استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » پارسی گویی » عشق به زبان پارسی در مغرب زمین

عشق به زبان پارسی در مغرب زمین

کانال رسمی خردگان

| فرستنده: پوریا پارسا | واپسین به روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ |


عشق به زبان پارسی در مغرب زمین

عشق به زبان فارسی در جهان

در طول تاریخ، زبان پارسی در نزد بسیاری از اقوام و ملل گرانقدر شمرده می‌شده و این زبان در ادب و هنر جایگاه ویژه‌ای داشته است. هرچند این روزها بی مهری‌هایی به زبان پارسی می‌شود اما این زبان جایگاه والای خود را میان فرهیختگان ایران و جهان حفظ کرده است.

Timothy Doner، جوان امریکایی که در ۱۷ سالگی به ۲۳ زبان دنیا مسلط بود هنگامی که در یک برنامه تلویزیونی درباره زبان محبوبش از وی سوال شد، به زبان پارسی اشاره کرد. وی که به زبان‌هایی مانند انگلیسی، فرانسوی، روسی، آلمانی، ایتالیایی، عبری، عربی، ترکی، هندی و… مسلط است، شعر پارسی را خوشایند و محبوب خود دانست. هنگامی که مجریان برنامه از وی خواستند تا شعری به زبان پارسی بخواند، این جوان امریکایی به حافظ شیرازی اشاره کرد و یکی از شعرهای نیک این شاعر بزرگ ایرانی را خواند:

زاهدخلوت نشین، دوش به میخانه شد

از سرپیمان برفت، برسر پیمانه شد

در اینجا فیلم مصاحبه این جوان را ببینید و یا دریافت کنید

دریافت ویدیو

عطاء الله آموزیان در مقاله ای* چهره‌های برجسته‌ی ادب فارسی،از‌ جمله‌ سعدی،فردوسی،حافظ و‌ خیام را تـاثیرگذار در ادبـیات غـرب دانسته و با استناد به منابعی که در غرب‌ انتشار یافته‌ پیش‌تازی و تقدم فضل ایرانیان را در این خصوص بـیان داشته است. سفرنامه‌های‌ گوناگون مسافران و پیک‌های اروپایی‌ به‌ دربار شاهان صفوی و ایران،به ویژه«شاردن»و «تاورنیه»،جهان‌ غرب را از سـده‌ی هفدهم میلادی با شـعر و ادب فـارسی آشنا ساخت.

اولین شاعر بزرگ ایرانی که توجه نویسندگان و شاعران‌ اروپایی را به خود جلب کرد سعدی بود. در سده‌ی‌ هجدهم«فرانسوا ولتر»با الهام‌ از مقدمه‌ی بوستان که در سفرنامه‌ی‌ «شاردن» خوانده بود،قطعه شعری را به‌ زبان فرانسوی سرود.۱

«دیدرو»از بزرگان‌ عصر روشنفکری و از نویسندگان‌ دایره المـعارف،چکیده‌ای از گلستان را به‌ فرانسوی برگرداند.۲

«آپه بلانشه» نویسنده‌ی دیگر فرانسوی در ۱۷۸۴ با‌ الهام‌ از‌ سعدی مجموعه‌ای به نام حکایت‌ اخلاقی و قصه‌های شرقی انتشار داد۳

داستان‌های هزارویک‌شب،برخلاف‌ تصور معروف،اصل آن عربی نیست بلکه‌ ترجمه‌ی عربی کتاب پهلوی هزار افسانه‌ است و در ضمن از همه‌ی تمدن‌ها و فـرهنگ‌های شـرقی از‌ هند‌ تا چین نیز مایه‌ گرفته است.این کتاب در سده‌ی هجدهم‌ با استقبال بی‌نظیری روبه‌رو شد و از همان‌ آغاز به اغلب زبان‌های اروپایی ترجمه‌ گردید.تنها در فرانسه از سال ۱۷۰۴ تا ۱۷۸۶ بیش از‌ هفتاد‌ بار به چاپ رسید.۴

کتاب«نامه‌های ایرانی»منتسکیو، که در ۲۷۱ میلادی‌ نوشته‌ شد این واقعیت‌ را منعکس می‌کند که بسیاری از اروپاییان با همان دانـسته‌ها و یـافته‌های ناقص و ضعیفی‌ که از فرهنگ ایرانی داشتند،آداب و دین‌ و آیین‌هایی‌ ایرانی را بسیار پسندیده‌تر از صورت‌های رفتاری مسیحیان اروپایی‌ می‌دانستند.۵

در‌ سده‌ی‌ نوزدهم نیز ادب و فرهنگ اروپایی و نویسندگان و روشنفکران‌ اروپایی مانند سده‌ی پیش هم‌چنان‌ تحت‌تاثیر جاذبه‌ی ادب و فرهنگ ایرانی‌ بودند.یکی از‌ روشنفکران‌ فـرانسوی، «کنت‌ دو گـوبینو»سفیر فـرانسه در ایران بود. او چنان شیفته‌ی ایـران شـده‌ بـود که‌ می‌گوید:

«می‌دانم که امروز حوادثی بد در ایران‌ می‌گذرد و فساد در این کشور گسترش یافته‌ است ولی ایران هم‌چنان‌ ایران‌ است.»۶او در‌ جای دیگر به شرح گفت‌وگوی خود بـا روشنفکران ایـرانی تـحصیل کرده در‌ فرانسه‌ می‌پردازد‌ و می‌گوید که این ایرانیان‌ تحصیل‌کرده به خـوبی تـوانسته‌اند اندیشه‌های غربی را به رنگ ایرانی درآورند و از ترکیب‌ آن‌ها‌ با‌ اندیشه‌های خود اندیشه‌های نوینی بسازند.۷

سبک ادبی رمانتیسم و نوسیندگان و شاعران وابسته به این‌ سـبک‌ شـدیدا‌ تـحت‌ تاثیر شعر و ادب شرق،به ویژه ایران،بودند و پیوسته می‌کوشیدند از منابع ادبی ایران‌ الهام بگیرند.

دومین شـاعر‌ ایرانی‌ که فرهنگ‌دوستان‌ و ادیبان اروپایی را مسحور خود ساخت، فردوسی بود.«شاردن»اولین اروپایی‌ای‌ بود که شاهنامه و سراینده‌ی‌ آن‌ را می‌شناخت و این آگاهی را بـه مـا مـی‌دهد که‌ این حماسه در سراسر آسیا‌ خواننده‌ی‌ فراوان‌ داشت.۸

«لویی‌ لانگس»اولین‌ خاورشناس فرانسوی بود که بـه عـظمت کار فردوسی و ارزش شاعرانه‌ی آن پی برده بود و‌ او‌ را در بزرگی هم‌پایه‌ی هومر یونانی‌ می‌دانست.وی در این باره می‌گوید

«شاهنامه آن‌چنان زیباست و زبان‌ فردوسی‌ آن‌چنان‌ بـا طـبیعت هـماهنگ است که‌ اشعارش به هر زبانی ترجمه شود باز هم‌ لطافت و جاذبه خود‌ را‌ هـمراه خواهد داشت.»۹

ترجمه‌ی کـامل جـلد اول شاهنامه به‌ کوشش«ژول مل»چنان تاثیری در محافل‌ فرهنگی اروپا‌ گذاشت‌ که‌ یکی از استادان‌ دانشگاه سوربن در سال ۱۸۹۳ گفت

شاهنامه یکی از بـزرگ‌ترین آثـاری اسـت که‌ نبوغ بشر‌ فراهم‌ آورده‌ است.۱۰

«موریس‌ مترلینگ»نمایش‌نامه‌نویس سمبولیست‌ سوئدی بیش‌تر مایه‌های داستانی‌ نمایش‌نامه‌ی معروفش،«پلئاس»و «ملیزاند»را از شاهنامه گرفت.۱۱

گذشته از شاعران بـزرگ و شـناخته‌ شده‌ی فرانسوی، هنرمندان و روشنفکران انقلاب فرانسه نیز به شعر فارسی و شاعران ایرانی ارادت‌ می‌ورزیدند.«آندره شینه»شاعر انـقلابی‌ فرانسه کـه‌ سـرش‌ به زیر گیوتین«روبسپیر» رفته بود،خاطراتی از خود به جا گذاشت‌ که پر است از‌ یادداشت‌های‌ مربوط به‌ سعدی.۱۲

«لازار کارنو»جد سـعدی کـارنو رئیس‌جمهور فرانسه،که یکی‌ از برجسته‌ترین‌ شخصیت‌های‌ انقلابی فرانسه‌ بود،از فرط دل‌بستگی به سعدی و گلستانش‌ نام‌ سـعدی را بـرای دو پسـرش‌ گذاشته بود.

سومین شاعری که روح‌ شاعران اروپایی را در تب‌وتاب‌ انداخت‌ حافظ‌ شیراز بود.او که خود را‌ از‌ هرگونه‌ تعلق آزاد‌ می‌دانست‌ پیش‌ از هـمه بـر«مکتب‌ پارناس»اثر گذاشت که هنر‌ را‌ برای هنر می‌خواست و وظیفه و کارکرد اصلی‌ هنرمند را خلق اندیشه‌ها و تخیلات‌ زیـبا بدون‌ هـرگونه پایـ‌بندی به رسالت‌ها و تعلقات دیگری‌ می‌دانست.«پان لاهور» شاعر فرانسوی نیمه‌ی‌ دوم‌ سده‌ی نوزدهم‌ که با الهام گرفتن‌ از‌ حـافظ مـجموعه اشـعاری‌ به نام«پندار»منتشر کرده بود،درباره‌ی‌ حافظ،این چکامه را سرود که دلیل بر قابلیت پذیرش‌ جهانی‌ شعر فـارسی اسـت. حافظ بلبلی دیوانه‌ی‌ گل‌ها و‌ در‌ آتش عشق مهرویان‌ می‌سوخت‌ و‌ روحی شعله‌ور و بی‌قرار‌ داشت‌ و‌ همه‌چیز او را به وجد و شوق مـی‌آورد وجد و شـوق و یا اشک و اندوه‌ و‌ درهای رهایی‌بخش که به مرگ‌ رهنمون می‌گردد.

زیرا که‌ تشنه‌ی عشق‌ بود

و درد‌ عـشق را سـرچشمه‌ی زندگی‌ می‌دانست

و چون روحش هرگز از باده‌ی عشق‌ سیراب نمی‌شد

و هرچه بـیش‌تر دوسـت مـی‌داشت، بیش‌تر در تب عشق می‌سوختـ

سمندوار خود‌ را در آتش افکند

و لب بر‌ جام‌ عـشق‌ الهـی‌ زد

همان جامی که خداوند‌ بر‌ جان‌های‌ شیفته‌ارزانی داشته است.۱۳

این همه ستایش و شیفتگی«ژان لاهور» بی‌گمان از ترجمه‌ی ناقص شـعر حـافظ به‌ زبان فرانسه سرچمشه‌ گرفته،که‌ قـطره‌ای‌ از‌ دریـای جهان شـاعرانه زیـبای حـافظ است. تنها شاعران‌ و نویسندگان‌ فرانسوی‌ نبودند که‌ از‌ بـاده‌ی شـعر حافظ سرمست شده‌ بودند،بلکه شاعران ملت‌های دیگر اروپایی نیز مانند«گوته»شاعر آلمانی در برخورد با جـلوه‌های زیـبا وجدآور جهان‌ شاعرانه‌ی حافظ مبهوت و انگشت بـه دهان‌ مانده بودند.«گوته»در دیوان شـرقی‌اش‌ می‌گوید

«حافظ دلم می‌خواهد از شیوه‌ی‌ غزل‌سرایی تو تقلید کنم.چون تو قافیه پردازم و غزل خویش را به‌ ریزه‌کاری‌های گفته‌ی تو بیارایم.دلم‌ می‌خواهد هـمه‌ی ایـن دستورهای را به کار‌ بندم‌ تا‌ شـعری چـون تـو ای شاعر شاعران جـهان‌ سروده بـاشم.ای حافظ،هم‌چنان‌که‌ جرقه‌ای بر آتش زدن و سـوختن شـهر امپراتوران کافی است از گفته‌ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای مرا در تب‌وتاب‌ افکنده‌ است.»۱۴

شاعر دیـگری کـه پیش از همه‌ی شاعران‌ فارسی‌گوی و حتی شاعران بـزرگ اروپایـی‌ دل و جان اروپاییـان را تـسخیر مـی افسونگر ولی تلخ‌گون خود سـاخت خیام‌ است. مشهور‌ است که اروپاییان پس از‌ کتاب‌ مقدس‌ خود بیش‌تر از هر اثر دیگری خیّام‌ خوانده‌اند. ۱۵اما چرا جهانیان بـه ویـژه‌ اروپاییان این همه خیام را خوانده‌اند و او را می‌ستایند؟

شاید بتوان ایـن راز را بـدین‌سان‌ گـشود که‌ بـزرگ‌ترین و مـهم‌ترین مضمون‌ رباعیات‌ خیام‌ چـالشی اسـت که انسان‌ها در اعصار گوناگون و در زمان‌های مختلف‌ داشته‌اند و آن چیزی جز همان دست‌ و پنجه نرم کردن همیشگی‌ با مرگ نبوده‌ است.پاسخ او در واکـنش بـه‌ مرگ،روی‌آوردن‌ به زنـدگی و روی‌گردانی از هر آن‌ چیزی‌ است‌ که مرگ‌ انسان‌ها را بـدان‌ فرامی‌خواند.خیام‌ اندیشیدن بـه مـرگ مـحتوم‌ را تـنها زمـانی و تا آن‌جایی‌ روامی‌دارد که هشداری‌ باشد به انسان در جهت‌ لذت بردن از لحظه‌لحظه‌ زندگی و سرشار کردن این‌ لحظه‌ها از جوهر همدلی و عشق به‌ جلوه‌های‌ زیبای حیات‌ انسانی.طبیعت‌ این چالش و رهنمود زیبا و در ضمن خردمندانه و انسانی خـیام بود که‌ جهان را شیفته خود ساخت.کسی‌ می‌تواند این‌گونه بیندیشد و به این زیبایی اندیشه‌اش‌ را در پهنه‌ی جهانی هدیه‌ کند‌ که‌ دارای‌ فرهنگ سردوگرم چشیده‌ی روزگار باشد و در سیر تاریخی‌اش جهان را درنوردیده و با همه رنگ مردم و هـفتاد‌ و ‌‌دو‌ مـلت آشنا شده و حقیقت را در پشت و فراسوی‌ تعصبات و کوته‌اندیشی‌های قومی،نژادی‌ و محلی‌ به‌ زیبایی‌ جسته و یافته باشد.

* آموزیان، عطاءالله (۱۳۸۵). «تأثیر شعر فارسی بر ادبیات اروپا». مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسی. شماره ۷۹.

 

یادداشت:

(۱).حدیدی،جواد،از سعدی‌ تا آراگون.صص ۷۸-۶۸

(۲).همان،ص ۸۸

(۳).همان،ص ۹۰

(۴).همان،ص ۱۰۰

(۵).همان،صص ۴-۳۲۱

(۶).همان،ص ۷۳۲

(۷).همان،ص ۸۳۲

(۸).همان،ص ۹۴۲

(۹).همان،ص ۱۵۲

(۰۱).همان،ص ۸۵۲

(۱۱).همان،ص ۸۷۲

(۲۱).همان،ص ۲۹۲

(۳۱).ثلاثی،محسن.جهان‌ ایرانی و ایران جهانی، صص ۳۹۱-۲۹۱

(۴۱).گوته،دیوان شرقی، ص ۴۵

(۵۱).حدیدی،پیشین، ص ۹۵۳

 

کتاب نامه:

– ثلاثی،محسن،جهان ایرانی‌ و ایران جهانی، تهران،مرکز نشر،۱۳۷۹

– حدیدی،جواد،از سعدی‌ تا آرگون،تهران، مرکز نشر دانشگاهی ۱۳۷۳

– گوته،یوهان،دیوان شرقی،ترجمه شجاع الدین‌ شفا،کتابخانه سقراط،تهران،۱۳۸۲


اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه ( www.kheradgan.ir ) و نویسنده آن را یاد کنید

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 7 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 4٫43 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا