آرامگاه کوروش در پاسارگاد است؟

مورخان باستان صراحتا ویژگی‌های آرامگاه کوروش بزرگ را در پاسارگاد ثبت کرده‌اند. ویژگی‌هایی مانند پلکانی و مربعی شکل بودن که دارای یک بخش ویژه فوقانی است. از مشهور ترین مورخانی که از آرامگاه کوروش یاد کرده‌اند، می‌توان به «آریان»، «استرابو» و «کنت کورس» اشاره کرد که سخن آریان بسیار با اهمیت است که از قول اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر گفته می‌شود. علاوه بر داده‌های تاریخی، آثار باستانی به جا مانده از پاسارگاد نشان می‌دهد که آرامگاه مرتبط با کوروش بوده است. کتیبه مشهوری که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و اکدی، در مجموعه پاسارگاد وجود دارد که نوشته است: «منم کوروش پادشاه هخامنشی». همچنین نقش برجسته‌ای از یک مرد بالدار موجود است که کلاهی با دو شاخ بر سر دارد و دارای کتیبه‌ای بوده و باز هم همان جملات «منم کوروش پادشاهی هخامنشی» در آن وجود داشته است.

| نویسنده‌ها: مجید خالقیان، کوروش شهرکی | واپسین به روزرسانی : ۲۲ آبان ۱۳۹۸ |


آیا آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد قرار دارد؟

بله، آرامگاه کوروش بزرگ بدون تردید در پاسارگاد است.

pas1

نویسنده سرپرست: مجید خالقیان (دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران)

این روزها در فضای مجازی پیام‌هایی دست به دست می‌شود که بیان می‌کنند آرامگاه کوروش در پاسارگاد قرار ندارد! این افراد معمولا با استناد به گفته هرودوت مبنی بر کشته شدن کوروش در خارج از مرزهای ایران به این نتیجه می‌رسند که مقبره موجود در پاسارگاد نمی‌تواند محل دفن کوروش بزرگ باشد و این مکان مربوط به اشخاص دیگری است. حتی در یک جمله پیش پا افتاده، این روزها می‌شونیم که عده ای می‌گویند: ﺯﺭﺗﺸﺘﯿﺎﻥ ﻃﺒﻖ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺸﺎﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺯﺭﺗﺸﺘﯽ ﺍﺳﺖ، ﻃﺒﯿﻌﺘﺎ ﺟﺴﺪﺵ ﺭﺍ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ چرا پیدا شده است؟!!

هر چند این موارد پیش پا افتاده است اما این روزها نسبتا زیاد، دست به دست می‌شوند که واقعا تعجب آور است! در این باره پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود؛ از این رو بر آن شدیم تا در نوشته ای مختصر با توجه به منابع تاریخی و شواهد گوناگون، البته با بیانی ساده، نشان دهیم که آرامگاه موجود در پاسارگاد آشکارا مربوط به کوروش بزرگ است. در انتهای این نوشتار پیوند نوشتارهای مفصلی آمده است که پیشنهاد می‌کنیم حتما آن نوشته‌ها را هم مطالعه بفرمایید.

.

مرگ کوروش بزرگ

ابتدا بپردازیم به بحث مرگ کوروش و اینکه گفته می‌شود این پادشاه خارج از ایران کشته شد و پیکرش را هیچگاه به ایران نیاورند.

با آنکه درباره مرگ کوروش سخن‌های متفاوتی در منابع آمده است اما با توجه به منابع به نظر می رسد که کوروش در قلمروی خودش دار فانی را وداع گفته است. درباره کشته یا زخمی شدن کوروش در جنگ تردید جدی وجود دارد و سوال آنجاست که چرا کوروش بزرگ در دوران سالخوردگی باید شخصا در جنگ با اقوم گمنام (داهه یا ماساگت) آن هم در فواصل دور حضور می‌یافت؟ در حالی که با توجه به کتیبه‌های معتبر در می‌یابیم که کوروش شخصا در برخی از فتوحات مهم حضور نداشته است! برای مثال با توجه به منابع معتبر می‌دانیم که کوروش شخصا برای فتح شهر بابل (مهم‌ترین شهر در دوران باستان) حضور نیافت و به نظر می‌رسد نهایتا تا اوپیس ارتش را شخصا همراهی کرد. در نهایت یکی از فرماندهان ارتش کوروش بزرگ یعنی اوگبرو مامور فتح شهر بابل شد (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳ بندهای ۱۵ و ۱۶).

برخی از مورخان مانند گزنفون از مرگ طبیعی کوروش در دوران سالخوردگی سخن گفته اند و حتی اندرز پایانی بسیار مشهوری هم از او نقل کرده است (گزنفون، دفتر ۸، بخش ۷). برخی مورخان دیگر مانند کتزیاس، نوشته اند که کوروش در جنگ زخم برداشته و پس از وصیت و اندرز، درگذشته است (کتزیاس، کتاب ۶، بندهای ۲ و ۴؛ کتاب ۸، بندهای ۱ و ۵ و ۶).

اینکه گفته می‌شود کوروش خارج از ایران کشته شده و نتوانستند پیکرش را به ایران بازگردانند، معمولا بر اساس گفته هرودوت بیان می‌شود اما خود هرودوت صریحا نوشته است که درباره چگونگی مرگ کوروش روایات گوناگونی شنیده است، اما روایتی را که نقل کرده، بیش از بقیه برای خودش درخور اعتماد می‌نمود (هرودوت، کتاب ١، بند ٢١۴). به عبارتی خود هرودوت اعتراف کرده که بر اساس تمایل خودش این داستان را روایت کرده است! داستانی که جنبه‌های افسانه ای زیادی دارد و با شواهد تاریخی همخوان نیست.

هرودوت نوشته است ملکه ماساگت‌ها توانست کوروش را شکست دهد و سر پادشاه ایران را برید! این روایت را فقط هرودوت گفته است و در گفته دیگر مورخان هم عصر هخامنشی چنین داستانی دیده نمی‌شود.

یکی از دیوانسالاران دوره قاجار که از کوروش به نیکی یاد کرده است، در این باره تحلیل خوبی دارد. میرزا حسینقلی سالور نوشته است:

محال است یک سرداری مثل سیروس [=کوروش] یا قشون رزم آزموده جنگی رشید او که تقریباً ثلث آسیا را با آن قشون به حیطه تصرف و تملک در آورده بود از قشون ملکه ماساگت که در فنون جنگ و علم ابداً بهره نداشتند شکست بخورد. علاوه بر آن اگر مثل سیروس [=کوروش] پادشاهی که تازه این ممالک را فتح کرده بود در جنگ ماساگت‌ها کشته می‌شد چطور کامبیز [=کمبوجیه] پسرش بدون منازع و بدون تزلزل پادشاه کلِ این ممالک فسیحه می‌شد و مملکت او چنان منظم می‌بود که شخصاً به خیال فتح سایر ولایات که پدرش فتح نکرده بود می‌افتاد مثل مصر و غیره… (بازگشت ده هزار یونانی، ۱۳۸۴. ص ۲۷۷).

به راستی سرنوشت این جنگ چه شد؟ کمبوجیه پس از شکست پدرش با خیال آسوده به سراغ مصر رفت؟!

باید بررسی کرد که قلمروی اقوام بیابانگردی مانند ماساگت‌ها آن هم در سرزمین دوردست که بنا به گفته خود هرودوت دشتی پهناور است که تا چشم کار می‌کند بی پایان است (هرودوت، کتاب ١، بند ۲۰۴) به چه درد کوروش می‌خورده است؟!

این موارد نشان می‌دهد روایتی که هرودوت به دلخواه انتخاب کرده است چندان قابل اطمینان نیست و اشکال اصلی کسانی که اعتقاد دارند آرامگاه پاسارگاد مربوط به کوروش نیست این است که بر روی یک روایت افسانه ای تأکید دارند.

اساسا نوشته‌های هرودوت سرشار از افسانه‌های غیر قابل باور است. نه فقط درباره ایرانیان بلکه درباره اقوام دیگر افسانه‌های غیر قابل باور آورده است. برای مثال درباره هندیان به مطلب زیر توجه کنید:

همه هندیانی که درباره شان سخن گفتیم مانند جانوران در ملاء عام جفت گیری می‌کنند، پوست همه شان یک رنگ و تا حدودی همانند پوست اتیوپیایی‌هاست. آب نطفه ایشان مانند بقیه آدمیان سپید نیست بلکه مانند پوستشان تیره است (هرودوت، کتاب ۳، بند ۱۰۱).

چنین می‌نماید که این داستان‌هایی که بیشتر به افسانه شبیه است، با چاشنی جذابیت‌های جنسی همراه است. هرودوت درباره تاریخ مصر مینویسد که ادرار زنی که غیر از همسرش با کس دیگری همبستر نشده است، چشم نابینای پادشاه مصر را شفا داد (کتاب ۲، بند ۱۱۱). حتی هرودوت از گفتگوی داریوش و آتوسا در هنگام همبستری خبر می‌دهد (هرودوت، کتاب ۳، بند ۱۳۴).

کسانی که صرفا با استناد به هرودوت نتیجه می‌گیرند که آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد نیست پس لابد می‌پذیرند که آب نطفه هندیان تیره است و یا ادرار یک زن چشم نابینای پادشاه مصر را شفا داد!!!!

همانطور که اشاره شد مورخان دیگر موارد دیگری را درباره مرگ کوروش بزرگ نقل کرده‌اند از جمله گزنفون از مرگ طبیعی کوروش در دوران سالخوردگی سخن گفته‌اند (گزنفون، دفتر ۸، بخش ۷).

اینکه امروز ثابت شده آرامگاه کوروش در پاسارگاد وجود دارد دلیل روشنی بر رد نوشته هرودوت است.

برای بررسی مفصل موضوع مرگ کوروش بزرگ و افسانه هرودوت نگاه کنید به:

مرگ کوروش بزرگ

آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد

مورخان دوران باستان از جمله مورخان عصر اسکندر، به صورت آشکار از دیدن آرامگاه کوروش یاد کرده‌اند. آنها ویژگی‌هایی مانند پلکانی بودن و مربعی شکل بودن آرامگاه کوروش در پاسارگاد را ذکر کرده‌اند و از وجود تابوت کوروش در آن سخن رانده‌اند. حتی به کتیبه‌ای از زبان کوروش بزرگ اشاره کرده‌اند که آشکار می‌سازد که آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد بوده است.

از مشهور ترین مورخانی که از آرامگاه کوروش یاد کرده‌اند می‌توان به «آریان»، «استرابو» و «کنت کورس» اشاره کرد که سخن آریان (نوشته آریان را در اینجا به زبان انگلیسی مشاهده کنید: Alexander and the tomb of Cyrus). و استرابو هم در این باره مشهور است.

اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر درباره آرامگاه کوروش مواردی را نقل کرده و توسط آریان مورخ نامدار یونانی در کتاب آناباسیس ثبت شده است. وی درباره آرامگاه کوروش بزرگ به صورت خلاصه اینچنین نوشته است:

آرامگاه در یک بوستان سلطنتی در پاسارگاد قرار داشت. درختان گوناگون آن را احاطه کرده بودند… بنای آرامگاه از قطعه‌های سنگی مربع شکل تشکیل شده بود و در بالای آن محفظه‌ای سقف دار قرار داشت که آن هم از سنگ بود. این محفظه در ورودی کوچک و تنگی داشت که در یک لحظه فقط یک نفر آن هم با سختی زیاد می‌توانست داخل شود (Arrian, 6.29.5).

همانطور که می بینید آشکارا یادآور آرامگاه کوروش در پاسارگاد است؛ مواردی مانند قطعه‌های سنگی در پایین و محفظه سقف دار که دارای یک در کوچک است.

آن طور که در این منبع آمده یک بنا مختص روحانیان در فضای آرامگاه کوروش بوده است که از زمان کمبوجیه وظیفه نگهداری از آرامگاه را داشتند و این شغل به صورت موروثی به فرزندان آنها انتقال می‌یافته است که نشان دهنده احترام به آرامگاه کوروش بزرگ در طول دوران هخامنشی است.

آریان به کتیبه‌ای از زبان کوروش بزرگ هم اشاره می‌کند و از این کتیبه بعدها پلوتارک از دیگر مورخین دوران باستان در کتاب حیات مردان نامی یاد کرده است (پلوتارک، ۱۳۴۶: صص ۴۲۴ -۴۲۵).

در سیاحت‌نامه فیثاغورث هم ویژگی‌های آرامگاه کوروش بزرگ شبیه به آنچه آریان آورده، نقل شده است که شباهت آشکاری به آرامگاه کوروش در استان فارس دارد:

این مقبره در وسط باغ‌های سلطنتی پاسارگاد واقع است و آن را از هر طرف انبوه درختان و نیز جویبار ها و چمن های پُر پشت احاطه داشت. بنا بر روی پایه‌ای از سنگ‌های بزرگ قرار گرفته و به طاقی منتهی می‌شود که مدخلش خیلی کوچک است (نگاه کنید به: خاکسپاری کوروش بزرگ به روایت فیثاغورث).

مشخص است مورخین دوران باستان هیچ تردیدی نداشته‌اند که آرامگاهی که در پاسارگاد وجود دارد، آرامگاه کوروش بزرگ است و مشاهدات خود را از آرامگاه بیان نموده‌اند.

اما علاوه بر داده‌های تاریخی ذکر شده که اشتراک با هم دارند، آثار باستانی به جا مانده از پاسارگاد نشان می‌دهد که آرامگاه مرتبط با کوروش بوده است. کتیبه مشهوری که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و اکدی، در مجموعه پاسارگاد وجود دارد که نوشته است منم کوروش پادشاه هخامنشی. همچنین نقش برجسته ای از یک مرد بالدار موجود است که کلاهی با دو شاخ بر سر دارد. این نقش برجسته هنوز هم در دسترس است اما کتیبه‌ای بر بالای آن قرار داشته که از میان رفته است. در آن کتیبه باز هم همان جملات منم کوروش پادشاهی هخامنشی به سه زبان دیده می‌شود.

برای دانش بیشتر، نگاه کنید به:

نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

کتیبه بالای نقش برجسته را سفرنامه نویسانی که از ایران گذر کرده بودند نقل کرده اند و برخی از آنها هم نقاشی‌هایی از آثار به جا مانده کشیده اند. از جمله می‌توان به سفرنامه کرپورتر اشاره کرد (Ker Porter, 1821: p.492-498).

تصویر یک نقاشی‌ که از نقش برجسته کوروش در این سفرنامه وجود دارد در زیر آمده است:

نقش برجسته ای از یک مرد بالدار - پاسارگاد مقبره کوروش

نقش برجسته مرد بالدار پاسارگاد به همراه کتیبه بالای آن

با وجود این همه منبع و مدرک و شواهد دیگر شکی نمی‌ماند که آرامگاه پاسارگاد همان آرامگاه کوروش بزرگ هخامنشی است و صرفا یک روایت مبهم افسانه ای که گوینده آن یعنی هرودوت هم اشاره می‌کند چند روایت شنیده و یکی را به دلخواه انتخاب کرده است، نمی‌تواند دلیلی بر رد این موارد باشد.

.

نحوه قرار گرفتن پیکر کوروش بزرگ در آرامگاه

برخی به نحوه قرار گرفتن پیکر کوروش بزرگ در آرامگاهش ایراد می‌گیرند و مدعی می‌شوند که برخلاف عقاید زرتشتیان است. آنها می‌گویند ﺯﺭﺗﺸﺘﯿﺎﻥ ﻃﺒﻖ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺸﺎﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ و از آنجایی که کوروش بزرگ زرتشتی بوده اصلا نباید آرامگاه داشته باشد!!

اینکه گفته می‌شود ﺯﺭﺗﺸﺘﯿﺎﻥ ﻃﺒﻖ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺸﺎﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ، از آن حرف هاست! چنین روشی اصلا در میان زرتشیان مرسوم نبوده و حتی گناه محسوب می‌شده است.

اتفاقا نحوه قرار گرفتن پیکر کوروش بزرگ در آرامگاهش یادآور باورهای زرتشتیان است. همانطور که اشاره شد در زمان اسکندر مقدونی تابوت کوروش بزرگ را در قسمت بالای آرامگاه دیده بودند که کاملا یادآور فاصله پیکر با خاک است که در باورهای زرتشتیان آمده است.

شواهد نشان می‌دهد پیکر کوروش بزرگ در بخش بالای آرامگاه و در تابوتی قرار داشته است. لوازمی از کوروش هم در کنار تابوت او گذاشته بودند که پس از حمله اسکندر توسط اشخاصی ناشناس به تاراج رفته است. در این شیوه، عدم تماس پیکر با خاک را مشاهده می‌کنیم که یادآور همان سنت مغان است.

وجود تابوت در قسمت بالای آرامگاه کوروش، در منابع صراحتا نقل شده است. آریان به نقل از  اریستوبولوس به طور خلاصه اینچنین نوشته است:

محفظه [فوقانی] در ورودی کوچک و تنگی داشت … در داخل آن تابوتی طلایی بود که پیکر کوروش در آن قرار داشت و یک نیمکت با پایه‌هایی طلایی در کنار تابوت گذاشته بودند. موارد دیگر مانند یک شنل آستین‌دار، لباس‌های گوناگون و همچنین یک میز در محفظه وجود داشتند… (Arrian, 6.29.5-6).

با توجه به این شواهد می‌توان گفت کوروش با توجه به تشریفات مغان در آرامگاهش قرار گرفته است. همان تشریفاتی که بعدها در متون فقهی زرتشیان هم وارد شد.

البته درباره نحوه قرارگیری پیکر کوروش در آرامگاهش فرضیات دیگری هم مطرح کرده‌اند که باز هم هیچ کدام نمی‌تواند خلاف باورهای زرتشتی آن زمان باشد که در نوشتاری دیگر به صورت مفصل مورد بررسی قرار داده‌ایم:

نگاه کنید به:

دین کوروش بزرگ

گفتار بیشتر درباره آرامگاه کوروش بزرگ و پاسارگاد:

آرامگاه کوروش بزرگ یا مقبره مادر سلیمان؟

بررسی مرگ کوروش بزرگ

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش اول

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش دوم

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش سوم

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش پایانی

بن مایه‌ها و یاری نامه‌ها:

– خالقیان، مجید؛ شهرکی، کوروش (۲۲ آبان ۱۳۹۸). «آرامگاه کوروش در پاسارگاد است؟». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: https://kheradgan.ir/?p=10028

– پلوتارک (۱۳۴۶). حیات مردان نامی، ترجمه رضا مشایخی. جلد سوم. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

– کتزیاس (١٣٨٠). خلاصه تاریخ کتزیاس از کوروش تا اردشیر (معروف به خلاصه فوتیوس). ترجمه کامیاب خلیلی. تهران: کارنگ.

– گزنفون (۱۳۸۴). بازگشت ده هزار یونانی. ترجمه حسینقلی سالور. به کوشش مسعود سالور. تهران: اساطیر.

– گزنفون (١٣٨٩). زندگی کوروش [مشهور به کوروش نامه]. ترجمه ابوالحسن تهامی. تهران: نگاه.

– نجف زاده اتابکی، ابوالحسن (۱۳۹۲). پاسارگاد شهر کوروش. پازینه: تهران.

– هرودوت (١٣٨٩). تاریخ هرودوت. ترجمه مرتضی ثاقب فر. تهران: اساطیر.

– Arrian of Nicomedia. “Alexander and the tomb of Cyrus”. translate by Aubrey de Sélincourt . Livius.

– Ker Porter, Robert (1821). Travels In Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia, During the years 1817, 1818, 1819 and 1820. London: Printed for Longman, Rees, Orme, and Brown.


شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136
خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال خردگان در تلگرام

نوشتارهای پیشنهادی

31 دیدگاه

  1. Avatar

    بزرگوار،با قدرت ادامه بده،دلم میگیره وقتی می بینم دنیا کوروش رو ستایش میکنه،بعد یه عده از رو دشمنی و یه عده از رو نادانی میخوان تیشه به ریشه های این مردم بزنن.جوری شده که قزاقستان هم داره فیلم می‌سازد از کشتن کوروش

  2. Avatar

    دوست عزیز برای فرنام کورش بزرگِ پارسی و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی مرگ شایسته نیست، وفات یا درگذشت

  3. Avatar

    ارامگاه شاه در وسط یک باغ که اب در آن جاری و درختان سرسبز ان را احاطه کرده قرار گرفته و قسمت‌های پایینی مقبره از سنگ‌هایی تشکیل شده بود که به شکل مربع بریده شده بودند و یک قاعده مستطیلی شکل را ایجاد می کردند. بالای ارامگاه یک اتاق سنگی بود که یک در داشته و به قدری باریک بود که یک فرد کوتاه قد به‌ سختی می‌توانست داخل اتاق شود. در داخل اتاق یک تابوت طلایی وجود داشت که پیکر کورش را در داخل ان قرار داده بودند. یک صندلی نیز با پایه‌هایی از طلا در کنار تابوت قرار داشت. یک پرده بابلی روی آن بود و کف اتاق نیز با فرش پوشانده شده بود. یک ردا استین‌دار و سایر لباس‌های بابلی روی ان قرار داشتند. جامه‌های مادی در اتاق بود، بعضی تیره و بعضی به رنگ‌های دیگر بودند. گردنبند، شمشیر، گوشواره های سنگی با تزیینات طلا و یک میز نیز در اتاق بودند. تابوت کوروش بین میز و صندلی قرار داشت.یک پلکان داخلی به اتاقی که روحانیون حافظ بنا در ان منزل دارند مرتبط می گردد و سر در مقبره نوشته شده : ای انسان من کوروش پسر کمبوجیه هستم و دولت پارس را تاسیس کردم پس این مقبره را از من دریغ مدار (رشک مبر)

    برگرفته از کتاب پاسارگاد قدیمی ترین پایتخت شاهنشاهی ایران و دیگر کتب

    • اشکان دهقان

      ترجمه فارسی که شما استفاده کردید اشکالات آشکاری دارد. به هیچ وجه در متن پلکان داخلی نیامده بلکه یک «راه» ذکر شده است. البته شاید منظور مترجم از پلکان چیز دیگری بوده. در اینجا عینا متن انگلیسی را می آورم:

      Within the enclosure, by the way which led up to the tomb, a small building had been constructed for the Magi who guarded it, a duty which had been handed down from father to son ever since the time of Cyrus’ son, Cambyses.

      متن کامل:
      https://www.livius.org/sources/content/arrian/anabasis/alexander-and-the-tomb-of-cyrus

      همانطور که می بینید واژه Way که معنی راه می دهد آمده است و نه واژه هایی مانند Stairs و….

      شاید هم مترجم فارسی با واژه پلکان می‌خواسته مفهوم راه در بوستان را به خواننده بفهماند ولی صراحتا می توان گفت که ترجمه فارسی دقیق نیست به طوری که متن اصلی در همین بخش از موروثی بودن شغل مغ‌ها برای نگهداری از آرامگاه کوروش از زمان کمبوجیه پسر کوروش می‌گوید ولی در متن فارسی که شما آوردید اصلا این بخش نیامده که نشان دهنده غیر دقیق بودن ترجمه فارسی است.

      هر کس گزارش آریان را بخواند متوجه می‌شود که منظور پاسارگاد است. هر جای دیگر دنیا بود با سرمایه گذاری روی این آثار تاریخی معتبر برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی می کردند. ولی نمی‌دانم ما چه اصراری به خود زنی داریم؟!

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

برچسب ها:
پست قبلی
پست بعدی
رفتن به بالا