کتاب سوزی اعراب در ایران

0 امتیاز
101 بازدید
سوال شده فروردین 27, 1395 در حمله اعراب توسط بی نام
آیا کتاب سوزی و به آتش کشیدن کتاب ها در هنگام حمله ی اعراب به ایران اتفاق افتاد یا نه ؟؟

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده فروردین 27, 1395 توسط majid-khaleghian مدیر سایت (10,150 امتیاز)
در بررسی رفتار عرب‌ها با کتاب‌ها و علم و دانش دو موضوع قابل بررسی است. اول هنگام حمله و دیگر در هنگام سلطه.

اگر در هنگام حمله نابودی صورت نگرفته باشد بدون تردید در هنگام سلطه آنها نابودی‌های زیادی انجام گرفته است. این نابودی‌ها هم می‌توانسته به صورت مستقیم باشد و هم غیر مستقیم. مستقیم به این معنا که یک حاکم بخشی از کتاب‌ها را نابود کند و یا نخبگان را بکشد. اما غیر مستقیم به این معنی که شرایطی پیش آمد که دیگر از کتاب‌های باستانی بهره‌ای نمی‌بردند و این دست کتاب‌ها به دلیل عدم پشیتبانی و منزوی شدن حافظان (که این هم شاید به دلیل رفتار حاکمان بود)  و آنها به مرور زمان فراموش می‌شدند و در نهایت اثری از آنها باقی نمی‌ماند.

اما در اینجا به برخی از منابع درباره این موضوع اشاره می‌کنیم.

در منابع کهن از نابودی دانش و کتاب‌ها توسط فاتحان عرب سخن رفته است. از جالب ترین این موارد می‌توان به نوشته ابن خلدون اشاره کرد که بسیار مورد بحث می‌باشد.

ابن خلدون نوشته است که وقتی سعد بن ابی وقاص بر مدائن (پایتخت ساسانیان) دست یافت درآنجا کتاب‌های بسیار دید. نامه به عمر بن خطاب نوشت و در باب این کتاب‌ها دستوری خواست. عمر در پاسخ نوشت که آن همه را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتاب‌ها هست، سبب راهنمایی است خداوند برای ما قرآن فرستاده است که از آنها راه نماینده تر است و اگر در آن کتاب‌ها جز مایه گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آن همه کتاب‌ها را در آب یا آتش افکندند (ابن خلدون. ص ۶ – ۲۸۵ به نقل از زرین کوب، ١۳۸۴: ص ١١۷-١١۸)

دکتر عبدالحسین زرین کوب درباره این روایت نوشته است:
درست است که این خبر در کتاب‌های کهنه قرن‌های اول اسلامی نیامده است و به همین جهت بعضی از محققان در صحت آن دچار تردید گشته اند، اما مشکل می توان تصور کرد که اعراب با کتاب‌های مجوس، رفتاری بهتر از این کرده باشند (زرین کوب، ١۳۸۴: ص ١١۸).

زرین کوب در تأیید این موضوع اینچنین نوشته است:
... نام بسیاری از کتاب‌های عهد ساسانی در کتاب‌ها مانده است که نشانی از آنها باقی نیست. حتی ترجمه‌های آنها نیز که در اوایل عهد عباسی شده است از میان رفته است. پیداست که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتاب‌ها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتاب‌ها نیز همین است (همان: ص ١١۷).

به هر حال بسیاری از پژوهشگران درباره این روایت تردید کرده‌اند و داده های کافی برای پذیرش قطعی این روایت وجود ندارد.

اما با آمدن امویان رفتار فاتحان سخت‌تر شد و روایات از این دست آشکارا دیده می شود.

منابع تاریخی پر است از وقایعی که حاکی از فشار زیاد بنی امیه به غیر عرب‌ها و به ویژه ایرانیان می‌باشند. در دوران امویان، سردمداران این حکومت اعتقاد داشتند که عرب به دیگر اقوام برتری دارد و حتی این اعتقاد وجود داشت که «من ابغض العرب ابغضه الله» (ابن عبد ربه، ۱۹۸۷: ج ۳/ ص ۲۷۸).

در دوران امویان و پس از آنکه خوارزم برای بار دوم توسط عرب‌ها فتح شد، بنا به شواهد منابع تاریخی نابودی بزرگی رخ داد به طوری که دانستن از گذشته خوارزم دشوار شد. ابوریحان بیرونی در این باره نوشته است:

قتبه بن مسلم [سردار عرب] هر کس را که خط خوارزمی می‌دانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می کردند را نیز به دسته پیشین ملحق ساخت بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست... (بیرونی، ١۳۸۹: ص ۵۷).

علاوه بر چنین رفتارهایی، منزوی شدن موبدان، فراگیر شدن آیین اسلام و تغییرات زبانی و فرهنگی باعث می شد که بسیاری از کتاب ها و علوم باستانی رو به فراموشی بروند و اثری از آنها باقی نماند.



منابع و مآخذ:

ابن خلدون (١۸۵۸). مقدمه. به اهتمام کاترمر.

ابن عبد ربه، احمد بن محمد (۱۹۸۷). العقد الفرید. بتحقیق مفید محمد قمیحه. لبنان: دار الکتب العلمیه.

بیرونی، ابوریحان (١۳۸۹). آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر.

زرین کوب، عبدالحسین (١۳۸۴). دو قرن سکوت. تهران: سخن.

337 سوال

364 پاسخ

11 کاربر

کانال رسمی خردگان donate-small

...