استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » لرها پیوندی با ایلامیان باستان ندارند / کاسی‌ها آریایی بودند

لرها پیوندی با ایلامیان باستان ندارند / کاسی‌ها آریایی بودند

| نویسنده‌ها: اشکان دهقان، حسین نظری‌پور | واپسین به روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۳۹۶ |


لُرها پیوندی با ایلامیان باستان ندارند / کاسی‌ها آریایی بودند.

رسم کتل بندی در میان لرها - لُرها پیوندی با ایلامیان ندارند / کاسی‌ها آریایی بودند

رسم کتل بندی در میان لُرها؛ ایرانیان دوران هخامنشی هم دارای چنین رسوماتی بودند

اگر لرها را بازماندگان ایلامیان بدانیم، بدان معناست که بازماندگان اقوامی هستند که دارای خانواده زبانی غیر از خانواده زبانی آریایی بودند، اما لرهای امروزی به یکی از زبان‌های آریایی و ایرانی سخن می‌گویند. در فرهنگ لرها همانند دیگر ایرانیان، عناصر فراوانی با ریشه‌های باستانی آریایی دیده می‌شود و از نظر زبانی هم موارد بسیار کهن آریایی آشکار است. کسانی که اصرار می‌کنند که لرها بازماندگان اقوام ایلامی هستند طبیعتا معتقدند که لرها تحت تأثیر دیگر اقوام قرار گرفتند و خانواده زبانی آنها به کل تغییر پیدا کرده و فرهنگ و آیین آنها دگرگون شده است. اما به نظر نمی‌رسد فرهنگ چنین قوم اصیلی تحت تاثیر اقوام دیگر تا این حد تغییر کرده باشد. از سوی دیگر فرضیه‌هایی وجود دارد که لر ها را بازماندگان کاسی‌ها می‌دانند و شواهد گوناگون نشان می‌دهد که کاسی‌ها از اقوام آریایی بودند. بنابراین ریشه غیر آریایی لرها به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.

نویسنده‌ها: اشکان دهقان، حسین نظری‌پور

چندی است که یک فرضیه سست درباره ریشه باستانی لرها مطرح شده است که لرها را همان ایلامیان باستانی می‌دانند! به طور کلی هر کس که با تاریخ و تحولات تاریخی ایران آشنا باشد می‌داند که چندان درست نیست که یک قوم کنونی را با یک قوم باستانی یکسان بدانیم. آنچه مشخص است ایرانیان کنونی از نظر نژادی و ژنتیکی بسیار به یکدیگر شبیه هستند و از نظر فرهنگی هم یک ناحیه فرهنگی را تشکیل می‌دهند. با این حال از آنجایی که فرهنگ ایرانی از فرهنگ‌های غنی محسوب می‌شود اقوام دارای آداب و رسوم و عناصر فرهنگی خاص خود هم هستند که البته در همه آنها ریشه های باستانی ایرانی دیده می‌شود.

در این نوشتار بیش از موارد ژنتیکی و نژادی، موارد فرهنگی مد نظر ما می‌باشد. چه بسی ایلامیان هم از نظر نژادی تفاوت چندانی با دیگر مردمان ساکنان فلات ایران نداشتند اما از نظر فرهنگی و زبانی تفاوت با آریایی‌ها داشتند.

اگر لرها را بازماندگان ایلامیان بدانیم، بدان معناست که بازماندگان اقوامی هستند که دارای خانواده زبانی غیر از خانواده زبانی آریایی بودند، اما لرهای امروزی به یکی از زبان‌های آریایی و ایرانی سخن می‌گویند. در فرهنگ لرها همانند دیگر ایرانیان، عناصر فراوانی با ریشه‌های باستانی آریایی دیده می‌شود و از نظر زبانی هم موارد بسیار کهن آریایی آشکار است. کسانی که اصرار می‌کنند که لرها بازماندگان اقوام ایلامی هستند طبیعتا معتقدند که لرها تحت تأثیر دیگر اقوام قرار گرفتند و خانواده زبانی آنها به کل تغییر پیدا کرده است و فرهنگ و آیین آنها دگرگون شده است. اما به نظر نمی‌رسد فرهنگ چنین قوم اصیلی تحت تاثیر اقوام دیگر تا این حد تغییر کرده باشد.

بسیاری از سنت‌ها و فرهنگی‌های منطقه لرستان ریشه در سنت‌ها و فرهنگی‌های ایران باستان دارد. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های فرهنگی هر قوم و مردمی زبان آن قوم و مردم می‌باشد. زبان مردم منطقه لرستان در میان تمامی زبان‌های اقوام ایرانی به دلیل نزدیکی جغرافیای منطقه لرستان به تیسفون پایتخت رسمی پارتیان و ساسانیان از سال ۱۲۴ پیش از زایش مسیح تا پایان دوره ساسانی، نزدیکی بیشتری به لهجه‌های پهلوی تیسفونی دارد. به علاوه نام بسیاری از اسم‌های فامیل مانند لهراسب، زیودار، پولادوند و… در متون پیش از اسلام مانند نوشته های پازند آمده است (فرخ، ۱۳۹۵: ص ۵۳).

امروز در میان لرها آداب و رسومی مشاهده می‌‌کنیم که شباهت آشکاری به آداب باستانی ایرانیان دارد. از جمله می‌توان به ارزش آتش در نزد لرها اشاره کرد. همچنین احترام به اسطوره‌های ایرانی در نزد لرها مشهور است به طوری که احترام ویژه‌ای برای شاهنامه قائل هستند و حتی بخش‌هایی از لرها در مراسم‌های عزاداری بخش آخر شاهنامه و به ویژه بخش نامه رستم فرخزاد به برادرش را می‌خوانند.

همه این موارد نشان می‌دهد که آداب و رسوم لرها پیوند نا گسستنی با فرهنگ باستانی ایران دارد.

آداب و رسومی در منابع مربوط به ایران هخامنشی دیده می‌شود که گویی برخی از رسوم لرها بازمانده آن آداب هستند. برای مثال می توان به چیدن یال اسبان اشاره کرد. در روایات دوران هخامنشی اینچنین آمده است:

وقتی که سواره نظام به اردو برگشت، مردونه و تمام قشون ایران از تلف شدن ماسیس تیوس در غم و اندوه بزرگ شدند و افراد لشکر به علامت عزاداری موها را چیدند و با یال اسبان و چهار پایان باری همین کار کردند (پیرنیا، ۱۳۸۶: ص ۶۹۲).

چنین رسمی در میان بخش های گوناگون قوم لر حتی تا به امروز می‌شود و با نام‌هایی مانند «رسم کتل» و «چمر» از آن یاد می‌شود.

برخی با توجه به آنکه در مناطق لر نشین آثاری از تمدن ایلام دیده می‌شود، می‌گویند لرها بازمانده ایلامیان هستند در صورتی که منابع و آثار باستانی نشان می‌دهند که به ایلامیان تهاجم بزرگی شد و بخش زیادی از آنها قتل عام شدند. به جز این قرار نیست در منطقه‌ای که تحت سیطره شاهان ایلامی بودند صرفا اقوامی با فرهنگ و زبان ایلام زندگی کرده باشند. ما شاهد حضور اقوام آریایی زبان مانند کاسیان از هزاره‌های بسیار دور هستیم.

پس از تهاجم خونین آشوریان به ایلام کشتار وسیعی صورت گرفت و بخش وسیعی از تمدن ایلام نابود شد و با توجه به آنکه در فلات ایران اکثریت با آریایی زبان‌ها و آریایی فرهنگ‌ها شد، در آن مناطق هم آریاها آبادانی خود را آغاز کردند.

در دوران هخامنشیان بار دیگر شکوه ایلام احیا شد و گرچه ایلامی‌ها صدمات زیادی خورده بودند اما هخامنشیان علاوه بر کتیبه‌هایی به خط و زبان آریایی، کماکان کتیبه‌هایی به خط و زبان ایلامی هم نگاشتند. هخامنشیان همانطور که از فرهنگ و تمدن همه اقوام بهره می‌بردند، از فرهنگ و تمدن ایلامیان هم بهره فراوانی بردند.

.

فرضیه‌های قابل قبول‌تر درباره ریشه‌های باستانی لُرها

درباره ریشه باستانی لرها فرضیه‌های قابل قبول تر مطرح شده است که پیوند لرها با اقوام باستانی آریایی را نشان می‌دهند. در این بخش به این فرضیه‌ها با توجه به اسناد و مدارک اشاره‌هایی می‌کنیم.

یکی از فرضیه‌ها به نزدیکی قوم لر به شاخه‌ای از هخامنشیان که در انشان قدرت گرفتند، اشاره می‌کند. می‌دانیم که بر اساس کتیبه بیستون، هخامنشیان مدتی در دو شاخه شاه بودند (کتیبه بیستون، بند ۴) که یک شاخه پدران کوروش بزرگ بودند و شاخه دیگر پدران داریوش بزرگ. با آمدن کوروش بزرگ یک شاهنشاهی بزرگ شکل گرفت. این فرضیه ها به نزدیکی اقوام لر به شاخه هخامنشیان که در انشان قدرت گرفتند، تاکید دارند چرا که از نظر زبانی، فرهنگی و جغرافیایی همسانی‌هایی با لرهای کنونی دیده می‌شود که پیش از این در این باره سخن گفتیم.

فرضیه دیگر لرها را با کاسیان در ارتباط می‌داند. مردمان کاسی که به نظر می‌رسد بخش‌هایی از آنها در کوهستان ساکن بودند و از هزاره‌های پیش از میلاد در فلات ایران حضور داشتند. آنها چندین قرن بر بابل حکومت کردند و آثار فراوانی از دوران حاکمیت آنها در بابل به دست آمده است.

البته به نظر می‌رسد در هزاره‌های دور چندین قوم در سراسر فلات ایران با واژه کاس یا کاش در ارتباط بودند و شاید آن اقوام دارای ریشه یکسان بودند. از جمله می‌توان به کاس‌پی‌ها و کاس‌سی‌ها و یا شاید کاشی‌ها اشاره کرد.

برخی احتمال می‌دهند «مردم کاس‌پی» تیره‌ای از قوم کاس بودند که در جلگه‌های پست و کنار آب؛ یعنی در جوار رودها و دریا می‌زیستند. تیره دیگر قوم کاس به اسم کاس‌سی نامیده می‌شدند. برای شناخت کلمه «سی» که پسوند آن است، می‌توان از اعلام جغرافیایی بهره گرفت، زیرا محل‌هایی در نواحی جنوبی و غربی دریای کاسپین و در غرب ایران، به ویژه دره های سرسبز زاگرس و مناطق زیست خاندان های لر بزرگ و کوچک وجود دارند که وسعت محل سکونت آنان از آذربایجان شرقی تا لرستان و فارس گسترده است. در این سرزمین وسیع آبادیهایی هستند که ابتدای نام آنها با کلمه «سی» شروع می شود… به نظر می‌رسد کاس‌سی‌ها در مناطق کوهستانی و ارتفاعات سکونت داشتند (ن.ک: رضا، ۱۳۸۶: صص ۱۳۷-۱۳۹).

نکته مهم آنجاست که شواهد گوناگون نشان می‌دهد که کاس‌ها از اقوام آریایی بودند. نام مردم کاس از ریشه ایرانی کَس برابر با هندی کهن کَس به چم درخشان و آشکار می‌آید که بازگشت این واژه در هندوآریایی کهن کاسَه (هر چیز درخشان)، هندی کهن کاسَه (شیشه)، پارسی باستان کاسَکَه (سنگ بهادار)، پارسی کاس (شیشه) و کاشه (یخ) و… همگی با نام مردم کاسی یا کاشی در پیوندند. ایزدان اقوام کاسی هم با واژه‌های آریایی در پیوند هستند. برای مثال کَمولَه ایزد آب کاسیان بود که برگرفته از واژه هندی باستان کَمَلَه به چم آب است. شوگورو ایزدی دیگر از ایزدان کاسی بود که جایگاهی بسیار بالا داشت و ریشه نام آن را می‌توان در واژه کهن هندی سوگورو به چم بسی والا دانست. شوریَش ایزد خورشید کاسیان بود؛ این واژه با واژه آریایی و هندی باستان سورْیَه و سوری‌یَه (خورشید،ایزد خورشید) برابری می‌کند. گونه آغازین این واژه در زبان آریایی کهن سورْیَس بود که سپس «س» به «ه» دگرگون شد ‌و این واژه خود برگرفته از واژه آریایی سوَه و سوَر (خورشید) است که در اوستایی به گونه هوَر و هوَرِه و در پارسی باستان به گونه خوَر و در پارسی امروزی به گونه خور و خورشید آمده است (ن.ک: درخشانی، ۱۳۸۲: صص ۱۱۵-۲۰۴).

با توجه به این شواهد می‌توان گفت که کاسی‌ها آریایی بودند و بنابراین فرضیه‌هایی که درباره غیر آریایی بودن ریشه لرها می‌گویند چندان قابل اعتنا نیست. هنوز هم آداب و رسوم فراوانی در میان لرها دیده می‌شود که یادآور فرهنگ باستانی آریایی است.

لرها یکی از میهن‌پرست‌ترین اقوام ایرانی هستند و همواره به رشادت و دلاوری مشهور بودند. بزرگان قوم لر خدمات فراوانی به ایران و فرهنگ ایرانی کرده‌اند و قوم لر پیوند ناگسستنی با ایران دارد. متأسفانه اخیرا فرضیه‌های سست درباره ایلامی بودن لرها مورد استقبال ایران‌ستیزان هم قرار گرفته است و به دنبال ایجاد تفرقه در میان اقوام ایرانی هستند. حتی مشاهده می‌شود برخی از افراد نزدیک به جریان منحوس پانترکیسم با هویت‌های جعلی در فضای مجازی از فرضیه‌های سست سوء استفاده می‌کنند و به دنبال ایجاد تفرقه هستند. اما مطمئنا با هوشیاری اقوام ایرانی از جمله آذری‌های بزرگوار و قوم دلیر لُر، ایران‌ستیزان موفق نخواهند شد.

کتاب‌نامه:

– دهقان، اشکان؛ نظری‌پور، حسین (۱۶ شهریور ۱۳۹۶). «لُرها پیوندی با ایلامیان باستان ندارند / کاسی‌ها آریایی بودند». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=16729

– پیرنیا، حسن (۱۳۸۶). ایران باستان. جلد ۱٫ تهران: انتشارات نگاه.

– درخشانی، جهانشاه (١۳۸۲). دانشنامه کاشان، آرییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان. زیر نظر حسین محلوجی. جلد سوم دانشنامه کاشان. تهران: بنیاد فرهنگ کاشان.

– رضا، عنایت الله (۱۳۸۶). اران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول. تهران: وزارت امور خارجه.

– فرخ، کاوه (۱۳۹۵). ساختار ارتش اشکانیان (پیاده نظام، سواران سنگین اسلحه و کمانداران). با همکاری غلامرضا کرمیان. تهران: انتشارات خانه تاریخ و تصویر ابریشمی.

 

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136 سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام خردگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

14 دیدگاه

  1. سلام اولا تمام مردم ایران از لحاظ ژنتیکی ۸۰ درصد با هم مشترک هستن دوما لرها(لر کوچک و بزرگ فرقی نمیکنه) از قوم پارس هستن و پارس نباید با فارس الان اشتباه شود چون بعضی از شیرازی ها و یزدی ها میگن لحجه ما فارسیه اما فارسی الان در واقع تغییر یافته زبان پارت ها یا اشکانیان است

  2. سلام … توجه شما را به پژوهش نژاد شناسی فلات ایران در سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ توسط دانشگاه شهر کرد جلب میکنم که نشان میدهد برخلاف باورهای متداول خوزی ها و ایلامی ها آریایی هستند و نه سامی

    • اشکان دهقان

      درود

      بر اساس پیمان نامه کاربری گذاشتن لینک وبلاگ در بخش دیدگاه ها ممنوع می باشد. اما اگر متن را کامل خوانده باشید در جایی نوشته شده است: «در این نوشتار بیش از موارد ژنتیکی و نژادی، موارد فرهنگی مد نظر ما می‌باشد. چه بسی ایلامیان هم از نظر نژادی تفاوت چندانی با دیگر مردمان ساکنان فلات ایران نداشتند اما از نظر فرهنگی و زبانی تفاوت با آریایی‌ها داشتند».

  3. ما تمدن هفت هرارساله داریم نه دوهزارو پونصد ساله و مهاجرت اریاییها کاملا غیر مستند و غیر منطقی مطمئن باشید در اینده نه چندان دور متوجه خواهیم شد که عیلامیها نیاکان پارسها هستن که از زمان هخامتشیان ابن نام رو به اونا نسبت دادن پارس یعنی نگهبان و اگه دوهزاروپونصدسال تمدن داربم پس تمدن ارته یاهمون جیرفت که پنج هزارسالست یا هیرکانیان و نیا مادی کجارفت ….به این کشور مهاجرتی صورت نگرفته بلکه مهاجرت به سوی اروپا از فلات ایران بوده ابنقد گول تاربخسازی یهودیا رو نخوریدوالسلام

  4. کتاب‌های پورفسور والتر هینتس و کتاب‌های دکتر رقیه بهزادی را بخوانید تا بفهمید که لرها بخشی از تمدن ایلام باستان بودند. همچنین، خانم مارسلا روم پف پژوهشگر ایلام شناس را در اینترنت سرچ کنید تا ببینید که گفته زبان لری ریشه در ایلام باستان دارد. از طرفی فقط لرها وارثین ایلام نیستند بلکه مردمان خوزی مانند دزفولی و شوشتری و سیاه‌پوستان جنوبی هم بازماندگان ایلام هستند. لرستانی‌ها ( استان سیماشکی) نژاد کاسی یا کاسیت هستند و می‌توانید کتاب کاسی‌ها (کاسپی‌ها) نوشته‌ی دکتر فریدون عبدلی‌فر* را مطالعه کنید. کتاب‌های تاریخ اساطیر و تطبیقی ایران باستان در شش جلد نوشته جواد مفرد کهلان هم در این باره مطالب ارزنده‌ای نوشته است.
    فکر کنم به اندازه کافی پاسخ شما را داده باشم

    • درود.
      دوست گرامی، اگه اینطور باشه که لرها اصلا آریایی نیستن!
      لرها زیر مجموعه پارس‌ها هستند. به خدا خنده‌م میاد از حرف‌هاتون. انگار شما و اینهایی که نام بردید نمیدانید محدوده‌ی کاسی ها کجا بوده! لَک ها بازماندگان کاسی‌ها هستند. همه‌ی اشیاء کاسی ها تنها در مناطق لک نشین یافت شده، حتی یک دانه هم در خرم آباد و الیگودرز و دورود و جاهای لرنشین پیدا نشده. کاسی چه ربطی به ایلامیان داره آخه!! پیش از ورود سه قوم بزرگ پارت و ماد و پارس، قوم هایی دیگه‌ای در جنوب و شمال و غرب بوده.
      وقتی فرق میان کاسی و ایلامیان را متوجه شدی بیا بحث کن.

  5. درود.
    میشه اینهایی که اومدن و گفتن لرها ایلامی بودن، مدرک و بن مایه بیارن؟
    در ایلام کنونی، مردمانی با زبان و گویش های گوناگونی زندگی میکنن. همچون لَک‌ها، کُردها، تُرک‌ها، فارس‌ها و لُرها.
    این دلیلی بر این نیست که چون لُرها هم در اونجا زندگی می‌کنن، ایلامی هستن.
    میگید در درازای زمان، لُری تغییراتی زیادی کرده که امروزه به فارسی شبیه. خب، یک پرسشی از شماها دارم، چرا زبان کُردی و لَکی این حجم از تغییرات را نداشتن؟! چرا اونها به فارسی شبیه نشدن؟!
    خیلی‌ها میگن لُرها ماد هستن، خیلی ها میگن لرها کاسی هستن، خیلی ها میگن پارسی هستند، روشنه که اینها هنوز جوهر علمی و پژوهشی ندارن و تنها بازتابی از حرف های کوچه بازاریه که به هم میگن.
    بازماندگان کاسی‌ها همین لَک‌ها هستند. اینجا نمیشه عکس آپلود کرد تا چند عکس نوشته بارگذاری کنم که ببینید، ولی روی نت پیدا میشه. همه‌ی اسناد و اشیا قیمتی یافته شده از قوم کاسی، همه و همه در محدوده‌ی لک نشینان پیدا شده. مردمانی که از روزگاران دور در همین نقطه‌ای که هستند، زندگی کردن. جدا از تبعیدهایی که داشتن.
    پارسال، لَکی را از زبان‌های رسمی کشور شناخته و به ثبت ملی رسید، که این باعث شد شبهاتی که برخی‌ها گفتن که لکی از کُردی و لُری گرفته شده رد می‌کند.

    گویا مادها هم نیای کُردها هستند، با توجه به محل زندگی و رسومات آریایی‌ای که هنوز به آن پایبندن و هرگز نذاشتن فراموش بشه. کُردی یکی از زبان‌های رسمی کشور شناخته شده است.

    لرها از یکی از شاخه های نوادگان پارسی هستند. این تیره، تونسته تا جایی که امکان داره برخی از سنت‌های پیشین خود را نگه داره، به ویژه لرهای بختیاری و…
    و اما درباره زبان، لُری شاخه‌ای از زبان فارسیه، ولی توانسته برخی از واژه‌های قدیمی را در خود نگه داره. بهرحال، لُری یک گویش شناخته میشه تا زبان؛ چرا که خود زیر مجموعه‌ی زبان فارسی است. میتوان لُری را به آسانی فهمید و درک کرد، چنان که نیازی به یادگیری ندارد، مگر برخی از واژگان.

    با توجه به واژگان و گفته‌های اساتید بزرگ تاریخ و ادبیات از جمله استاد کزازی، لَکی و کُردی واپسین زبان ها و بازمانده‌های زبان پهلوی و اوستا می‌باشد، که واژگان و رسم‌الخط این دو زبان کاملا گویای این سخن می‌باشد.

    یکی از مواردی که برای مستقل شدن یک زبان در نظر گرفته می‌شود، ادبیات آن زبان است. که هم کُردی و هم لَکی و هم دیگر زبان‌های کشور این ادبیات را دارند.
    مثلا، زبان لَکی نَسکی به نام “شاهنامه لَکی” و “پیشگویی‌های خان الماس” و غیره را داراست.
    چه لکی و چه کُردی، هر دو زبان دارای واژه‌نامه‌هایی بالای ۳۰ هزار واژه است.

    بهرحال، همه‌ی ما ایرانی هستیم و باید یکپارچه باشیم.

    شاد و مانا باشید.
    بدرود.

  6. داریوش شاه رییس سازمان آب کشور را (اَو تَر) نامید که از دو کلمه ی (اَو)به چم (آب) و (تَر) به چم (دار)
    تشکیل میشود و(اَو تَر) به زبان امروزی آبدار میشود.

    همچنین یکی از شعارهای به نام پادشاهی ایشان ، که در سنگ نبشته ی بیستون نیز نوشته شده
    است جمله ی (زورا نی کونوم )میباشد که به زبان فارسی کنونی (ستم نمیکنم)میشود.اکنون پس از دو
    هزار و پانصد سال واژگان بالا (هِدُم ، اَو ،زورا نی کونوم)بدون هیچ دگرگونی در زبان ما بختیاری ها گویش
    میشود.

    • درود بر شما، خانم سیما.
      در زبان هخامنشی باستان به آب گفتن آپ ap.
      در زبان کُردی سورانی میشه ئاو āw.
      در زبان لَکی هم همان آو میشه.
      در بلوچی همان آپ میشه.
      مازندرانی میشه او ow.

      دقت کنید بانو، آو در این گویش‌ها و زبان‌ها هم یافت میشه. زورا همان زور و جبر و ستم میشه دیگه، در پارسی هم هست. نی‌کونوم هم همان نمی‌کنم پارسی است، ولی شکل امروزیش همان نمی‌کنم هستش.
      این نشان از آن دارد که لُری، زیر مجموعه‌ای از زبان فارسی است.

      برای آگاهی‌تون سپاسگزارم.
      بدرود

      • شما که میگی لری زیر مجموعه فارسی هستش من لر ممسنی هستم ایا این کلمه رو از فارسی میدونی ؟؟ ورکلاچنداش یعنی چه… بشخنش ..خسی .. اوشا ..و خیلی از کلمات دیگه اولا این فارسی که در حال حاضر شما صحبت میکنی یا میکنیم بازمانده زبان اشکانی یا پارتی هستش و نزدیکی اون هم بدلیل قرابت زبانی اریایبها هست زیان پارسی رو میتونی در میان همین لرها پیدا کنی مثلا کلمه رته یعنی رفته و ف از اعراب وارد فارسی شده با یه سر زدن به استان های لر نشین بزنی متوجه زبان بودن لری میشی گرچه واژه لر به محدوده جغرافیای زاگرس گفته میشه نه قوم خاص که در یه دوره خاص این اسم و گرفته و اعراب به مکانهای سرسبز لیر میگن شما دقت کنی زبان هخامتشیان به لری خیلی نزدیکتره تا فارسی

  7. لر ها و بختیاری بازماندگان تمدن ایلام هستند
    و دلایل زیادی جهت اثبات آن وجود دارد
    درسته ک در حال حاضر زبان لرها و بختیاری ها فارسی می باشد ولی در زبان آنها کلماتی وجود دارد که هیچ گونه غرابتی با زبان فارسی ندارد بلکه ریشه در زبان ایلامی دارد همچنین بسیاری از اداب و رسوم از جمله ریسندگی و و نوع پوشش بختیاری بسیار مشابه پوشش ایلامی ها میباشد
    شما می توانید طرح زیگورات چغازنبیل را به راحتی در لباس بختیاری ها ببینید که خود این از نشانه های این واقعیت است که بختیاری ها از ساکنان معبد چغازنبیل بوده اند.

    متاسفانه این روزا شاهد این مسئله هستیم که اعراب جدایی طلب به دروغ جعل تاریخ کرده و با بیان دلایل واهی و به دور از واقعیت ایلامیان را عرب معرفی کرده
    در صورتی که تمدن ایلام هیچ گونه ربط و نسبتی با اعراب نداشته است.

    • درود.

      در آغاز باید اشاره کنم که با شما موافقم که عرب‌ها ربطی به ایلامیان ندارند. اساسا ایلامیان هیچ‌گونه پیوندی با سامیان ندارند و بنابر رای بیشتر تاریخ‌نگاران پرآوازه‌ی جهان، ایلامیان از نژاد غیر سامی هستند و زبانشان نیز بسیار از زبان‌های سامی دور است.

      اما بقیه موارد در دیدگاه شما بسیار عجیب است و من به عنوان یک لر پیشنهاد می‌کنم بیشتر درباره لرها تحقیق کنید و با مطالعه دقیق‌تر و کامل‌تری درج دیدگاه کنید.

      در دیدگاهتان گفتتید که نقش و نگار روی چوقای بختیاری‌ها از چغازنبیل گرفته شده است. هرچند به راحتی نمی‌توان نقش و نگار روی چوقای بختیاری را به چغازنبیل پیوند داد ولی باید توجه داشته باشیم که چوقای بختیاری بیش از صد سال پیشینه ندارد و تا پیش از آن مردان بختیاری از شال و قبا برای پوشاندن تن خود بهره می‌گرفتند (برخی هنوز هم شال و قبا می‌پوشند.) و همه می‌دانند که شال و قبا پوششی باستانی است و حتی در پارسه (تخت جمشید) نیز یافت می‌شود‌؛ دیگر از گیوه که آن را پاپوش ساخت گیو می‌دانند، سخن به میان نمی‌آورم.

      در بخشی دیگر از دیدگاهتان گفتید که لرها به زبان فارسی سخن می‌گویند. بنابر رای همه بن‌مایه‌های بنام زبان‌شناسی، لری خود یک زبان است و جزو شاخه باختری زبان‌های ایرانیست و همچنین بیشتر واژگان لری ریشه در پارسی میانه دارند به گونه‌ای که در شاهنامه فردوسی واژگانی هست که امروزه در زبان پارسی به کار برده نمی‌شوند ولی در زبان لری از آن‌ها بهره می‌گیرند(واژگانی همچون ویر، آ، دار و…) و این نشان از نژادگی زبان لری دارد.
      در پاسخ به بخشی از متنتان که در آن گفته بودید برخی واژگان لری ریشه در زبان ایلامی دارند هم باید بگویم که هرگاه توانستید واژگانی با ریشه ایلامی در زبان لری بیابید آنگاه من برای پاسخگویی آماده خواهم بود.
      بدرود.

  8. شهر باستانی لیدوما یکی از چهار شهر اصلی هخامنشیان به ربط دقیق لرها و هخامنشیان داره بقیه مستندات بمونه واسه بعد بدرود

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا