رفع ابهام قسمتی کوچک از جنایات کوروش هخامنشی قسمت دوم

+1 امتیاز
994 بازدید
سوال شده آبان 16, 1394 در کوروش بزرگ توسط کیخسرو شایگان
ویرایش شده آبان 16, 1394 توسط majid-khaleghian
درود متن را به چند قسمت تقسیم کرده ام تا سیستم خطا ندهد
قسمت دوم
تمنا دارم با رفع ابهام این کامل متن که دارای منابع نیز می باشد , از جولان ایران ستیزان جلوگیری کنید

[برای دیدن قسمت اول و پاسخ ها، نگاه کنید به: http://kheradgan.ir/ask/index.php?qa=78&qa_1=%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84]

۷- چگونگی بخشندگی های کوروش کبیر

زنان یکی از مظلوم‌ترین و ستم‌کشیده‌ترین اعضای جوامع انسانی بوده‌اند که قربانی جنگ‌ها و تجاوزهای متجاوزان و جهان‌گشایان می‌شدند. زنانی که شوهران یا پدران خود را از دست می‌دادند و به اسارت و بردگی گرفته می‌شدند. رفتار کورش با زنان نیز از این قاعده همیشگی تاریخ جنگ‌ها و تجاوزات بشری مستثنا نبوده است.

یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش و بخصوص بخشندگی‌های او بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه گزنفون است. اما در این استنادها  جزئیات این «بخشندگی» دقیقاً مشخص نمی‌شود.

به موجب این متن، کورش پس از آنکه دختر زیبایی را که مادها همراه با خیمه و خوابگاه به او تقدیم کرده بودند، به حضور پذیرفت، به سراغ تقسیم زنان اسیر و غنائم جنگی ناشی از غارت ماد و سرزمین‌های غربی ایران رفت. او یکی از زنان «تحت تملک» خود را که نوازنده‌ای خوش ‌الحان بود، به یکی از همدستان خود بخشید تا «اقامتگاه جنگی‌اش دلکش‌تر و روح‌پرورتر از خانه‌اش شود».

برای آگاهی بیشتر بنگرید به: گزنفون، کوروش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۸۶، صفحه ۱۲۳ تا ۱۲۸

۸- کوروش و تصرف خاله اش

کتزیاس مورخ و زشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی  آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود.

برای آگاهی بیشتر بنگرید به: تاریخ کتزیاس (خلاصه فوتیوس)، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، ۱۳۸۰، ص ۱۹،

۹- کوروش در تورات

کورش در متن عهد عتیق تورات گرامی داشته شده و نجات دهنده یهودیان از اسارت هفتاد ساله در بابل معرفی شده است . اما در همان کتاب او مجری خواست و اراده و این سخن خدای یهودیان برای نابودی بابل نیز بوده است:

من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد . نسل بابلیان را ریشه کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند .

بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند،با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هرچه دارد از بین برود)کتاب

) اشعیا،باب ۱۴ ،بند ۲۲ و ۲۳

پس از هفتاد سال پادشاه بابل وقوم او را به خاطر گناهانشان مجازات خواهم کرد وسرزمین ایشان را به ویرانه ای ابدی تبدیل خواهم کرد.)کتاب ارمیا،باب ۲۵ ،بند ۱۲)

شواهد تاریخی و اکتشافات باستان شناسان نشان از نابودی تمدن بابل پس از کورش می دهد.

۱۰- کوروش راهزن بود؟

کتزیاس میگوید :کورش پسر چوپانی بود از ایل مرد ها، که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد .

کورش در ایام جوانی به کارهای پست اشتغال می ورزید و از این جهت مکرر تازیانه خورد. او با آستیاکس، آخرین پادشاه ماد، هیچ گونه قرابتی نداشت و از راه حیله و تزویر به مقام سلطنت رسید

حسن پیرنیا، ایران باستان، جلد اول، ص ۲۴۰

۱۱-فریبکاری کوروش

هرودوت در کتاب اول خود ضمن گزارش نبرد کوروش با کرزوس(شاه لیدی)، ضمن اینکه گزارش میدهد کوروش ابتدا تصمیم به اعدام کرزوس میگیرد ولی بعدا پشیمان میشود، در بند ۸۷-۹۵ میگوید:

کرزوس … چون دید که پارسیها خانه های مردم را غارت میکنند، رو به کوروش کرده گفت:«شاها آیا اجازه دارم بگویم در چه باب فکر میکنم یا باید خاموش بنشینم؟» کوروش جواب داد:«هر چه خواهی بگو»کرزوس پرسید این جمعیت با این جد چه میکنند؟ کوروش:«شهر تو را غارت میکنند و خزانۀ تو را میربایند» کرزوس:«نه شهر مرا غارت نمیکنند و نه خزاین مرا میربایند، من دارای چیزی نیستم، آنچه میکنند با مال و منال توست» کوروش از این جواب متنبه شد و اطرافیان خود را دور کرده به کرزوس گفت:«عقیده تو در باب این اوضاع چیست؟»… در ادامه کرزوس پیشنهاد میکند که عشر اموال غارت شده را به بهانه نیاز خدا بگیرند وجالب اینکه کوروش نیز این فریبکاری را میپذیرد!!

(اصل متن در کتاب ایران باستان مرحوم پیرنیا صفحه ۲۵۰)

می بینید که کوروش بیشتر به فکر حکومت و ثروت خود است نه مردم

۱۲-کوروش و کشتن پادشاهان

معمولاً ادعا می شود که کوروش پادشاهان دشمن را نمی کشت اما آیا واقعاً این مطلب صحت دارد؟برای مثال در مورد کرزوس شاه لیدیه،مورخین یونانی ادعا میکنند که کوروش او را نکشت، ولی در اسناد بابلی سال نهم سلطنت نبونید بابلی نوشته شده است:

«در ماه نیسان، کوروش شاه در نزدیکی آربل از دجله عبور کرده در ماه ایار به طرف مملکت لودی رفت و پادشاه آن را کشت، ثروت او را ربود و ساخلوی در آنجا گذاشت»

 مرحوم پیرنیا در مورد این بخش میفرمایند که وقایع نگاران بابلی اشتباه کرده اند زیرا یونانیها خلاف این را میگویند ولی معلوم نیست که چرا ایشان نظر مورخین یونانی که سالها با زمان کوروش فاصله داشته اند را بر اسناد معاصر کوروش برتری میدهد، حال آنکه روش مورخین این است که معمولا سند کهنتر و معاصر واقعه بیشترین اعتبار را دارد.

با قبول سخن این کهنترین سند در مورد جنگ لیدی، باید بپذیریم که حداقل این قانون همیشگی نبوده است و گاهی هم کوروش پادشاهان عصر خود را میکشته است.

۱۳-کوروش حمله می کرد یا دفاع؟

در اسناد تاریخی هیچ جا نمیبینیم که از سوی شاه بابل به کوروش حمله شده باشد. بلکه این کوروش است که به بابل حمله میکند. به نظر مرحوم پیرنیا «شاهی مانند کوروش نمیتوانست در همسایگی خود دولت مستقلی را مانند بابل تحمل کند»(ایران باستان،مرحوم پیرنیا، ص۳۳۳)

جالب این است که پیرنیا از نخستین نویسندگانی بود که به دستور دربار پهلوی به تعریف و تمجید از ایران باستان می پردازد.

طبق این نظر و با توجه به عدم اعلان جنگ از طرف بابل به کوروش  میتوان به این نتیجه رسید که کوروش صرفاً جهت افزایش قلمرو حکومتش به یک کشور مستقل هجوم برد و جالب این است که پس از فتح این کشور در منشورش ادعا می کند که بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شده و مردم را از دست پادشاه بابل نجات داده است.

همچنین در مورد حمله به ماد، به غیر از کزنفون که معتقد به وراثتی بودن پادشاهی کوروش است کتزیاس، هرودوت و کتیبه های بابلی همگی تأکید دارند که این کوروش بود که به ماد حمله کرد و آغازگر جنگ بود.



همانطور که دیدید علاوه بر بخشش ها و مهربانی هایی که در بعضی کتب تاریخی به کوروش نسبت داده شده موارد زیادی نیز از وحشیگری و تجاوز در مورد او آمده است که اگر بخواهیم همه ی آن ها را رد کنیم ناگزیر خواهیم بود بخش های دلپسند آن که در مورد عدالت و مهربانی کوروش است را نیز نا دیده بگیریم.

بنابراین کوروش هخامنشی نیز شاهی مانند تمام شاهان خونخوار و ظالم تاریخ است و این در حالی است که نخواهیم او را یکی از خونخوارترین و ستمگرترین شاهان جهان به حساب بیاوریم.

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده آبان 16, 1394 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (10,150 امتیاز)
۷- این همان قصه پانته آ است و قضیه کاملا بر عکس بوده است

این در واقع مرتبط با داستان پانته آ است. همان زنی که درباره کوروش می‌گوید:
پناه گرفت مرا و رهانید از خطر تا تو باز آیی، آن سان که گویی برادر وی را من همسرم... (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۶، بخش ۴، بند ۷)

به راستی عشق و وفاداری پانته‌آ در این داستان مثال زدنی است. صرف نظر از قابل اثبات بودن این داستان از نظر تاریخی، تحریف این داستان توسط غیاث آبادی بسیار غم انگیز است چرا که انسان می‌فهمد چطور چکمه تخریب گرایان احساس و عاطفه را نابود می‌کند.

البته آقای غیاث آبادی در یک کار حساب شده نامی از پانته آ نبرده است اما بخش‌هایی که به آن استناد می کند مرتبط با پانته‌آ می باشد. او می‌دانسته که اگر نامی از پانته می‌آورد همه متوجه می‌شدند که سخنانش دروغ است.

برای بررسی این موضوع نگاه کنید به:
http://anti-lie.persianblog.ir/post/29/
(لازم به ذکر است که این نوشتار بخشی از این مطلب را گزینش کرده است: http://kheradgan.ir/?p=8580)


۸- در هیچ منبعی از ازدواج کوروش با خاله اش سخنی نیامده است

ازدواج کوروش با خاله اش کاملا ساختگی است. غیاث آبادی آشکارا نوشته‌های کتزیاس را تحریف کرده است.

نگاه کنید به:
http://kheradgan.ir/?p=8453


۹- نابودی بابل پس از هخامنشیان و در زمان سلوکیان رخ داد (تورات تحریف شده است)

شکی نیست که شکوه بابل تا اواخر دوران هخامنشی باقی ماند، چرا که از نوشته مورخان هم عصر اسکندر این موضوع مشخص می‌شود. اما درباره این بخش کتاب اشعیا باید گفت که اصلا اشاره ای به کوروش نمی‌شود!!! این یک حالت پیش گویی دارد و هیچ جا هم گفته نمی‌شود که کوروش این کار را خواهد کرد. به هر حال ما می‌دانیم که شهر بابل پس از اسکندر و در دوران سلوکیان بود که رو به نابودی نهاد و در آن مناطق انطاکیه از شهرت برخوردار شد!!

دروغ و تحریف تا چه حد؟! رفتار جوانمردانه کوروش پس از فتح بابل یک موضوع آشکار است که همه منابع آن را تأیید می‌کنند اما آقای غیاث آبادی با جعل و تحریف می‌خواهند این موضوع را جور دیگری جلوه دهند.

برای بررسی این موضوع نگاه کنید به: http://anti-lie.persianblog.ir/post/7/

در بخش‌های دیگر مستقیما به کوروش اشاره می‌شود و از او به نیکی یاد می‌شود.

دوست گرامی آقای محمدمهدی جوکار به صورت مفصل به این جعل و تحریف غیاث آبادی در وبلاگشان پرداخته اند:
http://iranbastan2550.blogfa.com/post-41.aspx


١۰- کوروش از شاهزادگان بود
اسناد و منابع زیادی در دست است که اثبات می‌کند کوروش بزرگ از شاهزادگان بوده است (از جمله استوانه کوروش و کتیبه بیستون) نوشته مورخان یونانی همانند گزنفون و هرودوت هم با آنها هماهنگی دارد. با توجه به این هماهنگی و اشتراک فکر نمی‌کنم نیاز باشد به گفته‌های افسانه آلود کتزیاس توجه نشان دهیم!

 اساسا گفته‌های کتزیاس خیلی محدود به دست ما رسیده است، صرفا خلاصه ای از نوشته‌های کتزیاس به همراه اشارات دیگر مورخان به نوشته‌های وی موجود است. یعنی حتی یک کتاب از خود کتزیاس باقی نمانده است! نوشته‌های او هم اکثرا غیر معقول و البته در تضاد با دیگر منابع است

چندین بار گفته ایم که در صورتی که میان نوشته مورخان یونانی اشتراک پیش آید، قابل قبول است. نه باید همه آنها را دور ریخت نه آنکه همه را بدون کم و کاست قبول کرد
 
نگاه کنید به این نوشتار که باز هم از نوشته‌های دوست گرامی آقای محمدمهدی جوکار استخراج شده است:
http://historical-lies.persianblog.ir/post/11/


١١- کدام فریبکاری؟

به راستی ما باید در قرن ۲١ به گفتار افسانه ای هرودوت اعتماد کنیم؟! این داستان افسانه ای را فقط هرودوت گفته است. آیا آنچه هرودوت درباره هندیان و مصریان می‌گوید را می‌پذیریم؟!
نگاه کنید به:
http://historical-lies.persianblog.ir/tag/%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%AA

جالب آنکه درباره این موضوع منبع موثق تری داریم که رویدادنامه نبونئید است. در این سند صرفا از غنیمت گرفتن از بارگاه شاه سخن رفته است (رویدادنامه نبونئید، ستون ۲، بندهای ١۷ و ١۸) و آن داستان عجیب و غریب وجود ندارد.

درباره مردم دوستی کوروش هم استوانه کوروش، رویدادنامه نبونئید و حتی کوروش‌نامه گزنفون و منابع یهودی و اشتراک آنها همه چیز را نشان می‌دهد.


١۲- کوروش و نکشتن پادشاهان مهاجم
قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم نباید فراموش کنیم که کوروش با دشمنانی جنگید که متحد شده بودند و قصد حمله به کوروش را داشتند. کوروش به مقابله با آنها پرداخت.
نگاه کنید به:
بررسی دلایل آغاز کشورگشایی‌های کوروش بزرگ: http://kheradgan.ir/?p=9772

بنابراین اگر پادشاهان هم کشته بود (به ویژه پادشاه لودیه که سردمدار دشمندان شد) نمی‌توان خرده ای به کوروش گرفت. اما به نظر می‌رسد سیاست کوروش بر نکشتن پادشاهان مغلوب بود. اشاره غیاث آبادی به کشتن کرزوس پادشاه لودیه بر اساس رویدادنامه نبونئید است، اما این استناد دقیق نیست چرا که ترجمه خوبی از آن بخش صورت نگرفته است (ترجمه‌هایی که غیاث آبادی خودش انجام داده مشکلات زیادی دارند).

می‌دانیم که هم هرودوت، هم گزنفون و هم کتزیاس از نکشتن کرزوس سخن گفته اند (یعنی اشتراک در منابع). درباره آن بند رویدادنامه نبونئید، باید گفت که همانطور که گریسون ترجمه کرده است، در این بخش شکست دادن پادشاه دشمن مد نظر است و نه کشتن پادشاه!

در زبان اکدی dâku هم معنای کشتن می‌داده و هم معنای شکست دادن و غلبه کردن، طبیعی است که در این بخش که ما گفته‌هایی از یونانیان هم در دسترس داریم که همه در نکشتن کرزوس اشتراک دارند، باید معنای غلبه کردن را بپذیریم که البته کاربرد این واژه در بندهای دیگر هم این موضوع را نشان می‌دهد.

بهتر است آقای غیاث آبادی بیشتر مطالعه کنند و به ترجمه‌های نادرستی که خودشان انجام داده اند، اطمینان کامل نداشته باشند!!!


١۳- اتحاد لودیه، بابل و مصر علیه کوروش
به نظر می‌رسد آقای غیاث آبادی چندان با اسناد تاریخی آشنا نیست. همان پیرنیا که در این مطلب غیاث آبادی به آن اشاره شده است نوشته است:
«سه دولت نامی آن زمان یعنی لیدیا، بابل و مصر داخل مذاکره شدند که در مقابل کوروش اتحاد سه‌گانه‌ای تشکیل دهند. بدین ترتیب کرزوس، پادشاه لیدیا، نابونید، پادشاه بابل نو و آماسیس دوم، پادشاه مصر علیه کوروش هم پیمان شدند» (پیرنیا، ۱۳۶۲: ص ۸۴).

اتحاد دشمنان کوروش با یکدیگر هم در تاریخ هرودوت و هم در کوروش نامه گزنفون بیان شده است (نک: هرودوت، کتاب ۱، بند ۷۷ و ۱۵۳؛ گزنفون، دفتر ۲، بخش ۱، بند ۵). حتی اشاراتی به فرستادن نیرو برای کمک به کرزوس شده است؛ در واقع به نظر می‌رسد کوروش با نیروهای کشورهای متحد جنگید. همواره برای پذیرفتن یک روایت اشتراک میان منابع مهم است که در اینجا اشتراک می‌بینیم.

پس از شکست کرزوس کماکان خطر برای کوروش باقی ماند. طبیعی است که اتحاد دوباره قدرت‌های بزرگ منطقه یعنی بابل و مصر -که سابقه اتحاد علیه ایران را داشتند- می‌توانست خطر آفرین باشد اما این بار نارضایتی‌های داخلی بابل باعث فتح این شهر شد.
نگاه کنید به:
بررسی دلایل آغاز کشورگشایی‌های کوروش بزرگ: http://kheradgan.ir/?p=9772

شواهد گوناگون هم ثابت می‌کند که کوروش بدون خونریزی وارد بابل شده است. علاوه بر اشتراک منابع، اسناد تجاری بابل هم این موضوع را به اثبات می‌رساند
نگاه کنید به:
آیا آنچه در استوانه کوروش نوشته شده واقعیت داشته است؟: http://kheradgan.ir/?p=1358

درباره مادها هم تردیدی نیست که آستیاگ به کوروش حمله برد، این موضوع از رویدادنامه نبونئید آشکار می‌شود. غیاث آبادی منابع را تحریف کرده است و نوشته است که منابع اشتراک دارند که کوروش حمله کرده است.

در رویدادنامه نبونئید صراحتا می‌نویسد که پادشاه ماد به کوروش حمله برد ولی سپاهیانش بر او شوریدند و پادشاه ماد را تحویل کوروش دادند (رویدادنامه نبونئید، ستون ۲، بند های ۱ و ۲).

البته هرودوت داستان‌هایی می‌گوید درباره اینکه کوروش قیامی را علیه آستیاگ پادشاه ماد انجام داد. گرچه نوشته‌های هرودوت با افسانه آمیخته شده است اما با بررسی منابع به ویژه رویدادنامه نبونئید و همچنین استقبال از کوروش مشخص می‌شود که گویا نارضایتی‌هایی از آسیاگ وجود داشته است. به هر حال جزئیات اینکه دقیقا کوروش چطور جانشین آستیاگ شد بر ما معلوم نیست ولی گویا با کمک مادها این اتفاق افتاد (می‌دانیم مادر کوروش مادی بوده است).

***********************************************************

همانطور که می‌بینید تقریبا همه این نوشته‌ها با تحریف منابع همراه هستند. شیوه تاریخ نگاری منطقی مد نظر نگارنده نیست و صرفا قصد تخریب دارد. این موارد نشان می‌دهد که ما باید در فضای مجازی هوشیارتر عمل کنیم و واقعا به منابع اصلی مراجعه کنیم.
گرچه اگر از ابتدا مشخص بود که اینها نوشته غیاث آبادی هستند، اعتنا به این نوشته‌ها کمتر می‌شد چرا که دروغ گویی و جعل این نویسنده بر همگان آشکار شده است اما متأسفانه نوشته‌ها بدون ذکر نویسنده آنها دست به دست می‌شود.

به امید پیروزی راستی بر دروغ...

337 سوال

364 پاسخ

11 کاربر

کانال رسمی خردگان donate-small

...