استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » دروغ آشکار: کتیبه های بیستون و نقش رستم جعلی هستند

دروغ آشکار: کتیبه های بیستون و نقش رستم جعلی هستند

کانال رسمی خردگان

| نویسنده: کوروش شهرکی | واپسین به روزرسانی: ۱۵ بهمن ۱۳۹۵|


دروغ آشکار: کتیبه های بیستون و نقش رستم جعلی هستند.

تردیدی در اصالت باستانی این کتیبه ها وجود ندارد.
ایران ستیزان با جعل و دروغ می خواهند کتیبه های بیستون و نقش رستم را جعلی بخوانند.

 

آیا کتیبه بیستون جعلی است؟

پورپیرار تصویری که نیمی از آن آسیب دیده است (تصویر با کد ۱۵۴۹) را سند می دانست و به تصویر های دیگر همان گالری (که به نظر قدیمی تر هم بودند) اصلا اشاره نمی کرد!

.

نویسنده: کـوروش شهرکی.

در میان آداب و رسوم برخی ملت ها کوه ها از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند و جنبه تقدس داشته اند، کوه بیستون و کوه حاجی آباد و نقش رستم که بزرگ ترین و مهم ترین سند تاریخی قسمتی از شاهنشاهی داریوش بزرگ را در سینه خود نگاه داشته و کورانگون ممسنی و کوه الوند و وان که از خشایارشا کتیبه هایی دارند و کوه رحمت (کوه مهر) که تخت جمشید باشکوه ترین یادبود امپراطوری ایران در دامنه آن قرار دارد از جمله همین کوه ها هستند (سامی، ۱۳۹۲: صص ۱۳۱-۱۳۴).

بیستون کوهی است در سی کیلومتری کرمانشاه که در حدود چهار هزار پا از سطح دریا بلندی دارد و از دوران باستانی تا کنون به نام های بغستان، بهستا، بهستون، وبیستون شناخته شده است. این کتیبه در دل خود بزرگ ترین و گرانبها ترین کتیبه داریوش بزرگ به سه زبان (فارسی باستان، عیلامی، بابلی) جای داده که علاوه بر ارزش فراوان تاریخی از نظر زبان شناسی نیز دارای اهمیت زیادی است ،بیستون به معنای جایگاه خدایان است.(سامی، ۱۳۹۲: ص ۱۳۴).

بیستون را اصطخری و ابن حوقل بهستون و بیستون و یاقوت حموی در معجم البلدان و ابن الفقیه در کتاب البلدان و صاحب مجمع التواریخ و القصص،بیستون و خوارزمی در مفاتیح العلوم و حمدالله مستوفی بهستون نوشته اند (همان: صص ۱۳۴-۱۳۵).

ناصر پورپیرار تلاش کرد تا در یک کلیپ به نام «ابطال شناسنامه» موجودیت کتیبه بیستون و نقش رستم را انکار کند و آن را جعلی و نو ساز بنمایاند. پیشتر نیز او کتیبه های تخت جمشید را جعلی میخواند که به او با اسناد و مدارک پاسخ داده شد.

نگاه کنید به:

آیا کتیبه های تخت جمشید جعلی هستند؟

در این مقاله کوشش شده تا ادعا های پورپیرار را در مورد کتیبه های نقش رستم و بیستون پاسخ بگوییم .

ناصر پورپیرار در کلیپ ابطال شناسنامه

ناصر پورپیرار(کلیپ ابطال شناسنامه )

پورپیرار در ثانیه های نخستین کلیپ ادعا میکند که کتیبه ها «تاریخ تولد جدید» دارند.و کتیبه بیستون را دارای عمری کمتر از «صد سال» میخواند و در ادامه میگوید «یعنی صد سال پیش نه داریوشی بر روی کوه ها هست و نه کتیبه ای درباره اش است» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۳ تا۴) پورپیرار در تکمیل این ادعا های خود کتیبه بیستون را اینچنین توصیف میکند:

«این درواقع شمایل دروغ در سراسر جهانه یعنی در تمام دنیا تا آنجا که از مانده های باستانی صحبت میشود هیچ مدرکی به مفتضح تر، بی سر و ته   تر و غیر واقعی تر از این کتیبه بیستون وجود نداره» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۲ تا ۳)

گویا جناب پورپیرار به درد نسیان و فراموشی دچار شده اند چنانکه پیش تر او در کتاب «دوازده قرن سکوت ،بر آمدن هخامنشیان» بار ها و بار ها به کتیبه بیستون رجوع کرده است (پورپیرار، ۱۳۷۹: صص ۲۳۴ – ۲۴۲)(پورپیرار،۱۳۷۹:صص۴۰-۴۳) او هفت بار برای اثبات ادعا های خود به متن این کتیبه رجوع کرده است به آن استناد کرده ویا مورد نقد قرار داده ، اما در هر صورت با توجه به نوشته های پورپیرار او کتیبه را نوشته شده به دست داریوش میداند و اگر نقدی هم میکند میپندارد که داریوش دروغ گفته است(پورپیرار، ۱۳۷۹: صص ۲۴۲ و ۲۴۱ و ۲۳۵و۴۱ و۴۲و۴۳و۸۶و۱۶۸و۲۵۶)پورپیرار کتیبه بیستون را از آن داریوش میداند که به فرمان یهودیان توسط خود داریوش نوشته شده است (پورپیرار، ۱۳۷۹: ص ۲۳۴ و ص ۲۳۶ و ص ۲۴۱)  و بدین ترتیب نوشته شدن کتیبه بیستون توسط داریوش را تایید میکند.

او همچنین در مورد کتیبه بیستون مینویسد:

«متن سنگ نگاره داریوش نه فقط سند بی خدشه یک نیروی غیر ملی و غیر بومی(منظور او هخامنشیان است) بر سرزمین و اقوام متعددی در ایران و بین النهرین است،بل میتوانیم به عنوان نخستین سنگ بنای انحراف در تاریخ طبیعی،ملی و منطقه ای جهان باستان به آن اشاره کنیم»(پورپیرار،۱۳۷۹:ص۴۰)

همانطور که از متن بر می آید پورپیرار سنگ نوشته بیستون داریوش را «سند بی خدشه» ای میداند که نخستین سنگ بنای انحراف در تاریخ باستان است پس بدین ترتیب کتیبه بیستون رانوشته شده در تاریخ باستان میپندارد و ارزشی اسنادی برای آن قائل است ، با توجه به این ادعا ها پورپیرار به اصالت و قدمت کتیبه بیستون گواهی میدهد.

استنادات پورپیرار به کتیبه بیستون به اینجا ختم نمیشود او در جایی دیگر در وبلاگش نیز مینویسد:

کتیبه بیستون ،پورپیرار(۲۱ فروردین ۱۳۸۶)

«تصویر بالا _اشاره او به تصویر کتیبه بیستون_گرچه فقط ۹ برگ دارد، اما کتابی است که بیش از تمام وراجی های تاکنون، ماجرا و موجودیت هخامنشیان جانور منش را روشن می کند و تاریخ درست و بی نقاب و بی دروغ ایران کهن را باز می گوید» (پورپیرار،۲۱فروردین ۱۳۸۶)

«اینک به بررسی خود باز گردم و به ادامه ی تحلیل حالات آدمیان ثبت شده در صف اسیران در کتیبه ی بیستون بپردازم که عالی ترین مدرک شناخت بنیان مسائل و موضوعات پیش آمده در عهد هخامنشیان و نیز پیش زمینه ی استوار و آماده ای در اثبات رخ داد پلید پوریم است» (پورپیرار،همان)

چنانکه مشاهده میکنید پورپیرار بار ها و بار ها به این کتیبه بیستون رجوع کرده و آن را «سند بی خدشه»، «عالی ترین مدرک شناخت بنیان مسائل و موضوعات پیش آمده هخامنشیان» و همچنین گوینده « تاریخ درست و بی نقاب و بی دروغ ایران کهن» میداند .

به نظر میرسد که پورپیرار در یک تناقض گویی و چرخش ۱۸۰ درجه ای از یادش رفته است که کتیبه بیستون در ۱۰۰ سال اخیر نوشته شده و «هیچ مدرکی به مفتضح تر ، بی سر و ته تر و غیر واقعی تر از این کتیبه بیستون وجود ندارد» و نبایستی در اثبات گفته های خود در کتاب بر آمدن هخامنشیان و سایر وب نوشته هایش به سندی جعلی نوکنده ۱۰۰ سال پیش رجوع کند.در اینجا میبینیم که پورپیرار به هیچ عنوان به گفته های خویش پایبند نیست و به اقتضای زمان برای رسیدن به اهداف خویش سخن خود را عوض میکند. چنانکه در جایی میگوید کتیبه ها جعلی و جدید اند اما در جای دیگر آن را «تاریخ درست و بی نقاب و بی دروغ» خوانده و بدان استناد میکند! این رویه را تنها دو رویی و عدم اعتقاد به گفته های خودش میتوان نام گذاری کرد.

پورپیرار در توضیح و تفسیر کتیبه بیستون میگوید در این کتیبه گفته شده که هخامنشیان بر ۱۲۷ ایالت حکم رانده اند (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۴ تا ۵) این سخن پورپیرار به وضوح نادرست است چراکه در هیچ کجای کتیبه بیستون هخامنشیان را دارای قلمرویی شامل ۱۲۷ ایالت نمی‌شمارد (لوکوک، ۱۳۸۹: صص ۲۱۶-۲۵۵) باید از جناب پورپیرار پرسید که در کدام خط و کدام بند این کتیبه چنین چیزی نوشته شده است؟

پورپیرار در ادامه همین توصیف خود میگوید :

«و میگویند این مربوط است به ۲۵۰۰ سال پیش و اینجا آغاز تاریخ و تمدن مردمی است که اینک در این سرزمین ایران نام در اینجا آنجا شمال جنوب شرق و غرب زندگی میکنند» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۵ تا ۶).

این سخن پورپیرار نیز کاملا نادرست است چراکه هیچ مورخ و باستان شناسی مبدا تاریخ ایران را ۲۵۰۰ سال و شروع دوران هخامنشان ذکر نکرده اند. بلکه همگی در تاریخی بس فراتر از این دوران بر ایران اتفاق نظر دارند.

سپس پورپیرار برای نشان دادن اینکه این کتیبه نادرست و قلابی است ما را دعوت میکند تا به عکسی قدیمی که به ادعای او «در ۱۹۱۳ یعنی تقریبا یا دقیقا ۱۰۰سال پیش برداشته شده» توجه کنیم (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۵ تا ۷).

عکس مورد نظر پورپیرار،عکاس دکتر هرتسفلد (کد عکس:۱۵۴۹ زمان ثبت عکس بین سال های ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۳ گزارش شده)(سایت موسسه collections search center)

پورپیرار:

«اثبات خواهیم کرد که این تصویر ،تصویر واقعی است، و نخستین وضعیتی است که در این کتیبه بیستون بر روی اون سنگ وجود داشته، هفت نفر آدم اند که گردنشان در طناب است،نه از اون داریوش خبریست و نه از محافظینش نه از اون اسیری که زیر پای داریوش خوابیده نه اون به اصطلاح اهورا مزدای بالدار و نه یک سطر و نه یک کلمه و یک حرف نوشته در این کتیبه بیستون» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۶ تا ۸)

نشان دادن هفت نفر در عکس(کلیپ ابطال شناسنامه )

«کسانی آمده اند در این چند تا تصویر سنگی و در این نقش برجسته ها با بحث هایی که بعدا به آن اشاره کاملی خواهیم کرد تصرفاتی کرده اند ما قدم اول این تصرفات را به شما نشان می دهیم»( نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۷ تا ۸).

(کلیپ ابطال شناسنامه )

«این تصویری است که ما در بیستون امروز پس از آن تصویر اولیه متعلق به سال ۱۹۱۳پیدا کردیم و در گالری آرتور سالکلر وجود داره که عکس قبل هم در گالری آرتور سالکلر وجود داشت،و از آن جا استخراج شده،چنانچه میبینید کوشش شده که در آن صحنه قبلی یک اضافاتی را بتراشند که در سدر این اضافات خود داریوشه و دو تا محافظشه و این ابتدا ویا اواسط کندن اون پرنده سنگی است که این روز ها اهورامزدا خوانده شده، اینجا میبینید که این اهورا مزدا هنوز کار های کلیش نشده و نیمه کاره است در عین حال هم شما در اونجا نمیبینید که کتیبه ای بوده باشه یعنی آن متون شلوغی را که نمای امروزین بیستونه در اینجا نمی بینید اینجا فقط چند تا آدم اند که ایستاده اند که قبلا هم تا هفت نفرشان بوده اند دو سه نفر بهشون اضافه شده اند از اسیر ها بعد خود داریوش اضافه شده و آغاز به صورت نقش برجسته در آوردن چیزیست که ما اهورامزدا امروز به ما معرفی میکنند که خدای زرتشتی هاست ظاهرا» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۸ تا ۱۰).

خب تا حدی از مقصود پورپیرار و دلایل او با خبر شدیم که محور های اصلی سخن پورپیرار را فهرست میکنیم و بدان می پردازیم.

۱- ادعای پورپیرار بر آنکه عکسی که او نشان می‌دهد نخستین عکس از مجموعه بیستون و نشان گر نخستین وضعیت کتیبه قبل از جعل آن میباشد. و در آن داریوش و سایرین نیستند.

۲- در این عکس کتیبه دیده نمی‌شود

۳- هفت نفر در ابتدا در مکان کتیبه بیستون بوده اند که جاعلان در ۱۰۰ سال اخیر به آن افرادی چون داریوش و سایرین را اضافه کرده اند.

در مورد ادعای نخستین پورپیرار مبنی بر آنکه عکس ابتدایی نشان داده شده توسط او نخستین عکس از مجموعه بیستون است ابتدا باید دانست که این عکس آیا همانطور که پورپیرار ادعا میکند در سال ۱۹۱۳ گرفته شده؟ چه کسی این عکس را گرفته؟ و در کجا منتشر شده؟

همانطور که جناب پورپیرار میگویند به گالری آرتور سالکلر رجوع کردیم. تصویر مورد نظر پورپیرار در آن جا موجود بود اما تاریخ گرفته شدن عکس را به صورت بازه زمانی مشخص شده بود به طوری که بر اساس مندرجات توضیحات عکس این تصویر بین سال های ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۳ گرفته شده است. (مندرجات عکس، collections search center) حال نمیدانیم بر اساس چه معیار و سندی پورپیرار این عکس را دقیقا متعلق به ۱۹۱۳ میداند؟ چراکه در مندرجات و توضیحات عکس که چنین چیزی گفته نشده است.

دومین نکته از مندرجات عکس مشخص شدن هویت عکاس میباشد. بر اساس اطلاعات درج شده در این گالری دکتر ارنست هرتسفلد (Herzfeld, Ernst 1879-1948) عکاس این تصویر می‌باشد و این جای بسی تعجب است که پورپیرار به عکس کسی استناد میکند که پیشتر در کتابش او و سایر باستان شناسان را «متحجر» ، «دروغ ساز» ، «سارق»،«بی ارزش تر از زباله»،«حقه باز»،«دروغ گو»،«احمق» و «بی‌خرد» خوانده بود (پورپیرار.۱۳۸۳:ص ۲۶۱).

به هر حال اگر انسان عاقل میخواهد حقیقتی را اثبات کند شاید بهتر باشد به داده های ارائه شده توسط یک «احمق»،«بی‌خرد»،«دروغ ساز» رجوع نکند. اما گویا این مسئله برای جناب پورپیرار نسبی است هرگاه منفعتی در ارجاع به اساتید باستان شناسی ببیند به آن ها ارجاع میدهد در حالی که در سایر موارد آن ها را افرادی با نظریات«بی ارزش تر از زباله» و « حقه باز» میپندارد. شاید به همین دلیل است که او در وبلاگ و کلیپ خود هویت عکاس را پنهان می‌داشت و هیچگاه نگفت که عکاس این تصویر دکتر هرتسفلد است .

باری، دکتر هرتسفلد و دیگر باستان شناسان از نظر ما محترم هستند هرچند ممکن است گاهی در مواردی اشتباه کرده باشند، که بخشی از ذات انسان است.

دکتر هرتسفلد در این گالری عکس دیگری با کد ۱۵۴۸ از کتیبه بیستون دارد که تاریخ گرفته شدن آن نیز همچون عکس پیش بین سال های ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۳ گزارش شده است (مندرجات عکس، collections search center) .

تردیدی در اصالت باستانی کتیبه بیستون وجود ندارد

عکس دکتر هرتسفلد از کتیبه بیستون با کد ۱۵۴۸ «این عکس در بین سال های ۱۹۱۳تا۱۹۲۳ گرفته شده»(سایت موسسه collections search center)

حال اگر بپذیریم به دلیل نا معلومی عکس مورد نظر پورپیرار دقیقا مربوط به سال ۱۹۱۳ است این را هم باید بپذیریم که این عکس دیگر دکتر هرتسفلد که در همان گالری قرار دارد و در همان بازه زمانی برداشته شده است هم دقیقا مربوط به سال ۱۹۱۳ است.

البته شاید کد هایی که دکتر هرتسفلد بر روی عکس هایش قرار داده به ترتیب زمان برداشت و ثبت عکس باشد، و اگر چنین باشد، این عکس دوم دکتر هرتسفلد با کد ۱۵۴۸ قبل از عکسی گرفته شده که با کد  ۱۵۴۹مورد نظر پورپیرار است.در نتیجه ادعای پورپیرار مبنی بر آنکه عکس ارائه شده توسط او نخستین عکس و نشان دهنده حالت اولیه کتیبه بیستون است به کلی زیر سوال میرود.

آیا کتیبه بیستون جعلی است؟

مقایسه دو عکس دکتر هرتسفلد با کد های ۱۵۴۸و۱۵۴۹ که زمان ثبت هر دو عکس را بین سال های ۱۹۱۳تا۱۹۲۳ گزارش کرده اند

چنانچه که میبینید کتیبه در عکس دکتر هرتسفلد با کد ۱۵۴۸با حال امروزین خود هیچ تفاوتی ندارد.هم داریوش و سربازانش سر جای خود هستند و هم اسیران و هم کتیبه ها و نشان فروهر.

اما چرا نیمه دیگر کتیبه بیستون در عکس باکد۱۵۴۹ دیده نمی‌شود؟ پاسخ این سوال با دقت در عکس مورد نظر حاصل میگردد. اگر با دقت به عکس نگاه کنیم خواهیم دید که نیمی از عکس مورد نظر آسیب دیده و سفید شده است.

نیمی از این عکس کتیبه بیستون آسیب دیده و سفید شده است بنابراین اعتباری ندارد

برای بررسی هرچه بیشتر این آسیب دیدگی شاید بهتر باشد به سایت گالری مراجعه و عکس را در بالا ترین کیفیت مشاهده کنید.

باز کردن آرشیو Collections Search Center و مشاهده عکس

با مشاهده عکس مورد نظر با بالا ترین کیفیت و بزرگ نمایی کردن بر روی نقش اسیران متوجه اشتباه دیگر پورپیرار می‌شویم. بر خلاف شمارش نادرست پورپیرار نه هفت نفر بلکه هشت نفر در عکس قابل مشاهده اند احتمالا به دلیل آسیب دیدگی عکس، پورپیرار نتوانسته آن یک نفر دیگر را که در مرز این آسیب دیدگی قرار دارد را تشخیص دهد.همانطور که در عکس مشخص است آسیب دیدگی از سمت راست به چپ در حال افزایش است و وضوح و کیفیت تصویر کاهش پیدا میکند و جای خود را به سفید شدگی عکس میدهد.

بزرگ نمایی:

بر خلاف تصور پورپیرار در عکس دکتر هرتسفلد با کد ۱۵۴۹ هشت نفر دیده میشوند نه هفت نفر(آسیب دیدگی عکس در این بزرگ نمایی کاملا مشخص است)

ادعای دیگر پورپیرار هم دیده نشدن کتیبه ها در عکس هایی است که او ارائه می‌دهد ، ناگفته پیداست که عکس های پورپیرار بسیار کیفیت پایینی دارند و حتی نمیتوانند جزئیات نقش برجسته ها را به خوبی آشکار سازند ،بنا بر این واضح است که عکس ها به اندازه کافی کیفیت ندارند تا کتیبه هایی را نشان دهند که با خطی بسیار ریز نوشته شده اند.به گزارش ویلیامز جکسن که در سال ۱۹۰۳ یعنی ۱۰ سال قبل از تاریخ عکس مورد نظر پورپیرار (جکسن،۱۳۶۹:ص۸) به ایران سفر کرده و شرح کاملی از کتیبه بیستون تهیه کرده است اندازه حروف را برابر با ۳٫۲ سانتی متر اعلام کرده است (جکسن،۱۳۶۹:ص۲۲۶) بنا بر این ادعای جناب پورپیرار خام و به دور از عقل و منطق می‌نماید. عکس دکتر هرتسفلد با کد ۱۵۴۸ هم از کیفیت کافی برخوردار بوده و هم از فاصله مناسب برداشته شده ،به وضوح تمام کتیبه ها قابل مشاهده اند.

نکته بعدی از سخنان پورپیرار که باید بدان پرداخته شود آنست که او ادعا میکند که قبل از ۱۰۰ سال پیش یا به عبارت دیگر از ۱۹۱۳ به قبل نه داریوشی بر روی صخره ها بوده نه فروهر و نه اسیران بیشتر.

اما سیاحانی که در قرون گذشته از این سنگ نوشته بازدید کرده اند از آن تصویر هایی نیز تهیه کردند. یکی از این افراد اوژن فلاندن است که در ۲۱ اکتبر ۱۸۴۰ به ایران سفر کرده است (طالبیان، ۱۳۹۳: ص ۳۳) اوژن فلاندن از خود سفرنامه ای به جای نهاده و در این سفرنامه خود کتیبه بیستون را نقاشی کرده است.

بزرگ نمایی:

نقاشی اوژن فلاندن کتیبه بیستون را با داریوش و سربازانش و نشان فروهر و اسیران نشان میدهد. این در حالی است که این نقاشی حدود هفت دهه قدیمی تر از عکس مورد نظر پورپیرار است. حال سوال اینجاست که اگر این سربازان و داریوش و نشان فروهر در وضعیت اولیه کتیبه بیستون در سال ۱۹۱۳ وجود نداشتند پس چطور فلاندن فرانسوی هفت دهه قبل از این عکس آن ها را در نقاشی خود رسم کرده است؟

فلاندن کتیبه بیستون را اینگونه توصیف میکند:

«برجستگی دیگر در زاویه‌ایاز کوه و بجائیست که دست جهال و ستمگران نتوانسته است او را آسیبی رساند.برای کپیه کردن آن باید از سنگ هایی چند بالا رفت .سراشیبی سنگهای زیرینش چنان است که وصول بمقصد را بسیار پر مشقت میسازد.

بطور خلاصه در این صفحه نه نفر زندانی وجود دارند که دست هایشان را از عقب بسته‌اند.بعلاوه بگردن تمامیشان زنجیر یا طنابی است که آن ها را بهم پیوسته است.لباسشان غیر متشابه و سومی دامنش حک گردیده و علائم میخی دارد.

در جلوی اسرا شخصی با تاج نمایان است که بدست چپ کمان و دست راست را بلند کرده و گویا فرمانی میدهد.در زیر پا شخصی را لگدکوب مینماید که دست هایش را بسوی او دراز نموده التماس و الحاح میکند.در عقب سرش دو نفر مستحفظ با سپر و نیزه‌اند.

در قسمت فوقانی این صفحه تصویریست با دو بال که سری به شکل فروهر دارد.وقتی در صور و حالات مختلفه این صفحه غور شود فتح یا فتوحاتی بنظر میآید. تا عبارت مجاورش ترجمه نشود ممکن نیست به حقیقت این تصاویر پی‌برد.» (فلاندن، ۱۳۵۶: ص ۱۹۵).

نقاشی سمت چپ اثر راولینسون متعلق به سال ۱۸۳۵ و سمت راست متعلق به فلاندن مربوط به سال ۱۸۴۰(پورپیرار:۶ مهر ۱۳۸۹)

پورپیرار در وبلاگش تلاش کرد تا این نقاشی ها را بی ارزش جلوه دهد، او نقاشی فلاندن و نقاشی سر راولیسون را که در سال ۱۸۳۵ رو نوشت هایی از بیستون برداشته است را کنار هم قرار میدهد و مینویسد:

«رسامی بالا در سمت راست، اثر فلاندن و سمت چپ آن حاصل دیدار راولینسون از بیستون است و گرچه با فاصله زمانی اندکی از یکدیگر رسم شده اند، اما در نمایش خرده کتیبه های فراز تابلوی داریوش، قرابتی با یکدیگر ندارند. اگر محققی تنها با اتکاء بر همین دو رسامی مدعی شود که در زمان فلاندن هنوز خرده متن های معرفی اسیران به زبان فارسی باستان، حک نشده بود، عامل و امکان رد نظر او در اختیار کسی نیست» (پورپیرار، ۶ مهر ۱۳۸۹).

پورپیرار ادعا میکند که چون محل و اندازه کتیبه ها در دو نقاشی با یک دیگر متفاوت است پس کلا در بیستون کتیبه ای وجود نداشته!! که به واقع ادعایی دور از عقل و منطق است.اتفاقا برعکس وجود کتیبه هایی در هر دو نقاشی اثبات میکند که در اینجا کتیبه هایی وجود داشته هرچند که به سبب خام دستی نقاش ممکن است مکان و اندازه آن ها دقیق کشیده نشده باشد.

باید به یاد جناب پورپیرار آورد که تصاویری که کنار هم قرار میدهند نقاشی هستند قطعا دو نقاش هرچه قدر هم که ماهر باشند در ترسیم یک منظره واحد تفاوت هایی قابل توجه خواهند داشت. توجه به جزئیات ممکن است از سوی فردی بیش از دیگری باشد.و همه این ها مربوط است به نقاش و مهارت او.

به عنوان نمونه از تاثیر مهارت نقاش ،کارستن نیبور سیاح و جهانگرد آلمانی که در دوران کریم خان زند از تخت جمشید بازدید کرده است در سفرنامه خویش در مورد رونوشت برداری های کمپفر و دوبروین از کتیبه های تخت جمشید اینچنین می نویسد:

«سنگ نوشته یاد شده به وسیله کمپفر ،و دوبروین رونویسی شده است، اما این رونوشته طوری نا مشخص است که در آن حروف مختلف از همدیگر متمایز نیستند. در صورتی که در خود سنگ نبشته،این حروف خیلی واضح و مشخص نقر شده اند» (نیبور ،۱۳۹۰:ص۷۰)

به نظر می‌رسد جناب پورپیرار سفرنامه فلاندن را که به وضوح از کتیبه هایی با علائم میخی سخن میگوید را مطالعه نکرده اند (فلاندن، ۱۳۵۶: ص ۱۹۵) همچنین سر هانری راولینسون نیز رو نوشت هایی از این کتیبه ها به منظور مطالعه و بررسی تهیه کرده بودند (سامی، ۱۳۹۲: صص ۲۵۳-۲۵۵) ویلیامز جکسن نیز که حد اقل ده سال قبل از عکس مورد استناد پورپیرار به کرمانشاه سفر کرده بود شرح کاملی از بیستون را در کتابش می آورد (جکسن،۱۳۶۹:صص۲۱۷-۲۴۴).

.

بیستون در گزارش های دوران اسلامی

در دوران اسلامی اشاره به بیستون در میان جغرافی دانان و سیاحان بسیار آمده است ،اما متاسفانه توصیف ها معمولا مبهم بوده اند و اکثرا شکل خود کوه را گزارش کرده اند اما در میان آن ها هم پیدا میشوند توصیفاتی که شکل سنگ نگاره های پایین کوه را گزارش کرده باشند. اشاره به سنگ نگاره داریوش به دلیل آنکه در ارتفاعی بالاتر و غیر قابل دسترس تر قرار دارد حتی از نگاره های پایین کوه نیز کمتر است .(جلیلیان، ۱۳۹۱: صص ۲۰-۲۵)، با این همه با مطالعه آثار سیاحان دوره اسلامی یک گزارش بسیار با ساختار کتیبه بیستون هماهنگی بسیاری دارد.کهن ترین توصیف سنگ نگاره بیستون در منابع اسلامی،در سروده ای از شاعر عرب دیده می شود.ابو عبدالله احمد بن محمد بن فقیه همدانی،جغرافی دان ایرانی سده سوم قمری ،در کتاب مختصر البلدان که در ۲۹۰ هجری قمری نوشته شده است،هم کوه بیستون را همچون اهرام مصر،ایوان مدائن،تخت شبدیز و… یکی از «عجایب دنیای قدیم» خوانده و هم سروده ای زیبا از شاعری عرب به نام احمد بن محمد درباره نگاره طاق بستان آورده که دو بیت آن آشکارا به سنگ نگاره داریوش در کوه بیستون اشاره دارد.(همان: ص ۲۲).

و مَکتَبُ صبیان و تادیبُ غِلمَهٍ          و شَیخٌ عَدِیمٌ قیل هذا مُعَلمُ

وصَوّرَ فَطّوسٌ علی الطاق نفسُه          علیه جناحا طائرٍ لا یُحَوِمُ

(همان: ص ۲۳)

دکتر جلیلیان در توضیح این شعر مینویسد:

«گویا رهگذران،از پایین کوه بیستون نگاره های «شاهان دروغین» را که آشکارا کوچک تر از نگاره داریوش ساخته شده اند، کودکانی دانش آموز می انگاشته اند و داریوش هم که در چشم آنان همچون آموزگاری سالخورده بوده است.

اشاره شاعر عرب به فطوس،هنرمند اسطوره ای رومی که آن را پدید آورنده این سنگ نگاره می دانسته اند،جای تامل دارد.چنین می پنداشتند که فطوس ،نگاره خود را با دو بال همچون بال پرندگان کشیده است،شرح شاعر عرب شاید این گمان را پدید آورد که وی اشاره به دو فرشته با بال های گشوده در دو زاویه نمای بیرونی طاق بستان داشته است. نه نگاره مرد بالدار _فروهر _ در سنگ نگاره داریوش، دو فرشته ای که، دست چپ خود را روی سینه نهاده و با دست راست، حلقه ای را با نوار آویخته گرفته اند. با این همه پوشش و بدن آشکارا زنانه فرشته ها ، و اینکه دو فرشته هستند و نه یکی و مهم تر اینکه توصیف درباره این نگاره در کنار وصف معلم و کودکان بیان شده است ، نشان میدهد که این بخش از سروده شاعر عرب باید اشاره به سنگ نگاره مرد بالدار _فروهر _ بیستون باشد» (جلیلیان، ۱۳۹۱: ص ۲۳).

ابن حوقل نیز از سنگ نگاره آموزگار و شاگردان در بیستون یاد کرده است (جلیلیان، ۱۳۹۱: صص ۲۳-۲۴)

با توجه به این روایات اسلامی نیز شکل سنگ نگاره بیستون در زمان گزارش این رهگزران یعنی سال ۲۹۰ هجری قمری درست به شکل امروزین آن بوده و از آن تاریخ تا کنون هیچگونه دخل و تصرفی در این نگاره ها صورت نگرفته است.

در ادامه کلیپ پورپیرار ادعا میکند که افراد جاعل آمده اند و اشتباها به جای نشان اهورامزدا (درستش فروهر است) برای ما روی کتیبه بیستون نشان هوروس مصری کنده اند (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۹ تا ۱۴) این گفتار پورپیرار برپایه همان نظریه نوکنده بودن کتیبه بیستون در ۱۰۰ سال اخیر است که به وضوح نشان دادیم ادعایی نادرست است و نشان فروهر را هم در ترسیم های فلاندن و راولیسون به خوبی میتوان دید. اما این حرف های پورپیرار را بیشتر باید از جنبه طنز گویی او بررسی کرد.او میگوید که این افراد جاعل آمده اند و چون طرحی از نشان اهورا مزدا نداشتند اشتباها نقش هوروس مصری بر روی سنگ کنده اند!!! باید از جناب پورپیرار پرسید که آیا این جاعلین که میخواسته اند به قول جناب پورپیرار تاریخی جدید برای ایران تدوین کنند به خود زحمت یک مسافرت به تخت جمشید را نداده اند؟ در پارسه به وفور میتوان نشان فروهر پیدا کرد.که اتفاقا در طرح های سیاحان از قرن ها پیش که از تخت جمشید بازدید کرده اند نیز آمده است.

پورپیرار:

«ما نشانه های کافی در این باب که این کتیبه و این تصاویر بخشیش ،یعنی بخشی از تصاویر و تمام کتیبه ها و نوشته ها کار جدیدیست،به اندازه کافی در اثباتش عدله دیداری فراوان داریم، به عنوان نمونه این سنگ سمت چپ یعنی پشت سر داریوش که یک صخره کاملا نتراشیده و کاملا مضرس و سطح غیر صاف که قابل کتیبه کندن نیست را در این عکس می‌بینید دورش یک کادر قرمز انداختم که به طور وضوح معلوم شه که از کدوم تخته سنگ صحبت میکنیم» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۱۳ تا ۱۵).

(کلیپ ابطال شناسنامه )

«این تخته سنگ هم به عنوان یک برگه جعل خودش داستان خودش رو داره شما به عکس بعدی توجه کنید» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۱۴ تا ۱۵).

(کلیپ ابطال شناسنامه )

«حالا همون تخته سنگ را دارن روش کار میکنن مقدار زیادی از برجستگی ها و گودی هاش کم کردن و یک تراش اولیه بهش دادن و سطحش نسبت به عکس قبلی تا حدود زیادی صاف تره،برای اینکه معلوم بشه که من به چی اشاره میکنم منظورم از اینکه سطح را صاف کرده اند توجه کنید که در لبه ی بالایی این سنگ به خاطر تسطیح این سنگ یک نوار برجسته اضافی و دارای سایه پیدا شده،این نشون میده که یک پوسته ،دو پوسته، سه پوسته اولیه از روی سنگ تراشیده شده به طوری که اون قسمت بالا به صورت یک غوز سنگی برجسته در آمده که در عکس قبل نبود»( نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۱۴ تا ۱۶).

در اینجا نیز پورپیرار در تلاش است تا «برگه های جعل» را به ما نشان دهد. البته ایشان عکس هایشان را به حدی با کیفیت پایین انتخاب کرده اند که این «سطح غیر صاف » را ما نمیبینیم و از این منظر گویا سطح صاف است. اما به هر حال گویا سند ادعای پورپیرار آن برجستگی بالای سنگ است که تولید سایه مینماید.

برخلاف این ادعای پورپیرار در عکس ها این برجستگی سنگی کاملا قابل مشاهده و آشکار است.

از اولین عکس پورپیرار با کد ۱۵۴۹که او ادعا میکرد متعلق به سال ۱۹۱۳ و نمای نخستین کتیبه بیستون است آغاز میکنیم:

عکسی که پورپیرار در آن به دور صخره سنگی کادر ضخیمی کشیده بود  و بدین وسیله لبه بالایی سنگ را پنهان کرده بود. (پورپیرار بخشی از عکس را بزرگ نمایی کرده بود)

در هر دو عکس که در حالت اولیه خود قرار دارند، و چنانکه میبینید سطح مورد نظر پورپیرار کاملا صاف است .

در ادامه پورپیرار از بحث کتیبه بیستون خارج میشود و به فارسی باستان میپردازد.

پورپیرار:

«از همه بد تر درست همان سال هایی که میگن راولینسون ،یعنی همه اینها تو قرن هجدهمه،راولینسون مشغول بوده نمونه برداری کنه از کتیبه ها تا بعد بره بشینه خونه بخونه ما تمام این کتیبه رو در کتاب کاسوویچ میبینیم که کامل کتیبه های بیستون را در کتاب چنین گفت داریوش جناب آقای فضل الله نیک آئین میتوانیم ببینیم.

(کلیپ ابطال شناسنامه )

کاسوویچ و راولینسون هر دو در یک دوره زمانی بودند،اگر راولینسون قراره تازه بره کپی هایی که از این خط میخی فارسی باستان برداشته شروع کنه با مرارت خواندن ،اگر این کارو قراره بره اون بعدا بکنه پس چطوری کاسوویچ تمام این کتیبه ها رو داره؟از کجا بدستش افتاده که اینجا چاپ شده؟» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۱۸ تا ۲۰)

پژوهش بر روی خط میخی فارسی باستان حدود دو قرن قبل از راولینسون آغاز شده بود سیاحان و جهانگردان بسیاری از این نوشته ها کپی تهیه میکردند تا در اروپا کشف رمز شود اولین فردی که این علائم را کپی برداشت پیترودولاواله نام دارد. دکتر سامی درباره او چنین مینویسد:

«نخستین سیاحی که در سال ۱۶۲۲ میلادی به این علائم برخورد و چند علامت از خطوط را برای مطالعه کپی کرد و با خود به اروپا برد پیترودولاواله (pietro Della valle) ایتالیایی بود. وی این اشکال را معرفی خطی دانست که از چپ به راست نوشته می‌شد و این اولین قدم بزرگ برای کشف خط میخی و تعقیب موضوع از طرف دانشمندان و سیاحان بعدی بود» (سامی، ۱۳۹۲: ص۲۵۰).

چنانکه مشاهده شد از سال ۱۶۲۲ که اولین کپی برداری از کتیبه های خط میخی فارسی باستان چه در تخت جمشید و چه در دیگر جا ها آغاز شد تا سال ۱۸۷۲ که کاسوویچ کتاب تالیف خود را از این خط ارائه کرد یعنی به مدت ۲۵۰ سال  رونوشت ها و کپی های فراوانی به اروپا رفته بود. اما سوال اینجاست که چرا زمانی که رونوشت هایی در اروپا از این کتیبه ها موجود بود راولینسون خود به رونوشت برداری از کتیبه ها روی آورد؟

پاسخ این سوال را با مرور کوتاهی بر زندگی و دستاورد های راولینسون آغاز میکنیم.

راولینسون یک افسر انگلیسی بود که وقتی ۱۷ سال داشت به هند رفت ،در آنجا به تشویق سر جان ملکم مشغول فرا گرفتن زبان فارسی شد و چنان از خود هوش و استعداد نشان داده بود که در ۲۳ سالگی یکی از صاحب نظران زبان فارسی شد.راولینسون از سوی دولت انگلستان به همراه هشت نفر افسر دیگر برای آموزش فنون نظامی به سربازان ایرانی اعزام شد در سال ۱۸۳۵ در رکاب بهرام میرزا فرمانروای کرمانشاه مامور آن دیار شد و از این فرصت استفاده کرد و به مدت دو سال تا ۱۸۳۷ مشغول رو نوشت برداری از نوشته های بیستون بود.(همان: ص ۲۵۴).

این در حالی بود که پژوهش بر روی خطوط میخی فارسی باستان در حدود دو قرن پیش از او آغاز شده بود اما راولینسون که از روی علاقه شخصی خود به پژوهش بر روی این نوشت ها روی آورده بود از مطالعات پیشنیان خود اطلاع چندانی نداشت.چنان که بسیاری از باستان شناسان بدان اشاره کرده اند:

«حدود سال۱۸۳۵،این سیاست مدار و نظامی انگلیسی در محل ماموریت خود در نزدیکی کرمانشاه سنگ نوشته بزرگ بیستون (بهستان) را یافت واز آن دوره به بعد در حالی که فقط به صورتی مبهم در جریان کار های انجام شده در اروپا بود،شیفته خط میخی شد»(لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۳).

«راولینسن نیز بدون اینکه از پیشرفت سایرین در این خصوص اطلاعات کافی داشته باشد در کوه بیستون دو سال در برابر کتیبه ها آویزان و مشغول کپی برداری و مطالعه بود» (سامی، ۱۳۹۲: ص۲۵۳ و ص ۲۵۴).

به دلیل نا آشنا بودن او از تحقیقات پیشنیان است که او از نوشت های کاسوویچ و تعداد زیادی دانشمند و سیاح که دستاورد هایی در این زمینه کسب کرده بودند استفاده نمیکرد بلکه خود به رو نوشت برداری و تحقیق بر روی این نوشت ها می‌پرداخت.

پورپیرار در مذمت جامعه روشنفکران ایران که چرا نرفتند تا ببینند که کتیبه بیستون جعلی هست میگوید:

«خیلی عجیبه که هیچکس از روشنفکری ایران هرگز نرفته که ببینه که اینجا چه اتفاقی افتاده،حتی نگشته دنبال این تصاویری که همه جا توی گالری ها هست و به راحتی میتونه نشون بده اونچه رو که به خورد ما دادن همش دروغ و دروغ و دروغه» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۲۳ تا ۲۴).

جناب پورپیرار با خود نیندیشیده اند که اگر این کتیبه و همه متعلقاتش دروغ است و یک سری جاعل خواسته اند برای ما به دلیل نامعلوم تاریخ جعلی بسازند تا ما بی جهت بدان افتخار کنیم چرا باید از سند جعل خویش عکس بگیرند و به گواه خود جناب پورپیرار در گالری ها پخش کند تا به راحتی در دسترس باشد؟

تا آنجا که ما میدانیم دزد در هنگام ارتکاب جرم از خود و کارش عکس نمیگیرد و آن را در گالری ها و مکان های عمومی در اختیار عده بسیاری از مردم قرار نمیدهد. معمول آنست که مدارک جعل خود را نابود میکنند و یا آن را پنهان میکنند. حال چرا این جاعلان عکس هایی را که به پندار جناب پورپیرار سند جعل و جرم این افراد است را در اختیار عموم قرار دادند؟ یا باید فرض کرد که عمدا خواسته اند رسوا شوند که چندان با عقل و منطق جور در نمی آید. یا آنکه در هیچ یک از این عکس ها جعل و جرمی صورت نگرفته است.

قابل توجه است که عکس مورد نظر پورپیرار با کد ۱۵۴۹ که توسط دکتر هرتسفلد گرفته شده است در سایت collections search center کاملا عمومی در دسترس همگان به صورت رایگان قرار دارد .

عکس مورد نظر پورپیرار،عکاس دکتر هرتسفلد (کد عکس:۱۵۴۹ زمان ثبت عکس بین سال های ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۳ گزارش شده)(سایت موسسه collections search center)

باز کردن آرشیو collections search center و مشاهده عکس

آیا کتیبه آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم جعلی و دروغین است؟

نقش رستم مجموعه ای از بنا ها و آرامگاه های تاریخی است که در شمال شهرستان مرو دشت استان فارس در ۶ کیلومتری تخت جمشید قرار دارد و شامل آرامگاه های هخامنشی که در سینه کوه کنده شده و بنایی موسوم به کعبه زرتشت و نقش برجسته های ساسانیان میباشد.

یکی از آرامگاه های سینه کوه دارای کتیبه ای متعلق به داریوش بزرگ میباشد و از این رو آرامگاه را متعلق به داریوش دانسته اند.

پورپیرار :

« -آرامگاه های سینه کوه- یکیش به علت اینکه کتیبه داره و از زبان داریوش در این کتیبه حرف هایی زده شده میگن اینجا مقبره داریوشه و چون این کتیبه نمیتونه وجود داشته باشه و جزو جعلیات و حکاکی های جدیده پس ما اصلا این مطلب را که اینجا قبر داریوشه را هم باید بزاریم کنار و اصولا پی بردن به اینکه این مقابر نقش رستم مال چه گروه از سیاست مداران ،فرمانداران یا امپراطوران در آن دوران بوده حالا که ما میدانیم اصولا هخامنشیانی در کار نبوده این یک تحقیقات نشانه شناسی و تحقیقات جدید پس از حذف جعلیات جدید نیاز داره تا ما اصولا بفهمیم اونایی که مشغول ساختن تخت جمشید و این مقابر نقش رستم بوده اند هم اینجا و هم در صخره های بالای تخت جمشید اینها کی بوده اند چه دورانی بودند و چه فرهنگ و تمدنی را حاملش بودند و غیره و غیره و غیره» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۲۵ تا ۲۷).

حال میبینیم که پورپیرار به طور کل سلسله ای به نام هخامنشیان را منکر میشود و میگوید اصلا وجود نداشته اند، این بسیار باعث تعجب است چراکه او کتابی به نام «دوازده قرن سکوت:بر آمدن هخامنشیان» نگاشته است و در آن کتاب وجود هخامنشیان را مورد تایید قرار داده اما گفته است که قومی وحشی بوده اند که یهودیان آن ها را اجیر کرده بودند. و در اینجا میبینیم که جناب پورپیرار کتاب خودشان را نیز که از کوروش، داریوش، بردیا، کمبوجیه و اردشیر و… سخن رانده اند نیز به طور کلی انکار میکند.

(کلیپ ابطال شناسنامه )

«این تصویری را که می‌بینید شمای نه از نزدیک بلکه یک چشم اندازی از همون مقبره ایست که مقبره داریوش میگن» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۲۶ تا ۲۷).

(کلیپ ابطال شناسنامه )

«در این دیتیل از همون مقبره محدوده معینی را ملاحظه میکنید،ما سعی میکنیم این دیتیل را که درست همون جاییست که بعد ها کتیبه ای روش پیدا شده قبل از کتیبه کندن شمای از نزدیکش را به شما نشان بدهیم.شما میبینید که این سنگ ها به کلی آسیب دیده اند ترکیدن حفره های ناشی از گذشت زمان درشان ایجاد شده و غیره و غیره» (نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه ۳۲ تا ۳۳).

«خب وقتی به تصویر بعد نگاه میکنید میبینید درست همونجایی که با علائم قرمز نشون دادیم که سنگ معیوبه در تصویر بعد شما میبینید که کتیبه است،آخه اینا چجوری یعنی این اندازه اینها فکر نکرده اند که یک وقتی ممکنه کسی این دو تا عکس رو بزاره کنار هم و با هم مقایسه بکنه؟»( نگاه کنید به کلیپ ابطال شناسنامه، دقیقه۳۲تا۳۴)

(کلیپ ابطال شناسنامه )

سخن پورپیرار و تمام مدرکش علیه کتیبه نقش رستم همین بود. نشان دادن یک عکس با کیفیت بسیار پایین از نمای دور سپس بزرگنمایی آن و باز هم افت بیشتر کیفیت عکس سپس نشان دادن تخریب های بر روی دیوار و سر انجام از اینکه در عکس بزرگ نمایی شده خود که بسیار کیفیت پایینی دارد کتیبه ها را نمیبیند و در عکس دیگر که جدید تر است و کیفیت بهتری دارد کتیبه ها مشخص است نتیجه میگیرد که این ها جعلی و دروغین هستند!!

البته جدای از همه این ها باز دوگانه گویی در گفتار و حرف های پورپیرار را مشاهده میکنیم. چراکه او در کتاب «دوازده قرن سکوت:برآمدن هخامنشیان» بار ها به کتیبه نقش رستم داریوش استناد کرده و آن را نوشته شده به دست داریوش میداند (پورپیرار،۱۳۷۹:ص۸۶و۱۰۷)اما اکنون او به طور کلی کتیبه نقش رستم را جعلی و نوشته شده در صد سال اخیر میداند!

به هر ترتیب پورپیرار فرض را بر این قرار داده است که در عکس نخستین او از آرامگاه داریوش کتیبه ای وجود ندارد و بعد ها آمده اند و کتیبه کنده اند. ما نیز همین تصور را پی میگیریم.

عکس دکتر هرتسفلد از آرامگاه داریوش در نقش رستم، زمان ثبت عکس بین سال های ۱۹۲۳تا۱۹۳۴ گزارش شده است(سایت موسسه collections search center)

با وجود آنکه پورپیرار مآخذ عکس خود را معرفی نکرد اما با جستجو در گالری ها مشخص میشود که این عکس پورپیرار بزرگ نمایی شده عکسی از دکتر هرتسفلد میباشد،تاریخ این عکس در مندرجات گالری مربوط به بازه زمانی بین سال های ۱۹۲۳تا۱۹۳۴ذکر شده است. (مندرجات عکس، collections search center). پس باید تصور کرد که حد اقل تا سال ۱۹۲۳ در نقش رستم هیچ کتیبه ای در آرامگاه داریوش قرار ندارد.بر طبق شرط عقل نیز پیش از این تاریخ هم در هیچ عکسی نباید کتیبه ای پیدا باشد.

حال آنکه عکاس دوران قاجار آنتوان سوروگین که یکی از سرشناس ترین عکاسان ایران است عکسی از آرامگاه داریوش همراه با کتیبه ارائه می‌دهد:

عکس آنتوان سوروگین از آرامگاه داریوش در نقش رستم،زمان ثبت عکس بین سال های ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۲ گزارش شده است(سایت موسسه collections search center)

در توضیحات این عکس آمده که در بین سال های ۱۸۹۸تا ۱۹۰۲ برداشته شده  (مندرجات عکس، collections search center) حال آنکه این عکس قدمتی حد اقل ۲۰ سال بیشتر از عکس ارائه شده توسط پورپیرار دارد. و با کمی دقت میتوان کتیبه را بر روی سنگ ها مشاهده کرد.

بزرگ نمایی:

بزرگنمایی عکس آنتوان سوروگین از آرامگاه داریوش در نقش رستم،زمان ثبت عکس بین سال های ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۲ گزارش شده است«کتیبه ها در عکس قابل مشاهده هستند»(سایت موسسه collections search center)

البته برای بررسی هرچه بهتر این عکس شاید بهترین کار رجوع به گالری و مشاهده عکس باشد:

باز کردن آرشیو Collections Search Center و مشاهده عکس

این نسخه عکس از آنتوان سوروگین از نوع Gelatin silver prints چاپ گردیده نسخه دیگری از نگاتیو این عکس نیز به نوع glass negative چاپ شده است که زمان چاپش مربوط به سال ۱۹۰۲تا۱۹۰۵ می‌باشد. (مندرجات عکس، collections search center) شاید کتیبه ها در این چاپ جدید تر از نگاتیو وضوح بهتری داشته باشند.

عکس آنتوان سوروگین از آرامگاه داریوش در نقش رستم،زمان چاپ عکس بین سال های ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۵ گزارش شده است(سایت موسسه collections search center)

برای مشاهده بهتر عکس:

باز کردن آرشیو Collections Search Center و مشاهده عکس

بزرگ نمایی:

بزرگنمایی عکس آنتوان سوروگین از آرامگاه داریوش در نقش رستم،زمان چاپ عکس بین سال های ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۵گزارش شده است«کتیبه ها در عکس قابل مشاهده هستند»(سایت موسسه collections search center)

همانطور که از عکس های آنتوان سوروگین که متعلق به دوران قاجار و بین سال های ۱۸۹۸تا۱۹۰۲ میباشد کتیبه ها بر روی آرامگاه داریوش قرار دارند و هیچ گونه جعلی صورت نگرفته است.

.

سخن پایانی

آشکار است که ناصر پورپیرار همانند گفته های دیگرش قصد داشت با فریبکاری و جعل، مطالب را به مخاطب القا کند. در واقع هیچ تردیدی در اصالت باستانی کتیبه های هخامنشی از جمله کتیبه بیستون وجود ندارد و گفته های پورپیرار بیشتر شبیه به هذیان گویی بود.

متأسفانه امروز هم پیروان راستین راه پورپیرار، یعنی پیروان راه فریب و دروغ، این بار بدون اشاره به نام پورپیرار، تصاویری که پورپیرار گسترش داده بود را در فضای مجازی پخش می کنند اما با کمی پژوهش تخصصی مشخص می شود که همه این موارد با جعل و دروغ همراه هستند. متأسفانه به دلیل کم کاری در حوزه تاریخ و باستان شناسی، ایران ستیزان از این فرصت سوء استفاده می کنند و به جوسازی می پردازند. کاش بیشتر به حوزه تاریخ و باستان شناسی بپرداخته می شد تا شاهد این گونه جوسازی ها علیه تاریخ و فرهنگ خود نباشیم.

نوشته های بیشتر در پاسخ به پورپیرار:

پاسخ به ناصر پورپیرار

 

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

شهرکی، کوروش (۱۵بهمن۱۳۹۵). «آیا کتیبه های بیستون و نقش رستم جعلی است؟». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=15434

– پورپیرار، ناصر (۱۳۷۹). دوازده قرن سکوت: برآمدن هخامنشیان. تهران: انتشارات کارنگ.

– پورپیرار، ناصر (۱۳۸۳). دوازده قرن سکوت: بخش سوم ساسانیان. قسمت دوم پیشینه های ناراستی. تهران: کارنگ.

– پورپیرار، ناصر (۶ مهر ۱۳۸۹). «ایران شناسی بدون دروغ، ۲۸۴، نتیجه ۹۲، کتیبه های بیستون، ۴». نارنیا.

پورپیرار،ناصر (۲۱ فروردین ۱۳۸۶). «ایران شناسی بدون دروغ ۵۰». نارنیا

– جکسن،ویلیامز (۱۳۶۹). سفرنامه جکسن. ترجمه منوچهر امیری و فریدون بدره ای. تهران: انتشارات خوارزمی.

– جلیلیان، شهرام (۱۳۹۱). بیستون. تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی.

– سامی، علی (۱۳۹۲). تمدن هخامنشی. جلد اول. تهران: انتشارات سمت.

– طالبیان عبدالحسین (۱۳۹۳). تخت جمشید در تاریخ معاصر. شیراز: انتشارات نوید شیراز.

– فلاندن، اوژن (۱۳۵۶). سفرنامه اوژن فلاندن به ایران. ترجمه حسین نور صادقی. انتشارات اشراقی.

– لوکوک، پیر (۱۳۸۹). کتیبه‌های هخامنشی. ترجمه نازیلا خلخالی. به کوشش ژاله آموزگار. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز.

نیبور،کارستن (۱۳۹۰). سفرنامه کارستن نیبور ، ترجمه پرویز رجبی، انتشارات ایران شناسی

با سپاس از سایت موسسه collections search center

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 2 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 5٫00 ) نظر شما چیست ؟
Loading...


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

دوستداران خردگان در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال تاریخ پرسیا
کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام کانال خردگان در تلگرام

کانال رسمی خردگان
دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

1 دیدگاه

  1. این پورپیرار دقیقا چی مصرف میکنه ؟ شک ندارم از طرف حکومت آخوندها حمایت زیادی ازش میشه.
    تاریخ ایران جوری عظمت داره که ۱۰۰ تا مثل این کثافتها نمیتونن بی ارزشش کنن.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا