استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » سایر (برگه 16)

آرشیو دسته بندی: سایر اشتراک!


زبان پارسی در قلمروی ترک‌های عثمانی

| فرستنده: پوریا پارسا | واپسین به روزرسانی: ۱۷ تیر ۱۳۹۴ | زبان پارسی در قلمروی ترک‌های عثمانی این روزها بی مهری‌هایی به زبان پارسی می‌شود و حتی گاهی عده‌ای بی خِرَد، این زبان را یک لهجه می‌خوانند! نگاه کنید به: زبان ترکی زبان سوم جهان و زبان فارسی لهجه سی و سوم...
ادامه مطلب »

شرح بزرگی کوروش در زمان قاجار

| نویسنده : مجید خالقیان | واپسین به روزرسانی : ۸ تیر ۱۳۹۴ | شرح بزرگی کوروش در زمان قاجار این روزها برخی در اظهارات تعجب آور مدعی می‌شوند که ایرانیان تا قبل از دوره پهلوی، اصلا کوروش بزرگ نمی‌شناختند! در این بین عده‌ای هم اظهار می‌دارند که بزرگ شناخته شدن کوروش در زمان...
ادامه مطلب »

غیاث آبادی و مصادره اسناد تاریخی

| نویسنده: مجید خالقیان | واپسین به روزرسانی: ۳ خرداد ۱۳۹۲* |  غیاث آبادی و مصادره اسناد تاریخی تحریف نوشته های گزنفون توسط رضا مرادی غیاث آبادی آقای رضا مرادی غیاث آبادی مدعی شده اند که گزنفون مواردی مانند «دنبال کردن هموطنان مادی»، «تصاحب زنان»، «قتل عام شهرها» و… را به کوروش بزرگ نسبت داده...
ادامه مطلب »

ازدواج کوروش بزرگ با محارم، کاملا نادرست است

| نویسنده: اشکان دهقان | واپسین به روزرسانی : ۶ تیر ۱۳۹۴ | ازدواج کوروش بزرگ با محارم، کاملا نادرست است دروغ آشکار: ازدواج کوروش با محارم. کسانی که موضوع ازدواج با محارم کوروش را مطرح می‌کنند به کتزیاس استناد می‌کنند اما اصلا در تاریخ کتزیاس ازدواج کوروش با محارم نیامده است و کوروش‌ستیزان...
ادامه مطلب »

دین کوروش بزرگ چه بود؟

| نویسنده‌ها: مجید خالقیان، کوروش شهرکی، پوریا پارسا | واپسین به روزرسانی: ۱۰ آبان ۱۳۹۶ | دین کوروش بزرگ چه بود؟ بررسی یک پندار غلط (کوروش و مردوک) نویسنده سرپرست: مجید خالقیان (دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران) یکی از مواردی که همواره مورد بحث پژوهشگران قرار گرفته،  بوده است و نظرات گوناگونی...
ادامه مطلب »

بابک خرم‌دین و پان‌ترکیسم

گروهی نا‌آگاه مذبوحانه در پی جعل هویت ترکی (یعنی نسبت دادن او به زردپوستان آسیای میانه) برای بابک خرم دین٬ یکی از ستارگان تابناک تاریخ این سرزمین جاوید (ایران) هستند. از آن جا که هیچ سندی از زبان ترکی بر سنگ٬ چرم٬ پوست٬ کاغذ٬ و گل حتا پیش از دوران ایلخانیان از آذربایجان وجود ندارد، تجزیه طلبان بیگانه‌پرست چاره‌ای جز روی آوردن به ادعاهای پریشان و بی‌خردانه برای پنهان و پوشیده ساختن تهی دستی و فقر هویتی خود ندارند، که یکی از نمونه‌های آن، ترک خواندن بابک خرم‌دین است. تبار/ نژاد بابک: در این باره، به ذکر دو سند بسنده می‌کنیم. سند نخست از آن ابن حزم، مورخ عرب‌تبار است الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ص ۱۹۹. «أن الفرس کانوا من سعة الملک وعلو الید على جمیع الأمم وجلالة الخطیر فی أنفسهم حتى أنهم کانوا یسمون أنفسهم الأحرار والأبناء وکانوا یعدون سائر الناس عبیداً لهم فلما امتحنوا بزوال الدولة عنهم على أیدی العرب وکانت العرب أقل الأمم عند الفرس خطراً تعاظمهم الأمر وتضاعفت لدیهم المصیبة وراموا کید الإسلام بالمحاربة فی أوقات شتى ففی کل ذلک یظهر الله سبحانه وتعالى الحق وکان من قائمتهم سنبادة واستاسیس والمقنع وبابک وغیرهم » برگردان به پارسی: «پارسیان از نظر وسعت و ممالک و فزونی نیرو بر همه‌ی ملتها برتری داشتند٬ و خود را برترین ذات بشری می دانستند و خود را آزادگان نام نهاده و اقوام دیگر را بندگان می‌شمردند. چون دولتشان بر افتاد و عرب که نزد آنها دو ن‌پایه‌‌ ترین قوم جهان بود بر آنها مستولی گردید این امر بر آنها گران آمد و خود به مصیبت تحمل نشدنی روبرو یافتند٬ و بر آن شدند که با راه‌های مختلف به جنگ اسلام برخیزند. ولی هربار خدای تعالی حق را نصرت داد. از جمله رهبران آنان (= ایرانیان) سنباد٬ مقنع٬ استادسیس٬ بابک و دیگران بودند». در دومین سند نیز بابک خرمدین به صراحت پارسی خوانده شده است. سعید نفیسی می‌نویسد (117-116): «سرزمینی که بابک خرم دین در آن سال‌ها فرمانروایی داشته از سوی مغرب همسایه ی ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نیز تاخت و تازهایی کرده است به همین جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تارخ نویسان ارمنی آگاهی‌های چندی درباره وی داده اند. از آن جمله یکی از کشیشان وارداپت واردان یا وارتان که در 1271 میلادی و 670 قمری در گذشته در کتابی که بنام «تاریخ عموم» نوشته و از مآخذ پیش از خود بهره مند شده است، مطالبی دربارۀ او دارد. ارمنیان نام بابک را گاهی «باب»، گاهی «بابن» و گاهی «بابک» ضبط کرده اند. وارتان در حوادث سال 826 میلادی و 211 قمری می نویسد: «درین روزها مردی از نژاد ایرانی به نام باب که از بغتات (بغداد) بیرون آمده بود بسیاری از نژاد اسماعیل (ارمنیان در آن زمان به تازیان اسماعیلی و از اسماعیلی‌نژاد می گفتند) را به شمشیر از میان برد و بسیاری از ایشان را برده کرد و خود را جاودان می دانست. در جنگی که با اسماعیلیان کرد به یکبار سی هزار تن را نابود کرد. تاگغارخونی آمد و خرد و بزرگ را با شمشیر از میان برد. مأمون هفت سال در سرزمین یونانیان (خاک روم) بود و دژ ناگرفتنی لولوا را گرفت و به بین النهرین بازگشت ...» در این قطعه به صراحت به نژاد (یعنی تبار) ایرانی بابک خرمدین اشاره شده است. شایسته است که گفتار این منبع را بیشتر شکافیم. این منبع در سال 1919 میلادی به فرانسوی نیز برگردانده شده است و استاد نفیسی بخشهایی از آن را به فارسی از فرانسه ترجمه کرده است. مشخصات اصل فرانسوی این منبع چنین است:
ادامه مطلب »

آرم هیتلر یا گردونه ی مهر

شما این نشان را به چه چیزی می شناسید؟! باید بپذیریم که امروز این نشان که موسوم به «صلیب شکسته» است، سمبولی برای نژاد پرستان شده است. حتی این روز ها تبدیل به یک نشان برای شیطان پرست ها هم شده است. اما به نظر می آید این تصورات نادرست می باشد. دکتر نصرت الله بختورتاش، درباره این نشان این چنین می نویسد: این نشانه که صلیب شکسته نامیده شده است، در حقیقت صلیب شکسته نیست و در کیش مسیحی به آن به دیده احترام نگریسته نشده است، ابعاد [صلیب] نیز به یک اندازه نیست و تنها دو خط آن با هم برابر است و بیشتر به اندام انسانی می ماند که دست ها را گشوده باشد. گاهی نیز به سبب آن که هیتلر این نشانه را در حزب نازی به کار برده و بر روی بازو های هموندان حزب و نیز سربازان SS قرار داشت، و از آن جهت که نازی ها پیکاری سخت و آشتی ناپذیر را با یهودیان آغاز کرده بودند آن را ضد یهود خوانده اند. باید دانست که این نام گذاری هم درست نیست و تنها یک اصطلاح نابجا می باشد. ضد یهودی بودن این نشان از آنجا پیدا شد که شناخت کلی این نشانه با آوازه ستیز و پیکار با یهودیان یک جا فراهم آمد و در نتیجه ذهن مردم این نام را ساخت و پرداخت.
ادامه مطلب »
رفتن به بالا