استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » تاریخ معاصر » مصدق و والیگری فارس

مصدق و والیگری فارس

مصدق و والیگری فارس | نویسنده: سامان بختیار | واپسین به روزرسانی: ۹ مهر ۱۳۹۷|


مصدق و والیگری استان فارس

یکی از درخشان ترین کارنامه دکتر محمد مصدق در دوران انتصاب وی به والی گری فارس بود. در زمان حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله به دلیل مخالفت های مکرر دکتر محمد مصدق با وثوق الدوله بر سر قرارداد ۱۹۱۹ و قادر به کار کرد با وثوق الدوله نبود به اروپا رفت و اقدام به اقامت دائمی در سوئیس کرد ولی با مخالف های بسیار در ایران با وثوق الدوله در نتیجه وثوق الدوله سقوط کرد مشیرالدوله بجای او نشست و دکتر مصدق در لیست کابینه مشیرالدوله به وزارت عدلیه انتخاب شد دکتر مصدق از طریق بندر بوشهر وارد خاک ایران شد و به محض ورود به شیراز به درخواست مردم شیراز و موافقت دولت مرکزی به عنوان والی فارس منصوب شد.

یکی از شب ها بعد از صرف شام در کشتی، یک نفر نزد مصدق می آید و از وی سئوال می کند: شما وزیر عدلیه ایران هستید؟!

مصدق می گوید بلی، ولی شما از کجا میدانید و که هستید؟ آن شخص خودش را معرفی می کند و می گوید: من «سر پرسی کاکس» می باشم.

سر پرستی کاکس، کمیسر عالی و نایب السلطنه در عراق از طرف انگلستان و همان وزیر مختار انگلستان در ایران بود که قرارداد ننگین وثوق الدوله را به امضاء رسانید و هم اکنون به عنوان کمیسر عالی عراق به محل ماموریتم می روم…

مصدق هنگامی که به «کاکس» می گوید:

من در بندر خودمان پیاده می شوم

کاکس، می پرسد: بندر خودتان دیگر کجاست؟

مصدق محکم می گوید:

«بندر بوشهر کاکس با تعجب می پرسد: بوشهر بندر ایران!

مصدق با همان لحن می گوید: بلی ما ایرانیان آن جا را بندر ایران می دانیم. مصدق از راه بوشهر وارد شیراز می شود تا از آنجا عازم تهران گردد. کاکس می خندد و سکوت می کند.(۱)

مصدق مینویسد: از بوشهر آقای یمین الممالک اسفندیاری و امیر نصرت خواجه نوری مرا تا شیراز مشایعت کردند.

در شیراز مرحوم مؤید الملک، از دوستان قدیم من، مرا به خانه خود دعوت کرده بود. شاهزاده فرمانفرما هم که (از والیگری فارس استعفا داده بودند، در شیراز بودند چون نتوانستم به منزل ایشان بروم، فرزندانم را آنجا فرستادم که با ایشان از شیراز به تهران حرکت نمودند) و خود در منزل مویدالملک ماندم.

روز بعد، آقای مشیر الدوله به من تلگراف کردند که برای مخابرات حضوری در تلگرافخانه حاضر شوم. پس از حضور در آنجا تلگرافی رسید که اطبقات مختلفه فارس در این موقع که والی سابق استعفا داده است، انتصاب شما را از دولت در خواست کردند. این است که تقاضا میکنم با درخواست آن ها موافقت کنید، و هر پیشنهادی هم که برای انتظامات آن ایالات لازم میدانید بنماید دولت موافق است.(۲)

• وضعیت امنیت راه ها در استان فارس

وضع فارس بسیار ناامن بود. به طوری که پسر مرحوم ارباب کیخسرو که با مرحوم پرنس ارفع الدوله از تهران به قصد تحصیل مسافرت کرده بود، در آباده به دست سارقین مهاجم کشته شد و تمام اشیاء قیمتی که ارفع الدوله همراه داشت به غارت برده بودند و در تهران به هر کسی تکلیف می کردند که مأموریت فارس را قبول کند، با شرایط سنگینی از قبیل پول و قوه می خواست حرکت کند. و چون خزانه دولت در آن وقت تهی بود، دولت از قبول پیشنهادات آنها سر می زد. معلوم هم نبود که با قبول آن شرایط، آنها بتوانند در فارس کاری بکنند.

من در جواب تلگراف مشیرالدوله این طور اظهار کردم که قبول این مأموریت، موکول به مساعدت و همراهی هموطنان مؤثر من در فارس است. اگر آنها با نظریات من موافقت کنند من این خدمت را قبول میکنم، والا رد می کنم که دیگری را به این سمت از تهران روانه فرمایند.(۳)

شفافیت و صرفه جویی در هزینه های ایالت

«میرزامحمدباقر خان دهقان» متصدی کارهای قوام الملک می گوید: « من از طرف آقای قوام الملک هر سال دو هزار تومان برای مخارج ایالت می دهم.» ناظم دفتر متصدی کارهای صولت الدوله سردار عشایر پیشنهاد ماهی هزار تومان می نماید. نصیر الملک، یکی از اعیان درجه اول فارس سالی ۲۰.۰۰۰ تومان تعهد می کند بپردازد…

مجموع این پول ها، حدودأ بالغ بر ۶۸.۰۰۰ تومان در سال می گردد که در آن دوره مبلغ بسیار قابل توجهی بود. حقوق «فرمانفرما» با کلیه مخارج در ماه فقط شش هزار تومان بود، در حالی که دست آخر در نظر داشتند یک رقم ۱۴۰.۰۰۰ تومانی عایدات سالانه را برای مصدق درست نمایند. آنها پس از این پیشنهادات گفتند: «حقوق وزیر عدلیه که شما می رفتید در آن سمت انجام وظیفه کنید در ماه فقط ۷۵۰ تومان بود، حال امیدواریم که این مبلغ بتواند رضایت خاطر شما را فراهم نماید.»

دکتر مصدق می گوید:

«با کمال تأسف باید خدمتتان عرض کنم نه این چیزی است که من می خواهم و نه این راهی است که امنیت به فارس برگردد. منظور من از ماندن در این جا تأمین رفاه و امنیت برای مردم است و شما با این کارتان مرا کاملا ناامید کردید. حاضران که فکر می کنند شاید مبلغ کم است، کمی مردد می شوند اما مصدق بدانها امان نمی دهد، و می گوید این مبالغی که می خواهید به من پرداخت کنید تا به «اضعاف مضاعف» آنها را در نیاورید چه گونه چنین مبلغی می تواند پرداخته شود؟… حاضران می گویند، خوب، جناب عالی نگیرید، مصدق موقع را مغتنم شمرده و می گوید: «نگیرید کافی نیست شما نستانید.»(۴)

عمل عناصر متنفذ فارس با قولشان فرسنگ ها فاصله داشت. آنها از آن رو خواهان والیگری مصدق در فارس بودند که فکر میکردند او اگر ۶۸.۰۰۰ تومان پیشکشی سالانه شان را بپذیرد درعوض با بودن او، از بسیاری از پرداخت ها به صورت رشوه، پیشکش و غیره در امان خواهند بود و او مال و جانشان را در برابر تعرض قدرت های دیگر و از جمله قدرت دولت مرکزی حفظ خواهد نمود. وقتی مصدق بعدها نخست وزیر شد و بعد از سقوط وی، مخالفان ادعا کردند که انگلیسی ها «در پشت» انتصاب مصدق در مقام والیگری فارس بوده اند (مدرکی در این مورد وجود نداشت)، مصدق خود نیز این حرف را می پذیرفت، اما می گفت انگلیسی ها ترجیح میدهند تا آنجا که ممکن است با افراد جدی و شرافتمند کار کنند. شاید به همین دلیل، کنسول بریتانیا در فارس و پلیس جنوب تحت امر انگلیسی ها، به انتصاب مصدق اعتراضی نکرده باشند.(۵)

اقدامات و اصلاحات دکتر مصدق

از اواسط مهرماه ۱۲۹۹ خورشیدی، دکتر مصدق رسمأ والی گری ایالت فارس را پذیرفت و مشغول خدمات و انجام وظیفه گردید. آنچه از آغاز والی جدید رویاروی آن قرار گرفت و تا پایان والی گری افکار و اعمال او را به خود معطوف می کرد، در دو بند جداگانه مورد بحث است:

نخست: اصلاحات ولایتی، برقراری نظم و امنیت، پایان دادن به پاره یی اختلافات محلی که ریشه در یک قرن منازعات طایفه یی داشت و نیز ایجاد تسهیلات در امر حمل و نقل کالاهای دولتی و بازرگانی در سراسر استان بدون دستبرد سارقان که آرامش کامل را به استان فارس بازگرداند.(۶)

دکتر مصدق در باب برقراری امنیت و نقش سردار عشایر صولت الدوله قشقایی چنین میگوید:

« برقراری امنیت ایجاب مینمود که صولت الدوله قشقایی سردار عشایر بر ریاست ایل قشقایی منصوب شود.»(۷)

منصوب کردن صولت الدوله سردار عشایر به ریاست ایل قشقایی که رضایت انگلیس ها و نظامیان پلیس جنوب ایران را در بر نداشت، به دلیل شایستگی صولت الدوله و موقعیت محلی او، موجب آرامش و هماهنگی ایلات جنوب گردید.

این امر بسیاری از سران ایلات و عشایر میهن دوست و ضد استعمار جنوب ایران و علما و شخصیت های مذهبی و اجتماعی و پیکارگران لارستان و تنگستان را خوشحال و امیدوار کرد و صولت الدوله نیز تا وقوع کودتای سیاه صاحب اقتدار نسبی گردید.

باز پس گرفتن اموال پرنس ارفع الدوله، نماینده ی ایران در جامعه ی ملل، که توسط افرادی منتسب به قشقایی ها در آباده، پیش از تصدی دکتر مصدق به غارت رفته بود، از سارقان به طور کامل (در حدود صدهزار تومان، حتا تسبیح شخصی و تحویل آن به صاحبان اصلی در فارس، اثر مطلوبی پدید آورد. در این کار، از خاندان ارباب کیخسرو نیز که پسرش همراه پرنس ارفع توسط غارتگران کشته شده بود، استمالت به عمل آمد.(۸) و همینطور با خدمات خود در استقرار امنیت و جلوگیری از باج گیری متنفذین، محبوب اهالی فارس شد (۹)

برخورد با عوامل بیگانگان در امورات ایالتی

مصدق در مقام والیگری، کار خود را در ارتباط با مأموران سیاسی خارجی با نهایت دقت، احتیاط و باریک بینی و میهن پرستی انجام می‌داد. او به لحاظ اعتقادات شخصی، پلیس جنوب تحت امر انگلیسی ها را به رسمیت نمی‌شناخت.(۱۰) در این مدت همیشه با سه هزار و پانصد تن قوای پلیس استعماری جنوب که در اختیار انگلیس‌ها بود کشمکش داشت.

این پلیس به صورت یک قوای نظامی متشکل به فرماندهی افسران انگلیسی از آثار قرارداد ننگین ۱۹۱۹ بود که بصورت تحمیلی عمل می‌کرد و مصدق کوشش خود را در عدم شناسایی آن و استرداد هرگونه آثار رسمیت که گذشتگان بدان داده بودند نمود (۱۱).

برای مثال: درمذاکرات مصدق با «ماژور ویر» قونسول انگلیس درباب پلیس جنوب، به او یادآور می‌شود که:

«دخالت پلیس جنوب، سبب خواهد شد که مردم بر تنفر خود(از انگلیس)بیفزایند و این کار بر علیه خودتان تمام می‌شود.» مصدق می افزاید: و اما آنچه راجع به شخص من است در اموری که مربوط به ایالت است شما نمیبایست دخالت کنید.(۱۲)

مصدق السلطنه (دکتر محمد مصدق)، در زمان والیگری فارس (پس از جنگ جهانی اول) از راست به چپ: قوام الملک، ارفع الدوله، مصدق السلطنه، نصیرالملک، مویدالملک 

بختیار، سامان (۴ مهر ۱۳۹۷)، « مصدق و والیگری فارس »، خردگان

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=18782

پانویس:

۱. الماس های تاریخ، نوشته: بهرام افرسیابی،انتشارات مهرفام (۱۳۹۰) تهران، صص ۲۴۵-۲۴۶

۲.فولاد قلب؛ زندگینامه دکتر مصدق، نوشته مصطفی اسلامیه،انتشارات نیلوفر(۱۳۸۱)تهران،صص ۶۸-۶۹

۳.همان،صفحه ۶۹

۴.الماس های تاریخ، نوشته: بهرام افرسیابی،انتشارات مهرفام (۱۳۹۰) تهران، صفحه ۲۴۷

۵. مصدق و نبرد قدرت، نوشته:همایون کاتوزیان،ترجمه:احمدتدین،انشتارات موسسه خدمات فرهنگی رسا(۱۳۷۲)،صص ۴۶-۴۷

۶.ناصر تکمیل همایون، والیگری مصدق در ایالت فارس،نشریه حافظ، شماره ۱۵، خرداد (۱۳۸۴) صفحه ۱۲

۷.مصدق، محمد. خاطرات و تالمات دکتر مصدق. به کوشش ایرج افشار. انتشارات علمی(۱۳۶۵)صفحه ۱۲۲

۸.ناصر تکمیل همایون، والیگری مصدق در ایالت فارس،نشریه حافظ، شماره ۱۵، خرداد (۱۳۸۴) صفحه ۱۲

۹. شیفته، نصرالله. زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر مصدق. ۱۳۷۶. نشر کومش. صفحه ۲۸

۱۰. مصدق و نبرد قدرت، نوشته:همایون کاتوزیان،ترجمه:احمدتدین،انشتارات موسسه خدمات فرهنگی رسا(۱۳۷۲)

۱۱. شیفته، نصرالله. زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر مصدق. ۱۳۷۶. نشر کومش. صفحه ۲۸

۱۲. مصدق، محمد. خاطرات و تالمات دکتر مصدق. به کوشش ایرج افشار. انتشارات علمی(۱۳۶۵)صفحه ۱۲۴

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136 سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام خردگان در اینستاگرام تاریخ ایران در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا