استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » اسطوره » پیشدادیان و تاریخ

پیشدادیان و تاریخ

کانال رسمی خردگان

| نویسنده: مجید خالقیان | واپسین به روزرسانی: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ |


پیشدادیان و تاریخ

پیشدادیان و تاریخ - خردگان - www.kheradgan.ir

یکی از دورانی که شاهنامه از آن سخن به میان می‌آورد دوره پیشدادیان است. شاهنامه سلسله پیشدادی را اولین فرمانروایی ایران معرفی و داستان‌های دلکش فراوانی از این دوره نقل می‌کند. در اوستا هم نام پادشاهان این سلسله آمده و از پادشاهان نیک‌سیرت آنان به نیکی یاد شده است. درباره اینکه آیا چنین سلسله‌ای به این کیفیت وجود داشته یا خیر نظرات زیادی مطرح است. مطمئنا پیشینه زندگی در فلات ایران به ۳۰۰۰ سال محدود نمی‌شود و آثار باستانی از هزاره هفتم قبل از میلاد و حتی بیش تر از آن در این سرزمین یافت شده است. چنین می‌نماید که یاد و خاطره دوران کهن زندگی در فلات ایران را باید در پیشدادیان جستجو کنیم به طوری که پیشدادیان صرفا یادگاری از یک شخص ویژه نیستند بلکه نماد یک دوره تاریخی می‌باشند.

با توجه به آنکه پیشدادیان چهره‌ای اسطوره‌ای به خود گرفته‌اند باید به نظریات اسطوره‌شناسان توجه ویژه داشته باشیم. پژوهشگران زیادی به موضوع اسطوره پرداخته‌اند که میرچا الیاده یکی از سرشناس ترین آنها است. این اسطوره شناس سرشناس، در نوشته‌های خود به مفهومی با نام «حافظه جمعی» اشاره می‌کند و درباره چگونگی شکل‌گیری اسطوره‌ها می‌نویسد: «یاد یک واقعه تاریخی و یا یک شخص «حقیقی»، حداکثر بیش از دو یا سه قرن در حافظه جمعی مردمان باقی نمی‌ماند. چون برای حافظه جمعی دشوار است که حوادث فردی و سرگذشت اشخاص «حقیقی» را به یاد بسپارد. شاید بتوان گفت که حافظه عامه به شخصیت‌های تاریخی دوران‌های جدید، معنی و اعتباری می‌بخشد که بایسته آنهاست» (۱).

باید توجه داشت که این حافظه جمعی و دستاوردهای آن، گاهی بسیار ارزشمند است و به قول الیاده ممکن است خاطره یک دوران را حقیقی تر به ما بنمایاند. در بسیاری از اوقات آن حسی که در یک رویداد تاریخی در میان مردم وجود دارد با یک واقعیت عینی قابل درک نیست. همانطور که مایکل استنفورد در کتاب «درآمدی بر فلسفه تاریخ» اشاره می‌کند، تاریخ درباره انسان‌ها، کنش‌ها، درد و رنج‌های آنها است، درک کامل اعمال و گرفتاری‌های آنها مستلزم این است که تا اندازه ممکن به دنیای برداشت‌ها، واکنش‌ها، محاسبات و احساسات آنها راه یابیم (۲). اینجاست که اسطوره یکی از مهم‌ترین دستاوردها است که ما را در یافتن چنین مواردی یاری می‌کند.

وقتی که ما با حافظه جمعی روبرو می‌شویم طبیعی است که با نوعی آمیختگی روایات هم مواجه می‌شویم. به نظر می‌رسد که در شاهنامه روایت‌های مربوط به یک شخص ویژه در داستان‌های چند شخص گوناگون جای گرفته است و یا روایت‌های مربوط به چند شخص در قالب یک فرد در شاهنامه دیده می‌شود.

اگر بخواهیم پیشدادیان را با تاریخ تطبیق دهیم، سال‌ها قبل از مادها و هخامنشیان قرار می‌گیرند و چنین می‌نماید که زمان پیشدادیان با دوره‌های پیش از تاریخ فلات ایران هماهنگی دارد، به طوری که آنها صرفا یادگاری از یک شخص ویژه نیستند بلکه نماد یک دوره تاریخی می‌باشند.

در زمان کیومرث که نخستین پادشاه است، زندگی نخستین برای بشر ترسیم می‌شود و فضایی را نشان می‌دهد که هنوز بشر نتوانسته به دستاوردهای تمدنی دست یابد. اما در زمان هوشنگ که آتش یافت می‌شود، رفته رفته فضای پیشرفت و اسکان بشر ترسیم می‌شود. طهمورث در شاهنامه به گردآوری خط و دانش می‌پردازد و همین باعث رونق تمدن بشری در زمان جمشید می‌شود؛ از آلات جنگی گرفته تا پزشکی و درمان. یعنی بشر بعد از آنکه به دانش دست یافت، پیشرفت‌های تمدنی حاصل شد. همانطور که آثار باستانی فراوان از وجود شکوه تمدنی در دوران پیش از تاریخ حکایت می‌کنند.

رفته رفته این دوره‌ها تبدیل به اسطوره شدند و خاطرات دوره‌های پیش از تاریخ با خاطرات دوران شاهنشاهی‌های بزرگ آمیخته شد. در نهایت داستان‌های حکیمانه شکل گرفتند و کارکرد این داستان‌ها همواره انتقال دستاوردهای فرهنگی و تمدنی ایرانیان از هزاران سال پیش بوده است.

بن مایه

۱- الیاده، میرچا (۱۳۹۳). اسطوره بازگشت جاودانه. ترجمه بهمن سرکاراتی. تهران: طهوری. صص ۵۸-۵۹.

۲- استنفورد، مایکل (۱۳۸۷). درآمدی بر فلسفه تاریخ. ترجمه احمد گل‌محمدی. تهران: نی. ص ۱۰۱.


یک خواهش دوستانه

خواهشمند است اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه (www.kheradgan.ir) و نویسنده آن را یاد کنید

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 4 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 3٫00 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

3 دیدگاه

  1. با درود و سپاس برای مطالب خوب و ارزشمندتان. با سایت شما امشب آشنا شدم.
    مطالبی که درباره اسطوره و پیشدادیان ذکر کرده اید و نظریات میرچا ایلیاده بیش از حد تخیلی است. البته استفاده از روانشناسی را نفی نمیکنم، چنان که فروید در تفسیر داستان زندگی موسی، از روانکاوی هم بهره برده است، اما نمیشود تمام معلومات دیگر را کنار بگزاریم و به بعد روانی و خیالی قضیه پر و بال بدهیم و کلاً به این نوع نگرش باید خیلی با احتیاط نزدیک شد.
    همچنین شباهت بین آنچه از زندگی کوروش نقل کرده اند با آنچه از کیخسرو و دیگران در شاهنامه آمده، شاید به این دلیل باشد که یونانیان این داستانهای ایرانی را شنیده اند و بعداً در داستان بافیهای خود به کوروش نسبت داده باشند. مثلا در مورد این داستان خواب دیدن شاه و کشتن کودکان و نجات کودک با گذاشتن او در سبد و رودخانه و غیره … فروید کتابی دارد با نام «موسی و یکتاپرستی» و میگوید که این داستان نمونه های فراوانی در دنیا دارد و قدیمیترین آن متعلق به پادشاه آشور است که از خود نقل میکند.
    همچنین به نظر این حقیر برای منابع یونانی بیش از حد اعتبار قائل شده اید. این سفرنامه فیثاغورت خیلی مشکوک به نظر میرسد. در زمان مرگ کوروش، داریوش چه کاره بوده که جلوی سپاه و سوگواران باشد؟ اگر درست یادم باشد داریوش برادرزاده کوروش بوده (؟) یا چنین چیزی، و بعد هم کودتا کرده و به پادشاهی رسیده و داستان بردیا و مغ متقلب را ساخته است و بردیا را خودش کشته است.
    در مورد معنای آن بخش از شاهنامه که به ’اسطوره‘ معروف شده، خیلی چیزها شنیده ام و خوانده ام، اما این دو کتاب به نظرم حقیقی تر و علمی تر آمدند: ۱) زندگی و مهاجرت آریائیان ۲) داستان ایران، فریدون جنیدی، نشر بلخ.
    در مجموع از نوشته هایتان خیلی خوشم آمد و چیزهائی خواندم که برایم خیلی تازگی داشت.
    شاد باشید.

    • مجید خالقیان

      با سلام و سپاس از دیدگاه شما دوست گرامی

      البته نظرها متفاوت است و این موضوع بسیار گرانقدر می باشد. اختلاف دیدگاه همواره وجود داشته است و همین تفاوت نظرها و دیدگاه هاست که باعث رشد و پیشرفت بشر می شود. از این رو با احترام به نقدهای شما دوست گرامی، نقدهایی را هم این بنده حقیر مطرح می کنم.

      در ابتدا به نظرم می رسد دیدگاه شما درباره الیاده کمی شتاب زده بود. به هر حال میرچا الیاده از اسطوره شناسان بزرگ هست و فکر میکنم کتاب ایشان باید به صورت کامل مطالعه شود تا قضاوت مناسب تری در این باره داشته باشیم. به هر حال متوجه نشدم معلومات دیگر چه چیزهایی است که باعث شود، نوشته های الیاده و مطالبی که درباره پیشدادیان گفته شد را تخیلی بدانیم! حتی جالب اینجاست که در آخر به نوشته های فریدون جنیدی اشاره کردید و آنها را حقیقی تر و علمی تر دانسته اید! در حالی که فریدون جنیدی در کتاب زندگی و مهاجرت آریایی ها و البته زروان اشارات آشکاری به نمادین بودن پادشاهان پیشدادی از جمله هوشنگ و جمشید دارند. البته نوشته های جنیدی به دلیل فقدان شیوه آکادمیک و کمبود منابع با انتقاد روبرو هستند اما حداقل در این مورد نزدیکی دیدگاه دیده می شود. در واقع به نظر می رسد حرف ما و شما اشتراکات زیاد و آشکاری دارند.

      شباهت های کیخسرو به کوروش صرفا در داستان کودکی و… خلاصه نمی شود بلکه چندین و چند مورد از جمله شباهت گفتار، کردار و منش این پادشاهان وجود دارد که استاد جلال خالقی مطلق هم در مقاله کیخسرو و کوروش اشارات بسیار مهمی به این موضوع داشته اند. اتفاقا نظرات شما هم این دیدگاه را تقویت می کند. شما می فرمایید: «شباهت بین آنچه از زندگی کوروش نقل کرده اند با آنچه از کیخسرو و دیگران در شاهنامه آمده، شاید به این دلیل باشد که یونانیان این داستانهای ایرانی را شنیده اند و بعداً در داستان بافیهای خود به کوروش نسبت داده باشند.» در اینجا یک سوال مهم مطرح است، این داستان های ایرانی چه داستان هایی بودند و درباره چه کسی بودند؟! آیا نمی تواند داستان های ایرانی پیرامون خود کوروش بوده باشد که یونانیان گرفته اند و درباره کوروش گفته اند؟! به ویژه داستان های کوروش نامه گزنفون که نویسنده آن یعنی گزنفون، مراوده و پیوند با ایرانیان داشته است. این موضوع اتفاقا موضوع آمیختگی کیخسرو با کوروش را می رساند و این دیدگاه را قوی تر می کند. پس باز هم در این مورد همسویی در دیدگاه ها دیده می شود.

      درباره سیاحت نامه فیثاغورث هم احساس می‌کنم دقیق مطالعه نفرمودید چرا که ما هم اشاره کردیم که «در اصالت این گفته، شک و تردید وجود دارد و احتمالا تاریخ نوشتن سیاحت‌نامه فیثاغوث بعد از حمله اسکندر به ایران است، بنابراین در پذیرش تاریخی آن باید محتاطانه عمل کرد». پس اتفاقا در این باره چندان اعتبار برای آن قائل نشده ایم. اما آن را نمی توان دور انداخت و اتفاقا اشاراتی در این نوشته وجود دارد که جالب توجه است. اما تعجب آور تر اشاره شماست که گویا چندان دقیق به نوشته سیاحت نامه فیثاغورث توجه نداشتید، اصلا اشاره نشده است که داریوش در زمان مرگ کوروش کاره ای بوده و جلوی سپاهیان و سوگواران قرار داشته است. بلکه قضیه برای زمان پادشاهی خود داریوش و چندین سال بعد از کوروش است. با توجه به مواردی که در سیاحت‌نامه فیثاغورث آمده است، کوروش ابتدا در اکباتان و در خاک دفن شده بود، سپس و بعد از گذشت سالها، برای گرامی‌داشت وی، پیکرش را در تابوت گذاشتند و به پاسارگاد آوردند. در نهایت تابوت کوروش با تشریفات مغان در بنایی از آثار کمبوجیه قرار گرفته است!
      قضاوت شما درباره داریوش و کودتای او هم به نظرم باید بیشتر بررسی شود.

      سپاس از دیدگاه شما و وقتی که برای خواندن مطالب گذاشتید. پیروز باشید.

  2. با دانستن داستان پیشینیان احساس غرور و زنده بودن می کنم، سپاسگزارم

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا