استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » اسطوره » نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲)

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲)

کانال رسمی خردگان

| نویسنده: فریناز جلالی | واپسین به روزرسانی: ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ |


نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲).

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (١)

نویسنده: فریناز جلالی

گـردآفرید و سهـراب

وقتی گردآفرید، دختر گژدهم از موضوع آگاه شد خود را آماده نبرد کرد و گیسوانش را زیر زره مخفی کرد و جنگجو طلبید. سهراب به جنگش آمد. ابتدا گردآفرید او را تیرباران کرد و سپس با نیزه با هم جنگیدند و گردآفرید نیزه‌ای به سهراب پرتاب کرد. سهراب خشمناک جلو آمد و با نیزه به کمربند گردآفرید زد و زره او را درید. گردآفرید تیغ کشید اما سهراب نیزه او را به دو نیم کرد و خشمناک خود را از سرش درآورد به ناگاه گیسوان دختر پریشان شد. سهراب جا خورد و شگفت زده شد و با خود گفت: زنان ایرانی که اینچنین هستند پس مردانشان چه هستند؟

پس او را با بند بست و گفت که سعی نکن از من بگریزی. چرا با من قصد جنگ کردی؟ گردآفرید به او گفت: ای دلیر دو لشکر نظاره گر ما هستند پس تو برای من ننگ و عیب مخواه. اکنون که دژ در تسخیر توست. پس لبخند معنی داری به سهراب زد و چشمانش سهراب را مسحور کرد. سهراب با او تا در دژ آمد و او را آزاد کرد. گردآفرید خود را در دژ انداخت و به بالای دژ رفت و از آنجا به سهراب گفت: ای پهلوان توران برگرد. سهراب گفت : من بالاخره تو را به دست می آورم…

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲)

بیژن از چاه بیرون آمد…

بیژن با تن برهنه و موی و ناخن دراز و روی زرد بود. رستم زنجیرهایش را پاره کرد و به سوی خانه برد. به یک دستش بیژن بود و در دست دیگرش منیژه قرار داشت.  تهمتن گفت تا او را شستند و جامه پوشاندند.

گرگین نزد او آمد و از بیژن پوزش خواست و بیژن از گناهش درگذشت. رستم سلیح نبرد پوشید و از بر رخش نشست و با دیگر سواران مهیا شد و به بیژن گفت: تو با اشکش و منیژه برو که بسیار رنج دیده‌ای و توان جنگ نداری. من امشب باید انتقام سختی از افراسیاب بگیرم. بیژن قبول نکرد و گفت: من هم می‌توانم بجنگم…

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲)

سـوگ سـهراب

چـرا آن نشـانی که مـادرت داد

نـدادی بـرو بر نکـردیش یاد

.

نشـان داده بـود از پـدر مـادرت

ز بـهر چه نامـد همـی بـاورت

.

کـنون مادرت ماند بی تو اسیر

پـر از رنج و تیـمار و درد و زحیر

.

چرا نامـدم با تو انـدر سـفر

که گـشتی بگـردان گیتی سـحر

.

مرا رسـتم از دور بشـناختی

تـرا با من ای پـور بنـواختی

نگاهی به داستان‌های شاهنامه (۲)

برگرفته از:

– جلالی، فریناز (۷ اردیبهشت ۱۳۹۵). داستان‌های شاهنامه فردوسی.

نشانی رایاتاری در خِرَدگان: http://kheradgan.ir/?p=13403

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 6 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 3٫67 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا