نوشته هرودوت درباره مرگ کوروش و مقبره مادر حضرت سلیمان

0 امتیاز
33 بازدید
سوال شده 15 شهریور 1396 در کوروش بزرگ توسط رشید
نمایش از نو 7 مهر 1396 توسط majid-khaleghian
در مورد کشته شدن کوروش آیا هرودوت به زمان کوروش نزدیکتر بوده یا گزنفون و کتریاس ؟ مرگ کوروش با تولد هرودوت فقط ۴۶ سال فاصله داشته است ؛ طبیعی است هر کدام از آنها به زمان کوروش نزدیکتر باشد اطلاعاتش هم نزدیک به وافعیت است ۲- اکثر مورخین ” هرودوت ” را پدر تاریخ دانسته و اورا مورخ بی طرف و واقع بین میدانند ، در حالی که گزنفون را بسیاری مورخ نمی دانند ، کتریاس هم فقط داستانسرایی کرده است پس چطور می شود اطلاعات هرودوت در مورد کوروش در زمینه های دیگر مورد تائید است اما در مورد مرگش به دست تومریس ملکه ماساژتها مورد تردید و در این مورد به گفته گزنفون و کتریاس متوسل می شوید . اصلا اگر هرودت نبود نامی از کوروش در تاریخ نبود ؛ پس چرا در مورد مرگ وی اطلاعات داده شده توسط هرودوت مورد عنایت قرار نمی گیرد ؟! در مورد بنای پاسارگاد سیاحان چون ابن بطوطه در سال ۷۳۰ هجری قمری آنرا ” مشهد مادر سلیمان ” نامیده که تا زمان رضاخان هم در میان مردم محل به همین نام شناخته می شده است . در ثانی چطور هیچکدام از پادشاهان هخامنشی و ساسانی مقبره ای مثل کوروش برای خود نساخته اند و فقط کوروش برای خود مقبره ساخته است ؟

3 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده 7 مهر 1396 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (8,230 امتیاز)
ابتدا باید توجه داشته باشیم که بدون تردید کتیبه ها و آثار باستانی بسیار کهن تر از هرودوت هستند پس معیار اصلی ما آثار باستانی و کتیبه ها هستند که گفتار هرودوت با آنها در تناقض دارد.

خود هرودوت می نویسد چند روایت شنیده و یکی را به دلخواه انتخاب کرده است. پس این نشان می دهد حتی خود هرودوت هم تردید داشته است و به منابع دست او و مهم آشنا نبوده است.

هرودوت دیگر مانند سابق قابل احترام نیست چرا که با پیدا شدن آثار باستانی مشخص شد که هرودوت تا چه میزان اشتباه دارد. امروزه بسیاری او را پدر دروغ پردازی می دانند نه پدر تاریخ نگاری. در واقع آثار باستانی در موارد زیادی ما را بی نیاز به هرودوت کرده است. پس تصور نکنیم که اگر هرودوت نبود نامی از کوروش نبود!!! بلکه اتفاقا نقش گزنفون در ماندگاری نام و یاد کوروش با توجه به کوروپدیا بسیار مهم تر است و همچنین منابع یهودی. در جهان غرب مدت ها کوروش را با کوروپدیای گزنفون می شناختند. با پیدا شدن کتیبه ها و آثار باستانی کمتر کسی صرفا به هرودوت استناد می کند.

مشخص است که در میان روایاتی که از مرگ کوروش نقل کرده اند، روایت هرودوت از همه افسانه‌ای‌تر می‌باشد. بسیاری از پژوهشگران جزئیات داستان‌سرایی‌های هرودوت پیرامون مرگ کوروش بزرگ را دارای صحت تاریخی نمی‌دانند. در اینجا به گفته چند تن از پژوهشگران اشاره می‌کنیم.

شادروان پروفسور علیرضا شاپور شهبازی می‌نویسد:

افتادن سر او (کوروش) به دست تومیریس بی گمان افسانه است (شهبازی، ۱۳۴۹: ص ۳۷۱).

دکتر «بهرام فره وشی» در مورد روایت مرگ کوروش می‌نویسد:

روایت های مختلفی در مورد مرگ کوروش وجود دارد که برخی از آنان افسانه آمیز است مانند روایتی که هرودوت آورده است (فره وشی، ۱۳۷۹: ص۷۴).

دکتر «پرویز رجبی» با تاکید بر افسانه آمیز بودن روایات پیرامون مرگ کوروش بزرگ (رجبی، ۱۳۸۷: صص ۱۵۱-۱۵۶) در مورد ادعاهای هرودوت پیرامون مرگ کوروش می‌نویسد:

    پیداست که افسانه‌ای که هرودوت می آورد، با بافتی که دارد، با تاریخ واقعی نمی‌تواند هماهنگ باشد وحتی مورخ نمی‌تواند موضوعی درخور بخشی از تاریخ بیابد. این داستان بیشتر به کار آنانی می‌آید که افسانه‌های کهن را بررسی می‌کنند (رجبی، ۱۳۸۷: ص ۱۵۴).

لازم به ذکر است که هرودوت تنها درباره کوروش بزرگ و پارسیان چنین افسانه‌هایی را گزینش نکرده است و نوشته‌های هرودوت درباره اقوام و ملل گوناگون با افسانه‌سرایی همراه است. هرودوت نوشته است که آب نطفه هندی‌ها مانند بقیه آدمیان سپید نیست بلکه مانند پوستشان تیره است (هرودوت، کتاب ۳، بند ۱۰۱)!!! همچنین در روایات او درباره مصر هم افسانه‌های آشکاری دیده می‌شود به طوری که می نویسد ادرار زنی که هرگز جز با شوهرش با مرد دیگری همبستر نشده بود، چشم نابینای پادشاه مصر را شفا داد (همان، کتاب ۲، بند ۱۱۱). طبیعتا این روایات هرودوت هم مانند روایت او درباره مرگ کوروش بزرگ، صرفا افسانه هستند.

از جمله تناقضات این است که بر اساس گفته هرودوت کوروش در نبردهای بسیار بزرگ‌تر پیروز شده بود اما در این نبرد شکست خورده است! اما چطور امکان دارد کمبوجیه پس از شکست کوروش، اقدامی انجام نداده باشد؟! آن طور که هرودوت نوشته است، کوروش از ماساگت‌ها شکست خورد و حتی پیکرش در نزد ملکه ماساگت‌ها ماند اما کمبوجیه با خیال راحت به سراغ فتح مصر رفت و هیچ اقدامی در برابر ماساگت‌ها انجام نداد!! این یک تناقض آشکار است.

اینکه امروز ثابت شده آرامگاه کوروش در پاسارگاد وجود دارد دلیل روشنی بر رد نوشته هرودوت است. علاوه بر آن شکست کوروش با شواهد تاریخی همسان نیست.

در داستان هرودوت جنبه‌های افسانه‌ای زیادی وجود دارد؛ راوی از خصوصی‌ترین مکالمات قبل از لشگرکشی کوروش خبر داشته است و مشخص نیست چه کسانی این مکالمات را به هرودوت رسانده اند! این موضوع در کل نوشته‌های هرودوت دیده می‌شود. تا جایی که حتی هرودوت از گفتگوی داریوش و آتوسا در هنگام همبستری خبر می‌دهد (هرودوت، کتاب ۳، بند ۱۳۴).

جالب آنکه تا قبل از این داستان، هیچ صحبتی بین شاهنشاه ایران و ملکه ماساگت‌ها نقل نمی‌شود، چطور می‌شود یک پیر مرد هفتاد ساله به کسی که نه او را دیده و نه ارتباطی با وی داشته پیشنهاد ازدواج دهد؟! هرودوت اظهار می‌دارد که کوروش قصد داشته است با این تدبیر کشور تومیرس را زیر فرمان خود در بیاورد (همان، کتاب ١، بندهای ٢٠۴ و ٢٠۵). اما باید بررسی کرد که قلمروی اقوام بیابانگردی مانند ماساگت‌ها آن هم در سرزمین دوردست که بنا به گفته خود هرودوت دشتی پهناور است که تا چشم کار می‌کند بی پایان است (همان، بند ۲۰۴) به چه درد کوروش می‌خورده است؟! به هر حال اگر هم جنگی میان اقوام بیابانگرد و کوروش رخ داده است، طبیعی است که این جنگ ناشی از مزاحمت‌های اقوام بیابانگرد بوده، چرا که تصرف سرزمین آنها سودی برای کوروش نداشته است (درباره دلایل کشورگشایی‌های کوروش بزرگ ن.ک: خالقیان، ۳۱ تیر ۱۳۹۴).

اما مهم ترین موضوعی که نوشته‌های هرودوت را رد می‌کند وجود آرامگاه کوروش در پاسارگاد است. آنطور که هرودوت می‌گوید، پیکر کوروش به نزد ملکه ماساگت‌ها رسیده و حتی سر او را بریده است. به عبارتی می‌توان از گفته هرودوت برداشت کرد که پیکر کوروش به قلمروی خودش بازنگشته است. اما شکی نیست که آرامگاه کوروش در پاسارگاد قرار دارد و مورخان گوناگون، همچنین شواهد باستان‌شناختی این موضوع را اثبات می‌کند.

از مشهورترین مورخانی که از آرامگاه کوروش یاد کرده‌اند می‌توان به «آریان»، «استرابو» و «کنت کورس» اشاره کرد که سخن آریان بسیار با اهمیت است که از قول اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر گفته می‌شود حتی بقایای پیکر کوروش بزرگ را در تابوت دیده است (Arrian, 6.29.1-11).

این موارد نشان می‌دهد که آرامگاه کوروش در جهان باستان بسیار مشهور بوده است و در روایات گوناگون از آن یاد شده و شکل و شمایل آن هم مورد توجه قرار گرفته است.

اما علاوه بر داده‌های تاریخی ذکر شده که اشتراک با هم دارند، آثار باستانی به جا مانده از پاسارگاد نشان می‌دهد که آرامگاه مرتبط با کوروش بوده است. بنابراین مشخص است که روایت هرودوت نقض می‌شود (ن.ک: شهرکی، ۱۳۹۶؛ همچنین ن.ک: خالقیان، ۲۵ خرداد ۱۳۹۶).
با توجه به اینکه خود هرودوت اعتراف کرده است که چند روایت شنیده و روایت دلخواه را انتخاب کرده و همچنین فقط و فقط هرودوت این داستان را نقل کرده است و از طرفی شواهد تاریخی و باستان‌شناختی خلاف گفته‌های هرودوت می‌باشند، پذیرفتن روایت افسانه‌ای هرودوت درباره مرگ کوروش و حتی درباره ماساگت‌ها اصلا معقول نیست.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به: http://kheradgan.ir/?p=3222
0 امتیاز
پاسخ داده شده 7 مهر 1396 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (8,230 امتیاز)
درباره نادرست بودن مقبره مادر حضرت سلیمان در پاسارگاد

با توجه به شواهد گوناگون تاریخی و آثار باستانی امروزه می‌توان قاطعانه از تعلق آرامگاه پاسارگاد به کوروش بزرگ سخن راند. اما در گذشته اشتباهاتی درباره این آرامگاه وجود داشته است به طوری که مدتی در دوره‌های پس از اسلام، مردم محلی تصور می کردند این آرامگاه، آرامگاه مادر حضرت سلیمان (ع) است در حالی که هیچ منبع باستانی و قابل اطمینانی وجود ندارد که نشان دهد آرامگاه پاسارگاد مربوط به حضرت سلیمان (ع) می‌باشد و حتی شواهد خلاف آن را نشان می‌دهند. کتاب مقدس حدود پادشاهی سلیمان پیغمبر را مشخص کرده است: «و سلیمان بر تمامی ممالک از نهر (فرات) تا زمین فلسطینیان و تا سرحد مصر سلطنت می‌نمود». بر اساس این مرز بندی ایران و خصوصا منطقه فارس در حدود سلطنت سلیمان پیامبر (ع) نمی‌گنجد. حال این سوال به وجود می‌آید که چرا سلیمان پیامبر (ع) نخست مادرش را در همان سرزمین خود و کنار خانه‌ای که برای خدا ساخته بود به خاک نسپرده است؟ و البته چرا مادرش را هزاران کیلومتر دور تر از بیت المقدس و اوشلیم آن هم در سرزمین‌هایی که بر اساس کتاب مقدس او بر آنان پادشاهی نداشته دفن کرده است؟ این در حالی است که شواهد گوناگون نشان می‌دهند که آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد است از جمله اینکه گفتار مورخین عهد کهن بسیار با بنای آرامگاه پاسارگاد همخوانی دارد. برابری گفتار آریان با شکل کنونی آرامگاه کوروش اولین نکته قابل ذکر است. کاوش‌های باستان شناسی نیز گواهی دیگر بر وجود پردیس (باغ) هایی در پاسارگاد است. به جز آرامگاه مورد بحث هیچ بنایی شبیه به آرامگاه کوروش که مورخین از آن یاد کرده اند نه تنها در استان فارس بلکه در کل ایران یافت نمی‌شود. زمانی که تمام موارد گفته شده از جمله شباهت های ساختاری، جغرافیایی و حتی فنی و معماری را که در مورد آرامگاه کوروش نام بردیم بگذاریم کنار این حقیقت که آرامگاه کوروش در پاسارگاد درست در 600 متری کاخ هایی قرار دارد که کتیبه‌ای به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی آنها را از آن کوروش بزرگ شاه هخامنشی عنوان می‌کند: «من کوروش هستم، شاه هخامنشی». دیگر شکی باقی نمی‌ماند که این آرامگاه با توجه به نزدیکی به کاخ‌ها و همچنین یکسانی فن حجاری و حتی یکسانی در سنگ و مصالح مصرفی متعلق به همان کسی است که صاحب این کتیبه‌ها در کاخ های پاسارگاد است یعنی کوروش بزرگ

برای دانش بیشتر نگاه کنید به: http://kheradgan.ir/?p=16629
0 امتیاز
پاسخ داده شده 7 مهر 1396 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (8,230 امتیاز)
درباره معماری آرامگاه کوروش بزرگ

اینکه پادشاهان ساسانی مقبره ای شبیه به هخامنشیان ندارد دلیلی برای رد آرامگاه کوروش بزرگ نیست چرا که نزدیک هزار سال با آنها فاصله زمانی دارند

آرامگاهی شبیه به آرامگاه کوروش بزرگ مشهور به گور دختر و واقع در دشت بسپر (بُزپر) منطقه «پشت کوه» بوشهر است که احتمال می رود برای اواخر دوران هخامنشیان باشد.

به این تصویر نگاه کنید:
http://kheradgan.ir/wp-content/uploads/2017/08/U654343ntitled-1.jpg

این نشان می دهد ساختن بنا به سبک آرامگاه کوروش بزرگ حتی تا اواخر دوران هخامنشیان و احتمالا در بازماندگان شاخه ای از هخامشنیان که مدتی در انشان قدرت گرفتند وجود داشته است.

آرامگاه دیگری که شباهت کاملی به آرامگاه کوروش بزرگ دارد در نزدیکی منطقه فوچا در ازمیر ترکیه وجود دارد که آن هم مربوط به دوران هخامنشیان می باشد.

به این تصویر نگاه کنید:
http://kheradgan.ir/wp-content/uploads/2017/09/jdxz_turkey-cyrus.jpg

پس اینکه می فرمایید آرامگاهی شبیه آرامگاه کوروش در دوران هخامنشیان نداریم کاملا اشتباه است.

نکته مهم آنجاست که هخامنشیان در دو شاخه شاه بودند. همانطور که داریوش بزرگ در کتیبه بیستون می نویسد:

«از خاندان من هشت تن هستند که پیش از این شاهان بودند؛ من [=داریوش] نهمین هستم؛ ما از شاهان هستیم، ۹ تن در دو شاخه» (کتیبه بیستون، بند ۴).

طبیعی است که در شاخه های گوناگون از یک خاندان شیوه های گوناگونی و ویژه آن شاخه برای آرامگاه به کار برده شده است.

از داریوش بزرگ به بعد، با توجه به اینکه از شاخه پارسه ای هخامنشیان بودند، شیوه آرامگاه های شبیه یکدیگر می بینیم. احتمالا بازماندگان هخامنشیانی که از شاخه انشان بودند هم با توجه به ساختار آرامگاه کوروش بزرگ، آرامگاه خود را ساخته اند.

225 سوال

248 پاسخ

11 کاربر

کانال رسمی خردگان donate-small

...