استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » تاریخ معاصر » کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

همانطور در مقاله پیشین گفتیم در روز ۲۵ مرداد سه روز پس از رفتن شاه به سواحل خزر برای «یک معالجه تفریحی»، سرلشکر نصیری با داشتن یک فرمان سلطنتی مبنی بر برکناری مصدق از نخست‌وزیری و انتصاب زاهدی به‌جای او رهسپار دفتر نخست‌وزیری شد. البته این اقدام به شکستی مفتضحانه انجامید زیرا فرمانده ارتش که طرفدار مصدق بود و شبکه نظامی حزب توده او را از ماجرا آگاه کرده بودند. مصدق سرهنگ نصیری و گارد های سلطنتی همراه وی را هنگام نزدیک شدن به اقامتگاه نخست‌وزیر بازداشت کرد. زیرا فرمانده ارتش که طرفدار مصدق بود و شبکه نظامی حزب توده او را از ماجرا آگاه کرده بودند. مصدق سرهنگ نصیری و گارد های سلطنتی همراه وی را هنگام نزدیک شدن به اقامتگاه نخست‌وزیر بازداشت کرد. روز بعد شاه به بغداد گریخت، جبهه ملی کمیته‌ای برای تعیین سرنوشت سلطنت تشکیل داد.

ساعت ۶ صبح روز ۲۵ مرداد، در مقر نخست وزیری، در دفتر کار دکتر مصدق، جلسه هیئت دولت تشکیل، و اولین موضوعی که در هیئت دولت مطرح شد، آن بود که چون شاه قبل از تشکیل شورای سلطنت کشور را ترک کرده، بهتر است سه نفر از وزرا به بغداد عزیمت کنند و نظر ایشان را جویا شوند تا شورای سلطنت در اولین فرصت تشکیل شود. ولی دکتر فاطمی وزیر خارجه، که به علت تجاوز به خانه و خانواده اش بسیار برانگیخته و عصبی بود، تحت این عنوان که نباید با عجله و بدون مطالعه اقدام شود، با این نظر مخالفت کرد.

اعلامیه انحلال مجلس هفدهم شورای ملی در روزنامه باختر امروز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲

دکتر مصدق آن روز اعلام کرد که چون شاه دیگر حضور ندارد، خود رأسا درباره انحلال مجلس هفدهم تصمیم گیری کرده است:

«… بنا به اراده ملت، که به وسیله مراجعه به آراء عمومی اظهار شده، بدین وسیله انحلال دوره هفدهم مجلس شورای ملی اعلام می گردد. انتخابات دوره هجدهم مجلس شورای ملی پس از اصلاح قانون انتخابات و قانون تقسیمات کشور، به زودی انجام خواهد گرفت و بر طبق قانون اعلام خواهد شد.» (۱)

خبر کودتای ۲۵ مرداد، مردم تهران را در بهت و حیرت فرو برد. آنان به صورت یک حرکت خودجوش گروه گروه در حالی که بر ضد دربار و کودتاچیان شعار می دادند به سوی میدان بهارستان حرکت کردند. عصر روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ عظیم ترین و پرشورترین تظاهرات ضد درباری که تا آن زمان سابقه نداشت در تهران برگزار شد. ده ها هزار تن از مردم تهران در میدان بهارستان و خیابان های اطراف به منظور محکوم ساختن کودتای دربار و پشتیبانی از دکتر مصدق گرد آمده بودند. در این میتینگ چند تن از رهبران جبهه ملی از جمله دکتر سید حسین فاطمی، مهندس زیرک زاده و مهندس احمد رضوی سخنرانی کردند.

عکسی مربوط سخنرانی در روزنامه باختر امروز مورخ ۲۶ مرداد ۱۳۳۲

مردم دیگر شهر های ایران نیز طی تظاهرات پرشور و بی سابقه ای، ضمن پشتیبانی از دولت ملی، توطئه کودتای دربار را محکوم کردند و خواستار تعیین تکلیف شاه فراری و مجازات خیانت کاران شدند.

همان روز، وقتی رادیو تهران اعلام کرد که شاه کشور را ترک کرده است، بسیاری از مردم با خوشحالی به خیابان ها ریختند و نقل و شیرینی پخش کردند. اهالی، کسبه و پیشه اورانی که طرفدار پر و پا قرص دکتر مصدق بودند، سبزه میدان و بازار را آذین بستند، و از جمله مرحوم حاج حسن شمشیری، در سبزه میدان بازار هزاران نفر را با چلوکباب رایگان پذیرایی کرد.(۲) روزولت می دانست مهم ترین مشکلی که در برابرش قرار دارد محبوبیت فراوان مصدق در میان مردم است. برای بی اعتبار کردن مصدق، مردان وی تهران را پر از اورانی که مخفیانه چاپ شده بود کردند که در آن مصدق بک ومرتجعه و در عین حال بک همدست کمونیست ها معرفی شده بود به علاوه روزولت با کمک برادران رشیدیان با پرداخت مبلغ ۵۰ هزار دلار توانست جمعیت انبوهی را اجیر کند و به آنان دستور داد دست به تظاهرات بزنند و وانمود کنند اعضای حزب توده هستند.

روز ۱۷ اوت جمعیت مزدور در حالی که شعارهای کمونیستی می دادند، در خیابانها دست به پرتاب سنگ به مساجد و به طرف روحانیون زدند. اندکی بعد صفوف عظیم اعضا و هواداران حزب توده نیز به آنها ملحق شدند در حالی که مجسمه ها و عکس های شاه و پدرش را پایین می کشیدند و به آنها ناسزا میگفتند. (۳)

 

حسین فردوست در خاطرات خود رل توده ای ها رو چنین به یاد می آورد:

به محض اطلاع از خبر فرار شاه، حزب توده در تهران بسرعت وارد عمل می شود و مجسمه های محمدرضا را پایین می کشد و شعار جمهوری می دهد. ایا این حزب توده که می خواست حاکم شود، حزب توده واقعی بود یا ساختگی؟! می گویم ساختگی، زیرا اگر حزب توده واقعی بود، صحیح تر این بود که با مصدق کنار بیاید و نه اینکه موجب عکسالعمل سریع امریکا و انجام کودتا شود! به هرحال، یا توده ای های واقعی بودند که بد بازی کردند و یا توده ای های انگلیسی بودند که خوب بازی کردند.
زیرا باعث شدند مصدق با طیب خاطر، کناره گیری خود و بازگشت محمدرضا را بپذیرد و تسلیم شود. آنطور که به طور مطمئن پس از مراجعت به ایران به من گفته شد، مصدق وقتی دید خیابانها در تصرف توده ایهاست، وضع را نگران کننده دانست و با سفیر آمریکا ملاقات نمود و عجز خود را در مقابل حزب توده اعلام داشت.

سفارت امریکا بلافاصله با مقامات امریکا تماس گرفت که منجر به ملاقات سفیر آمریکا در ایتالیا با محمدرضا شد سفیر وضع تهران را به اطلاع محمدرضا رساند و در روز ۲۶ مرداد مقاماتی از امریکا به ملاقات محمدرضا امدند. در تهران هم مصدق با تمام طرح امریکا، که از طریق سفیر به او اطلاع داده شد، موافقت کامل نمود.(۴)

تمام عناصر این روایت کذب محض است. حسین فردوست یا هر کس دیگری که این داستان را ساخته مسلما بویی از اخلاق نبرده است.

مارک گازیوروسکی در این باره(مسئله توده تقلبی) میگویید:

در حالی که این رویدادها پیش میرفت، نرن و سیلی جمعیت کثیری را اجیر کردند که روز دوشنبه ۲۶ مرداد در خیابانهای مرکزی تهران به راه بیفتد و شعارهای حزب توده را تکرار کنند و شاه را محکوم کنند. این جمعیت توده ای ساختگی که با پنجاه هزار دلار که شب قبل یک مامور سبا به نرن و سیلی داده بود اجیر شده بودند، به قصد دامن زدن ترس از تصرف قدرت به وسیلهی توده ایها و کسب پشتیبانی برای زاهدی طرح شده بود. به زودی اعضای واقعی حزب توده که خبر نداشتند تظاهرات ساخته و پرداخته ی سیا است به آن ملحق شدند. جمعیت به مقبره ی رضاشاه و چندین مسجد حمله کرد و مجسمه های شاه و پدرش را پایین کشید. تظاهرات روز بعد هم ادامه یافت و باعث شد هندرسن سفیر آمریکا درخواست کند که پلیس که هنوز در پایگاه های خود مستقر بود، تظاهرات را در هم بشکند. (۵)

روز یکشنبه ۱۶ اوت (۲۵ مرداد) ماموران سیا فرمانهای اعلام این تصمیم ها را کپی کردند و نرن، سیلی، و در خبرنگار آمریکایی را واداشتند آنها را در سراسر تهران توزیع کنند. در خبرنگار به ملاقات اردشیر زاهدی در خانه ی یکی از ماموران سیا نیز برده شدند. او درباره ی فرمانها با آنان صحبت کرد و تلاش مصدق برای بازداشت پدرش را یک کودتا توصیف کرد چرا که پدرش به طور قانونی به نخست وزیری منصوب شده بود. این اطلاعات به سرعت در نیویورک تایمز و جاهای دیگر منتشر شد پس از آنکه فرمانها پخش شدند گروه سیا کوشید پشتیبانی از زاهدی را در نیروهای مسلح ایجاد کند. اعلامیه ای خطاب به نظامیان که خواهان پشتیبانی از شاه میشد تنظیم و پخش شد. یک گروه مستشار نظامی آمریکا برای نیروهای طرفدار زاهدی تجهیزات نظامی فراهم کرد. تلاش هایی برای کسب پشتیبانی پادگان های شهرهای دیگر به عمل آمد: با استفاده از مدارک جعلی سفر که در مراکز سیا تهیه شده بود پیک هایی به کرمانشاه و اصفهان فرستاده شدند. سرهنگ تیمور بختیار، فرمانده پادگان کرمانشاه ستونی از تانکها و زرهپوش ها را به سوی تهران راه انداخت، اما فرمانده پادگان اصفهان حاضر به همکاری نشد”.(۶)

بعلاوه با دو تن از رهبران ایل قشقایی تماس گرفتند و گفتند اگر دست به شورشی علیه مصدق بزنند ۴ میلیون دلار به آنها خواهند پرداخت. اما این دو رهبر قشقایی پیشنهاد کودتاچیان را رد کرده پاسخ دادند حاضر نیستیم از پشت به مصدق خنجر بزنیم.(۷)

محمدناصر صولت قشقایی، رئیس ایل قشقایی و سناتور دوره اول سنا، چگونگی مذاکرات برادرانش را با دگودوین، بدین شرح نقل کرده است:

کودتای اول خنثی شد و شاه فرارا رفت به اروپا و سرلشکر زاهدی، که مصدق میخواست بگیرد و حبی نماید، محرمانه رفت به سفارت آمریکا. گودوین، یک نفر آمریکایی با محمدحسین خان و خسروخان ملاقات نمود و اظهار داشت دولت آمریکا تصمیم گرفته مصدق را از کار برکنار کند. خسروخان جواب داده، ملت پشتیبان است. گودوین جواب داده قول شرف میدهم تا دو ماه طول نکشد. حال شما بیایید نقدا پنج میلیون دلار بگیرید و زاهدی را بردارید ببرید داخل ایل قشقایی؛ در آنجا فرمان نخست وزیری که شاه به زاهدی داده، اعلام کنید و از آنجا زاهدی را بردارید بیایید به طرف تهران. آن وقت ما، همه نوع تضمین میکنیم. دو نفر از خودتان وزیر بشوید، یک نفر هم سفیر کبیر در هرکجا که مایلید. کلیه اختیارات فارس و جنوب هم برای شما و بعد از آن هم ماهی پنج میلیون دلار میدهیم. مرتبا از آن سهم بگیرید.

آقایان جواب داده بودند که ما با مصدق همکار بوده ایم و حالا نمی توانیم خیانت کنیم ولی اینکه پانصد میلیون دلار هم بدهید. غیر ممکن است که ما مرتکب چنین کاری شده و فامیل خودمان را ننگین و لکه دار کنیم. دوم اینکه ما باشاه مخالفیم. جواب داده بودند که هر تضمینی بخواهید ، ما می دهیم که شما را با شاه صلح بدهیم. جواب داده بودند غیرممکن است. فردا کودتا شد و ختم شد. این بود شرح مختصری از وضع کودتا و شاه و نخست وزیر که از سفارت آمریکا بیرون آمده و تکیه به کرسی صدارت زده و میزند… حقیقتا تف به این وضع زندگی. (۸)

لویی هندرسن

روز ۲۶ مرداد لویی هندرسن، سفیر آمریکا که از چند هفته پیش به واشنگتن رفته بود چون از شکست کودتا آگاه شد با شتاب به تهران بازگشت. وی در تهران تقاضای ملاقات با مصدق را نمود. عصر روز ۲۷ مرداد وی مصدق را ملاقات کرد. در این ملاقات سفیر آمریکا در مورد رفتار آزار دهنده و موهن اهالی تهران نسبت به امریکایی ها اعتراض کرد و در عین حال با قاطعیت گفت که دولت آمریکا همان شاه را به عنوان رئیس مملکت میشناسد.(۹)

(مصدق) گفت: این حملات تقریبا اجتناب ناپذیر است. مردم ایران بر این باورند که آمریکایی ها مخالف آنها هستند؛ در نتیجه آنها را مورد حمله قرار میدهند. من گفتم: مخالفت دلیلی برای حمله نیست.

او پاسخ داد:

ایران درگیر یک انقلاب است و در هنگام تنش و فشار ناشی از انقلاب برای حفاظت شهروندان آمریکایی سه برابر پلیس بیش از آنچه موجود است، لازم میباشد و افزود: باید به یاد بیاورم که در زمان انقلاب آمریکا، هنگامی که آمریکایی ها می خواستند انگلیسی ها را بیرون کنند، بسیاری انگلیسی ها در ایالات متحد آمریکا مورد حمله قرار گرفتند. گفتم اگر ایرانی ها می خواهند آمریکایی ها بروند، نیازی به حمله به افراد نیست. او گفت دولت ایران نمی خواهد آمریکایی ها ایران را ترک کنند، ولی برخی افراد ایرانی این را می خواهند و در نتیجه به آنها حمله میکنند.

پاسخ دادم که رؤسای میان مستشاری و هیات مستشاری ژاندارمری آمریکا و هیأت همکاری فنی امروز به من اطلاع دادند مقامات ایرانی که با آنها کار میکنند، تأکید کرده اند که نسبت به امکان ادامه کار این هیات ها در ایران نگرانند. من از گزارش این موضوع به واشینگن قبل از دیدار او خودداری کرده ام و میخواهم موضع کنونی او را درباره این هیات های مستشاری آمریکایی و نیز چگونگی حفاظت کامل از اعضای این هیأتها، بدانم هنگامی که اعضای این هیأت دا مورد دشنام و حملات دسته های اوباش قرار گیرند، اصرار برخی مقامات ایرانی به ادامه کار این هیأت ها در ایران بی معنی است. و

نخست وزیر گفت مطمئن است که مأموران اجرای قانون تا حدامکان از آنها حفاظت میکنند. من این گفته را رد کردم و خلاصه یادداشت هایی را که از اعضای هیأت های مستشاری آمریکا در آن روز دریافت کرده بودم، برای او خواندم. بعضی از این یادداشت ها نشان می داد که در جریان حمله به آنها، پلیس هیچ اقدامی نکرده است…(۱۰) وهمینطور نخست وزیر راجع انحلال مجلس توضیح میدهد…

اما در پاسخ به سوال راجب فرمان عزل مصدق چنین می گوید:

مصدق میگوید او هیچگاه چنین فرمانی را ندیده و اگر هم دیده بود، فرق نمیکرد؛ موضع او از مدت ها پیش این بوده است که ندرت شاه تنها جنبه تشریفاتی دارد. شاه حق ندارد با مسئولیت شخصی اش فرمان تغییر دولت را صادر کند. گفتم: برد. به این نک علاقه مندم و میل دارم آن را به دنت به دولت ایالات متحد گزارش کنم. آیا درست فهمیده ام که (الف) او هیچگونه اطلاع رسمی نداشته که شاه فرمان برکناری او را از نخست وزیری صادر کرده است. (ب) حتی اگر او می دانست که شاه چنین فرمانی را صادر کرده است، در شرایط کنونی برای آن اعتباری نائل نبود؟ مصدق پاسخ داد: دقیقا(۱۱)

بررسی جریانات روز ۲۷ مرداد نشان می دهد که حکومت مصدق بخاطر نگرانی از زیاده روی های روزهای ۲۵ و ۲۶ مرداد، موضوع منع نمایش های خیابانی و به ویژه جلوگیری از تشنج آفرینی های حزب توده و سازمان هایی نظیر پان ایرانیست ها و سومکا، که مرتب در خیابان ها به درگیری و زد وخورد با توده ای ها مشغول بودند مطرح می سازد. دکتر صدیقی در دادگاه نظامی مصدق شرح می دهد که صبح روز ۲۷ مرداد، طبق معمول برای شرکت در جلسه کمیسیون امنیت به منزل نخست وزیر میرود. سرتیپ ریاحی رئیس ستاد ارتش، سرتیپ مدبر رئیس شهربانی کل کشور، سرهنگ اشرفی فرماندار نظامی تهران نیز حضور داشته اند.

سرتیپ ریاحی موضوع را بازتر می کند:

«صبح روز ۲۷ مرداد با حضور فرماندار نظامی موضوع اقدامات توده ای ها و اهانت هائی که به افسران می کردند خدمت آقای دکتر مصدق مطرح شد. در آنجا تصمیم کلی، نشان دادن شدت عمل علیه توده ای ها با اجازه ایشان گرفته شده بر پایه همین مذاکرات بود که همان روز اعلامیه شهربانی کل کشور درباره منع تظاهرات خیابانی صادر می شود و فرماندار نظامی هرگونه اجتماع غیر مجاز را در اطلاعیه جداگانهای ممنوع اعلام می کند.

این اعلامیه ها هم در روزنامه ها به چاپ می رسد و هم از رادیو پخش می شود. منتهی رهبری حزب (منظور حزب توده است) به تصمیم دولت و اعلامیه های مقامات انتظامی حکومت ملی، بی اعتنا می ماند و جوانان را با پار کردن شعار هیجان انگیز و تحریک آمیز «جمهوری دموکراتیک» به خیابان ها می فرستد.(۱۲)

توده ای ها که در خیابان های اسلامبول، نادری، شاه آباد و میدان سپه (توپخانه) اجتماع کرده بودند، از أطاعت نیروهای انتظامی سرباز زدند و با آنها درگیر شدند. نیروهای انتظامی هم به ناچار به آنان برخورد میکردند.

همزمان، جمعیت اوباش و چاقوکشانی که سید محمد بهبهانی تدارک دیده بود و در میان آنان روسپیان و بدکاران نیز حضور داشتند، با هدایت تعدادی گروهبان ارتشی که لباس شخصی پوشیده بودند به خیابان های لاله زار و نادری میریزند و شعارهای «زنده باد شاه» سر میدهند. تعدادی از مأموران شهربانی و نظامی از اوباش حفاظت کرده و مردم را تهدید میکنند که با اوباش هم صدا شوند. مردمی که خودداری می نمودند با قنداق تفنگ مضروب می شدند. در میدان سپه، توده ای ها شعارهای خود را شدیدتر کرده و چلواری که روی آن «زنده باد حزب توده ایران» نوشته شده بود، به میدان آوردند. نیروهای انتظامی که از مصدق دستور داشتند به اجتماع تظاهرکنندگان پایان دهند، دائم به آنها اخطار می کردند که پراکنده شوند. ولی آنها با سماجت تظاهرات را به خیابانهای پیرامون می کشاندند تا سرانجام پلیس مجبور شد گاز اشک آور به کار برد. جوانان حزب ملت ایران و نیروی سوم و دیگر طرفداران دولت به کمک نیروهای انتظامی آمدند و کوشیدند توده ای ها را فراری دهند. شعارها دیگر مخلوط شده بود، مردم نیز دست و پا میفتادند و زخمی می شدند و شعارهای مختلط «زنده باد مصدق» «زنده باد سلطنت» «زنده باد حزب توده» همه جا شنیده می شد. آشوب تا حدود ساعت هشت شب ادامه داشت تا بالاخره آرامش برقرار شد.
نیروهای انتظامی نیمه شب به قرارگاه های خود بازگشتند. هرج و مرج و آشوبی که کودتاگران خواستار آن بودند به خوبی توسط حزب توده اجرا شده بود، و کودتا گران با سرگرم نگه داشتن دولت توانستند در فراغت مواضع خود را محکم کنند و آماده حرکت اصلی شوند. حزب توده آخرین ضربه مهلک خود را به پیکر نحیف دموکراسی در ایران وارد آورده بود. در رم، شاه و ثریا تمام روز از اتاق خود در هتل بیرون نیامده و به اخبار رادیو گوش می دادند. آنها اخبار تظاهرات ضد شاه، سخنرانی تند دکتر فاطمی و پایین آوردن مجسمه ها را شنیده، و به کلی ناامید شده بودند. شاه در پاسخ ثریا که پرسیده بود برای زندگی به کجا میخواهند بروند، گفته بود که به آمریکا نزد مادر و خواهرش خواهند رفت.(۱۳)

در همین حال، ۶ روزنامه مخالف – که همچنان آزاد بودند تا فعالیت کنند. به طور مشخص فرمان شاه مبنی بر نخست وزیری سر لشگر زاهدی را منتشر کردند. روزنامه ستاره اسلام کاشانی نیز یکی از این شش جریده بود. بعدها طالقانی گفت که افراد جاعل در منزل آیت الله بهبهانی تمام شب را سرگرم تهیه اعلامیه هایی با نام حزب توده بودند که آغاز «جمهوری دمکراتیک مردمی» را اعلام کرد. آنها همچنین تهدید کردند که سران روحانی مخالف از جمله آیت الله العظمی بروجردی را از تیرهای برق به دار خواهند آویخت.(۱۴)

همینکه نسخه بدل های فرمانها دست به دست پخش شد و گامهایی برای جلب پشتیبانی نیروهای مسلح از زاهدی برداشته شد، گروه روزولت به فکر پیدا کردن راههایی برای ترتیب دادن قیامی علیه مصدق افتاد. بدیهی ترین راه این کار از طریق روحانیت و ترجیحا از طریق چهره های مردمی چون آیت اله کاشانی بود. گروه سیا که پیوندی با کاشانی نداشت، از رشیدیانها خواست از طریق یارانشان در میان روحانیت ترتیب چنین کاری را بدهند. رشیدیان ها پاسخ دادند که تا روز جمعه که نماز برگزار میشود نمیتوان قیامی ترتیب داد. روزولت که میترسید شبکه ی مصدق به زودی دورشان را ببندد، از رشیدیانها پرسید:

چگونه میتواند با کاشانی تماس بگیرد. او را به یکی از یاران رشیدیان به نام احمد آرامش معرفی کردند. صبح سه شنبه ۱۹ اوت (۲۸ مرداد) در مامور سیا با آرامش ملاقات کردند و ده هزار دلار به او دادند. آنگاه جمعیت ضد مصدق از بازار به سوی تهران مرکزی به راه افتاد. احتمالا رشیدیان ها و نرن و سیلی مستقلاً شاید از طریق یک روحانی دیگر و دسته راه اندازی به نام شعبان جعفری معروف به بی مخ، نیز جمعیتهای مشابهی راه انداختند.(۱۵)

• کاتم که اطلاعات دسته اول کودتا را در اختیار داشت، دارودسته اوباش خیابانی را اینگونه توصیف کرده است:

در ۲۷ آگوست / ۱۹۵۳ مرداد ۱۳۳۲، طیب به دوستان و همکاران نزدیک خود پیغام داد که در بازار میوه و تره بار جمع شوند. روز بعد حدود ۳۰۰ نفر جمع شدند که چاقو و دیگر سلاحهای سرد را به همراه داشتند. طیب، پولی را که از گروه ۳نفره برادران بانکدار – مجراهای انتقال پول سازمان سیا – دریافت کرده بود، بین آنها توزیع کرد. رفقای محلی بیشتری به آنها پیوستند و جمعیت از بازار میوه و تره بار حرکت کرد. آنها شعارهای ضد مصدق میدادند، افرادی را که پیراهن سفید (پیراهن افراد مرتبط با کمونیست ها به تن داشتند به باد کتک می گرفتند و خودروهای عبوری را مجبور به بوق زدن و در حمایت از شاه می کردند. طی راه، دسته طیب به گروه دوم به سردستگی اسی رمضان ملحق شد. با حرکت آنان به سوی شمال، شمار جمعیت نیز بیشتر می شد. غیرعادی ترین گروه از منطقه شهر نو متشکل از معروف ترین فاحشه های آن روز راه افتاده بودند. اقدامات و دیگران به کودتاچیان اجازه داد تا حوادث ۲۸ مرداد را به عنوان عمومی نشان دهند و نه دسیسه ای تحت حمایت سازمان سیا.(۱۶)

حمله چماق داران به حامیان نخست وزیر در روز کودتا. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

کریستوفر دی دوبلینگ نویسنده معاصر بریتانیایی که زمان زیادی را برای با پهلوانان زورخانه ای و هواداران طیب صرف کرده، توصیف مشابهی ارائه می کند:

دراگوست ۲۷ / ۱۹۵۳ مرداد ۱۳۳۲، طیب به دوستان و همکاران نزدیک خود پیغام داد که در بازار میوه و تره بار جمع شوند. روز بعد حدود ۳۰۰ نفر جمع شدند که چاقو و دیگر سلاحهای سرد را به همراه داشتند. طیب، پولی را که از گروه ۳نفره برادران بانکدار – مجراهای انتقال پول سازمان سیا – دریافت کرده بود، بین آنها توزیع کرد. رفقای محلی بیشتری به آنها پیوستند و جمعیت از بازار میوه و تره بار حرکت کرد. آنها شعارهای ضد مصدق میدادند، افرادی را که پیراهن سفید (پیراهن افراد مرتبط با کمونیست ها به تن داشتند به باد کتک می گرفتند و خودروهای عبوری را مجبور به بوق زدن و در حمایت از شاه می کردند. طی راه، دسته طیب به گروه دوم به سردستگی اسی رمضان ملحق شد. با حرکت آنان به سوی شمال، شمار جمعیت نیز بیشتر می شد. غیرعادی ترین گروه از منطقه شهر نو متشکل از معروف ترین فاحشه های آن روز راه افتاده بودند. اقدامات و دیگران به کودتاچیان اجازه داد تا حوادث ۲۸ مرداد را به عنوان عمومی نشان دهند و نه دسیسه ای تحت حمایت سازمان سیا.(۱۷)

جمعیت در هم آمیخته که واحدهای ارتش و پلیس و تماشاگران مخالف مصدق به آنها پیوسته بودند به ساختمان های حکومتی و دفتر روزنامه ها و احزاب سیاسی طرفدار مصدق حمله کردند. مصدق حاضر نشد از نیروهای امنیتی برای در هم شکستن جمعیت استفاده کند.

آتش زدن کیوسک روزنامه فروشی در خیابان‌های تهران به دست کودتاچیان. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

دفتر روزنامه باختر امروز در آتش ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

حمله اوباشان و چاقوکشان کودتاچی به دفتر حزب پان ایرانیست

یک واحد ارتشی ایستگاه رادیو را تصرف کرد و شروع به پخش اعلامیه های طرفداری از زاهدی کرد.

تصرف ساختمان رادیو در ظهر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سرتیپ نیروی هوایی گیلان شاه ستونی از تانکها را به سوی خانه ی امن سیا که زاهدی در آن پنهان بود هدایت کرد. آنگاه این نیروها همراه با گروهی از تظاهرکنندگان طرفدار شاه ستاد ارتش را در اختیار گرفتند و به سوی خانه ی مصدق راه افتادند.

اوباش تهران به سرکردگی شعبان جعفری در مقابل خانه دکتر مصدق. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

خانه نخست وزیر پس از حمله اوباشان و افسران کودتاچی، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

آنجا یک نبرد نه ساعته پیش آمد که در آن حدود سیصد نفر کشته شدند. دیوارهای اطراف خانه به وسیله آتش تانک و توپ خراب شد، به خانه حمله شد و مصدق از راه بام گریخت. وی روز بعد تسلیم نیروهای زاهدی شد. (۱۸)

بختیار، سامان (۱۱ شهریور ۱۳۹۷)، «کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲»، خردگان

نشانی رایاتاری:  http://kheradgan.ir/?p=18534

پانویس:

۱. آخرین سقوط آریاها، خاطرات سرهنگ نصرالله توکلی نیشابوری(۲۰۱۴) صفحه ۲۳۶
۲. زندگینامه،اندیشه و مبارزات دکتر محمد مصدق،تالیف:محمود حکیمی،انتشارات قلم (۱۳۸۳) صفحه ۱۲۲
۳. نفت،قدرت و اصول،نوشته مصطفی علم،ترجمه: غلامحسین صالحیار،انتشارات چاپخش(۱۳۷۷) صفحه۴۷۴

۴.خاطرات حسین فردوست ،ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ۱۳۸۶-جلد اول صفحه۱۷۹- موسسه مطالعات پژوهش های سیاسی

۵. سیاست خارجی آمریکا و شاه،نویسنده مارک گازیوروسکی،ترجمه:فریدون فاطمی،نشر مرکز(۱۳۷۱)صص۱۳۹
۶. همان صص۱۴۰

۷.نفت،قدرت و اصول،نوشته مصطفی علم،ترجمه: غلامحسین صالحیار،انتشارات چاپخش(۱۳۷۷) صفحه۴۷۴

۸.خاطرات محمد ناصر صولت قشقایی: سال های بحران، فروردین ۱۳۲۹-آذر ۱۳۲۲، موسسه خدمات فرهنگی رسا، تهران ۱۳۶۶. صفحات ۴۰۷-۴۰۸.

۹. زندگینامه،اندیشه و مبارزات دکتر محمد مصدق،تالیف:محمود حکیمی،انتشارات قلم (۱۳۸۳) صفحه ۱۲۳

۱۰. مصدق؛سالهای‌مبارزه و مقاومت تالیف غلامرضا نجاتی،جلد دوم، موسسه خدمات فرهنگی رسا(۱۳۷۸) صص۹۳-۹۴

۱۱. همان صفحه ۹۵

۱۲.نظر از درون به حزب توده ایران(نقدی بر خاطرات نوالدین کیانوری) نوشته: بابک امیرخسروی، انتشارات اطلاعات(۱۳۷۵) صص ۶۰۸-۶۰۹

۱۳. جبهه ملی ایران از پیدایش تا کودتای ۲۸ مرداد، نگارش کورش زعیم با همکاری علی اردلان نشر تاخ – انتشارات ایران مهر- صص- ۲۹۸-۲۹۹-۳۰۰۱۱.  کودتا،نوشته:یرواند آبراهامیان،ترجمه ابراهیم فتاحی،نشرنی(۱۳۹۲)صفحه ۲۶۵

۱۴. کودتا،نوشته:یرواند آبراهامیان،ترجمه ابراهیم فتاحی،نشرنی(۱۳۹۲)  صفحه ۲۶۵

۱۵. سیاست خارجی آمریکا و شاه،نویسنده مارک گازیوروسکی،ترجمه:فریدون فاطمی،نشر مرکز(۱۳۷۱)صص ۱۴۰-۱۴۱

۱۶. کودتا،نوشته:یرواند آبراهامیان،ترجمه ابراهیم فتاحی،نشرنی(۱۳۹۲) ۲۶۶-۲۶۷

۱۷.  همان۲۶۷-۲۶۸
۱۸. سیاست خارجی آمریکا و شاه،نویسنده مارک گازیوروسکی،ترجمه:فریدون فاطمی،نشر مرکز(۱۳۷۱)صص ۱۴۱-۱۴۲

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136 سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام خردگان در اینستاگرام تاریخ ایران در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا