بابک خرمدین

0 امتیاز
51 بازدید
سوال شده دی 5, 1395 در پس از اسلام توسط بی نام
درود بر شما

ایرانی پاک و آزاده هیچگاه در برابر بیگانه زانو نمی‌زند و چهره به خاک نمی ساید

میخواستم بدونم که آیا جمله بالا واقعا از بابک خرمدین است‌.اگر درست باشد منبعی برای این متن هست یا خیر.

با سپاس فروان

پاینده ایران

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده دی 5, 1395 توسط ashkan-dehghan مدیر پاسخ گویی (4,130 امتیاز)
درود

شاید این جمله برداشتی از سخنان و رفتار بابک در آخر عمر خود باشد.

بهترین تألیف درباره بابک خرمدین تألیف استاد سعید نفیسی است. بنده بخش هایی از این کتاب را در اینجا می گذارم:

اما در کشته شدن بابک نظام الملک در سیاستنامه میگوید: «... چون چشم معتصم بر بابک افتاد گفت: ای سگ، چرا در جهان فتنه انگیختی؟ هیچ جواب نداد. فرمود تا چهار دست و پایش ببرند. چون یک دستش ببریدند دست دیگر در خون زد و در روی خود مالید و همهٔ روی خود را از خون خود سرخ کرد. معتصم گفت: ای سگ این چه عمل است؟ گفت: در این حکمتی است، شما هر دو دست و پای من بخواهید برید و گونهٔ روی مردم از خون سرخ باشد، چون خون از وی برود روی زرد شود، من روی خویش را از خون خود سرخ کردم تا چون خون از تنم بیرون شود نگویند که: رویش از بیم زرد شد.
ص 140-141

محمد عوفی در جوامع الحکایات و لوامع الروایات کشته شدن بابک را چنین آورده است: «افشین بابک را به نزدیک معتصم فرستاد و معتصم بفرمود تا هر دو دست و هر دو پای او بیرون کردند، در سنهٔ ست و عشرین و مأثین (۲۲۶؟). و سر او به بغداد فرستادند تا بر سر جسر بیاویختند. و جماعتی گویند که: چون دست او را ببریدند خود را از خون خویش بیالود و بخندید و گفت: «آسانیا». و به مردمان چنین نمود که او را از آن المی نیست و روح او از آن جراحت المی ندارد. و این بزرگترین فتحی بود.
ص 138-139

نفیسی، سعید (1384). «بابک خرمدین دلاور آذربایجان». به اهتمام عبدالکریم جربزه دار. تهران: اساطیر

333 سوال

360 پاسخ

11 کاربر

کانال رسمی خردگان donate-small

...