رفع ابهام قسمتی کوچک از جنایات کوروش هخامنشی قسمت اول

+1 امتیاز
172 بازدید
سوال شده آبان 16, 1394 در کوروش بزرگ توسط کیخسرو شایگان
ویرایش شده آبان 16, 1394 توسط majid-khaleghian
درود متن را به چند قسمت تقسیم کرده ام تا سیستم خطا ندهد
قسمت اول
تمنا دارم با رفع ابهام این کامل متن که دارای منابع نیز می باشد , از جولان ایران ستیزان جلوگیری کنید

۱- مصادره خانه های مردم به نفع سرداران توسط کوروش

گزنفون مورخ یونانی که در کتاب خود،کوروشنامه به تجلیل از شخصیت و اخلاق کوروش هخامنشی پرداخته است(والبته کتاب او به گواهی همه ی استادان تاریخ چندان معتبر نیست)از مصادره خانه‌های مردم توسط کورش  به نفع سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، یاد کرده است.و برخی از ایران شناسان غربی نیز به این موضوع اشاره کرده اند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: کورت، آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ۱۳۷۸، صفحه ۱۱۹ تا ۱۲۲؛

بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۹۲ تا ۱۹۵؛

گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۶

۲- نابودی تمدن ماد توسط کوروش

یکی از جنگ‌های کورش که منجر به نابودی تمدنی کهن شد، غلبه او بر مادها و تسخیر شهر هگمتانه (همدان/ اکباتان) بود. غلبه‌ای که با مساعدت اشراف و فئودال‌ها صورت پذیرفت و منجر به غارت هگمتانه و به بردگی کشیدن گروهی از مردم آن شد.
او توانست ا به اسارت گرفتن آمیتیس (دختر آخرین پادشاه ماد) و تهدید مبنی بر شکنجه او و فرزندانش، شاه را وادار به تسلیم کند و سپس با کشتن شوهر آمیتیس، او را به همسری خود در آورد. در نهایت نیز شاه نگون‌بخت و شکست خورده در بیابانی دورافتاده رها شد تا از گرسنگی و تشنگی جان بسپارد.
در تاریخ ایران کمبریج به سرپرستی ایلیا گرشویچ آمده است که «گرایش مردم ماد نسبت به کورش خصمانه بود» (ص ۲۴۱). او هگمتانه را غارت کرد و برخی از مادها را به بردگی گرفت» (ص ۲۴۰).
با اینکه مادها دستکم دو بار در زمان داریوش بزرگ کوشیدند تا استقلال خود را از سلطه هخامنشیان باز یابند، اما در هر دوبار با سرکوب خشونت‌بار داریوش مواجه شدند و۳۸۰۰۰ نفر از آنان قتل‌عام گردیدند. .
بنگرید به: گرشویچ، ایلیا، تاریخ ایران دوره ماد- از مجموعه تاریخ کمبریج، ترجمه بهرام شالگونی، تهران، انتشارات جامی، ۱۳۸۷، صفحه ۲۳۸ تا ۲۴۱

۳- کوروش و قتل عام مردم نینوا

یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و بقیه متن را نادیده می‌انگارند.

گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود می‌گوید که خانه‌های مردم قابل احتراق است و ما می‌توانیم با پشتیبانی خدا و با مشعل‌های فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعله‌های آتش بسوزند.

آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند».

پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.

کورش همچنین فرمان داد تا خانه‌های بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.

کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴ تا ۲۱۶

۴- کوروش و نابودی تمدن لیدی

یکی دیگر از تمدن‌هایی که به دست کورش بر افتاد و از بین رفت، تمدن کهن و درخشان لیدی بود. با اینکه اهالی لیدی در همان زمان کوشیدند تا از سلطه هخامنشیان رهایی یابند، اما این قیام که به رهبری پاکتیاس بر پا شد، به فرمان کورش بزرگ و به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب شد.

کورش با اعزام سپاهی به فرماندهی مازارس دستور داد که تمامی قیام‌کنندگان را به بردگی بکشند و رهبر آنان را زنده به نزد او بفرستند. او همچنین دستور داد لیدیایی‌ها را چنان خرد و منکوب سازند که راه هرگونه شورشی علیه سلطه پارسیان هخامنشی بسته شود.

سپاه کورش به سرعت دست به منکوب کردن لیدیایی‌ها می‌زند و رهبر آنان را به اسارت می‌گیرد. شهرهای پری‌ین و مگنزی غارت می‌شوند و مردم شهرهای فوسه و تئوس خانه‌های خود را رها کرده و راه فرار در پیش می‌گیرند. ساکنان کاریه به بردگی کشیده می‌شوند و گروهی از اهالی کزانتوس و کونوس در لیکیه دست به انتحار می‌زنند و مرگ را بر تعبد و بندگی ترجیح می‌دهند. شهرها یکی پس از دیگری تسخیر می‌شوند و پس از اینکه تاراج می‌گردند، پادگان‌های نظامی پارسی و نیروهای ضد شورش هخامنشی در آنها مستقر می‌شوند.

برای آگاهی بیشتر و تفصیل منابع بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۱۴ تا ۱۱۷

۵- نابودی تمدن عیلامی خوزیان به دست کوروش

یکی دیگر از تمدن‌های کهن ایران‌زمین که به دست کورش بزرگ بر افتاد و از میان رفت، فرهنگ و تمدن کهن و درخشان عیلامیان/ خوزیان بود. تمدنی که به مدت زمانی بس طولانی یعنی متجاوز از دو هزار سال در جنوب‌غربی فلات ایران تداوم داشت و آثار هنری و معماری فراوانی از آن برجای مانده است. این در حالی بود که پس از سلطه هخامنشیان بر این سرزمین چیزی جز کاخ سلطنتی آنان در شوش ساخته نشد. کاخی که بنا به اظهارات داریوش در کتیبه ششم او در شوش  پارسیان کمترین نقشی در ساخت آن نداشتند.

با اینکه خوزیان دستکم یکبار کوشیدند تا در زمان داریوش یکم از سلطه هخامنشیان رهایی یابند و تا حد زیادی نیز در اینکار موفق شدند، اما به گفته داریوش در کتیبه بیستون با سرکوب شدید او مواجه شدند و برای همیشه منکوب گردیدند و از صفحه تاریخ محو شدند.

در این زمینه پی‌یر بریان آورده است: «قتل‌عام‌هایی که پس از جنگ به وسیله سپاهیان کورش انجام گرفته است، از شدت و خشونت ارتش نوبابلی حکایت می‌کند. احتمالاً در همین زمان (یا شاید اندکی پیش یا بعد از آن) است که شوش نیز مسخر کورش گشته و آخرین پادشاهی نوعیلامی برای همیشه نابود شده است».

بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۲۵

۶- کوروش و تامین هزینه های دربار از محل نذورات مردمی

یکی دیگر از اعمالی که پس از تجاوز کورش به بابل و تصرف آن کشور متداول شد، موظف کردن معابد و نیایشگاه‌ها به تأمین مخارج دربار از قبل نذورات مردمی بود. معابد موظف بوده‌اند که مرتباً و بنا به نیاز، بخشی از مایحتاج و هزینه‌های کمرشکن خاندان سلطنتی و تشریفات دربار را که همواره بر دوش مردم سنگینی می‌کرده است، تأمین کنند. در یک سند بازمانده از سال ۵۲۸ پیش از میلاد، معبد اِئانا موظف شده است تا برای یکی از مهمانی‌های شاهانه در اسرع وقت ۲۰۰ بره شیرخوار و ۸۰ گاو چاق فراهم کند و تحویل رئیس تشریفات بدهد. چنین درخواست‌هایی معمولاً با کمبود منابع مالی معبد مواجه می‌شده و آنان ناچار بوده‌اند تا برای تأمین آن به راه‌های دیگری همچون وام گرفتن از رباخواران زیر نظر حکومت یا اجحاف به مردم روی بیاورند. علاوه بر این، معابد موظف بودند در هر زمان که دربار تقاضا کند، برده و کارگر و نیروی انسانی لازم را به خدمت گسیل کنند و حتی گله‌های احشام سلطنتی را به خرج خود پرورش دهند و نگهداری کنند.

برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۹۲ تا ۱۹۳،

2 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده آبان 16, 1394 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (10,110 امتیاز)
پیش از آنکه به بررسی تک تک مواردی که اشاره کردید بپردازم، به نظرم ذکر چند نکته اهمیت دارد. اول آنکه این نوشته‌ها، نوشته‌های رضا مرادی غیاث آبادی هستند که چند سال پیش طی یک دوره خاص مطالب زیادی از این دست نگاشت. نمی‌دانم چقدر با ایشان آشنا هستید ولی به هر حال بعد از مدتی که این مطالب را انتشار داد، مشخص شد که اکثر آنها با تحریف و جعل همراه هستند. بنده در آن زمان نوشته ای درباره جعل و تحریف گزنفون توسط غیاث آبادی نوشتم که در پردیس اهورا انتشار پیدا کرد و سپس به خردگان انتقال یافت.
نگاه کنید به:
http://kheradgan.ir/?p=8580

دوست گرامی آقای محمدمهدی جوکار هم مطالبی در این باره نوشتند و در وبلاگشان قرار دادند.
نگاه کنید به:
http://iranbastan2550.blogfa.com/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%BA%DB%8C%D8%A7%D8%AB-%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C

http://iranbastan2550.blogfa.com/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%A7%D8%AB-%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C

برخی از وبلاگ‌ها مطالبی که به نقد غیاث آبادی می‌پرداختند را به صورت جداگانه قرار دادند از جمله می‌توان به وبلاگ «نقد رضا مرادی غیاث آبادی» اشاره کرد که گردآوری و گزینش خوبی داشته است. از جمله مطالب ما را جداگانه قرار داد.
نگاه کنید به:
http://anti-lie.persianblog.ir/

بعد از آنکه مشخص شد که نوشته‌های آقای غیاث آبادی با دروغ، تحریف و جعل همراه است. ایشان بسیار بد نام شدند. دیگر همه فهمیده بودند که با آن سابقه‌ای که ایشان داشتند، استناد به غیاث آبادی چندان کار درستی نیست. اما متأسفانه نوشته‌های ایشان بدون ذکر نام ایشان گسترش پیدا کرد.
به طور خلاصه نکته‌ای که در نوشته‌های ایشان وجود دارد این است که مثلا نام یک کتاب را می‌آورند و به بخش خاصی از آن استناد می‌کنند ولی در آن بخش از کتاب چنین چیزی نیامده است و یا آقای غیاث آبادی آن بخش را به دلخواه تحریف کرده اند.

ولی به هر حال باید توجه داشته باشیم که اگر صرفا یک مطلب در یک منبع آمده باشد قابل اطمینان نیست.

***********************************************************
حال بپردازیم به بررسی تک تک


١- کوروش نه تنها خانه ای را مصادره نکرد بلکه رفتار خوبی با مردم شهر داشت

در اینجا منبع آشکارا تحریف شده است اما اگر آنطور که غیاث آبادی گفته است، گزنفون معتبر نیست پس دیگر چرا به آن استناد شده است!! غیاث آبادی به دنبال چه چیزی است؟!
غیاث آبادی در اینجا از خود در آورده است که غنائم از غارت شهر و مصادره مردم بدست آمده اند و اصلا چنین چیزی در کوروش نامه گزنفون نقل نمی‌شود.
اتفاقا بر اساس بخش‌هایی که غیاث آبادی به آن استناد می‌کند کوروش رفتار خوبی با مردم شهر داشته است. در واقع این بخش گزنفون درباره فتح بابل است و ما منابع معتبرتری مانند استوانه کوروش و رویدادنامه نبونئید در دست داریم.
گزنفون در ادامه از سخنان کوروش پیرامون برخورد خوب با مردم بابل می‌نویسد، کوروش در یک شورا به دوستانش می‌گوید:
نه تنها کارهای من و شمایان، که کارهای این مردمان نیز، که بر ماست تا تیماردارشان باشیم. از این رو از شمایان در می‌خواهم که اندرین سودا رآی زنید من و اندرز دهیم...
کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۴۷، ترجمه ابوالحسن تهامی

بر اساس نوشته گزنفون، کوروش پس از سر و سامان دادن به وضعیت حکومتی در بابل باز در یک سخنرانی می‌گوید:
نگهداشت و فرمان روایی بر آنها [کشور ها] بی خویش تن داری و ژرف اندیشی و تیمار داشت مهر آمیز و بی پایان باشندگان آن فراخ کشور شدنی نباشد.
کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۷۶، ترجمه ابوالحسن تهامی

طبیعی است که از بارگاه‌های حکومتی غنایمی هم نصیب کوروش می‌شده است و کوروش در میان سربازان و سرداران تقسیم می‌کرده است.

برای بررسی بیشتر نگاه کنید به:
http://anti-lie.persianblog.ir/post/17/
(لازم به ذکر است که این مطلب بخشی از این مطلب را گزینش کرده است: http://kheradgan.ir/?p=8580)


۲- تمدن ماد به هیچ وجه نابود نشد و اتحاد مادها و پارس ها همواره باقی ماند

اساسا در اینجا منبع دست اول دیده نمی‌شود و مشخص نیست بر اساس چه چیزی چنین ادعایی مطرح شده است (برای مثال غارت و بردگی مردم ماد، آمیتیس و...) ما با ادعاهایی بدون سند و مدرک مواجه هستیم که قابل اعتنا نیستند.
آثار و منابع زیادی داریم که آشکار می‌سازد مادها و پارس‌ها متحد یکدیگر بودند.
بر اساس رویدادنامه نبونئید ذکر می‌شود که پس از حمله پادشاه ماد به کوروش، سپاهیان ماد بر پادشاه خود شوریدند و شاه را تحویل کوروش دادند (رویدادنامه نبونئید، ستون ۲، بندهای ۱ و ۲).
بر اساس کتیبه بیستون این مادها بودند که داریوش بزرگ را یاری رساندند، به طوری که وقتی فرورتیش در ماد به دروغ خود را پسر هووخشتره (پادشاه پیشین ماد) معرفی می‌کند، داریوش فقط با سپاهی کوچک از مادها و پارس‌ها او را سرکوب می‌کند. همچنین هنگامی که فرد دیگری به دروغ خود را پسر هووخشتره معرفی کرد توسط سپاه پارسی و مادی این بار به سرداری یک مادی سرکوب شد (کتیبه بیستون، ستون ۲، بند ۱۴).
بر اساس منابع میان مادها و پارس‌ها پیوند خویشاوندی ایجاد شده است. به گفته کتزیاس و گزنفون همسر کوروش یک مادی بوده است (کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵؛ گزنفون، دفتر ۸، بخش ۵، بند ۱۹) و به نظر می‌رسد داریوش هم با دختر کوروش ازدواج کرده است. در نوشته‌های گزنفون اتحاد ماد و پارس به صورت روشن معلوم می‌شود؛ این موضوع در کتاب ۱، بخش ۵ کوروش نامه کاملا هویدا است. از منابع یهودی هم نباید غافل شد. در کتاب دانیال از رویایی می‌گوید که در آن یک قوچ صاحب دو شاخ، سلطنت مادها و پارس‌ها عنوان می‌شود و بزی که آن را شکست می‌دهد پادشاه یونان (کتاب دانیال، باب ۸، آیات ۲۰ و ۲۱) در کتاب استر هم از هفت رئیس پارسی و مادی سخن به میان می‌آید که در مملکت به درجه اول می‌نشستند (باب ۱، آیات ۱۴ و ۱۵). در تخت جمشید به کرات حضور مادها و پارس‌ها را در کنار هم می‌بینیم. از جمله تصویر زیبای زیر که بزرگان مادی و پارسی در حال گفتگو و مهرورزی به یکدیگر می‌باشند.
چطور تمدن مادها نابود شده است و تا آخر دوران هخامنشی تا این حد از آنها یاد می‌شود؟!!

برای بررسی نگاه کنید به:
http://kheradgan.ir/?p=10586

http://anti-lie.persianblog.ir/post/12/


۳- نینوا در دوران هوخشتره فتح شد و نه کوروش بزرگ!

هر کس آشنایی با تاریخ ایران باستان داشته باشد می‌داند که هووخشتره نینوا را فتح کرد. این بخش در کوروشنامه گزنفون همان بخش مربوط به فتح شهر بابل است و در بیشتر ترجمه‌ها از لفظ «بابل» در این بخش بهره بردند. اما در ترجمه رضا مشایخی، لفظ «نینوا» استفاده شده است. درباره فتح بابل منابع مهم تری مانند منشور کوروش و رویداد نامه نبونید-کوروش در دست داریم.
نویسنده این مطلب تخریب گرایانه که آقای غیاث آبادی باشد، می‌دانسته است که اگر از بابل استفاده کند، با توجه به منابع معتبری مانند استوانه کوروش و رویدادنامه نبونئید همه متوجه می‌شوند که ادعای او نادرست بنابراین نینوا را به کار برده است. البته باز هم نوشته‌های گزنفون تحریف شده است.
با توجه به اشتراک منابع از جمله منابع یهودی، استوانه کوروش، رویدادنامه نبونئید، آشکار است که کوروش رفتار جوانمردانه ای با مردمان داشته است.

برای بررسی کامل نگاه کنید به:
http://anti-lie.persianblog.ir/post/17/

همچنین بنگرید به:
http://anti-lie.persianblog.ir/post/19/

(لازم به ذکر است که این نوشتارها بخش‌هایی از این مطلب را گزینش کرده است: http://kheradgan.ir/?p=8580)
0 امتیاز
پاسخ داده شده آبان 16, 1394 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (10,110 امتیاز)
۴- تحریف تا چه حد؟! تمدن لیدی سر جای خود باقی ماند

این گفته بدون شک از نوشته‌های هرودوت گرفته شده است چرا که به جز هرودوت هیچ مورخ هم زمان یا کهنه تر به آن اشاره نکرده است. اما غیاث آبادی به بریان استناد کرده است تا شاید راستی آزمایی نوشته‌هایش را کمی دشوار کند!!
قبل از اینکه به بررسی این موضوع بپردازیم نباید فراموش کنیم که کرزوس پادشاه لودیه با متحدینش یعنی بابل و مصر قصد حمله به کوروش را داشت. اتحاد دشمنان کوروش با یکدیگر هم در تاریخ هرودوت و هم در کوروش نامه گزنفون بیان شده است (نک: هرودوت، کتاب ۱، بند ۷۷ و ۱۵۳؛ گزنفون، دفتر ۲، بخش ۱، بند ۵). حتی اشاراتی به فرستادن نیرو برای کمک به کرزوس شده است؛ در واقع به نظر می‌رسد کوروش با نیروهای کشورهای متحد جنگید. همواره برای پذیرفتن یک روایت اشتراک میان منابع مهم است که در اینجا اشتراک می‌بینیم.

به عبارتی کشورگشایی‌های کوروش حالت پدافندی داشته است.
نگاه کنید به:
بررسی دلایل آغاز کشورگشایی‌های کوروش بزرگ: http://kheradgan.ir/?p=9772

گرچه وجود شوروش در لودیه پس از فتح این سرزمین را باید با تردید نگاه کرد چراکه فقط هرودوت گفته است اما با این حال هرودوت مواردی که غیاث آبادی گفته است را ننوشته است.

هرودوت نوشته است:
همین که کوروش از سارد دور شد، پاکتی‌یس علیه تابالوس و شاه شورید. تا کنار دریا پیش رفت و با طلاهایی که از سارد با خود آورده بود، به استخدام مزدور پرداخت (هرودوت، کتاب ١، بند ١۵۴).
این طور که هرودوت نوشته است کوروش از شنیدن شورش به خشم آمد و خشم خود را به کرزوس گفت. کرزوس هم به او پاسخ داد که خشم خود را کنترل کند. کرزوس پیشنهاد کرد که فقط پاکتی‌یس را و شورشیان را مجازات کند و نه تمام لودیه را.
در اینجا هرودوت موضوعی را می‌گوید که افسانه‌ای می‌نماید اما به هر حال برای آشکار تر شدن موضوع آن را نقل می‌کنیم. کرزوس برای تکرار نشدن شورش چنین پیشنهادی به کوروش می‌دهد:
حمل سلاح جنگی را برای آنان ممنوع کن و فرمان بده زیر ردا پراهن بپوشند و نیم چکمه به پا کنند و به فرزندان خود سیتار و سازهای زهی دیگر بیاموزند و به تجارت بپردازند. سرور من به زودی خواهی دید که مردان زن صفت می‌شوند و دیگر نیازی نیست که از شورش آنان در بیم باشی (همان، بند ١۵۵).

خلاصه به گفته هرودوت، کوروش از پیشنهاد کرزوس خوشش آمد. آنگاه سردار مادی «مازارس» را احضار کرد تا فرمان‌ها را اجرا کند و پاکتی‌یس را به سزای اعمال خود برساند.

مازارس به دنبال پاکتی‌یس رفت و در اینجا باز هم نکات افسانه ای زیادی دیده می‌شود. پاکتی‌یس به جایی به نام کومه رفته بود و مازارس پاکتی‌یس را از کومه‌ای‌ها خواست. اهالی کومه تصمیم گرفتند در این باره با خدای برانخیدها مشورت کنند. گفتار افسانه ای هرودوت در اینجا به حداعلا می‌رسد به طوری که آوایی از ژرفای پرستشگاه می‌آید و سپس خود خدا به سخن در می‌آید!!! (پیشنهاد می‌کنم مطلب را مطالعه کنید تا به افسانه ای بودن آن پی ببرید: کتاب ١، بندهای ١۵۸ و ١۵۹).

در نهایت مازارس  پاکتی‌یس را دستگیر می‌کند و فقط کسانی که به پاکتی‌یس در این شورش کمک کرده بودند را مجارات می‌کند. اینطور که هرودوت نوشته است فقط  اهالی شهرهای پری‌ین و ماگنزیا به پاکتی‌یس کمک کرده بودند.

همانطور که می‌بینید اصلا نابودی لودیه در کار نبوده است و فقط با شورشیان برخورد صورت گرفته است.

در ادامه هارپاگ دیگر سردار مادی کوروش روی کار می‌آید. اهالی برخی از شهر ها فرار کردند و اهالی برخی دیگر حتی داوطلبانه زیر فرمان هارپاگ قرار گرفتند. اصلا کشتار و غارتی توسط ایرانیان رخ نمی‌دهد! اهالی فوکه فرار کردند (هرودوت، کتاب ١، بند ١۶۴). البته آنها با اقوام دیگر زد و خورد پیدا کردند (همان، بند ١۶۶) اهالی شهر تئوس هم فرار کردند. ایونی‌های جزایر داوطلبانه تسلیم شدند.

درباره کاریایی‌ها هرودوت نوشته است:
نه کاریایی‌ها و نه سایر یونانیان این منطقه در برابر هارپاگ ایستادگی مردانه ای نکردند (هرودوت، کتاب ١، بند ١۷۴)

البته هرودوت موارد افسانه ای را در این باره می‌گوید که گفتنش به درازا می‌کشد. گفتار افسانه ای هرودوت درباره مناطق گوناگون هم ادامه دارد از جمله روییدن ریش در چانه بانوی کاهنه معبد آتنا!!!

هرودوت درباره لوقیه‌ای‌ها باز هم داستانی تعریف می‌کند که خالی از افسانه نیست. وی نوشته است پس از آنکه لوقیه‌ای‌ها شکست خوردند به درون باروهای شهر خود عقب نشستند و آنگاه تمام زنان و کودکان و اموال و بردگان خود را در ارگ شهر جمع کردند و آنجا را به آتش کشیدند و همه را خاکستر کردند (هرودوت، کتاب ١، بند ١۸۳). این کارها را معمولا برای سبک بار شدن انجام می‌دادند!! پس در اینجا هم کشتار توسط ایرانیان نبوده است بلکه توسط خود آنان بوده است.

بحث پادگان‌های نظامی و نیروهای ضد شورش به نظرم آمیختن ذهنیت امروزی با مواردی تاریخی است.

نکته مهم آنجاست که غیاث آبادی اصلا اشاره به هرودوت و گفتار افسانه ای او نمی‌کند. این روزها دیگر کسی به چیزی که صرفا هرودوت گفته باشد اعتماد نمی‌کند چرا که نوشته‌های او سرشار از گفتار افسانه ای است. غیاث آبادی با علم به این موضوع، به بریان استناد کرده است.


۵- تهاجم خونین به ایلام توسط آشوریان و قبل از هخامنشیان بود

تمدن ایلام پس از حمله آشوریان و پیش از هخامنشیان در معرض نابودی قرار گرفت اما در دروان هخامنشی دستاوردهای تمدن ایلام احیا شد.

برای بررسی این گفته غیاث آبادی نگاه کنیده به:
http://anti-lie.persianblog.ir/post/33/

آن گفته بریان درباره تصرف شوش در آن زمان صرفا یک احتمال است که در ذهن نویسنده بوده است. برای ادعاهای قتل عام مردم هم منبعی گفته نشده است.


۶- کوروش در آن زمان از دنیا رفته بود!!!

جالب است که در این متن آمده که: در یک سند بازمانده از سال ۵۲۸ پیش از میلاد.

با توجه به اسناد تجاری بابل کوروش بزرگ در سال ۵۳۰ پیش از میلاد و نزدیک به ۵۲۹ پیش از میلاد درگذشته است!!!

پس نکته ای که اشاره می‌شود چه ربطی به کوروش داشته است؟!
دارای دیدگاه آبان 16, 1394 توسط کوروش
عالی بود . بینهایت متشکر

331 سوال

358 پاسخ

11 کاربر

کانال رسمی خردگان donate-small

...