alanya escort manavgat escort fethiye escort kemer escort didim escort çanakkale escort Aydın escort muğla escort tekirdağ escort manisa escort balıkesir escort trabzon escort elazığ escort ordu escort kütahya escort ısparta escort rize escort maraş escort yalova escort giresun escort yozgat escort tokat escort şanlıurfa escort sivas escort batman escort erzurum escort sinop escort kırşehir escort karaman escort kırıkkale escort bolu escort amasya escort niğde escort uşak escort edirne escort çorum escort osmaniye escort zonguldak escort van escort erzincan escort Hatay escort Aydın escort İzmir escort Ankara escort Antalya escort Bursa escort İstanbul escort Kocaeli escort Konya escort Mardin escort Mersin escort Samsun escort Sinop escort Tekirdağ escort Rize escort Amasya escort Balıkesir escort Çanakkale escort Bolu escort Erzincan escort Şırnak escort Adana escort Van escort Yozgat escort Zonguldak escort Afyon escort Adıyaman escort Bilecik escort Aksaray escort Ağrı escort Bitlis escort Siirt escort Denizli escort Burdur escort Diyarbakır escort Edirne escort Düzce escort Erzurum escort Kırklareli escort Gaziantep escort Giresun escort Kilis escort Kars escort Karabük escort Kırıkkale escort Kayseri escort Kırşehir escort Malatya escort Maraş escort Manisa escort Muş escort Muğla escort Kastamonu escort Ordu escort Nevşehir escort Sakarya escort Osmaniye escort Şanlıurfa escort Sivas escort Trabzon escort Tokat escort Ardahan escort Bartın escort Karaman escort Batman escort Bayburt escort Bingöl escort Elazığ escort Gümüşhane escort Hakkari escort Eskişehir escort Isparta escort Yalova escort Uşak escort Iğdır escort
supertotobet betist
şirinevler escort avcılar escort beylikdüzü escort türbanlı escort kapalı escort türbanlı escort avrupa yakası escort
isveçbahis güvenilir mi isveçbahis şikayet isveçbahis lisans isveçbahis güncel giriş adresi isveçbahis hakkında isveçbahis mobil isveçbahis ödeme yapıyor mu isveçbahis isveçbahis adres isveçbahis giriş
1xbet betpas mariobet
izmir escort
خانه » ایران باستان » آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟! (پاسخ به شایعات) «بخش سوم»

آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟! (پاسخ به شایعات) «بخش سوم»

آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟ | نویسنده: کوروش شهرکی | واپسین به روزرسانی: 14 بهمن 1397 |


پاسخ به فیلم تختگاه هیچکس و ادعای ناتمامی تخت جمشید:

نیمه کاره دانستن پـارسه از ابتدا، ناشی از عدم توجه به باستان‌شناسی و فقط یک توهم توطئه است.

پـارسه آشکارا در دوران هخامنشیان مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

تختگاه هیچکس مجموعه ای از فیلم هاست که به منظور رد و انکار هر آنچه در تخت جمشید میبینیم ساخته شده است، تهیه کنندگان این فیلم گفته اند فیلم را بر اساس نوشتار ها و اعتقادات فردی به اسم ناصر پورپیرار ساخته اند؛ کسی که پیش از این مدعی جعلی بودن تمام کتیبه های هخامنشی بیستون شده بود و حتی در فقره ای کل مجموعه باستانی پاسارگاد را نیز انکار کرد و مدعی بود به تازگی به دست باستان شناسان جعل شده است.

گفتنی نیست ، آنچه آشکار است! توطئه پنداری اساس این نظریات است ، فراهم کردن بستری از توهم توطئه باعث شده تا بدون توجه به نتایج اهل علم و باستان شناسان ، با طوفانی از ادعا های نادرست و سطحی نگری مفرط در این فیلم مواجه باشیم.

با وجود همه خیالپردازی های خام و غیر علمی، متاسفانه تختگاه هیچکس با توجه به آنکه سرانه مطالعه کتاب در ایران کم است و ایرانیان تمایل دارند تا اطلاعات خود را در قالب فشرده و از پیش آماده شده فیلم ها دریافت کنند، توانسته توجه برخی را به خود جلب کند.

سخن کلی در تختگاه هیچکس اینست که تخت جمشید هیچگاه به اتمام نرسیده ، هیچگاه در ، دیوار و سقف نداشته و به دنبال طرح این موضوع هرگز تختگاه شاهان هخامنشی نبوده و هیچ جشن و مراسمی هم در کاخ های پارسه برگزار نشده لذا بنایی بی ارزش و کم اهمیت است!

در بخش های اول و دوم این مجموعه نوشتار ها در نقد و بررسی آنچه که تختگاه هیچکس تبلیغ میکند نشان دادیم که چگونه فیلمسازان میخواهند بدون توجه به شواهد تاریخی و مدارک باستان شناسی تخت جمشید را نیمه کاره معرفی کنند ؛ و مفصل به موضوعات طرح شده پاسخ داده شد.

آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟! (بخش اول)

آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟! (بخش دوم)

در این بخش به صورت خلاصه به بررسی ادعا های نادرست و غلط فیلم پیرامون آتش سوزی تخت جمشید، ابنیه خشت و گلی در پارسه پرداخته خواهد شد، همچنین برای داشتن درکی درست از چگونگی پدید آمدن تخت جمشید روند ساخت و ساز در پارسه و عوامل موثر بر توفق و ادامه گسترش آن خواهیم پرداخت. لطفا این نوشتار را تا انتها و با دقت مطالعه کنید.

 

تخت جمشید در آتش

نقل قول از تختگاه هیچکس:

« برای شروع بررسی این مجموعه باید گفت بر خلاف تبلیغات گسترده حول این بنا تخت جمشید مجموعه ای نیمه تمامه که کار ساختمانی اش هیچگاه به اتمام نرسیده، و با توجه به آثاری که در اون میشه دید هیچوقت کسی در اون سکونت نداشته و به همین ترتیب هیچ وقت هم آتش نگرفته» (تختگاه هیچکس، ورژن2: دقیقه16 تا 17)

احتمالا پیش فرض های ذهنی نادرست و غیر علمی نظیر «سنگی بودن تخت جمشید» ، «سنگی بودن تمام ستون های پارسه» و « نبود کفسازی در تخت جمشید» گروه فیلم برداری را به این نتیجه رسانده که تخت جمشید نه دیوار داشته ، نه ستون و نه سقف پس هیچوقت کسی در آن سکونت نداشته است !!

شاید اگر کارگردان به جای یک گروه فیلم برداری چند باستان شناس را با خود به پارسه می­برد به او به درستی در مورد کفسازی پارسه و ستون و سقف آن پاسخ می­گفتند.

البته ما این پیش فرض های نادرست فیلم را در قسمت دوم این نوشتار با توجه به شواهد باستان شناسی مورد نقد و بررسی قرار دادیم، اینبار ادعای عدم آتش سوزی در تخت جمشید را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.

آتش سوزی پارسه یک روایت رایج است، شرح چگونگی فتح و نابودی پرسپولیس بار ها و بار ها در منابع تاریخ کهن آورده شده است، پلوتارک، آریان و… همگی بخش هایی از کتابشان را به سوختن این شهر هخامنشی اختصاص داده اند. (پلوتارک،1346:ص387) ، (سامی، 1389: ص 374).

داستان آتش سوزی را همه میدانند، اما شواهد و مدارک آتش سوزی را همه نخوانده اند، پس از نوشته های یونانی و داستان چگونگی آتش افروزی اسکندر عبور کرده و نگاهمان را به گزارش های باستان معطوف میکنیم.

علی سامی (رئیس بنگاه علمی تخت جمشید):

«آتش سوزی کاخ‌های تخت جمشید بدست اسکندر مقدونی حتمی و در خلال کاوش های سی ساله آنجا کاملا ثابت و مسلم گردیده است … در کاخ‌ها راهروها و ایوان‌ها کناره دیوارها و کف تالارها هر جا با خاک انباشته شده آثار سوختگی و دود زدگی و زغال و چوب‌های نیم سوخته و پارچه‌های سوخته نمایان بود که جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی‌گذارد.

نه تنها در آثار روی صفه بلکه ضمن ساختمان‌های مکشوفه در خارج از صفه که شرح آنها گذشت همه جا اثر سوختگی و آتش سوزی دیده شد و هم اکنون مقداری از سوخته‌های پرده‌ها و فرش‌ها و چوب‌ها که در کاوش‌ها بدست آمده در موزه تخت جمشید موجود می‌باشد» (سامی، 1389: ص 354).

ارنست هرتسفلد (رئیس اولین هیئت باستان شناسی تخت جمشید):

«امروزه،داخل تالار تصویر وحشتناکی از خرابی ناشی از آتش سوزی است.ژرفای خاکستری که کف تالار را پوشانده در حدود 30 و گاهی 60 سانتیمتر میشود.ستون های سنگی سیاه شده از شدت حرارت آتش سوزی به انبوه بی شمار سنگ ریزه تبدیل شده و اغلب به صورت آهک سوخته در آمده اند…اسکندر حریقی،که به نابودی تخت جمشید انجامید،از این اتاق شروع کرد» (هرتسفلد،1381:ص235)

اریک اشمیت (رئیس دومین هیئت باستان شناسی تخت جمشید):

«ضمن خاک برداری گوشه جنوب شرقی تالار اصلی آپادانا شواهد تازه ای بدست آمد که نشان میداد کاخ آپادانا در اثر حریق شدیدی منهدم گردیده است تاثیر آتش در اینجا از اتاق های انبار و برج جنوب شرقی بیشتر مشهود است و حرارت آتش در تالار به قدری زیاد بوده که خشت های زیر گچ کاری سبز خاکستری رنگ دیوار تا حدودی پخته و رنگ آن به قرمز کم رنگ تغییر یافته است و نیز قسمت عمده پوشش سبز خاکستری رنگ کف اتاق به عمق پنج میلیمتر تا یک سانتی متر سوخته و سیاه گردیده است» (اشمیت، 1342:ص78)

علیرضا شاپور شهبازی (رئیس بنداد تحقیقات هخامنشی):

«در سر تا سر ایوان و تالار اثار سوختگی شدید و مهیبی که هدیه اسکندر به ایرانیان بود به چشم می‌خورد. گذشتگان بقایای اشیا سوخته و خاکستر چوب سدر متعلق به سقف را یافته‌اند و بدین ترتیب شکی نمانده است که کاخ‌های تخت جمشید را آتش ویران کرده است» (شهبازی، 1389: ص 211).

گزارش های مکرر باستان شناسی جای هیچ شک و شبهه ای از یک آتش سوزی گسترده در شهر پارسه را باقی نمیگذارد. اما این گزارش ها در این فیلم و نوشته های ناصر پورپیرار یکسره نادیده انگاشته می­شوند، و حتی باستان شناسان را دروغ گو خطاب میکند!

باید به خاطر آورد که مرحوم پورپیرار باستان شناسان و محققین تاریخ ایران را « بی ارزش تر از زباله » توصیف میکردند. (پورپیرار،1383:ص261) پس تعجبی ندارد که چرا کارگردان نسخه اول و دوم تختگاه هیچکس هرگز و ابدا کوچک ترین اشاره ای به دستاورد های علمی در مورد تخت جمشید نمی­کند.

شکی نیست که پاشنه آشیل چنین تفکراتی «توهم توطئه» میباشد، و بحث علمی جهت اقناع کسی که تمام مراکز علمی و آکادمیک را دروغ گو و حقه باز می­داند و به یک دسیسه جهانی ایمان دارد، بی فایده و آب در هاون کوبیدن است.

تخت جمشید در آتش | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

بقایای پرده های سوخته تخت جمشید نگهداری شده در موزه تخت جمشید(عکس از نگارنده: 17 تیر 1396)

در این مجموعه نوشتار ها بار ها توضیح دادیم که تخت جمشید یک ساختمان نیست بلکه یک شهر است ، صخره سنگی تخت جمشید تنها بخش کوچکی از شهر پارسه بوده و در سطح دشت و زیر صُفه، شهر ادامه داشته است، کاوش های باستان شناسی کاخ هایی را از این شهر آشکار ساخته است. آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

کاخ های هخامنشی جنوب تخت جمشید (سمت راست تصویر)

مورخین یونانی از آتش سوزی این بخش از شهر نیز سخن گفته­ اند و یافته های باستان شناسی این روایات را تایید می­کنند:

«به طور یقین آثار برزن جنوبی به همان ترتیب که آثار روی صفه طعمه آتش شده است بوسیله مقدونیان و مزدوران و همدستان یونانی ایشان و دیگر هم پیمانانشان ابتدا به صورت کامل غارت شده و تمامی نفائس آن به یغما رفته و سپس با یک نقشه قبلی به آتش کشیده شده است» (تجویدی.1355:ص185)

آثار آتش سوزی تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

ستون چوبی کاملا سوخته تخت جمشید (Mousavi،2002:p244)

شواهد آتش سوزی در سراسر شهر پارسه چه بر فراز صخره سنگی آن و چه در سطح دشت کاملا مشخص و اثبات شده می­باشد. قطعا کسانی که باستان شناسان را بی ارزش تر از زباله می­دانند ، به سادگی تمامی این گزارش ها را دروغ خواهند خواند و به اظهار نظر های سطحی نگرانه خویش ادامه می­دهند. و همچنان با تبلیغات دانستن داده های باستان شناسی فیلم هایی نظیر تختگاه هیچکس خواهند ساخت!

شواهد و مدارک مستند بیشتر در مورد آتش سوزی تخت جمشید را بخوانید

پلکان ورودی تخت جمشید

هنگامی که داریوش بزرگ ساختمان سازی روی صخره تخت جمشید را آغاز نمود ورودی تخت جمشید جایی در جنوب صُفه این مجموعه قرار میگرفت (نجف زاده اتابکی،1392:ص79) در زمان خشایارشا ورودی جنوبی بسته شد و به جای آن در غرب صُفه پارسه یک پلکان بسیار عظیم ساختند.

پلکان دروازه ملل تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

پلکان ورودی غربی تخت جمشید، این پلکان که به دروازه ملل منتهی میشود در زمان خشایارشا ساخته شد

مهندسین هخامنشی ارتفاع پله های ورودی را بسیار کوتاه در نظر گرفتند ، چراکه هدیه آورندگان از ملل گوناگون تحت فرمان امپراتوری معمولا بزرگان و سال خوردگان قومیت های گوناگون امپراتوری بودند. با این کار بالا رفتن از پله ها برای این افراد آسان تر می­شد.

هر پلکان، ۶۳ پله دارد و به پاگردی وسیع منتهی می‌شود، سپس ۱۸۰ درجه پیچیده و در جهت مخالف ردیف نخستین، ۴۸ پله دیگر می‌خورد و در ارتفاع نزدیک به دوازده متری زمین به صفه تخت جمشید می‌رسد. هر پلکان بر روی هم ۱۱۱ پله دارد که هر کدام ۶۹۰ سانتی متر طول، ۳۸ سانتی متر عرض و ۱۰ سانتی متر پاخیز دارد. (شهبازی،1350:ص72)

در پلکان ورودی تخت جمشید گاهی چند سانتی متر از قسمت انتهایی برخی پله ها به طور کامل تراش نخورده اند، این در حالی است که بسیاری از پله های قبل و بعد از این اشکالات به صورت کامل حجاری شده اند.

نقص در پلکان غربی پارسه (تختگاه هیچکس، ورژن دوم)

فیلم تختگاه هیچکس از همین چند سانتی متر زائده سنگی که روی برخی پله ها باقی مانده است ، نتیجه گیری می­کند که «کل تخت جمشید ناتمام است» و پلکان غربی نیز غیر قابل استفاده بوده!!

اشکالات جزئی در همه کار های ساختمانی از چندهزار سال پیش تا کنون وجود داشته ، این بسیار شگفت آور است که از تنها چند سانتی متر زائه سنگی کسی نتیجه بگیرد که تمام 125 هزار مترمربع کاخ های وسیع پارسه با دها ستون بر افراشته همگی ناتمام و غیر قابل استفاده بوده اند!!

عرض هر پله 690 سانتیمتر است و خام تراشی بخش کوچکی از برخی پله ها هیچ تاثیری روی کارکرد پلکان نداشته است، این گروه از اشکالات حجاری را باید به پای کوتاهی در عملکرد نیروی انسانی، گذاشت.ادعای اینکه کل تخت جمشید به واسطه اینکه ،چند سانتیمتر از یک پله هفت متری تراش نخورده، ناتمام و غیر قابل استفاده بوده کاملا غیر منطقی است و بیشتر با ضرب المثل معروف از «کاه کوه ساختن» همخوانی دارد.

 

وقتی حفاظت از تخت جمشید جرم تلقی شود!!

موضوع بعدی که به آن می­پردازیم با آنکه در فیلم های تختگاه هیچکس نیامده است، اما از جمله مباحث پرطرفدار میان طرفداران نظریات ناصر پورپیرار می­باشد.

در سراسر فیلم تختگاه هیچکس و مجعولات مجلل شاهد بودیم که تئوری پرداز فیلم و عوامل ساخت تحت امر وی ، بدون اعتنا به یافته ها و کاوش های باستان شناسان ادعا هایی نادرست میکردند، متاسفانه این شیوه الگویی برای قوم گرایان علاقه مند به انکار تاریخ ایران مبدل شده است. آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

در یکی از این ادعا ها نویسنده با آوردن عکس هایی از «سایبان های نقوش کاخ آپادانا» ، فرض را بر این میگذارد که این بناها باستانی و قدیمی بوده ، و باستان شناسان برای جعل تاریخ ایران بعد ها آن ابنیه را نابود کرده اند!!

جعل در تخت جمشید! | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

سایه بان های نقوش کاخ آپادانا(برداشتی از وبلاگ کنکاش در تاریخ)

بنا هایی که در عکس ها علامت گذاری شده اند سایبان ایوان شرقی کاخ آپادانا می­باشد، این بنا ها که برای جلوگیری از تابش آفتاب و ریزش باران بر روی سنگ نگاره های تخت جمشید طراحی شده اند، به هیچ عنوان باستانی نبوده و توسط استاد علی سامی ساخته شده اند. زنده یاد سامی گزارش این اقدام را در تیر ماه 1330 در ماهنامه آموزش و پرورش بدین صورت ارائه کرده است:

« احداث سایبان های کاخ مرکزی ، پس از ساختمان سایبان پلکانهای شرقی آپادانا در سال 1324 تصمیم گرفته شد که حجاری های پلکان های عالی و زیبای کاخ مرکزی را نیز از باد و باران و برف و آفتاب مصون دارد ولی چون عرض پلکان ها کم و متناسب با گذاردن پایه های آجری نبود، در نظر گرفته شد، که این سایبان ها را با تیر های قطور آهنی بنا نمایند. برای این منظور از صرفه جویی اعتبار سال 1327 مبلغ (40651.20) ریال برای خرید 11 عدد تیر آهن هفت متری و در سال 1328 مبلغ بیست هزار ریال برای خرید چوب اختصاص داده شد و با این ترتیب مصالح لازم و اساس آن تهیه گردید و خوشبختانه در سال 1329 اینکار به نحو مطلوبی انجام گردید ، و اینک سایبان نامبرده که تقریبا 266 مترمربع مساحت دارد به طور شایسته ساخته گردیده است. » (سامی، تیر 1330: ص 39)

بعد ها این سایبان های آجری تماما تخریب و به جای آن سایبان های تماما فولادی مرتفع ساخته شد تا محوطه تخت جمشید جلوه ای زیبا تر داشته باشد.

سایه بان های تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

جایگذینی سایبان های قدیمی با نمونه های فولادی جدید(عکس فوق از (طالبیان،1393:ص137)، عکس پایین از نگارنده (17 تیر 1396))

با این همه نویسنده در مطلبی که تیتر «پشت صحنه تخت جمشید» بر روی خود دارد نوشته است:

«در مستند “تختگاه هیچکس” و “مجعولات مجلل” به روشنی دیدید که چگونه دانشگاه های غرب برای ساختن امپراتوری های قلابی شروع به کار شدند و با تغییر ماهیت ابنیه ای به نفع سلسله ای جعلی، اساس دورغ پردازی تاریخ جهان را بنیان گذاری کردند.»

باعث تاسف است که نگارنده چنین مطالبی و فریب خوردگان آن ذره ای اعتقاد به ره­یافت حقیقت ندارند و دائما در حال « زرد نویسی» در مورد تاریخ ایران می­باشند .

 

وقفه در گسترش تخت جمشید آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

ساخت و ساز در تخت جمشید با وقفه هایی نیز همراه بوده است. تخت جمشید تحت تاثیر عوامل موثر بر امپراتوری نیز قرار میگرفت یکی از موثر ترین عوامل تغییر شاه و در نتیجه تغییر سیاست هخامنشیان است.

بررسی های باستان شناسان نشان میدهد که در زمان دو پادشاه داریوش دوم و اردشیر دوم ، ساخت و ساز در تخت جمشید متوقف شده. با وجود اینکه این دو پادشاه در سایر نقاط مانند شوش و بابل کاخ هایی را ساخته اند اما هیچ کاخی در زمان این پدر و پسر به مجموعه تخت جمشید اضافه نشده. (کالمایر،1388:ص40)

در مدت سلطنت این دو شاه گسترش پارسه متوقف میشود، از آنجایی که پارسه سمبلیک بوده است ، معمولا پادشاهان هخامنشی سعی میکرده اند تا در زمان سلطنت خود بنایی به آن اضافه کنند یا کار ناتمام پادشاه قبلی را کامل کنند. این در حالی است که داریوش دوم با به دست گرفتن قدرت نه اقدامات شاهان قبل خود را تکمیل کرد و نه کاخ بیشتری به تخت جمشید افزود.

پرسش مهمی که این شواهد در ذهن ایجاد میکند اینست که چرا رویکرد هخامنشیان نسبت به توسعه تخت جمشید با به قدرت رسیدن داریوش دوم متوقف شد؟

از عواملی که همواره در تاریخ، سلسله ها را به سراشیبی سقوط هدایت میکند برادر کشی و یا پدر کشی برای رسیدن به سلطنت است، متاسفانه بعد از مرگ اردشیر اول، شاهد جدال خونین برادران برای رسیدن به تخت شاهی هستیم.

اردشیر اول که پس از خشایار شا به مدت 42 سال بر امپراتوری حکم رانده بود سرانجام ، در حدود سال 423 قبل از میلاد با مرگش تاج و تخت را بدرود میگوید (کورت،1391: ص70) ، پس از وی به ترتیب «خشایارشا دوم» و «سغدیان» پادشاه میشوند اما عمر حکومت آنها تنها چند ماه است.

«خشایارشا دوم» نامی کمتر شنیده شده در مطالعه تاریخ هخامنشیان است، علت این امر بدون شک حکومت کوتاه 45 روزه وی است (سامی،1392:ص260، جلد دوم)، خشایارشا دوم ولیعهد و جانشین قانونی اردشیر بود اما پس از 45 روز حکمرانی به دست سکودیانوس (سغدیان) به قتل رسید.

حکومت سغدیان نیز چندان به درازا نکشید و پس از 6 ماه توسط فردی به اسم «اوخوس» کشته شد. (سامی،1392:ص260، جلد دوم)،(فرخ،1390:ص158)

اوخوس که گویا فرزند نامشروع اردشیر اول به شمار میرفت تا پیش از این فرمانداری شهرب هیرکانیا را به دست داشت، به پایتخت آمد و پس از کشتن سغدیان لقب شاهانه «داریوش دوم» را برای خود برگزید. (فرخ،1390:ص158)

داریوش دوم ولیعهد نبود، او از مادری بابلی زاده شده بود، (کالمایر،1388:ص41)،(بروسیوس، 1390:ص42)، با پادشاهی وی حکومت دچار تغییر نگرش شد ، او اولین شاه هخامنشی است که بر خلاف شوش در تخت جمشید از خود کتیبه یا بنایی به یادگار نگذاشته است. این شروع دوران فتور در ساخت و ساز پارسه است. (کالمایر، 1388:ص41)

در زمان داریوش دوم کار های ساختمانی در تخت جمشید به دو دسته تقسیم میشوند، کار هایی که پیش از حکومت داریوش دوم تمام شده اند و مورد استفاده قرار میگرفته اند و کار هایی که ناتمام از پادشاهی اردشیر اول به جای مانده اند. (دروازه ناتمام در زمان داریوش دوم وجود نداشته و شروع ساخت آن برمیگردد به اردشیر سوم هخامنشی)

چگونگی ساخت تخت جمشید؟ | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

نقشه کاخ های کامل شده تا داریوش دوم ، 7 کاخ کامل شده و 2 پروژه ناکامل است

کاخ هایی که میتوان گفت پیش از داریوش دوم به اتمام رسیده اند شامل:

  • کاخ آپادانا (شروع در زمان داریوش بزرگ ، اتمام در زمان خشایارشا)
  • کاخ صد ستون (شروع در زمان خشایارشا ، اتمام در زمان اردشیر اول)
  • کاخ هدیش (شروع و اتمام به دست خشایارشا)
  • کاخ تچر (شروع به دست داریوش بزرگ، اتمام به دست خشایارشا)
  • دروازه ملل (شروع و اتمام به دست خشایارشا)
  • خزانه (در چند مرحله به دست خشایارشا و داریوش بزرگ ساخته شده)
  • کاخ بانوان (شروع به دست داریوش پایان در زمان خشایارشا)

کار های ناتمام هم شامل تراشیدن کتیبه و اتمام جزئیات نقش های پلکان کاخ مرکزی است. کاخ مرکزی (شورا) در زمان اردشیر اول دچار تغییر شد و یک دستگاه پلکان رو به شمال به آن افزوده شده. (رف،1381:ص 90و107) و (شهبازی،1389:ص180)

این پلکان دارای نواقصی در بخش تزئینات است به این صورت که برخی جزئیات سربازان حجاری شده بر روی آن کامل نشده اند و نیز کتیبه ها نیز حجاری نشده اند، از آنجایی که سازنده این پلکان اردشیر اول بوده، احتمالا با مرگش این نواقص ناتمام مانده است، و داریوش دوم نیز آن ها را تکمیل نکرده است. با این همه کار های ناتمام پلکان کاخ مرکزی به اندازه ای نیست که آن را غیر قابل استفاده قلمداد کنیم. آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

کاخ شورا و مرکزی در تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

پلکان شمالی کاخ مرکزی (شورا) با کتیبه هایی نانوشته(عکس از اشمیت، وبسایت oi.uchicago)

دیوار صُفه سنگی تخت جمشید دومین کاری بود که در زمان داریوش دوم ناتمام مانده بود. فیلم تختگاه هیچکس مفصل بر روی دیوار غربی صُفه تخت جمشید تئوری پردازی کرده ، و آن را دلیل ناتمامی کل تخت جمشید میداند !!

دیوار های تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

سکوی سنگی عظیم پارسه با ارتفاع 14 متر (دید از جنوب غرب تخت جمشید )

تخت جمشید بر روی یک صخره طبیعی و با ارتفاع بین 11 تا 14 متر از سطح دشت ساخته شده است، هخامنشیان با شکل دادن به صخره بستر اقدامات عمرانی و کاخ سازی های خود را بر فراز آن فراهم میکردند. از ابتدای شروع کار های ساختمانی داریوش بزرگ در تخت جمشید، صاف و زیبا سازی سطح صخره طبیعی همزمان با ساخت کاخ ها ادامه داشته است، اما این صخره به اندازه ای بزرگ است که تسطیح آن در زمان ساخت و ساز های سه پادشاه داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول کاملا به اتمام نرسید، به همین دلیل با روی کار آمدن داریوش دوم و توقف کار های ساختمانی پارسه بخش هایی از این صخره ناتمام باقی مانده است.

فیلم سازان تختگاه هیچکس گفته اند چون این دیوار در بخش هایی ناهموار است پس تخت جمشید قابل استفاده نبوده!

ناتمامی در تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

ناتمامی در تسطیح برخش از دیوار شمال غربی تخت جمشید

این در حالی است که این ناهمواری قسمتی از دیوار جنوبی خللی در امکان استفاده از تخت جمشید وارد نمیکند، تکمیل تسطیح این دیوار همانطور که گفته شد فراتر از عمر یک پادشاه بوده بنابر این منطقی نیست که در طول این دوران از تخت جمشید استفاده نکنند.

اردشیر دوم ولیعهد داریوش دوم نیز با وجود آنکه بازسازی آپادانا شوش و همچنین کاخ هایی در بابل و اکباتان را از خود به جای گذاشته اما در تخت جمشید جز آرامگاهش بر فراز کوه مهر ساختمان دیگری نساخته است. (کورت، 1391: ص74)، (لوکوک،1389:ص120)

 

شروع مجدد ساخت و ساز ها در تخت جمشید

هنوز چهار سال از سلطنت اردشیر دوم نگذشته بود که ، شورش مصر (401-399 قبل از میلاد) لطمه سختی به اقتدار هخامنشیان وارد کرد ، اردشیر دوم ارتش هایی را برای بازپس گیری مصر فرستاد اما زمانی که این ارتش ها ناکام شدند، انگیزه رقیب جدی هخامنشیان یعنی یونانیان را برای جاه طلبی های بیشتر در خاک ایران را افزایش داد. (کورت، 1391:ص72و73)، (بروسیوس،1390:ص42و43)

آگسیلائوس پادشاه اسپارت خود را «آزاد کننده شهر های یونانی در آسیا» دانست و به سرزمین های ایرانی در آسیا صغیر لشگرکشی کرد. با آنکه وی نتوانسته بود مردم محلی را وادار به شورش کند، ولی توانست حمایت مصر را جلب کند، که برایش صد کشتی با سه ردیف پاروزن و پانصد بار غله فرستاد. با این وضع ، الگویی سیاسی به وجود آمد که بر خط مشی سیاسی ایران در غرب در تمام دوران سلطنت اردشیر دوم و جانشینش، اردشیر سوم (338-359 پیش از میلاد) سایه افکند.

مصر شریک مشتاق هر شورشی بر ضد شاه ایران بود و واقعا به هر شورشی در شاهنشاهی تا حد امکان دامن میزد تا مانع تمرکز شاه ایران بر روی مصر شود. (بروسیوس، 1390:ص43) شاید همین امر باعث شد مورخان رفتار اردشیر سوم را در هنگام بازپس گیری دوباره مصر خشونت بار و سنگدلانه توصیف کنند.

اردشیر سوم علاوه بر برگرداندن اقتدار هخامنشیان در مصر به کار های عمرانی نیز پرداخت. اردشیر سوم ساخت و ساز در تخت جمشید را دوباره به جریان انداخت اگرچه بزرگی این اقدامات به اندازه ساختمان سازی های داریوش و خشایارشا نبود.

ساخت دروازه ناتمام برای کاخ صدستون در زمان این پادشاه انجام گرفت (رف،۱۳۸۱:ص۱۷۳)، (تیلیا، ۱۳۵۱:ص۴۹). و سرانجام با مرگ او و به قدرت رسیدن داریوش سوم ناتمام ماند.

دروازه ناتمام تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

دروازه ناتمام تخت جمشید(شهبازی،1389:ص229)

احتمال میرود ساخت کاخ G در شمال کاخ هدیش از جمله کار های اردشیر سوم باشد، چراکه تحقیقات خانم و آقای تیلیا نشان داد دیواره جنوبی این بنا دارای پلکانی منقوش به خدمتکاران سفره شاهی بوده که در زمان اردشیر سوم ساخته شده است. (یزدانی،پاییز و زمستان 1391:ص160 -162)

اضافه کردن پلکانی در قسمت غربی کاخ تچر (کاخ داریوش بزرگ هخامنشی) از جمله اقدامات ساختمانی اردشیر سوم در طول 21 سال حکومتش است. (شهبازی،1389:ص147 و 148)

غرب کاخ تچر تخت جمشید | آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

پلکان غربی کاخ تچر (شهبازی،1389:ص146)

آیا در پارسه زیگورات و دیوار هایی از تمدن ایلام وجود داشته؟

ناصر پورپیرار در کتاب هایش مُصرانه در تلاش بود تا بگوید در تخت جمشید بناهایی متعلق به ایلامیان کشف کرده، او هخامنشیان را متهم میکرد که بر روی یک زیگورات ایلامی ! کاخ های خود را ساخته اند.

تمدن باستانی ایلامی از نظر جغرافیایی در دوران کهن تقریبا در محدوده خوزستان امروزین و بخش هایی از استان فارس قرار میگرفته است، این تمدن در دوران باستان در همسایگی ماد ها (مرکز و شمال ایران) ، بابلی ها (بین النهرین) ، و آشوری ها (شمال عراق) قرار گرفته بود. در پی جنگ های همیشگی تمدن های منطقه با آشوری ها تمدن ایلام رو به زوال گذاشت و سرانجام به دست آشوربانی­پال سقوط کرد.

پایتخت ایلامیان شهر باستانی شوش بوده است که بعد ها توسط آشوربانی­پال تخریب شد ، شهر شوش بعد ها با بازسازی هایی که در هنگام داریوش هخامنشی در آن صورت گرفت دوباره در دوران هخامنشی رونق یافت و به یکی از پایتخت های این امپراتوری مبدل گشت.

حفاری های باستان شناسان مجموعه ای از دیوار های خشتی خزانه تخت جمشید را در پارسه نمایان کرد که ناصر پورپیرار و فیلم تختگاه هیچکس مدعی ایلامی بودن آنها هستند!

خزانه تخت جمشید | آیا تخت جمشید ناتمام است؟

خزانه تخت جمشید هنگام خاکبرداری«اشمیت،1342:ص145»

بهتر است نگاهی به دلایل تختگاه هیچکس داشته باشیم و بدانیم آیا هیچ منطق و سندی در پس پرده این سخنان است؟ یا آنکه باید این سخنان را به حساب خام گویی های رایج در این فیلم گذاشت؟!

دلیل شماره یک فیلم تختگاه هیچکس:

کتیبه های سنگی کشف شده در خزانه | آیا تخت جمشید ناتمام است؟

هفت لوح سنگی متعلق به خشایارشا کشف شده در خزانه«اشمیت،1342:ص200»

« اینجا در این محوطه در حدود هشت یا نُه لوحه به زبان عیلامی (!) پیدا شده، که به طور قطع و یقین تو این لوحه ها باید سنگ بنای زیگورات تخت جمشید بوده باشه. که این لوح ها که باز هم تصاویرش در اختیار ماست، و خودشون در نوشته هاشون اعتراف کردن که این لوحه ها رو پیدا کردن ، نه متنش رو ما هیچوقت خبردار شدیم و نه خودشو خبرداریم که کجاست؟ » (تختگاه هیچکس، ورژن یک: بخش خزانه) آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

بهترین قسمت داستان سرایی فیلم تختگاه هیچکس آن جایی است، که ناصر پورپیرار به کتیبه هایی که به اعتراف خودش، نه متن آن ها را میداند و نه حتی از محل نگهداری آنها خبردارد، استناد میکند و حتی با قاطعیت تمام محتوای کتیبه ها را پیشگویی می­کند!!

این لوح ها نه تنها ایلامی نیستند، بلکه حتی بعضا به خط های پارسی باستان و بابلی نیز نوشته شده اند، همه این ها متون یکسانی از خشایار شا هستند، که در آن می­گوید، پس از پادشاه شدن ، پرستشگاه دیوان را کنده و «دیوپرستی» را نهی کرده است. (شهبازی، ۱۳۸۹:ص ۲۳۴)

کتیبه دیوان خشایارشا در موزه تخت جمشید | آیا تخت جمشید ناتمام است؟

کتیبه دیوان خشایارشا در موزه تخت جمشید«عکس از نگارنده 17 تیر 1396»

از بد حادثه برای طرفداران این فیلم، مکان نگاهداری کتیبه ها نیز برای ما کاملا مشخص است، یک نمونه از این هفت کتیبه در موزه خود تخت جمشید نگاهداری میشود، بهتر است نگاهی به متن این کتیبه ها داشته باشیم:

« بند نخست _ اهوره­مزدا خدای بزرگ است که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که خشایارشا را شاه کرد، یگانه شاه از بسیار، یگانه فرمانروا از بسیار،

بند دوم _ من خشایارشا هستم، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه مردمانی با تبار بسیار، شاه روی این زمین بزرگ تا دور دست.

بند هفتم _ تویی که از این پس خواهی بود، اگر بیندیشی: «من میخواهم شاد باشم در دوره زندگیم . و می­خواهم، پس از مرگم ارتاون (آمرزیده) باشم»، این قانون را که اهوره­مزدا وضع کرد پاس بدار؛ مردی که این قانون را که اهورامزدا وضع کرد پاس بدارد، و اهورامزدا را ستایش می­کند. در زمان مقرر و بنا بر آیین او خوشبخت است، در زمان زندگی و پس از مرگش گرامی ­می­شود.

بند هشتم _ خشایارشا، شاه می­گوید: اهوره­مزدا مرا در برابر بدی­ها بپاید و همچنین خانه ام را و این مردم را؛ این آن چیزی است که من از اهوره­مزدا می­خواهم، اهوره­مزدا آن را به من دهاد » (ترجمه کتیبه XPh ، ن.ک لوکوک،۱۳۸۹:صص۳۰۸-۳۱۱)

حال نمیدانیم، این کتیبه هایی که آشکارا در پیوند با پادشاه هخامنشی هستند، و متن آن فریاد ها از هویت حقیقی آن سر میدهد چگونه قرار است نشان دهد بنایی ایلامی در تخت جمشید وجود داشته؟ اتفاقا برعکس این کتیبه ها خود مُهر تاییدی است بر هویت هخامنشی مکان کشف آنها، بهتر است به دلیل دیگر فیلم سازان تختگاه هیچکس نیز نگاهی داشته باشیم.

 

دلیل شماره دوم تختگاه هیچکس:

زیگورات چغازنبیل | آیا تخت جمشید ناتمام است؟

طاقچه اتاق شماره 9 خزانه تخت جمشید«اشمیت،1342:ص199»

« محراب های عیلامی که ما نمونه های اونو در سایر زیگورات های ایران از جمله چغازنبیل هم می­بینیم ، بیش از پیش ثابت میکنه که تخت جمشید رو هخامنشیان اولیه بر روی یک زیگورات خشت و گلی کهن ایلامی بنا کردند» (تختگاه هیچکس، ورژن یک: بخش خزانه)

تختگاه هیچکس فرورفتگی های موجود در دیواری در خزانه تخت جمشید را «محراب عیلامی» می­ خواند، در حالی که به هیچ عنوان این طرح در دیوار «محراب» نیست، عکسی که در اینجا مورد استناد فیلمسازان قرار گرفته از کتاب «پرسپولیس ۱» اثر دکتر اریک اشمیت برداشت شده است، با مراجعه به این کتاب متوجه خواهیم شد که این فرورفتگی در دیوار تنها یک «طاقچه» بوده است. (اشمیت،۱۳۴۲:ص۱۹۹)

طاقچه دیواری در خزانه تخت جمشید | آیا تخت جمشید ناتمام است؟

طاقچه دیواری در خزانه تخت جمشید«اشمیت،1342:ص199»

اینگونه طاقچه ها در معماری قدیمی ایران رایج بوده، حتی تا چند دهه پیش معماران فرورفتگی هایی را در دیوار ها ایجاد میکردند تا محلی باشد برای قرار دادن اشیا. تنها یک ذهنیت عجول و وهم زده میتواند طاقچه های معمولی دیوار ها را با محراب های ایلامی پیوند بزند! هرچند که تصویر نشان داده شده از زیگورات چغازنبیل نیز یک محراب نیست.

با این همه ، به گفتار های نادرست و ناآگاهانه یا شاید هم مغرضانه این فیلم در این کوتاه نوشته نمیتوان آنگونه که شایسته است پاسخ گفت، به همین دلیل در نوشتاری کامل و مفصل به موضوع دیوار های خشت و گلی پارسه و ادعا های نادرست تختگاه هیچکس پرداختیم که میتوان آن را از طریق لینک زیر مطالعه کرد:

بررسی حواشی دیوار های خشت و گلی تخت جمشید

پایان سخن آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

نوشتن نتیجه گیری پایانی برای این مجموعه سه بخشی از مقالات سخت و شاید غیرمنطقی باشد! سالهاست که تاریخ ایران توسط گروه های گوناگونی تحریف میشود و مطالعه یک یا چند مقاله نمیتواند به مخاطبان در مورد همه ابعاد این تحریف ها اطلاع رسانی کند.

تخت جمشید مانند هر بنای باستانی دیگری ساخته دست انسان است ، در این فیلم ها لحن بیان و موسیقی متن آشکارا تحقیر آمیز است ، گویی گروه فیلمبرداران برای تمسخر و خندیدن به این یادگار کهن به آنجا رفته اند، غافل از آنکه تحقیر و تمسخر پارسه فقط به سخره گرفتن تصمیم شاهان هخامنشی نیست بلکه پایمال کردن تلاش هزاران ایرانی است که در ساخت آن دست داشتند!! در جزئیات نقوش تخت جمشید ناتمامی هایی دیده میشود، به عنوان مثال چند گل ممکن است تراششان کامل نشده باشد ویا ریش یک نگهبان گاردجاویدان کاملا درست ترسیم نشده باشد ، اینها فقط ناشی از فراموشکاری نیروی انسانی است که در تخت جمشید کار میکرده اند. فقط در یک کاخ آپادانا بیش از 3 هزار نقش برجسته بزرگ وجود دارد که اگر حاشیه های هر نقش را به آن بیفزاییم بیشتر هم میشود ، طبیعی است که برخی از این نقش ها خطا هایی نیز داشته باشد.

در کنار اینها فیلم های تختگاه هیچکس مدعی بودند که تخت جمشید هیچگاه کف سازی نداشته ، هیچگاه دیوار نداشته و حتی هیچگاه آتش نگرفته است، در حالی که این موضوعات در کتاب های باستان شناسی همراه با شواهد گوناگون توضیح داده شده است ، تنها راهی که برای تولید کننده چنین محتوا هایی وجود دارد انکار تحقیقات علمی است ، ناصر پورپیرار تئورسین اصلی فیلم های تختگاه هیچکس نه تنها تحقیقات علمی پیرامون پارسه را انکار کرد بلکه حتی در جهت پیشبرد اهداف خود باستان شناسان را مزدور و دروغ گو خواند! آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟

توضیح پیرامون زوایای گوناگون تخیل بافی های سازندگان فیلم و تنها تئورسین آنها بسیار بیشتر از این مقاله است، هر یک نوشتار هایی جدا میطلبد ، گاهی آقایان منکر ستون های افراشته در تخت جمشید میشوند و میگویند این ستون ها را باستان شناسان مجعولانه ساخته اند! گاهی نیز کتیبه های هخامنشی تخت جمشید را جعلی و دروغین اعلام میکنند که درباره هر یک مفصل در نوشتار هایی جداگانه توضیح داده ایم.

آیا کتیبه های تخت جمشید جعلی هستند؟

روشنگری پیرامون تخت جمشید

با این حال برای مخاطبان علاقه مند هیچ چیز بهتر از مطالعه کتاب های جامع پیرامون پارسه نیست. امیدواریم این نوشتار ها به اندازه کافی مفید و آگاهی رسان بوده باشد.

در مورد شایعات دیگر بدانید:

آیا کتیبه داریوش بزرگ در بیستون جعلی هستند؟

آیا پاسارگاد پایتخت کوروش جعلی است؟

آرامگاه کوروش یا مقبره مادر سلیمان؟

آیا کتیبه های ساسانی کعبه زرتشت دروغین هستند؟

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– شهرکی، کوروش (14 بهمن 1397).«آیا تخت جمشید نیمه کاره است؟! (پاسخ به شایعات) «بخش سوم». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=19299

-تجویدی،اکبر (1355)، دانستنی های نوین درباره هنر و باستان شناسی عصر هخامنشی بر بنیاد کاوش های پنج ساله تخت جمشید (سال های 2527 تا 2532 شاهنشاهی)، انتشارات اداره کل نگارش وزارت فرهنگ و هنر

– اشمیت، اریک (1342). تخت جمشید (1)، بنا ها، نقش ها، نوشته‌ها. تهران: انتشارات امیرکبیر.

– سامی، علی (1392)، تمدن هخامنشی، جلد دوم، انتشارات سمت

– سامی ، علی (تیر 1330). کار های بنگاه علمی تخت جمشید ، ماهنامه آموزش و پرورش، سال 25 ، شماره2

– سامی، علی (1389). پایتخت‌های شاهنشاهان هخامنشی. تهران: پازینه.

– کورت، آملی (1391). هخامنشیان ، ترجمه مرتضی ثاقب­فر، انتشارات ققنوس، چاپ هفتم

– بروسیوس، ماریا (1390)، ایرانیان عصر باستان، ترجمه هایده مشایخ، انتشارات هرمس، چاپ اول

-پلوتارک (1346) حیات مردان نامی،ترجمه رضا مشایخی، جلد سوم، چاپ دوم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب

-پورپیرار،ناصر(1383) دوازده قرن سکوت:بخش سوم ساسانیان ، قسمت دوم ، چاپ سنگاپور

– پورپیرار، ناصر (بی تا)، تختگاه هیچکس ورژن یک

– ______ (بی تا) تختگاه هیچکس ورژن دو

– کالمایر، پِتِر (1388). تاریخ هخامنشیان: مرکز و پیرامون، دانشگاه خرونینگن، ترجمه مرتضی ثاقب­فر، انتشارات توس

– تیلیا، آن بریت (1351). بررسی ومرمت در تخت جمشید و دیگر اماکن باستانی فارس. ترجمه کرامت الله افسر. چاپ کتابخانه فروردین: تهران.

– رُف، مایکل (1381)، نقش برجسته ها و حجاران تخت جمشید، ترجمه هوشنگ غیاثی نژاد، انتشارات گنجینه هنر

– شهبازی، علیرضاشاپور (1350)، جهانداری داریوش بزرگ، انتشارات دانشگاه پهلوی.

– شهبازی، علیرضا شاپور (1389). راهنما مستند تخت جمشید، بنیاد پژوهشی پارسه- پاسارگاد، انتشارات سفیران

– فرخ، کاوه (1390)، سایه های صحرا: ایران باستان در جنگ، ترجمه شهربانو صارمی، انتشارات ققنوس

– لوکوک، پی­یر (1389)، کتیبه های هخامنشی، ترجمه نازیلا خلخالی، چاپ سوم ، انتشارات فرزان روز

-هرتسفلد،ارنست (1381)،ایران در شرق باستان،ترجمه همایون صنعتی زاده،نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دانشگاه شهید باهنر کرمان،تهران

– یزدانی، افشین (پاییز و زمستان 1391)، «تصحیح پلان به همراه مستند نگاری پلکان کاخ ویران شده اردشیر سوم در تخت جمشید»، مجله مطالعات باستان شناسی، دوره چهارم ، شماره 2

Mousavi, Ali ,Ars Orientalis, Vol. 32, Medes and Persians: Reflections on Elusive Empires (2002), pp 209-251 –

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده يا رونوشت از نوشتارها بر اساس پيمان نامه کاربري امکان پذير است، اگر قصد رونوشت از اين نوشتار را داريد، بن‌مايه آن را ياد کنيد. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی

19 دیدگاه

  1. هیچ یک از جوابهای شما کامل بودن تخت جمشید رو اثبات نمی کنه بلکه مقلته گویی و فرافکنی در این سایت و نوشتارهایش موج میرنه

    • کوروش شهرکی

      با سلام. البته به نظر میرسد شما مقداری دچار تعصب هستید ، به هر روی تخت جمشید یک پایتخت فرهنگی آیینی در حال توسعه بوده است ، در طول دو قرن هر یک از پادشاهان کاخی بر آن می افزودند یا ساختمان های موجود را توسعه میدادند و دستخوش تغییر شکل میکردند، برخی از این اقدامات نهایتا با یورش اسکندر ناتمام باقی ماند. در طول این سه مقاله تمام تلاشمان این بود تا تمامی سخنان و مطالب مستند و دارای داده های تاریخی باشند.

      • تو دچار تعصب هستی همین دروازه ورودی تخت جمشید نیمه کاره هست هنوز حجاری های ناتمام و شیار اندازی های ناقص به وضوح قابل مشاهده هست هیچ یکه از این به اصطلاح پاسخ ها این سایت جز فرافکنی و مرجع گیری از نوشتهای چند یهودی که عامل تمام این دروغها هستند بیش نیست

      • کوروش شهرکی

        با سلام.
        به نظر میرسد شما دچار نوعی یهود ستیزی هستید!
        اولا باستان شناسان همه یهودی نیستند و نبودند.
        دوما مطالعات علمی فرد چه ربطی به دین او دارد.
        سوما در مراکز باستانی ایران هم باستان شناس ایرانی مسلمان داشتیم هم اروپایی و آمریکایی مسیحی و یهودی که هیچ یک حرف های شما را تایید نمیکنند.

        در هر صورت بحث علمی با این تفکر داعش وارانه شما فایده ای ندارد ، از قدیم گفتند نرود میخ آهنین در سنگ باری به هر جهت برای آن کس که ذره ای اهل تفکر و مطالعه باشد تمام مطالب را با سند آورده ایم. شما به زنجیر های تعصبتون بیشتر وابستگی دارید تا سخن علمی و با سند.

        امیدوارم در زندگی شاد و پیروز باشد .

    • جناب آتیلا.

      آیا شما “غلط” را هم “قلت” مینویسید؟

      • “غلط” یا “قلت”مهم نیست مهم اینکه تخت جمشید یک بنای نیمه کاره هست با این مغلطه ها نمی تونید دروغهاتونو پنهان کنید

      • جناب آتیلا لطفا به جای کلی گویی های مغرضانه و بی سند و مدرک، نقد با دلیل مطرح کنید تا بررسی شود
        اینکه از نام آتیلا استفاده می کنید و حرف های ایرانستیزانه می زنید احتمال میدم پان‌ترک باشید
        پانترکیسم فرقه ای منحوس است که کاری جز تحریف تاریخ شرق باستان به نام تورک ندارد!
        شما که اینقدر یهودی ستیز هستید باید بدانید جوهره اصلی اندیشه های تورک گرایانه را یک یهودی بنیان نهاد
        نگاه کنید به :https://kheradgan.ir/?p=19072

      • داداش آتیلا
        اگه دلیلی یا سندی برای رد این حرفا نداری spam نکن.

  2. 𐎭𐎼𐎺𐎭

  3. جناب شهرکی در ابتدای پله های آپادانا هم فقط چند ده سانتیمتر قوز سنگی در کف بجا مونده البته چیزی نیست ها مدیونید اگر فکر کنید مساله ساز هست

    • کوروش شهرکی

      با سلام و درود.

      بگذارید اینجوری نگاه کنیم: چند سانتیمتر یک پله در کاخ آپادانا به خوبی تراش نخوره و صاف و صیقلی نیست پس: > 125 هزار مترمربع تخت جمشید ناتمام و بلا استفاده است > آتش سوزی تخت جمشید که همه باستان شناسان گفته اند و نوشته اند دروغ است > حمله اسکندر و آتش افروزی در پارسه که مورخین یونانی نوشته اند دروغ است > احتمالا هخامنشیان هم دروغ است (همانطور که ناصر پورپیرار گفته است) !!!

      خودتان از این کاه کوه ساختن و صغراوکبرا چیدن هایتان خنده تان نمیگیرد؟؟
      نه بزرگوار ، تخت جمشید تعداد زیادی سنگ نگاه پله ستون و… دارد ، احتمال خطای انسانی در چنین پروژه عظیمی بسیار است، چند تکه خوب تراش نخورده که عملا استفاده از فضا را مختل نمیکنند و کاملا فضا قابل بهره برداری است نمیتواند به چنین نتیجه گیری هایی ختم شود. اینها ایرادات بنی اسراییل است که در دکان هیچکس جز ناصر پورپیرار یافت نمیگردد .
      به هر روی از قدیم گفته اند کسی که خواب است را میشود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده است هرگز…

  4. سلام جناب شهرکی عزیز شما مطالب را بصورت انتخابی در متن آوردید بهتر بود به حاشیه چراغدانها و موارد دیگه در صد ستون اشاره کنید و به اونها هم پرداخته بشه و در های این مجموعه که درهمون اسنادی که ازش عکس ارائه نمودید هم اقرار کردن در نداشته بلکه پرده داشته . آتش سوزی مهیب میدونید چند درجه سانتی گراد حرارت تولید میکنه ؟

    • کوروش شهرکی

      با سلام و درود.

      بنده چیزی دا گزینشی در مقاله نیاورده ام ، در مورد تخت جمشید دو کلیپ یکی قدیمیتر و یکی جدیدتر تهیه شده اند که بنده به شخصه چندین و چند بار آنها را تماشا کردم ، تلاش کردم اصل حرف این کلیپ ها را نوت برداری کنم و دقیقا با ذکر آدرس در این مقاله آورده ام تا قابل پیگیری باشد. بله تکه هایی از پرده سوخته به کار برده شده در تخت جمشید نیز در کاوش های باستان شناسی یافت شده است و در موزه تخت جمشید نگاهداری میشود. در مورد آتش سوزی پارسه هم در مقاله ای مجزا با تکیه بر یافته های باستان شناسی و گزارشات صحبت کرده ایم :
      https://kheradgan.ir/?p=13380

  5. تناقضات استاد زیر سیکله پورپیرار 😃:
    از تمجید و ستایش دوران هخامنشیان توسط پورپیرار تا استناد به تناقضات استاد سیکله در تخت گاه هیچکس!!!
    پورپیرار توده‌ای دو آتشه که پس از انقلاب، سردبیر انتشارات کارنگ بود،
    در کتاب «از زبان داریوش» (نوشته‌ی هایدماری کخ، ترجمه‌ی دکتر پرویز رجبی، انتشارات کارنگ، 1376) که خود را ویراستار عنوان می کند، در مقدمه‌ای دو صفحه‌ای که بر این کتاب نوشته، عصر هخامنشی را «مبشر راستی و برابری و آزادی و عدالت» معرفی کرده و آن را باعث غرور ایرانیان دانسته و حتا نوشته است «هنوز ایرانیان به جهان با همان ویژگی‌های دیرین و نخستین خود، یعنی پندار و کردار و گفتار نیک شناخته می‌شوند…»!!
    جالب است که تا این زمان، پورپیرار موضعی مثبت در قبال هخامنشیان و ایران باستان داشته است، اما چندی بعد، آن ویراستار علاف سابق به ناگاه تحول شخصیت یافته، یک شبه تبدیل به نویسنده‌ای انقلابی و پرآوازه و «مورخی دانشمند !!!» آنهم بعد از دستگیری اش و کشیدن حبس در اوین به جرم سیاسی، و ارتباط با مأمورین سیاسی بلغارستان!!
    اما شگفتی در آن است که منبع ساخت تخت گاه هیچکس، یعنی هزلیات جناب استاد پورپیرار، به اذعان خودش حتی کمترین مدرک تحصیلی، یعنی سیکل را هم ندارد،!!
    جای تأسف است که اقلیت هوادار پورپیرار، و سازندگان تخت گاه هیچکس چگونه یک فرد با سطح سواد ابتدایی و حتی کمتر ( که در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا که پرسید: «لطف می‌کنید مدارک تحصیلی و سوابق علمی خود را برای ما بیان کنید؟» پاسخ داد: «من هم جدی گفتم سوادی ندارم و اتفاقأ مورخین در پاسخ من بیسواد مدرکی ندارند بدهند!)
    پرویز رجبی در جواب پورپیرار که گفته بود «مورخان مدرکی ندارند تا جواب گفته‌های مرابدهند»، تصریح کرد: «او راست می‌گوید، دادن جواب آدم بی‌سواد مشکل است.
    از سازندگان تخت گاه هیچکس و اقلیت هوادار او، باید پرسید :
    ایشان را چگونه استاد خطاب می کنند و مورخ می پندارند که تحصیل دانشگاهی در زمینه تاریخ که ندارد، حتی کمترین مدرک تحصیلی یعنی سیکل هم ندارد! 😮
    ایشان چگونه مورخی ست که حتی یک مقاله و تحقیق در حد آکادمیک در محافل معتبر علمی ندارد! 😮 و ناشناخته ست،
    و مضحک تر اینکه به تفاسیر شخصی ایشان استناد هم می کنند!!😃

    اما آیا واقعأ فردی با سطح سواد ابتدایی می تواند تحلیل تخصصی آنهم در زمینه تاریخ و باستان شناسی ارائه دهد!!
    حتی برای شناخت و درک ابتدایی مفاهیم تاریخی، کارکرد آثار و ابنیه باستانی، نیاز به پیش زمینه ای از شناخت و آگاهی دارد،
    حال آنکه تحلیل تخصصی در مورد آثار باستانی شگفت انگیز، چون تخت جمشید، نیاز به تخصص و دانش مربوطه چون باستان شناسی و فاینالز های تخصصی ست…
    با این حال، چگونه فردی با سطح سواد ابتدایی می تواند در تمام زمینه ها ی تخصصی و دانش باستان شناسی، تحلیل تخصصی ارائه دهد، (آنهم در حد انکار برآوردهای سالیانه آزمایشات و تحقیق دانشمندان) !! 😮
    پر واضح است که نتیجه اش می شود همین تناقضات مضحک و توهمات ناشیانه پورپیرار، که اسباب خنده و نقل جوک محافل دانشجویان می شود، و پشیزی ارزش علمی ندارد😃😃
    در واقع،
    این کار محققین و باستان شناسان هست که پیوند ها و شناسه ها آثار باستانی را، پژوهش کنن. امیدوارم بعضی دست از حماقت بردارن،،
    التماس تفکر”

    اما آثار کذبیات پورپیرار بخاطر تناقضات، سوتی ها و دلایل بچگانه بی اساس، دو سه سالی ست که خاک بی تفاوتی گرفته است،
    آنقدر تناقض و دروغ گویی پورپیرار، واضح و ناشیانه بود که نقل جوک و لطیفه دانشجویان شد، و بقدری مضحک گویی کرده است که
    مرغ پخته را هم وادار به خنده می کند،

    مورخین برجسته، دانشمندان باستان شناس و بزرگان جهان، شکوهمندی هخامنشیان و منشور حقوق بشر کوروش بزرگ را به رسمیت می شناسند، حال این اقلیت بی هویت ایران ستیز، که باشند که بخواهند تاریخ ایران را تحریف کنند، آنهم اینگونه ناشیانه و مضحک😏
    اینان مصداق همان جمله معروفند، که…عددی نیستند.. 😃
    تاریخ شکوهمند ایران باستان بارها چنین زباله های متعفن را دفن کرده است و خواهد کرد،
    شکوهمندی ایران باستان و کوروش بزرگ، از هیچ کس پوشیده نیست، حقیقتی زنده، و جهانی ست، و انکار ناشدنی
    بدرود،                     

    • شما که دانش تخصصی دارید چرا بجای نقد نظرات ایشان بیوگرافی ایشون رو انتشار میدید
      ایشان اصلا بیسواد و بقول شما غیر آکادمیک ، شمای آکادمیک مگر شارح و مفسر علم الاشخاص هستید که دلیل ابطال حرفای ایشون رو در شیطنتهای کودکی یا سیاسی و توده ای بودن دوران جوانیش جستجو می کنید

      کمی آکادمیک باشید

  6. افسوس که سرنوشت ایران نازنین از کجا به کجا کشیده میشود! به راستی بزرگ مردان تاریخ ایران هرگز گمان میبردند که سرنوشت این سرزمین اینطور باشد؟!
    زمانی که حتی سران این دوره هم کمر به تخریب تاریخ ایران بسته اند و از هیچ تلاشی فرو گذار نمیکنند ، چه توقع نابجایی داریم از دیگر ملت ها؟

    هرگ‍ـــز نخواب کــــوروش! ایـران پــــــــدر ندارد…

  7. هانيه موحدي

    درود بر شما بزرگان ايران زمين سازندگان اين سايت كه عزت ملي را براي ايرانيان به ارمغان مي‌آوريد. كه با ادله منطقي و اسناد تاريخي پاسخي محكم به ايران ستيزان ياوه گو ميدهيد. اما معذرت ميخوام بي‌ادبي كه بگويم متاسفانه از قديم گفتن در گوش خر سوره ياسين خوندن هست اثري ندارد! به قول حضرت علي كه هر وقت با نادان بحث كردم شكست خوردم چون حق و منطق را قبول نميكند. آقايون و خانمهايي كه در حال حمله به ميراث كهنمان هستند براي بيشتر تحقير كردن ايرانيان! چرا به سريالهاي تازه ساز كره جنوبي و ساير كشورها حمله نميكنيد؟! در حاليكه تاريخمان به اثبات دولتهاي خارجي و همه اروپاييان و امريكا رسيده بر حسب مدارك معتبر و آثار باقي مانده آنهم بعد از اين همه تجاوز به ايران و سوزاندن كتب و تخريب بناهايش توسط اقوام مختلف! اما تاريخ تازه ساز كره توسط سريالهاي پر از عيبش به نمايش گذاشته ميشه كه اصلا نه مورد تاييد تاريخدانهاي خارجي و اروپايي و امريكايي هست نه حتي مورد تاييد بسياري از مردمان كره! حرم امام رضا تمام معماري همه صحنهايش و اندرونيهاش يكي نيست ستونها همه يك جنس و طراحي و تزيين ندارند! حالا تفاوتهايي ناچيز در ستونها و مابقي اجزا باقي مانده تخت جمشيد باشه عيبه؟! به غير از تلاش باستان شناسهاي غربي براي ترميم تخت جمشيد كه نيمه رهاش كردند چون هرگز نميتوانند مثل خودش بسازند. تفاوت در ساختار ستونها نه تنها وجه زيبايي در معماري داشته مثل استفاده پيچكهاي گياهي براي ستون‌هاي صاف گرفته تا تزيين همين ستونها با جواهرات و طلا و آبگينه كه بعدها در حملات كنده و ربوده شده حتي تفاوت ستونها تعيين كننده جايگاه افراد مختلف بر حسب مقام و رتبه و تعيين كننده فاصله آنها با شاهنشاه در مناسبتهاي درباري بوده در مستند آلماني حتي اشاره به اين موضوع شد و حتي كفش افراد در دوره هخامنشيان تعيين كننده مقام فرد بوده بر حسب ساده بودن و بدون بند يا بند دار و تعداد بند! كه برحسب نگاره ها و مجسمه‌ها و متون شناخته شده بيان كردند پس وجود برخي تفاوت در ستونها و سر ستونها علتي داشته مثل تعيين جايگاه و فاصله. حتي در قصرهاي باقي مانده فراعنه تفاوت در ساختار و ستونها وجود دارد بماند مثل تخت جمشيد بخشهايي از اين بناها نيست طبيعي هست در تجاوزات هزاران ساله جواهرات و ابگينه و شيشه و كريستال به كار برده شده در بنا در سقفها و ستونها ربوده شود و سنگها هم بر اثر تجاوزات و بلاياي طبيعي تخريب و نابود شود و بماند تا اوايل انقلاب هم مردم محلي سنگها برش ميزدند در پي ساختمان استفاده ميكردند مطمئن باشيد قبلترها هم اين اتفاقات در ايران رخ داده.
    همانند كاخ باشكوه حضرت سليمان در اورشليم كه يكدست از جواهر و سنگ قيمتي و آبگينه و كريستال و طلا بوده در قرآن اشاره شده حالا اونم نيست چون متجاوزان تمام اجزا بنا دزديدن چون قيمتي بوده! شماهايي كه منكر بزرگان و ميراث ايران مثل تخت جمشيد و فردوسي و كوروش كه در قرآن به نام ذوالقرنين نبي ياد شده هستيد چرا حمله ور به افسانه‌هاي تازه ساز كره نميشويد و عاشقانه ده ها بار منتظر پخشش در ايران هستيد؟!
    اين سريال جومونگ همانند ساير افسانه‌هاي تازه ساز كره‌اي سريالي سرشار از دروغ و دزدي از افسانه‌ها و داستانهاي ايراني و ساير ملل است كه مربوط به لاف زيادي كره‌اي ها دارد و اصلا ربطي به دول غربي و يحوديت ندارد كه متاسفانه برخي ميگويند! لطفا عاقلانه ببينيم اگر دول غربي و يحوديان ميخواستند اين سريالهاي دورغين كره را بسازنند بنام ميراث كشور خودشان ميساختند تا بزرگتر شوند نه به نام كشور تازه به دوران رسيده‌اي مثل كره جنوبي!. بطور مثال: بكار بردن اصطلاحات ايراني و لاتين و يوناني در درمان همانند شناخت بيماري بري بري! (در جنگ جهاني شناخته شد)، شناخت آپانديس با كاربرد همان نام لاتين! پروتئين و ويتامين (تا زمان كشف ميكروسكوپ هاي الكتروني كه بعد نوري‌ها ساخته شد ناشناس بود)، شناخت قند خون براي بيمار بدون علامت قانقاريا و بدون كوري در زمانيكه تست خون ناشناخته بود! شناخت سم ارسنيك ماده بيرنگ بي بو و بدون طعم كه يانگوم با چشيدن ميفهميد! شناخت داروي گياهي استفانيا براي سم زدايي كبد از سم ارسنيك! شناخت آنفولانزا! ويروس و باكتري كه تا زمان كشف ميكروسكوپ‌هاي نوري و الكتروني ناشناس بودند! انجام عمل اندام و سزارين كه اول ايرانيان و بعد يونانيان و روميان و مصريان انجام ميدادند! شناخت قارچ‌هاي توهم زا و سمي با نام لاتين آنها آمنيتيا فالوئس سايلوسايبين و غيره! شناخت آناتومي داخلي بدن و كاركرد هر اندام! مثل كبد كه ايرانيان اولين بودند در طب سنتي و اعمال جراحي مثل درمان آب مرواريد و اب سياه توسط ابن سينا. و شناخت آلرژي با نام لاتين! شناخت انتقال بيماري واگيردار با تنفس! شناخت سرطان و انسداد روده بدون عكسبرداري راديولوژي! شناخت خواص تغذيه‌اي غذاها آنهم زماني كه حرف اول و آخر طبابت ايرانيان ميزدند و غرب از ايران آموخت! اما در سريالهايشان به نام خودشان ربودند همين دروغشان كافي كه نامهاي لاتين و ايراني و يوناني استفاده ميكنند! و كره يكي از دهات چين بود همين پارادوكس كافي كه وليعهد كره در فيلمها بايد كشور هان يا چين تعيين ميكرد! دزدي نماد سيمرغ ايراني توسط سريال دختر امپراطور! دزدي ساخت زره (اولين علم ساخت زره در قرآن امده به حضرت داوود داده شد) و شمشير فولادين كه توسط ايرانيان ساخته ميشد اما به نام جومونگ شد! دزدي افسانه آرش كمانگير به نام جومونگ و تهمينه و يوتاب خواهر اريو برزن و آرتميس در تاريخ ايران به نام سوسانو! ادعاي اولين امپراطوري بزرگ جهان در حاليكه همه كتب خارجي و داخلي اذعان به اولين بودن ايران دارند و حتي فيلم پرنس پارسي هاليوود كه معمولا با كلي بدجنسي عليه ايران ميسازد هم اذعان همين حرف اول بودن ايران بود. اما كره تازه به دوران رسيده از صدقه سر آمريكا كه علم و قدرت بهش داد الان تاريخ نداشته اش با دزدي از تاريخ اقوام ديگر با سريالها ميسازد و به خورد همه ميدهد اما تاريخ دانها باور نخواهند كرد. بزرگنمايي مقام زن در گذشته كهن كره! در حاليكه هنوز عاشق تولد پسر هستند و سوپ جنين دختر انسان در رستورانهاي آنها و همچنين ساير كشورهاي آسياي دور به فروش ميرسد!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

رفتن به بالا