خانه » ایران باستان » آیا هوشتانه جادوگر و رمال بود؟

آیا هوشتانه جادوگر و رمال بود؟

به راستی در سده ۲۱ ما باید نوشته‌هایی درباره جاودگری را باور کنیم؟! ایران‌ستیزان به منابعی استناد می‌کنند که نویسنده‌های آنها به جادوگری و رمالی اعتقاد داشته‌اند. از طرفی این نویسنده‌ها گویا آشنایی چندانی با تاریخ و جغرافیای ایران نداشته‌اند به طوری که یکی از آنها نوشته است پاسارگاد و آرامگاه کوروش بزرگ در شرق پارسه (تخت جمشید) قرار داشته است!!! در صورتی که می دانیم پاسارگاد در شمال غربی پارسه قرار دارد. تنقاضات در نوشته بیگانگان فراوان است. برای مثال اگر بر اساس این نوشته‌ها هوشتانه جادوگر بود پس باید پذیرفت خیلی از دانشمندان یونانی مانند افلاطون و فیثاغورث هم به دنبال یادگیری جادو بودند! به نظر می‌رسد برخی از اروپاییان وقتی سطح بالای علم و دانش ایرانیان و کارهایی مانند کیمیاگری را درک نمی‌کردند، آن را به جادو و جمبل و… مرتبط می‌ساختند. همانطور که درک درستی از موقعیت جغرافیایی ایران نداشتند. با وجود آنکه هوشتانه و حتی دیگر دانشمندان ایرانی شهرت جهانی داشتند ولی دانش ما درباره آنها اندک است. دلیل این دانش اندک هم یورش و سلطه بیگانگان بوده است.

نویسنده: اشکان دهقان | واپسین به روزرسانی: ۲۹ آبان ۱۴۰۰


.

نگاهی به تناقضات منابعی که هوشتانه را جادوگر خوانده‌اند

هوشتانه

سال‌هاست که ایران‌ستیزان در تبلیغات مافیایی خود اظهار می‌کنند که در ایران باستان دانشمند وجود نداشته است! آنها می‌گویند عرب‌ها ما را از ظلم و ستم پادشاهان ایران باستان نجات دادند و به همین دلیل پس از یورش اعراب بود که دانشمندان زیادی در ایران ظهور کردند. اما پاسخ این پرسش را نمی‌دهند که چرا خود عرب‌ها این همه دانشمندان نداشتند؟

واقعیت آن است که اگر علم و دانش در ایران باستان گسترش نداشت طبیعتا دانشمندان زیادی پس از اسلام هم به وجود نمی‌آمدند و رونق دانش در ایران پس از اسلام به دلیل زمینه‌هایی بود که در ایران باستان به وجود آمده بود.

نام دانشمندان زیادی از دوران هخامنشیان تا ساسانیان به دست ما رسیده است. این روزها ایران‌دوستان در پاسخ به ایران‌ستیزان نام این دانشمندان مانند هوشتانه، برزویه پزشک، بزرگمهر بختگان، آذرباد مهراسپندان و… یاد آوری می‌کنند (ن.ک: دانشمندان ایران باستان). ایران‌ستیزان که دیگر نمی‌توانند بگویند در ایران باستان اصلا دانشمند نبوده، سعی در تخریب شخصیت دانشمندان ایران باستان می‌کنند. همانطور که زمانی افراطی‌های مذهبی به تخریب شخصیت بزرگانی مانند زکریای رازی روی آوردند و مهاجمان بیگانه سعی کردند یاد و خاطره دانشمندان ایران باستان را از بین ببرند.

البته این نکته را یادآوری می‌کنیم شوربختانه به دلیل نابودی علم و دانش که توسط مقدونی‌ها، یونانی‌ها و عرب‌ها رخ داد یافتن اطلاعات دقیق درباره این دانشمندان دشوار است که در ادامه به این موضوع می‌پردازیم.

یکی از بزرگانی که نام او در منابع آمده است هوشتانه یا اوستن است که در دوران هخامنشیان شهرت جهانی داشته است. در برخی از منابع نوشتند که دانشمندان بزرگ یونانی پیش او آموزش دیدند. البته یونانیان و رومیان او را با افسانه و داستان آمیختند و از آنجایی که رویکرد ضد ایرانی و ضد هخامنشی در آن آثار هویداست برخی از منابع سعی کردند چهره‌ای وحشتناک از او ارائه دهند و او را جادوگر معرفی کنند.

.

منابع نخستین به جادوگری هوشتانه اشاره‌ای نمی‌کنند

پیش از هر چیز باید توجه داشته باشیم که در منابع اولیه که نام هوشتانه آمده خبری از جادوگری نیست. نخستین اشاره‌ها به هوشتانه در کتاب حکمت بیگانه هرمودورس (از شاگردان افلاطون) است. او هوشتانه یا اوستن را نامی رایج در سلسله مغان می‌داند و از هوشتانه به عنوان نخستین افراد آن سلسله یاد می‌کند (Smith, 2002).

نکته قابل توجه آنکه در این منبع هیچ خبری از جادوگری نیست و این خود نشان می‌دهد که بعدها درباره هوشتانه افسانه سرایی شده است.

.

تناقض در منابعی که هوشتانه را جادوگر خوانده‌اند

یکی از اشخاصی که هوشتانه را جادوگر معرفی می‌کند و بسیار درباره او بدگویی کرده است، پلینی مهتر (پلینیوس) نویسنده رومی است که البته سال‌های خیلی زیادی از هخامنشیان و هوشتانه فاصله داشته است. این در حالی است که در نوشته‌های او تناقضات آشکار دیده می‌شود!

پلینی به جادوگری و رمالی اعتقاد داشت و جالب آنکه همین منبع مورد استناد ایران‌ستیزان قرار می‌گیرد! از طرفی این نویسنده گویا آشنایی چندانی با تاریخ و جغرافیای ایران نداشته است به طوری که نوشته پاسارگاد و آرامگاه کوروش بزرگ در شرق پارسه (تخت جمشید) قرار داشته است!!! (تاریخ طبیعی، کتاب ۶، بخش ۲۹). در صورتی که می‌دانیم پاسارگاد در شمال غربی پارسه قرار دارد. چطور می‌توان نوشته‌های چنین نویسنده‌ای که تا این حد اشتباه دارد را معیار قرار دهیم؟!

سوال آنجاست اگر هوشتانه جادوگر بود چرا دموکریت که شاگرد او بوده است جادو نکرد؟ بلکه دموکریت با دانشی که داشت نظریه اتم را مطرح کرد؟! پلینی خود نوشته است دموکریت شاگرد هوشتانه بوده است!

ویژگی شخصیت دموکریت یادآور آموزه‌های ایرانی و زرتشتی است. دموکریت را فیلسوف خندان می‌خواندند چرا که به شادمانی انسان بهای زیادی می‌داد و می‌دانیم شادی و شادمانی برای ایرانیان چه جایگاه بزرگی داشته است به طوری که در کتیبه‌های هخامنشی پس از اهورامزدا از شادی مردمان یاد می‌شود:

اهوره‌مزدا خدای بزرگ است که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید… (کتیبه داریوش بزرگ در نقش رستم با شناسه DNa، بند ١، ترجمه لوکوک).

اگر هوشتانه جادوگر بود پس خیلی از دانشمندان یونانی مانند افلاطون و فیثاغورث هم به دنبال یادگیری جادو بودند که بنا به نظر پلینی برای یادگیری جادو سفرهایی کردند. آنطور که پلینی در کتاب تاریخ طبیعی نوشته است هوشتانه جنون یادگیری جادوگری را در میان یونانیان به وجود آورد (Smith, 2002).

به راستی در سده ۲۱ ما باید همه نوشته‌های رومیان درباره جاودگری را باور کنیم؟! البته متاسفانه هستند اشخاصی که در همین سده ۲۱ باور دارند روغن بنفشه را باید به مقعد زد و ادرار شتر نوشید تا بیماری کرونا درمان شود! شاید همان افراد نوشته‌های درباره جادو و جمبل هوشتانه را باور می‌کنند!

همین نوشته‌های متناقض پلینی مهتر باعث شد که افسانه سرایی درباره هوشتانه افزایش یابد و حتی تا قرون وسطی این افسانه سرایی‌ها ادامه داشت.

به نظر می‌رسد برخی از اروپاییان وقتی سطح بالای علم و دانش ایرانیان و کارهایی مانند کیمیا گری را درک نمی‌کردند، آن را به جادو و جمبل و… مرتبط می‌ساختند. هنوز هم هستند کسانی که وقتی درکی از کارهای علمی ندارند آن را به همکاری جن و انس ربط می‌دهند.

.

نابودی علم و دانش در یورش و سلطه مقدونی‌ها، یونانی‌ها و اعراب

با وجود آنکه هوشتانه و حتی دیگر دانشمندان ایرانی شهرت جهانی داشتند ولی دانش ما درباره آنها اندک است. البته این باعث نمی‌شود که ما از تلاش دست بر داریم بلکه باید انگیزه به ما دهد تا بیشتر به کارهای باستان‌شناسی بها دهیم تا دانش بیشتر درباره آنها به دست بیاوریم.

دلیل این دانش اندک هم یورش و سلطه بیگانگان بوده است. کشور ایران تهاجم‌های بزرگی را به خود دیده است، از جمله آنها می‌توان به تهاجم بزرگ الکساندر مقدونی و تهاجم خلفای نخستین عرب اشاره کرد.

الکساندر مقدونی کاخ‌های پارسه (تخت جمشید) را آتش زد که طبیعتا باعث نابودی آثار زیادی شده است. آتش سوزی پارسه هم در نوشته مورخان آمده است و هم آثار آتش سوزی در پارسه کاملا هویدا است. (برای دانش بیشتر ن.ک: اسناد، مدارک و شواهد گوناگون درباره به آتش کشیده شدن پارسه توسط اسکندر).

اما این پایان ماجرا نبود و در دوره‌های بعدی که حکومت‌های یونانی (دوره هلنیستی) در ایران شکل گرفتند آثار بسیار بیشتری نابود شدند. این موضوع آن قدر ملموس است که دیگر آن تعداد از کتیبه‌هایی به خط میخی که در دوره هخامنشیان رواج داشت را نمی‌بینیم و این نشان می‌دهد که تا چه میزان انزوای کاتبان و دانشمندانی که پیش از آن وجود داشتند رخ داده است. پس از آن تا مدت‌ها کتیبه‌‌هایی به خط یونانی یافت شده است و خیلی اندک کتیبه‌ها به خط‌های دیگر هستند که نشان دهنده تحول بزرگی است که یونانیان به سود خود ایجاد کردند.

در هنگام سلطه اعراب بر ایران به ویژه در دوره اموی تردیدی نداریم که نابودی‌های فراوانی رخ داده است. حکومت اموی یک حکومت نژاد‌پرست بود و غیر عرب‌ها را پست می‌دانست درباره نابودی علم و دانش در این دوره روایات معتبر از کشتار دانشمندان داریم.

یکی از منابع معتبر در این باره آثارالباقیه ابوریحان بیرونی است. در دوران امویان و پس از آنکه خوارزم برای بار دوم توسط عرب‌ها فتح شد، نابودی بزرگی رخ داد به طوری که دانستن از گذشته خوارزم دشوار شد. ابوریحان بیرونی در این باره نوشته است:

قتبه بن مسلم [سردار عرب] هر کس را که خط خوارزمی می‌دانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می کردند را نیز به دسته پیشین ملحق ساخت بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست… (بیرونی، ١۳۸۹: ص ۵۷).

از این بابت طبیعی است که نام بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان از یاد برود و تنها نام آنهایی که شهرت جهانی داشتند باقی بماند ولی یافتن دانش دقیق درباره آنها هم دشوار است که شاید با یافت شدن آثار باستانی جدید دانش ما بیشتر شود.

.

احتمال نابودی آثار دانشمندان پس از اسلام هم وجود داشت

در این میان برخی می‌گویند اگر یورش الکساندر و اعراب باعث از بین رفتن آثار و یاد و خاطره دانشمندان ایران باستان شد چرا نام و آثار دانشمندانی مانند پورسینا (ابن سینا) پس از یورش مغول‌ها از میان نرفت.

اصلی‌ترین تفاوت اعراب و یونانی‌ها با مغول‌‌ها، نابودی در دراز مدت و در دوران سلطه آنها بود. بر عکس آنچه خیلی‌ها تصور می‌کنند نابودی‌ها فقط در کشورگشایی‌های الکساندر یا عمر بن خطاب رخ نداد بلکه دهه‌ها این نابودی توسط جانشینان آنها ادامه پیدا کرد. ولی مغول‌ها بیشتر نابودی‌ها را هنگام یورش انجام دادند و در دراز مدت نابودی فراگیر نداشتند.بلکه حتی به دست وزرای کاردان ایرانی اصلاح شدند،  به همین دلیل اقدامات عرب‌ها و یونانیان بسیار تاثیر گذار تر بود.

یونانیان و اعراب پس از تهاجم، زبان خود را فراگیر کردند و اقدامات دراز مدت برای سلطه فرهنگی انجام دادند به طوری که خیلی از مردم نگارش‌های باستانی را نمی‌توانستند بخوانند. اما پس از حمله مغول زبان مغولی اصلا فراگیر نشد و همان زبان‌ها باقی ماندند.

اتفاقا بیشتر نابودی‌های یونانیان و اعراب را باید در دوران سلطه آنها جست‌و‌جو کرد و نه دوره حمله آنها که بخواهیم با حمله مغول ها مقایسه کنیم.

دیگر تفاوت مغول‌ها با اعراب و یونانی‌ها این بود که آنها کتاب‌های پیشین را خطری برای خود نمی‌دانستند در حالی که یونانی‌ها و اعراب برخی از این آثار را خطری برای ایدئولوژی خود می‌دانستند. حمله و سلطه مغول‌ها به هیچ عنوان جنبه ایدئولوژیک یا دینی نداشت که کسی را به خاطر دینی که دارد منزوی کنند یا جزیه از او بگیرند و… . هرچند کشتاری که مغول‌ها انجام دادند به ویژه از توده‌های مردم بسیار زیاد و جنایت آمیز بود و نباید از جنایات مغول ها در دوران سلطه هم غافل شد ولی شرایط متفاوتی با یونانی‌ها و اعراب داشت.

اگر مغول‌ها هم راه یونانی‌ها و عرب‌ها را ادامه می دانند چه بسی امروز از پورسینا و زکریای رازی هم فقط یک نام باقی مانده بود.

.

سخن پایانی

مشخص نیست دلیل این کینه‌ای که برخی از ایران باستان دارند چیست؟ شاید منافع آنها به خطر می افتد که مردم ایران خودباوری پیدا کنند و هویت خود را بازیابند. برای همین به صورت گسترده تبلیغ می‌کنند که ایران باستان تمدن چندانی نداشته است. سریع به دنبال نوشته‌هایی می روند که ضد ایرانیان نوشته شده است و آنها را نشر و گسترش می‌دهند.

بسیاری از این افراد به دنبال ایجاد تفرقه میان ادیان و فرق مذاهب و همچنین اقوام ایرانی هستند و گویا با سانسور و تحریف منابع و گزینش مطالب دلخواه از منابع، می‌خواهند به اهداف خود برسند.

وقتی مردم ایران در سال‌های اخیر بیشتر با هوشتانه آشنا شدند بلافاصله شروع به تخریب شخصیت او کردند و به منابعی که تناقضات آشکار دارند استناد می‌کنند. همانطور که دیدیم این منابع فاصله زیادی با هخامنشیان دارند و تناقاضات در آنها آشکار است.

ایران‌ستیزانی که نوشته‌های بیگانگان درباره هوشتانه را می‌پذیرند پس حتما باید بپذیرند که افلاطون، فیثاغورث، دموکریت و… هم آنطور که همان نویسنده‌ها نوشتند جنون یادگیری جادوگری را داشتند. پس بسیاری از فیلسوفان دنیا گرایش‌های جادوگری و رمالی داشتند!!!

باید خرافات را کنار بگذاریم و به دانشمندان بزرگ دنیا احترام بگذاریم.

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– دهقان، اشکان (۴ اردیبهشت ۱۳۹۹). «آیا هوشتانه جادوگر و رمال بود؟». پایگاه خردگان.

– بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (١٣٨۶). آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر.

– لوکوک، پی‌یر (۱۳۸۹). کتیبه‌های هخامنشی. ترجمه نازیلا خلخالی. به کوشش ژاله آموزگار. چاپ سوم. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز.

– Smith, Morton (Last Updated: July 20, 2002). “OSTANES”. Encyclopedia Iranica

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

37 دیدگاه

  1. با سلام .ببخشید من‌منکر دانش ایران باستان نیستم و دانشمندان نیستم .منتها هر چقدر از تاریخ های فلسفه کاپلستون و راسل و ویل دورانت خوندم هیچ اشاره ای نشده بود که استاد دموکریتوس این شخص هستش و فقط دیوژن لائرتیوس اشاره به سفرهای متعدد این شخص کرده که راسل گفته به ایران هم سفر کرده .منتها من تو سایت های معتبر راجب فلسفه و تاریخ فلسفه دیدم اصلا اشاره ای به تدریس هوشتانه نشده.
    منتها میتونیم این طور برداشت کنیم که ایشون تحت تاثیر فلسفه و اندیشه مغان بوده .

    • اشکان دهقان

      با سلام. دوست گرامی اگر به مآخذی که نام بردیم مراجعه می کردید منابع آمده است. همچنین در متن هم منابع آمده است.

  2. درود برشما
    عالی بود

  3. پاسخ به تمام كسانيكه كه فرق بين علم و جادو را از جهل زياد نميدانند و جادوگري را نسبت به دانشمندان ايران باستان ميدهند (سخنان اين افراد نشانه نداشتن تحصيلات والاي آكادمي و عدم مطالعه آزاد هست) كه بهتره كتب علوم غريبه و قرآن و احاديث مطالعه كنند وقتي جنبه ديدن فيلم هري پاتر و فيلمهاي خاليبندي جادوگري هاليوود نداريد و فكر ميكنيد با جادو هر غلطي ميشه كرد و انوقت به دانشمندان ايران باستان كه افتخار هر ايراني اصل هستند را نسبت ميدهيد! بهتره اين فيلم و كارتونها را نبينيد كه فقط جنبه سرگرمي دارد و اهل علوم غريبه بر آن واقف هستند)
    كل جادوگري يا علوم غريبه شامل اين اعمال هست كه اثري از علم نيست: 1- دوستي كوتاه مدت يا جدايي و دعوا بين افراد و زن و شوهر 2- ايجاد بيماري و ذهن پريشان 3- ايجاد گره كاري و شغلي و ازدواج 4- بستن بخت به اصطلاح سوزاندن ستاره اقبال 5- استراق سمع از غيب و تلپاتي با افراد و تغيير ذهن به نفع يا ضرر كسي 6- جابجايي اجسام كه كل اين 6 كاري كه با جادو ميشه انجام داد فقط توسط همزادهاي شيطاني جادوگر بنام موكل يا اجنه كافر تسخير شده انجام ميشه و هيچ جن خداپرستي در جهت شر قدمي بر نميدارد و هرگز تسخير آدمي نميشوند چون طبق آيات متعدد قرآن جادوگري حتي در جهت خير بعلت دخالت در اراده انساني حرام و گناه اعلام شده كه همه اديان يكتاپرست و اجنه خداپرست بر اين امر واقف هستند.
    تمام اين امور جادوگري با تركيب نجسات و مردار و حشرات و اوراد بصورت جامد و مايع انجام ميشه با احضار موكلهاي شيطاني باگفتن كد مخصوص و تمركز كه ماده توليدي را ببويد سپس ماده را در محل و مكان تعيين شده ريخته يا به خورد بنده خدايي ميدهند تا شياطين تسخير شده با بو كشيدن هدف را پيدا كنند براي اذيت يا تسخير.
    اما اثبات سخنان بنده طبق قرآن: طبق آيه 102 سوره بقره البته بهتره كل قران بخوانيد اگر اهل دين هستيد من فقط به چند آيه كه در ذهن دارم اشاره ميكنم چون اشارات زياد هست: جادوگري در ابتدا در بابل توسط شياطين آموزش داده شد كه بيشتر در جهت دعوا و جدايي خانواده‌ها رخ ميداد يعني مورد 1 و 2 و 3 و 4 كه گفتم. و دو فرشته خدا هاروت و ماروت بر بابليان ارسال شدند تا باطل سحر آموزش دهند اما هر كس باطل سحر بخواهد بياموزد بايد درد يعني جادو را بشناسد كه دو فرشته گفتند مبادا از جادو استفاده كنيد اما بشر گوش نداد و جادو را از بابل گسترش داد.
    طبق آيه 9 سوره جن يكي از كارهاي اساسي با جادو استراق سمع هست يعني مورد 5 فوق كه ذكر كردم كه طبق احاديث بعد تولد حضرت محمد آيه 9 سوره جن اعمال شد هر جني به آسمان 4 بره براي شنود سخنان فرشتگان در مورد آينده دور، مورد حمله شهاب سنگ قرار ميگيره و نابود ميشه كه ديگر توانايي استراق سمع اجنه در عالم غيب ندارند ولي فقط از آينده نزديك يعني رخدادي رخ داده و ما بيخبريم انها خبر دارند بواسطه اتصال با همزادهاي شيطاني ديگر انسانها از وقايعي كه رخ ميدهد و هنوز خبرش به ما نرسيده آنها زودتر خبردار ميشوند ولي از غيب از واقعه رخ نداده خبر ندارند البته گاهي براي گمراه كردن جادوگر و ديگران خودشان رخ دادن واقعه‌اي را برنامه ريزي ميكنند و خبرش ميدهند تا وقتي آن واقعه بواسطه خودشان رخ دهند براي خودشان افتخار و بزرگي مقابل اذهان انسانها كسب كنند. (احضار روح در اصل احضار موكلهاي شيطاني فرد متوفي هست كه از زندگي او خبر داشتند اين كار هم عواقب سنگيني بر احضار كنندگان دارد.)
    طبق آيه 65 تا 79 سوره طه اجنه توانايي تغيير ذهن و تسخير ذهن دارند همان كاري كه ساحران با طنابها جلوي حضرت موسي انجام دادند تا مردم فكر كنند مار ديدند! يعني باز هم مورد 5 فوق كه ذكر كردم توانايي تلپاتي و تغيير اذهان و تسخير ذهن.
    طبق آيه 39 نمل كه عفريت جن به حضرت سليمان گفت ميخواهي تا از جايت بلند نشدي تخت ملكه سبا بياورم كه حضرت گفتند خير و آصف بن برخيا در يك چشم بر هم زدن با ذكر اسم اعظم آورد. يعني مورد 6 كه گفتم توانايي سريع اشيا.
    اما در آيات متعدد قرآن از ناداني اجنه گفته شده كه مثل انسانها اهل تفكر عميق و علم و هنر نيستند و مخترع نيستند و فقط پيرو انسانها در علم و هنر و دين و ديدگاه هستند.
    پس نسبت دادن علوم و كيمياگري يا شيمي به جادوگري نشانه جهل عميق يا دشمني آشكار با تمدن ايران هست و واقعا متاسفم براي امثال كوروش اسفندياري كه نه علم بر تاريخ نه علم بر علوم غريبه نه علم بر شيمي نه علم بر قرآن و دين دارد و خودش را عالم ميداند با تصرف فاميلي جعلي اسفندياري پدر ثريا! و مشخصه اصفهاني هم نيست چون كسيكه در گفتن نام اصلي خودش امتناع كند هرگز اصليت خودش را نخواهد گفت و الكي ميگه من فلان جايي هستم از عمد خودش پارسي معرفي ميكنه اما پارسي اصيل نيست! زيرا همه پارس زبانها به تمدن و دانشمندان ايران افتخار ميكنند و هرگز دشمني جاهلانه ندارند!

  4. خطاب به كوروش اسفندياري جعلي: شما نه اصفهاني هستي و نه ساكن اصفهان چون تا آنجايي كه از مردمان اصفهاني اصل خبر دارم شجاعت در معرفي خود دارند و شما تنها فاميل اسفندياري پدر ثريا را به دروغ يدك ميكشيد!
    تا جاييكه از مردمان اصفهان خبر دارم البته نه عرب زبانها و ترك زبانهاي مقيم اصفهان كه در چند دهه گذشته ساكن اصفهان شدند! بايد بگويم اتفاقا اصفهاني اصل روح ملي گرايي بالا و بسيار زرتشت دوست و اقليت دوست مخصوصا عاشق تمدن كهن ايران و همه فريختگانش و دانشمندانش هستند و بوجود آتشكده‌هاي باستاني در اصفهان افتخار ميكنند و هرگز با تمدنشان دشمني نميكنند حتي يك ضرب مثل كهن اصفهاني هست كه عرب در بيابان ملخ ميخورد ولي سگ اصفهاني آب يخ ميخورد. البته سخن من را ضد عرب زبانهاي عزيز ايراني اصل كه افتخار به تمدن ايراني به كشورشان ايران ميكنند هرگز نسبتي نيست.

  5. ماهیت نام هوشتانه در متون کیمیاگری پارسی و عربی نیز ادامه یافت ( Anawati 1996, p. 862.و
    Ullmann 1972, p. 184.)

    کتاب نامه:
    Anawati, Georges C. (1996), “Arabic Alchemy”, in Rashed, Roshdi, Encyclopedia of the History of Arabic Science, 3, London: Routledge.
    Ullmann, Manfred (1972), Die Natur- und Geheimwissenschaften im Islam, Handbuch der Orientalistik, Abteilung I, Ergänzungsband VI, Abschnitt 2, Leiden: Brill.

  6. وقتی برخی مملکت را با رمالی و جادو می خواهند اداره کنند سایت های تفرقه افکن هم به خود اجازه می دهند اینگونه هتاکی کنند. همانطور که جناب کیمیاگر که گویا شیمی دان هم هستند در همین کامنت ها گفتند «دلیل این که برخی منابع به هوشتانه بزرگ جادوگر میگفتند این است که چون در آن زمان به ویژه یونان باستان درک شناختی از دانش شیمی نداشتند»

  7. نام هوشتانه در متون عربی و پارسی(Ullmann 1972,p.184)
    کتاب نامه:Ullmann, Manfred (1972), Die Natur- und Geheimwissenschaften im Islam, Handbuch der Orientalistik, Abteilung I, Ergänzungsband VI, Abschnitt 2, Leiden: Brill.
    این را از ویکیپدیا گرفتم آیا سند موثقی در خصوص نام هوشتانه در متون کهن عربی و پارسی است

  8. (اول به همه مدعيان اسلام بگم من شيعه و پيرو و پايبند احكام دينم بر حسب بررسي با عقل و منطق و علم هستم در قبول هر حكمي مي‌انديشم اگر خطا باشد نميپذيرم). خطاب به همه ايران ستيزان و امثال يكي و كوروش اسفندياري كه مشخصه نامها جعلي هست و آنقدر شجاعت ندارند كه رايانامه اصلي خودشان بدهند!
    اگر ايراني اصل از نوع افراطي اسلام گرا هم باشيد باز هم نبايد با تمدن و فرهنگ كهن ايران دشمني كنيد و به تمسخر كوركورانه بگيريد در حقيقت داري به اجدادت توهين ميكني آنهم تمدن مردماني كه حتي خدا و ائمه و رسول خدا ازش به نيكي ياد كردن! اينقدر ايرانيان باستان شعور و هوش و ذكاوت و انديشمند داشتند كه به روشني از آثار باستاني به جا مانده قابل درك هست و آنقدر ديد روشن و تفكر عميق داشتند و ديندار يكتاپرست واقعي بودند كه قبل حمله اعراب جاهل پيزوري كه بدستور بني اميه و عمر اين حمله رخ داد خود ايرانيان به اسلام گرايش پيدا كرده بودند و بعنوان دين يكتاپرستي قبولش داشتند كه در آيات قرآن و كتب اهل سنت و شيعه از مورخان قديم و احاديث معتبر ائمه و رسول خدا هم بخوبي مشهود هست وگرنه ايرانيان در نگهداري دين و اعتقاد سرسخت هستند اگر اينقدر سست بودند در تغيير آيين بايد به آيين هر قوم متجاوز در مي‌آمدند اما خودشان دينشان انتخاب كردند كه به فرموده امام صادق و آيه 198 و 199 سوره شعرا اگر قرآن بر فارس نازل ميشد عرب ايمان نمياورد اما بر عرب نازل شد كه فارس ايمان آورد كه اين فضليتي بر فارس (عجم) هست. (مطالعات كتب ديني و قرآني اگر داشته باشيد كه نداريد ميفهميد صحت ايرانيان باستان را !!!!) كه ايرانيان اهل علم و درايت و ذكاوت بودند و خدا هم از آنان در قرآن در آيات متعدد به نيكي ياد كرده
    و آيه 17 سوره حج هم دين زرتشتي در رده برابر اديان يكتاپرستي يهود و مسيحيت و اسلام ذكر شده كه نشانه پيامبر بودن و عالم بودن حضرت زرتشت و پيروانش هست. (17 حج) به يقين هر كس به اجداد كهن ايرانيش كه زرتشتي بودند توهين كند يا ايراني اصل نيست يا دست نشانده افرادي شده كه با دريافت مبالغي ناچيز دعوا و دشمني بين اديان ايران در راستاي تجزيه و تفرقه ميخواهد ايجاد كند. مسلمان واقعي دشمن هيچ ديني نيست شما مدعيان دينداري از نوع اسلام! بهتره از ژاپنيهاي بودايي ياد بگيريد كه براي مسلمانان اقليت ژاپن مسجد ميسازند و كفشهاي كارمندان مسلمان را پشت درب نمازخانه اداره جفت ميكنند و احترام به مسلمين ژاپن ميگذارند! گاه كفار از ما مسلمين، انسانيت و شعور بيشتري دارند و بدون شك مورد علاقه خداست هر كس حق ناس به گردن نداشته باشد و عدالت اجتماعي برقرار كند حتي ملحد بي دين باشد!

  9. در مورد هوشتانه نظر خاصی نمیشه داد فقط میشه گفت یک مغ بوده

    • استاد دموکریت (کاشف اتم)کم کسی نیست
      وقتی اجدادت کتابخانه های مارا آتش کشیدند طبیعتا دستاورد های دانشمندان ایران باستان ثبت نشد اما آثار فراوانی گویای وجود یک تمدن پیشرفته و با علم و دستاورد است
      حال شما نام یک دانشمند عرب باستانی و دستاورد هایش برای من بگویید؟!

      • همون کسی که گفته استاد دموکریت بوده نسبت جادوگری و رمالی هم بهش داده اطلاعات پلینی ضد و نقیضه و اصلا معلوم نیست واقعا استاد دموکریت بوده یا نه گفته شده او با لشگر خشایار شا همراه بوده و شناخته شده ولی مثلا فیثاغورث سالها قبل از لشگر کشی خشاریاشا در گذشته نمیدونم اجداد من رو از کجا میشناسی البته این حرف ها بیشتر نشانه درماندگی و ضعفه و دوباره در همون مسیر غلط قبلیت قدم برمیداری برای نام دانشمندان مناطق دیگه حرفی نزدم درسته قبل اسلام اعراب در حجاز و نجد سوادی نداشتند و این رو چه کسی میتونه انکار کنه خود قرآن هم گفته من در تاریخ تعصبات کورکورانه ندارم

      • توجه داشته باشیم نخستین اشاره‌ها به هوشتانه در کتاب حکمت بیگانه هرمودورس (از شاگردان افلاطون) است و نه پلینی! ارتباط دموکریت با هوشتانه صرفا با توجه به گفته منابع نیست بلکه ویژگی های شخصیتی وی به آموزه های ایرانی شباهت دارد. لطفا متن را بخوانید

        جدا از اینها داستان هوشتانه یک موضوع مهم را نشان می دهد و آن هم نابودی علم و دانش ایرانیان توسط بیگانگان که حتی در کتاب های خودشان از آنها یاد کردند ولی با غرض ورزی!!

        اگر هوشتاته جادوگر بود چرا دموکریت و دیگر شاگردانش جادو نکردند؟!

      • کوروش اسفندیاری

        درود.
        در کجای گفته های هرمودورس ذکر شده که هوشتانه دانشمند بوده و یا میتوان این چنین چیزی را از آن برداشت کرد؟ بنده حقیر سخنان هرمودورس را دیده ام چیزی با عنوان دانشمند نمیتوان از آن برداشت کرد تنها پلینی است که در هوشتانه غلو میکند که خب آنهم معتبر نیست.

        اینکه اعراب و یونانیان و … نابوده کرده اند یا نه بحثی جداست، بحث این است که از این مانده های نابود شده ها آیا دانشمندی میتوان یافت؟ پاسخ منفیست ولی ایران ستیزان با تحریفی خاص این مهم را به کل ایران باستان ربط میدهند که خب به نوعی مغالطه است.

      • اشکان دهقان

        جناب اسفندیاری نمی دانم شما همان جناب یکی هستید یا خیر! جناب یکی گفتند فقط پلینی از هوشتانه یادکرده است که پاسخ دادیم اینچنین نیست.

        به هر حال اگر نوشته های بلوس مندس را هم مطالعه کنید می بینید که از دانشمندی هوشتاته گفته است.

        همچنین پیشنهاد میکنم تحت تاثیر گفته های ایران‌ستیزان نباشید. آثار باستانی و الواح بابلی نشان دهنده رواج دانش فراوان در دوران هخامنشیان است. گزارش های فراوان گویای حضور مغان ایرانی در بابل و کارهای نجومی است. هوشتاته هم که جایگاه خود را دارد که آموزگار دانشمندان یونانی بوده است.

        اینکه شاگردان یک شخص دانشمند باشند نشان دهنده دانشمندی آن شخص نیست؟

        نمی دانم چرا میخواهیم با دست خود تمدن خود را نابود کنیم. اگر ایران‌ستیز، پان ترک یا اسلام گرا هستید موردی ندارد اینکه نام کوروش را گذاشته اید و سخنان ایرانستیزانه می زنید مشکلی بزرگ است

      • در پاسخ به کوروش اسفندیاری: شوربختانه در رایانامه های شما به من عکس اواتار را کاریکاتور کوروش بزرگ گذاشته بودید و آدرس ایمیل شما هم cyrus.jewish به معنای «کورش یهودی» است! با این دیدگاه شما، بر من ثابت شد که رویکرد ایران‌ستیزانه دارید. اینها کارها، کارهای نیکویی نیست

      • در پاسخ به اسفندیاری :زرتشت فیلسوف بزرگ جهان است که مجسمه او به همراه افلاطون و ارسطو به عنوان فیلسوفان بزرگ در دانشگاه هاروارد وجود دارد
        بزرگ مهر و برزویه پزشک نیز از جمله دانشمندان بزرگی
        بودند که در دوران پس از اسلام هم مورد ستایش بودند
        پس اینکه گفته شود ایران باستان اصلا دانشمند نداشت کاملا غلط است

      • کوروش اسفندیاری

        درود.
        در پاسخ به آقای دهقان:
        1: بنده حقیر «یکی» نیستم و همواره هم چه به ایران ستیزان و چه به برخی از مدافعین نماهای ایران باستان که توهین ها و تعصباتشان آبروی ما را هم برده تذکر داده ام مجهول و مستعار کامنت گذاشتن کار یک ترسوست.

        2: بلوس مندس دانشمندی بود که در قرن سوم پیش از میلاد می زیست و اگر سخنی داشته باشد که بتوان دانشمند بودن هوشتانه را از آن برداشت کرد بنده حقیر خیلی هم خوشحال میشوم چون ایرانیکا ظاهرا آنقدر اطلاع و آگاهی نداشته که بتواند دانشمند بودن هوشتانه را از مندس برداشت کند اگر شما این قدر اطلاعاتتان زیاد است:
        لطفی به بنده حقیر کرده و سند خود را از کتاب مندس دال بر دانشمند بودن هوشتانه نشان بدهید.

        3: در پاسخ به آقای خالقیان:
        در ایمیل هم به شما گفته ام که رویکرد بنده درباره دفاع از ایران باستان چگونه است. دلیلی ندارد هرکسی سند خواست یا انتقاد کرد ایران ستیز باشد و یا هرکسی تعریف های غلو آمیز کرد وطن پرست!! امثال امید دانا هم وطن پرست هستند ولی رویکردشان صد و هشتاد درجه با شما و همفکرانتان فرق دارد، الآن امید دانا هم ایران ستیز است؟.

        4: در پاسخ به وطن پرست:
        اولا که شجاعت کافی و لازم را داشته باشید [اگر وطن پرست واقعی هستید] و با هویت واقعی خود سخن بگویید. دوماً من چکار به زرتشت و … داشتم؟ اینها را بروید به امثال سامان ادیان نت و … بگویید [که خود آقای خالقیان و … زحمتش را کشیده و پاسخشان را داده اند] من میگویم دانشمند بودن هوشتانه در کدام یک از این منابع کهن بوده است؟ مگر هر کسی مغ بود دانشمند است؟.

      • اشکان دهقان

        پاسخ به کوروش اسفندیاری:
        البته همانطور که در متن هم آمده است یافتن دانش دقیق درباره هوشتانه دشوار است. از جمله آنکه ما نمی توانیم دقیق نظر دهیم که در چه تاریخی می زیسته است. نمی دانیم اوایل هخامنشیان بوده است یا اواخر این دوره؟! شاید افراد مختلفی با این نام در دوران هخامنشیان بوده اند همانطور که هرمودورس اشاره هایی کرده است. یافتن منابع درباره هوشتانه دشوار است. برای همین نباید توقع داشته باشیم ایرانیکا مقاله کاملی در این باره نوشته باشد و همه منابع را نوشته باشد.
        در ادامه توضیح می دهم اینکه ما می گوییم هوشتانه دانشمند بوده است صرفا بر اساس منابع نیست بلکه بر اساس شواهد تاریخی است.
        در اینجا با توجه به اعدادی که شما گذاشته اید پاسخ هایی می دهم

        ۲- من هیچ ابایی ندارم که بگویم از ویکی پدیا استفاده می کنم. هستند کسانی که از ویکی پدیا استفاده می کنند و طوری وانمود می کنند که گویی خودشان منابع را خوانده اند ویکی پدیا یک پلتفرم قوی است برای گردش اطلاعات آزاد. قطعا خوبی ها و بدی هایی دارد ولی اگر منابع در ویکی پدیا دقیق باشند چرا از آن استفاده نکنیم؟! همانطور که در ویکی پدیا از بلوس مندس نقل قول شده که چگونه از هوشتانه مغ دانش فرا گرفت. در آنجا ذکر می شود که هوشتانه کتاب های باستانی ارزشمند را نشان داده است و به جمله حمیکانه هوشتانه اشاره می‌شود.
        اینکه از شخصی دانش فرا بگیرند و آن شخص هم سخنان حکیمانه بگوید دلیلی بر دانشمندی آن شخص نیست؟! البته که اشاره محدود است ولی باید دانست که منابع زیادی نابود شده است و به همین دلیل است که ما افسوس می خوریم!
        اشاره های دیگر به اینکه هوشتانه استاد دموکریت بوده است و همچنین اشاره به کتاب های هوشتانه قابل توجه است.
        قرار نیست نویسندگان بیگانه عاشق و دلباخته هوشتانه باشند. ولی اشاره های منابع نشان می‌دهند که هوشتانه (یا افرادی با این نام) در جهان باستان بسیار مشهور بودند که درباره او افسانه سرایی کردند. کاملا مشخص است که صرفا یک مغ معمولی نبوده است بلکه حتما کارکردهایی فراتر از یک مغ معمولی داشته که تا این حد مشهور شده است. شهرت او تا قرن ها بعد ادامه یافت.
        اینکه ما می گوییم هوشتانه دانشمند بوده است و بیگانگان از کارهای او سر در نمی آوردند و آن را به جادو و جنبل ربط دادند صرفا بر اساس متن منابع نیست بلکه بر اساس شواهد تاریخی است. حتما هوشتانه کارهایی فراتر از زمان خود انجام داده است که به او تهمت جادوگری زده اند که امروز با توجه به کیمیا گری و علم شیمی قابل حل و فصل است (اگر شما به جادو اعتقاد دارید که دیگر هیچ!‌ ما نمی توانیم شما را قانع کنیم).
        همانطور که تقریبا همه منابع علیه بابک خرمدین نوشته شده اند اما ما شواهد تاریخی را بررسی می کنیم تا از ذهنیت مغرضانه نویسنده ها دور شویم و بتوانیم به واقعیت های تاریخی دست پیدا کنیم.

        ۳- شما خودتان را به جای ما بگذارید. آدرس ایمیل شما هست: cyrus.jewish (کوروش یهودی!). عکس پروفایل ایمیلتان کاریکاتور کوروش بزرگ است که این کاریکاتور محبوب پانترک هاست. حال نمی دانم پانترک ها آن را کشیده اند یا گروه های دیگر؟! در اینجا هم می گویید «مگر هر کسی مغ بود دانشمند است؟»
        ما اینها را ببینیم و نگوییم که در دیدگاه شما رویکرد ایرانستیزانه دیده می شود؟! چیزهایی که افراطی های اسلام گرا می گویند مانند کوروش یهودی است یا تصاویری که پانترکان منتشر می کنند مانند کاریکاتور کوروش و… را در شما یافته ایم! به نظرم هیچ میهن پرستی نیست که این موارد را ببیند و بپذیرد که قصد شما دفاع از ایران باستان است!
        همچنین توجه داشته باشید ضربه کسی که از سیاست های ایران‌ستیزان حمایت کند کمتر از ایرانستیزان نیست. ما نمی‌خواهیم وارد مواردی شویم که ربطی به متن ندارد بنابراین لطفا از نام بردن اشخاص که جایش در اینجا نیست خودداری کنید.

      • کوروش اسفندیاری

        درود.
        در پاسخ به آقای دهقان: ویکی پدیای فارسی و انگلیسی نقل قول مستقیم از مندس دال بر دانشمند بودن هوشتانه نداشتند، اگر هست ارجاع آن نقل قول را در اینجا قرار دهید تا بنده بتوانم نهایتا از طریق دوستان منبع را بررسی کنم. ویکی پدیا پلتفرمی نسبتا باز است بنابراین باید منبعش بررسی شود، بر خلاف ایرانیکا که میتوان به متن آن استناد کرد چون نویسنده اش پژوهشگر این حوزه است.
        پروفایل ایمیل من هم در یک کانال تلگرامی مربوط به یک انجمن آمریکایی فعال در زمینه کاریکاتور بود البته نمیدانم آنها کشیده اند یا خیر. دلیل قرار دادنش هم این است که به ایران ستیزان بگویم هیچ ارزش خرافی و غیر واقعی برای ایران باستان قائل نیستم و تقدس نمیکنم.
        نام ایمیل من هم دال بر یهودی خواندن کوروش نیست بلکه بدلیل ارتباط کوروش با جامعه یهود است.
        اما درباره جادوگری هوشتانه نزد یونانیان:
        اولا که یونان باستان در زمان هخامنشیان دانشمندانی چون سقراط و بقراط و افلاطون و… داشته است و این چنین تمدنی فرق بین جادوگری و کیمیاگری را میداند.
        دوما پلینی بعنوان اولین کسی که سخن از جادوگری این فرد زده است اعمال وی را نیز بیان کرده، آدمخواری و… بنابراین مبهم سخن نگفته که بتوان تعبیر دیگری از آن برداشت کرد.
        سوما در میان قبایل بدوی آفریقایی هم جادوگری وجود داشته و اصولا جادوگری چیز خاصی نبوده و نیست پس جادوگر خواندن هوشتانه اتفاقا به ضرر وی است.
        چهارما پلینی به کدام سند دسترسی داشته که هرمودورس و یا دیگر نویسندگان قدیم نداشته اند؟ اسمیت در ایرانیکا تمام این سخنان پیرامون هوشتانه را افسانه و متاثر از فرهنگ یونانیان میخواند چون هیچ یک نه تاریخی اند نه با دیگر اسناد باستان شناسی تطبیق دارند (نمونه دیگر ستاره پرست خواندن زرتشت توسط شاگرد افلاطون است).

        بنده مسلمان (زمان نوجوانی بودم) و یا ترک نیستم و نمیدانم چرا برچسب ایران ستیز و… میزنید اما این طور سر هم چیدن منابع تاریخی (یک تکه از این منبع و تکه دیگر از منبعی دیگر در حالیکه در تضاد با هم هستند) علمی نیست و اعتباری ندارد.

        استناد ویکی پدیا برای نقل قول از مندس سخن یک شیمی دان فرانسوی به نام مارسلین برتلوت است و جدای از اینکه معلوم نیست این فرد به کدام یک از آثار مندس دسترسی داشته که هیچ مورخی از زمان باستان تا به الآن نداشته که بخواهد در آن از هوشتانه تعریف کند و البته این آقا سندی هم ذکر نمیکند، اصلا یک شیمی دان عصر حاضر چکار دارد به دانشمند بودن هوشتانه دو هزار سال پیش؟.

      • اشکان دهقان

        پاسخ به کوروش اسفندیاری (یا به قول خودشان cyrus.jewish که به معنای «کورش یهودی» است!!!):

        اول آنکه پیشنهادم این است که عحولانه درج دیدگاه نکنید. اول گفتید نقل قولی از بلوس مندس نکردند و سپس رفتید و دیدید و مجبور شدید یک کامنت دیگه بگذارید. به هر حال ما دو تا کامنت را یکی کردیم که نظم کامنت ها حفظ شود. به نظر من از ابتدا درباره هوشتانه عجولانه قضاوت کردید.

        توضیحاتی که درباره ایمیل خود دادید بیشتر شبیه دست و پا زدن بود و برای من که قانع کننده نبود!! اول آنکه واژه Jewish یعنی یهودی و Jews یعنی یهودیان. جدا از این اصلا ارتباط کوروش با جامعه یهودیان چیست که شما انقدر روی آن تاکید دارید؟! می دانیم کوروش اصلا در استوانه خود از یهودیان یاد نکرده است و برخورد او با یهودیان همان برخوردی بود که با سایر اقوام داشت. حال جای سوال دارد که چه می شود که شما هم‌سخن با افراطی های اسلام گرا اصطلاح «کوروش یهودی» را به کار می برید و همراه با پانترکان کاریکاتور کوروش را به عنوان عکس پروفایل می گذارید؟!

        خوشبختانه یا متاسفانه ما ایران ستیزان را خوب می شناسیم و از اهداف آنها آشنا هستیم. اینکه خودشان را جا می زنند به جای یک مدافع تاریخ ایران باستان و شروع می کنند به دروغ پراکنی و شبهه افکنی. همان حرف های پانترک ها و افراطی های اسلام گرا را تکرار می کنند.

        اما در دیدگاه شما درباره هوشتانه تناقضات آشکار دیده می شود. از سویی می گویید: «یونان باستان در زمان هخامنشیان دانشمندانی چون سقراط و بقراط و افلاطون و… داشته است و این چنین تمدنی فرق بین جادوگری و کیمیاگری را میداند.» از سوی دیگر می گویید: «یرانیکا تمام این سخنان پیرامون هوشتانه را افسانه و متاثر از فرهنگ یونانیان میخواند»!!!

        بالاخره در فرهنگ یونانی افسانه سرایی رواج داشته یا دانشمندانی داشته است که فرق جادوگری و کیمیا گری را می دانسته اند؟!! خودتان سخن خودتان را رد کردید!

        واقعیت آنکه در فرهنگ یونانی افسانه سرای رواج زیادی داشته است که در آثاری مانند هرودوت و کتزیاس هم آشکارا دیده می شود. سقراط و … بخشی از اقلیت نخبه یونان باستان بودند که اندیشه های آنها با رویکرد عمومی یونانیان تفاوت آشکار داشته است. حتما می دانید که سقراط را اعدام کردند به جرم فاسد کردن جوانان و بی‌اعتقادی به خدایان!!!

        دیگر موارد که درباره پلینی می فرمایید هم به نوعی همان گفته های ما درباره پلینی است و اینکه درباره هوشتانه افسانه سرایی کرده است. از جمله اینکه در منابع قدیمی تر به جادوگری هوشتانه اشاره نمی شود و پلینی یک باره این را می گوید! آن هم به دلیل عدم درک دقیق از علم و دانش ایران باستان و هشتانه و شاید رویکرد بیگانه ستیزانه او بوده است.

        درباره Berthelot هم به نظرم رویکرد شما خیلی مغرضانه است. ایشان درباره تاریخچه علم شیمی پژوهش کرده است. چیزی که شاید تاریخ پژوهان از پس آن به خوبی بر نیایند و اصلا دغدغه ای در این باره نداشته باشند. این پژوهشگر نقل قولی از بلوس مندس کرده است نه آنکه چیزی را از خود گفته باشد. یعنی سند خود را ذکر کرده است. شما خودتان هم چیزی را مستقیم از منابع ذکر نکردید بلکه با واسطه ایرانیکا نقل کرده اید! آن ماخذ هم یک متن فرانسوی است که عینا از بلوس مندس نقل قول کرده است.

        شما نقل قول از منابع را نمی پذیرید آن وقت توقع دارید ما قبول کنیم که کاریکاتور کوروش و آدرس ایمیل cyrus.jewish (کوروش یهودی) رویکرد ایرانستیزانه نیست!!

        به هر حال همانطور که عرض کردم یافتن منابع دشوار است ولی ما تلاش می کنیم به اصل بلوس مندس دسترسی پیدا کنیم.

        در پایان باید بگویم که اگر بررسی منابع مختلف «سر هم چیدن منابع» است پس باید گفت ایرانیکا خود بهترین نمونه سر هم چیدن منابع است که گویا شما ایرانیکا را وحی منزل می دانید و سخن مخالف آن را بر نمی تابید!!

        به هر حال هم ما و هم شما اسناد را ذکر کردیم و دیگر وقت آن است که قضاوت را بر عهده مخاطبان بگذاریم.

      • کوروش اسفندیاری

        درود.
        خیلی جالب است!! پلینی برای جادوگری هوشتانه مصداق می آورد و هم چنین آدم خواری و… را بیان میکند آنوقت میگویید فرق بین این دو را نمی فهمیده! خب اگر مصداق نمی آورد بعد میتوانستید بگویید فرق بین جادوگری و کیمیاگری را نمی فهمیده!! جدای از این صراحتا نام این دو را آورده و از آن استفاده میکند یعنی هر دو در آن زمان وجود داشتند. در کامنت اول گفتم جادوگری در قبایل بدوی آفریقایی هم دیده میشود و چیزی نیست که فردی همچون پلینی بزرگ بخواهد به اشتباه آنرا با کیمیاگری یکی بداند آنهم وقتی مصادیق آنرا بیان میکند.
        من ایران ستیزم؟ باشد!! افرادی که نام و ایمیل مرا می بینند اگر در اصفهان باشند و در این زمینه بصورت حضوری فعال، به احتمال قوی من را خواهند شناخت و به این حرف شما می خندند. درباره کوروش و قوم یهود هم چیزی است که امروزه یهودیان بدان باور دارند، یعنی مصادره کوروش به نفع خود، البته نام و کاریکاتور کنار هم گویای همه چیز هست.
        خیلی جالب است من دو ایراد را مطرح کردم ولی شما به یکی از آنها پاسخ دادید و فکر کردید الآن نظر بنده حقیر را کاملا نقد کرده اید؟ :
        1: سند برتلوت دال بر نقل قول از مندس چه بوده؟ معمولا اگر فرد اهل پژوهش و منصفی باشد در پاورقی ذکر میکند.
        2. از کجا میتوان دانشمند بودن هوشتانه را از آن برداشت کرد آنطور که ادعا کردید؟ و افسانه سرایی نبوده است؟.
        بنده حقیر چه گفتم؟ گفتم از کدام یک از این منابع کهن به قول شما دانشمند بودن هوشتانه را میتوان برداشت کرد ولی هماننده پلینی افسانه سرایی نکردند؟ هنوز جواب مرا نداده اید…
        درباره افسانه سرایی: مگر چقدر آثار از زمان هخامنشیان و اشکانیان مانده که بگوییم ایرانیان هماننده یونانیان افسانه سرا نبوده اند؟ جدای از این، بیان واقعیات از افسانه ها بسیار بیشتر است و برای نمونه به سه مورد از تطابقات سخن هرودوت با واقعیت میتوان اشاره کرد که هیچ یک از مورخین عهد باستان نداشته اند (قبیله آمازون – محصور بودن دریای خزر – اشاره به قیام مادها علیه داریوش اول) اگرچه به قول شما نقل قول های تخیلی هم داشته اما کاری که نویسندگان یونانی در آن زمان کردند باعث شد بفهمیم تمدن ایران باستان به قول امثال پورپیرار جعلی نیست و دشمن آنها را بعضا به تعریف وا داشته.
        درباره سقراط: الآن سخن شما یعنی بقراط و افلاطون و فیثاغورث و… را هم اعدام کردند؟ پاسخ منفیست و همواره یونان باستان تمدن علم و دانش در دوران باستان بوده و این تمدن، بدوی نبوده که فرق بین کیمیاگری و جادوگری را نفهمد!!.
        ای کاش یکبارهم که شده بر خلاف ماجرای کوروش و کیخسرو که کوروش منابع ایرانی و عربی را ول کرده و بدنبال همزاد آن کوروش میگشتید متوجه میشدید که ایران باستان به آسمان و ریسمان بافتن احتیاج ندارد!! عظمت تمدنی که برجای گذاشته خود جواب ایران ستیزان است.

      • اشکان دهقان

        پاسخ به کوروش اسفندیاری (یا به قول خودشان cyrus.jewish که به معنای «کورش یهودی» است!!!):

        ما می گوییم جادوگری وجود ندارد و نداشته است شما دارید برای ما ثابت می کنید که در قبایل بدوی آفریقایی جادوگری وجود داشته است! واقعا ما نمی توانیم کسی که به جادوگری اعتقاد دارد را قانع کنیم!!!

        همه کارهایی که به عنوان جادو در جوامع باستانی از آن یاد می شود قطعا ریشه ای در طبیعت داشته اند. برخی دانسته این کارها را می کردند برخی هم ندانسته و صرفا از روی تجربه! برخی دیگر هم کارهای علمی می کردند و دیگران برای آنکه درکی از کارهای علمی نداشتند آن را به جادو ربط می دادند.
        از آنجایی که همواره جادو واژه ای با بار منفی بوده است و عده ای هم از این کارها سوء استفاده می کردند مغرضانی بودند که کارهای پژوهشگران را به جادو و جمل و جن ربط می دادند. زمانی در همین ایران برخی می گفتند واکسن نزنید چون جن وارد بدن می شود!!!! چرا که از دانش تولید واکسن اعتقاد نداشتند و با غرض ورزی به دنبال مخالفت با پیشرفت های بشر بودند!
        برخی در یونان باستان هم چنین رویکردی به ایرانیان داشتند و کارهای علمی را به جادو جمبل ربط دادند!!!

        درباره دانشمندان یونانی هم همانطور که عرض کردم اقلیت نجبه ای داشتند ولی رویکرد عمومی به افسانه علاقه داشته است. همانطور که در ایرانیکا هم آمده است. مواردی هم که از هرودوت می گویید همه و همه در جزئیات با افسانه آمیخته شدند! البته این بدان معنا نیست که منابع یونانی را دور بیندازیم. درباره تاریخ پژوهی بارها گفته ایم

        به هر حال فکر میکنم بحث با شما بی فایده است. شما آدرس ایمیل خود را کوروش یهودی گذاشته اید، عکس پروفایل ایمیلتان را کاریکاتور کوروش بزرگ گذاشته اید، به جادو و جادو گری اعتقاد دارید و مدام تناقض در گفته شما دیده می شود!!

        ما نمی توانیم چنین شخصی را قانع کنیم و تکرار مکررات هم بی فایده است. همواره به مخاطبان گفته ایم که هدف ما در پایگاه خردگان قانع کردن ایران‌ستیزان نیست بلکه خنثی سازی جوسازی و دروغ پراکنی های آنهاست.

        همانطور که در کامنت پیشین هم گفتم هم من هم شما اسناد را ذکر کرده ایم. دیگر اجازه دهید مخاطبان تصمیم بگیرند.

      • اسمیت جایی سخنان هوشتانه را افسانه ندانست
        سخنان هوشتانه به خوبی یاد آور آموزه های زرتشتیست و به نظر نمی رسد از افسانه سرایی های یونانیان باشد
        دانشمند بودن هوشتانه با توجه به همین سخنان اثبات می شود

  10. کوروش اسفندیاری

    درود.
    میشود بگویید پلینی در کجا گفته دموکریت شاگرد هوشتانه بوده است؟.

    • اشکان دهقان

      درود بر شما بر اساس مقاله Smith که در این نوشتار به آن استناد شده است به نقل از کتاب تاریخ طبیعی 30: 8-11 این موارد آمده است

      • کوروش اسفندیاری

        درود.
        بله این قسمت از کتاب پلینی در مقالات دیگر هم آمده منتها توجه داشته باشید مرتبط بودن هوشتانه با دموکریت دو قسمت دارد:
        نخست ادعای پلینی که میگوید فیثاغورث و افلاطون و دموکریت و امپدکلس به ایران رفته و نزد هوشتانه جادوگری و کیمیاگری یاد گرفتند اما نمیگوید بطور کل یا در بازه طولانی هوشتانه استاد آنها بوده و ایشان شاگردش [تنها در بازه زمانی کوتاهی آنهم به منظور جادوگری و کیمیاگری و سپس بازگشت به یونان برای آموزش آن].
        دوم سخن دیوید لیوینگستون است که در کتاب خود با عنوان خدا در حال مرگ: تاریخ پنهان تمدن غرب، ادعا میکند که دموکریت شاگرد هوشتانه بوده و احتمال میدهد ابداع نظریه اتم متأثر از هوشتانه بوده است.
        بنده نتوانستم سند اینکه دموکریت شاگرد هوشتانه بوده به این صورت ادعای لیوینگستون را در کتاب پلینی پیدا کنم.

  11. با سپاس ويژه براي شما نويسندگان مقالات شايسته تاريخي در جهت ابهام زدايي و حفاظت از هويت ملي و فرهنگي همه ايرانيان. خدا اجر نيكو نصيبتان كند.

  12. داداش مرسی از متن فوقلعاده ات ولی مگه جادوگر بودن افت داره؟ مگه چشه ؟ اصلا خیلی یکی باید افتخار کنه جادوگر نیک باشه . چون باید نجوم و طبیعت شناسی و گیاه شناسی و …… رو بلد باشه

  13. کیمیاگر

    با درود به عنوان یک شیمی دان عرض کنم دلیل این که برخی منابع به هوشتانه بزرگ جادوگر میگفتند این است که چون در آن زمان به ویژه یونان باستان درک شناختی از دانش شیمی نداشتند در حالی که چه بسیار دانشمندان شیمی بزرگ در ایران قبل اسلام و پس از اسلام وجود دارند به یاوه گویی ایران ستیزان توجه نکنیم با با سخن دانش به جنگ آنها برویم

    • دقيقا علم شيمي يا كيمياگري از ايرانيان مطرح شد حتي ژاپنيها در اين مورد انيمه ساختن بماند در تاريخ ثبت هست پزشكي و شيمي و مهندسي و هنر مهد اولش در ايران بوده و اقوام ديگر بعلت شناخت نادرست از علم ايرانيان آنان جادوگر خطاب ميكردند مثلا ساعت متحرك هوشمند كه زمان شروع رنسانس از ايران به انگليس برده شده بود فكر ميكردند داخلش روح گذاشتن!

  14. در کتاب فی الکیمیا که در واقع ترجمه برخی از نوشته های هوشتانه درش قرار دارند و نام هوشتانه هم می آید

    من این کتاب را با هزار بدبختی پیدا کردم. سه کتاب دیگه هم که نام هوشتانه در آنها بود هم ذکر شده بود که البته گفته بود یکی از آنها گمشده است (من به اون کاری ندارم) دو کتاب دیگه هم نام یکیش الجامع بود و نام دومی هم الان یادم نیست
    متاسفانه این کتاب هایی که نام هوشتانه در آنها بود ناشناخته بودند و من با هزار بدبختی توانستم فقط همون فی الکیمیا رو پیدا کنم
    نکته مثبت اینجاست در فی الکیمیا گفته شده شده بود بخش هایی که مربوط به هوشتانه بود ترجمه متون سریانی و پهلوی بود
    این نشان می‌دهد که ساسانیان با این دانشمندان بزرگ آشنایی داشتند
    و نکته مثبت بعدی اینست که مولف این بخش کتاب بدون شک یک ایرانی بود چون تنها ایرانیان می توانستند متون پهلوی را ترجمه کنند
    و این ثابت می کند که ایرانیان پس از اسلام هم با ایشون آشنایی داشتند

  15. جالب است حضرات ایرانستیز تا دیروز می گفتند هخامنشیان دانشمند نداشتند گفتیم هوشتانه گفتند او جادوگر است
    حال چند سوال که در متن هم بودند را باید از حضرات ایرانستیز پرسید :
    1_آیا در قرن 21باید نوشته های رومیان باستان را در مورد جادوگری باور کنیم؟!
    2_اگر هوشتانه جادوگر بود چرا دموکریت که شاگرد او بود جادو نکرد (بلکه با دانشی که داشت نظریه اتم را مطرح کرد)؟!
    همین دو سوال برای رد اظهارات ایرانستیزان کافی اند (به جای مقاله‌ ای طولانی)

  16. درود بر شما و سپاسگزارم که پاسخ شماری عقده ای تازه به دروان رسیده در سایت تروریستی ادیان نت رو دادید.

    آقایان بودجه مملکت را گرفتند و حیف و میل می کنند تا علیه زرتشت و کوروش بزرگ و هوشتانه فعالیت کنند. ننگ بر آنها و درود بر خردگان

  17. درود بر شما
    من مقاله ای که میگفت هوشتانه جادوگر و رمال است را در یک سایت بسیار هتاک و تفرقه افکن دیدم. خوشبختانه شما خوب جواب امثال اینهارا دادید. یکی نیست به این مذهبی های جهان وطنی و خرصالح بگوید اگر کشور نباشد مذهب شما به درد نمیخورد. بروید اوضاع مسلمانان هند و چین را ببینید که زیر ستم اکثریت هستند. بنابراین اگر شما کشوری نداشتید و قدرش را ندانید، وضعیت شما مثل همین مسلمانان میشود.
    درود بر تارنمای خردگان

  18. امیرحسین

    خیلی خوشحالم که سوالم باعث شد این مطلب کار بشه تو سایت فقط ای کاش اون قسمت که مثلن پلینی گفته اون دانشمندان رفتن سراغ جادوگری آدرس دقیقش رو میدادین.. یه سوال هم دارم چرا هخامنشیان حتی یک مورخ هم نداشتن؟؟

    • اشکان دهقان

      سپاس از شما آدرس دقیق گذاشته شد.

      در پاسخ به پرسش شما باید بگوییم که با توجه به کتیبه بیستون تردیدی نداریم که تاریخ نگاری در زمان هخامنشیان رواج داشت و در کتب عهد عتیق هم به این موضوع اشاره می شود. ولی همانطور که در متن آمده آثار زیادی نابود شده است و طبیعی است که در چند قرن سلطه یونانیان آثار و نام مورخان رسمی هخامنشی به دست ما نرسیده است

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا