alanya escort manavgat escort fethiye escort kemer escort didim escort çanakkale escort Aydın escort muğla escort tekirdağ escort manisa escort balıkesir escort trabzon escort elazığ escort ordu escort kütahya escort ısparta escort rize escort maraş escort yalova escort giresun escort yozgat escort tokat escort şanlıurfa escort sivas escort batman escort erzurum escort sinop escort kırşehir escort karaman escort kırıkkale escort bolu escort amasya escort niğde escort uşak escort edirne escort çorum escort osmaniye escort zonguldak escort van escort erzincan escort Hatay escort Aydın escort İzmir escort Ankara escort Antalya escort Bursa escort İstanbul escort Kocaeli escort Konya escort Mardin escort Mersin escort Samsun escort Sinop escort Tekirdağ escort Rize escort Amasya escort Balıkesir escort Çanakkale escort Bolu escort Erzincan escort Şırnak escort Adana escort Van escort Yozgat escort Zonguldak escort Afyon escort Adıyaman escort Bilecik escort Aksaray escort Ağrı escort Bitlis escort Siirt escort Denizli escort Burdur escort Diyarbakır escort Edirne escort Düzce escort Erzurum escort Kırklareli escort Gaziantep escort Giresun escort Kilis escort Kars escort Karabük escort Kırıkkale escort Kayseri escort Kırşehir escort Malatya escort Maraş escort Manisa escort Muş escort Muğla escort Kastamonu escort Ordu escort Nevşehir escort Sakarya escort Osmaniye escort Şanlıurfa escort Sivas escort Trabzon escort Tokat escort Ardahan escort Bartın escort Karaman escort Batman escort Bayburt escort Bingöl escort Elazığ escort Gümüşhane escort Hakkari escort Eskişehir escort Isparta escort Yalova escort Uşak escort Iğdır escort
supertotobet betist
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
isveçbahis güvenilir mi isveçbahis şikayet isveçbahis lisans isveçbahis güncel giriş adresi isveçbahis hakkında isveçbahis mobil isveçbahis ödeme yapıyor mu isveçbahis isveçbahis adres isveçbahis giriş
1xbet betpas mariobet
izmir escort
خانه » ایران باستان » آیا پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست)«بخش اول»

آیا پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست)«بخش اول»

پاسارگاد آئینه ای از تاریخ ایران ماست، گاهی همراه با پیروزی و شکوهمند و گاهی شکست خورده و سقوط کرده. نکته مهم اصالت تاریخی این بنا است ، موضوعی که در چند سال اخیر گروه هایی به نادرست و از روی بغض به آن یورش برده و از هیچ حیله و فریبی در این راه کم نمیگذارند. رهبری یکی از این گروه ها را فردی به نام «ناصر پورپیرار» در دست داشته و معتقد است که پاسارگاد در حدود  50 سال اخیر آن هم به دست یهودیان برای تاریخ ایران باستان ما جعل شده است! نگاهی مستند به این خیال بافی ها ناراستی مطرح کنندگان آن را به خوبی نشان خواهد داد.

پاسارگاد | نویسنده: کوروش شهرکی | واپسین به روزرسانی: 16 تیر 1398 |


پاسخ به ادعا های نادرست پیرامون پاسارگاد

پاسخ به کلیپ «مجعولات مجلل»

پاسخ به مقاله ایران ستیزانه «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟»
پاسارگاد_کاخ نشیمن

پیشگفتار:

میراث جهانی پاسارگاد که در سال 2004 به ثبت جهانی رسید ، مجموعه ای تاریخی مربوط به عصر هخامنشیان بوده ،که در استان فارس و در 130 کیلومتری شهر شیراز و 80 کیلومتری تخت جمشید واقع شده است.

سند ثبت جهانی پاسارگاد

سند ثبت جهانی پاسارگاد در سال 2004

دشتی که پاسارگاد در آن واقع شده امروزه به «دشت مرغاب» ویا «دشت پاسارگاد» معروف است ، در دوران اسلامی ساختمان های این مجموعه را از جهت کاربرد سنگ های گران وزن با سلیمان پیامبر مطابقت داده بودند. و به «دشت مادر سلیمان» مشهور شده بود. استاد سامی در اینباره مینویسد:

«مردمان بعد از اسلام و اعراب مهاجم که به ایران آمدند چون ساختمان های عظیم سنگی شاهنشاهان گذشته ایران پیش نظر آنها گران آمد و احداث چنین کاخ های عظیمی را از عهده بشر خارج میدانسته اند و بعلاوه از زمان ساختمان و بانی آن نیز اطلاعی نداشته اند احداث آنها را به سلیمان پیغمبر نسبت داده اند با این تصور که چون دیو ها در حبس و فرمان سلیمان بوده اند به امر او این کاخ عظیم سنگی را که حمل سنگ های گران وزن آن از قوه قدرت بشر خارج بوده است ساخته اند ، کما اینکه در همین پاسارگاد بنای مرتفع سنگی روی تپه را به نام تخت سلیمان مینامند و آثار سنگی مشرق شیراز و همچنین خرابه قصر اشکانیان را در آذربایجان به تخت سلیمان نامیده اند و بالنتیجه بنای مقبره کوروش کبیر را که از سنگ های عظیم الجثه تشکیل یافته به قبر مادر سلیمان یا مشهد ام النبی معروف گردیده است. » (سامی،1330: ص20 و 21)

نام های اسلامی بنا های پاسارگاد

نام های اسلامی بنا های پاسارگاد

مطالعات باستان شناسی در این محوطه که از حدود سال 1905 با کاوش های مختصر باستان شناس آلمانی ارنست هرتسفلد آغاز شد (آستروناخ،1379:پیش گفتار) این تحقیقات با وجود وقفه هایی گاه طولانی امروزه نیز پیگیری میشود و پرده از اسرار و هویت واقعی این مجموعه باستانی برداشته است. مجموعه پاسارگاد شامل «آرامگاه کوروش» ، «کاخ بارعام» ، «کاخ اختصاصی» ، «برج سنگی» ، «تل تخت» ، «بنای دروازه» است که از دوران هخامنشی به جای مانده . همچنین بنا هایی مانند «کاروان سرای مظفری» در دوران اسلامی از سنگ های کاخ های باستانی ساخته شدند.

راهنمای بنا های پاسارگاد

هدف از این نوشتار واکاوی مطالعات باستان شناسی در پاسارگاد و مرور تاریخ معاصر این مجموعه تاریخی است، و نیز در کنار آن به شبهات و ادعا هایی که در مورد پاسارگاد بیان میشود پاسخ خواهیم داد.

خوانندگان این نوشتار و علاقه مندان به تاریخ باستان حتما با افرادی در فضای مجازی برخورد کرده اند که عکس هایی رااز مجموعه جهانی پاسارگاد ارائه میدهند و مفصل به شرح و تفسیر این عکس ها میپردازند که در این تفاسیر  مجموعه تاریخی پاسارگاد را جعلی و ساخته شده در دوران پهلوی (1340-1343) و به دست فرد یهودی به نام «آستروناخ» معرفی میکنند ، همچنین در پس گفتارشان نیز نوعی یهود ستیزی احساس میشود به طوری که یهودی بودن جناب آستروناخ گویی یک جرم و گناه است!!

عکس های تحریفگران از پاسارگاد1

نمونه ای از تصاویری که ممکن است همراه با توضیحات نادرست دیده باشید

باید در نظر داشت که همه این تفاسیر مبنی بر جعلی بودن و نوساز بودن مجموعه پاسارگاد،از سخنان و تفکرات فردی به نام ناصر پورپیرار نشات میگیرد که در مجموعه کتاب های «تاملی در بنیان تاریخ ایران» مطرح کرده است. بعد ها وی این تفکرات را به صورت مجموعه ای از فیلم ها در آورد که به نام «مجعولات مجلل» منتشر شد و این روز ها هم مریدان عقاید پورپیرار ادعا های او پیرامون پاسارگاد را در کتابچه ای به نام «جعلیات در پاسارگاد» گردآوری کرده اند که هر سه محتوا یکسانی دارند. در این مجموعه نوشتار به بررسی دقیق ادعای جعلی بودن پاسارگاد میپردازیم و با اسناد و تصاویر به طور قطع نادرستی این ادعا ها را اثبات خواهیم کرد و نشان داده خواهد شد که مدعیان جعلی بودن پاسارگاد در واقع خود به جعل و تحریف روی آورده بودند.

از سال 1379 بدین سو ، نویسنده ای به نام ناصر پورپیرار، با انتشار مجموعه کتاب هایی با نام کلی (تاملی در بنیان تاریخ ایران) و از سال 1382 با راه اندازی وبلاگی بر روی شبکه اینترنت، گفتمان کمابیش جدید و بی سابقه ای را طرح و ترویج نمود که هدف و نتیجه آن ، تحریف و تخریب تاریخ و تمدن ایران ، تحسین و تجلیل قوم عرب و رویارو ساختن ملیت و مذهب بوده است.

وی با بهره گیری از ادبیات و لحنی یکسره پرخاشگرانه ، موهن و خودپرستانه ، وبا کاربرد داستان پردازی ، اوهام بافی و دروغ سازی، در نگارش آثار خود ، به انکار کامل فرهنگ و تمدن پر بار ایران باستان و تهی انگاشتن آن از هرگونه دستاورد و افتخاری و تخریب چهره شخصیت های تاریخی و علمی ایران پرداخته و باور جهانی موجود درباره پیشینه های غنی فرهنگی و تمدنی ایران را توهمی القا شده از سوی یهودیان و حاصل توطئه های سازمان یافته  و درینه ی صاحبان کلیسا و کنیسه قلمداد کرده است. (احمدی،1384:ص7و8)

پیشینه ناصر پورپیرار بسیار مرموز و مبهم است. شاید تنها دانسته ما در مورد ناصر پورپیرار پیش از آنکه او بر علیه تاریخ و تمدن ایرانی قلم بزند نوشته های نور الدین کیانوری دبیر اول حزب توده ایران باشد. بر اساس کتاب خاطرات کیانوری به نظر میرسد پورپیرار زمانی در حزب توده مسئول انتشارات جزوات و کتاب های این حزب بوده است :

« ناصر بنا کننده ، که پورپیرار امضا میکرد، پس از اخراجش از حزب در سال 1358 به علت خوردن پول حزب و کلاهبرداری از شرکایش در انتشارات (نیل) و بالا کشیدن حق التالیف آقای محمود اعتماد زاده (به آذین) با نام مستعار (نارنیا) به انتشار جزوه هایی علیه حزب و بدگویی به شخص من که دستور اخراجش را داده بودم ، پرداخت» (کیانوری،1371:ص516 و 517)

 ناصر پورپیرار با اینکه میگوید سواد آکادمیک ندارد (ایسنا، ۱۷ تیر ۱۳۸۱) اما با جسارت تمام وارد مباحث تاریخی و فرهنگی و ادبی این مرز و بوم میشود و گفتار تمام دانشمندان و محققین را دروغ و توطئه میخواند!!

طرفداران او دیدگاه های وی را گاهی بدون ذکر نامش منتشر کردند به عنوان نمونه، میتوان به انتشار ادعا های پورپیرار در مورد تخت جمشید و پاسارگاد با عنوان تکراری «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟» در وبسایت هایی چون «برهان»، «فردا نیوز»،«تابناک»،«خبرگزاری فارس»، «صراط نیوز»، «سخن آنلاین» ، «قیر میز»  و… اشاره کرد، علاقه این رسانه ها در انتشار یکجانبه گفته های پورپیرار درخور توجه است.

همه این رسانه ها هیچ نامی از ناصر پورپیرار نبردند و همه از «فضل الله موحد» به عنوان نویسنده یاد کرده اند. اما بر محققین حوزه تاریخ این هیچ پوشیده نیست که ادعا های مطرح شده در مقاله «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟» دقیقا برابر واژه به واژه ادعا های کلیپ «مجعولات مجلل» و کتاب «دوازده قرن سکوت:بخش سوم، قسمت سوم» ناصر پورپیرار بودند.

پورپیرار در مجموعه «مجعولات مجلل» معماری آرامگاه کوروش را یونانی میپندارد و در تلاشی برای یونانی و نه ایرانی شمردن این اثر میگوید:

« ببینید اولین و مهم ترین مطلبی که میشه در مورد این قبر گفت نظریه پردازی فنی راجع به معماریشه ، خب ، اول همه سوال میکنیم که کوروش الگوی قبرش از روی چی برداشته شده؟ یعنی در ایران ما سابقه معماری به این صورت داریم که قبر ازش بیرون اومده باشه؟ نه . وانگهی  اینو به چه علت میتونیم بگیم هخامنشیه؟ چون هخامنشیان یک سری مقبره دارن در نقش رستم و در خود تخت جمشید که هیچ شباهتی به این نداره. پس کوروش این قبری رو که براش ساختند سازندگانش که باید بعد از مرگ کوروش این کارو کرده باشن این الگو رو از روی چی برداشتند؟ و به چه دلیل اینو ایرانی میدونیم؟ چه کسی در کجا در چه زمانی چنین قبری رو نظیرشو نزدیک بهشو ساخته که ما بگیم این فاخر تر و باشکوه تر و خوب تر و فنی ترشه ؟ پس این از نظر بیس اولیه گفتگو درباره این قبر اینه که این آنچه که از ظاهرش بر میاد یک نمای یونانی کامله ، چون در جهان شیروانی های سنگی به شیوه ای که بر روی قبر کوروش است همه جا یونیک شناخته شده و اونم متعلق به معماری یونانی هاست.» (پورپیرار، مجعولات مجلل:دقیقه نخست تا 3 ، قسمت دوم)

باستان شناسان بر خلاف ادعا های مطرح شده آرامگاه کوروش را تلفیقی از دو یا چند معماری میدانند،آنها چندین الگو را برای آرامگاه کوروش ذکر کرده اند. اما معماری و هنر یونانی را در شکل دهی به این آرامگاه موثر دانسته اند . به طوری که دکتر هرتسفلد در مورد الگو های معماری آرامگاه کوروش میگوید:

« این بنای ابتدایی را چنان بر سکوی شش پله ای بنا کرده بودند که اتاق تدفین پله هفتم باشد این شیوه معماری تقلیدی بود از معابد بابلی موسوم به زیگورات و قصد این بوده است که به مقبره حالت تقدس بدهد» (هرتسفلد، 1381: ص221)

طراحی پلکانی آرامگاه کوروش برگرفته از زیگورات ها(مخصوصا زیگورات چغازنبیل شوش)

طراحی پلکانی آرامگاه کوروش برگرفته از زیگورات ها(مخصوصا زیگورات چغازنبیل شوش)

مدعیان برای آنکه هرچه بیشتر ادعای یونانی بودن آرامگاه کوروش را در ذهن مخاطب جا بی اندازند دو عکس زیر را نمایش میدهند.

دو عکس مورد استناد کلیپ مجعولات مجلل

عکس بنا هایی که پورپیرار آن ها را به عنوان نماد معماری یونانی نمایش میدهد

یکی از این عکس ها اصلا بنایی یونانی نیست بلکه یک معبد رومی است موسوم به «  Alcántara» آلکانترا است که در بین سال های 102 تا 106 پس از میلاد مسیح در کشور اسپانیا به همراه پلی به همین نام ساخته شده است. گویا مدعیان از متفاوت بودن دو تمدن یونان و روم آگاهی ندارند و نمیدانند که تمدن رومی و بنا هایش صد ها سال پس از هخامنشیان پای به عرصه وجود گذاشتند. (Lendering,  2015) تاریخ ساخت این بنای رومی هم حدود 400 سال پس از فروپاشی هخامنشیان است .

معبد رومی آلکانترا

معبد رومی آلکانترا

این بنا ها در حالی به عنوان سابقه ای از الگوی معماری آرامگاه کوروش مطرح میشوند که 400 سال بعد از آرامگاه کوروش و به طور کل هخامنشیان ساخته شدند لذا به هیچ عنوان نمیتوان آن ها را الگوی معماری برای آرامگاه کوروش دانست چنان که مشاهده شد این بنا حتی یونانی هم نیست.

مقطع پلکانی در هیچ کدام از دو معماری فوق دیده نمیشود . و تنها در داشتن سقف شیروانی با آرامگاه کوروش مشترک اند ، عدم استفاده از اینچنین پلکان هایی در معماری یونانی مورد توجه دکتر آستروناخ نیز قرار گرفته ، او نیز  منشا چنین طراحی را معماری لیدیایی ها میداند. ( آستروناخ،1379:ص63)

عدم هماهنگی معماری پلکانی آرامگاه کوروش با بنا های یونانی

عدم هماهنگی معماری پلکانی آرامگاه کوروش با بنا های یونانی

دکتر آستروناخ هم پس از بررسی نظرات گوناگون پیرامون منشا معماری آرامگاه کوروش معماری این آرامگاه را بدون در نظر گرفتن پلکانی بودن بخش پایین ،آرامگاه را ترکیبی از عناصر یونانی ، آناتولیایی و ایونیایی میداند (آستروناخ ، 1379:ص64). او در مورد بخش پلکانی آرامگاه کوروش میگوید که از روی معماری لیدیایی الهام گرفته شده است ( آستروناخ،1379:ص63)

مدعیان جعلی بودن پاسارگاد  متن زیر را از جناب آقای و. بارتولد را منتشر میکنند و آن را سندی بر یونانی بودن بنای آرامگاه کوروش میدانند:

«راجع به قبر مادر سلیمان. پژوهشگران در اینکه اینجا آرامگاه کوروش است . اتفاق نظر ندارند ، بنا از نظر تزئینات داخلی شبیه گور های لیکیه و پامفلیا است ، در مشخصات بیرونی آن آثار معماری یونانی دیده میشود» ( پورپیرار، مجعولات مجلل: دقیقه 2 تا 3 ، قسمت دوم)

در حالی این متن از جناب بارتولد منتشر میشود که با مراجعه به کتاب «جغرافیای تاریخی ایران» آشکارمیگردد که مدعیان در متن آن دست برده اند، در متن اصلی این کتاب چنین آمده است:

« اما راجع به قبر مادر سلیمان تاکنون عموم تصدیق نکرده اند که بنای مزبور که ساختمان داخلی آن شبیه قبر لیکیا و پامفیلی میباشد متعلق به کوروش است در ظاهر عمارت آثار معماری مصری و حتی یونانی مشاهده میشود» (بارتولد ، 1308:ص207)

تحریف نظر بارتولد و سانسور عبارت «معماری مصری»

تحریف نظر بارتولد و سانسور عبارت «معماری مصری»

باستان شناسان عموما دو یا چند الگو و سبک معماری را در شکل دهی به آرامگاه کوروش موثر دانسته اند چنانکه دکتر بارتولد نیز معماری مصری و حتی یونانی را نام میبرد .

 در زمانی که جناب بارتولد در مورد تعلق این بنا به کوروش نظرات مختلف را یاد آور میشود کاوش های باستان شناسی در این منطقه انجام نشده بود و دیدگاه ها پیرامون آرامگاه کوروش محدود به نظرات سیاحان اروپایی بود.

نخستین بار یوهان فن ماندلسو در سال 1638 میلادی در مورد تعلق این بنا به مادر حضرت سلیمان (ع) تردید میکند، پس از او جیمز موریه با توجه به روایت های مورخین یونانی از شکل آرامگاه کوروش این مکان را متعلق به کوروش و نه مادر حضرت سلیمان (ع) میداند اما چندی بعد با این تصور که آرامگاه کوروش باید در نواحی جنوبی تر باشد فرضیه خود را پس میگیرد پس از او ویلیام اوزلی نیز چنین موضعی میگیرد .

اولین کسی که قاطعانه هویت حقیقی آرامگاه را پذیرفت ، دانشمند آلمانی گروتفند (Grotefend) بود که نظریاتش در سال 1818 به چاپ رسید و معتقد بود این مکان مربوط به کوروش است (آستروناخ،1379:ص18).

کرپورتر (Poeter Ker) در حدود 200 سال پیش یعنی در سال 1811 میلادی این آرامگاه را با توجه به پیشرفت هایی که در مورد خط شناسی پارسی باستان و روایت های یونانیان، متعلق به کوروش شاه ایرانی میداند. پس از کرپورتر اغلب سیاحان مانند لرد کرزن و سر پرسی سایکس این مکان را هخامنشی و متعلق به کوروش دانستند (نجف زاده،1392:صص46-49).

با توجه به پژوهش های جدید دیگر جای هیچ تردیدی نیست که این آرامگاه متعلق به کوروش شاه هخامنشی است.

نتیجه گیری پیرامون معماری آرامگاه کوروش:

« یک طرح کلی از شیوه معماری آرامگاه کوروش میتوان ارائه داد ، این آرامگاه پیش از آنکه تحت تاثیر نفوذ عناصر خارجی قرار بگیرد ریشه ای بس کهن در خود فلات ایران دارد . بدین معنی که کوروش ، ساختار گور هایی با سقف خرپشته ای (که بویژه در گور های هزاره اول در فلات ایران رایج بود) را با سکو هایی برگرفته از زیگورات های ایلامی انطباق کرده که هم ساختار شکوهمندی را در زادگاهش بوجود آورد و هم این تلفیق حال و هوایی مقدس گونه داشته باشد . افزون بر این به خاطر بکار گیری سنگ تراشان لیدیایی و ایونی ، برخی عناصر همچون نحوه چینش سنگ ها منظم و تراش خورده ، استفاده از بست های دم چلچله ای و کلاف های تزئینی که در هنر آسیا صغیر رایج بوده در آرامگاه کوروش معمول شده است.» (نجف زاده، 1392:ص 63)

استاد حسن راهساز نیز در مورد معماری آرامگاه کوروش مینویسد:

«آرامگاه کوروش تلفیقی از معماری ایلامی _ اوراتویی دانست. به نحوی که ایجاد سکو های بنا به صورت زیگورات الگویی از معماری ایلامی است. ساخت بام شیب دار (خرپشته ای) الگویی از معماری اوراتویی است. و حجاری و اجرای بنا با رعایت اصول معماری هخامنشی اثری منحصر به فرد را در تاریخ معماری جهان به یادگار گذاشته است.» (راهساز،پاییز و زمستان 1386:ص91)

برای دانش بیشتر در مورد آرامگاه کوروش:

آرامگاه کوروش بزرگ یا مقبره مادر سلیمان؟

ادعای دیگر پورپیرار:

« این تنها راه اثبات یونانی بودن آن (آرامگاه کوروش) نیست. در حقیقت مهندسان یونانی سبک خاصی برای ساخت ابنیه های خود به کار میبردند که یکی از آنها علامت گذاری سنگ های ابنیه بوده است.

(نقل قول از آستروناخ): در دیوار های تل تخت بیش از 70 علامت متفاوت مربوط به سنگ تراشان تقابل جالبی را با علائم شناخته شده در تخت جمشید ارائه میکند… این کشف جالب است که علائم سنگ تراشان در تل تخت را میتوان به دو گروه وسیع تقسیم کرد. علائمی که با حرف O مشخص میشوند در نیمه شمالی و علائمی که با حرف U مشخص شده اند در نیمه جنوبی دیده میشوند … این امکان را که بسیاری از نشانه های تل تخت به فضای یونانی مربوط است … شاید بتوان با نبود همین علائم در تخت جمشید تقویت کرد.. » (پورپیرار، مجعولات مجلل: دقیقه 3 تا4، قسمت دوم)

نشانه های سنگتراشان بر آرامگاه کوروش پاسارگاد

علائم یونانی بر روی سنگ ها (کلیپ مجعولات مجلل)

پاسخ به این ادعا:

دکتر آستروناخ این علائم را متعلق به فضای یونانی میداند و منشا چنین علائمی را در لیدی (کشوری باستانی در غرب ترکیه امروزی) و آناتولی جستجو میکند (آستروناخ، 1379:ص41) وجود علائم و نشانه های لیدیایی و ایونی در تل تخت و آرامگاه کوروش دلایل تاریخی دارد. لیدی یکی از کشور های باستانی واقع در شمال غربی ایران امروزی و تقریبا در ترکیه کنونی واقع بوده است که طی اتفاقاتی روابط نزدیکی با ایران و حکومت هخامنشیان پیدا میکند.

آستروناخ آرامگاه کوروش را متاثر از معماری لیدیایی ارزیابی میکند و سنگ تراشان آن را لیدیایی تبار میداند (آستروناخ، ۱۳۷۹: ص ۶۳). اکنون این سوال پیش می آید که معماران لیدیایی به چه علت بر روی آرامگاه کوروش کار میکرده اند؟

پاسخ این سوال در تحولات سیاسی است که در دوران کوروش بزرگ رخ نمود ؛ این تحولات از حمله آستیاگ پادشاه مادبه کوروش و شکست خوردنش شروع میشود، کتیبه رویداد نامه نبونئید علت اصلی شکست پادشاه ماد از کوروش را پیوستن سپاهیان ماد به کوروش نگاشته اند.  (سال ششم رویداد نامه نبونئید؛ ن.ک: ارفعی، ۱۳۸۹: صص ۱۲-۱۳)

اتحاد ماد و پارس و سقوط دولت آستیاگ حکومت های قدرتمند آن زمان همچون لیدی، بابل و مصر را به هراس افکند و چنانکه هرودوت گزارش میکند این هراس باعث شکل گیری یک اتحاد نظامی توسط این سه دولت قدرتمند علیه کوروش شد (تاریخ هرودوت، کتاب یکم، بند ۷۷)، آن ها با یک دیگر پیمان بستند در نبرد علیه کوروش یک دیگر را با پول و سرباز یاری کنند.

این اتحاد نظامی به جسارت کروزوس آخرین پادشاه لیدی افزود و او عملا با عبور از رود هالیس و ورود به خاک ایران جنگ علیه کوروش را آغاز کرد هرودوت در این مورد مینویسد:

«کروزوس پس از گذر از رود هالیس به کاپادوکیه رسید که آن را پتریا مینامند ، در آنجا اردو زد و به تاراج کشتزار های سوریان پرداخت ، پایتخت مردم پتریا را تسخیر کرد و اهالی آنجا را به بردگی گرفت، و نیز تمامی نواحی مجاور را تصرف کرد و باآنکه سوریان به او هیچ بدی نکرده بودند آنان را از سرزمینشان بیرون راند. اما کوروش نیز سپاهیان را گرد آورد و به سوی کروزوس رهسپار شد و در راه تاجایی که میتوانست نیروی کمکی گرفت و بر قوای خود افزود. او پیش از حرکت پیک هایی نزد ایونی ها فرستاد و کوشیده بود آنان را علیه کروزوس بر انگیزد اما نتیجه ای نگرفته بود.پس به قصد پتریا حرکت کرد و به محض رسیدن به کروزوس در برابر اردوی او جبهه آراست و طرفین بیدرنگ به سنجش نیرو های یک دیگر پرداختند . نبرد شدید بود و از هر دو سو بسیاری کشته شدند تا آنکه شب فرا رسید و دو سپاه بی نتیجه دست از جنگ کشیدند » (تاریخ هرودوت، کتاب یکم، بند ۷۶)

سر انجام دست تقدیر جنگ را به نفع ایرانیان رقم زد و به لطف تاکتیک های نظامی کوروش سارد پایتخت لیدی تصرف شد و کروزوس پادشاه متجاوز دستگیر گردید، مورخان نوشته اند که کوروش از جان کروزوس گذشت کرد و بر خلاف رسم روزگار اورا به عنوان مشاور خویش همواره در پیش خود داشت (تاریخ هرودوت،کتاب یکم، بند های ۸۶تا۹۰؛ کوروش نامه، دفتر ۷، بخش ۲، بند ۲۹). موضوع یکی شدن تمدن لیدی و ایران در تمام منابع مورخان و کتیبه های تاریخی آمده است و اثبات این مسئله محدود به تاریخ هرودوت نیست.

از این هنگام که لیدی به بخشی از حکومت ایران تبدیل شد، کوروش از هنرمندان و صنعتگران لیدی بهره جست ، زنده­ یاد علیرضا شاپور شهبازی در این مورد مینویسد:

« _کوروش_ پادشاه لودیه را که بر او تاخته بود، شکست داد و کشور او و تمامی آسیای صغیر (آناتولی) را به انضمام ایران در آورد. هنرمندان و استادان را به پارس آورد تا در ساختن بنا های پاسارگاد با وی همراهی کنند »(شهبازی، ۱۳۷۹: ص ۳۰).

علائم و نشانه های سنگتراشی آرامگاه کوروش هم به دلیل استفاده از صنعتگران لیدیایی در پاسارگاد مشاهده میشود، باید توجه کرد که آرامگاه کوروش را فقط هنر هنرمندان لیدیایی شکل نداد بلکه عناصر معماری ایرانی و بومی نیز در آن تجلی یافته اند به عنوان نمونه جناب نجف زاده اتابکی و جناب حسن راهساز معماری آرامگاه را دارای ریشه ای کهن در خود ایران میدانند و از عناصر ایلامی و اوراتویی در آن یاد میکنند ، لیدیایی ها نیز بخشی از کار سنگتراشی را بر عهده داشتند و عناصر فرهنگ خود را به آن افزوده اند.

 

ادعای پورپیرار:

«از نشانه های آشکار دیگر یونانی بودن ساخت پاسارگاد اشیای یافت شده در مجموعه ی آن است که برای نمونه حتی یک شی هخامنشی از میان خاک ها و خرابه های پاسارگاد بیرون نکشیده اند» (پورپیرار، مجعولات مجلل، دقیقه 4تا 5، قسمت دوم).

پاسخ به این ادعا:

بر خلاف این ادعای سراسر نادرست اتفاقا اشیای هخامنشی بسیاری در مجموعه پاسارگاد کشف شده است. اما مطرح کنندگان این ادعا نتایج بررسی ها و کاوش های باستان شناسی را سانسور میکنند و یا نادیده میگیرند.

اشیای هخامنشی:

در کتاب دکتر آستروناخ فهرست وسیعی از آثار و اشیای متعلق به دوران هخامنشی آورده میشوند. ارائه تمام آن آثار در  این نوشتار امکان پذیر نیست و تنها در اینجا به چند نمونه اشاره خواهیم کرد، آستروناخ در مورد کشف این اشیا چنین مینویسد:

« بعد از چند روز کاوش در کوشک B وقتی که کار در بازوی جنوبی ایوان جنوب غربی آن در حال انجام بود ، بقایای یک کوزه بزرگ نخودی رنگ دوره هخامنشی که قبلا در خود کوشک یا باغچه های اطراف آن مورد استفاده بود، به دست آمد … در انتهای آن مجموعه با ارزشی از جواهرات قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد قرار داشت » (آستروناخ،1379:ص233)

جواهرات هخامنشی پاسارگاد

جواهرات هخامنشی پاسارگاد(آستروناخ ،1379:ص570)

دکتر شهبازی نیز توضیح سودمندی در مورد این اشیای زینتی هخامنشی ارائه میکند:

«در 1342 گروه باستان شناسی انگلیس و ایران به سرپرستی دیوید آستروناخ در نزدیکی ایوان جنوب غربی «تک ساختمان ب» باقی مانده کوزه ای نخودی رنگ سفالین را یافت که قسمت اعظم آن به واسطه شخم زنی مداوم از میان رفته بود و در درون آن و در زیر لایه ای 15 سانتیمتری از خاک، گنجینه بسیار مهمی از زیور آلات هخامنشی پنهان کرده بودند. این گنجینه که مهم ترین یافته گرانبها از یک کاوش علمی است و به نحو عالمانه ای توسط آستروناخ توصیف و تصویر شده است 162 قلم اشیای خرد و کلان را در بر میگرفت که به سی و دو دسته کار هنری تعلق داشت و در فواصل تاریخ میانه نیمه دوم سده پنجم پیش از میلاد تا میانه سده چهارم ساخته شده بود. آستروناخ احتمال میدهد که صاحب این گنجینه آن را به هنگامی که اسکندر به پاسارگاد نزدیک میشده، در این جا پنهان کرده است» (شهبازی، 1379:ص76).

گوشواره هخامنشی پاسارگاد

گوشواره هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،1379:ص572)

دستبند هخامنشی پاسارگاد

دستبند هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،1379:ص571)

قاشق نقره هخامنشی پاسارگاد

قاشق نقره دوران هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،1379:ص574)

ادعای مخالفان:

نقل قول پورپیرار از دکتر آستروناخ:

«تمام سفال های بدست آمده از سه فصل کار ما در پاسارگاد به تل تخت تعلق دارد لایه های تثبیت شده متعلق به اوایل دوره هخامنشی وجود ندارد و آنچه که در نقوش 22-106 نشان داده شده به قرن چهارم و سوم پس از میلاد مربوط است. آستروناخ/پاسارگاد/ ص251» (پورپیرار، کلیپ مجعولات مجلل:دقیقه 5 تا 6،قسمت دوم)

« بدین ترتیب در پاسارگاد نه تنها سکه بلکه هیچ سفال هخامنشی یعنی فراوان ترین شی کاربردی در محیط های تجمع بومی یافت نشده و به جای آن به وفور سفال های سلوکی میابیم و از اینجا مشخص میشود که پاسارگاد یک سایت کاملا یونانی و متعلق به پس از فروپاشی هخامنشیان است و انتساب قسمتی از آن به گور کوروش هنگامی که علائم مهندسان یونانی را حتی بر روی سنگ های آن مقبره نیز میبینیم، یک نام گذاری توطئه آمیز نا مستند است» (پورپیرار، کلیپ مجعولات مجلل: دقیقه اول ، قسمت سوم)

پاسخ به این ادعا:

در این گفته های پورپیرار نیز تلاش وافر او به وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی را میبینیم. به گونه ای که ایشان مدام بر این اصرار می ورزد که پاسارگاد و علل خصوص آرامگاه کوروش «یک سایت کاملا یونانی است» و حتی چنانکه در متن توضیحات او میبینیم این مکان را با توجه به سفال ها! یونانی و سلوکی میداند! و برای این گفته خویش به متنی گزینش شده از کتاب دکتر آستروناخ استناد میکند.

ایشان حتی به صورت غرض ورزانه ای تاریخ سفال های هخامنشی را در نقل قول از کتاب دکتر آستروناخ اشتباه به مخاطب معرفی میکند. چنانکه در متن کتاب آستروناخ تاریخ سفال ها به این صورت نقل شده است:

« آنچه که در نقوش 22-106 نشان داده شده در اصل به قرن چهارم و سوم پ.م [پیش از میلاد] مربوط است» (آستروناخ، 1379:ص251)

برخلاف تصور اشتباه پورپیرار که علامت اختصاری «پ.م» را مختصر شده «پس از میلاد» میداند، این اختصار در کتاب دکتر آستروناخ به معنای «پیش از میلاد» آورده شده است و این نکته با دقت در متن کتاب دکتر آستوناخ قابل فهم است ، قرن سوم و چهارم پیش از میلاد دقیقا مصادف با اواسط و اواخر حکومت هخامنشیان است.

سفال های مورد اشاره دکتر آستروناخ سفال هایی است هخامنشی و نه سلوکی. دکتر آستروناخ هخامنشی و یا فرا هخامنشی بودن سفال را در کتاب خود زیر هر عکس مشخص کرده است.

کوتاه سخن اینکه بر خلاف ادعای تحریفگران دکتر آستروناخ در کتاب خود از کشف سفال های هخامنشی فراوان گزارش میدهد.

زمانی که بخش سفال های کتاب پاسارگاد اثر دکتر آستروناخ صفحات 320 تا 359 را ورق میزنیم، میبینیم که بر خلاف ادعای پورپیرار سفال های هخامنشی بسیاری از محوطه پاسارگاد کشف شده (آستروناخ، 1379: صص 320-359) و از آنجایی که تل تخت در دوران اسلامی نیز آباد بوده سفال های اسلامی نیز میان سفال های ذکر شده دکتر آستروناخ دیده میشود.

سفال هخامنشی پاسارگاد

سفال هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،1379:ص597)

سفال هخامنشی پاسارگاد

سفال هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،1379:ص597)

سفال هخامنشی پاسارگاد

سفال هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،1379:ص598)

دکتر هرتسفلد در مورد سفال های هخامنشی جلگه مرغاب که پاسارگاد در آن واقع است میگوید:

«سفال شکسته های هخامنشی را همه جای جلگه مرغاب یافته اند» (شهبازی، 1379: ص21)

پورپیرار در حالی ادعا میکند که «هیچ سفال هخامنشی در پاسارگاد یافت نشده است» که نه تنها مطالب خود کتاب دکتر آستروناخ گفته ها و ادعا هایش را باطل میسازد بلکه یافته ها و کاوش هایی که در همین دهه اخیر انجام گرفته است نادرستی ادعای او را اثبات میکند.

دکتر موسوی در مورد نتایج کاوش های گروه باستان شناسی پیرامون برج سنگی پاسارگاد (معروف به زندان سلیمان) میگوید:

«یافته های کاوش در این فصل شامل تراشه های زائد حاصل از ساخت مکعبهای سنگی زندان سلیمان، سفال شاخص هخامنشی و نیز سرپیکان سه پره مفرغی از همان دوره است» (کریمی، خبرگزاری مهر، 16 مرداد 1395)

پورپیرار با استناد به نوشته دکتر آستروناخ ادعا میکند که تمام سفال ها سلوکی و یونانی اند!! این در حالی است که دکتر آستروناخ هیچگاه در کتاب خود سفال های پاسارگاد را سلوکی و یونانی نمیخواند ، نتایج باستان شناسی جدید نیز ادعای پورپیرار را باطل میشمارد. از سویی حتی اگر اشتباه گوینده کلیپ در معنا کردن عبارت اختصاری «پ.م» نادیده بگیریم و این اختصار را «پس از میلاد» بخوانیم باز هم با نتیجه گیری های پورپیرار جور در نمیاید. چراکه قرن سوم و چهارم پس از میلاد مربوط است به دوران حکومت ساسانیان و با زمان حکم رانی سلوکیان بیش از 250 سال فاصله دارد.

ادعای پورپیرار:

نقل قول پورپیرار از دکتر آستروناخ:

«این بخش به سکه های هلنی بدست آمده در کاوش های سال 1962 و 1963در تل تخت در پاسارگاد مربوط است. دو گروه اصلی سکه ها شامل دفینه یک است که همراه با جواهرات متفرقه در اتاق 82 بدست آمد و دفینه دو که در دالان اتاق 187 پیدا شده که شامل.

الف) سکه های ضرب شده برای اسکندر مقدونی در خلال زندگی و بلافاصله بعد از مرگ وی

ب) سکه های سلوکوس اول از نوعی که عمدتا در تخت جمشید ضرب شده است. آستروناخ/پاسارگاد/ص254» (پورپیرار، مجعولات مجلل:دقیقه 5 تا 6، قسمت دوم)

سکه های هلنی پاسارگاد کلیپ مجعولات مجلل

سکه های هلنی پاسارگاد (کلیپ مجعولات مجلل)

«در میان انبوهی از سکه ها با نقوش و نام اسکندر و فلیپ و تصاویر و نام خدایان یونانی حتی یک سکه کوچک هخامنشی پیدا نکرده اند»(پورپیرار، مجعولات مجلل، دقیقه 4تا 5، قسمت دوم)

پاسخ به این ادعا:

این ادعای پورپیرار که میگوید «حتی یک سکه کوچک هخامنشی» در پاسارگاد یافت نشده به واقع سخنی گزاف و بی مایه است حتی یکی از ضرابخانه های هخامنشی در پاسارگاد واقع بوده و ما سکه های هخامنشی ضرب شده در پاسارگاد را یافته ایم.

سکه هخامنشی ضرب شده در پاسارگاد

سکه هخامنشی ضرب شده در پاسارگاد (16 تیر 1396 موزه نارنجستان ، شیراز)

کتاب پاسارگاد نوشته آستروناخ زمانی که به بحث سکه میرسد تنها به ارائه یک مقاله از همکارش «ج.ک.جنکینز» اکتفا میکند، که نخستین سطر این مقاله نشان میدهد که موضوع پرداختن به تمام سکه های یافت شده نیست بلکه قرار است فقط سکه های هلنی یافت شده را مورد بررسی واقع شود. (آستروناخ،1379:ص254)

 کاملا طبیعی است که وقتی ایشان دامنه بحث را فقط به سکه های هلنی محدود میکند در مورد دیگر سکه ها صحبتی نکند ، دکتر آستروناخ هیچگاه در کتاب خود نگفته است که سکه هخامنشی در پاسارگاد نبوده است. کما اینکه سکه های دوران اسلامی نیز در پاسارگاد کشف شده اما دکتر آستروناخ در مورد آن ها صحبتی نمیکند.

پایان بخش نخست ادامه در بخش دوم نوشتار.

ادامه این نوشتار را بخوانید:

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست)«بخش دوم»

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) «بخش سوم»

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) «بخش پایانی»

بارگیری نسخه PDF کامل این نوشتار

کلیک کنید:

دانلود PDF پاسارگاد بارگاه نخستین شاهنشاه هخامنشی

نوشته های بیشتر در پاسخ به پورپیرار:

پاسخ به ناصر پورپیرار

کتاب نامه:

– شهرکی، کوروش (30 تیر 1396)«آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست) بخش اول»،پایگاه خردگان

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=16361

– آستروناخ ، دیوید (1379) « پاسارگاد: گزارشی از کار های انجام شده توسط موسسه مطالعات ایرانی بریتانیا » ترجمه حمید خطیب شهیدی ، سازمان میراث فرهنگی کشور

– ارفعی، مجید (1389) «فرمان کوروش بزرگ»، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، تهران

– احمدی،داریوش (1384)«هزاره های پرشکوه»، چاپ دوم، موسسه فرهنگی انتشاراتی گرگان

– امیر شاه کرمی، عبد العظیم (بهار 1384) « فصل نامه بیمه و توسعه»

– بارتولد (1308)«جغرافیای تاریخی ایران»،ترجمه حمزه سردادور،چاپ اول

– پورپیرار، ناصر ( بی تا) ،کلیپ « مجعولات مجلل»

-راهساز، حسن (پاییز و زمستان 1386)، «عملیات نجات بخشی آرامگاه هخامنشی گور دختر»، انتشارات اثر (فصل نامه علمی، فنی، هنری)، شماره 42 و 43

– سامی، علی (1330). «پاسارگاد: قدیمیترین پایتخت کشور شاهنشاهی ایران». شیراز: انتشارات معرفت.

-شهبازی، علیرضا شاپور (1379). «راهنمای جامع پاسارگاد». بنیاد فارس شناسی. چاپ اول،شیراز

-کریمی،فاطیما (16 مرداد 1395) «کاوش در پاسارگاد منجر به کشف سفال شاخص هخامنشی شد» ، خبرگزاری مهر ، شناسه خبر : 3733184

-کیانوری،نورالدین(1371)«خاطرات نورالدین کیانوری»، انتشارات اطلاعات، تهران

-گزنفون (١٣٨٩). زندگی کوروش (تربیت کوروش). ترجمه ابوالحسن تهامی. تهران: نگاه.

-فاطمی، محمود (28 فروردین 1391) « ساختمان ضد زلزله نداریم» ، صد خبر ، کد خبر : ۲۰۸۲۶

-نجف زاده اتابکی ، ابولحسن (1392) « پاسارگاد شهر کوروش » ، انتشارات پازینه

– هرتسفلد، ارنست (1381) « ایران در شرق باستان» ، ترجمه همایون صنعتی زاده ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دانشگاه باهنر کرمان

– هرودوت (1389) «تاریخ هرودوت»، ترجمه مرتضی ثاقب فر،چاپ اول، انتشارات اساطیر

– _______ (17 تیر 1381). «پيرامون كتاب 12 قرن سكوت ناصر پورپيرار، مولف: من به هيچ مورخي كار ندارم». ایسنا.

Lendering, Jona (28 July 2015). “Alcántara”. livius-

با تشکر از«تارنمای دانشکده مهندسی عمران دانشگاه امیرکبیر»

 

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده يا رونوشت از نوشتارها بر اساس پيمان نامه کاربري امکان پذير است، اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه آن را ياد کنيد. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

aydın escort bayan

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

25 دیدگاه

  1. هانيه موحدي

    بسيار عالي سايت فوق العاده‌اي داريد كه اطلاعات عمومي بالا ميبرد. ولي هنوز نميتونم كساني درك كنم كه تيشه به تاريخ و ميراث ايران ميزنند و خود را ايراني تبار ميدانند! و كوروش كبير و تخت جمشيد و خيلي از بزرگان ايران مثل فردوسي فرزانه را وجودشان را انكار ميكنند! كساني كه ميگويند تخت جمشيد ايرانيان نساختند! چون وجه‌اي از معماري يوناني و مصري دارد! بايد بگم با دقت ببينيد تفاوتهاي زيادي دارد در ضمن زماني مصر و يونان جزء قلمرو ايران بودند و طبيعي هست بناهاي موجود در آن كشورها از معماري ايرانيان هم تقليد كنند همينقدر بس كه تمام تاريخدان‌هاي كهن و نوين جهان مخصوصا اروپائيان ميگويند طبق كشفيات و ميراث باستاني بدست امده ايران اولين كشور و تمدن كهن بشري هست پس علم اين كشور به ساير كشورها منتقل شده از جمله معماري. كساني هم ميگويند چرا بقيه اجزا تخت جمشيد نيست! كه در كتب كهن يوناني و رومي ياد شده از جواهرات و طلا و ابگينه و شيشه در معماري تخت جمشيد استفاده شده در سقفها و ستونها و ديوارها. آيا به غارت رفتن و شكستن و دزديدن اين اجزا گرانبها در طي هزاران سال چيز دور از ذهني هست؟! بماند حتي سنگها هم برش زده ميشد در ساختمانها استفاده ميشد اين اتفاق تا اوايل انقلاب توسط مردم محلي رخ ميداد!به طبع خيلي از سنگها نيستند. اگر برخي ستونها صيقلي وجود داره به غير از تلاش باستان شناسها براي ساخت مجدد تخت جمشيد كه نيمه رها شد بلكه برخي از آن ستونها در تعيين جايگاه كساني در مناسبتهاي درباري استفاده ميشده و يا هم طراحي بوده كه معماران كهن ميخواستند دليل نميشه همه ستونها بايد يك شكل حكاكي بشه! چون خيلي مرتبه مقامي در هخامنشيان مهم بوده شايد جايگاه افراد بر اساس رتبه اي كه داشتند در مناسبتها بايد در محل خاصي ميبود كه تفاوت ستونها تعيين كننده بوده كه چقدر از شاهنشاه ميتوانند فاصله داشته باشند! حتي از نظر زيبايي ممكن است همين ستونهاي صيقلي با جواهرات و طلا و آبگينه تزيين شده بودند و حالا اثري ازش نيست چون كنده شده دزديده شدند! همين الان در حرم امام رضا دقت كنيد همه طراحي و تزيين ستونها يكي نيست! مثل كفش هاي هخامنشي كه تعداد بند و ساده بودن آن رتبه درباري را تعيين ميكرد كه در مستند آلماني از روي نگاره ها و مجسمه ها و متون بيان شد. حالا كساني كه تاريخ و مشاهير ايرانيان انكار ميكنند و حتي داستانهاي فردوسي كبير دروغ ميدانند! در صورتيكه اين بزرگ مرد پارسي تمام تاريخ و وقايع ايران به شعر گفته اما براي افزايش هيجان و زيباتر شدن جلوه شعرش از نمادهاي فرازميني مثل ديو سپيد و روييدن مار بر شانه ضحاك و ققنوس و سيمرغ و غيره استفاده كرده اما اصل ماجراها واقعي هست كه به قول خودش تمام ثروتش و عمرش صرف يافتن متون كهن پارسي كرده آنهم زماني كه اعراب به سوزاندن همه كتب ايران از جمله كتابخانه مصر كه ايرانيان ساخته بودند ميپرداختند. به قول بزرگي مصري كه مصر اگر فردوسي را داشت هرگز زبانش عربي نميشد اصالت زبان مصري حفظ ميكرد هرچند زبان عربي گرامر و نحو و قواعدش توسط سيبويه دانشمند ايراني اصل نوشته و تنظيم شد اينكه واژگان عربي در زبان عامه ايرانيان هست آنهم در اصل فارسي هستند. فردوسي دوستي و ميراث دوستي اين نژادپرستي نيست بلكه علاقه به عزت ملي هست واقعا زبان پارسي شيرينه كه بسيار منعطف با قابليت ايجاد لهجه و اصوات مختلف هست بخاطر همين يك ايراني بهتر از هر كسي به لهجه زبانهاي خارجي ميرسد معجزه زبان پارسي هست كه پيتر سانتلو جهانگرد امريكايي گفت انگار پارسي خيلي به انگليسي نزديكه چون ايرانياني كه انگليسي حرف ميزنند لهجه شان ازار دهنده نيست.
    حالا همين افراد منكر ميراث ايرانيان چرا عاشقانه افسانه‌هاي تازه ساز سرشار از دروغ پر از عيب كره جنوبي را عاشقانه باور ميكنند كه بيشتر همگي آنها از شاهنامه و داستانهاي كهن و تاريخ ايران به سرقت رفته و به نفع خودشان ضبط كردند مثل ضبط سيمرغ نماد ايراني به نام كره در افسانه دختر امپراطور گرفته تا علم شمشير و زره فولادي در جومونگ كه البته در قرآن آمده علم زره ساختن خداوند به حضرت داوود (ع) داد بعد توسط ايرانيان گسترش يافت. تا اصطلاحات لاتين و يوناني و ايراني در طبابت يانگوم و شناخت ويتامين و پروتئين و ويروس و باكتري و فشار خون و قند خون و سزارين و آپانديس و بيماري بري بري كه در جنگ جهاني شناخته شد و بردن نام لاتين قارچ سمي آمانیتا فالوئیدس و غيره همگي با نام غير كره‌اي اما به دروغ ضبط خودشان كردند كه كاشف همه اينها كره جنوبي بوده انهم با نام لاتين و ايراني و يوناني! آنوقت اين ياوه گويان به ظاهر ايراني تبار تاريخ وطنمان را انكارميكنند! در حاليكه تمام تاريخمان به تاييد كتب كهن و جديد اروپايي هم رسيده برخلاف كشورهاي تازه به دوران رسيده مثل كره! و متاسفانه اينقدر افسانه‌هاي تازه ساز كره در ايران پخش خواهد شد كه در طي نسلها ملكه ذهن همه شود كه كره مهد علم و هنر و تمدن و همه چيز بوده و كلا يكي بود يكي نبود غير از كره جنوبي هيچكس نبود! باز لااقل اگر تمام كشفيات و ميراث ايران به نام پيغمبران حتي پيغمبران بني اسرائيل مي‌بستند دلم نميسوخت از اين جيب تو اون جيبه چيزي نيست ولي انكار ميراث ايران و دزديدن مشاهير و دانشمندان و اشعار فردوسي به كام كره جنوبي و اعراب و تركيه و غيره سوزش داره.

  2. با سلام. یکی از دلایلی که باعث میشه نتونیم به واقعی و تاریخی بودن پاسارگاد اعتماد کنیم این هست که این بنا از سنگ ساخته شده و اگه واقعا در حد بنای عظیم موهومی که همچنان برای عظمت پاسارگاد و پادشاهی هخامنشیان در حال حاضر تصور میشه، پس چرا این بنا اینطوری دارای نواقص هست و از اون هیچ چیزی باقی نمونده، بر عکس سایر بناها و معابد سنگی که تاکنون در سایر نقاط دنیا ساخته شده و بعد ها توسط هیچ حادثه طبیعی یا تخریب عمدی که توسط شاهان مختلف دستور اون صادر شده بوده برای نمونه ( هم برای اهرام و هم برای معابدی مانند کایلاسا در هند) که هر دو مانند پاسارگاد از جنس سنگ هستند اما با وجود تلاش زیاد حتی نتونستند قسمت بسیار جزیی از این بنا ها رو تخریب کنند. پس چطور پاسارگاد در این حد نابود شده که امروزه جز ستون های نصف و نیمه و بناهای ناقص هیچ چیزی ازش باقی نمونده. تمام باستان شناسانی که روی بناهای تاریخی مثل معابد هند مطالعه می کنند معتقدند که همانطور که ساختن یک بنای سنگی با عظمت سالیان سال زمان میبره معمولا تخریبش هم به همین راحتی نمیتونه انجام بشه پس این بنا از اول دارای چنان عظمتی نبوده.

    • کوروش شهرکی

      با سلام.

      کدام دانشمند و باستان شناسی گفته اند تخت جمشید و پاسارگاد ساختمان هایی «تماما» ساخته شده از سنگ هستند؟ بهتر است قبل از آنکه پیش فرض های بی سند ذهنی خودمون رو به آثار تاریخی ایران نسبت بدهیم ابتدا کمی مطالعه کنیم.
      تخت جمشید و پاسارگاد هیچگاه مانند اهرام مصر و… تماما از سنگ ساخته نشده اند. محیط زیست ایران بر خلاف محیط کوهستانی و صخره ای یونان و روم باستان مساعد ساخت ساختمان های تمام سنگی نبوده است ، معماری ایرانی همواره ترکیبی از خشت و آجر بوده است و تخت جمشید و پاسارگاد نیز همینگونه اند.

      در تخت جمشید و پاسارگاد عناصر باربر عمودی مانند «ستون و درگاه ها» که تحت تنش زیادی قرار میگرفته اند از سنگ ساخته شده اند. دیوار های باربر اطراف هر ساختمان از خشت ساخته میشدند و در نهایت برای سبکی سقف از چوب استفاده شده است. برای مشاهده اسناد و مدارک این گفتار شما را دعوت میکنم تا مقاله زیر را مطالعه نمایید :

      5 دیدگاه اشتباه در مورد پارسه https://kheradgan.ir/?p=18152

  3. پاسخ به نقد سایت خردگان در ارتباط با مستند مجعولات مجلل

    -لینک به سایت –

    • کوروش شهرکی

      با سلام. مطالب عنوان شده در این ویدئو در بروز رسانی های مقالات ما پاسخ داده شده است. لطفا اگر در گذشته مقالات را مطالعه کرده اید اکنون دوباره بخوانید. با تشکر

  4. من با خواندن مطالب شما قانع نشدم و هنوز فکر میکنم ادله پورپیرار قانع کننده است و تاریخ جعلی برای ما ساخته اند تمدن موهوم بدتر از واقعیت بد است

    • پورپیرا با بی شرمی تمام در جای جای نوشته هاش دروغ گفته که در همین مقاله و مقاله دیگر درباره نیمه کاره بودن تخت جمشید در سایت خردگان به اون پاسخ داده شده و شما کماکان بر این باورید که ادعا های پورپیرا درباره تمدن خیالی ساخته و پرداخته یهود و ماسون کثیف حقیقت داره!
      نفرمایید من قانع نشدم ، بگید نمیخوام قانع بشم.

    • ادله پور پیرار :
      امروزه (پس از2500سال!)تخت جمشید نواقصی دارد <آتش سوزی پارسه دروغ است<حمله اسکندر به ایران دروغ است <بخش اعظم سلسله هخامنشیان و نیز سلسله های سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دروغند <پیشینه تمدن در فلات ایران دروغ است و هخامنشیان از اقوام وحشی دست نشانده یهود بودند <تا 12سده پیش از اسلام جنبنده ای در فلات ایران وجود نداشته!!!!!!!!! <تمام مردم ایران در اثر پوریم کشته شدند <تمام اسناد متعلق به پیش از اسلام (کتیبه ها،تواریخ اسلامی و یونانی و…..)تماما جعل یهود برای سرپوشی این جنایت است!!!!!!!!!!! سوال اینجاست چرا اشاره به چنین واقعه ای را برای سرپوشی از کتاب خودشان حذف نکردند؟!

  5. سوالی که به ذهن میاد اینه که چرا این پاسخ ها رو در زمان حیات زنده یاد آقای پورپیرار مطرح نکردید؟ چرا با ایشون مناظره نذاشتین؟ چرا لااقل با ایشون مکاتبه نکردین! کار شما هم مقداری مشکوکه

    • اشکان دهقان

      دیدگاه شما نشانه خوبی است که گویا هواداران ناصر پورپیرار دیگر نمی‌توانند پاسخ مناسبی دهند و موارد حاشیه‌ای را مطرح می‌کنند. ما خوشحال می شویم که نقدهای مستند مطرح کنید نه ادعاهای واهی.

      اول آنکه اگر بخش «درباره خردگان» را بخوانید کارهای ما ریشه در بیش از ۱۰ سال پیش دارد و فراتر از زمان احداث پایگاه خردگان است. ما پاسخ به ایرانستیزان را -از جمله ناصر پورپیرار- از سالها پیش در زمانی که ایشان در قید حیات بودند شروع کردیم. در چند سال اخیر دوستان جوان تر به ما پیوستند و آن زمان که از پورپیرار زیاد سخن به میان می‌آمد این دوستان که به راستی پاسخ های کم نظیری ارائه می‌دهند، بسیار کم سن و سال بودند. این دوستان بسیار فعال شروع به پژوهش تخصصی کردند. نوشته‌های پیشین تارنما ها و تارنگارا هم رفته رفته منظم‌تر و مرتب‌تر شدند.

  6. اولا چرا همه منابع دست اول در زمینه ایران باستان توسط یهودیان نوشته شده است؟ مثال هرودت رو لطفا نیارین چون ایشون تو کتابش از واژه اروپا استفاده کرده که نشون میده کتاب ایشون جعلی هست و متعلق به قدیم نیست، بلکه صد و پنجاه سال پیش نوشته شده
    ثانیا چرا در همین نوشته هایی که آقایون یهودی دارند، اسباب و علل و حوادث تاریخ باستان رو بصورت هماهنگ و مثل هم نوشتن؟ شما همین تاریخ معاصر رو در نظر بگیرید، یا مثلا جنگ جهانی دوم،،، تحلیلات و توضیحات و نظرات مورخین متفاوت است، اما درباره تاریخ ایران باستان، انگار به این آقایون که البته هرکدام از کشورهای مختلف هستند، نمایشنامه ای تحویلشون دادن که از روش بنویسن

    • اشکان دهقان

      به نظر شما همه این منابع یهودی هستند؟! (اصلا نام هرودوت را هم ذکر نمی‌کنیم)

      ✅ کتیبه های باستانی که از زبان کوروش بزرگ به دست آمده اند بدین شرح می باشند:

      – استوانه کوروش بزرگ (مشهور به منشور کوروش)
      – بخش هایی از دو رونوشت بابلی دیگر از استوانه کوروش بزرگ
      – کتیبه اور
      – کتیبه اوروک
      – کتیبه های پاسارگاد

      ✅ برخی کتیبه ها و الواح مهم بابلی درباره کوروش بزرگ

      – روایت منظوم: https://kheradgan.ir/?p=13611
      – رویدادنامه نبونئید: https://kheradgan.ir/?p=10228
      – اسناد فراوان بدست آمده از بابل درباره کوروش بزرگ: https://kheradgan.ir/?p=1358

      – کتیبه ای بر بالای نقش برجسته مرد بالدار که در تصاویر سفرنامه ها ترسیم شده است. نگاه کنید به: نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ:
      https://kheradgan.ir/?p=12866

      – رونوشتی از استوانه کوروش بزرگ بر روی استخوان‌های فسیل اسب در چین به دست آمده است. نگاه کنید به: گسترش فرمان کوروش بزرگ تا چین:
      https://kheradgan.ir/?p=13013

      ✅ کتیبه ای که مورخان یونانی از کوروش بزرگ و در کنار آرامگاه کوروش بزرگ نقل کرده اند که بدین شرح است:

      ?? ای مرد من کوروش فرزند کمبوجیه ام، که امپراطوری آسیا را اساس نهادم و شهریار آسیا بودم. پس بر این مقبره رشک مبر. Arrian, Anabasis. 10, 8-6».

      ✅ گوشه ای از منابع غیر ایرانی تاریخ کوروش بزرگ و هخامنشیان (منابع تاریخ یونانی، رومی، ارمنی و…) :
      – گزنفون
      – کتزیاس
      – پلوتارک
      – آشیل (آیسخیلیوس)
      – آریان
      – استرابون
      – پلینیوس
      – توسیدید
      – دموستن
      – دینون
      – دیودور سیسیلی
      – ژوستین
      – کوینت کورس
      – فوستوس بیزانسی
      – موسی خورنی

      ✅ دکتر نجف زاده اتابکی فهرستی از منابع ایرانی و اسلامی و … که در آنها از کوروش بزرگ یاد شده است و مربوط به دوران پس از اسلام هستند را آماده کرده است.

      – طبری، تاریخ طبری، جلد ۱، ص ۴۰۷، ۳۸۶ و…: کیرش
      – ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه، ج ۱، ص ۱۵۲، ۱۳۰: کورش
      – بلعمی، تکلمه و ترجمه تاریخ طبری، ج ۱، ص ۶۵۶، ۶۷۷، ۶۴۸: کیرش، کورش، کورش احشویرش
      – مسعودی، مروج الذهب، ص ۹۹: کورس
      – حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض، ص ۳۲: کیرس
      – یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۱۰۱: کورس
      – ابن خلدون، اخبار فی الایام العرب، ج ۲، ص ۱۰۸: کورش و کیرش
      – ابن عبری، تاریخ مختصر الدول، ص ۳۶: کورش فارسی
      – ابن مسمویه، تجارب الامم، صص ۸۰-۸۱: کورش
      – ابن بلخی، فارسنامه، ص ۵۳: کیرش
      – ابن اثیر، تاریخ الکامل، ج ۱، ص ۱۱۵ و… : کیرش
      – حمدالله مستوفی، نزهت القلوب، ص ۱۷: کوشک
      – حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، ص ۹۸: کوروش
      – خواند میر، تاریخ حبیب السیر، ج ۱، ص ۱۳۶، ۱۹۹: کورش
      – میر خواند، روضه الصفا، ج ۱، ص ۸۷: کورش
      – زرکوب شیرازی، شیرازنامه، ص ۶۷: کورش
      – سراج، طبقات ناصری، ج ۱، ص ۴۱: کیرش
      – عبدالطیف قزوینی، لب التواریخ، ص ۴۱: کورش

  7. آینده همه چیز رو ثابت میکنه،از قدمت سنگهاو اشیا این مجموعه میتوان جعلی یا واقعی بودن اون رو فهمید و نیاز کارشناسان زبده بی طرف داره،لطفا ذکر کنید که در ارامگاه منسوب به کوروش،نوشته ای وجود دارد که اصالت آن را تایید کند،یا جسدی وجود دارد،تمام تاریخ هخامنشیان یک در صد تاریخ ایران هم نمیشه متاسفانه حس قوی نژاد پرستی در میان فارس زبانها تاریخ ایران رو داره از بین میبره یا محدود به این دوره میکنه،در ضمن هیچ نژاد خالصی در ایران وجود نداره چه بسا اونهایی که خودشون رو آریایی و کوروشی میدونن ژنه بیشتری رو ازدشمنان همین کوروش به ارث برده باشن

    • کوروش شهرکی

      با سلام پیش از این به این پرسش ها پاسخ داده شده است

      لطفا در مورد اصالت آرامگاه کوروش ، وجود یا عدم وجود پیکر کوروش ، مرگ کوروش و دلایل اثبات هویت حقیقی این بنا به مقاله زیر رجوع کنید:

      آرامگاه کوروش بزرگ یا مقبره مادر حضرت سلیمان؟ https://kheradgan.ir/?p=16629

      با سپاس

      • واقعا جای تاسف داره که انسان محققی مثل شما این همه سکه و نقوش اسکندر و فلیپ رو ول کنه بره بچسبه به یه کوزه نخودی که معلوم نیست از کجا میشه مشخص کرد از روی اون که این متعلق به دوران هخامنشیان هست. نکته ای دیگر بحث ساختار آرامگاه کوروش هست که با وجود اینکه خود جناب آستروناخ که در زمینه پاسارگاد بیشترین فعالیت را نسبت به سایر باستان شناسان وارداتی داشته اند اعتراف میکنن که این بنا از معماری یونانی سرچشمه میگیرد شما رفتید اظهارات هرتسفلد رو آوردید که پاسارگاد را تنها به سبب آن پله ها از معماری بین النهرین میداند!!!

      • کوروش شهرکی

        با سلام.

        پایان هخامنشیان با سر رسیدن اسکندر و جانشینان یونانی اش که ما آنها را به عنوان سلسله سلوکیان میشناسیم رقم میخورد. کشف سکه های یونانی در خاک ایران و آنهم در پاسارگاد که یکی از مراکز اصلی حکومت ایران بوده و طبیعتا اسکندر برای فتح کشور بایستی به این نقطه هم تسلط پیدا میکرده است موضوع عجیبی نیست.

        در مورد معماری پاسارگاد تنها به ذکر دیدگاه های مختلف در مورد بنا اشاره کرده ایم. اگر دقت کنید در مقاله هرگز وجود علائم لیدیایی را انکار نکردیم و علت این امر هم با سند نشان داده شده است.

        پیروز باشید

      • با درود.
        جناب آرمین، شما اگه ساخته شدن و ساختار تمام معابد و ساختمان های یونان باستان را پژوهش کنید، درمیابید که همه بعد از پادشاهی کوروش بزرگ ساخته شدند(بدون استثنا) یا توسط پادشاهی لیدیه ساخته شده اند.
        دلیل ساخته شدن آنها بعد از پادشاهی کوروش بزرگ، آن است که علم در یونان، توسط دانشمندان ایرانی ظهور کرد.
        سپاس ار عزیزان دست اندر کار خردگان.

    • آیا نژاد #آریایی ( #سفید ) در ایران از بین رفته است یا خیر؟و کدام کشور ها در خاورمیانه آریایی نشین هستند؟

      برای پاسخ به این سوال که آیا نژاد آریایی در ایران از بین رفته است یا خیر ابتدا باید به #علم رجوع کرد چون #نژاد و #ژنتیک یک جریان #علمی ایست که بر پایه #تکامل یا دگرگونش انسان بر اساس محیط طبیعی در طی میلیون ها یا صد ها هزار سال به وجود آمده است و تنها علمی که هیچگاه و هیچ کس توان نقد کردنش را در جهان نداشته علم #سوشیال_داروینیسم یا با نام دیگرش که #تراژدی_نژادی می باشد.
      اگر مقاله چرا #جهان_متفقین علیه علم سوشیال داروینیسم بر خواست را مطالعه کرده باشید میدانید که نژاد ها به سه نژاد در جهان تقسیم می شوند (سیاه_سفید_زرد) که هر کدام از این نژاد ها دارای چند ریشه #فرعی و یک ریشه #اصلی می باشند، و چون موضوع این مقاله بر روی نژاد #سفید در خاورمیانه می باشد ما به این نژاد می پردازیم که شامل یک ریشه اصلی به نام #آریایی و دو ریشه فرعی به نام های #سامی و #حامی می باشد اگر مقاله چرا جهان متفقین علیه علم سوشیال داروینیسم بر خواست را مطالعه کرده باشید خواهید دانست ریشه های فرعی یک نژاد در اثر اختلاط آن نژاد با نژادهای دیگر پدید می آید به مانند مثال نژاد سامی در اثر اختلاط #آریایی_ها با #سیاهان به وجود آمده اند و به همین دلیل است چهره ای مانند و متمایل به سیاه پوستان را نیز دارا می باشند. اما آیا نژاد آریایی یا سفید در ایران از بین رفته است؟؟؟ خیر زیرا برای نابودی نژاد و یک ملت باید صد ها هزار سال مهاجرت گسترده و میلیونی انجام بگیرند و ملت آن مکان نژاد پرست (ناموس پرست) نباشند و اجازه اختلاط بدهند تا طی هزاران سال نژاد آن مکان به طور کامل نابود شود این در حالیست که پیروان این فرظیه عموما #دین گرا و #مذهبی و حامی جریان انترناسیونالیسم می باشند و درنتیجه #علم_ستیز هستند مانند اسلامگرایان و کمونیست ها و…چون ایدئولژی های آنها بر ضد طبیعت و قوانین آن می باشد و خواسته های آنها در جهان ما غیر طبیعی و رویایی می باشد، یعنی نابودی همه گونه ها و نژاد های انسانی و تبدیل آنها به یک ملت واحد برای تشکیل جهانی وطنی چه بر اساس اسلام چه بر اساس کمونیسم یا مسیحیت یا یهودیت!!!! اما آیا این فرظیه آنها درست است یا خیر؟ برای پاسخ به این سوال اولا باید به علم و دوما باید به تاریخ مراجع کرد.
      در علم گفته شده نژادی که مخلوق و یا در حال نابودیست خصلت نژاد های دیگرو که در اکثریت نیز می باشند میگیرد یعنی اگر یک #سامی از قوم #عرب با یک #آریایی از قوم های #پهلوی یا #پارسی ازدواج کنند، فرزندان آنها بخشی از سفات نژاد سامی و آریایی هارا میگیرند و باید دید که در آن مکان یا کشور کدام نژاد در اکثریت است چون همیشه طبق علم نژاد اکثریت نژاد اقلیت را به زانو در می آورد و طبق تاریخ جمعیت بر اساس آن زمان در عربستان ۵۴۰ هزار نفر بوده و در ایران به ۱۱ میلیون نفر می رسد!!! یعنی طبق هیچ منطق و علمی نمی توان به این نتیجه رسید که عربستانی ها با جمعیت ۵۴۰ هزار نفری در صحرای عربستان جمعیت ۱۱ میلیونی ایرانیان را مخلوق کرده باشند. و اما این اشخاص حامی جریان انترناسیونالیسم در ادعاهای بعدیشون این فرظیه رو بیان میکنند که ایرانیان در اثر حمله #یونانیان و #مغولستانی_ها نژادشون نابود شده است!! برای پاسخ به این سوال باید دوباره طبق بار قبل اول به علم و دوم به تاریخ رجوع کرد در ابتدا باید عرض کرد که نژاد یونانیان آریایی و سفید می باشد و اروپایی ها از ایران طبق گفته #جمیز_واتسون (پدر ژنتیک جهان) و #داریوش_فرهود (پدر ژنتیک ایران) و #داروین (پایه گذار علم سوشیال داروینیسم) و #گوبینو (مادر اندیشه نازیسم و پایه گذار مکتب آریایی گرایی یا انتی سمیتیسم در جهان) و #آلفرد_روزنبرگ (شخص دوم بعد ادولف هیتلر در حکومت نازیسم در آلمان) و… می توان در یافت به اروپا مهاجرت کردند برای همین ایران را سرزمین آریایی ها یا سرزمین ریشه اصلی نژاد سفید می نامند. پس یونانیان نیز مانند ما آریایی و سفید می باشند و ما و اروپایی ها از یک نژاد و گوشت و خون می باشیم. اما در ادعای بعدی عناصر انترناسیونالیسم ادعا میکنند که نژاد ایرانیان از طرف مغولستانی ها که دارای نژاد #ترکی_مغولی می باشند که یکی از نژاد های ریشه فرعی نژاد #زرد می باشد نابود شده است!! برای پاسخ به این سوال دوباره همان طور که قبلا گفتیم اولا باید به علم و دوما باید به تاریخ رجوع کرد در تاریخ آمده است که اولین تازش مغولستانی ها یا ترکی مغولی ها از قوم خزرها به قوم آریایی کاسپی ها در شمال ایران می باشد. و در آن نبرد خزرها پیروز میدان می شوند اما به دلیل اینکه خزرها در اقلیت هستند به زانوی نژاد آریایی کاسپی ها در میان و آریاییزه میشن…
      و در ادامه….
      ??????????????

    • و در ادامه….
      اما بعد ها نیز هجوم گسترده تری توسط چنگیز خان مغول به ایران صورت گرفت و این بار به دلیل اینکه قوم مغول ها رسم دارند که فقط در میان خودشان ازدواج کنند به ایرانیان دست درازی نمی کنند و از پیر تا جوون و بچه و مادر رو میکشن به طور وحشتناکی اما این رسم بعد ها به دلیل اینکه مغول ها به دین اسلام در ایران روی می آورند کم رنگ تر می شود تا جایی که به ملت آریایی ایران به قصد تجاوز و کنیز گرفتن زنانشان می نگرن که این عمل تجاوزگرایانه آنها با واکنش سریع و سخت مردم ایران مواجه شد که دلایل به وجود آمدن #جنبش_سربه_داران با شعاره: سربه دار میدهیم و تن به ذلت نمی دهیم.
      نیز همین بود زیرا مردم ایران خیلی روی #نژاد و #هویت و #ناموس خودشان حساس هستند. و برای همین حکومت مغول ها از بین رفت. پس نژاد و هویت و ملیت ایرانیان توسط ترکی مغولی ها از نژاد زرد نابود نشد. برای همینه می توان یک زرد پوست از ریشه فرعی ترکی مغولی را فقط در افغانستان و ترکمنستان و… پیدا کرد. و حتی جمعیت مغول ها برای حمله به ایران خیلی زیاد نبود برای همین بعد روی آوردن به اسلام آریاییزه شدن مانند اقوام قاجار و … زیرا به قول #دکتر_گوبینو کشور گشایی عامل اصلی اختلاط نژادی و نابودی نژاد کشور فاتح می شود.
      و جناب آقای دکتر گوبینو یکی از دلایل اینکه نژاد و هویت آریایی و سفید کشور فرانسه در معرض تهدید سیاهان آفریقایی قرار دارد را در گرو کشور گشایی دولت سرمایه دار فرانسه در آفریقا بر شمرد.

      پس می توان نتیجه گرفت که ملت ایران نژاد و هویت خودشان را حفظ کردن.

      و اما چه کشور هایی در خاورمیانه از نژاد #آریایی ( #سفید ) می باشن؟؟ همان طور که قبلا طبق سخن دکتر گوبینو گفتیم که کشور گشایی عامل اصلی اختلاط نژادیست که نژاد و هویت کشور فاتح را تهدید می کند این بار نیز همان جریان برای کشور عربستان اتفاق افتاد به این دلیل که جمعیت آنها در اقلیت بود و با کنیز گرفتن زنان آریایی از ایران و…. و بردن آنها به عربستان باعث شده که نژاد سامی در خاورمیانه تحت تهدید نابودی قرار بگیرد و مخلوق شود زیرا هیچ وقت جمعیت ۵۴۰ هزار نفری از نژاد سامی نمی تواند بر جمعیت ۱۱ میلیونی ایرانیان از نژاد آریایی را مخلوق کند به همین دلیل نژاد سامی در عربستان در حال نابودیست به طوری که یک سامی را فقط می توان در شرق عربستان یا کشور سومالی یا جیبوتی پیدا کرد و همین دلیل بر نابودی آنهاست و به لطف کوروش پدر و داریوش بزرگ و خلاصه حکومت هخامنشیان و ساسانیان که سیاست کسترش نژادی داشتند طبق سخن داریوش شاه بزرگ در کتیبه اش که به نژاد و هویت خودش افتخار می کند و اولین کسی در جهان می باشد که سفت آریایی که به معنی برتر یا نجیب است را برای نژاد سفید به کار برده
      و بیشتر خاورمیانه یا کل آن بغییر از صحرای عربستان توسط این حکومت های ایرانی آریاییزه شده است. و می توان به واقع ای که #پدر_کوروش بر سر شهر بابل آورد اشاره کرد: چون شهر بابل یک شهر مهاجر نشین بود اکثر مردمش برده بودند و از شهر ها و یا قاره آفریقا به آنجا آورده شده بودند با سیاست اینکه ما برای شما در جا و مکانی که قبلا بودید خانه و کشانه میسازیم طبق همان منشوره پیدا شده از پدر کوروش ملتی که توسط اربابان شهر بابل به زور به بابل آورده شده بودند و به برده یا زیر دست حکومت تبدیل شدند را راهی همان مکانی کرد که از آنجا آورده شده بودند و رفته رفته شهر مهاجر نشین بابل را آریایی نشین کرد.

      پس می توان نتیجه گرفت که بیشتر یا کل خاورمیانه الان سفید نشین و یا آریایی نشین می باشد. مانند سوریه ترکیه عراق امارات بحرین و….و نه تنها ایرانیان نژاد و هویت خودشان را حفظ کردند بلکه آن را در سطح جهان نیز گسترش دادند به طوری که الانه در جهان نژاد آریایی یا همان سفید بزرگترین نژاد روی کره زمین است

  8. سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت
    به این خوبی سپاسگزارم

  9. با درود فراوان و سپاس از مطالب سودمندتون.
    بر هیچ کسی پوشیده نیست که جریانی که قدرتمندم هست در تلاش برای از بین تاریخ ایران است اما بدون شک شکست خواهد خورد چرا که تاریخ پرافتخار ایران این رو ثابت کرده. چه دوران هایی که دشمنان بر این مرز و بوم حکومت کردند اما هرگز نتوانستند که بزرگی ایران و تاریخ این سرزمین رو انکار کنند.
    امید که روزی برسد تا دوباره شاهد شکوفایی فرزندان این سرزمین باشیم.

  10. درود فراوان مخصوصا خدمت استاد گرامی جناب اقای خالقیان امیدوارم یک روزی افرادی چون شما رئیس میراث فرهنگی کشور بشن کسانی مثل شما که واقعا عاشق ایران و ایرانی و تاریخ و فرهنگ کشور هستید
    تازگی ها لطف میکنید مطالب سایت رو به صورت pdf در اختیار دیگران قرار میدید لطفا تمام مطالب رو از جمله همین مطلب رو به صورت pdf در اختیار دیگران قرار بدید
    امیدوارم تا ابد کار قشنگتون که دفاع از فرهنگ و هویت ایرانی هستش ادامه پیدا کنه من کاملا درک میکنم چه قدر هم این کار سخت و هزینه بر هستش از هزینه های سایت گرفته تا پژوهش در مورد مطالب تاریخی و در دسترس قرار دادن این مطالب برای دیگران
    ولی اینو بدونید که کارتون بی نتیجه نیست و تاثیر زیادی داره حداقل برای من یکی داشته دمتون گرم

  11. کاملا مشخصه وبسایت هایی مثل فارس نیوز و مشرق نیوز از کجا حمایت میشن
    مهم نیست کی باشی یه حزب توده ای مثل پورپیرار یا تجزیه طلبانی که ارزوی نابودی ایران رو دارن همین که تاریخ کشور رو با مزخرفات من در بیاری بکوبی محبوب حکومت میشی چه تجزیه طلب باشی یا چه حزب توده ای یا دشمنان دیگه این اب و خاک

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا