استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی

نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی

کانال رسمی خردگان

| نویسنده: مجید خالقیان | واپسین به روزرسانی: ۲۶ تیر ۱۳۹۴ |


نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی

نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی

درباره آیین زرتشت و زرتشتی خواندن برخی از اشخاص تاریخی، همواره بحث‌هایی پیش می‌آید. این بحث‌ها معمولا برای دوران قبل از ساسانیان است چرا که خیلی اوقات معیار زرتشتی بودن، قرائت ساسانیان از این آیین، در نظر گرفته می‌شود. این گونه بحث‌ها هم ناشی از تغییر و تحولات آیین زرتشتی در دوران ساسانی است که بسیاری از پژوهشگران آن را زرتشتی ساسانی می‌خوانند. به عبارت دیگر به نظر می‌رسد نوآوری‌ها و تحریف‌هایی در دوران ساسانی رخ داد و به این دلیل است که برخی از احکام زرتشتی ساسانی را در دوران اشکانی و هخامنشی مشاهده نمی‌کنیم یا مواردی بر خلاف آنها را در ایران پیش از ساسانیان می‌بینیم.

می‌دانیم نام اهورامزدا (خدای بزرگ آیین زرتشتی) در کتیبه‌های هخامنشی آمده است و مورخان یونانی عصر هخامنشی، تقریبا به صورت گسترده از زرتشت، پیامبر ایرانی یاد کرده اند. در این بین گفتار گزان توس و افلاطون درباره زرتشت بسیار مشهور است. بنابراین حضور آیین زرتشتی حداقل از زمان هخامنشیان در ایران قابل ردیابی است؛ هرچند احتمالا این آیین در ایران پیشینه بیشتری داشته است. (نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی)

اما در زمان ساسانیان تحولاتی در آیین زرتشتی رخ داد و به نظر می‌رسد در این دوره به دنبال منظم کردن این آیین برآمدند. آثار و منابعی وجود دارد که حاکی از وجود تحولات در سنت‌های ایرانی در زمان ساسانیان است. از جمله می‌توان به بخشی از دینکرد اشاره کرد که درباره رسمی شدن آیین زرتشتی در زمان اردشیر پاپکان توضیحاتی می‌دهد. در این بخش آمده است که اردشیر از «داور راست کردار توسر [تنسر] درخواست کرد همه آموزه‌های پراکنده را در دربار فراز آورد. توسر فرمانبرداری کرد؛ او آنهایی را که راست تر بودند برگزید و بقیه را کنار نهاد» (دریایی، ۱۳۹۲: ۶۰). تورج دریایی معتقد است که این قطعه سرنخ دیگری نیز در اختیار ما می‌گذارد که منابع دیگر نیز آن را تایید می‌کنند و آن است که نظریات دینی اردشیر را همه زرتشتیان نپذیرفته اند. در آغاز متن می‌گوید اطلاعات پراکنده‌ای درباره کیش زرتشتی وجود داشته که شاید بدان معنا باشد که باورها یا دریافت‌های متفاوتی از این دین موجود بوده است. حتی می‌توانیم دینی را که اردشیر به عنوان دین رسمی شاهنشاهی ایران اعلام کرد را انحرافی از سنت زرتشتی و بنابراین نوعی بدعت تلقی کنیم. یعنی دینی را که او به عنوان راست کیشی زرتشتی اعلام کرد ظاهراً از سوی همگان پذیرفته نشد. همچنین در کتاب نامه تنسر، شاه گیلان و مازندران، اردشیر را متهم به بدعت و ارتداد و نوآوری در سنت می‌کند. اردشیر به او پاسخ می‌دهد که گرچه کار او به راستی نوآوری است اما برای ایجاد وحدت ملی و مذهبی ضرورت دارد (همان: ۶۰-۶۲). (نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی)

در این بین توجه به آیین‌های آسیای مرکزی که از مناطق ایرانی نشین بودند و با توجه به شرایط سیاسی و جغرافیایی، تا حدودی سنت های دینی قبل از ساسانی را حفظ کردند، راه گشاست. ریچارد فولتس با تحلیل روند تحولات دین زرتشت درباره این دین و رواج آن در آسیای مرکزی می‌نویسد:

آیین زرتشت نخست فقط از قرن سوم میلادی به عنوان دین دولتی رسمی شاهنشاهی ایرانی ساسانی نظم و نسق پیدا کرد، یعنی یک جایی بین هزار تا پانصد سال بعد از زرتشت. از این گذشته، آن چه از آیین زرتشت دوره ساسانی معروف است لزوماً قابل اطلاق به باورها و اعمال دینی ایران باستان نیست… پیداست که باید مراقب بود که سنت «زرتشتی» به شکل ساسانی‌اش را به ایرانیان دوره‌های هخامنشی و اشکانی فرافکنی نکنیم. این نکته بیش از همه در مورد آسیای مرکزی صادق است (فولتس، ۱۳۸۵: ۳۵-۳۶).

با توجه به تحلیل اشاره شده، آیین زرتشتی ساسانی نوعی تحریف به حساب می‌آید. بنابراین ممکن است بسیاری از احکام که در منابع زرتشتی که در زمان ساسانی ساخته و پرداخته شده اند و به دست ما رسیده اند، در دوران پیش از ساسانی فراگیر نبوده باشند؛ شاید صرفا در میان برخی از اقوام چنین آداب و رسومی جریان داشته است. بنابراین تعجبی ندارد که احکام زرتشتی ساسانی در زمان هخامنشی اجرا نشده است.

به طور کلی می‌توان از دین ایرانی در معنای وسیع سخن گفت، با تشخیص عناصر معینی که آشکارا به «مجموعه»ی دینی ایرانیِ اسطوره‌ها، ایزدان، نمادها، و آیین‌ها تعلق دارند. آن گاه می‌توان دین ایرانی را در زمینه‌های بومی گوناگون فهمید که تا حد زیادی از عناصر ساخته شده که از این «مجموعه» برگرفته شده اند. این آمیزه بسته به زمان و مکان متفاوت است، با عناصر مختلفی که وزن نسبی کم تر و یا بیش تری دارند یا اصلا ندارند (فولتس، ۱۳۸۵: ۳۶).

به این ترتیب با توجه به منابع گوناگون از جمله کتیبه‌های هخامنشی، منابع یونانی و آثار به جا مانده از ایران باستان، می‌توان گفت بسیاری از ایرانیان مزداپرست بوده اند و خود را پیروی زرتشت، پیامبر باستانی ایرانی می‌دانستند. ولی احتمالا سنت‌های آیینی آنها تفاوت‌هایی داشته است اما در دوران ساسانی تحولات بزرگی در آیین زرتشتی رخ داد که به زرتشتی ساسانی مشهور است. به نظر می رسد موبد کرتیر که چند کتیبه از او به جا مانده است، نقش موثری در این تحولات داشته است. (نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی) شخ

یاری‌نامه‌ها:

دریایی، تورج (۱۳۹۲). شاهنشاهی ساسانی. ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران: ققنوس.

فولتس، ریچارد (۱۳۸۵). دین‌های جاده ابریشم. ترجمه عسکری پاشایی. تهران: فراروان.

 


یک خواهش دوستانه

اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه (www.kheradgan.ir) و نویسنده آن را یاد کنید

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 12 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 3٫83 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

حواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

1 دیدگاه

  1. از آقای خالقیان بابت ارائه مطالب سودمندشون خیلی ممنونم

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا