استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » پیدایش ماد مستقل و دولت‌هاى مادى

پیدایش ماد مستقل و دولت‌هاى مادى

کانال رسمی خردگان

| نویسنده: پوریا پارسا | واپسین به روزرسانی:  ۱۳  خرداد ۱۳۹۴ |


 پیدایش ماد مستقل و دولت‌هاى مادى

تمدن ماد - خردگان - www.kheradgan.ir

تاریخ خیزش مادها که از کتیبه‌هاى آشورى به‌دست آمده مبهم و سال‌هاى آن معلوم نیست احتمالا به سال ۶٩١ چند استان شرقى آشورى علیه آندولت به‌ پا خاسته‌اند.

دولت‌هاى سرکش و محلى منطقه ماد نقش مهمى را در این قیام ایفا کردند: کاشتاریتى از کارکاش، دوسانى از ساپارادا و مامى تیارشى از مادایى از آن جمله بودند.

اسکیف‌ها، کیمرتیزها و مانى‌ها هم با آنها متحد شدند. دژهاى آشورى کیشسو و حتى بیت خمبان مورد تهدید اینان قرار گرفت. آشوریها کوشش کردند با شورشیان و رهبر اسکیف‌ها به نام پارتاتوا به مذاکره پردازند. اطلاعات ما در اینجا پایان مى‌یابد. اما چنین پنداشته مى‌شود که پارتاتوا به آشوریان پیوست، و این اقدام به او امکان داد که قسمت شرقى ایالت را نگاه دارد.

منطقه ماد تا ۶۶٩ ق. م. جزو یکى از «کشور» هاى تابع آشور به‌شمار مى‌آمد.

اما این «کشور» زیر فرمانروایى یک شاه نبود. احتمالا، در جریان قیام نوعى اتحاد جنگى میان شاهان منطقه ماد پدید آمد، این شاهان در «کشور» خود حکومت مى‌کردند اما قلمرو ماد از همه مهمتر بود. نوشته‌هاى هردوت ریشه اصلى تاریخ پادشاهى ماد را تا اندازه‌اى روشن مى‌کند، او مى‌نویسد پس از تسخیر سرزمین ماد در میان «شاه‌نشین» هاى آن جدایى و ستیز درگرفت. در آنزمان دئیوک پادشاه ماد با دیگران متحد نبود. نخست در همان قلمرو محدود خود حکومت یا قضاوت مى‌کرد، بعدها اتحاد «کشور» هاى کوچک ماد اعلام شد، اما هریک از فرمانروایان «کشورها» یا داخیوها در کارهاى قضایى و حکومت داخلى مستقل بودند. ظاهرا پس از یک رشته پیکارها میان حکومت‌هاى محلى چنین نتیجه گرفته شد که شورایى از شاهان محلى منطقه ماد تشکیل شود، در این شورا پادشاهى دئیوک در سرتاسر ماد اعلام گردید.

پس از آن دئیوک شهر بزرگى را با کاخها و دژهاى گنجینه‌اى استوار داخلى و دیوارهاى محکم و قطور به نام پایتختش بنا کرد، در این شهر مردم نیرومندى را جاى داد. اینگونه اکباتان (هکماتانا یا همدان) ساخته شد. سازمان نیرومندى براى نگهبانى شاه پدید آورد، نظم و ترتیب جدى‌اى در دربار مستقر کرد، اشخاص فقط مى‌توانستند به‌وسیله عریضه نوشته یا پیک با شاه تماس گیرند. این اقدامات براى آن بود که شاه را بزرگ بنمایاند و عظمت او را به رخ اشراف یا سران طوایف بکشد. چون اینان قبلا خود را با او هم‌ پایه مى‌پنداشتند. سازمانى پلیسى به‌ وجود آورد و جاسوسانى براى خبر چینى گماشت.

از نوشته‌هاى هردوت نظم و سامان دوره اخیر دولتهاى ماد استنباط مى‌شود. اما در زمان دئیوک تثبیت قدرت شاه که در پایتخت میزیست، و فرماندهى عالى او روى شاهان «کشورهاى» دیگر و در نتیجه اتحاد واقعى قلمرو ماد به چشم مى‌خورد. پسر دئیوک به نام فرا ارت (۶۴٢-۶۴۶ ق. م.) از مرزهاى ماد پا را فراتر نهاد. در آغاز پارسها و پس از آن مردم چند ناحیه دیگر به اطاعتش درآمدند. آن وقت فرا ارت تصمیم گرفت با آشوریان بجنگد، اما در این لشکرکشى خودش کشته شد و قسمتى از ارتشش از میان رفت.

در زمان پسر او به نام کیاکسار (۵٨۵/٨۴-۶٢۴/٢٣) دولت ماد بسیار نیرومند شد و در ردیف یکى از دولت‌هاى بزرگ آن زمان درآمد. اما در آغاز فرمانرواییش ضمن نبرد با اسکیف‌ها شکست خورد، و ناچار شد به آنها باج بدهد. بعدها کیاکسار به تسلط اسکیف‌ها در آسیا پایان داد (بگفته هردوت این پیش‌آمد در اثر فرار خائنانه عده‌اى از رزمندگان اسکیف رویداد) اما زمان این پیش‌آمد روشن نیست. ظاهرا پیش از انجام نبرد با آشوریها، کیاکسار به یک رشته اصلاحات در ارتشش پرداخت: به‌جاى چریکهایى که از «کشورها» ى تابعش به‌کار مى‌گرفت، ارتش منظمى مرکب از گروههاى نیزه‌دار، آتش‌افروز و سواره‌نظام آموزش‌دیده سازمان داد.

ماد دوباره به جنگ با آشور پرداخت، کشور اخیر با مانا، اورارت و مصر جنگى را علیه دولت جدید بابل و مخالفان دیگرش آغاز کرده بود. پس از آنکه ارتش‌هاى آشور و مانا به سال ۶١۶ ق. م. از بابلیها شکست خوردند، دولت ماد به متصرفات آشور حمله کرد (و احتمالا در اینجا مانا را به تبعیت خود درآورد) ؛ دیرى نپایید ارتش‌هاى ماد وارد آراپاخ (نزدیک کرکوک امروزى) شدند و پس از آن به خاک اصلى آشوریها هجوم بردند و تا آشورا رسیدند و این مرکز مهم باستانى را به تصرف درآوردند (۶١۴ ق. م.) .

کیاکسار در آشور با نابو پالاساز ملاقات کرد و با او پیمان اتحاد بست، براى استوارى این پیمان قرار شد ولیعهد بابل با شاهزاده خانم ماد ازدواج کند.

دولت آشور کوشش به پایدارى کرد، اما سرنوشت «کنام شیر» که طى قرنها انگیزه هراس مردم ستم‌ دیده خاور نزدیک شده بود تعیین گردید. به سال ۶١٢ ق. م. مادها (و شاید حتى اسکیف‌ها) و بابلی ها دوباره به آشور هجوم بردند و تا پایتخت آن دولت پیش راندند. در اوت ۶١٢ ق. م. نینوا پس از حمله بى‌امان و نبردهاى خیابانى بیرحمانه، سقوط کرد. پادشاه آشور به نام سین شاریشکون کشته شد، اشراف آشور را سر بریدند، بسیارى از ساکنان را به بردگى بردند، خود نینوا را ویران کردند.

در سالهاى بعد به سرکوبى آشوریهاییکه شمال غربى بین النهرین را با کمک مصریان نگاه داشته بودند پرداختند. به سال ۶٠۵ ق. م. بابلیها باقیمانده ارتش آشورى و سربازان فرعون نخو را از سوریه و فلسطین بیرون راندند. پادشاه بابل قسمتى از سرزمین‌هاى آشوریان را به تملک خود درآورد. مناطق شمال شرقى کشور آشور نصیب مادها شد، در همان سال مادها، اورارت را تصرف کردند.

هم‌اکنون قلمرو دولت ماد شامل «شاه‌نشین» هاى اورارت، مانا و اسکیف بود، این شاه‌نشین‌ها به سال ۵٩٣ خودمختارى به‌دست آوردند اما این خودمختارى هم دیرى نپایید و بزودى از میان رفت، به سال ۵٩٠ ق. م. جنگ میان دولت ماد و لیدى آغاز گردید-این کشور در آن زمان مهمترین دولت‌هاى باختر آسیاى صغیر به‌شمار مى‌رفت.

جنگ میان این دو کشور در ٢٨ مه ۵٨۵ ق. م. هنگام کسوف خورشید پایان یافت.

براى استوارى صلح بین دو پادشاه، پسر کیاکسار به نام آستیاژ با دختر پادشاه لیدى ازدواج کرد. مرز دو دولت به‌طور ثابت رودخانه گالیس (قزل ایرماق) تعیین گردید. قسمت شمال شرقى آسیاى صغیر به دولت ماد واگذار شد، این قسمت پایگاه کیمریتزها بود که در جنگ ربع سوم قرن هفتم ق. م. به ویرانى گرایید.

نسبت به قلمرو دولت ماد در خاور اسناد معتبرى در دست نیست. احتمالا حدود مرزهاى این دولت در آن سو، باختر آسیاى میانه و افغانستان بوده، اما به مارگیان (منطقه مرو) نمى‌رسید، چون مناطق شرقى‌تر را هخامنشیان در تصرف داشتند.

به‌طور کلى و به‌ویژه در مناطق دوردست، استانهاى تابعه دولت ماد مانند پیش به حکومت داخلى خود ادامه مى‌دادند و هریک براى خود «شاه» داشتند که البته فرمانبردار دولت مرکزى ماد بود (مثلا حکومت سلطنتى منطقه پارس به‌دست دودمان هخامنشیان اداره مى‌شد) . برخى از استانها یا مناطق به‌دست حاکمان یا والیانى فرمانروایى مى‌شد که مستقیما از اکباتان تعیین مى‌گردیدند. اما به‌طور کلى اطلاعات دقیقى درباره میزان اختیارات این دولت‌ها یا حکومت‌هاى داخلى و درباره نظام اقتصادى داخلى دولت‌هاى ماد، وجود ندارد. بیگمان نظام حکومتى دولت‌هاى ماد نقش مهمى را در پیشرفت سازمانهاى سیاسى آن دولت ایفا کرده است و بنابراین بسیارى از روش‌هاى آنها به وسیله هخامنشیان دنبال شد.

با تشکیل دولت بزرگ ماد و تصرف بعضى از مناطق دیگر، مقدار زیادى غنایم و باج و خراج عاید این دولت گردید، این چگونگى پیشرفت اقتصادى اجتماعى جامعه را به دنبال داشت. و طبقه اشراف و گروههاى ممتاز جامعه را هرچه بیشتر توانگر کرد. برگه‌هایى به‌دست آمده که در قلمرو دولت ماد ثروت‌هاى کلانى وجود داشته و همه این‌ها دست‌ آورد بردگان، دهقانان وابسته و حتى افراد آزادى بوده‌اند که مالک اموال خودشان به‌شمار نمى‌آمدند. اینگونه تضاد میان اشراف و افراد «آزاد» جامعه به میزان چشم‌گیرى ژرفتر شده است. افراد این قشر اجتماعى اخیر معمولا شاه را هنگام پیکار با اریستو کراتهاى قبیله‌اى پشتیبانى مى‌کردند، اما قدرت شاه غالبا خودکامانه انجام مى‌شد.

به نظر مى‌رسد چنین سرشتى از خیلى پیش در نهاد شاهان ماد جاى داشته است.

پایگاه ایدئولوژیک قدرت شاه به منظور پیکار با اشراف و مالکان بزرگ محلى، ماگ‌ها (مغ‌ها) ، پیشوایان پیروان مکتب دوالیسم مزدایى بودند (کیش مزدایى در باختر ایران و ماد از سده هشتم ق. م. رواج یافت) . مخالفان تمرکز حکومت و ستیزه‌گران محلى ضد شاه ماد، بنا به فتواى این روحانیون، جزو پیروان عامل شر و ضد راستى (آرتا) به‌شمار مى‌آمدند. سامان دادگرانه را شاه روى زمین و قوانین نیکخواهانه‌ اش در جهان پایدار مى‌کردند. این پندار که از نوشته‌هاى هردوت استخراج شده مربوط به زمانى که اتحاد دولت ماد به وسیله دئیوک انجام مى‌ پذیرفت، بود، اما ظاهرا بعدها درباره این پندار تبلیغات گسترده‌اى در سرتاسر ایران انجام گرفت. خود ماگ‌ها (روحانیون) هم همراه رهبران قبایل مطیع، امراى ارتش و بلندپایگان دربار نقش چشم‌گیرى را در زندگى سیاسى دربار شاه ایفا مى‌کردند.

پیش از سده ششم ق. م. تضادهاى داخلى دولت ماد در پشت موقعیت‌ هاى سیاسى خارجى آن دولت پنهان شدند. اما دوران شکوفایى تاریخ دولت ماد که با پیکار به خاطر استقلال، درهم شکستن و از بین بردن دولت آشور وابسته بود، پس از پایان حکومت کیاکسار، از میان رفت. پسرش آستیاژ در مدت ٣۵ سال پادشاهى به کمترین عملیات جنگى در باختر اقدام نکرد. او به اصطلاح به تمشیت کارهاى داخلى دولت ماد پرداخت (و احتمالا بنا به گفته هردوت بسیارى از ضوابط اداره داخلى را او وضع کرد) . آستیاژ کوشش مى‌کرد تا از قدرت نامحدود اشراف به‌کاهد و با آنها به گونه خودکامانه‌اى رفتار مى‌کرد. در عین حال قدرت روحانیون (ماگ‌ها) رو بفزونى نهاد. در جامعه اختلاف سطح طبقاتى فراوانى پدید آمد.

در این شرایط قسمتى از اشراف ماد زیر رهبرى یکى از خویشاوندان شاه و فرمانده ارتش به نام گارپاگا، تماس‌هاى پنهانى‌ اى با شاه پارس یعنى کوروش دوم گرفتند، کورش علیه پادشاه ماد به‌ پا خاست. سه سال پس از این قیام، به سال ۵۵٠ ق. م. هنگامیکه استیاژ به پارس لشکر مى‌کشید «ارتش زیر فرمانش علیه او شورید، او را دستگیر و به کوروش تسلیم کردند» این مطلب را یک تاریخ‌ نگار بابلى نوشته است. اما بنا بگفته هردوت فقط قسمتى از ارتش ماد که جزو توطئه‌ کنندگان نبودند به سختى با پارسها جنگیدند، و دیگران آشکارا به آنها پیوستند. در اینجا کوروش پیروز شد و دولت هخامنشى جاى مادها را گرفت.

بن مایه
– کتاب تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز – نویسنده : گرانتوفسکی‌، ادوین‌ آرویدوویچ – صفحه ۶۸ تا ۷۳
– با سپاس از کتابخانه دیجیتال نور (www.noorlib.ir )

www.kheradgan.ir

پایگاه پژوهش و گسترش فرهنگ و تاریخ ایران زمین


یک خواهش دوستانه

خواهشمند است اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه ( www.kheradgan.ir ) و نویسنده آن را یاد کنید

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 1 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 5٫00 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

حواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا