استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » سایر » پاسخ به ایران ستیزان » کوروش مردم شهر را کشته است؟!

کوروش مردم شهر را کشته است؟!

کانال رسمی خردگان

رضا مرادی غیاث آبادی در سال های اخیر فعالیت های کوروش ستیزانه زیادی داشته است. مطالب ایشان در ظاهر مستند و علمی می نمایند اما در اکثر موارد، منابع به کلی توسط نویسنده مطلب تحریف و وارونه شده است؛ مثلا آقای غیاث آبادی نام یک کتاب را می‌آورند و به بخش خاصی از آن استناد می‌کنند ولی در آن بخش از کتاب چنین چیزی نیامده است و یا آقای غیاث آبادی آن بخش را به دلخواه تحریف کرده اند.

نوشتار حاضر بخشی از یک مطلب مفصل با عنوان غیاث آبادی و مصادره اسناد تاریخی درباره تحریف نوشته های گزنفون (مورخ یونانی) توسط آقای غیاث آبادی است.

| نویسنده : مجید خالقیان* | واپسین به روزرسانی: ۱۸ آذر ۱۳۹۴ |


کوروش مردم شهر را کشته است؟!

(تحریف نوشته های گزنفون توسط غیاث آبادی)

کوروش مردم شهر را کشته است؟!

اهالی شهر یا میدان جنگ؟!

غیاث آبادی در یک ادعای عجیب درباره کتاب گزنفون می نویسد:

در فصل سوم کتاب سوم [کورش نامه] نقل شده که کورش و سپاهیانش به اندازه‌ای از اهالی شهر را کشتند که «زنان شیون و زاری آغاز کردند و دیوانه‌وار به هر سو می‌گریختند. آنان اطفال خود را به آغوش گرفته بودند و از معدود کسانی که زنده مانده بودند، استغاثه می‌کردند که نگذارید ما تنها و بی‌پناه بمانیم».

بنگرید به: کورش بزرگ و مصادره اسناد تاریخی، رضا مرادی غیاث آبادی، دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰

باز هم آقای غیاث آبادی مطالب مهم تری که قبل و بعد از این رویداد گفته می شود را در نظر نگرفتند و چیزی وارونه را القا دادند.

اول اینکه این رویداد در شهر اتفاق نمی افتد بلکه در میدان جنگ است و شاید این ابهام پیش آید که زنان در این هیاهو چه می کنند؟! گزنفون در بخش سوم از دفتر چهارم توضیح می دهد که در آسیا جنگجویان به همراه خود زنان و دارایی های خود را می بردند:

دانستنی است که تا به امروز ایل های آسیا هر آن گه که رآی بر جنگ می نهند گران ارج ترین دارایی خویش به همراه می برند. چنین گویند که در برابر آن زیبا رخان، رزم آوران دل باخته ی ایشان، نیکوتر رزم کنند؛ چرا که شور پاییدن و پاس داشتن از آن گنج های گران بر دل و روان شان چنگ می افکند. شاید که چنین بُوَد و شاید نیز آتش های درون [نیاز های شهوانی] باشد دلیل آن (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۴، بخش ۳، بند ۲، ترجمه ابوالحسن تهامی).

رویداد مورد بحث هم در میدان جنگ اتفاق افتاده است و آنچه غیاث آبادی می گوید (به اندازه‌ای از اهالی شهر را کشتند)، کاملا مردود است.

حال ببینیم حقیقت ماجرا چه بوده است. گزنفون در بخش سوم از دفتر سوم به بررسی اولین جنگ کوروش و آشوریان می پردازد. سپاهیان کوروش با دلاوری تمام به دشمن می تازند و برخی از سپاهیان دشمن فرار را به قرار ترجیح می دهند. در این هنگام است که زنان و دیگر متحدان آشوریان از فراریان آشوری خواهش می کنند که فرار نکند. آنگاه شاهزادگان آشوری گرد می آیند و کوروش به دلیل کم بودن تعداد سپاهیانش نسبت به دشمن روا نمی بیند که سپاهیانش به لشگرگاه دشمن درون شوند؛ از این رو دستور عقب نشینی می دهد (بنگرید به: کوروش نامه گزنفون، دفتر ۳، بخش ۳، بندهای ۶۳ تا ۷۰).

پس اصلا موضوع، چیزی نیست که آقای غیاث آبادی می فرمایند و اصلا حرف کشتن شهروندان به میان نمی آید.

در اینجا متأسفانه آقای غیاث آبادی در یک اقدام زننده و ناجوانمردانه حتی ترجمه رضا مشایخی (ترجمه ای که غیاث آبادی به آن استناد می کند) را هم تغییر داده است.

در ترجمه ی رضا مشایخی آمده است:

از فراریان استغاثه مى کردند (کوروش نامه گزنون، دفتر ۳، بخش ۳، بند ۶۷، ترجمه رضا مشایخی).

عجیب آنکه غیاث آبادی این بخش را اینچنین می نویسد:

از معدود کسانی که زنده مانده بودند، استغاثه می‌کردند…

شاید گزنفون در اینجا می خواهد بزدلی برخی از سپاهیان آشوریان را نشان بدهد و فرق میان سپاه کوروش که اهداف بالایی برای جنگیدن دارند و آن دفاع از سرزمین خود است؛ با آشوریانی که ترسو هستند را نشان دهد.

در اینجا به اسیر شدن کسی اشاره نشده است و از عقب نشینی سپاه کوروش یاد شده است اما جدا از این رویداد، باید توجه داشت که گزنفون در بخش های دیگر کوروش نامه به رفتار خوب کوروش با اسیران اشاره می کند. به گفته­ ی گزنفون کوروش اسیران را آزاد می کرده است که در ادامه در این باره توضیحاتی داده می شود.

.

قتل‌عام مردم نینوا روی داده است؟!

[پیش از هر چیز باید اشاره کنیم که هر کس آشنایی با تاریخ ایران باستان داشته باشد می‌داند که هووخشتره نینوا را فتح کرد].

نگاه کنید به:

رسوایی دیگری برای کوروش‌ستیزان: کوروش اصلا نینوا را فتح نکرد چه برسد که کسی را کشته باشد

غیاث آبادی مدعی است بر اساس کوروش نامه گزنفون، کوروش بزرگ مردم نینوا را قتل عام کرده است. او در مطلبی با عنوان «کورش بزرگ و قتل‌عام مردم نینوا» می نویسد:

آنان [سپاهیان کوروش] در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند».

پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.

کورش همچنین فرمان داد تا خانه‌های بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.

کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.

بنگرید به: رنج‌های بشری ۱۷۹: کورش بزرگ و قتل‌عام مردم نینوا، رضا مرادی غیاث آبادی، جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱

این بخش همان بخش مربوط به فتح شهر بابل است و در بیشتر ترجمه ها از لفظ «بابل» در این بخش بهره بردند. اما در ترجمه رضا مشایخی که ترجمه پر از اشکالی است، لفظ «نینوا» استفاده شده است و با مراجعه به متن اصلی یونانی هم متوجه می شویم که اینجا منظور بابل است (ن.ک: کوروش اصلا نینوا را فتح نکرد…).

درباره فتح بابل منابع مهم تری مانند استوانه کوروش و رویدادنامه نبونئید در دست داریم. علاوه بر این اسناد معتبر، حتی اسناد تجاری و اداری بابل از روزهای پس از فتح بابل و همچنین اسنادی که از زندگی روزمره مردم باقی مانده اند نشان می دهند که بابل بدون جنگ فتح شده است.

نگاه کنید به:

اسناد شگفت انگیزی که محتوای استوانه کوروش را تأیید می‌کنند

اما در اینجا به بررسی گفته های گزنفون و تحریفات غیاث آبادی می پردازیم.

غیاث آبادی می نویسد:

«آنان [سپاهیان کوروش] در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند».

اما متن کوروش نامه گزنفون اینچنین است:

سپاه آغازید به درون شهر رفتن، و از کسانی که با ایشان رویاروی آمدند چندی کشته شده و بر زمین افتادند… (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۲۶، ترجمه ابوالحسن تهامی).

مشخص است که بر اساس کوروش نامه گزنفون، سپاهیان کوروش با جنگجویان در افتاده اند و آنها را کشتند.

در ادامه غیاث آبادی می نویسد: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند…».

اما متن اصلی کوروش نامه گزنفون اینچنین است:

کوروش، دسته های سوار فرستاد به برزن ها و کوی ها و فرمان دادشان تا هر که را در کوچه ها ببینند بر زمین افکنند، و به آن کسان که آشوری گفتن می دانستند فرمان داد تا در کوی ها و کوچه ها بانگ افکنند و باشندگان را بگویند در سراهای خویش بمانند، اگر مرگ را نمی خواهند (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۳۱، ترجمه ابوالحسن تهامی).

.

Cyrus sent squadrons of cavalry down the different roads with orders to kill all they found in the street, while those who knew Assyrian were to warn the inhabitants to stay indoors under pain of death (Translate by Henry Graham Dakyns).

غیاث آبادی با حذف بخش مهمی از این قسمت، موضوع دیگری را القا کرده است. کاملاً مشخص است که گزنفون می خواهد بگوید کوروش به منظور کنترل اوضاع، چنین فرمان هایی صادر کرد. روشن است که به ساکنان اطلاع دادند که اگر در خیابان ها بمانند کشته خواهند شد و این موضوع برای کنترل اوضاع مطرح شده است. گزنفون در ادامه از کشته شدن کسی توسط سربازان کوروش چیزی نمی گوید؛ و از رفتار خوب کوروش با مردمان سخن به میان می آورد (در ادامه در این باره توضیحاتی داده خواهد شد).

اما به هر حال این ها مواردی از هزاران روایاتی اند که درباره کوروش گفته می شوند. در این نوشتار پیش از اینکه به دنبال این باشیم که کوروش چه کرده است؛ به دنبال این هستیم که گزنفون چه نوشته است. حال در یک بحث مفصل دیگر می توان درباره درستی یا نادرستی هر کدام از آن ها تحقیق کرد.  شاید گزنفون دارد هشدار می دهد که ممکن است در این مواقع هنوز هم سربازانی باقی مانده باشند و به نوعی توصیه شده است که یک اخطار عمومی داده شود تا جنگجویان شناسایی شوند. به راستی با وجود چنین اخطاری چه کسانی در کوچه ها و برزن باقی می مانند؟! آیا کسانی به جز جنگجویان؟! باز هم فراموش نکنیم که بر اساس کوروش نامه گزنفون اقدامات کوروش پدافندی بوده است.

اما همانطور که گفته شد، این گفته گزنفون درباره فتح بابل است و اسناد معتبرتر در دست داریم که نشان می دهند بابل بدون جنگ فتح شده است. بر خلاف گفته گزنفون خود کوروش ابتدا وارد بابل نشده بود بلکه یکی از سرداران او به نام اوگبارو وارد شد و چندی بعد در روز سوم ماه Arahsamna بابلی (مصادف با ۲۹ اکتبر و برابر با هفتم آبان) در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش وارد بابل شد و از او استقبال با شکوهی به عمل آمد (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۸ و ۱۹).

غیاث آبادی در ادامه می نویسد:

«پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.»

غیاث آبادی در اینجا از خود در آورده است که غنائم از غارت شهر بدست آمده اند و اصلا چنین چیزی در کوروش نامه گزنفون نقل نمی شود. اصل متن این گونه است:

از آنها [مغان] خواست که زمین هایی را برای ساختن نیایشگاه و نُخستین میوه هایِ پیروزی و پَروه ها (غنیمت ها) را برای پروردگار برگُزینند (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۳۵، ترجمه خشایار رخسانی).

گزنفون هیچ حرفی از غارت شهر نمی زند. البته طبیعی است که در بارگاه های حکومتی دشمن، غنائم زیادی موجود بوده است و همیشه همین موارد به درد فاتحین می خورده است و منظور گزنفون هم همین است چرا که آشکارا اشاره می کند که کوروش اقامتگاه های بلندپایگان آشوری و خانه های بزرگ کشوری را به هم پیمانان و افراد شایسته داد (ن.ک: کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۳۵).

غیاث آبادی در ادامه می نویسد: «کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند».

اما گزنفون می نویسد:

در همین زمان فرمان ها فرستاد بابلیان را که زمین هاشان شخم کنند و دانه ها بپراکنند و خراج هاشان به تازه گمارده فرماندهان بپردازند(کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۳۶، ترجمه ابوالحسن تهامی).

در اینجا غیاث آبادی با آوردن جمله «تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند»، اینچنین القا کرده است که مردم مجبور بودند فقط برای پرداخت خراج کار کنند، در صورتی که گزنفون می خواهد بگوید فرماندهان جدیدی گمارده شدند تا وظیفه گرفتن مالیات را انجام دهند تا روال منظم برقرار شود. خواهیم دید که کوروش به فکر مردم و نیکی کردن به آنها بوده است. بر اساس کوروش ­نامه گزنفون از اینجا مشخص می شود که فتح شهر بوسیله کوروش، در زندگی روزمره مردم خللی ایجاد نکرد. مردم به کار خود ادامه دادند و خیلی زود همه چیز در جای خود قرار گرفت.

.

بر اساس گفته گزنفون کوروش رفتار خوبی با مردم شهر داشته است (بر خلاف گفته های غیاث آبادی)

مشخص نیست از چه رو غیاث آبادی مطلبی که بعد از این موضوعات در کوروش نامه گزنفون آمده و حاکی از نیکی با مردم است را قبل از وارد شدن به این موضوع آورده است.

آقای غیاث آبادی باز هم تحت تأثیر بررسی های کم، نوشته است: «او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.»

اینجا باز هم مشکل در ترجمه ی آقای رضا مشایخی می بینیم و به نظر می رسد بار دیگر آقای مشایخی ترجمه خوبی از این قسمت نکردند. در اینجا باز هم به منظور اثبات این موضوع، به ترجمه های دیگر اشاره می کنیم:

خشایار رخسانی:

به بسیاری از همبستگان که برای ماندن با خودش برگُزیده بود، دستور داد که با آنها که زیر فرمانشان گذاشته شده بودند، بگونه ای رفتار کُنند که یک سروَر با پیشکارانش می کند.

.

Henry Graham Dakyns:

As for his partners the Persians, and such of his allies as elected to remain with him, he gave them to understand they were to treat as subjects the captives they received

.

ابوالحسن تهامی:

همگنان خویش -نژادگان پارسیان و آن هم پیمانان که گزیده شده بودند تا وی را در کنار باشند- فرمود که با مردم بابل همچون رعیت رفتار کنند و رعیت پرور باشند.

.

(کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۳۶).

می توانیم بپذیریم که در اینجا گفته می شود همچون اسیرانی که گرفتند یا زیر دستانی که داشتند با آنها رفتار شود. هر کس از ابتدا کوروش نامه گزنفون را مطالعه کرده باشد، متوجه می شود که کوروش رفتار خوبی با اسیران داشته است و همانطور که پیش از این هم اشاره شد، آنها را آزاد می گذاشته و اجازه کار های سابق و کشاورزی را به آنها می داده است (بنگرید به: کوروش نامه گزنفون، دفتر ۴، بخش ۴، بندهای ۱۰و۱۱ و همچنین کوروش نامه گزنفون، دفتر ۳، بخش ۲، بند ۱۲).

پس متوجه می شویم که منظور کوروش آن بوده که همانند اسیران و زیر دستانی که پیش از این رفتار خوبی با آنها داشتند، رفتار خوبی با آنها داشته باشند. این رفتار خوب در ادامه گفته گزنفون کاملا هویدا است و این موضوع را به اثبات می رساند.

گزنفون در ادامه از سخنان کوروش پیرامون برخورد خوب با مردم بابل می نویسد، کوروش در یک شورا به دوستانش می گوید:

نه تنها کارهای من و شمایان، که کارهای این مردمان نیز، که بر ماست تا تیماردارشان باشیم. از این رو از شمایان در می خواهم که اندرین سودا رآی زنید من و اندرز دهیم… (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۴۷، ترجمه ابوالحسن تهامی).

بر اساس نوشته گزنفون، کوروش پس از سر و سامان دادن به وضعیت حکومتی در بابل باز در یک سخنرانی می گوید:

نگهداشت و فرمان روایی بر آن ها [کشور ها] بی خویش تن داری و ژرف اندیشی و تیمار داشت مهر آمیز و بی پایان باشندگان آن فراخ کشور شدنی نباشد (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۷۶، ترجمه ابوالحسن تهامی).

و یا در جایی دیگر کوروش به طور کلی می گوید:

دل بسته کردن مردمان نه با درشتی و تندخویی ست که با تیمار و اندوه خواری های مهرورزانه است… (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۸، بخش ۷، بندهای ۳۷ و ۳۸، ترجمه ابوالحسن تهامی).

اما آقای غیاث آبادی اصلا اشاره ای به این موضوعات نکرده اند!

بر می گردیم به عنوان مطلب آقای غیاث آبادی: کورش بزرگ و قتل‌عام مردم نینوا

همانطور که مشاهده کردید اصلا هیچ جا از قتل عام مردم عادی سخن به میان نیامده است. کوروش اصلا نینوا را فتح نکرد چه برسد که کسی را کشته باشد! گفته گزنفون درباره فتح بابل است و با توجه به اسناد معتبر تر، آشکار می شود که گزارش گزنفون با اشکال روبرو است. با این حال غیاث آبادی نوشته گزنفون را تحریف کرده و هیچ کجا سخن از قتل عام مردم نیامده است.  اگر مردم شهر قتل عام شده بودند دیگر گذاشتن مأمور مالیات و نیکی کردن و بارعام دادن به مردم که در کوروش نامه بیان می شود، چه معنایی دارد؟!

.

بازی با واژه ها

همانطور که میبینید اگر بخواهیم جملاتی را گزینش کنیم و هر کدام را جدا گانه و بدون بررسی آنچه قبل و بعد از متن آمده، بررسی کنیم؛ اختلاف در واژه های ترجمه ها مشاهده می شود. ما نباید با واژه ها بازی کنیم! هر کس که این بخش کوروش نامه گزنفون را کامل مطالعه کند متوجه می شود که گزنفون در این بخش می خواهد بیان کند که کوروش با مدیریت خوب، بدون نقص و عادلانه خود کاری کرد که هم رئیس کوروش، هم سپاهیان و هم مردم از او راضی باشند.

گزنفون در ابتدای کتاب می نویسد:

بدینسان، با ژَرف اندیشی ای که ما در این نمونه آوری کردیم، به این بازده رسیدیم، که بنا بر گوهری که آدمی از آن ساخته شده است، چیره شدن بر هر کُدام از آفریدگانِ (مخلوق های) دیگر، خیلی ساده تر از چیره شدن بر آدم هاست. ولی اگر ما این سنجش را به فرمانبُردار کردنِ شُمار زیادی از آدم ها، مردمِ شهر ها و کشورها گُسترش بدهیم، ناگُزیر به دِگَرِش رای خود خواهیم شُد، و خواهیم گفت که چیره شُدن بر مردم میتواند کاری باشد که نه نشدنی و نه هتا (حتی) دُشوار، اگر که آدم در انجامِ آن خَرَدمندانه پیش رود. به هر هال، ما میدانیم که مردم، خواهان پیروی از کوروش بودند، با آنکه برخی از آنها به اندازۀِ روزها و دیگران به اَندازۀِ ماه هایِ بیشماری از او دور بودند… (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۱، بخش ۱، بند۳، ترجمه خشایار رخسانی).

در طول کتاب گزنفون مورادی را می نویسد تا بیان کند چه چیز هایی باعث می شد که «مردم، خواهان پیروی از کوروش» باشند. آنچه غیاث آبادی بیان می کند تنها بازی با واژه ها، بدون در نظر گرفتن مطالب قبل و بعد از کوروش نامه گزنفون است.

 کوروش مردم شهر را کشته است؟!(تحریف نوشته های گزنفون توسط غیاث آبادی)

.

بررسی صحت این روایات

معمولا پژوهش گران در بحث های تاریخی و بررسی چگونگی عملکرد شخصیتی مانند کوروش که روایت های نا همسان درباره او، توسط مورخان گوناگون گفته شده است، منابع مختلف مانند منابع یونانی، منابع یهودی و… را کنار هم می گذارند و به بررسی اشتراکات آنها می پردازند. خوشبختانه آثار باستانی ارزشمندی مانند منشور کوروش بزرگ و رویدادنامه نبونید-کوروش و حتی منشور نبونید (آخرین پادشاه بابل) بدست آمده است که با یکدیگر هماهنگی دارند و می توان گفت از نظر اعتبار در جایگاه بالاتری نسبت به گفته مورخان یونانی قرار می گیرند.

پژوهش گر به هر روایت که می رسد چند سوال از خود می پرسد. آیا در منبع خطایی نیست؟ آیا منابع در این روایت اشتراک نظر دارند؟ آیا شواهدی از بیرون این روایت را تأیید می کند؟ کدام منبع (که معتبر تر است) را باید مبنا و اساس قرار دهیم؟ و… . بعد از بررسی های دقیق به یک نتیجه می رسد. نمی شود کسی را در دادگاه متهم کنیم و بدون بررسی اسناد و مدارک و تحقیق درباره درستی یا نادرستی گفته ها، حکم اعدام برای آن متهم ببریم. بحث تاریخی هم، چنین حالتی دارد.

به راستی کهن ترین نسخه های کتاب های به جا مانده از مورخان یونانی مربوط به چه زمانی است؟! آیا ما مطمئن هستیم که هیچ تغییر و دگرگونی در روایات این مورخان صورت نگرفته است؟! در بررسی همین کوروش­ نامه­ گزنفون، پژوهش گران به نتایج جالبی رسیده اند. عده ای بخش هشتم از دفتر هشتم کوروش نامه را گفته های گزنفون نمی دانند، چرا که شیوه نگارش گزنفون را ندارد و با در نظر گرفتن کتاب بازگشت (دیگر اثر گزنفون) بخش هایی از آن رد می شود. به نظر می رسد بازنویسان، پس از مرگ گزنفون آن را به کتاب افزودند. همچنین با بررسی منابع متوجه می شویم که روایات مورخان یونانی با نوعی آمیختگی روبرو هستند. البته شاید وضعیت کوروش نامه­ گزنفون در این زمینه بهتر باشد؛ چرا که به نظر می رسد نوشته های هرودوت و کتزیاس با افسانه های یونانی آمیخته شده اند ولی نوشته های گزنفون با روایت های دیگر مردان پارسی و مادی آمیخته شده است. جالب است که در کوروش­ نامه­ گزنفون بر خلاف گفته های هرودوت و کتزیاس، افسانه های غیر قابل باور دیده نمی شود و گویا یک خِرَد و یک پژوهش گسترده پشت آن بوده است و البته باید توجه داشت که بخش هایی از کوروش نامه­ گزنفون هماهنگی بسیار جالبی با روایت های ایرانی مانند شاهنامه و… دارد و این موضوع به ارزش کوروش­ نامه­ می افزاید.

به هر حال اگر هم بپذیریم این گفته های به جا مانده از خود گزنفون است باز هم احتمال اشتباه توسط گزنفون وجود دارد چرا که گزنفون سال ها پس از کوروش بزرگ زندگی می کرده است و هر مورخ و هر پژوهشگر ممکن است موضوعی را فراموش کند و ناخواسته دو موضوع را با هم قاطی کند. در زمان گزنفون، احتمال خطاهای سهوی وجود داشته است. اما گزنفون با این اثر خود، تأثیر بسیار خوبی گذاشت و حتی ممکن است خیلی از گفته های او درست باشد اما اینکه گفته های او را به صورت صددرصدی بپذیریم، درست نیست.

پس می توان گفت آثار باستانی بدست آمده از درجه اعتبار بالاتری برخوردار هستند و می توان آنها را مبنا و اساس قرار داد. به ویژه زمانی که سه منبع باستانی مهم یعنی منشور کوروش بزرگ، رویداد نامه نبونید- کوروش و استوانه نبونید، یکدیگر را تأیید می کنند.

در استوانه کوروش و رویدادنامه نبونئید از فتح بدون جنگ بابل و رفتار شایسته کوروش بزرگ با مردم بابل سخن به میان می آید. شاید بتوان گفت که روایت های مربوط به چگونگی فتح شهر در گفته­ گزنفون با روایت های اشخاص دیگر آمیخته شده است.

گزنفون می نویسد:

سپاه آغازید به درون شهر رفتن، و از کسانی که با ایشان رویاروی آمدند چندی کشته شده و بر زمین افتادند… (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۲۶، ترجمه ابوالحسن تهامی).

اما در استوانه کوروش مطلب اینگونه بیان شده است:

(و آنگاه که) سربازان بسیار من[=کوروش] دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی (در جایی) در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشد (بند ۲۴ منشور کوروش بزرگ، ترجمه عبدالمجید ارفعی).

همچنین رویداد نامه نبونئید کوروش اینچنین است:

در روز شانزدهم، اوگبارو (Ugbaru)، فرمانده گوتی‌ها و سپاه کوروش بدون جنگ وارد بابل شدند (رویداد نامه نبونید-کوروش، ستون ۳، بند های ۱۵ و ۱۶).

مشاهده می کنید که بر اساس این اسناد، بابل بدون جنگ فتح شده است. بر خلاف گفته گزنفون خود کوروش ابتدا وارد بابل نشده بود بلکه یکی از سرداران او به نام اوگبارو وارد شد و چندی بعد در روز سوم ماه Arahsamna بابلی (مصادف با ۲۹ اکتبر و برابر با هفتم آبان) در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش وارد بابل شد و از او استقبال با شکوهی به عمل آمد (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۸ و ۱۹).

نکته مهم آنجاست که همه شواهد و مدارک نوشته های استوانه کوروش و رویدادنامه نبونئید درباره فتح بابل را تأیید می کنند. آثار مهمی که برای پژهشگران تاریخ اهمیت ویژه‌ای دارند، آثاری هستند که با زندگی روزمره مردمان سر و کار دارند. این آثار نمی‌توانند به ما دروغ بگویند، چرا که نویسندگان آنها قصد ثبت کردن موضوعاتی دارند که به زندگی روزمره مردم مربوط است. مانند ثبت یک معامله و… هر وقت چنین اسنادی در اختیار داشته باشیم و فعالیت‌های پر شمار مردم در زندگی روزمره بدست ما برسد متوجه می‌شویم که زندگی آرامی در جریان بوده‌است. جالب آنکه مجموعه ای از این آثار به جا مانده است و نشان می دهد آنچه در رویدادنامه نبونئید و استوانه کوروش آمده، بدون تردید درست است.

باز هم نگاه کنید به:

اسناد شگفت انگیزی که محتوای استوانه کوروش را تأیید می‌کنند

ممکن است روایت هایی که گزنفون درباره رویارویی با جنگجویان نوشته است؛ مربوط به شخص دیگری (شاید کوروش یکم، پدر بزرگ کوروش بزرگ) باشد که شهری را فتح کرده است. اما روایت های بعدی گزنفون که حاکی از رفتار نیک کوروش با مردم بابل است، مربوط به کوروش دوم (بزرگ) باشد؛ چرا که استوانه کوروش بزرگ، رویدادنامه نبونئید، منابع یهودی و حتی اسناد تجاری و اداری باقی مانده از بابل، هماهنگی نسبی با این بخش کوروش­ نامه ­ گزنفون دارند.

اما به هر حال منابع یونانی اطلاعات سودمندی در اختیار ما می گذارند و می توان اشتراکات را از آنها بیرون کشید و به بررسی آنها پرداخت. وقتی منابع را کنار هم بگذاریم، همه در موارد انسانی و نیک کوروش اشتراک نظر دارند و از این رو اکثر پژوهشگران نظر مثبتی به کوروش دارند. ولی این نظر مثبت برای همه­ پادشاهان هخامنشی صادق نیست. چرا کسی از اردشیر سوم چیزی نمی گوید؟! پس اینکه اکثر اوقات از کوروش به نیکی یاد می شود، به دلیل بررسی های دقیق تاریخی است. اما نمی دانم، امروز، شخصی که بدون بررسی های دقیق بر روی روایات، با تحریف و دگرگونی آنها مواردی نادرست را در فضای مجازی گسترش می دهد، به دنبال چیست؟!

 

پانویس:

*دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران

.

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– خالقیان، مجید (۱۸ آذر ۱۳۹۴). «کوروش مردم شهر را کشته است؟!». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=11937

– ارفعی، عبدالمجید (١٣۶۶). «فرمان کورش بزرگ». فرهنگستان ادب و هنر ایران. ش ٩.

– گزنفون (١٣٨٩). زندگی کوروش (تربیت کوروش). ترجمه ابوالحسن تهامی. تهران: نگاه.

– گزنفون (سنفون). زندگی نامه کوروش بزرگ. ترجمه خشایار رخسانی. انجمن پژوهشی ایرانشهر.

– گزنفون (١۳۴۲). کورش نامه. ترجمه رضا مشایخی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

– Xenophon (2010). Cyropaedia: the education of Cyrus. Translated By Henry Graham Dakyns. Revised By F. M. Stawell. CreateSpace Independent Publishing Platform.

– (۲۳ Jan 2009 ). “The Nabonidus Chronicle“. Livius. Translated by A.K. Grayson. Webedition by J. Lendering.

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

[/notification]

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 2 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 5٫00 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا