استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » سقوط دولت سلوکیان

سقوط دولت سلوکیان

کانال رسمی خردگان

| فرستنده: پوریا پارسا | واپسین به روزرسانی: ۲۱  خرداد ۱۳۹۴ |


 سقوط دولت سلوکیان.

سقوط سلوکیان - خردگان - www.kheradgan.ir

مجسمه «هرکول» از آثار تاریخی مجموعه ثبت جهانی شده بیستون مربوط به دوران سلوکیان

خاور (مناطق آسیاى مرکزی و ایران) صحنه اصلى اجراى سیاست سلوکیان در زمان باستان بود. در زمان سلوکوس اول پسر و وارثش به نام آنتیوخوس (٢٨٠-٢۶١ ق. م.) به‌عنوان دستیار شاه سیاست‌هاى دولت سلوکیان را در بخش خاورى متصرفات پدرش اجرا مى‌کرد.

براى تقویت موقعیت سلوکیان شهرهاى نوى در روستاهایی که لشکریان در آن پادگان بودند، بنا گردید، شهرهاى قدیمى نوسازى شدند و کارهاى دیگرى انجام گرفتند (مثلا پیرامون واخه مرو دیوارکشى شد و غیره) .

اما بعدا این سیاست دگرگون گردید. مرکز ثقل سیاست سلوکیان بیشتر به غرب انتقال یافت. جنگ‌هاى دامنه ‌دارى میان سلوکیان و پتولمى‌ها بر سر تسلط بر جنوب سوریه درگرفت (جنگ‌هاى سوریه)، ساتراپ هاى خاورى تابع دولت مرکزى به‌عنوان منابعى براى استثمار تلقى شدند و این مناطق مراکزى تدارکاتى براى اجراى سیاست فعال در مرزهاى باخترى به‌کار رفتند. ساکنان یونانى و مقدونى مناطق خاورى نمى‌توانستند با این وضعیت سازگار باشند. در برابر دولت یک مشت مسایل پیچیده وجود داشت (افزایش ناخشنودى مردم محلى، تهدید عشایر کوچ‌نشین و غیره) و اگر این مسایل حل نمى‌شدند بیگمان بهره‌کشى از منابع مادى و انسانى آن منطقه براى عملیات در غرب دشوار بود. به این انگیزه‌ها روحیه جدایى ‌خواهى در خاور افزایش مى‌یافت، و بیشتر ساکنان خواهان گسستن بند اطاعت از شاه سلوکى بودند. در نیمه سده سوم ق. م. زمان مناسب براى انجام این منظور فرارسید، در این هنگام، ستیزهاى داخلى ارکان دولت سلوکیان، و عقب‌نشینى ارتش این دولت در جنگ با پتولمى‌ها حکومت را به مرز فاجعه هولناکى سوق داد. در همین هنگام ساتراپهاى باختر سغدیان و پارت از قلمرو دولت سلوکیان جدا شدند. ضمن رویدادهاى بعدى پارت‌ها موفق به تشکیل دولت پارت گردیدند (به بخش بعدى مراجعه شود)، و در سرزمین‌هاى باختر[=بلخ] و سغدیان، حکومت یونانى- باخترى تشکیل گردید. لشکرکشى سلوکوس دوم (٢٣٠-٢٢٧ ق. م.) به شرق با وجود کامیابیهاى نخستین سرانجام به شکست گرایید. اینگونه حاشیه شمال شرقى قلمرو سلوکیان از دست شاه آن دودمان خارج شد.

بیدرنگ پس از آغاز سلطنت آنتیوخوس سوم، ساتراپ ماد، مولون و برادرش اسکندر که ساتراپ پیشین پارس بود، علیه دولت مرکزى سلوکی بپاخاستند (در سالهاى ٢٢٢- ٢٢٠ ق. م.). انگیزه این قیام چیزى جز جدایى‌خواهى بلندپایگان یونانى-مقدونى نبود. در این هنگام مولون، کامیابیهاى درخشانى بدست آورد و حتى بابل و بین النهرین را تصرف و خود را شاه اعلام کرد، اما این قیام سرکوب شد. پس از این رویداد آنتیوخوس سوم لشکرکشى بزرگى را به ‌سوى خاور آغاز کرد (٢١٢-٢٠۵ ق. م.) ، منظور از این لشکرکشى تسلط دوباره سلوکیان بر مناطق از دست رفته بود. پایگاه این لشکرکشى ماد بود. براى به دست آوردن پول، آنتیوخوس فرمان داد معبد آناهیتا در اکباتان تاراج شود، مبلغ ۴ هزار تالانت ازین غارت به دست آورد. در نتیجه این لشکرکشى دولت پارت مغلوب شد، اما این دولت رسما حاکمیت خود را زیر حمایت حکومت یونانى-باخترى نگهداشت چون پس از دو سال محاصره بیهوده، شهر باختر سقوط نکرد، پس از آن آنتیوخ از هندوکش گذشت و به مرزهاى هندوستان حمله کرد؛ در اینجا آنتیوخ با سفاگاسن پادشاه هندوستان پیمانى بست که به موجب آن چند فیل جنگى از او گرفت. ارتش سلوکید ضمن بازگشت از مناطق جنوبى ایران عبور کرد. آنتیوخوس از پارس به عربستان لشکر کشید.

خود او آن اندازه این لشکرکشى را مهم شمرد که پس از پایان آن به خود لقب «کبیر» داد.

لشکرکشى به خاور تا اندازه‌اى ازهم‌ پاشیدگى دولت سلوکیان را به تاخیر انداخت، اما انگیزه‌هاى آن از میان نرفت. شکست حکومتهاى پارت و یونانى- باخترى نتوانست نتیجه قطعى براى دولت سلوکیان دربر داشته باشد، چون براى استوارى قدرت ناگزیر بایستى نیروى کافى در محل مى‌گذاشت.

در آغاز سده دوم ق. م. سلوکیان حمله ‌اى جدى به خاور مدیترانه یعنى مرزهاى دولت روم انجام دادند. جنگ میان رومیان و پادشاه سلوکی بر سر تسلط بر یونان بود.

رویدادهاى بعدى نشان دادند که پیروزى‌هاى پیشین آنتیوخوس کاملا ناپایدار بودند. دیرى نپایید که به سال ١٨٩ ق. م. از رومیان شکست سختى خورد و اینگونه روند از هم ‌پاشیدگى دولت سلوکیان که تا اندازه‌اى انگیزه آن سیاست آنتیوخوس بود، سرعت گرفت. آنتیوخوس که گرفتار دشواریهاى مالى بود (لزوم هزینه تجدید سازمان ارتش، پرداخت سالیانه ۱۰۰۰ تالانت به روم) بر آن شد این نابسامانى را با وسیله مطمئنى اصلاح کند: فرمان داد تا معبدهاى محلى را در ایلام تاراج کنند، این کار باعث شورش مردم محلى گردید و در جریان این قیام خود آنتیوخ کشته شد.

آخرین نقش سیاست خشن به منظور بازسازى قدرت دولت سلوکی را آنتیوخوس چهارم ایفا کرد (١٧۵-١۶٣ ق. م.) . کوشش براى نیرو بخشیدن موقعیت یونانیان ازجمله فعالیت‌هاى آنتیوخوس چهارم بود یکى از اقدام هاى این پادشاه ساختمان شهرهاى یونانى در شرق بود. تهدید دائمى غرب از سوى رومیان او را وادار کرد تا درباره تحکیم قدرت سلوکیان در شرق بیندیشد، در این منطقه پس از مرگ آنتیوخوس سوم رویدادهاى مهمى ازجمله جدایى پارس پیش آمد. برخى از اسناد گواهى مى‌دهند که از پیش پارسها زیر تسلط سلوکیان بودند، اما هم‌اکنون مخالفت با فرمانروایان یونانى- مقدونى در آنجا اوج گرفت. ایمان به سنت‌هاى باستانى محلى ظاهرا از ویژگیهاى دودمانهاى نامدار پارسى بود که پس از مرگ آنتیوخ سوم به قدرت رسیدند. فرمانروایان پارسى به لقب «فراتاراکا» [پرترکه] ملقب شدند، این عنوان را در زمان هخامنشیان به صاحب منصبان بلندپایه لشکرى و کشورى مى‌دادند. به دست آمدن استقلال پارسها پس از انجام جنگ‌هاى خونین با لشکریان دولت یونانى- مقدونى که در پارس ساکن بودند، عملى شد.

در همان هنگام در پارت هم مردم قید فرمانبردارى سلوکیان را که آنتیوخوس سوم به آنها تحمیل کرده بود گسستند. پارت‌ها دوباره به سوى غرب یعنى ماد پیشرفتند.

اینگونه هم‌اکنون مسایل پیچیده‌ایکه در برابر آنتیوخوس چهارم قرار داشتند همان هایى بودند که ده‌ها سال پیش آنتیوخوس سوم را به خود مشغول مى‌داشتند و حل این مسایل بایستى به وسیله او حل مى‌شد. هم‌اکنون سلوکیان از لحاظ مالى بیش‌ازپیش در تنگنا بودند، به همین انگیزه لشکرکشى‌هاى آنتیوخوس چهارم با ناکامى کامل روبرو گردید، و خود او هم با وضع نامعلومى کشته شد، ازهم‌پاشیدگى و نابسامانى وضع دولت سلوکیان سرانجام به زوال قدرت مقدونیان در سرزمین ایران گرایید. شورش ساتراپ سلوکی ماد به نام تیمارخ باعث شد که پارت‌ها به آن منطقه مسلط شوند. پس از آن پارت‌ها، پارس و ایلام را به تصرف درآوردند. در حدود چهلمین سال سده دوم ق. م. تسلط سیاسى یونانى- مقدونى در ایران پایان یافت.

دوره تسلط یونانیان-مقدونیان در شرق معمولا هلنیسم نامیده مى‌شود. پایان کار تسلط هلنیسم به‌طور کامل در سال ٣٠ ق. م. هنگامیکه دولت روم آخرین حکومت آنها را در مصر منقرض کرد، انجام گرفت…

برگرفته از:

گرانتوفسکی‌، ادوین‌ آرویدوویچ؛ پطروشفسکی، ایلیا پاولوویچ؛ بلوی، ل. ک؛ ایوانوف، میخائیل سرگی یویچ؛ کاشلنکو، گ. آ؛ داندامایف‌، محمد (۱۳۵۹). تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز. ترجمه کیخسرو کشاورزی. جلد ۱. تهران: پویش. قابل دستیابی در: تصویر کتاب تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز. صص ۱۲۸-۱۳۳


یک خواهش دوستانه

خواهشمند است اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه (www.kheradgan.ir) و نویسنده آن را یاد کنید

 

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 2 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 1٫00 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

حواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا