Escort pornmaxi.com pornblu.com

sakarya escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Sakarya Escort Bayan Kayseri Escort Webmaster Forum
ankara escort bayan ankara escort bayan ankara escort
escort ankara escort çankaya escort kızılay escort antalya escort escort bayan
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
خانه » ایران باستان » آیا کوروش مردم اوپیس را قتل عام کرد؟!

آیا کوروش مردم اوپیس را قتل عام کرد؟!

در متن بابلی اصلا «مردم اوپیس» نیامده بلکه از «اکد» (سپاه بابل) سخن به میان می‌آید. در متن تاکید شده است که جنگ بر [کرانه] دجله در حال انجام بوده است. یعنی کوروش هنوز وارد شهر نشده بود و طبیعتا تا زمانی که هنوز سپاهیان بیرون شهر مشغول جنگ هستند، نمی‌توان گفت که شهر فتح شده است و مردم قتل عام شدند! با توجه به پژوهش‌های جدید از آنجایی که در این بخش از مردان اکد در اوپیس سخن به میان آمده است، چیزی راجع به قتل عام مردم در این متن وجود ندارد و در واقع به شکست سربازان دشمن توسط کوروش بزرگ اشاره دارد. پژوهش‌های قابل تامل دیگری هم وجود دارند که این بخش را مرتبط با شورش همزمان با نبرد اوپیس در بابل و سرکوب آن توسط نبونئید یا زیردستانش می‌دانند. هرچند برداشت‌ها و نظریاتی بر اساس ترجمه‌های قدیمی وجود دارند که از کشتار مردم اوپیش توسط کوروش می‌گویند. ولی باید پذیرفت که این برداشت‌ها، اشکالات آشکاری دارند. واقعیت آنکه برداشت‌های قدیمی با اسناد و منابع باستانی چه منابع یونانی و چه کتیبه‌های دیگر همخوانی ندارند. قتل عام مردم اوپیس حتی در یک منبع یونانی نیامده است و می‌توان گفت با محتوای کتیبه‌های دیگر تناقض دارند…

فهرست

– اوپیس در منابع

– نگاهی به متن بابلی بخش مربوط به نبرد اوپیس

…. – پرسش‌هایی درباره متن: واژه‌های «اَکَد» و  «نیشو» به چه معنا هستند؟

– ترجمه قدیمی

…. – برداشت‌های دلخواه و اضافات به ترجمه قدیمی

– نگاهی به اشکالات و تناقضات ترجمه‌ها و برداشت‌های قدیمی

…. – ترجمه‌ها و برداشت‌های قدیمی با اسناد و منابع دیگر همخوانی ندارند

…. – آیا در منابع دیگر سخنی از کشتار مردم اوپیس توسط کوروش شده است؟!

– کوروش یا نبونئید؟ (بررسی ترجمه‌های اوپنهایم و ارفعی)

– مردم یا سربازان؟ (بررسی ترجمه‌های لمبرت و رزمجو)

– سخن پایانی

| نويسنده‌ها: مجید خالقیان، کوروش شهرکی | واپسين به روزرسانی: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ |


بررسی پندار نادرست قتل عام مردم در اوپیس.

کوروش و اوپیس

نويسنده سرپرست: مجید خالقیان (دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران)

یکی از اسناد بسیار مهم و ارزشمند درباره کوروش بزرگ، رویدادنامه نبونئید می‌باشد. این رویدادنامه که توسط رویدادنگاران بابلی تهیه شده، با توجه به آنکه هم عصر با کوروش بزرگ نگارش یافته است، مورد استناد پژوهشگران قرار می‌گیرد. از آنجا که این سند بر اساس سال‌های پادشاهی «نبونئید» (پادشاه بابل) تنظیم شده، به «رویدادنامه نبونئید» مشهور شده است.

چندی است که در گفته‌ها و نوشته‌های کوروش‌ستیزان می‌بینیم که به یکی از بخش‌های این رویدادنامه استناد می‌شود و اینچنین نتیجه می‌گیرند که کوروش بزرگ مردم اوپیس را قتل عام کرد!! در صورتی که در متن اصلا «مردم اوپیس» نیامده بلکه از مردم یا افراد «اکد» سخن به میان می‌آید. این گفته ریشه در ترجمه‌ها و برداشت‌های قدیمی از رویدادنامه نبونئید دارد که دارای اشکالات زیادی است که در ادامه به آنها می پردازیم.

با توجه به پژوهش‌های ارزنده پرفسور لمبرت و دکتر رزمجو از آنجایی که در این بخش از مردان اکد در اوپیس سخن به میان آمده است، چیزی راجع به قتل عام مردم در این رویدادنامه وجود ندارد و در واقع به شکست سربازان دشمن اشاره دارد.

پژوهش‌های قابل تامل دیگری هم وجود دارند که این بخش را مرتبط با شورش همزمان با نبرد اوپیس در شهر اکد (پایتخت کشور بابل) و سرکوب آن توسط نبونئید یا زیردستانش می‌دانند.

.

اوپیس در منابع

اوپیس ناحیه و شهری باستانی در نزدیکی رود دجله و فرات بود و تنها مکانی بود که کوروش بزرگ در آن با سپاهیان بابلی جنگید، درواقع به نظر می‌رسد نبرد اوپیس تنها جنگی است که در خاک کشور بابل صورت گرفت و پس از آن شهر سیپر و پایتخت یعنی شهر اکد بدون جنگ فتح شدند.

منابع تاریخی که اوپیس در آنها ذکر شده یکی کتیبه «رویدادنامه نبونئید» و دیگری تاریخ هرودوت است، رویدادنامه از وقوع جنگ در آن نواحی می‌گوید در حالی که تاریخ هرودوت صرفا اشاره به شهر اوپیس کرده است و سخنی از نبرد در نزدیکی این شهر نیست (هرودوت، کتاب ۱، بند ۱۸۹). آگاهی ما از نبرد اوپیس بر اساس رویدادنامه نبونئید است و در منابع دیگر گزارشی از این واقعه نیست.

این شرایط آشکار می‌سازد که در جهان باستان چیزی درباره قتل عام مردم اوپیس مشهور نبوده است که اگر بود جدا از درستی یا نادرستی آن حتما در منابع آن عصر ذکر می‌شد. بنابراین در هیچ منبعی ذکر نشده که کوروش بزرگ مردم اوپیس را قتل عام کرده است!

در رویدادنامه نبونئید بخش نبرد اوپیس مربوط به سال هفدهم پادشاهی نبونئید می‌باشد. از متن برداشت می‌شود که جنگ در کرانه دجله بوده است.

شکستگی‌ها و خوردگی‌های سطرهای پیشین باعث دشواری ترجمه بخش مربوط به نبرد اوپیس شده است. تقریبا هیچ نوشته‌ای از سال دوازدهم تا شانزدهم باقی نمانده که متوجه شویم در این دوران چه اتفاقاتی افتاده است تا وقایع سال هفدهم را بر اساس آنها تحلیل کنیم. حتی نوشته‌های ابتدای سال هفدهم هم خوردگی دارد. کلیت این است که نبونئید سالها در پایتخت نبوده و باعث عدم برگزاری جشن سال نو شده اما پس از مدتی به بابل بازگشته است. در این میان کوروش به کشور بابل حمله کرده و سپاهیان نبونئید را شکست داده است. در ادامه از فتح بدون جنگ شهرهای سیپر و بابل یاد می‌شود و  متن بر رفتار خوب کوروش با مردم تاکید می‌کند.

قطعا اگر بندهای پیشین رویدادنامه نبونئید خوردگی نداشت، اطلاعات سودمند بیشتری درباره این موضوع به دست می‌آمد.

.

نگاهی به متن بابلی بخش مربوط به نبرد اوپیس

از بخش مربوط به نبرد اوپیس در رویدادنامه نبونئید، ترجمه‌های متفاوتی ارائه شده است و تعدادی از پژوهشگران غربی با توجه به ترجمه‌ها و برداشت‌های اشتباه پیشین مواردی را در این باره مطرح کرده‌اند اما دانش روز به روز در حال پیشرفت است به ویژه در پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی که باید نگاه ویژه‌ای به پژوهش‌های نوین‌تر داشته باشیم.

جالب آنکه کوروش‌ستیزان، فقط و فقط به ترجمه‌ها و برداشت‌های دلخواه خود استناد می‌کنند و به ترجمه‌های دیگر اصلا اشاره نمی‌کنند!! از طرفی به واژه‌نامه‌ها اشاره می‌کنند که معنای عمومی واژه‌ها ذکر شده است. در هر زبانی واژه‌ها ممکن است در شرایط خاصی معنای دیگری دهند. به ویژه در متون باستانی که با متون آکادمیک امروزی تفاوت بسیاری دارند.

از این روی پیش از بررسی جزئی این بخش ابتدا ترجمه‌ای با توجه به واژه‌های بابلی متن ارائه می‌دهیم. در این بخش اینچنین آمده است:

در ماه تشریتو هنگامی که کوروش در اوپا (اوپیس) بر کرانه دجله با سپاه اکد جنگ انجام می‌داد، «نیشو»‌های اکد عقب نشینی کردند. او همه «نیشو»‌ها را کشت  [یا شکست داد] و غنیمت گرفت (رویدادنامه نبونئید، ستون ٣، بند‌های ۵-١۴).

.

پرسش‌هایی درباره متن: واژه‌های «اَکَد» و  «نیشو» به چه معنا هستند؟

به راستی در این بخش از متن منظور از «اکد» کجاست؟ در متون بابلی آن زمان واژه «اکد» معادل با «بابل» بوده و هم می‌توانسته به «شهر بابل» و هم «کشور بابل» اشاره داشته باشد. طبیعتا در زمانی که از «سپاه اکد» سخن می‌رود منظور «سپاهیان کشور بابل» است و زمانی که از «مردم اکد» سخن گفته می‌شود منظور «مردم شهر بابل» است.

پرسش دیگر درباره ضمیر «او» است که به چه کسی بر می‌گردد؟ به نبونئید یا کوروش؟ با توجه به اینکه کوروش در اوپیس حضور داشته اگر منظور مردم شهر بابل باشد قطعا کوروش در دو جا نمی‌توانسته حضور داشته باشد و این ضمیر او به نبونئید بر می‌گردد.

مهم ترین موضوع که بسیار سوال برانگیز است واژه «نیشو» می‌باشد. در اینجا با توجه به اینکه کوروش در اوپیس حضور دارد و از اصطلاح «نشوهای اکد» استفاده شده و نه «نیشوهای اوپیس»، اشاره به سربازان داشته یا منظور مردم است؟ درست است که معنای عمومی واژه «نیشو»، مردم بوده است ولی با توجه به آنکه در این بخش از نیشوهای اکد در اوپیس سخن به میان آمده است طبیعتا در اینجا می‌تواند به سربازان اشاره داشته باشد. شاید بهتر باشد برگردان نیشو را افراد بدانیم.

اینها ابهاماتی هستند که در این بخش از متن باستانی دیده می‌شوند و ما در این نوشتار به بررسی این بخش از رویدادنامه نبونئید می‌پردازیم.

.

ترجمه قدیمی

در ترجمه قدیمی متعلق به سال ۱۹۶۶ از آقای گِریسون (Grayson) این کتیبه به صورت زیر برگردان شده است:

هنگامی که کوروش در اوپیس بر (کرانه) رود تیگریز[=دجله] در برابر سپاه اکد می‌جنگید، مردم اکد عقب نشینی کردند. او مردم را غارت و قتل عام کرد (ن.ک: ABC 7 – Nabonidus Chronicle).

این ترجمه قدیمی که دارای ابهاماتی است مورد استناد و تحلیل مورخان مطرحی چون جان مانوئل کوک، اومستد، آملی کورت، هینتس و… قرار گرفت و عده‌ای اتهام «کشتن مردم در اوپیس» را به کوروش زدند. بنابراین شاید نتوان همه پژوهشگران را مقصر دانست بلکه سرچشمه اصلی آن دچار مشکل بود. البته نباید فراموش کنیم که برخی از نویسنده‌ها، موارد دلخواه خود را به ترجمه بالا اضافه کردند و برداشت‌هایی جدا از متن داشتند که در ادامه بیشتر توضیح می‌دهیم.

ترجمه گریسون، تنها ترجمه ارائه شده از این بخش نیست و با توجه به ابهامات ترجمه، این بخش از متن به صورت‌های دیگری هم ترجمه شده است. برای مثال ترجمه دارای اشکال گریسون، در سال ۲۰۰۷ توسط پرفسور ولیفرد جی لمبرت در دانشگاه بیرمنگام انگلستان تصحیح شد، که در ادامه به آن مفصل می‌پردازیم.

.

برداشت‌های دلخواه و اضافات به ترجمه قدیمی

متاسفانه بعدها در نوشته‌های دیگر نویسنده‌ها، صرفا استناد به ترجمه گریسون مشاهده نشد بلکه برخی با غرض ورزی موارد جدیدی را به ترجمه گریسون اضافه کردند!

به عنوان مثال اومستد باستان‌شناس آمریکایی با آب و تاب می‌نویسد:

نزدیک به آغاز اکتبر، کوروش نبرد دیگری در اوپیس کنار دجله نمود، و مردم اکد را با آتش سوزاند، پس از این نمونه ترس آور، دشمنانش دلاوری از دست دادند، و در یازدهم اکتبر سیپار بدون نبرد گرفته شد (اومستد، ۱۳۸۳: صص ۶۸-۶۹).

در این نتیجه گیری اومستد علاوه بر آنکه اتهام کشتن مردم را به کوروش میزند پا را فراتر از اسناد و مدارک تاریخی گذاشته و مدعی «آتش زدن مردم» توسط کوروش می‌شود، حال آنکه واژه «آتش» را نمی‌توان حتی در ترجمه قدیمی گریسون دید و هیچ کجای ترجمه این کتیبه سخنی از آتش و آتش افروزی دیده نمی‌شود. این تغییر آشکار متن چیزی به غیر از غرض ورزی نویسنده متن نمی‌تواند باشد که متاسفانه در برخی از نوشته‌های پژوهشگران غربی دیده می‌شود.

همچنین در گزارش‌هایی که از ترجمه گریسون در برخی نوشته‌های فارسی دیده می‌شود، موارد جدیدی را مشاهده می‌کنیم که در متن اصلی نیست. برای مثال برخی ادعا کردند که گریسون در ترجمه خود اینچنین آورده است: «کوروش شهر را غارت و مردم را قتل عام کرد». این در حالی است که نه در متن اصلی بابلی و نه در ترجمه گریسون، نام کوروش اصلا پیش از غارت و قتل عام مردم نیامده است بلکه صرفا ضمیر او آمده است. همچنین در اینجا اصلا واژه «شهر» نیامده است.

در واقع به نظر می‌رسد تاثیر برداشت‌های دلخواه و اضافاتی که دیگر اشخاص به ترجمه گریسون کردند، بیشتر از خود ترجمه قدیمی گریسون بوده است به طوری که این برداشت‌ها بهانه به کسانی داد که با تاریخ و فرهنگ ایران زمین سر ستیز دارند و آنها با کمال سود جویی شایعات فراوانی را درباره کوروش بزرگ گسترش دادند.

.

نگاهی به اشکالات و تناقضات ترجمه‌ها و برداشت‌های قدیمی

پیش از هر چیز باید پرسید اگر در اینجا منظور قتل عام «مردم شهر اوپیس» است، چرا از «نیشو» های اوپیس استفاده نشده است و به جای آن «نیشو»‌های اکد به کار رفته است؟! طبیعتا اگر منظور مردم شهری است که در نزدیکی آن جنگ رخ می‌دهد و مردم آن شهر عقب نشینی یا فرار می‌کنند، باید از اصطلاح «نیشوهای اوپیس» استفاده می‌شد. بسیاری از کسانی که روی ترجمه‌های قدیمی اصرار می‌کنند هیچ پاسخ منطقی به این ابهام ندادند و دیگران صرفا گفته آنها را تکرار کرده‌اند.

موضوع دیگر اینکه متن رویدادنامه نبونئید می‌خواهد یک واقعه همزمان با نبرد کوروش را شرح دهد. برای همین نوشته شده است: «هنگامی که کوروش در اوپا (اوپیس) در کرانه دجله با سپاه اکد جنگ انجام می‌داد».

در متن رویدادنامه آمده است جنگ «در کرانه دجله» در حال انجام بوده است. یعنی کوروش هنوز وارد شهر نشده بود. طبیعتا تا زمانی که هنوز سپاهیان بیرون شهر مشغول جنگ هستند، نمی‌توان گفت که شهر فتح شده است یا حتی مردم شورش انجام دادند! حتی نمی توان گفت که مردم غارت و قتل عام شدند! چرا که شرح یک واقعه همزمان با نبرد کوروش مد نظر بوده است.

کوروش نمی‌توانسته هم بیرون شهر مشغول جنگ باشد و هم درون شهر مشغول قتل عام مردم باشد! چرا که یک شخص نمی‌تواند در دو جا حضور داشته باشد!

همچنین باید توجه داشت اصطلاح عقب نشینی که در همین ترجمه‌های قدیمی دیده می‌شود، بیشتر تناسب با سپاهیان دارد.

.

ترجمه‌ها و برداشت‌های قدیمی با اسناد و منابع دیگر همخوانی ندارند

جدا از بررسی‌های زبانی و تناقضاتی که در ترجمه‌ها و برداشت‌های قدیمی وجود دارد باید گفت که آنها با دیگر منابع از جمله استوانه کوروش بزرگ و ادامه همین رویدادنامه نبونئید همخوانی ندارد!

در بخش ابتدایی استوانه کوروش که از زبان یک بابلی نقل می‌شود، درباره فتوحات کوروش بزرگ اینچنین آمده است:

همه مردمان سیاه سر (=عامه مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود، به دادگری و راستی شبانی کرد (استوانه کوروش، بندهای ۱۳ و ۱۴، ترجمه رزمجو، موزه بریتانیا).

در ادامه همین رویدادنامه نبونئید، هماهنگی استوانه کوروش با رویدادنامه نبونئید آشکار است و اینچنین ذکر می‌شود:

هنگامی که کوروش سراسر با درود به بابل سخن می‌گفت شهر در امنیت و صلح بود (رویداد نامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۹).

برخی می‌گویند از آنجایی که کوروش بزرگ نمی‌خواست نام بدی از خود به جا بگذارد در استوانه خود اینچنین نوشته است. آنها شاید بگویند استوانه کوروش بزرگ یک متن تبلیغاتی است. سوال آنجاست که اگر در متن رویدادنامه نبونئید منظور کشتار مردم اوپیس است و هدف کوروش آن بود که نام بد از خود به جا نگذارد، چرا رویدادنامه‌ها را تغییر نداد یا از بین نبرد؟! کوروش بزرگ بر دشمنان کاملا پیروز شده بود و به راحتی می‌توانست این کار را انجام دهد! تناقض آشکار در گفتار و نوشته‌های اشخاصی که معتقدند قتل عام مردم توسط کوروش رخ داده، دیده می‌شود.

.

آیا در منابع دیگر سخنی از کشتار مردم اوپیس توسط کوروش شده است؟!

در هیچ منبعی قتل عام مردم اوپیس توسط کوروش بزرگ نیامده است. حتی در منابع یونانی که رویکرد چندان مثبتی به ایرانیان نداشتند هم چنین چیزی نیامده است. این درحالی است که به نظر می‌آید برخی از مورخان یونانی از چنین روایاتی استقبال می‌کردند.

صرفا در تاریخ هرودوت، اشاره به شهر اوپیس شده (هرودوت، کتاب ۱، بند ۱۸۹) و هیچ اشاره‌ای به نبرد اوپیس یا کشتار مردم در نوشته‌های هرودوت نشده است.

واقعیت آنکه ترجمه‌ها و برداشت‌های قدیمی از نگاه تاریخ‌پژوهی هم معتبر نیستند و با اسناد و منابع باستانی چه منابع یونانی و چه کتیبه‌های دیگر همخوانی ندارند. بنابراین نمی‌توان به آنها تکیه کرد.

.

کوروش یا نبونئید؟ (بررسی ترجمه‌های اوپنهایم و ارفعی)

حال به بررسی چندی از ترجمه‌های قابل تامل دیگر می‌پردازیم.

برخی از پژوهشگران برجسته، ضمیر او در این بخش را مرتبط با نبونئید می‌دانند چرا که در متن اشاره می‌شود که کوروش در اوپیس و در کرانه دجله حضور داشته و می‌توان برداشت کرد که اتفاقی هم زمان با آن در یک شهر دیگر (شهر اکد) رخ داده است.

در واقع در اینجا عقب نشینی مردم شهر اکد (پایتخت کشور بابل) به دلیل سرکوب مردم توسط نبونئید بوده است. پس نتیجه می‌گیرند که همزمان با نبرد کوروش در اوپیس، شورشی در شهر اکد رخ داده است و نبونئید یا دست نشانده‌های او مردم را غارت و قتل عام کرده‌اند.

برای مثال دکتر عبدالمجید ارفعی که بر اساس ترجمه شادروان اوپنهایم (Leo Oppenheim) گزارشی از رویدادنامه ارائه داده، اینچنین آورده است:

آنگاه که کوروش بر سپاه اکد در اوپا [=اوپیس] بر کناره رود دجله می‌تازد، باشندگان اکد سر به شورش برداشتند، اما نبو-نائید [=نبونئید] باشندگان سردرگم را قتل عام کرد (ارفعی، ۱۳۸۹، ص ۱۴).

این ترجمه بسیار قابل تامل است و از چند جنبه قابل بررسی است. اول آنکه این ترجمه هماهنگی نسبی با آن چیزهایی دارد که در متون دیگر بابلی نظیر «گزارش منظوم» و «استوانه کوروش» درباره نبونئید می‌خوانیم.

در گزارش منظورم اینچنین آمده است:

نظم از سوی او (=نبو-نائید) اجرا نمی‌شد. [او مردم عادی را با [نیـ]از [به نابودی کشاند]، بزرگ زادگان را در جنگ بکشت، [… بر] بازماندگان راه را بست (همان، ص ۱۶).

همچنین در استوانه کوروش اینچنین آمده است:

…[نبونئید] همواره به شهر وی (=شهر مردوک = بابل) تبهکاری روا می‌داشت (و) هر روز [به آزردن (آن) سرزمین دست (می‌یازید)، مردمانش] را با یوغی بی آرام به نابودی می کشانید، همه آنها را… (استوانه کوروش، بند ۸، ترجمه ارفعی، ۱۳۸۹، ص ۴۶).

مشاهده می‌کنید که بارها اشاره شده است که نبونئید رفتار بسیار بدی با مردم بابل داشته است. حتی چنین می‌نماید که مردم پایتخت کشور بابل که شهری مقدس برای بابلیان محسوب می‌شده اصلا از نبونئید راضی نبودند و او را نفرین می‌کردند.

پس هیچ بعید نیست که نبونئید شورش‌هایی را سرکوب کرده باشد. چه شورش‌هایی از طرف مردم و چه شورش‌هایی که از طرف سپاهیان خودش رخ داده است.

نکته مهم دیگر آنکه در اکثر بخش‌های رویدادنامه نبونئید واژه اکد اشاره به شهر بابل داشته است. برای مثال در وقایع مربوط به سال هفتم، نهم، دهم و یازدهم کاملا مشخص است که واژه اکد اشاره به شهر اکد دارد. چرا که در این بخش‌ها گفته می‌شود نبونئید در تیمه بوده است و شاهزاده و افسران در اکد حضور داشتند. می‌دانیم تیمه بخشی از قلمروی نبونئید و در نتیجه بخشی از کشور اکد بوده است. پس در این بخش‌ها وقتی گفته می‌شود شاهزاده و افسران در اکد حضور داشتند منظور پایتخت است.

بر اساس منبع بابلی دیگر که شعر-گزارش نبونئید یا روایت منظوم نام گرفته، نبونئید در سال سوم پادشاهی‌اش امور را به پسر خود سپرد و خود به تیمه لشگر کشی کرد و پس از پیروزی بر فرمانروای آنجا، با بیگاری کشیدن از مردم به ساخت و ساز در تیمه دست زده است (ن.ک: برگردان شعر گزارش نبو-نائید در کتاب فرمان کوروش بزرگ ارفعی، ۱۳۸۹: ص ۱۹-۲۰؛ همچنین ن.ک: رزمجو، ١۳۸۹: ص ۷۰).

اما در این بخش مورد بحث صراحتا گفته شده که کوروش بزرگ در اوپیس حضور داشته و مشغول جنگ با سپاهیان نبونئید بوده است. سپس از اکد یاد می‌شود بنابراین اگر بپذیریم منظور شهر اکد است کوروش در دو جا نمی‌توانسته حضور داشته باشد. هم در اوپیس باشد و هم در شهر بابل! بندهای پیشین هم تاکید می‌کنند که نبونئید به بابل بازگشته است.

اما چند ابهام را می‌توان در این باره بررسی کرد.

ابهام اول اینکه اگر منظور نبونئید است چرا مستقیم نام نبونئید برده نشده است. البته این اشکال بدون پاسخ نیست چرا که در جاهای دیگر رویدادنامه، وقتی از این پادشاه یاد می‌شود، نام «نبونئید» نیامده و از واژه «شاه» یا «او» استفاده شده است. شاید کاتبان با توجه به اینکه اشاره به اکد کردند در نظر داشتند که مخاطبان متوجه می‌شوند که منظور نبونئید است. متاسفانه اگر بندهای پیشین خوردگی نداشت می‌توانستیم این موضوع را بهتر بررسی کنیم. چرا که در این متن یک جمله چند بار تکرار شده است و چه بسی قبل از این مورد شورش هایی در اکد رخ داده و این جمله با جزئیات بیشتر در سطوری که از میان رفتند وجود داشته است. مانند عدم حضور نبونئید در بابل که چندین بار تکرار شده است.

ابهام دوم اینکه، بر اساس بندهای بعدی مشخص می‌شود که نبونئید به سیپر یا شاید اوپیس آمده است به طوری که در وقایع ماه تشریتو سال هفدهم، بلافاصله پس از قضیه اوپیس، ذکر می‌شود که سیپر در روز چهاردهم بدون جنگ تصرف شد و نبونئید فرار کرد (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بندهای ۱۴ و ۱۵). پس از آن هم ذکر می‌شود که نبونئید در بابل دستگیر شد (همان، بند ۱۶). یعنی نبونئید از اوپیس یا سیپر به بابل گریخته است. از این بخش برداشتی می‌توان کرد که به ترجمه فوق اشکال وارد می‌شود و اینکه در قضیه اوپیس و ماجرای بعد از آن، نبونئید در بابل نبوده که مردم را سرکوب کند و در سیپر یا اوپیس حضور داشته است. متاسفانه در متن روز دقیق قضیه اوپیس ذکر نشده است.

با این حال ممکن است ضمیر او به شخص نبونئید اشاره نداشته باشد بلکه به زیردستان نبونئید اشاره داشته باشد. همانطور که در بخش‌های پیشین همین رویدادنامه صراحتا گفته می‌شود هنگامی که نبونئید در اکد نبوده است، شاهزاده و افسران و سپاهیان در اکد بودند.

ابهاماتی هم درباره برداشت شورش از عقب نشینی مردم اکد وجود دارد که البته چنین اتفاقی دور از ذهن نیست.

همانطور که می‌بینیم درباره این ترجمه و این برداشت ابهاماتی وجود دارد ولی نمی‌توان به صورت قاطع این ترجمه و این دیدگاه را رد کرد و باید گفت احتمال دارد با پیدا شدن اسناد و مدارک بیشتر، همه ابهامات درباره این برداشت رفع شود.

.

مردم یا سربازان؟ (بررسی ترجمه‌های لمبرت و رزمجو)

پژوهش‌های جدید تر درباره رویدادنامه نبونئید، موضوع اوپیس و جریانی که پس از آن آمده است را به گونه‌ای دیگر تحلیل کرده‌اند. در این پژوهش‌ها اشاره می‌کنند که منظور «سربازان اکد» است. یعنی کوروش در اوپیس با سپاه اکد جنگید، سربازان اکد عقب نشینی کردند و کوروش در نبرد اوپیس پیروز شد. احتمالا نبونئید در همان اوپیس با کوروش رویارو شده و پس از شکست، به پایتخت (شهر بابل) فرار کرده است.

این خوانش توسط یکی از بهترین متخصصان خط میخی، یعنی پرفسور لمبرت تایید شده است. به طوری که او به این موضوع پرداخت و سطر را با دقت بیشتری ترجمه کرد. متن ترجمه بدین شرح است:

در ماه تشریتو وقتی کوروش با سپاه اکد در اوپیس بر ساحل دجله جنگید، سربازان اکد عقب نشستند. او (کورش) غنیمت گرفت و سربازان (اکد) را مغلوب کرد (بادامچی، ١٣٩١: ص ٣۴).

این ترجمه را می‌توان یکی از معتبرترین ترجمه‌ها از این بخش دانست که تقریبا ابهامات را رفع کرده است.

برخی واژه «نیشو» را به مردم تعبیر کرده‌اند، در حالی که این واژه با توجه به ساختار این متن، در اینجا غیر منطقی و بی معنی جلوه می‌کند، به طوری که پرفسور لمبرت معنای «سرباز» را صحیح‌تر تشخیص داده است. لمبرت به درستی تذکر می‌دهد که اصطلاح «سپاه اکد» نام درستی برای سپاه نبونئید است چون اکد به معنی کل سرزمین بابل است و احتمالا مردمی از سراسر بابل در سپاه نبونئید حضور داشته‌اند. اما اصطلاح «مردم اکد» برای نامیدن شهر اوپیس یا سیپر عجیب است چون فقط مردم محلی در آن نواحی حضور داشته‌اند. به عبارت دیگر اگر کشتار مردم محلی مورد نظر است عبارت «مردم اکد» رسا نیست. لمبرت پیشنهاد می‌کند که واژه نیشو را به معنی «افراد و مردان» تعبیر کنیم که در این صورت همان سپاه اکد مورد نظر است (بادامچی، ١٣٩١: ص ٣۴).

دکتر شاهرخ رزمجو (پژوهشگر موزه بریتانیا و استاد دانشگاه تهران) که یکی از متخصصان زبان‌های باستانی میان‌رودان است و ترجمه مستقیم او از استوانه کوروش بزرگ قابل توجه است، اینچنین درباره اوپیس نوشته است:

کتیبه‌های بابلی، داستان سقوط شهر [بابل] را چنین بیان می‌کنند که نبونئید، به همراه سپاهش به جنگ کورش رفت. در اوپیس، نبردی میان سپاه ایران و اکد (سپاهیان نبونئید) روی داد که سپاه اکد شکست خورد و عقب نشینی کرد. نبونئید پس از شکست گریخت و به دنبال آن شهر سیپّر، شهر نزدیک بابل تسلیم شد. کورش بخشی از سپاهش را به فرهاندهی گوبارو (Gubaru) (به پارسی باستان گئوبَرووهَ = Gaubaruva) به سوی بابل فرستاد و او بابل را در روز ١۲ اکتبر (۲۰ مهر ماه) بدون جنگ تسخیر کرد. نبونئید در بازگشت به سوی بابل دستگیر شد (رزمجو، ١۳۸۹: صص ۷۰ و ۷١).

همچنین رزمجو در سومین همایش یادبود استوانه کوروش به این موضوع اشاره‌ای داشت و توضیحاتی را در این باره ارائه داد. به قول دکتر رزمجو، پرفسور لمبرت از بهترین متخصصان خط میخی دنیا بود که همیشه بهترین متخصصان دنیا اشکالاتشان را از ایشان می‌پرسدند. دکتر رزمجو اظهار داشت که متن را به پرفسور لمبرت نشان داد و ایشان هم تأیید کرد که چیزی راجع به قتل عام مردم در آن سطر نوشته نشده است. در واقع شکست سپاه دشمن توسط کوروش در آن بخش از رویدادنامه نبونئید نوشته شده است (رزمجو، ۱۳۹۲).

.

سخن پایانی

با توجه به شکستگی‌های متن رویدادنامه نبونئید در سال‌های پیش از نبرد اوپیس، باید گفت که تحلیل این بخش دارای ابهاماتی است. منابع دیگر هم اطلاعاتی درباره جنگ اوپیس ارائه ندادند. اما می دانیم که هیچ منبعی از کشتار مردم اوپیس توسط کوروش بزرگ سخن نگفته است.

به هر حال باید گفت که برداشت‌های متفاوتی از بخش مورد نظر شده است که دو برداشت قابل قبول تر است:

اول آنکه این بخش اشاره به یک شورش همزمان با نبرد اوپیس در پایتخت (شهر بابل) دارد و نبونئید یا زیردستانش شورشیان را سرکوب کرده‌اند. این برداشت با نوشته‌های «گزارش منظوم» و «استوانه کوروش» هماهنگی نسبی دارد (بر اساس ترجمه‌های اوپنهایم و ارفعی).

دوم آنکه این بخش اشاره به عقب نشینی سربازان بابلی در نبرد اوپیس دارد که از کوروش شکست خوردند (بر اساس ترجمه‌های لمبرت و رزمجو).

اینکه پس از نبرد اوپیس شهرهای مهمی مانند سیپار و بابل (پایتخت) بدون جنگ فتح شدند، ترجمه و برداشت لمبرت را تایید می‌کنند چرا که با توجه به این دیدگاه می‌توان گفت در نبرد اوپیس سپاهیان بابل پس از شکست، عقب نشینی کردند و ارتش کوروش همه سپاهیان بابل را کشتند. بنابراین سپاهیان آنچنانی باقی نمانده بودند که از سیپار و پایتخت نگهداری کنند. پس با توجه به ادامه متن این ترجمه منطقی به نظر می‌آید.

با توجه به اسناد و منابع کنونی و همچنین تسلط بالای پرفسور لمبرت به خطوط میخی و تحلیل درست او، باید گفت ترجمه لمبرت معتبر تر از ترجمه‌های دیگر به نظر می‌آید، هرچند ممکن است در آینده اسناد دیگری به دست آیند و حتی بخش‌هایی از رویدادنامه نبونئید که به دلیل شکستی در دسترس نیستند پیدا شوند و ترجمه‌های معتبر تری ارائه شوند.

باید گفت برداشت‌هایی که بر کشتار مردم توسط کوروش بزرگ تاکید می‌کنند دقت کافی ندارند و اصلا به ابهامات توجه نکردند. حتی در برخی از آنها اضافاتی دیده می شود که اصلا در متن اصلی بابلی نیست. اصلا در متن رویدادنامه نبونئید «مردم اوپیس» نیامده است. این در حالی است که درباره اوپیس در دیگر منابع گزارشی نیامده و اینگونه برداشت‌ها با دیگر منابع بابلی از جمله «روایت منظوم» و «استوانه کوروش» و حتی ادامه همین «رویدادنامه» همخوانی ندارند،

با توجه به اشتراکی که در منابع وجود دارد، می‌توان گفت که جنگ کوروش و بابل ریشه در اتحاد نبونئید، پادشاه بابل با کرزوس پادشاه لودی برای حمله به کوروش داشت. طبیعتا از آنجایی که نبونئید خطر بزرگی برای قلمروی کوروش محسوب می‌شد، کوروش به مقابله با وی پرداخت (نگاه کنید به: بررسی دلایل آغاز کشورگشایی‌های کوروش بزرگ).

کوروش و اوپیس

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– خالقیان، مجید، شهرکی، کوروش (۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰). «آیا کوروش مردم اوپیس را قتل عام کرد؟!». پایگاه خردگان.

– ارفعی، عبد المجید (۱۳۸۹). فرمان کوروش بزرگ. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.

– اومستد، آلبرت تن آیک (1383). تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. تهران: انتشارات علمی فرهنگی.

– بادامچی، حسین (١٣٩١). فرمان کورش بزرگ به همراه ویرایش، ترجمه و واژه نامه متن اکدی، تهران: نگاه معاصر.

– رزمجو، شاهرخ (١۳۸۹). استوانه کورش بزرگ. تهران: فرزان روز.

– رزمجو، شاهرخ (۱۱ آبان ۱۳۹۲). سخنرانی در سومین همایش یادبود استوانه کورش، انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران. «نگاهی به رویداد ها و سخنرانی های سومین همایش یادبود استوانه کورش». پردیس اهورا.

– کرمی پور، کوروش (1391). راز کوروش بزرگ. تهران: انتشارات گنجینه.

– هرودوت (١٣٨٩). تاریخ هرودوت. ترجمه مرتضی ثاقب فر. تهران: اساطیر.

– Razmjou, Shahrokh. “Translation of the text on the Cyrus Cylinder- Translated from the original text by Shahrokh Razmjou, curator, Department of the Middle East“. The British Museum.

يک خواهش دوستانه

اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه (www.kheradgan.ir) و نويسنده آن را ياد کنيد

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

20 دیدگاه

  1. کوروش بزرگ

    خدا خیرتون بده آقای خالقیان. درود بر شما.

  2. کوروش بزرگ

    همانطور که آقای خالقیان ذکر کردند در متن اصلا اشاره به اوپیس نشده است بلکه در مورد کشتار مردم اکد می نویسند. با توجه به برگردان اوپنهایم میتوان فهمید که نبونئید است که مردم اکد را کشتار می کند. برگردان اوپنهایم مورد استناد مورخینی همچون جورج روکس، جیمز بنت بریچارد، ریچارد فرای، شاپور شهبازی و پروفسور ارفعی نیز قرار گرفته. چگونه ممکن است کوروش مردم را کشتار کند اما هنگام ورود او به بابل از وی استقبال شود ؟

  3. دستت طلا…… جالب بود.

  4. امیرحسین

    سلام.. درباره مورد آخر که علت جنگ کورش با بابل رو بیان کردین این درست که بابل با لیدی علیه ایران متحد شد اما مگه شاهنشاه کورش بعدش با نبونید پیمان صلح امضا نکرد؟؟ به نظرتون این حمله خیانت به صلح بینشون نبود؟؟

    • اشکان دهقان

      با سلام. هیچ سند و منبع دست اولی درباره صلح کوروش بزرگ و نبونئید وجود ندارد. برخی صرفا برداشت ذهنی خود را بیان کردند که پشتوانه قوی ندارد

  5. امیررضا

    نظریه جناب لمبرت مشکل دار هستش نیشو به هیچ وجه به معنای سرباز نیست . نیشو همان مردم یا افراد است . بنظرم جناب شاپور شهبازی و ارفعی دیدگاهشون قابل قبول تر است . بسیاری از مورخین از قبیل جیمز لیسی ، جی ادواردز ، جان والوردز ، ریچارد فرای و …. این نظر را دارند .
    در مورد وضعیت مردم در زمان نبونئید که میگن خوب بوده و … کاملا اشتباه است اگر نگاهی به روایت منظوم ، رویدادنامه نبونئید و منشور کورش بزرگ بیندازیم همه چیز آشکار است !
    نظریه دیگری که برخی به آنها استناد میکنند اینه که رویدادنامه نبونئید به دستور شاه بابل نوشته شده و پس از اینکه نبونئید دستگیر شد ادامشو کوروش نوشته !!! خب این چیز خنده داری به نظر میرسه اگر در اون کتیبه به کشتار اوپیس اشاره میکرد خود کوروش اون کتیبه رو نابود می کرد چون با نوشته استوانه تطبیق نداشت .
    در همان رویدادنامه فقط به نبرد کوروش با سپاه آکد در اوپیس اشاره شده و هیچ سخنی از قتل مردم نیست ! بلکه از مردم اکد سخن به میان امده . درضمن در هیچ منبع باستانی دیگری نامی از نبرد اوپیس نیامده . اگر عمیق تر این بحث تحلیل بشه شاید بتوان نظریه اوپیس رو رد کرد .

  6. خشایارشا

    درود بر شما دوست داران ایرانزمین جناب خالقیان

    سوالی داشتم آیا درست هست که ۴۰۰۰ کتیبه بابلی وجود داره که نشان میده زمان نبونئید همه چیز خوب بوده و فقط چند کتیبه هستن که در شرایط خاصی نوشته شده اند که وضعیت در آن زمان بد بوده

    • درود بر شما

      البته خواهش ما از بازدیدکنندگان گرامی این است که پرسش های خود را از راه رایانامه در میان بگذارند. ولی درباره پرسش شما باید بگویم که ادعا صرفا با نام بردن اسناد و کتیبه ها قابل قبول نیست. حداقل متن کامل یکی از این ۴ هزار کتیبه را برای ما نقل می کردند که ببینیم چه هست!

      • امیرحسین

        سلام جناب خالقیان گرامی.. ولی از طرفی داندامایف یه هخامنشی پژوه برجسته است و الکی نمیاد که تو کتابش بگه 4 هزار سند حقوقی از دوره نبونید وجود داره که میگه اوضاع خوب بوده.. البته من در مورد اوپیس هم نظر قاطعانه نمیدم چون بین تاریخ دانان اختلاف نظر وجود داره اما بر ترجمه لمبرت هم برخی بزرگان مثله فان در اسپاک ایراد گرفتن و اگه خواستین آدرس سخن فان در اسپاک رو هم براتون میفرستم…به هر حال اغلب تاریخدانان در این زمینه اتفاق نظر دارن که مردم کشته شدن اونجا.. حتی جونا لندرینگ هم در سایت لیویوس هر چند گفته مشخص نیست کورش کشتار کرده یا نبونید اما بیان میکنه اینجا مردم کشته شدن و نمیتونه منظور سپاه یا سرباز باشه.

      • درود

        توجه داشته باشیم که در تاریخ پژوهی نام پژوهشگران معیار نیست بلکه شیوه درست پژوهش معیار است. اگر متنی از نظر شیوه پژوهشی درست نباشد قابل قبول نیست. حال هر کس با هر نام و جایگاهی نوشته باشد. اگر به صفحه‌ای که ایرانستیزان از داندامایف می آورند توجه کنیم می بینیم که سخنان عجیبی در دفاع از نبونئید مطرح شده است. از حمله اشاره به همین چهار هزار سند که بسیار مبهم است و جزئیاتی از آنها ارائه نمی شود.
        همچنین در بخش دیگر می نویسد: «طبق کتیبه ای از نابونیدوس، پس از بروز یک خشکسالی، سین به خدایی به نام ادد دستور داد باران ببارد، باران بارید و راحت و آسایش پدید آمد»
        من درست متوجه نمی شوم آیا داندامایف به خدای سین و ادد اعتقاد داشته است که به اراده آنها باران باریده است؟! این کتیبه چه چیزی را می خواهد ثابت کند؟! اینکه نبونئید چون خدای سین را می پرستیده، خدای سین هم به خدای ادد دستور داد که باران ببارد پس نبونئید پادشاه دادگر و خوبی بوده است؟! یا ارزان شدن کالاها هم در آن کتیبه نبونئید آمده است و چون نبونئید ادعا کرده از نظر اقتصادی اوضاع خوب شده است پس ما هم باید بپذیریم در زمان نبونئید همه چیز خوب بوده است؟!
        استدلال داندامایف این است که ما نباید کتیبه یک پادشاه مانند کوروش بزرک را بپذیریم! ولی خود داندامایف به کتیبه های نبونئید استناد می کند و نتیجه گیری می‌کند؟! چرا نباید کتیبه کوروش را بپذیریم ولی باید نوشته‌های نبونئید بپذیریم؟!
        اساسا علت اصلی نارضایتی بابلی ها از نبونئید بی احترامی او به پرستشگاه های بابلی و بی اعتنایی او به سنت های بابلی بوده است. موضوعی که در رویدادنامه نبونئید، استوانه کوروش بزرگ و روایت منظوم آمده است. مهم آن است که حتی کتیبه های خود نبونئید هم این موضوع را تایید می کنند به طوری که نبونئید همه جا از خدای سین و پرستشگاه های او سخن می گوید! مشکل اصلی مردم بابل با نبونئید اقتصادی نیوده است که بخواهیم اسناد اقتصادی را بررسی کنیم. بگذریم از آنکه این ادعاها تا چه میزان درست است و آیا در اواخر دوران نبونئید هم اوضاع اقتصادی خوب بوده است؟!

        ما ایرانی ها متاسفانه گاهی اعتماد بیش از حد به بیگانگان داریم به ویژه در موضوع ایران شناسی!! گویی هیچ کدام از شرق شناسان غیر ایرانی اشتباه نمی کنند! بگذریم از آنکه شخصی مانند دنیل پاتس که از نظر شهرت کمی از داندامایف ندارد با حمایت مالی کشورهای عربی کتابی با نام حعلی برای شاخاب همیشگی پارس نوشت و بعد از آن هم کتابی درباره کوروش بزرگ نوشت! نمیخواهم بگویم داندامایف هم مانند دنیل پاتس است بلکه می خواهم بگویم ما نباید اعتماد کامل به شرق شناسان و باستان شناسان بیگانه داشته باشیم. بلکه چنانچه شیوه درست تاریخ پژوهی را رعایت کرده باشند به آنها استناد کنیم. همانطور که اگر یک پژوهشگر ایرانی شیوه تاریخ پژوهی را درست رعایت کرده باشد نوشته هایش اعتبار دارد.

        اما درباره اوپیس
        ما به همه پیشنهاد می کنیم ابتدا متن را به صورت کامل بخوانند و بعد دیدگاه خود را مطرح کنند! همانطور که در متن آمده است پژوهشگرانی که از کشتار مردم توسط کوروش می گویند به ترجمه های قدیمی از جمله ترجمه گریسون و برداشت های سلیقه ای استناد می کنند. پس اینکه تاریخ دانان زیادی چیزی را گفته باشند به ترجمه ها و برداشت های قدیمی بر می گردد.
        برای من عجیب است که چطور شما انتقاد ها به لمبرت را قابل توجه می دانید ولی انتقاد ها به ترجمه گریسون را اصلا در نظر نمی‌گیرید؟! اگر شما ترجمه گریسون را درست تر می دانید چرا به ابهامات پاسخ نمی دهید؟! آیا این نمی تواند نشانه ای از غرض ورزی باشد؟!
        شما می گویید: «اغلب تاریخدانان در این زمینه اتفاق نظر دارن که مردم کشته شدن اونجا»! ولی ما هنوز پاسخ این پرسش را متوجه نشدیم که چرا باید در شهر اوپیس به یکباره اصطلاح «مردم اکد» بیاید که در همه متون اشاره به مردم شهر اکد دارد؟!

        موضوع دیگر اینکه متن رویدادنامه نبونئید می‌خواهد یک واقعه همزمان با نبرد کوروش را شرح دهد. برای همین نوشته شده است: «هنگامی که کوروش در اوپا (اوپیس) در کرانه دجله با سپاه اکد جنگ انجام می‌داد».
        در متن رویدادنامه آمده است جنگ «در کرانه دجله» در حال انجام بوده است. یعنی کوروش هنوز وارد شهر نشده بود. طبیعتا تا زمانی که هنوز سپاهیان بیرون شهر مشغول جنگ هستند، نمی‌توان گفت که شهر فتح شده است یا حتی مردم شورش انجام دادند! حتی نمی توان گفت که مردم غارت و قتل عام شدند! چرا که شرح یک واقعه همزمان با نبرد کوروش مد نظر بوده است.
        کوروش نمی‌توانسته هم بیرون شهر مشغول جنگ باشد و هم درون شهر مشغول قتل عام مردم باشد! چرا که یک شخص نمی‌تواند در دو جا حضور داشته باشد!

        جدا از اینها حال که به قول شما اختلاف نظر درباره این متن وجود دارد و خود شما می گویید نظر قاطعانه نمی دهیم، آیا بررسی منابع دیگر راهگشا نیست؟ در کدامیک از منابع دیگر سخن از کشتار مردم توسط کوروش بزرگ در اوپیس آمده است؟!
        در واقع من متوجه نشدم چرا اصلا این موارد را مطرح کردید. خودتان می گویید نمی خواهید نظر قطعی دهید. به ابهامات اشاره می‌کنید. به اینکه معلوم نیست کوروش بود یا نبونئید اشاره می کنید!!! دقیقا به دنبال چه چیزی هستید من متوجه نشدم.

      • جناب خالقیان مشکل اعتقادی وجود نداشته است. خدای سین خدای بابلی بوده و اعتراضی از سوی مردم در این مورد دیده نمیشود. حتی حمورابی در کتیبه خود به ستایش سین پرداخته

      • خدای بزرگ مردوک بوده است و سین هیچ گاه جایگاه مردوک را نداشته است. نیونئید به دنبال جایگاه فراتر از آنچه که سین در سنت بابلیان داشته است، بود. برای مثال فرض کنید یک پادشاه ایران ایزد شهریور را به جای اهورامزدا ستایش کند!!

        حتی نبونئید به پرستشگاه‌های دیگر بی احترامی می‌کرد. از جمله آنکه پیکره‌های اصلی را از پرستشگاه‌ها دور می‌کرد و پیکره های دیگر به جای آنها می گذاشت. این بی احترامی‌ها به پرستشگاه تاثیر مهمی در منفور شدن نبونئد داشت.

  7. درود

    بسیار متشکرم از آقای خالقیان

    ولی یک سوالی از ایشان دارم مردم بابل به چه دلیل علیه نبونئید شورش کردن
    و وضعیت مردم بابل در زمان نبونئید به چه شکل بوده

    خیلی سپاس گزارم ازتون

    • درود بر شما

      از منابع بابلی مانند رویدادنامه نبونئید، استوانه کوروش بزرگ و متن بابلی روایت منظوم اینچنین می توان برداشت کرد که دلیل اصلی نارضایتی مردم بی احترامی نبونئید به نیایشگاه ها و آیین بابلی ها بوده است. با این حال اشاره‌هایی وجود دارد (به ویژه در متن بابلی روایت منظوم) که فقر مردم و همچنین کشورگشایی‌ها و کشتار مردمان دیگر سرزمین‌ها توسط نبونئید هم باعث نارضایتی مردم بوده است.

      • درود بر شما
        بسیار بسیار متشکرم از پاسختون
        به امید خدا همیشه پیروز باشید

  8. استدلال ضعیف بود. چون اوپیس بخشی از اکد بوده پس واژه مردم اکد بر آنها صدق می کند و بر خلاف ادعای نویسنده نه تنها عجیب نیست بلکه کاملا عادی است

    • اشکان دهقان

      لطفا کمی بیاندیشید و متن را بخوانید

      متن رویدادنامه نبونئید می‌خواهد یک واقعه همزمان با نبرد کوروش را شرح دهد. برای همین نوشته شده است: «هنگامی که کوروش در اوپا (اوپیس) در کرانه دجله با سپاه اکد جنگ انجام می‌داد».

      در متن رویدادنامه آمده است جنگ «در کرانه دجله» در حال انجام بوده است. یعنی کوروش هنوز وارد شهر نشده بود. طبیعتا تا زمانی که هنوز سپاهیان بیرون شهر مشغول جنگ هستند، نمی‌توان گفت که شهر فتح شده است یا حتی مردم شورش انجام دادند! حتی نمی توان گفت که مردم غارت و قتل عام شدند! چرا که شرح یک واقعه همزمان با نبرد کوروش مد نظر بوده است.

      کوروش نمی‌توانسته هم بیرون شهر مشغول جنگ باشد و هم درون شهر مشغول قتل عام مردم باشد! چرا که یک شخص نمی‌تواند در دو جا حضور داشته باشد!

      در متن نوشته شده که اکد هم به کشور اکد اشاره داشته و هم به شهر اکد و اصطلاح مردم اکد برای مردم شهر اکد کاربرد داشته است. اتفاقا اینکه ابتدا نام اوپیس بیاید و سپس مردم اکد بیاید بسیار عجیب است. این نظر نویسنده این متن هم نیست بلکه نظر پژوهشگرانی مانند پروفسور لمبرت، دکتر شاهرخ رزمجو، دکتر حسین بادامچی و… است. دکتر عبدالمجید ارفعی هم در گزارش خود از رویدادنامه نبونعید نوشته است که منظور سرکوب مردم شهر اکد توسط نبونعید است.

      همه این پژوهشگران به زبان اکدی تسلط کامل دارند. نمی دانم شما تا چی میزان تسلط دارید!

      جدا از این به جز این متن که ابهاماتی دارد آیا سند دیگری برای اثبات این موضوع دارید؟ پاسخ قطعا خیر است. حتی در هرودوت از اوپیس سخن گفته شده اما خبری از قتل عام نیست حتما از غرض‌ورزی‌های هرودوت اطلاع دارید. اگر منظور متن رویدادنامه نبونعید کشتار مردم بود، جدا از درستی یا نادرستی آن منطقی بود که در تاریخ هرودوت و دیگر منابع از آن سخن به میان می‌آمد.

  9. واقعا مقاله مفیدی بود
    با درود و زنده باشید های فراوان برتمام دست اندرکاران خردگان

  10. با سلام درود. سایتتون واقعا عالی هست.

  11. سید عبدالمحمدرکنی

    باسلام
    احتراما ضمن تشکر از شما نکته ای که پیش ازاین در سایت دیگر بطور اتفاقی در خصوص نظر دکتر مصدق نسبت به قیام تنگستانیها درواقع خلاصه اون کتاب بود بررد مصدق ستیزان وهمچنین مقاله آیا کورش مردم بابل را قتل عام کرد قسمت مربوط به مصدق را تقزیبا 10 دقیقه ای بیشتر بود گوش گرفتم وقسمتی هم بعد از نشانی سایت از گوینده واردخردان شدم قسمتی هم از مقاله کوروش خواندم جالب بود وهمچنین اشاره ای به آقای رائفی پور و…که بی گدار به آب میزنند نکته قابل ذکر اینست که وقتی ذهن وقلب ما پیش از تجزیه وتحلیل بررد وقبول یک موضوع باشد یا مثبت یا منفی به همان شکل دنبال چیزی هستیم که میخواهیم بهش برسیم معروفیت کورش در مدارای با دشمن زبانزد است ولی همیشه دنبال سندی هم باشیم شاید کوروش هم اشتباه کرده باشد یا دکتر مصدق حالا که وطن دوست است شاید اوهم اشتباه کرده باشد چون انسان است هوشیاری دکتر مصدق معروفه ولی بجای خود ضمن احترام به مصدق وکاشانی .کاشانی بخاطر همین سادگی اش میان او ومصدق اختلافاتی با شیطنتهای بعضی از جمله عمال انگلیس رخ داد حتی در خصوص دکتر مصدق هم در مسیر همان هدف خودش هم اونهایی که با علاقه وافر ملیت را دنبال میکنند و به مبارزه مصدق معتقدند اشتباهاتی داشته است .
    پارسال بایکی از بستگان جایی مهمان بودیم بعد نماز صبح که در جایگاه رختخوابش دراز کشیده بود این کلیپ تلگرام نیمساعتی رائفی پور گذاشت در خصوص ذوالقرنین کوروش وآیه قران کریم که هر وسیله را جهت قرار دادیم ایشان داشت نقد میکرد مگر میشود به پادشاهی هر وسیله اخداوند قرار دهد کوروش پیامبر نبوده بنده همانجا حرف اورا نقد کردم مگر چه اشکالی پیش میاد بعضی پادشاهان در جایگاه خود دارای هنرها وقالیتهایی باشند تا این گفتم شاید به بهانه اینکه بتواندشنیدن سخنرانی را به پایان برساندسریع رفت زیر پتو ونگذاشت ماهم ادامه دهیم بنا میگذاریم که برای شنیدن کامل وبادقت باشد ولی تعصب روی شخص هم خوب نیست حالا که یکی معروف میشه هرچی میگه درسته خود همین جوان بودن واستاد خوب ندیدن کار جالبی نیست زمانی پشیمان میشود که خیلیها را گمراه کرده باشد
    در خصوص ترجمه اون سنگ نبشته اگر منابع دیگرهم اگر دارید وتجزیه تحلیلهای قدیمی در خصوص عدم قتل عام کردم بابل توسط کوروش معرفی فرمایید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا
Taşova escort Gerze escort Pazar escort Kangal escort Sarıkaya escort Side escort İncekum escort Hayrabolu escort Tavşanlı escort Ereğli escort Batıköy escort Suluova escort Durağan escort Niksar escort Gürün escort Çekerek escort Kızılağaç escort Çikcilli escort Ergene escort Simav escort Emirdağ escort Çağlayançerit escort Çanakkale mutlu son Çekmeköy mutlu son Çorlu mutlu son Devrek mutlu son Çerkes mutlu son Çankırı mutlu son Çeşme mutlu son Develi mutlu son Dinar mutlu son Cide mutlu son Muş mutlu son Fatsa mutlu son Bingöl mutlu son Fethiye mutlu son Nazilli mutlu son Gaziantep mutlu son