به توپ بستن مجلس شورای ملی

به توپ بستن مجلس شورای ملی : تاریخ ۲۰ ساله مشروطه ایران را به راستی باید آغاز فصلی جدید در تاریخ ایران دانست، فصلی که با تغییرات و تحولات ناگهانی همراه بود ، این تغییرات در نهایت به ایجاد صف بندی های سیاسی و اجتماعی شد که بسیاری از گروه های مردمی را به دو پاره تقسیم میکرد. دسته نخست مشروطه خواهان بودند کسانی عمدتا تحصیل کرده در غرب و آشنا با مفاهیم مدرنی چون «سکولاریسم» و «دموکراسی» این ها را بایستی اولین ایرانی هایی دانست که به این نتیجه رسیده بودند که مدیریت کشور را نبایستی فقط شاه در دست داشته باشد و مردم نیز باید در تصمیم گیری ها دخیل شوند.

گروه دوم طرفداران سلطنت بودند که به رهبری شاه به دنبال حفظ حاکمیت قدیمی و سلطه بی چون و چرای شاهان بر جان و مال مردم بودند، شماری از روحانیون پر نفوذ مانند شیخ فضل الله نوری پیرو این دسته بودند و معتقد بودند سلطنت باید مشروعه باشد نه مشروطه. کشمکش میان مشروطه خواهان و سلطنت طلبان در دوران قاجار نهایتا از روز به توپ بستن مجلس به خون کشیده میشود . شایسته است بیشتر در مورد این روز تاریخ ساز بدانیم:

به توپ بستن مجلس شورای ملی | نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی: ۱۰ تیر ۱۳۹۸ |


«آغاز عصر استبداد صغیر »

به توپ بستن مجلس شورای ملی

به توپ بستن مجلس شورای ملی

وارث تاج پادشاهی قاجارها پس از مظفرالدین شاه از همان ابتدای تاج گذاری بنا را بر ضدیت با مشروطه گذاشته بود وی حتی در اقدامی توهین آمیز در هنگام مراسم تاج گذاری از نمایندگان مجلس مشروطه دعوت به عمل نیاورد! گام بعدی محمد علی شاه تلاش برای مخدوش نمودن فرمان مشروطیتی بود که به دست پدرش در سال های پایانی عمر امضا شده بود، اما چون نتوانست با تهدید  و تشویق پزشک سلطنتی را راضی به ارائه گواهی عدم صلاحیت ذهنی مظفر الدین شاه بکند به ناچار در یک سال و چند ماه ابتدایی سلطنت مشروطه خواهان را به نوعی تحمل مینمود.

کشمکش محمد علی شاه با مشروطه خواهان از آنجا به اوج خود رسید که در دوران همکاری وی با مشروطیت توسط عده ای مورد سوءقصد قرار می‌گیرد و این حادثه بر تیرگی روابط محمد علی شاه با مجلس می افزاید تا آنجا که آن را به این فکر وا میدارد که با صاحب منصبان روسی برای تدارک کودتا گفت و گو می‌کند سرانجام در ۲۳ جمادی‌الاول ( ٢ تیر ۱۲۸٧) نقشه کودتا به مرحله اجرایی میرسد و مجلس توسط قزاق ها به توپ بسته می‌شود.

۲۴ ساعت پیش از بمباران مجلس!

دو شنبه اول تیرماه، آخرین روز مشروطه و مجلس بود، شاه تلگراف زیر را برای فرمانروایان شهرها فرستاد:

 «این مجلس برخلاف مشروطیت است. هر کس منبعد از فرمایشات ما تجاوز کند مورد تنبیه و سیاست سخت خواهد بود

سرانجام چشم های آزادی خواهان به روی واقعیت تلخ باز شده بود و در روزهای آخر به بسیج نیروهای مجاهدین پرداخته بودند. [۱]

ناظم الاسلام کرمانی نویسنده کتاب تاریخ بیداری ایرانیان آن روز را چنین به یاد می آورد :

طرف صبح برادرم شمس الحکماء وکیل مجلس حرکت کرد که برود به طرف مجلس گفتم : شب گذشته درباریها خیال شبیخون به مدرسه سپهسالار را داشتند قدری تامل کن تا خبر برسدا جواب داد تکلیف ما و کلاه مجلس این ایام بودن در مجلس است وانگهی استخاره کردم رفتن خوب است و روانه شده به فاصله نیم ساعت جناب مجدالاسلام مدیر روزنامه ندای وطن، وارد بر بنده نگارنده شد بسیار متفرق الحواس با جشم گریان و دل بریان رنگ از رویش رفته و خون در بدنش جوش آمده است پس از ملاقات گریه او را دست داد که وای ملت وای ملت، از مطلب مستفسر شدم جواب داد: شب گذشته قزاق و توپ و سرباز اطراف مجلس و مدرسه را گرفته نه می گذارند کسی وارد بر مجلسیان شود و نه کسی از مدرسه خارج شود چند نفری را هم گرفته اند.[۲‌]

از آن طرف، جمعی از آزادیخواهان نیز به حمایت مجلس و نمایندگان آماده مقاومت شده بودند .ولی سید بهبهانی و طباطبائی که در این هنگام در مجلس بودند به مجاهدین سپرده بودند که پیشدستی در تیراندازی نکنند و مخصوصا سفارش کرده بودند که در صورت بروز حادثه ، از تیر اندازی به طرف صاحب۔ منصبان روسی خود داری نمایند . در این موقع آقا سید جمال الدین افجه ای ، در حالی که سوار الاغی شده بود، از خانه خود در پامنار بیرون آمده و با جمعی از مردم که اطراف او را احاطه کرده بودند به سوی مجلس رهسپار گردید و از کوچه مسجدسراج الملک وارد سرتخت بربریها شد و از آن جا به خیابان اکباتان) در آمده سپس به جلوخانه ظل السلطان سلطان مسعود میرزا رسیدند.

صاحب منصبان روسی خواستند آن ها را بر گردانند. چون گوش ندادند دهانه توپی را به سوی آنان بر گرداندند و شلیک کردند . گرچه این شلیک هوائی و بدون گلوله بود، معهذا باعث رم کردن الاغ افجه ای شد و افجه ای به زمین افتاد و غوغا برپا شد. در این میان، یک صاحب منصب روسی تپانچه خود را در آورده تیری به هوا شلیک کرد و متعاقب آن قزاقها شلیک کردند و مجاهدین نیز جواب دادند و به این ترتیب جنگ شروع شد. [۳]

ناظم الاسلام کرمانی نویسنده کتاب تاریخ بیداری ایران در مورد این واقع چنین مینویسد:

انجمن آذربایجان که رسیدند سوارهای قزاق اطراف درشکه(افجه ای) را گرفته و مانع از عبور آن شده اند اجزاء انجمن آذربایجان به یاری جناب آقا آمده بودند، جنگ بین آنها و قزاق در گرفت و چند تیر به طرف ملت خالی شد که یک دفعه بک نارنجک انداخته میشود چند نفر قزان و چند اسب کشته شده است قزاق ها رو به فرار می گذارد . اگر این مطلب صدق باشد و کار ملت گذشت ، مفسدین کار خود را کردند . [۴]

در آغاز کار، موفقیت نصیب آزادیخواهان و مجاهدین شد و قزاق ها را عقب راندند. ولی لیاخوف که در این موقع رسیده بود، دستور داد تا فورا توپ‌های دیگری از باغ شاه به جلوی مجلس بیاورند و فرمان داد که همه توپه ها از چپ و راست، مراکز حمله و دفاع مجاهدین را گلوله باران نمایند .[۵]

مورگان شوستر (مستشار آمریکایی در استخدام مشروطه خواهان) در کتاب خاطرت خود درباره این واقع چنین توضیح می‌دهد:

یکساعت بعد کلنل لیاخوف با شش نفر صاحب منصب روسی دیگر وارد شد، افواج وشش توپ موجوده را بنوعی تقسیم کرد که سرکوب به آن محل باشد. بعد از آن کلنل مزبور سوار بر اسب شده و از آنجا رفت . افواج و توپخانه که تحت فرماندهی باقی افسران روسی بود فورا بعمارت مجلس شلیک نموده و در شلیک اول عده ای از داوطلبان ملی که در آنجا حاضر بودند کشته شدند.[۶]

«مامونتوف»، خبرنگار روسی که شاهد عینی به توپ بستن مجلس شورای ملی بوده است می نویسد:

باید اعتراف کنم که هیچ وقت تصور نمی کردیم ایرانی بتواند تا این درجه ابراز رشادت کند که چند نفری در مدت کوتاه این جنگ از خود نشان دادند. یکی از زخم داران که سه گلوله در سینه و دو تا به دست چپش خورده بود، دوباره به صف برگشت. و دیگران در زیر باران گلوله، یا فشنگ می آوردند یا به کمک رفقایشان که کشته یا زخمی شده بودند می رفتند.» [۷]

پس از چهار ساعت یعنی نیم ساعت به ظهر بود که سنگر انجمن آذربایجان نیز که تا آن ساعت مردانه دفاع می کرد خاموش شد. ولی هنوز توپ ها می غریدند و قزاق ها دست از شلیک نکشیده بودند. بالاخره پس از مدتی، وقتی اطمینان حاصل کردند که دیگر دفاعی نمی شود، دسته های قزاق و سربازهای سیلاخوری به عمارت بهارستان در آمدند و آنچه بود و نبود تاراج کردند و حوضخانه زیبای بهارستان را آخور اسبان خود ساختند و خانه ظل السلطان و خانه خواهرش بانوی عظمی (خانه وزیر اکرم) را غارت کردند .

به طوری که ناظرین این صحنه هولناک نوشته اند، در این پیکار با اینکه بالاخره فتح نصیب قزاقها شد شماره کشتگان و زخمیهای آن ها بیش از آزادی خواهان بود. و اما سید عبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبائی و سایر وکلای ملت که آن روز در مجلس گرد آمده بودند پس از آنکه کار سخت شد از دیوار بهارستان گذشته به پارک امین الدوله رفتند و در همان جا بود که جیما گرفتار قزاقها و اشرار شدند وحاج میرزا ابراهیم آقا نماینده آذربایجان کشته شد. [۸]

کلنل لیاخوف روسی / به توپ بستن مجلس شورای ملی

کلنل لیاخوف روسی

غارت خانه های مشروطه خواهان

پس از شکست مجاهدین قزاق ها به غارت خانه هایی پرداختند که مشروطه خواهان از آنجا تیر اندازی می‌کردند یحیی دولت آبادی این واقعه را چنین روایت می‌کند:

قشون دولت بعدازخرابی خانه میرزاصالح خان توپ رابه خانه ظل السلطان بسته مقداری از جلوخان خانه او را خراب کرده میریزند که خانه را غارت کنند غلام ظل السلطان از بالای عمارت به دفاع میپردازد اما بالاخره مغلوب شده غارتگران به یغما میپردازند در این وقت صدای تفنگی از اطراف آرام شده تنها صدای توپ بلند است که تا سه ساعت بغروب مانده پی در پی به انجمنهای خالی شده و سنگرهای نیمه خراب بی مجاهد توپ میزدند  تا شب .

سالار جولانگاه تعدی غارتگران گشته همسرم پست فطرت اسباب نفیس قیمتی را از خانه ظل السلطان و خانه میرزا صالح خان و خانهای اطراف واز عمارت مجلس وعمارتهای بهارستان که پر است از ذخیره های گرانبهای عهد میرزاحسینخان سپهسالار همه را به یغما میبرند و ای کاش به بردن اسباب قناعت میکردند درها و پنجره های گران قیمت را از جای کنده میبرند سنگهای هزاره هاراکنده چوبهای سقف را در میآورند آینه های بزرگی را از دیوار ها جدا میکنند و هر کدام بزرگی است باسنگ آنرا شکسته تکه هایش را میبرند در عمارت بهارستان قریب سی عددجار بلور بیست کاسه و کمتر وزیادتر و چهل چراغهای قیمتی است همه را برده و هر چه بردنی نیست آنها را خورد میکنند قالیهای بزرگ سنگین وزن و سنگین قیمت را قطعه قطعه کرده تقسیم مینمایند و این عمل با فرش بهارستان در تاریخ تکرار میشود.

تمام این غارتها بدست قزاق وسربازهای سیلاخوری و کمی از اشرار و مردم بی سروپای شهری شده یکنفر از ملتیان در میان آنهادیده نمیشود هنگام جنگ از هیچ گوشه شهر کسی بحمایت مجاهدین نمی آید و هیچ جنبش از هیچ کجا نمیشود.[۹]

مامنتوف خبرنگار روسی چنین گزارش می‌کند:

خانه هایی که نگهداران مجلس از آنها تیر انداخته بودند پرده غم انگیزی را نشان میداد پاره دیوارها افتاده و پاره ای شکاف برداشته بود، یک شیشه در پنجره ها دیده نمی شد. درها از جا کنده شده پشت بام ها از تکه های گلوله های سوزان و افشان سوراخ سوراخ شده بود. به ویژه خانه های ظل السلطان که پس از دستبرد سربازان بیش از همه جا ویرانی یافت نه تنها همه کاچال آن را بردند، بلکه تا چارچوب ها و درها و پنجره ها و تخته های کف اتاق ها و سقفها را کندند و بردند. رفتار قزاقان بسیار نیکو می بود. هنگامی که سربازان پاره پاره شاهی که دیر به جنگ گاه رسیده سرگرم تاراج می بودند، اینان در جنگ مردانه ایستادگی نموده، با سرفرازی فیروزمندی در این جنگ سخت و ناگهان بود که به خانه های خود رفتند. [۱۰]

مورگان شوستر آمریکایی آن روز را چنین روایت می‌کند:

بسیاری از شخصیت های(ملی) معروف گرفتار ( شدند ) و ایشان را یا حبس و یا خفه نمودند و بعضی دیگر که دولتیان در صدد دستگیر نمودن آنها بودند ، فرار کردند . کلنل لیاخف و تا بینهایش تا چند روز خانه های اشخاصی را که منفور شاه بودند ، بمبارد و غارت میکردند . دفاتر مجلس را هم ضایع کردند.‌‌[۱۱]

در مورد جنبش مشروطه و محمد علی شاه قاجار بیشتر بخوانید:

تاجگذاری محمدعلی شاه قاجار

تدارک نظامنامه و تشکیل مجلس اول مشروطیت

– بختیار، سامان (۱۰ تیر ۱۳۹۸). «به توپ بستن مجلس شورای ملی». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=20172

پانویس

۱ .مروری در انقلاب مشروطیت ایران،نوشته:ایرج پزشک زاد،انتشارات البرز(۱۳۸۵)صفحه ١٣٧

۲٫ تاریخ بیداری ایرانیان نوشته ناظم الاسلام کرمانی،جلد دوم، چاپ پنجم به اهتمام سعیدی سیرجانی نشر پیکان(۱۳۷۷) صفحه ۱۵۶

۳٫ دولت های ایران از آغاز مشروطیت تا اولتیماتوم نوشته دکتر عبدالحسین نوائی،انشارات بابک(۱۳۵۵) صص ۶۶-۶۷-۶۸-۶۹

۴٫ تاریخ بیداری ایرانیان نوشته ناظم الاسلام کرمانی،جلد دوم، چاپ پنجم به اهتمام سعیدی سیرجانی نشر پیکان(۱۳۷۷) صفحه ۱۵۶

۵٫ دولت های ایران از آغاز مشروطیت تا اولتیماتوم نوشته دکتر عبدالحسین نوائی،انشارات بابک(۱۳۵۵) صص ۶۶-۶۷-۶۸-۶۹

۶٫ اختناق ایران، نوشته:مورگان شوستر، ترجمه:ابوالحسن موسوی شوشتری،انتشارات صفی علیشاه(١٣۶٢)صفحه ۴٠

۷٫ مروری در انقلاب مشروطیت ایران،نوشته:ایرج پزشک زاد،انتشارات البرز(۱۳۸۵)صفحه ١٣٨

۸٫ دولت های ایران از آغاز مشروطیت تا اولتیماتوم نوشته دکتر عبدالحسین نوائی،انشارات بابک(۱۳۵۵) صص ۶۶-۶۷-۶۸-۶۹

۹٫ حیات یحیی(خاطرات یحیی دولت آبادی)،نوشته:یحیی دولت آبادی،انتشارات عطار-فردوسی(١٣۶٢)صص ٣٣٠-٣٣١

۱۰٫ تاریخ مشروطه ایران،نوشته:احمد کسروی،انتشارات کوشش(١٣٨٨) صفحه ۵٩۵-۵٩۶

۱۱٫ اختناق ایران، نوشته:مورگان شوستر، ترجمه:ابوالحسن موسوی شوشتری،انتشارات صفی علیشاه(١٣۶٢)صفحه ۴٠

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK



برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136
خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال خردگان در تلگرام

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
رفتن به بالا