استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » برچسب پست"داستان های شاهنامه برای کودکان"

آرشیو برچسب ها: داستان های شاهنامه برای کودکان


کتاب داستان های شاهنامه به نثر امروزی

کتاب داستان های شاهنامه به نثر امروزی. نویسنده فریناز جلالی. کتاب داستان‌های شاهنامه به نثر امروزی در این کتاب، داستان‌های شاهنامه به شکل منثور و با زبانی ساده بیان شده است. تماس برای تهیه کتاب: https://telegram.me/farinaz48
ادامه مطلب »

پادشاهی کیومرث

کیومرث | نویسنده: فریناز جلالی | واپسین به روزرسانی: ۳۰ تیر ۱۳۹۵ | پادشاهی کیومرث. داستان های شاهنامه فردوسی، مناسب برای کودکان بر اساس تصحیح دکتر محمد دبیر سیاقی نویسنده: فریناز جلالی. بنام خداوند جان وخرد کزین برتر اندیشه برنگذرد   خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای   خداوند کیهان و...
ادامه مطلب »

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲)

| نویسنده: فریناز جلالی | واپسین به روزرسانی: ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ | نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲). نویسنده: فریناز جلالی گـردآفرید و سهـراب وقتی گردآفرید، دختر گژدهم از موضوع آگاه شد خود را آماده نبرد کرد و گیسوانش را زیر زره مخفی کرد و جنگجو طلبید. سهراب به جنگش آمد. ابتدا گردآفرید او را...
ادامه مطلب »

با کتاب سیمرغ درون، شاهنامه را به فرزندانمان بشناسانیم

با کتاب سیمرغ درون، شاهنامه را به فرزندانمان بشناسانیم. به نام خداوند جان و خرد از گذشته های بسیار دور، در سرزمین مهرآفرین ما ایران زمین، همواره پدران و مادرانمان بر این باور بوده اند که دست یافته های خود را برای آیندگانشان بجای بگذارند تا آنان همچون امانت دارانی از آن پاسداری...
ادامه مطلب »

خلاصه‌ای از هفت خوان رستم

داستان هفت خوان رستم همانند بسیاری از داستان‌های شاهنامه دارای حرف‌های فراوانی برای مردمان، نخبگان، فرمانروایان و… است. از جمله آنکه داستان در قالبی نمادین و با بیانی جذاب، هشدار می‌دهد که تصمیم نادرست یک فرمانروای نا آگاه (کی‌کاووس) چه مشکلات و تنگناهایی را رقم می‌زند و برای جبران چه سختی‌های فراوانی را...
ادامه مطلب »

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

| نویسنده: فریناز جلالی | واپسین به روزرسانی: ۱۲ فروردین ۱۳۹۵ | نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١). نویسنده: فریناز جلالی بوسـه‌های زال و رودابه … رودابه توان نگریستن نداشت و دزدانه او را می‌نگریست. بالاخره مشغول بوس و کنار و راز و نیاز شدند. زال گفت: منوچهر شاه اگر این داستان را بداند ناراحت...
ادامه مطلب »
رفتن به بالا