماست یک روایت ضعیف می باشد و پذیرفتنی نیست
    (دلایل ضعف روایت و راویان رو به جهت اختصار نگفتم)

    خب جناب خالقیان با این همه تناقض و همچنین ضعف سند چطور شما به این روایت استناد میکنید و ناآگاهانه مطالب جعلی و نفرت پراکنی به خورد جوون های این مملکت میدید

    تازه این فقط یه روایت مورد استناد شما بود

    • دوست گرامی. ابتدا پیشنهاد می کنم کمی شکیبایی خود را بیشتر کنید. ما مانند برخی از نهادها نیستیم که بودجه داشته باشیم و در ساعات کاری پاسخ گو باشیم. ما مانند طلبه‌ها حقوق دریافت نمی‌کنیم بلکه باید سر کار رویم روزانه ۸ تا ۹ ساعت کار کنیم تا بتوانیم امرار معاش کنیم. می دانم هستند کسانی که ماهیانه حقوق می‌گیرند و کارشان گذاشتن دیدگان در فضای مجازی است. ولی ما برای این کار حقوق دریافت نمی کنیم و پایگاه ما به صورت شخصی اداره می‌شود. هر زمان فرصت کردیم می‌توانیم به کارهای فرهنگی بپردازیم. همچنین از آنجایی که شما منابعی را ذکر کردید طبیعی است که باید منابع را بررسی می کردم. اینکه شما به دلیل تاخیر در پاسخ گویی واژه های غیر محترمانه استفاده می کنید اصلا درست نیست! (که البته دیدگاه شما به دلیل همین واژه‌ها تایید نشد).

      ۱- نخست آنکه طميسه جایی جدا از گرگان بوده است. اتفاقا در همین روایت آشکار ذکر شده است که ابتدا در گرگان صلح کردند و سپس به سوی طمیسه رفتند.
      «سپس از آنجا به گرگان رفت كه بر دويست هزار با وى صلح كردند. آنگاه به طميسه رفت …» (طبری، ج ۵، ص ۲۱۱۶).
      اینکه شما برای شستن جنایات خلفا تا این حد منابع را تحریف می کنید تاسف آور است.

      اینکه گرگان برای بار اول در چه تاریخی فتح شده باشد هیچ چیزی را درباره طمیسه نشان نمی دهد. با این حال شما بخشی از طبری را به دلخواه سانسور کردید چرا که طبری در ادامه می نویسد: «اما بگفته مدائنى گرگان در ايام عثمان به سال سى‏‌ام فتح شد» (طبری ج ۵، ص ۱۹۷۸).

      همچنین فتح همه بخش‌های طبرستان به یکباره صورت نگرفت بلکه به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی تا مدت ها فتح کامل آن به طول انجامید. استناداتی که شما آورید اشاره‌هایی به نامه نگاری مسلمانان با اسپهبد طبرستان در سال ۱۸ هجری است و هنوز سپاهیان خلفا قشون کشی به طبرستان نکرده بودند و به دنبال گرفتن باج و جزیه بودند. بنابراین هیچ تناقضی با قضیه طميسه ندارد. بعدها سپاهیان خلفا لشگر کشی کردند و شهرها و روستاها را فتح می‌کردند. در سال سی ام هم به طميسه لشگر کشی کردند و بنابراین تا اینجا هیچ تردیدی ایجاد نشده است و شما منابع را با ذهنیت خود آمیخته اید.

      ۲- اصولا در فتوح البلدان موارد خلاصه است و در بسیاری از مواقع اصلا به جزئیات اشاره نشده است. برعکس طبری که هر آنچه درباره جزئیات را شنیده ذکر کرده است. این خاصیت فتوح البلدان است. با این حال وقتی در فتوح البلدان هم فتح طمیسه توسط سعيد بن عاص ذکر شده اتفاقا اشتراک در منابع است و روایت طبری را قابل توجه تر می کند.
      در فتوح البلدان آمده است:
      « سعيد طميسه و نامنه را كه قريه‏يى است بگشود» (فتوح البلدان، ص:‌ ۴۶۸).
      به نظر می رسد در دیدگاه مولف از بخش های کوچکی بودند و گویا از گفتن جزئیات خودداری کرده است. نکته مهم آن است که چیزی متناقض با طبری نیامده است که بخواهیم نتیجه قطعی بگیریم.

      ۳- همانطور که گفته شد طميسه جایی جدا از گرگان بوده است و در همان سطور تاریخ طبری هم به این موضوع اشاره آشکار شده است و گفته شده: «مجاور گرگان بود» (طبری همان:‌ ص ۲۱۱۶). پس کل استدلال شما باطل است.
      با این حال اینجا هم منابع را تحریف کردید. در روایت كعب بن جعيل‏ آمده است که سعید به سوی گرگان نرفت! نه آنکه با صلح آنجا را فتح کرده باشد:
      «پس سعيد كس سوى گرگان نرفت كه راه را بسته بودند و هر كه از حدود قومس به راه خراسان مى‏رفت از مردم گرگان در بيم و هراس بود و راه خراسان از فارس به كرمان بود و نخستين كسى كه راه را بطرف قومس گردانيد قتيبة بن مسلم بود و اين وقتى بود كه عامل خراسان شد» (طبری، همان: ۲۱۱۸).

      پس در اینجا اصلا به فتح گرگان اشاره نشده است. همچنین باز هم تاکید می کنم گرگان و طميسه شهرهای جدا از هم بودند.

      آنچه از اشتراک منابع می توان فهمید این است که گرگان ابتدا جزیه را قبول کردند و پس از آنکه جزیه ها سنگین شدند و توان پرداخت نداشتند قیام کردند. سرکوب خون بار مردم گرگان توسط یزید بن مهلب مشهور است.
      پس نباید روایات مربوط به گرگان را به طميسه فرافکنی کرد و این کار یا تحریف است یا عدم آشنایی با منابع و جغرافیای تاریخی!

      ۴- دیدیم هیچ تناقضی نیست بلکه شما تفاوت جغرافیایی گرگان و طميسه را درک نکردید!
      یا اطلاعات کافی نداشتید و به منابع اصلی مراجعه نکردید و سعی کردید با کپی از فضای مجازی چیزی گفته باشید یا آگاهانه بوده است که در این صورت کار شما نادیده گرفتن و کتمان جنایات و نسل کشی هاست که واقعا تاسف آور است.

      ۵- مهم ترین موضوع درباره روایات مربوط به قتوجات سپاهیان خلفا این است که همه روایات را خود فاتحان نوشتند. نه آنکه دشمنان آنها با غرض ورزی مطالبی را نوشته باشند. تصور کنید شخصی در دادگاه خودش اعتراف می کند خیلی تفاوت دارد تا وقتی که افرادی که با وی خصومت دارند اتهامی به وی وارد کنند. وقتی خود مورخان مسلمان از روایاتی که فاتحان برای آنها نقل کردند موارد را نوشتند نمی‌توان موضوع را نادیده گرفت. نمی توان گرگان را به جای طميسه گذاشت و افسانه سرایی کرد!

  8. رویکرد تندروها و تناقضات انها خیلی جالب است. وقتی بحث پوریم می شود می گویند یهودیان خودشان گقتند ۷۷ هزار ایرانی رو کشتند. پس باید پاسخ گو باشن!! ( بگذریم از انکه یهودیان میگن ۷۷ هزار نفر از همدستان هامان بودند و قصد نسل کشی یهود را داشتند). تندروها میگن میخوایم رگ ملی ایرانی هارو بجنبانیم! ولی وقتی روایات خود مسلمانان درباره جنایات خلفای راشدین نقل می شود هزار اما و اگر میارن و سفسطه میکنن که نه اینطوری نبوده. باستان گراها میخوان اسلام رو نابود کنن!! منابع اغراق کردن برای بزرگ کردن قبیله هاشون!!

    اگر ما هم الان بگیم با درستی و نادرستیش کاری نداریم خودشون تو منابعشون گفتن. پس باید پاسخ گو باشن. ببینیم جواب اونا چیه!

  9. جناب فریاد […] وقتی دو گروه با یک دیگر جنگ میکنند حلوا که در جنگ پخش نمی‌کنند و کسی که اسیر میشود بحثش مشخص است چه ربطی به انسانیت دارد
    نکند اسیر جنگی رو هم با شیرینی و شکلات باید راهی خونه خودش کرد؟
    گفتی عُمر فلان کار رو میکرده خوب مگر اسلام گفته است که اینکار را بکند

    • فقط یه تروریست داعشی چنین افکار وحشیانه ای داره. زن مردم رو اسیر گرفتن بردن بهش تجاوز کردن میگی توی جنگ حلوا پخش نمی کنن؟!!! زنان و کودکان رو اسیر می گرفتن می فهمی؟؟؟؟ یا خودت رو زدی به نفهمی

      خجالت بکش و از قاتلان دفاع نکن […]

    • اشکان دهقان

      جناب Ant لطفا طوری سخن نگویید که حمایت از جنایت جنگی از دیدگاه های شما برداشت شود. این دیدگاه ها خلاف قوانین پایگاه است.

    • محدثه علیرضا خانی

      یعنی چی؟ ؟جنگ مردها چه ربطی به زن و بچه بیگناه داره پس از نظر شماها اگه به خونه کسی حمله کنید و طرف از جون و ناموس و مالش دفاع کنه بعد به قتل برسونیدش زن و بچه بی پناهش هم گناهکارن و باید اسیر بشن !!! چه رفتار غیر انسانی وحشیانه ای با داعش فرقی نکرد که!!
      علنا اعتراف کردی داعش تازگیا بوجود نیومده از روز اول حمله همشون داعش بودن علنا داری جنایات داعش رو تصدیق میکنی پس از نظر تو داعش تروریست بیگناهه و مردمی که سرشون بریده مبشه گناهکارن ؟؟
      درضمن ما ایرانیا تو عصر هخامنشیان فقط با مردا میجنگیدیم و اصلا کاری به ناموس طرف نداشتیم اموالشو هم غارت نمیکردیم اسیر هم نمیگرفتیم این بود رسم مردانگی ما فهمیدی مورچه داعشی ؟ اصلا اینجا چیکار میکنی برو به اونجایی که ازش اومدی عربستان داعشستان

  10. پاپک آدورپایگان

    شوربَختانه ، دَریغانه ، اَفسوسمَندانه دَدتَرین(وحشی ترین) گروهِ(قوم) روی زمین ، بَرخاسته از پَست ترین جای ها با پَست ترین پِندارها(توهمات) و اَهریمَنانه ترین مانگان(ایدئولوژی) ، ایرانزَمین را در اوگ(اوج) سُستی(ضعف) و آشُفتگی پس از جنگ تولانی(طولانی) با بیزانس با نَهایَت نامَردی دَرنَوَردیدَند .
    کاخها ، نیایشگاه ها و خانه هایمان را ویران کردند ، هر چه پول و جواهر و کار هُنری داشتیم چاپیدَند ، نِبیگ هایمان(کتاب هایمان) را نابود کردند ، جَنگاوران و دَلیران را سَر بُریدند ، اندیشمندان و دانشمندان را آتش زدند ، موبدان و هیربدان را پوست کَندَند ، خواهران و مادران و دخترانمان را دَریدَند ، پسرانمان را به بردگی گرفتند ، گویش و نوشتن به زبان مادریمان را بر ما ناشایا(ممنوع) کردند ، دانِش و بینِش را از ما رُبودند ، آنگاه که فرهنگ ایران را از پویایی بَراَنداختند و ایران را تُهی از خِرَد کردند توده(عوام) را اسیر پِندار(توهم) زَهرآگینِشان(مسمومشان) کردند و به بردگی گرفتند ، هنوز هم دست بردار نیستند و تا میتوانند به ایران با هر ابزار و روشی آسیب میزنند ، هر جا نامی از ایران میشنوند از دَرون و برون آتش میگیرند و به نابودی آن بَرمی خیزند ، ایز(حتی) به ویرانه های کاخها و ستون ها هم می تازَند(حمله میکنند) . چون از نام ایران می هَراسند و می لَرزَند .
    گویا این تازیان تنها و تنها ساخته و پرداخته شده اند برای نابودی ایران ، گروهی (قومی) که از نِگَرِ(نظر) رُشد هوشی در دوران سنگی(عصر حجر) گیر کرده اند بزرگترین و پیشروترین کشور باستان را ویران کردند ، هولناکترین آسیب را به پیشرفت هومَنان(بشریت) زدند و هزاران سال نه تنها ایران بلکه همه جهانیان را به پی(عقب) راندند .
    همهِ بینِش تازیان در برخورد با دیگران بر سه چیز اُستوار است یا همه باید به کیش آنها درآیند و بر پایه دستورهای آنان رفتار کنند یا گَزیه(جزیه ، پول زور ، باج) دهند که این گزیه در برگیرنده زن و ناموس هم میشود یا سرشان را می بُرند این است روش این اهریمنان و با این روش دِهشَتناک هزاران سال است به جان ایران افتاده اند چون بیشینهِ و بامِ(حداکثر و سقف) آرزو و خواسته این جانوران یک کاخ پر از جواهر و پر از زن میباشد و بَس . هر تَباهی و کُشتاری(جنایات و قتل عامی) که امروزه داعش بر مردم بیگُناه رَوا می دارد را هزاران سال است بر ایران و ایرانیان روا داشته اند و باز هم میدارند .
    تازیان نوکَرِ خواسته های جانورخویشان هستند و شگفت اینجاست شُماری هم نوکَرِ تازیان شده اند نِگون بَخت تر و بَرده تر از نوکَرِ تازیان در تول تاریک(طول تاریخ) پیدا نشده و نخواهد شد .

  11. امیرحسین

    بنده قصد ندارم به حکومت امویان بپردازم.. اما در مورد فتوحات خلفا و حمله اعراب به ایران باید یه سری نکات رو در نظر گرفت.. تاریخ طبری به صورت روایی است و در متن عربی هر گزارش سلسله راویانی داره که که افرادی که علم رجال و حدیث شناسی بلد هستن میتونن تشخیص بدن کدوم گزارش صحیح و کدوم ضعیفه..ابن اثیر و ابن کثیر هم روایات فتوحات رو از طبری گرفتن.. و جالبه یکی از راویانی که بسیاری از قضایای کشتار های وسیع اعراب رو نقل کرده شخصی است به نام سیف بن عمر.. که به دروغگو بودن معروفه و برای اینکه برای قبیله خودش افتخار جمع کنه دست به جعل و دروغ پردازی زده.. البته من فکر نمی‌کنم این مطالب در جاهای دیگه اگه گفته بشه هم خطر فیلتر داشته باشه چون که هستن گروه های زیادی که مسلمان شیعه هستن و حتی منتقد ایران باستان، اما میگن اعراب در ایران جنایت کردن.. همچنین از دیدگاه شیعیان حمله اعراب به ایران نامشروع بوده و خلاف سنت پیامبر

    • اشکان دهقان

      اولا فقط منبع طبری نیست بلکه منابعی مانند فتوح البلدان، اخبارالطوال، تاریخ بخارا و… هم هست. لطفا متن را بخوانید.

      درباره تاریخ طبری هم باید توجه داشت که فقط یک یا دو روایت نیست بلکه چندین و چند روایت از راویان گوناگون آمده و در برخورد خشن و جنایت آمیز اشتراک دارند.

      وقتی از راویان گوناگون نقل می شود و رفتار اینچنین فاتحان در منابع دیگر هم امده است نمی توان نادیده گرفت! اگر به همین راحتی از جنایات می‌گذرید بسیار تاسف بار و غیر انسانی است.

      اگر قرار است علم رجال باعث شود صرفا انچه با علایق و سلایق آخوندیسم همسان است را بپذیریم، برای ما پذیرفتنی نیست. همچنین بحث ما تاریخی است و نه بررسی احادیث!

      درباره ابن کثیر ابتدا باید گفت که در متن اصلا ابن کثیر نیامده!! درباره دیگر منابع مانند ابن اثیر و فارسنامه ابن بلخی هم باید گفت روایاتی در انها وجود دارد که در طبری نیست.

      نمی توان به همین راحتی همه روایات را نادیده گرفت وقتی تا این حد اشتراک وجود دارد!!

      اما مهم تر از همه تناقض رفتار و گفتار برخی از طیف ها می باشد! وقتی آنها به داستان پوریم می‌رسند اول منابع را به صورت دلخواه تحریف می کنند و بعد می‌گویند یهودیان خودشان گفتند باید پاسخ گو باشند!! اما وقتی به منابع اسلامی می رسند سخن از جنایات خلفا می شود، می‌گویند یکی آمده برای قبیله خودش افتخار جمع کنه دروغ پردازی کرده و به نوعی مدافع خلفا می شوند!!

      با این همه تناقض و برخورد سلیقه ای نمی دانم باید چه گفت!!

      • امیرحسین

        بنده توضیحاتم کلی بود و حتی اگر اعراب جنایت هم کرده باشن ایراد بر مکتب خلفا و پیروان سقیفه است و اهل بیت قطعن مخالف این رفتارها بودن و حمله رو شیعه قبول نداره و مشروع نمیدانه

      • کوروش بزرگ

        با جناب امیر حسین مخالف هستم!!!
        نه تنها این جنگ ها مورد تایید شیعه نیست، بلکه این فتوحات اسلامی هم نیست.

        خودشون میگن ما برای پیدا کردن آب و غذا آمدیم و برای اسلام نیامدیم

        شانس آوردیم امام علی (ع) چند تا نماینده از خودش فرستاد تا جلوی این وحشی ها گرفته بشه
        همین آتشگاه ها که میبینید ماندن برای همینه. یا میبینید خیلی ها از خوب بودن اعراب میگن از نمایندگان امام علی میگن.

        سپاهیان رو نباید یکدست دید! چون یکسری واقعا انسان های خوبی بودن. یکسری هم واقعا وحشی بودن که هیچی از اسلام نفهمیدن!!

        تشکر میکنم از نویسنده، چون تا اونجا که بنده نگاه کردم از واژه اعراب مسلمان استفاده نکردن و تقصیر رو روی گردن اسلام ننداختن

      • این از جهل و نادانی شما نسبت به منابع اسلامیه که چنین حرفی میزنید
        روایات کتبی مثل طبری بر اساس سلسله راویان است خوب وقتی در بین راویان دروغگو و جاعل وجود داره روایت مورد قبوله؟
        صد ها روایت همین الان میتوانم برایتان از همین کتب بیاورم که ضعیف السند هستند

        در ضمن از همین کتب به قدری میشود مطلب بر علیه شما جماعت کوروش پرست نژاد پرست بیان کرد که دهنتون بسته بشه

      • اشکان دهقان

        پس کل تاریخ طبری را باید بیندازیم دور چون از چند راوی که شما دوستشان ندارید استفاده کرده؟! همه جنایات را نادیده بگیریم؟! آیا این جهل و نادانی نیست؟

        لطفا بفرمایید کدامیک از این روایاتی که در متن امده ضعیف هستند؟! اگر طبری را کلا کنار بگذاریم، دیگر منابع چه؟!

        در ضمن اگر کوچک ترین آشنایی با تاریخ پژوهی داشتید می دانستید که تاریخ طبری منبع تاریخ اسلام است و برای ایران باستان منبع خوبی نیست.

        لابد چند سال دیگر هم می ایید و می گویید اصلا داعش جنایت نکرد!! خیلی هم لطیف و مهربان بودند!! همانطور که الان برخی آمدند و از طالبان حمایت می کنند!!

      • اولا کسی منکر کشتار و جنایات اعراب در فتوحات نیست اما در خیلی از این آمار غلو و بزرگ گویی شده کما اینکه دکتر زرینکوب هم بیان میکنند که مثلا اگر مثلا صد نفر را میکشتند میگفتند که هزار نفر را کشته ایم که برای خوده و قبیله اشان مثلا اعتبار جمع کنند

        دوما کسی تمام کتاب طبری را رد نمی کند بلکه طبری و امثالهم مثل بلاذری و… هم روایات صحیح دارند و هم ضعیف که باید بررسی بشوند

        سوما شما متن عربی طبری یا سلسله راویان مطالبی که نقل کرده اید را بفرمایید تا ضعف یا صحتش را نشان تان بدهم

        چهارما کسی در پی تطهیر داعش یا طالبان نیست جنایتکار جنایتکار است [ادعای بدون سند]

      • اشکان دهقان

        یکم: برای ادعایتان که روایت ها غلو شده باید سند و مدرک و استدلال بیان شود نه انکه صرفا نام شخصی مانند زرین کوب را ببرید که نوشته هایش با هم تناقض دارند!!

        دوم: نمی توان هر روایتی که با افکار ما همسان بود را بپدیریم انهایی که دوست نداریم را نپدیریم.

        سوم: این شما هستید که باید اینها را بگویید. در ضمن شما حتی انقدر با تاریخ طبری آشنا نیستید که بدانید همه روایات طبری هم سلسله راویان ندارند. شاید با کتاب های تفسیر و… اشتباه گرفتید. اساسا قرار نیست آن نسخه ای که اخوندیسم برای ما پیچیده است را قبول کنیم. روش ما بررسی منابع، اشتراکات و تطبیق است نه انکه به راویان بدون دلیل انگ بزنیم و از خودمان در بیاوریم که اغراق کرده اند

        چهارم: کار شما دقیقا تطهیر جنایات خلفاست. بدون دلیل و مدرک می گویید راویان اغراق کردند، ان بخش هایی از طبری که دوست ندارید را معتبر نمی دانید و در واقع دارید دست و پا می زنید که این نوشتار مستند را زیر سوال ببرید!

      • اولا طبری صراحتا در مقدمه کتابش مینویسد که هر آنچه نقل کرده بر بنای نقل راویان بوده:

        بيننده كتاب ما بداند كه بناى من در آنچه که آورده‏‌ام و گفته‌‏ام بر راويان بوده است نه حجت عقول ‏و استنباط نفوس، به جز اندكى، كه علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متأخران تواند رسيد، نه استدلال و نظر، و خبرهاى گذشتگان كه در كتاب ما هست و خواننده عجب داند يا شنونده نپذيرد و صحيح نداند، از من نيست، بلكه از ناقلان گرفته‌‏ام و همچنان ياد كرده‏‌ام.

        تاريخ الامم و الملوک (مشهور به تاريخ الطبری)، بیروت: روائع التراث العربى‏، 1968، ج1،ص 7-8 ؛ تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات اساطیر، 1375، ج1،ص 6.

        خب وقتی طبری خودش صراحتا چنین حرفی میزند و میگوید اولا همه مطالبش100%صحیح نیست دوما هر چه آورده از راویان بوده حالا شما کاسه داغتر از آش شدی و میگی نه بررسی راویان لازم نیست و فلان و بهمان

        دوما روایات طبری به طور عمده در قالب حدیثی عرضه شده و ابتدا سند را آورده و پس از آن متن خبر را نقل کرده به عنوان مثال:
        حدثنا محمد بن عبدالله بن عبدالحکم، قال حدثنا ایوب بن سوید، فقال له الولید… در مواردی نیز با تعبیر: حدثنی فلان آورده پس کسی طبری رو با کتب حدیث اشتباه نگرفته

        سوما غلو و بزرگ نمایی که در مورد حمله اعراب شده در سرتا سر کتبی مثل طبری وجود دارد نمونه:
        در جنگ ذات العیون در انبار، تیراندازان سپاه خالد توانستند چشم هزار تن از طرف مقابل را کور کنند.
        📖طبری،جلد5،ص14و24
        نکند سپاهیان خالد همه سلاح تک تیر انداز داشتند که اینقدر ماهر بوده اند؟؟

        نظر برخی پژوهشگران:
        دکتر زرینکوب:
        درباره ی اخبار فتوح تازیان در ایران مبالغه ها و خطاهای بسیار رفته است. روایات عرب از گزاف و خودستایی آکنده است چنانکه اخبار خدای نامه های ایرانی نیز از نفرت و بهانه تراشی خالی نیست
        تاریخ ایران بعد از اسلام، چ ۱۳۸۳، ص ۲۸۳

        اشپولر، شرق شناس آلمانی هم درباره ی صحت گزارشات مربوط به تعداد سپاهیان دو طرف می نویسد: شکی نیست که اینها همه جعلی و در اساس فقط حاصل نوعی سبک نگارش است…
        غیرقابل اطمینان بودن این ارقام همچنین از آنجا مشخص می شود که هریک از گروه های سپاه تقریباً همواره با اعداد سرراست و فقط به ندرت مثلا ۱۸ هزار جنگنده یا ۲۵۵ هزار کشته ارائه شده است…
        همچنین اظهاراتی مبنی بر اینکه در آن دوران شمارش افراد سپاه صورت می گرفته است، نمی تواند به عنوان دلیل قطعی صحت ارقام ارائه گردد.
        تاریخ ایران در قرون نخست اسلامی، ترجمه ی مریم میراحمدی، ج ۲، ص ۳۶۵

        چهارما بخش اعظمی از روایات فتوحات طبری از سیف بن عمر تمیمی نقل شده که به عنوان مثال در روایت بالا هم سیف جزء راویان است
        حال همین سیف علمای رجال او اینگونه معرفی کرده اند :
        قال یحیى بن معین: ضعیف الحدیث، فلس خیر منه

        و قال أبو حاتم: متروک الحدیث، ضعیف، منکر الحدیث

        و قال أبو داود: لیس بشىء

        و قال النسائى و الدارقطنى: ضعیف

        و قال الدارقطنى: متروک

        و قال الحاکم: اتهم بالزندقة، و هو فى الروایة ساقط

        و قال ابن السکن: ضعیف

        بسه یا بازم بگم؟

        دکتر زرینکوب:
        درین روایات که طبری از سیف آورده است اغتشاش بسیار هست. از جمله در ارقام و اعدادی که سیف راجع به تعداد سپاه طرفین و عده کشتگان یا اسیران می دهد، مبالغه ی بسیار شده است

        علامه سیدمرتضی عسکری :
        سیف برای نشان دادن قدرت ابتکار نبرد، شجاعت و دلیری، کاردانی و رزمندگی قهرمانان افسانه ای تمیمی اش، ارقام و اعدادی را از کشته های دشمن به دست می دهد که دهشت آور است به خصوص وقتی که دم از هزاران هزار کشته می زند و یا آسیاب ها را برای سه شبانه روز از خون دشمن و تنها در یک نبرد به گردش در می آورد! در حالی که تمام صفحات آن ناحیه که جنگ در آن واقع شده، در آن روزگار به روی هم آن مقدار جاندار وجود نداشته تا چه رسد به انسان تا کشته شوند و یا به اسارت گرفته شده باشند

        پنچما شما که از جنایات اعراب مینویسی بهتره از جنایات ساسانیان بر علیه اعراب قبل از فتوحات یا قتل و عام مزدکیان و مسیحیان هم بنویسید

        ششما شما جماعت باستان پرست که نژاد پرستی از کلام تان مشخص است اینجا وقتی کوچک ترین چیزی درباره کوروش یا خسرو انوشیروان گفتم پیامم را سانسور و حذف کردید جالبه اینجا هر کی هر چی در مورد اسلام میخواد میگه و هیچ خطه قرمزی هم وجود نداره اما به کوروش که میرسه میشه حذف و سانسور

        این دوگانگی و تناقض و اینکه به هر کسی که مخالفتان بود انگ ایران ستیزی و.. بزنید رو حل کنید

      • نمی دانم این موارد که می گویید چه ربطی به بحث دارد. در واقع این موارد صرفا حاشیه ای هستند و گویا شما قصد جوسازی دارید.

        اگر منظور شما این است که اصلا به طبری استناد نکنیم خب قابل قبول نیست. اگر منظور این است که مواردی که در متن آمده از راویان ضعیف نقل شده است خب باید سند و مدرک بیاورید. بفرمایید کدام روایت از راوی ضعیف نقل شده تا بررسی کنیم.

      • اشکان دهقان

        بخشی که شما آوردید دلیل آن نیست که طبری همه راویان را ذکر کرده باشد. منظور آن است که شنیده هایش را گرداوری کرده است.

        روایات فراوانی است که راویان آن یا نقل نشده یا صرفا ابتدای بحث به یک راوی اشاره شده که نمیدانیم ادامه هم از ان آورده شده یا خیر؟! اینها از چالش های تاریخ طبری است. برای مثال توقع نداشته باشید طبری برای تک تک روایات کیانیان راوی ذکر کرده باشد. همینطور درباره وقایع صدر اسلام…

        همانطور که آقای خالقیان گفتند اگر راویان مطالبی که در این نوشته امده اند ضعیف هستند بفرمایید تا ما بررسی کنیم. کدام روایت را نادرست می دانید و دلیل شما چیست؟! بدون دلیل که نمی توان حرف زد!

        بارها پیش آمده مخاطبان نقد کردند و ما هم متن را اصلاح کرده ایم. ولی شما صرفا لفاظی می کنید. بدون بررسی دقیق و تاریخ پژوهانه

        انچه در این متن مهم است اشتراک بخش های مختلف طبری و همچنین منابع قابل توجه دیگر درباره جنایات است.

        در ضمن اگر یک قبیله یا یک طایفه افتخار را در کشتار و تجاوز می داند قطعا جنگجویان آن قبیله در میدان جنگ هم تا می توانستند کشتار می کردند. بنابراین استدلال شما درباره اغراق ها نه تنها چیزی از جنایات سپاهیان کم نمی کند بلکه اتفاقا دلیل محکم دیگری است که جنگجویان از قبیله هایی بودند که کشتار و جنایت را امتیاز می دانستند و به همین جهت اتفاقا همراستا با نوشته های همین نوشتار است

      • محدثه علیرضا خانی

        جواب به مورچه یا ant ببخشین دوستان دخالت میکنما ولی باید جواب اینو بدم
        باید بگم که امثال ant هیچ چیز جدیدی واسه گفتن نداره و چندتا چیز تکراری رو بلغور میکنن فقط داره زور میزنه که دو چیزو بگه یکی اینکه باید متن عربی رو بیاریم و رجال به نفع خودشون ترجمه کنن و تحریف شدشو تحویل ما بدن دومی هم اینکه داره میگه ما نمیتونیم متن تاریخ رو بفهمیم و باید یه رجال یا مرجع تقلیدی واسمون بخونه و تفسیر تحریفی کنه نه ترجمه مستقیم ما هم تقلید کنیم شک هم کنیم کافریم همه زور زدناش واسه عربی خوندن و تفسیر و این چیزا واسه رد گم کنیه
        طبری داره خوب کاری میکنه که از راویان نقل میکنه خوب اصولش هم همینه که هرکی نزدیکتر به حادثه بوده حرفش معتبرتره این دیگه به عهده طبریه که کدوم روایاتو متعتبرتر میدونسته تو کتابش گزاشته یا باید کل کتاب طبری رو قبول کنی یا کلشو رد کنی نمبشه که دلبخواهی گلچین کنی علاوه بر این طبری بیچاره ایرانی بوده از ترش کشته شدن یا نابودی کتابش اول اون جمله رو گفته تا خودشو تبرعه کنه همون کاری که زرینکوب کرد و اومد به سود شماها از ترس مقتول شدنش بعدا کتاب نوشت
        در اول طبری علنن میگه روایاتش از روی نفوس ماورالطبیعه نیست و مال مادیاته چی از این بهتر روایات کسایی که اتفاقو دیدن یا از نزدیک شنیذن بهتره یا روایتی که از زبان یک رجال تو حالت خلسه حجت نفسانی گفته شده؟! خودتون قضاوت کنین
        غلو و بزرگنمایی عربا شاید برخی جاها یکم زیادی یوده باشه که نشون دهنده وحشی بودنشونه و تشنه خون بودنشونه ولی صد در صد همه جا اینطوری نیست و بیشتر جاها با توجه به روایات دیگه واقعیه درضمن چه چشم هزار نفرو در بیاری چه چشم ده نفرو جنایت رو توجیه نمیکنه اصلا یک چشم دراوردن هم جنایته اینم بگم که آره چشم هزارتا سهله عربا میتونستن چشم صد هزارتا اسیر رو به راحتی در آرن مثل نسلشون داعش ،نیازی هم به تک تیر انداز نبوده
        میگی طبری حدیثی آورده خوب جوابتو قبلا گرفتی و نفهمیدی از بس عربی !!! حرف اینکه که تو روایت هرچی نقل قول نزدیکتر به حادثه باشه یا با دیگر روایات مشترک باشه معتبر تره نه اینکه فلان روایت از حدیث مثلا کافر بوده نامعتبره شاید کافر حرف درستو زده اصلا شاید بنده خدا راست گفته و رجال اون زمان بهش تهمت کفر زدن خلاصه بگم که تو تاریخ پژوهی مدرن ملاک اشتراک منابع و نزدیکی به حادثه مهمه روش رجالی تو دیگه پوسیده و اعتبار نداره که هرجا کم آوردین یه تفسیر و توجیه کنارش بچسبونین و در برین
        حدیث طبری منظور نقل قوله از چند تا نقل قوله دیگه که از هم دیگه شنیدن مثلا گفته نقل است و همین نقلو از نقل دیگه نقل میکنه ، بحث اینه ما ترجمه مستقیم رو میخوایم و تو داری میگی نیاز به طهارت نقلها هست بگو چجوری مثلا روایات صحیح رو از غلط تشخیص میدین نکنه با سیر و سلوک نفسانی و حالت خلسه ؟؟؟ یا تهمت رجالهای قدیمی ؟؟؟ ما میگیم تفصیر نکن میگه تفاوت حدیث و زوایت رو میدونم خوب اگه میدونی خوب قبول کن روایت تاریخی نیاز به گلچین رجالی نداره !!!
        اشپوار کیه؟؟ مگه منبعه ؟ منم میتونم هزارتا خارجکی اسم بیارم که شما ها رو کلا رد میکنن درضمن اون زمان تو اون هرج و مرج مثلا میخواستی اداره سرشماری بیاد دقیقا تعداد به قتل رسیده ها رو مشخص کنه ؟؟؟ جمع کن بابا !!
        باز اومد!!! نقل سیف مثلا بر پایه عولمای رررجال ضعیفه همین علما بر چه سندی خودشون ضعیف نیستن و قوی هستن !؟؟ اصلا سیف و ول کن با هزارتا روایت جنایت و منابع دیگه میخوای چی کار کنی؟؟؟ من مثلا میگم و قال ابوالمورچه الضعیف السند تو ثابت کن من قوی نیستم اصلا دوباره رفتی پیش مراجع تقلید که؟؟ باز هم نفهمیدی که ؟؟؟
        بدبخت مثلا داری ساسانیان رو نقد میکنی اینو بدون دوره ساسانیان چه اندازه آزادی بوده که مکتبایی مثل مزدکی و مانوی ها اجازه تبلیغات داشتن اصلاذآزادی اندیشه بوده که اینا شکل گرفتن اینم بدون مسیحیا اول از ظلم رومی ها به ایران پناه می آوردن و ببین ما تا چه اندازه انسان بودیم به اونها پناه میدادیم مگه شما ها یه یهودی یا مسیحی رو پناه میدین؟؟بعدا که رومیا مسیحی شدن برای پاسداری کشور با مسیحی ها برخورد میشده مثل مانوی ها که داشتن خطری واسه ایران میشدن اینم بگم که مثلا مسلمانی ؟؟ نادون اگه مسلمان بودی که علیه خودت حرف زدی چون مزدکی ها رسم به اشتراک گذاری زن ها رو داشتن که خیلی بده و خلاف شرعه ! ببین بعد حمله عربا تا چه اندازه رعب و وحشت بوده هیچ مکتبی مثل مانویان یا مزدکی ها نتونسته بوجود بیاد چرا باید دفاع از وطن در مقابل رومی های مسیحی یا اغتشاش گرایی مثل مزدکی ها جنایت محسوب بشه ولی حمله عربا نه ؟؟؟ ساسانیان چه ظلمی به عربا کردن ؟؟؟ مگه این نبود که تو وطنمون پناهتون دادیم و بعد جنگ با رومیا به ما خیانت کردین هان ؟؟؟

    • کم مونده بگی اعراب با گل و شیرینی و استقبال مردم ایران را فتح کردند😂
      .
      .
      .
      کمی منطقی باشید و به دقت متن را مطالعه کنید آنچه عیان است چه حاجت به بیان است…

    • در پاسخ به امیر حسین و ANT:
      لطفا ماله نکشید. اگر به چشم جنایات عمر و عثمان رو ندیده باشیم. جنایات طالبان و داعش و.. رو دیدیم!! دیگه با اینکه این اراجیف که راوی طبری رو قبول نداریم جنایات داعش و طالبان رو نمیشه ماله کشید.
      همین چند روز خبرش رو خوندم که طالبان دختر یه بنده خدایی رو توی افغانسان به زور به نکاح خود در آوردن و بهش تجاوز جنسی گروهی کردن!!

  12. کوروش بزرگ

    متاسفانه راه خلفا این بود، جنگ برای آب و غذا. اگر این ها حمله نمیکردن اسلام زود تر گسترش پیدا میکرد
    نام این فتوحات رو نمیشه اسلامی گذاشت. این فتوحات غیر اسلامی بود.

    در بین این ها امام علی فقط به ایرانی ها محبت کرد

    • امیرحسین

      سلام بر شما.. شما دقیقن با کدوم قسمت حرف من مخالفین؟؟ چون تا اونجا که پیام شما رو خوندم با هم اختلاف نظری نداریم چون منم این حمله رو بر خلاف سنت پیامبر میدونم و هر دو داریم میگیم شیعه مخالف این حمله بوده..

      • شما گفتید شیعه مخالف بوده، من هم سخنان شما رو کامل کردم و گفتم شیعه و سنی نداره کل اسلام با این فتوحات مشکل داره و به بهانه اون مطالبی رو نوشتم

    • امیرحسین

      نه دوست عزیز.. بر خلاف ما، اهل سنت مدافع این حمله هستن…اگه بخوان بگن خوب نبوده و.. بر خلیفه دوم ایراد گرفتن.. اونا اتفاقن میگن عمر بن خطاب ایران رو مسلمان کرد و افتخار میکنن به این حمله.. همین الان اگه باهاشون بحث کنی میگن اگر عمر بن خطاب، ایران رو فتح نمی‌کرد شما هنوز با خواهر و مادر خود ازدواج میکردین.. اونا کاملن قبول دارن.. ما شیعیان هستیم که میگم حمله نامشروع بوده

      • سلام، اصل بى طرفی نسبى در قضاوت تاريخى بأيد رعايت شود. عمر هنكام جنك ها در مدينه بود، بسيارى شهرها دادن جزيه كه كمتر از ماليات به ساسانيان بود ،قبول كردند. و لى برخي مدتى بعد شورش كردند. حتى در قرن ٢١ با شورش ها برخورد مى شود، ولى متاسفانه برخي برخوردها بى رحمانه و غير انسانى بودند و رفتار أمثال قتيبه ضد اسلام بود. رفتار شابور دوم ساسانى هم با مسيحيين إيران با آنكه شورشي نكرده بودند و نيز با اعراب بحرين بى رحمانه بود.

      • ایرانمهر

        با چه سندی می گویید دادن جزیه کمتر از مالیات ساسانیان بود؟!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا