استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

کانال رسمی خردگان

|نویسنده: مجید خالقیان* | واپسین به روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ |


نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ.

pasargadae

نویسنده: مجید خالقیان

یکی از آثار قابل توجه پاسارگاد که متأسفانه امروز بی‌مهری‌هایی به آن می‌شود، نقش برجسته مرد بالدار می‌باشد. این نقش برجسته امروز آسیب فراوانی دیده است و هر روز هم خبرهای تأسف آوری درباره آن منتشر می‌شود.

نکته قابل توجه، پیوند این نقش برجسته با کوروش بزرگ است، به‌طوری‌که تصاویر و نقاشی‌هایی از حدود دو قرن پیش وجود دارد که نشان می‌دهد بالای نقش برجسته، کتیبه‌ای از زبان کوروش بزرگ بوده است و در آن کتیبه جملات «منم کوروش پادشاه هخامنشی» به سه زبان دیده می‌شود.

از منابع مهمی که این موضوع را آشکار می سازند، می‌توان به سفرنامه کرپورتر (Ker Porter) اشاره کرد که سفرنامه معتبری است و مربوط به حدود ۲۰۰ سال پیش می‌باشد (Ker Porter, 1821: pp. 492-498) (ن.ک: تصویر ١).

نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

تصویر ١: نقش برجسته مرد بالدار پاسارگاد به همراه کتیبه بالای آن: منم کوروش پادشاه هخامنشی (Ker Porter, 1821: pp. 492-493)

نقش برجسته مرتبط با کوروش هنوز هم در دسترس است اما کتیبه بالای آن از میان رفته است.

اسناد، مدارک و منابع زیادی حاکی از ارتباط کاخ‌های پاسارگاد و آرامگاهی که در آنجا وجود دارد با کوروش بزرگ هستند و می‌توان گفت درباره این موضوع تردیدی وجود ندارد. به طوری که مورخان هم عصر الکساندر به صورت آشکار از دیدن آرامگاه کوروش یاد کرده‌اند. آنها ویژگی‌هایی مانند پلکانی بودن و مربعی شکل بودن آرامگاه کوروش در پاسارگاد را ذکر کرده‌اند و از وجود تابوت کوروش در آن سخن رانده‌اند.

از مشهورترین مورخانی که از آرامگاه کوروش یاد کرده اند می‌توان به «آریان»، «استرابو» و «کنت کورس» اشاره کرد که سخن آریان بسیار با اهمیت است که از قول اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر گفته می‌شود (Arrian, 29.1-11). روایت استرابو هم بسیار در این باره مشهور است.

این موارد نشان می‌دهد که آرامگاه کوروش در جهان باستان بسیار مشهور بوده است و در روایات گوناگون از آن یاد شده است و شکل و شمایل آن هم مورد توجه قرار گرفته است.

اما علاوه بر داده‌های تاریخی ذکر شده که اشتراک با هم دارند، آثار باستانی به جا مانده از پاسارگاد نشان می‌دهد که پاسارگاد مرتبط با کوروش بوده است. کتیبه مشهوری که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و اکدی، در آنجا وجود دارد که نوشته است: «منم کوروش پادشاه هخامنشی».

نگاه کنید به:

آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد

مواردی مانند آرامگاه کوروش، چند کتیبه از زبان کوروش، هنرهای ابتدایی هخامنشی و… که در پاسارگاد قرار دارند و همچنین نوشته‌های مورخین یونانی درباره پیوند پاسارگاد با کوروش بزرگ، این موضوع را منطقی جلوه می‌دهد که نقش برجسته مورد بحث مربوط به کوروش است. کتیبه بالای آن هم که در سفرنامه‌های چند قرن اخیر ترسیم شده است، شکی را باقی نمی‌گذارد.

در کتاب کرپورتر تصاویر جالبی از آثار باستانی ایران در آن زمان وجود دارد که بسیاری از آنها تا به امروز قابل مشاهده هستند و مشخص می‌شود که دیده‌هایش را به صورت مطلوب ترسیم کرده است.

این نقش برجسته یا توسط خود کوروش بوجود آمده است و یا جانشینانش در بزرگداشت او ساخته‌اند و حتی احتمالا به مرور اضافاتی در آن پدید آوردند.

جالب است که در این نقش برجسته تاجی بر سر کوروش قرار دارد که دارای دو شاخ قوچ می‌باشد. این دو شاخ قوچ یادآور رویای دانیال در کتب عهد عتیق و همچنین ذوالقرنین (ع) (دارای دو شاخ) در قرآن می‌باشد. درست است که تاج یا کلاه دارای دو شاخ در پادشاهان دیگر و اقوام دیگر از جمله مصر هم دیده می‌شده است (مانند تاج hemhem) و گویا برای نشان دادن بزرگی کاربرد داشته است، اما شباهت فراوان کوروش به ذوالقرنین (همانند وجود سدی مرتبط با کوروش، شباهت ترتیب فتوحات کوروش به ذوالقرنین، بررسی شأن نزول آیات ذوالقرنین و…) باعث شده است که بسیاری از پژوهشگران (به تأیید علامه طباطبایی) کوروش بزرگ را محتمل‌ترین گزینه برای ذوالقرنین (ع) بدانند.

.

آیا دلایلی برای رد ارتباط نقش برجسته پاسارگاد با کوروش وجود دارد؟

با وجود شواهد گوناگونی که نشان می‌دهند نقش برجسته مرد بالدار پاسارگاد، با کوروش بزرگ در ارتباط بوده است (از جمله همان کتیبه که تا همین ۲۰۰ سال پیش قابل مشاهده بوده است)، تا کنون هیچ دلیل روشن و دقیقی برای رد ارتباط نقش برجسته با کوروش ارائه نشده است. اما این روزها در فضای مجازی تلاش‌هایی می‌شود که به کلی ارتباط نقش برجسته پاسارگاد با کوروش را رد کنند!

یکی از مواردی که برای رد این ارتباط بیان می‌شود، وجود نقش‌هایی مشابه نقش برجسته پاسارگاد در تمدن‌های دیگر از جمله مصر است. حتی برخی افراد کار را فراتر می‌گذارند و می گویند نقش برجسته پاسارگاد نگاره یک بُت است!!! این اظهارات علاوه بر اینکه بدون پشتوانه‌ای مستند بیان می‌شود، کمی خنده دار  است.

برای مثال به تصاویر زیر اشاره می‌کنند و مدعی می‌شوند که چون چنین تاجی (آن هم فقط تاج!) در مصر وجود داشته است، نقش برجسته پاسارگاد، ربطی به کوروش ندارد (تصویر ۲).

نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

تصویر ۲: تاجی همانند تاج نقش برجسته پاسارگاد در آثار مصری

لازم به ذکر است که این تاج که هِم‌هِم (Hemhem) نام دارد، در آثار مصری بر سر یک الهه یا شخص خاص دیده نشده است بلکه اشخاص گوناگونی با چنین تاجی ترسیم شده‌اند. شمایل این تاج هم در همه نقش‌های مصری یکسان نیست (به تفاوت شمایل در تصویر ۲ توجه بفرمایید). گویا با این تاج قدرت و بزرگی را نشان می‌دادند؛ چنین می‌نماید که فراعنه چنین تاجی را در مراسم تشریفاتی بر سر می‌گذاشتند (ن.ک: محمدپناه، ۱۳۸۴: ص ۴۳).

در هر حال چنین استدلالی برای رد ارتباط نقش برجسته پاسارگاد با کوروش اصلا قانع کننده نیست چرا که هخامنشیان از عناصر هنری تمدن‌های مختلفی استفاده می‌کردند. در همین نقش برجسته پاسارگاد، عناصر هنری میان رودان (بین النهرین) و ایلام هم دیده می‌شود و نه صرفا عناصر هنری مصری. حال ممکن است عناصر هنری دیگر مانند عناصر فنیقی هم در آن دیده شود. به عبارتی ما در هنر هخامنشی تبادلات فرهنگی و هنری با اقوام و ملل دیگر را می‌بینیم. موضوعی که در طول تاریخ هم در ایران و هم در تمدن‌های دیگر وجود داشته است.

اما در هنر هخامنشی به نظر می‌رسد تأکید زیادی بر تلفیق عناصر هنری وجود داشته است. اتفاقا نکته جالب هنر هخامنشی در این است که این همه عناصر هنری گوناگون را به این شکل گردهم آورده‌اند؛ از جمله دستاوردهای هنری مصر و میان‌رودان. گردآوری این همه هنر در کنار یکدیگر، نشانی از پاسداشت فرهنگ و هنر تیره‌های گوناگون می‌باشد و بازگوکننده سیاست‌های فرهنگی هخامنشیان است.

در این بین نباید از تأثیر هنرهای پیشین فلات ایران هم در هنر میان‌رودان، هم در مصر و هم در هنر هخامنشی غافل شد. برای مثال در اسناد سومری از تبادلات هنری با مناطقی از فلات ایران سخن به میان آمده است. مدارک‌ فراوان باستان‌شناختی نشان می‌دهد‌ که‌ از هزاره چهارم ق.م روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی پیوسته‌ای میان دولت-شهرهای سومری و حکومت‌های موجود در بخش‌های شرقی و شمال شرقی ایران برقرار بوده است. روابط فرهنگی و سیاسی از طریق‌ متون بین النهرینی، به ویژه متن مشهور «انمر کار و فرمانروای ارتّ» تأیید شده است (مجیدزاده، ١۳۸۷: ص ١۲۸). اکنون‌ شواهد و مدارک گوناگون، از جمله منابع خط میخی‌ از بین‌النهرین آشکارا نشان می‌دهد که خاستگاه بخش چشمگیری از هنر سومری، جنوب شرق ایران، یعنی استان‌ کرمان‌ بوده‌ است (همان: ص ١۲۹). این موارد آشکارا نشان می‌دهند که هنر میان رودان تا حدودی تحت تأثیر هنر بخش‌هایی از فلات ایران بوده است و مناطق گوناگون با یکدیگر تبادلات فرهنگی داشته‌اند.

اما نکته مهمی که در تبادلات فرهنگی و هنری در زمان‌های گوناگون وجود داشته این بوده است که عناصر هنری را از دیگر اقوام و ملل می گرفته‌اند و سپس به آن تعابیر بومی می‌دادند. برای مثال هخامنشیان عناصر هنری را از تمدن‌های مختلف گرفته‌اند و به آن تعابیر ایرانی داده‌اند. این موضوع در نگاره مشهور به فروهر محتمل است.

حتی تعبیری که از یک عنصر هنری و یا یک نقش می شود به مرور تغییر می کند. همانطور که نقش‌های شیر از هزاران سال پیش در ایران جایگاه داشته است و تعابیر گوناگونی در طول تاریخ از آن شده است و بعد از اسلام حتی گاهی نمادی از امام علی (ع) (اسد الله) شده است.

استدلال کسانی که مدعی می‌شوند چون در تمدن مصر نقش‌های تاجی همانند تاج نقش برجسته پاسارگاد وجود دارد پس ربطی به کوروش ندارد، همانند این است که مثلا در بررسی تصویر زیر از امام علی (ع) (تصویر ۳)، بگوییم چون دور سر این بزرگوار هاله‌ای از نور قرار دارد، پس ربطی به امام علی (ع) ندارد و با توجه به نقش یک ایزد ایرانی (احتمالا میترا) در نقش برجسته‌های ساسانی (تصویر ۴) بگوییم نگاره مذکور (تصویر ۳) میترا است و ربطی به امام علی (ع) ندارد!!!

نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

تصویر ۳: شیرخدا، اثر ابوالفضل میرزابیگی

نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

تصویر ۴: نقش یک ایزد ایرانی (احتمالا میترا) در تاق بستان (سرافراز و فیروزمندی، ۱۳۸۷: ۲۸۴)

در تصاویر امام علی (ع) از گذشته تا کنون ممکن است عناصر هنری اقوام و ملل گوناگون از جمله عنصرهای ایرانی، رومی و حتی عناصر هنری جدید اروپایی دیده شود، اما همه می‌دانیم که هنرمند با دید هنری خود تصویر امام علی (ع) را ترسیم کرده و سعی در زیبا شدن این تصویر داشته است.

یکی از نمونه‌های تبادلات فرهنگی و هنری جالب در طول تاریخ، دیوارنگاری‌های سغدی هستند. کسانی که با دیوارنگاری‌های سغدی آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که هنر سغدی به واسطه موقعیت جغرافیایی خود از عناصر هنری اقوام و ملل گوناگون الهام گرفته است. نقاشی‌های سغدی شباهت آشکاری با هنر ساسانی به ویژه نقش برجسته‌های کهن ساسانی دارند، با این حال از هنر اقوام دیگر، از جمله چینیان، یونانیان و هندیان تأثیر پذیرفته است (ن.ک: خالقیان، ١۳۹۴: ص ۸۵-۸۹).

استدلال کسانی که به دلیل وجود عناصر هنری مصری و میان‌رودانی و فنیقی در نقش برجسته پاسارگاد، پیوند آن با کوروش را رد می کنند، همانند این است که بگوییم چون در نقاشی‌های سغدی رستم (تصویر ۵)، شباهت‌هایی به هنر ساسانی یا چینی و… دیده می‌شود، این نقش پادشاه ساسانی یا یک اسطوره چینی است و ربطی به رستم ندارد!!!!

نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ

تصویر ۵: جنگ رستم با هیولایی به شکل مار، یافته شده از پنجکنت (Росписи Пенджикента, ۲۰۱۲)

چنین تبادلات فرهنگی و هنری در دوران پس از اسلام هم وجود داشته است. از جمله می‌توان به تأثیر هنر و معماری ایران ساسانی بر معماری مسجدها اشاره کرد. ساخت گنبد به مثابه یکی از پیشرفته‌ترین تکنیک‌های پوشش دهانه در دنیای باستان در معماری ساسانی راه تکامل می‌پیمود و شاهد اوج شکوفایی خود در کاخ فیروز آباد فارس بود. در قرن چهارم هجری و در مقبره امیر اسماعیل سامانی بود که گنبد دوباره به معماری ایران بازگشت و در ساخت بنای دوازده امام در یزد، مسجد جامع قروه و سپس گنبدخانه نظام الملک (همگی در قرن پنجم هجری) به کار رفت. ایوان نیز به گونه‌ای مشابه به معماری مسجد بازگشت و به مثابه یکی از اصلی‌ترین عناصر الگوی ساخت مسجد را دگرگون کرد (اکبری، ۱۳۹۳). بدون شک در دوران پس از اسلام تعابیری نوینی هم از گنبد و ایوان به وجود آمد.

نگاه کنید به:

بازگشت دوباره ایوان و گنبد در معماری ایران پس از اسلام

پس با توجه به استدلال دوستان که می‌گویند نقش برجسته پاسارگاد نمادی از بت یا چنین چیزهایی است، پس بیاییم و بگوییم مساجد ایران در دوران پس از اسلام معابد زرتشتی هستند!!!

بازگشت دوباره ایوان و گنبد در معماری ایران پس از اسلام

تصور بفرمایید که امروزه هم از سبک‌های هنری مختلف استفاده می‌کنند که روزگاری در نقاشی‌های مربوط به حضرت عیسی (ع) به کار می‌رفته است. فرض کنید کسی بیاید و دکتر مصدق را با تلفیق چند هنر غربی ترسیم کند. آن هم برخی از سبک‌ها و عناصری که در روزگاران پیشین با آنها حضرت عیسی (ع) را ترسیم می کردند. آن وقت ما بیاییم و بگوییم این تصویر مصدق نیست و تصویر عیسی (ع) است!! یا با رویکرد افراد دیگر که نقش برجسته پاسارگاد را یک بت می‌نامند، بگوییم نماد مسیحیت در دکتر مصدق یافت شد پس مصدق مسیحی بوده است!!!

آیا این استدلال ها منطقی است؟! آیا ناشی از عدم آشنایی با تبادلات هنری و فرهنگی در طول تاریخ نیست؟!

اینکه کلاه دو شاخ که به نظر می‌رسد نشانه‌ای از بزرگی، در مصر بوده است، در نقش برجسته‌ای مرتبط با کوروش ترسیم کرده‌اند، هیچ منافاتی با قضیه کوروش و ذوالقرنین ندارد. اساسا به نظر می‌رسد ذوالقرنین لقبی بوده که برای بزرگی پادشاهان به کار می‌رفته است. این لقب ممکن است برای پادشاهان گوناگون و حتی به زبان‌های گوناگون به کار رفته باشد! حتی چند پادشاه وجود داشته‌اند و آنها را با کلاه یا تاجی دارای دو شاخ ترسیم کرده‌اند (مانند سکه‌های الکساندر مقدونی). آیا لقب شیر به واسطه دلاوری در طول تاریخ فقط و فقط به امام علی (ع) داده شده است؟! خیر ممکن است افراد زیادی قبل و بعد ایشان در نواحی گوناگون جهان، چنین لقبی گرفته باشند.

اما نکته آنجاست که از گفتار قرآن درباره ذوالقرنین مشخص می‌شود که موضوعی درباره شخص به خصوصی سوال شده که اتفاقا پادشاه بزرگی بوده است. همانطور که اشاره شد شباهت زیادی بین کوروش و ذوالقرنین دیده می‌شود و نقش برجسته پاسارگاد صرفا یکی از شواهد است.

از موارد دیگری که در رد ارتباط نقش برجسته پاسارگاد با کوروش گفته می‌شود این است که در اقدامی عجیب می گویند کرپورتر کتیبه بالای نقش برجسته را باب میل خود اضافه کرده است! این صحبت کمی تعجب آور است. در کتاب کرپورتر تصاویر جالبی از آثار باستانی ایران و نواحی دیگر در آن زمان وجود دارد که بسیاری از آنها تا به امروز قابل مشاهده هستند و مشخص می‌شود که او دیده‌هایش را به صورت مطلوب ترسیم کرده است. خیلی بدبینانه و شاید متعصبانه است که بگوییم وی دروغ ترسیم کرده است! چرا بقیه آثاری که ترسیم کرده است درست هستند و حتی نقش مرد بالدار که تا به امروز قابل رویت است، تا این حد خوب و ظریف ترسیم شده است، آن وقت این کتیبه همینطوری اضافه شود؟! چرا در آثار دیگر به ناگهان چیزی را اضافه نکرده است؟!

اینکه کتیبه‌ای از زبان یک شخص تاریخی بالای نقش برجسته پاسارگاد وجود داشته است، آشکارا نشان می‌دهد که این نقش برجسته برای بزرگداشت یک ایزد یا الهه ترسیم نشده است بلکه برای بزرگداشت یک شخص ایجاد شده است و طبیعی است که از عناصر هنری تمدن‌های گوناگون بهره برده اند؛ موضوعی که در بررسی همه هنرها به ویژه هخامنشی منطقی است.

همانطور که ملاحظه می فرمایید هیچ دلیل قانع کننده و مطلوبی برای رد ارتباط نقش برجسته پاسارگاد با کوروش، در برابر انبوهی از شواهد و مدارک که نشان می‌دهد این نقش برجسته مرتبط با کوروش است وجود ندارد. استدلال‌هایی هم این روزها در فضای مجازی برای رد این موضوع می‌آورند، استدلال‌هایی سطحی هستند که به راحتی رد می‌شوند.

پانویس:

* دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران.

.

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– خالقیان، مجید (۱۹ بهمن ۱۳۹۴). «نقش برجسته مرد بالدار، نقشی مرتبط با کوروش بزرگ». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=12866

– اکبری، علی (خرداد ۱۳۹۳). «ظهور مجدد گنبد در معماری ایران پس از اسلام و تجلی باورهای اعتقادی و مفاهیم عرفانی در آن». اطلاعات حکمت و معرفت. س ۹، ش ۹۸.

– خالقیان، مجید (شهریور ١۳۹۴). «نقش سغدیان در حفظ، تداوم و گسترش فرهنگ ایرانی در عهد باستان». پایان‌نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران.

– سرفراز، علی اکبر؛ فیروزمندی، بهمن (۱۳۸۷). باستان‌شناسی و هنر دوران تاریخی ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی. ویرایش حسین محسنی و محمد جعفر سروقدی. تهران: مارلیک.

– مجید زاده، یوسف (مرداد و شهریور ١۳۸۷). «جیرفت: کهن ترین تمدن شرق». اطلاعات سیاسی – اقتصادی. شماره ۲۵١ و ۲۵۲. صص ١۲۸-١۴۹.

– محمدپناه، بهنام (۱۳۸۴). اسرار تمدن مصر باستان. تهران: سبزان.

– (۲۰۱۲). “Росписи Пенджикента. Эрмитаж”. ele8ele.

– Arrian of Nicomedia. “Alexander and the tomb of Cyrus”. translate by Aubrey de Sélincourt . Livius.

– Ker Porter, Robert (1821). Travels In Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia, During the years 1817, 1818, 1819 and 1820. London: Printed for Longman, Rees, Orme, and Brown.

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 4 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 5٫00 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

حواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

6 دیدگاه

  1. با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز خوشحالم که اینقدر زیبا و جالب تمامه حرفهای دروغین عده ای وطن فروش رو رد کردین به راستی مقاله شما همون چیزهایی رو نوشت و اشاره کرد که من در طی مدتی تحقیق بدونه پیش داوری بهشون رسیدم و بسیار خوشحالم که به این زیبایی حق مطالب رو ادا کردین در واقع هخامنشیان با توجه به تمامیه اثار هنرشون همونطور که گفتین تمامی اثار هنری و فرهنگی زمان خودشون رو از ملل تابعه و ممل هم عصر خودشون مثله نگاهبان با تلفیقی بسیار زیبا به تمدن جالب ایرانی و باورهای یکتا پرستی خودشون پیوند دادن و درواقع باعث شکوفایی و در برخی از نماد ها باعث تغییر یه نماد شاید بی معنی و یا دون به یک نماد موفق و پر معنی شدن جای بسی افتخار داره که مردمان سرزمین ایران و یا فلات ایران از این توانایی برخوردار بودن یک نمونه موفق این نماد سازیها نماد جالب فروهر هستش من بشتر چزیز نمینویسم چون حق مطلب رو به زیبایی ادا کردین و جواب دندانشکنی به یاوه گویان دادین ممنون از شما و این سایت خوب
    موفق سربلند و ایرانی باشین
    منم کوروش شاه شاهان و این کارها را به خواست اهورا مزدا انجام دادم و ای تو که بعد از من میایی به من و انچه کردم رشک مبر .

  2. سلام و سپاس دوست گرامی. البته پیش از این درباره نینوا توضیح داده ایم اما سعی می کنیم که باز هم توضیح دهیم

  3. سلام و عرض خسته نباشید به دست اندرکاران سایت خردگان. من دیروز مطلبی در سایت پایگاه جامع فرق و ادیان و مذاهب دیدم که نوشته بود کوروش در نینوا مردم را کشته است!! خب هممون میدونیم اصلا کوروش نینوا رو فتح نکرده که بخواد کسی رو بکشه (رضا مشایخی توی ترجمه اش از کوروش نامه چرت و پرت ترجمه کرده و توی هیچ ترجمه دیگه ای هم وجود نداره). من با استفاده از مطالب سایت شما و همچنین چند مخاطب دیگه به غیر از من، به دروغشون واکنش نشون دادیم و جالب اینکه چند تا کوروش ستیز هم باهامون بحث کردن اما وقتی جواب علمی نداشتن، رو به توهین آوردن ( به گفته مسئولین همون سایت).
    یه مطلب بود که معلوم بود از غیاث آبادی برداشته بودن و به ترجمه پر از اشکال رضا مشایخی هم استناد کرده بودن. من در بخش نظرات از چند تا مطلب علمی و مستند سایت شما و چند تا سایت و وبلاگ دیگه مثل نقد رضا مرادی غیاث آبادی گذاشتم که همه منابع و مآخذش رو خودم بررسی کرده بودم و از درستیش اطمینان داشتم و اتفاقا منابع و مآخذ سایت جامع فرق و ادیان و مذاهب رو هم بررسی کردم و دیدم اکثرا تحریفی و دروغ هستن. در ابتدا نظرات من رو تأیید کردن که واسم تعجب آور بود. حتی یه جا سپاس گزاری کردم. چون واقعا برام عجیب بود تو هر سایتی از این دست میرفتم اصلا به نظرات مخالف بها نمیدادن.
    بعدش یک بحث با یه سری کوروش ستیز پیش اومد. بحث داشت خوب پیش میرفت و فکر میکنم هر کس اون بحث رو میدید متوجه میشد که چقدر تحریف و جعل توی مطالبشون هست. اما در اقدامی شرم آور بعد از اینکه کم آوردن شروع به توهین کردند!!! متأسفانه مسئولین سایت هم همه نظرات رو پاک کردن حتی همون نظرات که با مطالب علمی همراه بود و بنده گذاشته بودم.
    به هر حال مسئولین سایت توی اون مطلب تغییراتی به وجود آوردند و نینوا رو حذف کردن. گفتن به دلیل نظرات بنده متوجه اشتباه متن شده اند. اما هنوز موارد تحریفی و دروغ توی مطلبشون وجود داره.
    این تغییر مطلب، نشون میده حتی خود سایت به مطالبش اعتماد نداره و نمیدونه توی محتوای مطالب ارسالی آنها چه میگذرد. نمیدونم هدفشون چیه که چنین مطالبی میذارن شاید میخوان تخریب کنن. خیلی از مطالب دیگشون هم اشتباه و اشکال دارن.
    من گفتم که این مطلب رو به شما بگم که هم سپاسگزاری کرده باشم و هم اینکه چون شما حامی فرهنگ ایران هستید چهره واقعی این کوروش ستیزان رو نشون بدید چون قبلا توی بخش پرسش و پاسخ سایتتون و همینطور کانال تلگرامیتون دیدم که توجه ویژه ای به مخاطبان و درخواست هاشون دارید. درخواست هم میکنم که بیشتر به این موضوع نینوا بپردازید چون یه موضوع دروغین است که در سطح اینترنت داره گسترش پیدا میکنه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا