همسران کوروش بزرگ+منشور کوروش درباره ی لغو برده برداری=جنایات کوروش بزرگ

0 امتیاز
62 بازدید
سوال شده 3 بهمن 1397 در هخامنشیان توسط اسفندیار اهورامزدا
درود بر شما
و با عرض خسته نباشید به مدیر پایگاه خردگان و نویسندگان بزرگوار لطفا راهنمایی کنید آیا به گفته کوروش ستیزان حقیقت دارد همچین چیزهایی که به کوروش بزرگ نسبت می دهند بنده همچین متنی را در پیج اینستاگرامی یک باستان ستیز کپی کردم0
کوروش یک زن داشته دروغی بیش نیست کورش بطور همزمان دستکم دو یا سه زن رسمی داشته است: آمیتیس خواهر ماندانا و خاله خودش که او را پس از اشغال کشور ماد و پس از کشتن شوهرش تصرف کرده بود؛ کاساندان دختر فرناسپ که ظاهراً زن اصلی حرمسرا و مادر ولیعهد بود؛ و نییِتیس دختر آماسیس دوم فرعون مصر که کاساندان نگران توجه زیاد کورش به او بود.
چهارمین زن که کورش خیال تصرف او را در سر داشت، توموروس/تومیریس ملکه و شاه ماساژت‌ها بود که به کورش جواب رد داد و در نهایت کورش جان خود از دست داد....کوروش غیر از همسر صدها صیغه داشت و هزاران کنیز ..جان
مانوئل کوک میگه مسئولیت کنیزان با ماندانا بود...
اینکه کوروش برده داری و کنیز داری رو لغو کرده دروغی بیش نیست..او در منشورش نوشته که من و خدایم مردوک بر شما دادگری و شبانی کرد
روشن است که  کوروش، شبان (چوپان) مردم نامیده شده است و این یعنی همگان همچون گوسفندان تحت اختیار کوروش بوده‌اند. در بند هجدهم نیز آمده است که مردمان همگی پاهای کوروش را بوسیدند و در برابرش کرنش کردند. در بند سی نیز آمده است که مردم از اقصی نقاط جهان، باج‌هایی بسیار سنگین برای کوروش آوردند و در برابرش به خاک افتادند.  این یعنی کوروش، مردم بابل را از ستم پادشاه آنجا رهایی بخشید و همه‌ی آنان را برده‌ی خود ساخت....
(کوروش در جنگها به هیچ کس رحم نکرد
منابع .. ترجمه‌ی فارسی از منشور کوروش هخامنشی، در موزه بریتانیا، پروفسور شاهرخ رزمجو....ژرار ایسرائل، کوروش بزرگ، کتزیانس
هرودوت ..گزنفون ..منشور کوروش

2 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده 3 بهمن 1397 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (10,110 امتیاز)
درود بر شما. کم کم همه هم میهنان در یافتند که نوشته های کوروش ستیزان سراسر دروغین و تحریفی است.

این متن کوروش ستیزانه هم  تقریبا رونوشتی از نوشته های رضا مرادی غیاث آبادی است که چند سال پیش تحریف های گسترده علیه کوروش را به وجود آورد. در همان زمان ها بود که مجله همشهری جوان هم تقریبا گفته های غیاث آبادی از جمله همین بخش را تکرار کرد (ن.ک: http://kheradgan.ir/?p=10321).

در واقع غیاث آبادی بدون اشاره به منابع و تفاوت هایی که با هم دارند همچنین بدون اشاره به اینکه خود نویسندگان منابع هم آن موارد را رد کرده اند منابع را تحریف کرده است.

آنچه درباره همسر کوروش در منابع اشتراک دارد «تک همسری» او می باشد.

در رویدادنامه نبونئید، که یک سند باستانی معتبر است از سوگواری برای «همسر» کوروش سخن به میان می‌آید (رویداد نامه نبونئید، ستون ۳، بند ۲۳).

در کتیبه بیستون که از زبان داریوش نقل می‌شود کمبوجیه و بردیا، پسران کوروش را از یک پدر و مادر می‌نامد (کتیبه بیستون، ستون نخست، بند ۱۰)

کتزیاس دیگر مورخ یونانی هم فقط از یک همسر نام می‌برد.

در کوروش نامه گزنفون هم فقط از یک همسر نام برده می‌شود (نک: کوروش نامه گزنفون، دفتر ۸، بخش ۵، بند ۱۹). تک همسر بودن کوروش از بخش‌های مختلف کوروش نامه گزنفون مشخص می‌شود؛ آنجا که کوروش به مرگ نزدیک می‌شود و در راز و نیاز‌هایش می‌گوید: «فرزندان من را، و همسر من را، و سرزمین پدرانم را…» (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۸، بخش ۷، بند ۳).

می بینیم که تک همسر بودن کوروش در منابع اشتراک دارد اما داستان تحریف های غیاث آبادی چیست؟!

بخشی از گفته های غیاث آبادی ریشه در نوشته های هرودوت دارد. اما نکته مهم آنجاست که هرودوت اظهار می دارد به مواردی که شنیده اطمینان ندارد و آنها را نقد می کند. آقای غیاث آبادی مواردی که خود هرودوت هم به آن شک دارد را خیلی قاطع بیان نموده است. با این حال هرودوت از کاساندان به عنوان همسر کوروش نام می برد.

هرودوت در جایی می گوید: «مادر کمبوجیه کاساندان دختر فرناسپ بود که پیش از کوروش درگذشته و کوروش آیین سوگواری بزرگی برایش برپا و در سراسر شاهنشاهی سوگ همگانی اعلام کرده بود» (هرودوت، کتاب ۲، بند ۱).

در جای دیگر می گوید: «مصریان کمبوجیه را هم میهن خود و پسر همین دختر یعنی آپری یس می دانند و می گویند خواستگار این دختر از آماسیس، کوروش بوده است و نه کمبوجیه. اما این ادعا کاملا بی پایه است…» (همان، کتاب ۳، بند ۲).

البته هرودوت قبل از این اعلام می کند که کمبوجیه پسر کوروش، خواستگار یک زن مصری به نام «نی تتیس» بوده که دختر آماسیس فرعون مصر بوده است.

در جای دیگر هرودوت می گوید: «البته روایت دیگری نیز شنیده ام که اصلا به آن باورندارم: می گویند بانویی پارسی به دیدار همسران کوروش رفت و هنگامی که چشمش به کودکان درشت و زیبای اطراف کاساندان افتاد لب به ستایش فراوان آنان گشود. آن گاه کاساندان که همسر کوروش بود گفت:« بله، می بینی چه بچه هایی دارم! و آنگاه کوروش به من توجهی ندارد و چشمش همیشه در پی این زن مصری است که تازه گرفته است» (همان، کتاب ۳، بند ۳).

همانطور که مشاهده می کنید خود هرودوت هم به این داستان هایی که به نظر می آید در کوچه و بازار ساخته و پرداخته شده اند؛ باور ندارد. مشخص نیست بالاخره یک زن مصری همسر کوروش بوده است یا خیر! نام این زن مصری چه بوده؟ «نی تتیس» یا « آپری یس»؟ اینطور که معلوم است هرودوت وجود این همسر را رد می کند.

ولی غیاث آبادی خیلی قاطع می گوید: «کاساندان دختر فرناسپ که ظاهرا زن اصلی حرمسرا و مادر ولیعهد بود و نییتیس دختر آماسیس دوم فرعون مصر که کاساندان نگران توجه زیاد کوروش به او بود.» غیاث آبادی به گفته های پر از ابهام و افسانه ای هرودوت اشاره می کند و آنها را حقایق تاریخی می داند. این در حالی است که خود هرودوت به آنها باور ندارد!!!

به طور کلی تاریخ هرودوت سرشار از داستان ها و افسانه های دور از منطق است و همین موضوع گاهی اوقات، قابل استناد بودن گفته های این مورخ را زیر سوال می برد. یکی از این داستان های پر از ابهام داستان خواستگاری کوروش از ملکه ماساژت هاست. هرودوت بعد از بیان این داستان که به مرگ کوروش می انجامد اظهار می کند: «درباره چگونگی مرگ کوروش روایات گوناگونی شنیده ام، اما روایتی را که نقل کردم، بیش از بقیه برای من درخور اعتماد می نمود» (همان، کتاب ١، بند ٢١۴).

تحریف آشکار دیگر غیاث آبادی این است که به دروغ می گوید کوروش با خاله خود ازدواج کرده است. در حالی که هیچ منبعی این موضوع را بیان نمی کند. داستان آنجاست که هرودوت و گزنفون (مورخان یونانی)، «آستیاگ» پادشاه ماد را پدر بزرگ کوروش می دانند. اگر این موضوع را بپذیریم دختر آستیاگ می شود خاله کوروش. اما کتزیاس دیگر مورخ یونانی می گوید که کوروش هیچ نسبت خانوادگی با آستیاگ نداشته است و فقط همین مورخ است که از ازدواج کوروش با دختر آستیاگ سخن به میان می آورد (کتزیاس، کتاب ۲، بند ۱). کتزیاس می گوید: «کوروش(دختر) آستیاگ، آمی تیس را نخست با احترامی شایسته ی یک مادر پذیرا شد، سپس (او) به همسری کوروش برگزیده شد» (کتزیاس، کتاب ۲، بند ۵).

نکته مهم آنجاست که همین کتزیاس در بند‌های قبل اظهار می‌دارد که کوروش هیچ نسبت خانوادگی با آستیاگ نداشته است (همان، کتاب ۲، بند ۱). پس اصلا ازدواج با خاله اش نبوده است.

موضوع بعدی اشاره به روایت افسانه ای تومیریس که پیش از این مفصل درباره این افسانه سخن گفته ایم.

مرگ کوروش بزرگ: http://kheradgan.ir/?p=3222
همچنین: http://kheradgan.ir/?p=16629

درباره اینکه مسئولیت کنیزان با ماندانا است هم هیچ استناد دقیقی وجود ندارد و این هم از آن افسانه های نادر است.

اما تحریف بعدی تحریف استوانه کوروش بزرگ است.

در استوانه کوروش درباره آزاد کرده برده ها اینچنین آمده است: «درماندگان باشنده در بابل را که (نبونئید) ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی داده بود نه در خور ایشان، درماندگی هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم». (استوانه کوروش، بندهای ۲۵ و ۲۶، برگردان ارفعی).

این خود نشان دهنده آزادی افرادی است که نبونئید به نا حق از آنها بیگاری می‌کشیده است. در نتیجه بسیاری از برده‌های نبونئید آزاد شدند.

اما درباره مقابله با برده داری به صورت کلی در بابل توسط هخامنشیان باید توجه داشت که این موضوع به صورت تدریحی انجام گرفت. به طوری که با توجه به اسناد بابلی متوجه می‌شویم رفته رفته قیمت برده‌ها افزایش یافت و قیمت برخی خدمات دیگر و کالاهای اساسی ثابت ماند و این خود باعث می‌شد که برده داری دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد (ن.ک: وکیلی، شروین، ١۳۹۰. داریوش دادگر، نظم هخامنشی و ظهور هویت ایرانی. تهران: شورآفرین.) در نتیجه برده داری به سمت حذف شدن پیش می‌رفت.
0 امتیاز
پاسخ داده شده 3 بهمن 1397 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (10,110 امتیاز)
در استوانه کوروش هیچ گاه از زبان کوروش گفته نمی شود که من بر شما شبانی کردم بلکه از زبان یک بابلی گفته می شود: «١(در حالی که) او (= کورش) با راستی و داد پیوسته آنان را شبانی می کرد،‌ خدای بزرگ، نگاهبان مردم خویش، با شادی به کردارهای نیک و دل (پر از) داد او ( = کورش) نگریست» (بند 14 استوانه، ترجمه دکتر ارفعی)

همانطور که دکتر ارفعی هم توضیح می دهد «واژه ی «şalmat qaqqadi» به معنی سیاه سران استعاره ای شاعرانه است برای مردم به طور کلی به سبب آفریده شدن از جانب خدایان و شبانی -نگهبانی- شدن از جانب شاه.»

نگاه کنید به: http://kheradgan.ir/?p=11319

پس ما در اینجا با استعاره های شاعرانه مواجه هستیم همانطور که بوسیدن پا هم صرفا یک استعاره و تمثیل است و بهتر است از تمثیل‌هایی مانند بوسیدن پا سوء استفاده نکنیم. نکته مهم آن است که «بوسیدن پا» در متون بین‌النهرین تمثیلی برای فرمانبرداری است. نه اینکه واقعا مردم همه آمدند و پای کوروش را بوسیدند! چنین تمثیلی در متن‌های فراوان بین‌النهرین آمده است. در متن استوانه کوروش، این تمثیل بسیار مردم مدارانه‌تر به کار رفته است. به طوری که از متن استوانه کوروش چنین برمی‌آید که افراد با اختیار کامل به نزد کوروش آمدند و مراتب فرمانبرداری را به جا آوردند. نه مانند خیلی از متون قبلی که شاهان مجبور میکردند و به این زور و اجبار افتخار می کردند!! خیر کوروش به اینکه داوطلبانه نزد او آمدند افتخار می کند.

ذکر بوسیدن پا در کتیبه‌های بین النهرین به چند هزار سال قبل از دوره کوروش بر می‌گردد و چون کاتبان استوانه کوروش بابلی بودند از همان تمثیلات برای نشان دادن فرمانبرداری مردمان استفاده کردند. با توجه به تعداد غلو آمیز افراد می‌شود فهمید که اشاره این کتیبه‌ها به بوسیدن پا بیشتر یک تمثیل هست تا واقعیت.

فراموش نکنیم که به نظرمی‌رسد استوانه‌ای که به استوانه کوروش مشهور شده است، گزارشی از رفتار وسخنان کوروش است که توسط کاتبان بابلی تهیه شده است. همانند یهودیان که اتفاقات را گزارش کرده‌اند. کوروش هم که به اقوام و ملل گوناگون احترام می‌گذاشته است به نوشته‌های آنها هم احترام گذاشته است.

جدا از این، تحریف کوروش‌ستیزان درباره باج آوردن اقوام و ملل گوناگون قابل توجه است! در استوانه کوروش نقل می‌شود که اقوام و ملل با خواست خودشان مالیات را آوردند!! در واقع متن استوانه حمایت داوطلبانه اقوام گوناگون از کوروش را نشان می‌دهد که باعث افتخار هر فرمانروایی است. به عبارت دیگر باز هم این بند بسیار انسان دوستانه است چرا که عدم اجبار در آوردن باج‌ها را القا می‌کند. اما اگر به راستی گرفتن مالیات کار بدی است، پس باید اکثریت مطلق دولت‌ها، از آغاز تا به امروز را سرزنش کنیم چرا که آنها مالیات می‌گرفتند!!

در اینجا اشاره می کنیم که شروع کننده جنگ در واقع نبونئید بود که سابقه اتحاد با لودیه و مصر علیه کوروش را داشت.

نگاه کنید به: http://kheradgan.ir/?p=9772

در انتها هم از نام دکتر شاهرخ رزمجو سواستفاده کردند. در صورتی که مشخص است نظر بزرگان و متخصصانی مانند دکتر شاهرخ رزمجو رانخواندند. نظر دکتر رزمجو درباره استوانه ای که از «صلح، رهایی، شادی و آرامش» می‌گوید بسیار قابل توجه است.

نگاه کنید به: بخش‌هایی از کتاب استوانه کوروش دکتر شاهرخ رزمجو: http://kheradgan.ir/?p=13611

335 سوال

362 پاسخ

11 کاربر

کانال رسمی خردگان donate-small

...