استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » اخبار خردگان » پاسخ به منتقدان موضوع کوروش و کیخسرو

پاسخ به منتقدان موضوع کوروش و کیخسرو

پاسخ به منتقدان موضوع کوروش و کیخسرو |نویسنده: مجید خالقیان* | واپسین به روزرسانی:  ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ |


پاسخ به منتقدان موضوع کوروش و کیخسرو.

رسوایی دیگری برای تحریف کنندگان:

ابوریحان بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته است.

بیرونی به شباهت کورش و کیخسرو تردید نداشته است

بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته است

نویسنده: مجید خالقیان (دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران)

پس از انتشار مطالبی درباره شباهت کیخسرو در شاهنامه به کوروش بزرگ توسط پایگاه خِرَدگان، هم میهنان گرامی استقبال نسبتا خوبی از چنین نوشتارهایی کردند و در گسترش این مطالب ما را یاری نمودند. در آن مطالب به منابع ارزشمندی همانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی استناد شد و همچنین به پژوهش‌های یکی از برترین شاهنامه پژوهان جهان یعنی دکتر جلال خالقی مطلق اشاره شد.

نگاه کنید به:

کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی

ولی از سوی دیگر باز هم شاهد واکنش برخی دوستان و همچنین برخی از تخریب گرایان بودیم. انتقاد برخی از دوستان بسیار قابل تأمل بود و باعث شد تا ما مطالبی در پاسخ به این انتقادات تهیه کنیم تا فضا برای نقد و گفتگوی بیشتری باز شود.

اما واکنش‌های دیگری هم وجود داشت که متأسفانه با تحریف منابع همراه بود، از این رو، گویا گویندگان چنین مواردی بیشتر قصد تخریب داشتند.

مهم‌ترین واکنش به موضوع ابوریحان بیرونی صورت گرفت. می‌دانیم که در یکی از جدول‌های آثارالباقیه بیرونی صراحتا نوشته است: «کورش که کیخسرو است» و این موضوع مورد توجه ما قرار گرفت.

اما برخی از دوستان واکنش‌هایی را نشان دادند که گویا ناشی از عدم آشنایی آنها با  آثارالباقیه و همچنین عدم مطالعه دقیق آن بخش آثارالباقیه است. این دوستان می‌گفتند ابوریجان بیرونی اصلا به این جدول اعتمـاد ندارد!!! و به بخش‌های پیش از آن اشاره کردند!!

کاش حداقل یک بار مطلب «کوروش در شاهنامه فردوسی» پایگاه خردگان را مطالعه می‌کردند و می‌دیدند اتفاقا در آن مطلب به تردیدهای ابوریجان بیرونی هم اشاره شده است!

نگاه کنید به:

بررسی تردیدهای ابوریحان بیرونی درباره جدول صفحه ۱۵۲ آثارالباقیه

نکته مهم آنجاست که ابوریحان بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته، بلکه به تعداد پادشاهان، ترتیب، نام‌ها و از این دست موارد تردید داشته است. برخلاف واکنش این منتقدان، ابوریحان بیرونی در این جدول به شباهت‌هایی که آورده است، اعتمـاد بیشتری دارد.

در ادامه سعی می‌کنیم که به برخی از انتقادها به موضوع کوروش و کیخسرو پاسخ دهیم. پیشنهاد می‌کنیم که حتما مطالبی که برای دانش بیشتر معرفی شدند را مطالعه بفرمایید تا موضوع به صورت کامل حل و فصل شود.

.

آیا کیخسرو پیش از کوروش بوده است؟

از نقدهای قابل تامل درباره موضوع کوروش و کیخسرو این بود که برخی از منتقدان می‌گفتند که کیخسرو پیش از کوروش بزرگ بوده است و ربطی به کوروش و هخامنشیان ندارد. با احترام به گفته این عزیزان، اشکال گفته آنها عدم توجه به ماهیت اسطوره‌ها می‌باشد.

پیش از هر چیز باید توجه داشته باشیم که کیخسرو یک شخصیت اسطوره‌ای است که آمیختگی‌هایی با اشخاص تاریخی و در رأس آنها کوروش بزرگ داشته است (بیشترین آمیختگی را با کوروش بزرگ داشته است). اگر بخواهیم برای یک شخصیت اسطوره‌ای زمان دقیق تعیین کنیم کار بیهوده‌ای انجام داده‌ایم. اساسا این اشتباه است که بخواهیم شاهنامه را با دید صرفا تاریخی نگاه کنیم بلکه شاهنامه دارای داستان‌های اسطوره‌ای است که به مرور آمیختگی‌هایی با تاریخ داشته‌اند.

همچنین توجه داشته باشیم که در بررسی «کَوی‌هَئوسروه» در اوستا و «کیخسرو» در شاهنامه باید به تفاوت‌ها توجه داشته باشیم. آنچه مورد توجه ما در موضوع «کوروش و کیخسرو» می‌باشد، «کیخسروی شاهنامه» است و نه «کَوی‌هَئوسروه در اوستا». ریشه تاریخی کَوی‌هَئوسروه به طور کامل نه تایید شده و نه رد شده است ولی کیخسرو در شاهنامه به مرور با آمیختگی‌های فراوان، چهره‌ای اسطوره‌ای پیدا کرده است. بنابراین یکی در اوستا ذکر شده و چه بسی ریشه تاریخی داشته است (هرچند قطعی نیست) و دیگری در شاهنامه ذکر شده که به دلیل نابودی آثار فراوان و آمیختگی، حالت اسطوره ای بیشتری نسبت به کَوی‌هَئوسروه پیدا کرده است. آشکارا می‌توان گفت شخصیتی با شرایط کیخسروی شاهنامه در تاریخ وجود نداشته است که قلمرو، کردوکارهایی نظیر او داشته باشد.

می‌دانیم که زمان سروده شدن شاهنامه بسیار با زمان گردآوری اوستا فاصله داشته است و آن کیخسرویی که در شاهنامه – و احتمالا پیش از آن در خدای‌نامه‌ها و داستان‌های ایرانی- بوجود آمد را نمی‌توان عیناً یکی از شخصیت‌های اوستا دانست بلکه حاصل حافظه جمعی مردمان می‌باشد که با روایت‌های چند شخص تاریخی و داستانی آمیخته شده است.

لازم به ذکر است که برخی سوسروس در متون هندی را می‌خواهند به کیخسرو ربط دهند که هیچ ربطی به هم ندارند. صرفا شباهت نام چیزی را نشان نمی‌دهد. سوسروس نه آمیختگی با کوی‌هَئوسروه و نه ریشه یکسان با او دارد.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

آیا کیخسرو پیش از کوروش بوده است؟

آیا یکسان بودن کوروش و کیخسرو دیدگاه یونانیان و رومیان است؟

برخی از منتقدان تفاوت شمال افریقا با روم و یونان را نمی دانند!!

یکی از واکنش‌های غیر علمی و سطحی نگرانه این بود که می‌گفتند، این ادعا که کورش همان کیخسرو باشد، دیدگاه یونانیان و ر‌ومیان بوده که ابوریحان خود آن را قبول نکرد!!! هر کس با منابع یونانی و ر‌ومی آشنا باشد می‌داند که شخصیت‌های حماسی و اسطوره‌ای ایرانیان چندان برای یونانیان و ر‌ومیان شناخته شده نبودند! در کدام منبع یونانی یا ر‌ومی نام کیخسرو آمده است؟! بر چه اساس می‌گویند شباهت کیخسرو و کوروش در منابع یونانی و ر‌ومی آمده است؟!

در این بخش آثارالباقیه منظور از مغرب، شمال افریقا است و آوای نام‌های جدولی که بیرونی آورده است، با آن چیزی که در منابع یونانی و ر‌ومی آمده است، تفاوت دارد. در آثارالباقیه بارها از یونانیان و ر‌ومیان صراحتا یاد شده است (برای مثال ن.ک: بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۲۹۵) و مشخص می‌شود منظور از اهالی مغرب در اینجا یونانیان و ر‌ومیان نیست چرا که اگر منظور یونانیان و رومیان بود در اینجا هم صراحتا واژه های «یونانیان» و «رومیان» را می آورد. پس اینکه گفته شود چنین ادعایی را یونانیان و ر‌ومیان کرده‌اند، کاملا اشتباه است و ناشی از عدم آشنایی با منابع گوناگون از جمله منابع یونانی، رومی و آثارالباقیه می‌باشد.

.

آیا ابوریحان بیرونی فقط نقل قول کرده است؟

برخی از منتقدان که ما را به دروغ پردازی متهم می کنند (در صورتی که خودشان سابقه دروغ پردازی آشکار دارند) اینطور القا کردند که ابوریحان بیرونی صرفا یک موضوع را نقل قول کرده و اصلا خود ابوریحان بیرونی این موضوع را قبول نداشته است!!! مشخص است که این به اصطلاح منتقدان حتی یک بار هم آثارالباقیه را مطالعه نکردند چرا که پیش از آن ابوریحان بیرونی کاملا توضیح داده است.

تردیدی نیست که ابوریحان بیرونی نام‌هایی که در کتب اهل مغرب آمده است را با پادشاهانی که در داستان‌های ایرانی آمده، تطبیق داده است. این موضوع با توجه به آنکه در فصل مربوط به پادشاهان ایران و بابل و… نام های پادشاهان کیانی، اشکانی و ساسانی و … را آورده است اثبات می‌شود. با توجه به نوشته‌های ابتدای همین جدول، مشخص می‌شود که بیرونی میخواسته است درباره جدولی که در کتب اهل مغرب آمده است، روشنگری کند؛ بیرونی در ابتدای این جدول نوشته است:

ملوک ایران از فریدون بنا بر قول اهل مغرب «یافول» که فریدون است (بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۱۵۱).

پس آشکار می‌شود که ابوریحان بیرونی به دنبال تطبیق نام‌هایی است که در آن جدول آمده است به طوری که در جدول «یافول» آمده و بیرونی آن را با فریدون تطبیق داده است. پس صرفا نقل قول نکرده است بلکه توضیحاتی را به آن افزوده است و ابتدای جدول هم به روشنی این موضوع را گفته است.

.

آیا ابوریحان بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید داشته است؟

نکته مهم آنجاست که ابوریحان بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته، بلکه به تعداد پادشاهان، ترتیب، نام‌ها و از این دست موارد تردید داشته است. همانطور که بیرونی نوشته است: «ولی با آنچه ما می‌دانیم از حیث عدد ملوک و نام‌های ایشان و مدت پادشاهی و اخبار در دیگر احوال ایشان اختلاف دارد» (همان). می‌بینیم که بیرونی هیچ کجا ننوشته است که به شباهت کوروش و کیخسرو تردید دارد و هر کس آن بخش را بخواند و با تاریخ پژوهی دوره پس از اسلام آشنا باشد می‌داند که اتفاقا بیرونی به شباهت‌هایی که در این جدول آورده، اعتمـاد بیشتری داشته است.

باید توجه داشت که تردید کلی بیرونی از نظر ترتیب و تعداد پادشاهان درباره این جدول منطقی است به ویژه با توجه به شرایط زمانی که در آن زندگی می کرده است؛ شرایطی که اسناد فراوانی نابود شده بودند و تاریخ و اسطوره در داستان‌های ایرانی آمیخته شده بودند. این تردید در آن زمان کاملا منطقی بوده است. البته تا پیش از پادشاهان هخامنشی در این جدول کمی ابهام وجود دارد و تردید بیرونی هم طبیعی است همانطور که بیرونی در نکته‌ای قابل تأمل می نویسد: «ملوک ایران را باعمال ایشان در بابل روی هم رفته نام برده‌اند» (همان). همچنین تردید بیرونی درباره مدت فروانروایی هم قابل تأمل است.

اما همین جدول حداقل درباره ترتیب پادشاهان هخامنشی با توجه به آثار باستانی، سکه‌ها و کتیبه‌هایی که از سراسر جهان (از آسیای مرکزی گرفته تا مصر) در قرون اخیر به دست آمده‌اند و رمزگشایی شدند، اتفاقا یکی از دقیق‌ترین جدول‌ها از نظر ترتیب پادشاهان در آثارالباقیه بیرونی است. به همین دلیل است که باید سپاس‌گزاری ویژه‌ای از بیرونی بکنیم که از این جدول غافل نشده است.

نکته مهم که مورد بحث ما می‌باشد این است که برخلاف واکنش دوستان، بیرونی در این جدول به شباهت‌هایی که آورده است، اعتمـاد بیشتری دارد به طوری که در جایی می‌نویسد: «اخشویوش بن دارا که خسرو اول باشد» که بدون تردید منظور همان خشایارشای بزرگ است اما جالب آنکه برای خشایارشای دوم از نام اخشویوش استفاده نمی‌کند بلکه از نام خسرو دوم بهره می‌برد.

بیایید با هم بخشی از این جدول که مرتبط با پادشاهان هخامنشی است را نگاه کنیم:

یکی از جالب ترین جدول ها از نظر ترتیب پادشاهان هخامنشی در آثارالباقیه بیرونی

همانطور که می‌بینید همین جدولی که بیرونی به ترتیب پادشاهان آن تردید داشته است با توجه به آثار باستانی، سکه‌ها و منابع گوناگون یکی از دقیق ترین ترتیب‌ها درباره پادشاهان هخامنشی است! حتی این جدول بسیار دقیق تر از جدول دیگری است که در صفحات پیشین درباره پادشاهان بابل آمده و نام پادشاهان هخامنشی در آن به چشم می خورد (بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۱۳۰). در این جدول حتی به پادشاهانی که مدت کمی فرمانروایی کردند اشاره شده است؛ همانند خشایارشای دوم (در جدول با نام خسرو دوم آمده است) و همچنین سغدیانوس و ارشک (در جدول با نام ارسیس) آمده است. اشاره بیرونی به قورس در کنار قمبوزس هم ارتباط با گئومات و کمبوجیه دارد و شاید صرفا در اینجا جابه جایی رخ داده باشد. البته نام داریوش دوم هخامنشی در این جدول نیامده است و داریوش بزرگ با نام دارای ثانی خوانده شده است چرا که پیش از آن به داریوش مادی پیش از کوروش بزرگ اشاره شده است. به نظر می رسد، این داریوش مادی همان اوگبَرو است چرا که در رویدادنامه نبونئید اینچنین آمده است:

کوروش شادباش ها به همه شهرها در (سرزمین) بابل فرستاد. اوگبَرو، فرماندارش را به (نیابت) فرمانداری در (سرزمین) بابل گماشت (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۲۰ ترجمه ارفعی، ۱۳۸۹: ص ۱۵).

به نظر می رسد این اوگبرو همان است که در کتاب دانیال (باب ۶) با نام داریوش مادی از او یاد می‌شود (ن.ک: Schmitt, 2012). شاید نام داریوش برای اوگبرو یک نام شاهی بود، موضوعی که در شاهنشاهان هخامنشی هم دیده می‌شود به طوری که نام اصلی آنها چیز دیگری بوده و وقتی شاهنشاه می‌شدند، یک نام شاهی مانند داریوش برای خود بر می‌گزیدند.

به راستی باعث شگفتی است که بیرونی در آن دوران این جدول را تنظیم کرده است؛ هرچند کاستی‌هایی هم در آن دیده می‌شود اما تنظیم چنین جدولی در آن شرایط زمانی کار قابل توجه می‌باشد. از آن جالب تر این است که بیرونی به شباهت‌های شخصیت‌های داستان‌های ایرانی به پادشاهانی که در این جدول آمده، پی برده بود.

پیش از این در مطالب گوناگون به آمیختگی تاریخ و اسطوره در نزد ایرانیان به ویژه ایرانیان پس از اسلام اشاره شد و توضیح داده شد که چه اتفاقی افتاد که کیانیان بیشترین آمیختگی را با مادها و هخامنشیان پیدا کردند.

درباره کَوی‌هَئوسروه یعنی شخصیتی در اوستا که او را مرتبط با کیخسروی شاهنامه می‌دانند، توضیح داده شد و مورد بررسی قرار گرفت که آیا می‌توان وجود کَوی‌هَئوسروه و به طور کلی کَوی‌ها را از نظر تاریخی به اثبات رساند یا خیر.

نگاه کنید به:

آیا کیخسرو پیش از کوروش بوده است؟

برای ما که در عصر ارتباطات قرار داریم و پس از سالیان سال تلاش و پژوهش دانشمندان، پس از رمزگشایی خطوط باستانی، به وجود آمدن چندین و چند ترجمه از کتیبه‌ها و متون باستان، پس از یافت شدن سکه‌های باستانی از زیر خاک، تاریخ نگاری دوران باستان ساده‌تر و دقیق‌تر شده است. ما با داشتن ترجمه‌های گوناگون از استوانه کوروش، رویدادنامه نبونئید، کتیبه بیستون و… نام کوروش را با صورت باستانی‌اش شناخته‌ایم و از رویدادهای زندگی کوروش با کمک تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و… آشنا شده‌ایم. آیا مردمان کهن نیز چنین شرایطی داشتند؟!

امروز ما با داشتن سکه‌های پادشاهان گوناگون و روایات اقوام و ملل گوناگون به راحتی می‌‌توانیم نام پادشاهان را و ترتیب آنها را استخراج کنیم. آیا مردمان کهن چنین شرایطی داشتند؟! از این رو در ارزیابی خود باید بسیاری از جوانب را در نظر بگیریم.

در هر حال با توجه به آثار باستانی فراوان از هخامنشیان، از آسیای مرکزی و روسیه گرفته تا مصر، کسی به وجود تاریخی هخامنشیان تردید ندارد. اما آیا چنین شرایطی برای کَوی‌ها وجود دارد؟!

با توجه به همین موارد است که بارها تأکید شده است که در تاریخ‌پژوهی و شاهنامه‌پژوهی نباید نگاه پوزیتیویستی داشته باشم. اسطوره را درک کنیم، آمیختگی زمان در اسطوره را درک کنیم و سپس نتیجه گیری کنیم.

برای مثال اینکه بگوییم هیچ کجا ذکر نشده است که پدر کوروش، سیاوش است، و سپس نتیجه بگیریم که کیخسرو ربطی به کوروش نداشته است!!! نشان دهنده سطح پایین معلومات  گوینده چنین سخنانی است چرا که چنین شخصی با اسطوره و آمیختگی زمان در اسطوره‌ها آشنا نیست! بنابراین چنین شخصی نمی‌تواند آمیختگی شخصیت‌های اسطوره‌ای با اشخاص تاریخی را تشخیص دهد. سوالی از گویندگان چنین مواردی مطرح است که آیا در منابع دست اول درباره الکساندر مقدونی جایی ذکر شده است که پدر او داراب پادشاه ایرانی بوده است؟! آیا به این دلیل که در منابع دست اول این موضوع ذکر نشده است، می‌توانیم نتیجه بگیریم که اسکندر شاهنامه هیچ ربطی به الکساندر ندارد؟! در صورتی که کاملا مشخص است که اسکندر شاهنامه آمیختگی‌های فراوانی با الکساندر مقدونی دارد.

در پایان باید اشاره کرد که ابوریحان بیرونی از پژوهشگرانی بود که سالیان سال پیش با بررسی منابع و اقوام و ملل گوناگون به شباهت کوروش و کیخسرو پی برده بود.

* دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران.

.

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– خالقیان، مجید ( ۱۰ شهریور ۱۳۹۷). «پاسخ به منتقدان موضوع کوروش و کیخسرو». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=15281

– ارفعی، عبدالمجید (١۳۸۹). فرمان کوروش بزرگ. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش های ایرانی و اسلامی).

– بیرونی، ابوریحان (١۳۸۹). آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر.

– Schmitt, Rüdiger (February 9, 2012). “GOBRYAS“. Encyclopedia Iranica.

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136 سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام خردگان در اینستاگرام تاریخ ایران در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

10 دیدگاه

  1. درود بر آقای خالقیان … ایران به فرزندان شایسته ای همچون شما نیاز دارد تا هویت خود را بازشناسد و حفظ کند…

  2. سلام ،
    ۱- این کسانی که به ظاهر دینی هستند و باستان ستیزی می کنند ،، در واقع همان سیاست صدا وسیما را در پیش گرفته اند ، کلی هم آسمان به ریسمان می بافند تا اندیشه باستان را یک تفکر خارجی جلوه بدهند اینها همان خط کمونیست رو پیگیری میکنند و دراقع حرف کمونیست ها رو می زنند چرا که در آغاز انقلاب هم همین شعار مرگ برآمریکا بسیار برای کمونیست ها خوش آمد و به تبلیغ آن پرداختند .ملی ستیزی و میهن ستیزی آنهم برای تجزیه کشورها از اهداف شوم کمونیستها می باشد .کمونیست ها برای رسیدن به اهداف شوم شان تلاش می ککنند حس میهن گرایی و از سوی دیگر حس دین گرایی را در جامعه از میان ببرندو بسیاری از این به ظاهر مذهبی در تله افکار کمونیستی فرار گرفته اند.
    یک مومن ومسلمان واقعی که به گمانم شما ایران ستیزان نیستید چرا که پیرو دروغ می باشید بجای آنکه پیرو خدا باشید ،راستی را سر لوحه کار خود قرار میدهد نه دروغ را .
    در جای جای قرآن اشاره به گذشته می کند که شما از درک آن عاجزید داستانهای عموما در گذشته رخ داده و بسیاری ازآن باستانی نیز می باشد.
    ۲- و باستان گرایی آرمانی است چندین هزارساله ( برای پس از اسلام ۱۴۰۰ ساله ) برای حفظ و بازگشت آدمی به هویت واصل خویش واینکه از کجا آمده و به کجا خواهد رفت درس گرفتن از گذشته و اقدام در حال و ساخت فردا است .از همان اوایل اسلام این خصوصیت در ایرانیان بوده و هست بسیاری از حکومت ها برای بازپس گیری هویت تاریخی ایران بپاخواسته اند حتا کتاب های واژه نامه پارسی قدمت هزارو ۳۰۰ ساله دارد . در باستان نیز گرایش به پیشینه وجود داشته ، در جای جای کتاب های خداینامه و اوستا و متون پهلوی اشاره به پهلوانان نامی و مردان مقدس دیده می شود. همه ی اینها
    به گذشتها و فراتر به استوره ها می رسد.
    پس هیچ اشکال ندارد مسلمانی تاریخ ایران باستان رو دوست داشته باشد و به آن مهرر بورزد .
    ۳- درواقع این تفکر شما به ظاهر مذهبیون است که گمان می کنید باستان دوستی برابر ضد اسلا م بودن که این تفکر ، اندیشه ای غلط و بر پایه توهمی است که شما ایران ستیزان به ظاهر مذهبی دارید که هیچ ارزش بیرونی ندارد.
    باستان یعنی گذشته و اسلام اشاره به گذشته را همیشه در نظر داشته است .قرآن از لقمان یاد می کند چرا مردی نیکی بود از نیز ذوالقرنین یاد می کند و ما از کوروش بزرگ و مردان مقدس یاد می کنیم که مردانی نیک بودند .
    این بازی ها بیشتر از آنکه جنبه علمی و تاریخی و هویتی داشته باشد جنبه سیاسی دارد ، سیاستی ، نه از نظر ظاهر پاک بلکه سیاستی کثیف پشت همه این ماجراهاست .

    ۴- ینده با افراد مذهبی و مومن رفت و امد داشته ودارم هروقت که باهم دیدار داشته باشیم صحبت از تاریخ شود آنها از کوروش بزرگ سخن می گویند اینها مومن هستند چرا که احترام می کنند به تاریخ ومردان نیک کشورمان احترام می گزارند. چرا که بی احترامی ناسزا گفتن و تمسخر و… اینها کارهایی نکوهیده می باشد و در اسلام نیز این کارها مذمت شده است . اسلام حتا دشنام به کافران رو نیز نمی پذیرد چه برسد به مردان اهل حق .

    درود می فرست به همه ای ایرانیان میهن پرست و دین گرای خودمون.

    ببخشید که کمی درهم وبرهم نوشتم ، چیزهایی دیگری هم هست که اضافه کنم تا متن را ازهر جهت کاملتر نمایم ولی زیاده گویی در نوشتار و آنهم در دیدگاه نویسی زیاد خوب به نظر نمی آید .سپاس از تارنمای فرهیخته خردگان

  3. خیلی … هستید [ درباره … : توهین رکیک نمیکنم و اهلش هم نیستم چون باستان ستا نیستم ، نهایتاً « بی مطالعه » ، فکر بد نکنید ] :

    نه جداً نگاهی به لینک فوق بیاندازید ، ادیان نت کل کتاب آثار الباقیه را زیر و رو کرده است با چندین عکس و حرف خود را اثبات کرده است ، انوقت شماها با یک عکس و یک جمله ی نیم خطی ، که همان را هم ادیان نت رد کرده است به ادیان نت تهمت میزنید ؟ اگر راست میگویید و ارزه دارید ، تک تک عکسهای آثار الباقیه را که ادیان نت گذاشته است ، قرار دهید و زیرش ردتان را بنویسید [ که نمیتوانید و تابحال اینکار را نکردید چون ارزه اش را ندارید ] همان قدر که آقای پورپیرار آمد بر ضد باستان ستایی کار کند اما به نفعش کار کرد ، شما ها نیز میخواهید به نفع باستان ستایی کار کنید اما به ضررش کار میکنید … این نیز نثار جانتان :

    لینک فوق را دیدید ؟ وقتی میخواهند سخنی بگویند با سند حرف زده و منبع را کاملا بررسی میکنند نه بی سر و ته آنهم با یک عکس و یک جمله نیم خطی !!!! و از فلان کتاب یک کلمه نقل کنند و بگویند پس نام کورش در آن آمده است … یعنی تحریف شما باستان ستایان حد و مرزی ندارد . اما یک قسمت از حرفهایتان خیلی خنده دار بود :
    « به نظر می‌رسد در این بخش آثارالباقیه منظور از مغرب، شمال افریقا است »
    بله ، منظور از مشرق هم شمال آسیا است … ، منظور از شمال هم جنوب اروپا است و منظور از جنوب هم شمال آمریکا است … ، بله ؛ یعنی خودتان خنده تان نمیگیرد از این ادعای مضحک ؟ ابوریحان بیرونی گفته است مغرب ، دارد به شمال آفریقا اشاره میکند ؟ این قدر … ؟ ، پس شرق و … هم یعنی … که پیشتر توضیح دادم.
    پیشتر درباره مقبره پاسارگاد دو لینک را نشان دادم که جواب آنها را نداده بودید و تنها به رد سخنان آقای پورپیرار اکتفا کرده بودید در حالیکه آن دو لینک با سند انتساب این مقبره را زیر سؤال برده بودند . نمیدانم وقتی چیزی در دست ندارید برای چه سایت راه می اندازید ؟ .

    در ضمن ، این کامنت را اگر پخش نکنید [ که با گفتن این حرف یقیناً پخشش خواهید کرد ] … عکسش آنجایی که باید انتشار پیدا میکند که یک سایت باستان ستا نمیتواند به یک کامنت ساده جواب دهد .

    با هر باستان ستایی حرف زدم اولش روی به تحریف منابع و دروغ و … آورد و حسابی داغ کرد و آخرش روی به توهین به نظام و اسلام و … آورد ، نمیدانم مسلمان هستید یا نه ، اما بعید میدانم بدنبال حقیقت باشید .

    • اشکان دهقان

      البته به بی ادبی افراطی های به ظاهر مذهبی عادت کردیم. اما نباید این افراطی ها را با جامعه مذهبی یکی کرد چرا که جامعه مذهبی میانه ای با این افراطی ها ندارند.

      ادیان نت اگر زیر و رو کرده بود آن گاف بزرگ را نمی داد که بنویسد:

      جالب اینکه در نسخه فارسی (ترجمه آقای داناسرشت)، ناگهان عبارت «کورش همان کیخسرو است» مانند چغندر از زمین می‌روید. به هر حال، این ادعا که کورش همان کیخسرو باشد، در کتاب اصلی «آثار الباقیه» وجود ندارد.

      تهمت را معمولا ادیان نت با تحریف های آشکار تاریخی می زند. نه ما که با سند و مدرک پاسخ می دهیم.

      نگاه کنید به:

      پاسخ به شایعه نفرین مردم مازندران و گیلان در اوستا (نقد ادیان نت): http://kheradgan.ir/?p=17821

      دروغ آشکار: موبدان زرتشتی و به کارگیری نام جعلی برای خلیج فارس (نقد ادیان نت): http://kheradgan.ir/?p=16103

      درباره اهل مغرب هم نشان دادید مانند دوستانتان در ادیان نت حتی یک بار هم آثارالباقیه را مطالعه نکردید

      حتی مطلب ما هم مطالعه نکردید و فقط دوست دارید درج دیدگاه کنید.

      در آثارالباقیه بارها از یونانیان و ر‌ومیان صراحتا یاد شده است (برای مثال ن.ک: بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۲۹۵) و مشخص می‌شود منظور از اهالی مغرب در اینجا یونانیان و ر‌ومیان نیست. پس اینکه گفته شود چنین ادعایی را یونانیان و ر‌ومیان کرده‌اند، کاملا اشتباه است و ناشی از عدم آشنایی با منابع گوناگون از جمله منابع یونانی، رومی و آثارالباقیه می‌باشد.

      این موضوع که به این سادگی است را درک نکردند آن وقت ادعای نقد مطالب ما و آثارالباقیه را دارند.

      البته گویا شما هنوز هم نمی دانید که نام دیگر کشور مراکش، مغرب است!!!

      درباره آرامگاه کوروش بزرگ مفصل گفتگو کردیم. اگر خوصله و توان مطالعه ندارید، لطفا وقت خودتان و ما را نگیرید:

      درباره آرامگاه کوروش بزرگ بخوانید:

      آرامگاه کوروش بزرگ بدون تردید در پاسارگاد است: http://kheradgan.ir/?p=10028

      آرامگاه کوروش بزرگ یا مقبره مادر سلیمان؟: http://kheradgan.ir/?p=16629

      پیکر کوروش بدون تردید به پاسارگاد رسیده است: http://kheradgan.ir/?p=3222

      آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش اول: http://kheradgan.ir/?p=16361

      آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش دوم: http://kheradgan.ir/?p=16412

      آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش سوم: http://kheradgan.ir/?p=16470

      آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) – بخش پایانی: http://kheradgan.ir/?p=17363

      در ضمن قوانین سایت را مطالعه بفرمایید و بعد درج دیدگاه کنید:

      «گذاشتن پیوند سایر تارنماها در بخش نظرات به عنوان تبلیغات محسوب می شود و اگر قصد گذاشتن پیوند دیگر تارنماها را در بخش نظرات دارید، پیش از آن جهت آشنایی با تعرفه ها هماهنگی کنید.»

  4. استاد عزیز خیلی خواهش دارم یک صفحه خاص به دو حکومت زندیه و قاجار بپردازید و اختصاص بدید تا تمام ترکان بدانند کاری که پارسیان با اسیران خود می کنند چی جوریه (در ابتدا قاجار از زندیه شکست خوردند) و کاری که ترکان با اسیران خود می کنند چه جوریه (و سپس زندیه از قاجار شکست خوردند با خیانت همون خائینین همیشه پست تاریخ.)

  5. سپاس فراوان … من جوان ۲۳ ساله تازه خردگان یافتم و جواب بسیاری از سوالاتی که در رسانه های حکومتی و در مناظرات میدیم پیدا کردم و یک چیز متوجه شدم از مطالعه خردگان و پاسخ های کوبنده و با منطق و منابع کامل… اینکه ما چقدر دشمن و خائن و ایرانستیز داریم! کدام کشور اینهمه خائن و دشمن از ایران و ارزشهای تاریخی و ملی داره

  6. بنده با این آقایان بحثی داشتم در تلگرام یک کانال دارند و اصلا هم پاسخ گو نیستند در ضمن یک خواهشی از شما داشتم منبع دهی شما علمی نیست لطفا دقیق منبع بدهید برای نمونه نوشته اید بیرونی ۱۳۸۹ ص ۱۳۰ بنده واقعا نمی فهمم باید به دنبال چه بروم برای بررسی

    • مجید خالقیان

      از اینکه می فرمایید منبع دهی علمی نیست تعجب می کنم!!! تصور می کنم به دلیل ناآگاهی شما از روش تحقیق است. منبع دهی به مرسوم ترین شیوه استناد این روزها یعنی شیوه درون متنی صورت گرفته است که اکثر مقالات علمی این روزها این شیوه را دارند.

      برای پیدا کردن مشخصات کامل منابع کافی است به فهرست «بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها» در جعبه آبی پایان هر نوشته مراجعه بفرمایید. مثلا برای بیرونی در انتها صراحتا نوشته شده است:

      «بیرونی، ابوریحان (١۳۸۹). آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر.»

      وقتی در متن اصلی نوشته شده «بیرونی ۱۳۸۹ ص ۱۳۰» یعنی صفحه ۱۳۰ کتابی که مشخصاتش به صورت کامل در فهرست پایانی آمده و با بیرونی آغاز می‌شود و در پرانتز سال انتشار آن آمده است.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا