هنر هخامنشی

0 امتیاز
27 بازدید
سوال شده بهمن 19, 1395 در هخامنشیان توسط بی نام
درود فراوان بر خردگانیهای گرامی,زنده باشید.      می خواستم بدونم آیا این درسته که هنر در زمان هخامنشیان,وارداتی بوده و اونها صرفا از دیگر اقوام تقلید کردن؟و آیا خودشون هنری نداشتن که عرضه کنن و اینکه آیا تخت جمشید نمونه ای از هنر اقوام غیر ایرانیه؟ به نظر شما رومن گیرشمن چگونه نویسنده ای است,آیا ایران ستیزه و یا مورد اعتماد؟سپاس فراوان,سربلند باشید.

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده بهمن 19, 1395 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (10,190 امتیاز)
هنر هخامنشی به هیچ عنوان تقلیدی  نیست بلکه از هنرهای دیگر اقوام الهام هایی گرفته و ویژگی های ابداعی فراوانی در آن دیده می شود؛ همان چیزی که در همه تمدن ها در طول تاریخ وجود داشته است. کسانی که می گویند، هنر هخامنشی تقلیدی است، در واقع ناآشنایی و ناآگاهی خود را از تمدن ها و تحولات تاریخ بشر آشکار می سازند.

با این استدلال باید گفت که هنر روم و یونان و اکثریت تمدن ها تقلیدی هستند چرا که عناصر هنری بیگانه در آنها دیده می شود!!  پس بگوییم یونان و روم هیچ چیز از خودشان نداشتند و فقط تقلید کردند؟!!!!

بله هنر هخامنشی از هنر های دیگر از جمله هنر میان رودان (بین النهرین) الهام گرفته است اما تمدن میان رودان (بین النهرین) خود تحت تأثیر فرهنگ ها و تمدن های فلات ایران بوده است.

در واقع هیچ قوم و ملتی بدون بهره گیری از دستاوردهای تمدن های پیشین، نمی توانسته متمدن شود و معوملا اقوامی که از دستاوردهای پیشینیان بهره نمی بردند علاقه به نابودی تمدن ها داشتند! هخامنشیان مانند برخی از اقوام خونریز نبودند که تمدن ها را نابود کنند بلکه از دستاوردهای فرهنگی و تمدنی دیگر اقوام بهره می بردند.

اما نکته ای که در هنر هخامنشی وجود دارد، تأکید بر روی تلفیق هنرهای گوناگون است و نه تقلید از یک هنر خاص.

کاخ پارسه (تخت جمشید) از دید هنری بسیار ارزشمند است چرا که از شیوه‌های هنری تیره‌ها و مردمان گوناگون بهره برده است. یادبودهایی که در پارسه می‌بینیم دستاورد هنرمندان فراوانی است و بازگوکننده تلاش‌های هزاران ساله آنهاست.

به راستی چرا کوشش شده است در هنر هخامنشی، این همه هنر گوناگون جای گیرد؟! می‌دانیم که پیروی از یک شیوه و روش ویژه یک هنر، بسیار ساده‌تر است؛ چرا هخامنشیان این رنج را به جان خریده اند؟!

هنگامی که به چگونگی فرمانروایی هخامنشیان نگاه می‌کنیم، در می‌یابیم که تیره‌های فراوانی در شاهنشاهی جای داشتند. همانگونه که از نقش برجسته‌های پارسه پیداست، مردان گوناگون با چهره‌ها و پوشاک گوناگون نقش شده اند.

با نگاه به این نکته‌ها می‌توان گفت گردآوری این همه هنر در کنار یکدیگر، نشانی از پاسداشت فرهنگ و هنر تیره‌های گوناگون در شاهنشاهی هخامنشی می‌باشد. به گفتاری دیگر یادآور سیاست‌های فرهنگی آن دوران است به گونه ای که همه تیره‌ها، «پارسه» را از خود بدانند و با آن پیوند برقرار کنند.

زیبا شدن این هنر نشان از بررسی‌ها و خردورزی‌های موشکافانه و زمان بر دارد و همین نکته را می‌توان یکی از عجایب پارسه خواند.

در هنر هخامنشی ویژگی های ابداعی فراوانی هم دیده می شود و در این بین هنر میان رودان تأثیر فراوانی بر هنر هخامنشی گذاسته است و البته نباید از تأثیر هنرهای پیشین فلات ایران در میان رودان و همچنین در پارسه غافل شد.

در اسناد سومری از تبادلات هنری با مناطقی از فلات ایران سخن به میان آمده است. مدارک‌ فراوان باستان‌شناختی نشان می‌دهد‌ که‌ از هزاره چهارم ق.م روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی پیوسته‌ای میان دولت-شهرهای سومری و حکومت‌های موجود در بخش‌های شرقی و شمال شرقی ایران برقرار بوده است. روابط فرهنگی و سیاسی از طریق‌ متون بین النهرینی، به ویژه متن مشهور «انمر کار و فرمانروای ارتّ» تأیید شده است (مجید زاده، یوسف. مرداد و شهریور ١۳۸۷. «جیرفت: کهن ترین تمدن شرق». اطلاعات سیاسی – اقتصادی. شماره ۲۵١ و ۲۵۲. ص ١۲۸).

--------------------------------

درباره رومن گیرشمن باید گفت که پژوهش های ایشان کمی قدیمی شدند و تا الان پژوهش های نوین زیادی ارائه شده است. بدون تردید گیرشمن بدون اشکال نیست اما به هر حال نکاتی در پژوهش های ایشان وجود دارد که بسیار قابل تأمل هستند و می توان از آنها بهره برد.

در واقع ما باید تحلیل و بررسی کنیم نه آنها مقلد یک پژوهشگر بشویم و یک پژوهش مرجع تقلید ما شود!!! این روش در تاریخ پژوهی باعث عدم پیشرفت می شود. هر پژوهشگری که شیوه های درست تاریخ پژوهی را به کار برده باشد هم قابل نقد است و هم قابل استفاده

338 سوال

365 پاسخ

11 کاربر

کانال رسمی خردگان donate-small

...