استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » اخبار خردگان » پاسخ به حامد زمانی

پاسخ به حامد زمانی

کانال رسمی خردگان

| نویسنده: آرش مهرگان | واپسین به روزرسانی: ۲۳ آذر ۱۳۹۴ |


وقتی یک خواننده، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ می شود!!!

حامد زمانی و کوروش

شاید برای شما هم تعجب آور باشد که یک خواننده درباره تاریخ ایران باستان و کوروش بزرگ صاحب نظر شود!

اخیرا حامد زمانی متنی حاوی پرسش هایی درباره کوروش بزرگ در صفحات مجازی گسترش داده است. خواننده ای که با آهنگ مرگ بر آمریکا جایی برای خود در صدا و سیما باز کرد و پس از مدتی، نماهنگ های با کیفیت مطلوب (احتمالا پر خرج) برای او ساخته شد. البته قضاوت درباره ارزش هنری کارهای او در تخصص ما نیست ولی آنچه برای ما جالب می نماید این است که وی درباره کوروش بزرگ و تاریخ ایران اظهار نظر کرده است و از بیانات ایشان آشکار است که آشنایی زیادی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارد.

پیش از هر چیز اشاره می کنیم که در انتهای این متن، لینکی وجود دارد که پاسخ کامل به همراه منابع و مآخذ به پرسش ها داده شده است. اما در اینجا چند نکته کوتاه درباره شرایط اجتماعی این روزها اشاره می کنیم.

به راستی باعث تعجب است، فردی که شعار «مرگ بر فساحت دورغ» را سر می دهد و از همبستگی و اتحاد ملی در کارهایش سخن می گوید اینگونه با تجزیه طلبان و تفرقه افکنان هم صدا شود! شاید این خواننده-مورخ! خود هم نداند که متن های از این دست اکثرا توسط تجزیه طلب ها و دشمنان ایران نشر می شوند و هدفی جز ضربه زدن به اتحاد ملی ایران ندارد.

این روزها چه اتفاقی افتاده است؟! چرا یاد گرفته ایم درباره همه چیز نظر دهیم و آنها را نشر دهیم؟ چرا به راست و درست بودنش کاری نداریم؟! اینکه نخوانده و نپرسیده متنی شبیه به متنی که مدت هاست به جان شبکه های مجازی افتاده که البته تا به امروز پاسخ های فراوانی به آن داده شده است را در صفحات مجازی خود قرار دهیم و بگوییم کسی پاسخ منطقی ندارد، چندان شایسته نیست.

آن متن هم صرفا مطرح کردن پرسش نیست در واقع رویکرد سوال کننده در پرسش ها وجود دارد و مشخص است که قصد تخریب دارد. تحلیل ها و نظرهایی که بعد از مطرح کردن پرسش ها هم صورت می گیرد جای خودش را دارد.

بهتر است هرکس در حیطه کاری خود نظر دهد و هرگاه پرسشی داشت به متخصص آن حوزه مراجعه کند نه اینکه در بین مردم جار بزند؛ آن هم اینگونه پرسش ها را. البته اگر هدف رسیدن به پاسخ است و نه اهداف دیگر…

آیا آقای زمانی هرگاه مسئله و پرسش شرعی دارد یا ابهاماتی در مسائل دینی برایشان پیش می آید هم در کانال تلگرام و… به صورت عمومی مطرح می کنند تا پاسخ بگیرند؟ یا به متخصص امور دینی مراجعه می کنند؟

جالب این که آقای زمانی این موارد را تحت عنوان کوروش و اسلام بیان کرده!! به راستی اگر ایشان نگران اسلام و مسلمانان هست می تواند هر روز به شبهات و ایراداتی که دشمنان اسلام و تشیع بیان می کنند و بسیاری افراد را درچار شک و تردید میکند پاسخ دهد.

همچنین اگر نگران نژاد پرستی و توجه نکردن به ارزش های انسانی هست باید بداند کسی با بی توجهی به مفاخر و تاریخ وطن و سرزمین مادری خود به ارزش های انسانی دست نمی یابد در حالی که این مفاخر خود نماد و اسطوره جهانیان در مورد احترام به حقوق بشر و ارزش های انسانی باشند.

.

بهتر است مطالعات خود را بیشتر کنیم و بعد درباره یک موضوع اظهار نظر کنیم تا خدایی نکرده دروغ را رواج ندهیم و خدای نکرده با گروه های ایران ستیز و تجزیه طلب که صد در صد خواستار نابودی ایران و اسلام هستند، همصدا نشویم.

 

.

به هر حال پاسخ به پرسش هایی که ایشان گذاشته اند، توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد تاریخ و باستان شناسی، پیش از این داده شده است و می توانید مشاهده بفرمایید:

استادان تحریف (http://kheradgan.ir/?p=11749)

حامد زمانی کار را خراب تر کرد

پس از آنکه حامد زمانی اظهارات نادرستی را درباره کوروش بزرگ مطرح کرده بود و با آنکه پاسخ های مستند همراه با منابع و مآخذ به ایشان داده شد تا کنون هیچ پاسخی نداشتند و گویا در این زمینه نا توان بوده اند؛ این موضوع طبیعی است چرا که حوزه فعالیت ایشان چیز دیگری می باشد.

لازم به ذکر است که نظرات زیادی به صورت مودبانه و در نقد ایشان در صفحات مجازی گذاشته شد که بسیاری از آنها توسط جامعه مذهبی کشور بود؛ اما متأسفانه ایشان صرفاً نظرات دور از ادب را گزینش کردند و اینطور القا کرده اند که همه مخالفان و منتقدان اینگونه بوده اند. جای تأسف دارد که گویا ایشان به دنبال جو سازی هستند.

بن‌مایه‌:

– مهرگان، آرش (۲۳ آذر ۱۳۹۴). «پاسخ به حامد زمانی». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=12236

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 10 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 3٫70 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

حواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK


برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

27 دیدگاه

  1. من نه مطالعه انچنانی دارم و نه چیز خاصی و یک دانشجوی ساده ام.
    فقط خواستم به برخی سوالا جواب بدم.
    یک اینکه میگید چرا روز کوروش کبیر تو هیچ تقویم نیست مگه روز جهانی اسکند مقدونی داریم؟یا روز جهانی آگوستوس(نخسین پادشاه رومی) داریم؟
    دلیل نمیشه ک خیلی از مراسم مذهبی هم تاریخ جهانی ندارن آیا باید انکارشون کرد؟

    جواب سوال دومتون:
    کوروش چرا اسم مردوک رد اورده؟

    آنچیزی که به نظر می‌آید این است که پرستش مردوک در ایران جایگاهی نداشته است؛ آیا اگر کوروش مردوک را می پرستید نباید اثر قابل توجه و فراگیری از آن در فرزندان، خویشان و مردم آن دوره باقی مانده باشد؟

    ولی به هر حال پرستش مردوک و آداب و آیین بابلی در بابل تداوم یافت چرا که عقاید ریشه دار دینی مردمان بین النهرین مانع از آن بود که کوروش بزرگ بتواند اصلاحات را به گونه ای پیش ببرد که دلخواهش باشد (خنجی: ص ۲۳۸). مردم بابل درگیر عقاید و احکام شرعی خود بودند و نمی‌توان انتظار داشت کوروش به یکباره و در حین نخستین ورود به بابل خلاف عقاید آنها عمل کند و مثلا به خدای مردوک که قطعا نهایت احترام و علاقه در بین مردم بابل به آن وجود داشت بی احترامی و بی توجهی کند.
    فقط نباید نیمه خالی لیوان رو دید آیا آتشکده هایی ک در تخت جمشید هست رو نمیبیند؟
    ک نشان از دین زرتشت دارد؟
    آنچیزی که به نظر می‌آید این است که پرستش مردوک در ایران جایگاهی نداشته است؛ آیا اگر کوروش مردوک را می پرستید نباید اثر قابل توجه و فراگیری از آن در فرزندان، خویشان و مردم آن دوره باقی مانده باشد؟
    در ان دوره اخترام به تمام ادیان وجود داشته.

    جواب سوال سومتون:
    چرا در شاهنامه اسمی از کوروش کبیر نیست؟

    سطحی نگری است که بگوییم چون شخص یا اشخاصی در دوران کهن زندگی می‌کردند پس باید اطلاعاتشان از تمدن سومر، جیرفت، کوروش و هخامنشیان بیشتر از ما باشد. در صورتی که با کمک یافته‌های نوین، اطلاعات ما بسیار بیشتر از مردمان روزگار کهن است
    .اول آنکه نباید اسطوره‌ها را با دید صرفا تاریخی نگاه کنیم بلکه اسطوره‌ها آمیختگی‌هایی با تاریخ داشته‌اند نه آنکه تاریخ را عینا نقل کنند. هر کدام از داستان‌های اسطوره‌ای ویژگی‌هایی دارند که باید این ویژگی‌ها را مورد توجه قرار دهیم و بعد جنبه‌های تاریخی را استخراج کنیم. همچنین نباید فراموش کنیم که حکیم ابوالقاسم فردوسی بعد از گذشت هزاران سال از دودمان‌های ایران باستان، پس از تهاجمات بزرگ به ایران و سلطه آنها بر ایرانیان، شاهنامه را سرود، آن هم در زمانی که بسیاری از آثار باستانی در دسترس نبودند و کتیبه‌ها رمز گشایی نشده بودند.
    خود مردم عادی ایرانی ۳۰۰ سال پیش کسی به اسم کوروش کبیر میشناختند؟چون سطح علمی خیلی پایین بود.و شاهنامه حالت افسانه ای دارد و پادشاهانی ک شما میفرمایید قبل از کوروش کبیر بودن به صورت اساطیری هستن و مستند علمی نیستن واز اون پادشاهان هم تاجایی ک بنده میدونم مستند خاصی وجود نداره.
    وایا استناد به شاهنامه ک کتابی ادبی است برای تاریخ یک کشور درسته؟.

    جواب سوال چهارم:
    چرا نام هایی با اسم کوروش نیستن؟

    یک اینکه آیا شما نام اجدادتون رو به یاد میارید؟
    ایا اصلا میدوتونید چهارتا اسم از اقوامتون رو ک ۵۰۰ سال پیش بودن رو بگید؟
    در رابطه با اسم پدر بزرگ ها هم باید بگم که خداکثر سن پدربزرگ های این دوره ۱۰۰ ساله و تولدشون مربوط به دوره پهلویه ویا پدر بزرگ های قبل تر مربوط به دوره قاجاره وقالب فرهنگی اونموقع این نبوده ک اسم کوروش رو رو فرزندانشون بزارن همون طور ک اسم کمبوجیه ویا آریو برزن رو رو فزندانشون نمیزاشتن.

    سوال پنجم:
    ک چرا از زمان محمد رضا پهلوی کوروش کبیر شناخته شد؟

    اولن اکثر مردم اون زمان کم سواد و بی سواد بودن و رسانه خاصی وجود نداشت.
    دوم اگر محمدرضای پهلوی به کوروش کبیر توجه نمیکرد شاید مثل سایر پادشاهان از یاد میرفت.
    اگر امروزه و از زمان محمدرضا پهلوی زیاد کوروش کبیر میشنویم بخاطر اینه ک ارتباطات گسترده شده در زمان رضا شاه ک وسایل ارتباطی خاصی نبود تا مردم بهتر بشناسن شخصیت های مهم رو و ظهور چاپ و تلفن و تلوزیون تقریبا از زمان محمد رضا پهلوی گسترش پیدا کرد

    سوال پنجم:

    چرا هیچ اثری از کوروش کبیر در جهان نیست؟

    واقعا جای تعجبه ک شما کل تاریخ امپراطوری روم رو با یک پادشاه ایران مقایسه میکنید؟
    و در ضمن امپراطوری روم خیلی بیشتر از هخامنیشی عمر کرد و اثار هخامنشی کمتر کشف شدن و امروزه دارن اثار رو پیدا میکنن به شما توصیه میکنم یک سر به گوری ک در عراق کشف شده توجه کنید
    یا ستون های سنگی هخامنشی در روسیه
    شهر باستانی هخامنشی در ترکیه

    سوال بعدیتون ک میگید چرا کتابا جدیدن و همشون اینگیلیسن؟
    یه توصیه ای ای به جنابعالی و تمام دوسات مشتاق دارم ک برن کتاب ها نوشته های اقایان هرودوت، گزنفون و کتزیاس رو بهتر و کتزیاس و همچنین منابع یهودی به نامهای
    کتاب عزراو کتاب اشعیا و کتاب دانیال بازجست ک چه نیکو از کوروش کبیر یاد میکنن.
    و در جواب سوالتون ک میگید ارامگاه کوروش ارامگاه مادر سلیمان نبیه باید بگم که اولا ارامگاه مادر سلیمان نبی نبوده چون اگر بود در تورات به اون اشاره میشد.
    دوم هم اینکه تخت سلیمان هم ک اتشکده بوده ایا برای سلیمان نبی بوده؟
    پس اسم دلیل بر مالکیت نمیشه و این نامگذاری به قول شما یکهو نبوده حدود صد الی صدو پنجاه سال پیش بوده و کتیبه ها نشون میدن ک مقبره کوروش کبیر نزدیک دارابگرد بوده و نشونه هاش مطابق با نشونه های مقیره کوروش کبیره.
    وحتی زمان کمبوجیه به کسی ک از مقبره نگهداری میکرده تصحیلات خاصی مثل اسب و گوسفند و شراب میدادن.
    و بهتره توجه داشته باشید ک این انگلیسی ها از خودشون نگفتن این حرفو و بر اثاث مدارک گفتن.
    و آرامگاه کوروش تنها بنایی در پاسارگاد است که توصیف آن در منابع یونانی آمده‌است.[۶] از قدیمی‌ترین توصیف‌های مربوط به آرامگاه کوروش می‌توان به توصیف اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر مقدونی در لشکرکشی‌اش به قلمرو هخامنشیان نام برد که توسط آریان در کتاب آناباسیس اسکندر بدین شکل ثبت شده‌است:[۷] قسمت‌های پایینی آرامگاه از سنگ‌هایی تشکیل شده بود که به شکل مربع بریده شده بودند و در کل یک قاعده مستطیلی شکل را تشکیل می‌دادند. بالای آرامگاه یک اتاق سنگی بود که یک سقف و یک در داشت و به قدری باریک بود که یک مرد کوتاه قد به‌سختی می‌توانست داخل اتاق شود. در داخل اتاق یک تابوت طلایی وجود داشت که پیکر کوروش را در داخل آن قرار داده بودند.

    و سوال اخرتون ک راجب حقوق بود؟
    برادر عزیزم اگر منبع سخنان شما اقای قیاث آبادی هستند ک بهتره بگم یه کاوشی در مدرک دکترای ایشون بکنید بد نباشه تا بفهمید مدرکشون رو چطوری گرفتن.
    بعد هم باید بگم اولا برده ها ک اسمشون روشون بوده برده بودن یعنی کار زیاد حقوق کم.
    ولی کسانی ک تو دربار و زیر نظر پادشاه کار میکردن فرق داشته چون چه بسا زنان امکانات بیشتری داشتن.اما حقوقشون بستگی به کارشون داشته زنان اکثرا به کارهای هنری مشغول بودن اما گاهی به مردان هم کمک میکردن.در ضمن زنان پاداش هایی داشتن
    پاداش به دنیا آوردن پسر ۲۰ لیتر جو و ۱۰ لیتر شراب یا آب جو بود. تا جایی که لوحه‌ها حکایت می‌کنند، این تنها موردی است که میان زن ومرد فرقی دیده می‌شود.

    مرخصی بارداری ظاهراً ۵ ماه بوده‌است. پس از این مدت زن‌ها این امکان را داشته‌اند که کار روزانه را کوتاه کنند تا قادر به برآوردن وظایف خانه‌داری خود نیز باشند. البته کار نیمه وقت حقوق کمتری داشت. نوزادان را در طول کار له‌له‌ها نگهداری می‌کردند. در لوح‌های گلی دیده شده که زنان می‌توانستند به پست‌های بالاتر برسند، مثلاً در کارگاه‌های شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با زنان است. در کارگاه‌های خیاطی که بیشتر در اشغال زنان است، گاه مردان زیردست زنان قرار می‌گیرند و حقوق زنان سرپرست بیش از مردان است. حتی در جیره شراب نیز تفاوتی وجود ندارد
    این جوابهای من بود انشالله ک قانع شده باشید.
    در ضمن بعضی ها خیلی تند روی میکنند هرکسی اعتقاد و نظری داره هرکس نظرش واسش مهمه پس بیایید به نظر هم احترام بزاریم و مثل برخی دوستان تاریخمون رو فراموش نکنیم
    پاینده باد ایران و ایرانی

  2. سلام این حرف هایی رو که شما گفتید خوندم و من رو قانع کرد، اما پرسش من این بود که توحید رو کوروش چگونه گسترش داد نه اینکه چرا به تفکرات بابلیان احترام گذاشت؟! با سپاس از شما

    • مجید خالقیان

      سلام

      دیدگاه پیشین شما به این صورت بود:

      «سلام ببخشید من یه سوال دارم مگه نه اینکه کوروش بت کتده ها رونابود نکرد پس چطور توحید رودر جهان گسترش داد؟»

      از این رو بنده پیشنهاد کردم که این بخش را مطالعه بفرمایید.

      رسیدگی به پرستشگاه ها در آن زمان منافاتی یا توحید نداشته و در ترسیم چهره مثبت از یکتا پرستی نقش ایفا کرده است و به جنگ های طولانی بر سر نابودی پرستشگاه ها خاتمه داد

  3. شرمنده چون دیدم گزینه پاسخ واسه آخرین دیدگاهم فعال نیست ناگزیر از نگارش جدید شدم.
    وقتی میبینم که دارید بدون هیچ تعصبی و با رعایت اخلاق جواب میدید و نقد میکنید واقعا خوشحالم.

    خواهشی که از شما دارم اینه که عرائض بنده رو کاملا تا پایان مطالعه بفرمایید:

    اما این جمله شما که فرمودید: ” نظر شما این است که هر کس تندیس را ستایش کرد و حتی اگر یک تنندیس را نمادی از خداوند بزرگ دانست، جدا از باورها و عقاید او، طاغوت است و باید با او به مقابله پرداخت” اصلا در مورد بنده صحیح نیست.
    بنده اصلا همچین نظری ندارم و همچین حرفی هم نزدم. فکر کنم در برداشتتون دچار سو تفاهم شدید و یا اینکه شاید بنده نتونسته باشم حرفم رو برسونم.

    اگه دقت کرده باشید بنده یه مثالی رو هم زدم که مجسمه ای تو خونه ی منه و منم اونو دوست دارم اما به هیچ وجه کسی ازش بت پرستی و به تعبیر شما طاغوت رو نمیفهمه. بحث من دقیقا این جاست که تندیسی نماد میشه برای بت پرستی. احترام به این نماد و تندیس( نه هر نماد و تندیسی) که مظهر بت پرستیه و به غیر از بت پرستی چیز دیگه ای ازش فهمیده نمیشه، از یک یکتاپرست کاملا بر خلاف محتوای ادیان الهی است.
    شما میگید یکی از روش های تبلیغ تسامحه. بنده هم میگم بله اینم روشی واسه تبلیغه اما نه در مقابل بت پرستی. بازم میگم که منظورم هر نماد و تندیسی نیست.بلکه فقط نماد و تندیسی که خلاف یکتاپرستیه.
    بله باید با زبان خوش و قول و فعل ملایم در تبلیغ استفاده کرد ولی آیا این به معنای اینه که به عقاید بت پرستان و کافران هم احترام گذاشته بشه؟مردوک نماد و سنبل بت پرستی بوده و احترام به اون جایگاهی نداره.

    اما در مورد خانه کعبه باید بگم که کعبه به قول شما یه نماده ولی نه نماد بت پرستی بلکه یکتا پرستی. احترام به کعبه فقط به دلیل احترامی هست که خداوند برای کعبه قائل شده.پس احترام به اون احترام به خداوند یگانه است. احترام به کعبه به خاطر تندیس بودن اون نیست بلکه به خاطر اینه که این خانه داره از یه مرام و عقیده حرف میزنه به نام یکتا پرستی و تنها به احترام صاحب خانه است. اما احترام کوروش به یه بت چه توجیهی میتونه داشته باشه؟ چه چیزی میتونسته کوروش رو وادار به احترام به یک تکه سنگ و یا چوب بکنه به جز عقیده ی بت پرستی؟
    به قول شما کوروش مسامحه کرده و احترام گذاشته؟ سوال من از شما اینه که به چی احترام گذاشته؟ مگه غیر از اینه که به عقیده ی مردمی که بت پرست بودند احترام گذاشته باشه؟

    بنده میگم اگه با بی تفاوتی از کنار این بت میگذشت و اهمیتی نمیداد و مردم اونجا رو توبیخ و یا مجازات نمیکرد که بعدا بتونه عقیده یکتاپرستی رو بین مردم بت پرست نشر بده کاملا حق باشماست و بنده هم قبول دارم و این میتونه یه روش تبلیغی باشه.
    اما چه کنیم که به مردوک احترام گذاشته و این احترام کاملا نظریه تسامح رو رد میکنه کما اینکه در پایان این نوشته بهش اشاره میکنم

    به نظر این جانب اصلا با هم تفاوت رای نداریم و کاملا در این مورد هم عقیده ایم که یه نماد و تندیس میتونه سمبلی برای پرستش خدای یگانه باشه همانطور که مثال کعبه رو زدید منم دقیقا از ابتدا تا اینجا همین رو دارم میگم.
    حال همین حرف رو در مورد تندیس و نمادی که سمبل بت پرستی شده، بزنیم.و بگیم بهش هم احترام بذاریم نتیجه چی میشه؟
    بده؟ نه برای یه بت پرست. بلکه برای یکتاپرستی مثل کوروش.
    میخوام بگم بنده هر چی به این ور و اونور میزنم که راهی برای توجیه این عمل کوروش با وجود یکتاپرست بودن کوروش پیدا کنم نمیشه.
    نتیجه اینکه با فرض یکتا پرستی کوروش و احترام به مردوک که نماد بت پرستیه فرض ما از دو حال خارج نیست:
    یا باید قائل به (نعوذ بالله) بت پرستی کوروش بشیم
    و یا باید بگیم این توجیه ما که بنا رو بر تسامح بذاریم راه به جایی نمیبره و باید به فکر دلیل دیگری برای این عمل کوروش بود.

    • مجید خالقیان

      من هم از شما سپاسگزارم که بحث را به صورت شایسته ادامه می دهید.

      درباره بخش پاسخ ها در نظرات تارنما باید عرض کنم که در به روزرسانی های جدید وردپرس پاسخ دادن در سطح چهارم برداشته شده است و اگر به دیدگاه همان سطح دوم که دارای دکمه پاسخ است کلیک کنید، نظرات شما در زیر واپسین نظرات قرار می گیرد.

      اما درباره مردوک. من از شما سوال می پرسم که بر چه مبنا مردوک را نماد بت پرستی و طاغوت می دانید؟ اگر به استوانه کوروش بزرگ دقت بفرمایید این استوانه دو بخش دارد. بخش اول از زبان یک بابلی است که اوضاع و شرایط را توضیح می دهد و بخش دوم از زبان کورش بزرگ. در بخش دوم که از زبان کوروش است، مردوک در جایگاه خداوند بزرگ قرار دارد.

      سخن من اینجاست که ما نباید باورهای بابلیان را با عرب های جاهلی یکسان بدانیم و هر جا تندیس دیدیم آن را نمادی از بت پرستی و طاغوت بدانیم. به همان استوانه کورش دقت بفرمایید مردوک در جایگاه خدای بزرگ است. از این بابت من با نظر شما مخالفم که مردوک را نمادی از بت پرستی بدانیم.

      تسامح کوروش چیزی شبیه به تسامح نسبت به اهل کتاب است. البته باز هم تأکید می کنم که در شرایط مختلف برخورد ها متفاوت است. اما بیایید مثلا به آیین مسیحی توجه کنیم. بخش زیادی از مسیحیان، عیسی را فرزند خدا می دانند! بدون تردید ما به این دیدگاه نقدهای جدی داریم. اما ما اگر به زبانی که برای مسیحیان قابل درک است سخن بگوییم بدون تردید به خدای بزرگ آنها احترام می گذاریم چرا که آن خدا همان خدای ماست. این موضوع می تواند درباره یهودیان هم صادق باشد. وقتی به زبان آنها سخن می گوییم خداوند بزرگ را یهوه می خوانیم. ما حتی به معابد مسیحیان و یهویدان احترام می گذاریم و در راه آبادانی این معابد می کوشیم. دقیقا همین موضوع می تواند درباره کوروش و مردوک مصداق داشته باشد. اما با توجه به شرایط زمانی کوروش این تسامح کمی با آزادی بیشتر همراه بوده است چرا که به صلح و زنده ماندن انسان های بی گناه کمک می کرده است. قرار نیست چون کوروش بزرگ از مردوک یاد کرده است، به تک تک باورهای بابلی ایمان داشته باشد آنها را اجرا کند. بله به مردوک به عنوان خدای بزرگ (همان طور که در استوانه کوروش آمده است) و همچنین به نماد های مردوک احترام می گذاشت.

      چنین رفتاری در دیگر پادشاهان هخامنشی از جمله داریوش بزرگ دیده می شود. او حتی به آپولون احترام می گذاشت اما در کتیبه های پارسی باستان خداوند یکتا را آفرینده آسمان و زمین و مردم می دانست.

      این به ما نشان می دهد که در فرهنگ ایرانی خدا یکی است که در جاهای مختلف با نام ها و نمادهای مختلف از او یاد می شود. و همه آنها قابل احترام هستند

      • پوزش بنده رو پذیرا باشید

        اینکه در مورد مسیحیان و یهودیان و در یک کلمه اهل کتاب و یکتا پرستان قایل به تسامح میشیم رو بنده کاملا موافقم و حرفی در این مورد باقی نمیمونه.

        میمونه فقط بحث مردوک.
        سوال من از شما اینه که مردوک چی بود؟
        اگه خدای یگانه بوده که فکر نکنم کسی قایل به این نظریه باشه،نمیشه تو کتیبه مردوک رو دو چیز دونست. یعنی مردوکی که بابلیان میپرستیدند بت بوده باشه و مردوکی که کوروش ازش یاد کرده و احترام گذاشته خداوند یگانه.
        البته در پایان در این مورد بحث میکنم.
        و اگه مردوک بت بوده باشه که بازم میگم احترام به بت هیچ جایگاهی در هیچ یک از ادیان آسمانی نداره.
        نمیدونم چه اصراری دارید که میگید من باور های بابلی رو با اعراب جاهلی مقایسه میکنم. اصلا این طور نیست. بنده فقط به یه قاعده ی ثابت در ادیان الهی و یکتاپرستی دارم استناد میکنم و اونم اینه که مرام بت پرستی جایگاهی برای یکتاپرست نداره.
        خلاصه مردوک را اگه بت میدونیم و ماجرای فتح توسط کوروش با ذکر نام یه بت همراه شده نمیشه به این راحتی از کنارش گذشت. معلومه این بت جایگاه ویژه ای داشته که کوروش در ازش یاد کنه و احترام بگیره.اینه که میگم نماد بت پرستیه. انگار شما اصرار دارید که این عقیده رو به بنده نسبت بدید که من فکر میکنم که هر تندیسی نماد بت پرستیه. نه. بنده نه همچین حرفی زدم و نه همچین عقیده ای دارم. فقط میگم مردوک بت بوده. شاید عقاید کثیف وهابیت که هر تندیسی رو نماد بت میدونن شما رو به این گمان انداخته که نمونه اش رو داریم در تخریب مجسمه ها و تندیس های موجود در سوریه توسط داعش میبینیم. در صورتی که اسلام اصیل همچین چیزی نمیگه.
        بنده فقط میگم مردوک بت بوده و پرستش میشده و این یعنی نماد بت پرستی و چنین نمادی اصلا قابل احترام نیست.

        بنده فرضم رو بر این استوار کردم که کوروش فقط احترام گذاشته دیگه بدتر که بگیم در بخش دوم کوروش از این بت به عنوان خدا یاد میکنه.

        خود شما میگید مردوک بت بوده ولی نماد بت پرستی نبوده بلکه نماد یکتا پرستی بوده.
        اینو میخواهید بگید دیگه درسته؟
        بنده میگم ما هیچ جایی در ادیان آسمانی نداریم که یک بت نماد خداوند یگانه بوده باشد. هیچ جا. ممکنه بگیم پس خانه ی کعبه که یه تندیسه چی؟
        جواب: کسی به خانه ی کعبه خدا نگفته ولی کوروش به مردوک گفته خدا.نگید با اعراب جاهلی مقایسه میکنید. اصلا. خانه کعبه نماد یکتا پرستی بوده از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام.پس ارتباطی به اعراب هم نداره.

        اگه کوروش مردوک رو نماد خداوند یگانه میدونست میشد یه توجیهکی درست کرد. (توجیهک میگم به خاطر اینکه اصلا بت نمیتونه نماد خدا باشه.). ولی چه کنیم که به یه بت میگه خدا.

        شما از داریوش گفتید و فرمودید با وجود اینکه به آپولون احترام میذاشت، ولی خداوند یگانه رو خالق میدونست.
        دقیقا عین همین مرام رو قرآن در مورد مشرکین بیان میکنه:
        ولئن سئلتهم من خلق السموات والارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله فانی یؤفکون(۶۲-عنکبوت)
        و اگر از آنان [مشرکان] بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر کرده است ، همانا خواهند گفت : الله ؛ پس به کجا می روند ؟

        مشرک یعنی چی؟ خدا رو قبول داره ولی بت هم میپرسته.
        حالا درسته خطابش در اینجا در ظاهر مشرکین عرب هست. ولی یه قاعده ی کلی رو داره بیان میکنه که فکر نکنید مشرکان خدا رو اصلا نمیشناسند.فقط در کنار خدا به یه چیزای دیگه رو هم میپرستند. اگه از این قاعده هم تنزل کنیم و بگیم فرضا فقط برای مشرکین مکه بوده باشه ولی این آیه خودش یه نمونه است برای کشیدن خط بطلان بر روی چنین تفکری.

      • مجید خالقیان

        من فکر میکنم بهتر است در این بحث تعریف مشخصی از واژه «بت» و «بت پرستی» ارائه دهیم.

        نکته ای که وجود دارد این است که گویا شما می پندارید مردوک همان تندیس بوده است و برای همین به آن بت می گویید. در صورتی که با بررسی متون میان رودانی در می یابیم که مردوک در واقع یک «وجود معنوی» و خدای بزرگ بوده است و تندیس صرفا نماد آن بوده است. عرض کردم که در شرایط زمانی و مکانی متفاوت با باورهای گوناگونی مواجه هستیم و بخش هایی از قران درباره عرب های جاهلی است. اینطور نیست که یک قاعده کلی باشد که هر جا تندیس نماد خدا بود پس باید نابود شود.

        اینکه من برداشت می کنم که شما شرایط بابلی را با باورهای عرب های جاهلی یکسان می پندارید، همین موارد است. در واقع بابلی ها به وجودهای معنوی اعتقاد داشتند و تندیس ها نمادی از آنها بوده اند. مردوک در جایگاه والاتر قرار داشته است. اما شاید تا اینجای کار شباهت هایی با عرب های جاهلی دیده شود. اما بت سازی از تندیس ها برای عقب نگه داشتن مردم و رسیدن به سودهای کلان مادی موضوعی بود که در عرب جاهلی به صورت عمده دیده می شد.

        در واقع در عرب جاهلی آنقدر از باور به خدای بزرگ فاصله گرفته بودند و برای تندیس ها افسانه سرایی کرده بودند که به راستی تندیس تبدیل به بت شده بود. گویی خدا همان تندیس بود که باید برای آن خرج های کلان کرد. دلیل آن هم سودهای کلان مادی بود که به برخی می رسید. آنها با این افسانه سرایی ها مردم را عقب نگه می داشتند و عقاید خرافی را گسترش می دادند. برای همین با بدترین شیوه ها با پیامبر مکرم اسلام برخورد کردند و علیه او جوسازی کردند.
        آیه ای هم که از قرآن آوردید به نوعی بیان کننده این است که آنها می دانستند که عقایدشان درست نیست و برای سودهای خود با پیامبر مقابله می کردند.
        در چنین شرایطی بدون تردید باید این تندیس ها را شکست و بت ها را نابود کرد. پیامبر اسلام بهترین کار ممکن را برای مبارزه با طاغوت کرد. قرآن با توجه به آن شرایط زمانی مکه، داستان هایی از اقوام مشابه را آورده است تا تأثیر گذار باشد. اما آیا در همه شرایط باید چنین کرد؟

        تا اینجای کار به عقاید خود بابلی ها نسبت به مردوک اشاره کردیم، و مشخص شد که مردوک در نزد بابلی ها یک وجود معنوی است. اینطور نیست که مردوک همان تندیس باشد بلکه تندیس نمادی از مردوک است. اما اینکه وقتی هخامنشیان از واژه «مردوک» و «بل» استفاده می کردند دقیقا منظورشان چه بوده است و چه عقایدی نسبت به مردوک داشتند، شاید با توجه به دیگر کتیبه های هخامنشی قابل بررسی باشد.

        همه می دانیم که در کتیبه بیستون داریوش بزرگ، بارها و بارها از اهورامزدا به عنوان خدای بزرگ و آفرینده گیتی یاد می شود. اما در قطعه‌ای از یک رونوشت بابلی کتیبه بیستون، که در خود بابل و بر یک یادمان سنگی کنده شده بود … خدای رهنمای داریوش، که همو نیز داریوش را به شاهی برگزیده ((به جای اهورامزدا در متن اصلی، بِل خوانده شده است)) (استالپر، متیو و. ١۳۹۴. «فرم، زبان، و محتوای استوانه کورش». در کتاب «کورش بزرگ: بنیادگذار امپراتوری هخامنشی». گردآوری تورج دریایی. ترجمه خشایار بهاری. تهران: فرزان روز: ص ۹۴).

        در واقع اینطور برداشت می توان کرد که خدای بزرگ را با نام های مختلف خوانده است. یک جا در میان ایرانیان که خدای بزرگ را با نام «اهورامزدا» می شناختند و جای دیگر در میان بابلی ها که از «بل» (مردوک) بهره برده است.

        حال بیایید توجه به مردوک در استوانه کوروش داشته باشیم. اساسا با یک نگاه بنیادین به درون مایه استوانه کوروش در می یابیم که بیان کننده باورهای ایرانیان است. بیایید این تحلیل دکتر تورج دریایی را بخوانیم:

        نه فقط برای اهداف تبلیغانی که کوروش می‌توانست با سنت‌های متعددی به آن دست یابد، بلکه به دلیل یک اندیشه کاملا ایرانی که من به آن معتقد هستم. مضمون «درست کردن هر آنچه که خراب شده بود» دیدگاهی است که با اهوره‌مزدا ارتباط دارد. اهوره‌مزدا یا خدای خردمند، نماینده نظم در جهان هستی است، در حالی که انگره مینو نماینده بی نظمی/دروغ است. اگر این متن‌ها را در چارچوب ایدئولوژی ایرانی بخوانیم به نگرش ایرانی/مزدایی روشنی از پادشاه دست می‌یابیم که به عنوان نماینده اهوره‌مزدا، نظم (در اوستا: اشه، و در فارسی باستان: اَرته) را به زمین باز می‌گرداند. در نتیجه پادشاهان بیدادگر پیشین (نبوکدنزار، نبونه‌ئید و…) نماینده بی نظمی / دروغ، اهریمن یا انگره‌مینو شدند. گذشته از این، نبونه‌ئید با کودتا در بابل به قدرت رسید، و از کوروش گزارشی در دست است که در آن او در تلاش برای بازگرداندن نظم نشان داده شده است. این کارهای کوروش بسیار همانند به آن چیزی است که در سنگ نوشته بیستون داریوش یکم آمده است که در آن پادشاه کوشش می‌کند آشوب‌ها و بی‌نظمی‌هایی که پس از مرگ کمبوجیه و به تخت نشستن یک غاصب، یعنی گئوماته مغ به وجود آمده بود را توضیح دهد (دریایی، تورج. ۱۳۹۳. «مذهب کوروش بزرگ». در کتاب «کوروش بزرگ پادشاه باستانی ایران». ترجمه آذردخت جلیلیان. تهران: توس: صص ۲۳-۲۴).

        حالا به عنوان یک مسلمان شاید سوال کنید که چرا کوروش در استوانه اش مستقیما از اهورامزدا یاد نکرده است و به تندیس ها که در فرهنگ ایرانی جایگاهی نداشته اند، احترام گذاشته است. اینجاست که همان موضوع حضرت خضر (ع) مطرح می شود. اگر کوروش در آن شرایط زمانی و مکانی خاص، نام ها و نمادهای قوم خود را بر بابلی ها تحمیل می کرد و از کنار ظلم های نبونئید به پرستشگاه ها بی تفاوت می گذشت، باز هم شاهد جنگ و خونریزی و کشتار مردم بی گناه بودیم.

        این همان است که قرآن می گوید:
        وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ (سوره ابراهیم، آیه ۴)

        و یا وقتی خضر، می خواهد موسی را از علت کارهایش آگاه کند:
        قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْرًا ﴿سوره کهف، آیه ۷۸﴾

        این همان است که گاهی باید تندیس هایی که از آن بت ساختند را شکاند تا مردم را از فقر و تندگدستی و عقاید خرافی رهاند و گاهی باید تندیس ها را نگه داشت داشت تا جان مردمان بی گناه را نجات داد.

        درباره مشرکین هم باید توجه داشت اینکه خداوند یگانه بزرگ را با نام ها و نمادهای گوناگون یاد کنیم مصداق شرک نیست. ممکن است خدای بزرگ را با نام هایی مانند «الله» یا «یهوه» یا «مردوک» یا «اهورامزدا» بخوانیم و در واقع همه و همه اشاره به ذات اقدس الهی دارند نه اینکه از خدایان گوناگون سخن گفته باشیم.

        مشرک کسی که مثلا بگوید الله و یهوه با هم گیتی را خلق کردند. الله بخش شرقی را خلق کرد و یهوه بخش غربی را!! شاید برای ما در قرن ۲۱ این سخنان بسیار ابتدایی و سطح پایین به نظر برسد ولی در طول هزاران سال خیلی از مردم جهان چنین باورهایی داشتند و پیامبران موضوع را برای آنها تبیین کردند.

        مشرک کسی است که اگر هم به خالق بودن یک خدا اعتقاد داشته باشد، خدایان دیگر را کاملا مستقل از خداوند بزرگ بداند به طوری که خداوند بزرگ نه او را خلق کرده است و نه مسئولیتی به او داده است. در واقع گویی این دو خدا درجه یکسانی دارند.

        جدا از این باید توجه کنیم که واژه «خدا» در متون باستانی را هم نباید با تفاسیر امروزی از واژه خدا آن هم در زبان پارسی ارزیابی کرد. در نزد عامه امروز، «خدا» معادل «الله» است اما در زبان کهن و باستانی ایرانیان خدا یا خداوند به معنای «مالک، سرور و بزرگ» بوده است و گاهی پادشاهان هم خداوند خوانده می شدند نه به خاطر جنبه الوهیت بلکه به دلیل جنبه بزرگی و مالک بودن آنها. ایرانیان از دیرباز به ایزدان گوناگون اعتقاد داشتند اما همه و همه آنها مخلوق خداوند بزرگ بوده اند و از جانب خداوند بزرگ مسئولیت هایی به آنها واگذار می شده است. ایرانیان این ایزدان را ستایش می کردند.

        اما گاهی پیش می آمده است که خدایان دیگر اقوام و ملل در نزد ایرانیان هم جایگاهی شبیه به ایزدان می گرفتند. برای مثال خدایان ایلامی گویا در دوران هخامنشی جایگاهی شبیه به ایزدان گرفتند. ایزدان چیزی همانند فرشته ها در باورهای کنونی ما هستند. طبیعی است که اعتقاد ما به فرشته ها شرک نیست.

        گاهی اوقات در ترجمه های متون باستانی از واژه «خدا» یا اصطلاح «خدایان» استفاده می کنند و متأسفانه برخی از ظاهر نگر ها آن را به شرک ربط می دهند. مثلا در ترجمه کتیبه نو یافته خشایارشا از واژه خدایان استفاده شد که در واقع در پارسی باستان واژه «بَگ» را به خدا ترجمه کرده بودند که چندان هم نادرست نیست. چرا که «بگ» به معنا «سرور و بزرگ» است و به «وجودهای معنوی» اشاره دارد. در کتیبه خشایارشا می گوید اهورامزدا بگی بزرگ تر از همه بگ هاست که به عبارتی بیان کننده یکتاپرستی خشایارشا است و قرار گرفتن بگ های دیگر در جایگاه ایزدان که پیش از این توضیح داده شد.

        آن آیه از قرآن هم که اشاره کردید در واقع می خواهد یادآوری کند که خود مشرکان زمان پیامبر در عربستان هم می دانستند خدای یکتا وجود دارد ولی شاید به دلایل منافع مادی خود می خواستند آن را کتمان کنند و در واقع نمی توان یک قاعده کلی از این آیه استخراج کرد.

      • ممنون بابت پیگیری موشکافانه بحث توسط شما. امیدوارم این فرهنگ جا بیفته که برای دفاع از چیزی لازم نیست کارمون به ناسزا و توهین بکشه.

        اما:
        این جمله ی شماست:
        “نکته ای که وجود دارد این است که گویا شما می پندارید مردوک همان تندیس بوده است و برای همین به آن بت می گویید. در صورتی که با بررسی متون میان رودانی در می یابیم که مردوک در واقع یک «وجود معنوی» و خدای بزرگ بوده است و تندیس صرفا نماد آن بوده است”

        ما نفهمیدیم بالاخره مردوک یه جسم مادی بوده یا نه. شما اول میگید نبوده و معنویه ولی بعد میفرمایید “تندیس” نماد اون بوده. خلاصه اگه هم یه وجود معنوی بوده پس نماد هم داشته( البته تمام بت پرستان به همین قایلند که هر بت یه روح معنوی هم داره و گرنه خودشون میدونن که یه بت کاری نمیکنه و اگه کسی این بت رو شکست میپندارند که به اون معنویت توهین شده)
        دوست عزیز: اصل و ریشه و بن ادیان الهی ثابته و تغییر نمیکنه و بنابر پیشرفت فکری انسان در زمان های مختلف یه چیزهایی به اون اضافه میشه. مثل درختی که رشد میکنه و برگ و میوه ی بیشتری میده.
        ما که نمیتونیم صرفا واسه توجیه عمل کوروش بیاییم اصول ثابته رو ببریم زیر سوال و بگیم شرایط با شرایط عرب جاهلی تفاوت داشته.
        خلاصه کوروش یا یکتا پرست بوده و یا نبوده. اگه نبوده که دیگه بحث تمامه و اگه بوده که نمیشه اصول رو دست کاری کرد. شما تو انتخاب نوع و شیوه تبلیغ آزادی ولی نه تا جایی که اصول ثابته ی ادیان الهی بره زیر سوال.

        کوروش به قول شما از خدایی به نام مردوک صحبت کرده. اگه مردوک تندیس نبوده باشه که شکل بحث عوض میشه و اگه بوده که میگیم این شیوه هیچ جایگاهی در ادیان یکتاپرست نداشته. نمیشه که چون کوروش این کار رو کرده بیاییم این طور توجیه کنیم که شیوه ی اونا جور دیگه بوده. آخه خدایی که طبق عقل سلیم ماده نیست که دیده بشه هیچ وقت این نوع تبلیغ که تندیسی رو نماد اون بدونیم رو امضا نمیکنه.

        کوروش گفته مردوک خدای بزرگ. این خدا در هیچ قالب و تندیسی نمیگنجه. نگفته مردوک نماد خداست.

        ببینید دوست گرامی به قول شما مردوک:
        خدای معنوی بوده که ما اینجا فرض رو میگیریم که خدای بزرگه
        از این ور هم مردوک تندیسه و نماد خدا.
        درسته؟
        این دو جمله کاملا تناقض داره با هم
        اگه خدای بزرگ بوده که تندیس رو نمیشه بهش هم گفت خدا و هم نماد خدا. یا نماده و یا خدا
        و اگه بگیم نماد خدا بوده پس چرا کوروش گفته مردوک خدای بزرگ. اصلا جمع صحبت های کوروش با وجود تندیسی به نام مردوک که بگیم نماد خدای بزرگ بوده غلطه. چرا به دلیل اینکه کوروش نگفته مردوک نماد خدای بزرگ. بلکه گفته خدا

        بذارید بریم سر خود کتیبه که ثابت میکنه کوروش واسه عقاید بت پرستان احترام قایل بوده و این احترام از یه یکتاپرست صادر نمیشه مگه اینکه بت پرست بوده باشه:

        فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بود را بگشایند. همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم… (تعریض بنده:یکتا پرستی مثل کوروش تازه باید دست به ترویج بت پرستی بزنه. این از مسامحه و حتی احترام هم گذشته.این یعنی ترویج و اعتقاد به بت پرستی)
        بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم ۳۴-هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند.

        پس یکتا پرستی مثل کوروش چطور میتونه بگه خدایانی که اونا رو برگردوندم در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند؟ فقط در صورتی میتونه همچین حرفی بزنه که بت پرست باشه.

        میگیم احترام گذاشته به بت پرستی : جواب داده میشه مسامحه کرده
        میگیم مسامحه یعین اینکه بی خیال چیزی بشیم: جواب داده میشه شیوه ی تبلیغ اون زمان فرق داشته
        میگیم در ادیان الهی احترام به بت معنا نداره: جواب داده میشه با اعراب نباید مقایسه اش کرد
        میگیم مردوک رو خدا میدونسته: جواب داده میشه که مردوک تندیسه و نمادی از یک روح معنویه

        آخه سوال من اینه که بر چه اساسی اینقدر اصرار داریم بگیم کوورش بزرگ یکتا پرست بوده؟ (موضع گیری نمیکنم)اصلا دلیل یکتا پرستیش چی بوده که بخواهیم تمام اینا رو طبق اون دلیل توجیه کنیم.
        اصلا توجیه پذیر نیست. نه طبق اصول ثابته ادیان یکتاپرست
        و نه طبق اونی که از کتیبه در میاد

        تازه اگه برسیم به عقاید دین ذرتشت طبق اونی که الان ما میدونیم و نه طبق اونی که نازل شده بود بازم اینا مشرک بودن. دلیلش هم اینه که در آیین ذرتشت دو خدا وجود داره. خدای خیر و نیکی به نام اهورامزدا که طبق صحبت های شما تو هر جا ممکنه اسمش فرق کنه و خدای بدیها به نام اهریمن. طبق قاعده ی عقلی و فلسفی وجود خدای دوم رد میشه. پس کسی که معتقد به این نوع تفکر باشه مشرکه.

        بازم میگم که همه چیز در مورد یکتاپرستی کوروش تناقض داره. هم با کتیبه و هم با اصول ثابته ادیان الهی.

        ——————————————————————-

        سلام. حدود یک هفته از ثبت آخرین دیدگاه بنده میگذره. اینو میذارم پای اینکه فرصت نکرده اید مورد بررسی قرار بدید. هر چند بعیده که در طول یک هفته ندیده باشید. کاش ساز و کار ثبت دیدگاه ها طوری بود که به محض ثبت دیگه نیازی به تایید شما نبود.این نوع ثبت به مخاطب القا میکنه که شما ممکنه سلیقه ای عمل کنید.و مگه قراره هر چی که میخواهید ثبت کنید حتما باید جواب بدید؟ اونطوری مخاطبین سایت فکر میکنند هر چی که پرسیده شده جواب داده اید.

      • مجید خالقیان

        پاسخ
        درباره تأیید و پاسخ های دیرهنگام ابتدا عذرخواهی میکنم. به هر حال این فعالیت ها برای ما فعالیت های فوق برنامه است و شغل ما چیز دیگری است. اینطور نیست که حامیانی از کار ما حمایت کنند و ما از نظر مالی تأمین باشیم و دیگر نیازی نباشد که برای گذران زندگی کار نکنیم.
        از طرفی پاسخ دادن هم باید در شرایطی باشد که بتوانیم تمرکز کنیم. بله من دیدگاه شما رو در تاکسی خواندم اما برای پاسخ دادن باید شرایط مناسبی فراهم شود که امشب این شرایط فراهم شد و در خدمت شما هستم.

        اما بپردازیم به دیدگاه شما. امیدوارم پیام های بنده را کامل مطالعه کنید. هر چند عرض کردم که اختلاف ما شاید یک اختلاف فلسفی باشد و شاید اختلاف های فلسفی قابل حل نباشند.

        شما ابتدای بخث فرمودید که تخصصی در حوزه تاریخ ندارید بنابراین می توان نتیجه گرفت که تخصصی در زبان های باستانی هم ندارید. اما الان ترجمه های بی نام و نشان از استوانه کوروش بزرگ آوردید که از نظر یک پژوهش گر تاریخ اینطور برداشت می شود که شما خودتان ترجمه کردید چرا که اصلا به مترجمان آن اشاره نکردید.
        هنگام استفاده از متون باستانی بهتر است مأخذ دقیق آن ذکر شود. بدون تردید هیچ کدام از ما استوانه کوروش را از نزدیک مورد پژوهش علمی قرار ندادیم بلکه از پژوهش های دیگر پژوهشگران بهره می بریم. از این بابت به نظرم می رسد که ترجمه را از کتاب و یا سایتی یافتید و در اینجا قرار دادید و چه بهتر مأخذ آن را ذکر می کردید.

        اما نکته مهم جایی است که همانطور که پیش از این عرض کردم که نمی توان بدون شناخت تاریخی به این بحث پرداخت به همین دلیل است. واژه هایی که در زبان های باستانی به کار رفته اند را باید به خوبی بشناسیم. واژه کنونی که به آن ترجمه شده است را بشناسیم و از آن مهم تر خودمان را محدود به یک دوره زمانی نکنیم و همه چیز را با یک دوره زمانی خاص نسنجیم.

        درباره واژه خدا و خدایان در پاسخ های پیشین توضیحاتی داده شد و درباره جایگاه ایزدان و فرشته ها و… توضیحاتی ارائه شد. صمیمانه خواهش می کنم باز هم نگاهی به آن نوشته ها بندازید.

        اما بگذارید اینجا، برای توضیح بهتر یک مثال بزنم. امروز مثلا شیعیان در زبان پارسی می گویند، امام رضا (ع) شفا داد. برخی از افراطی‌های اسلامی، این را شرک می دانند و شاید کسی که با زبان پارسی و فرهنگ شیعی آشنا نباشد از روی بدفهمی بگوید لابد امام رضا همتای الله است!!!
        حال ممکن است در افریقا یک دینی باشد که با یک نگاه افراطی به توحید، عقیده داشته باشد که باور مسلمانان به فرشتگان هم شرک است!! چرا که عزرائیل جان های را می گیرد و جبرئیل وحی را می رساند! او چون آشنایی با فرهنگ اسلامی و شیعی ندارد تصور می کند وجودهای معنوی مانند فرشتگان و یا حتی اهل بیت در باورهای ما همتای الله هستند!

        چنین بدفهمی هایی را ممکن است ما هم مرتکب شویم. یعنی بدون شناخت از واژه ها و فرهنگ بابلی باستانی درباره آن قضاوت کنیم و آن را شبیه به دین عرب جاهلی بدانیم!

        واژه اکدی «دینگیر» که در ترجمه ای که اشاره کردید «خدا» ترجمه شده است، مفهوم گسترده ای دارد و گاهی برداشت های مختلفی از آن می شود. گاهی به وجود معنوی اشاره دارد و گاهی به تندیس ها و حتی گاهی به کاهنان اشاره دارد. اما این بدان معنا نیست که کاهنان خدا بوده باشند و یا تندیس ها خدا باشند!

        در همان استوانه کوروش بارها و بارها مطالبی گفته می شود که مشخص است مردوک یک وجود معنوی و فرا تر از یک تندیس بوده است برای مثال :
        لیک مردوک، [آن بلند پایه که آهنگ جنگ کرده بود]، از بهر همه ی باشندگان روی زمین که جای های زندگیشان ویرانه گشته بود،. و (از بهر) مردم سرزمین های سومر و اکد که (بسان) [کالبد] مردگان (بیجان) گشته بودند، او (= مردوک) از روی اراده و خواست خویش روی به سوی آنان باز گردانید و بر آنان رحمت آورد و آنان را ببخشود. (مردوک) در میان همه ی سرزمین ها، به جستجو و کاوش پرداخت، به جستن شاهی دادگر، آنگونه که خواسته ی وی (= مردوک) باشد، ‌شاهی که (برای در پذیرفتن او) دستان او به دست خویش گرفت. (استوانه کوروش بندهای ۱۰ تا ۱۲، ترجمه دکتر ارفعی)

        اگر مردوک صرفا یک تندیس بود و محبوس شده بود چگونه می توانست در سراسر جهان بگردد و شاهی دادگر را جستجو کند؟!

        پس مشخص است که مردوک خدای بزرگ بوده است که با نمادهایی ستایش می شده است. یکی از نمادهای مهم آن تندیس او بوده است.

        متن استوانه کوروش یک متن کاملا ادبی است با استعاره ها و اصطلاحات خاص بابلی فراوان. چرا که توسط نویسندگان بابلی تنظیم شده است. تردیدی نیست که کوروش تندیس ها رو به جایگاه های اصلی خودشون برگردوند و درباره این موضوع مفصل سخن گفته ایم. با بازگرداندن این تندیس ها باعث خشنودی فرشتگان و خدای بزرگ شده است.

        همانطور که ما معتقدیم با زینت دادن به حرم امامان معصوم و اهل بیت، آنها خشنود می شوند. شیعیان معتقدند حتی نذری امام حسین و پرچم ها و لباس های عزای آن بزرگوار احترام دارد و با احترام به آنها امام حسین و خداوند بزرگ خشنود می شوند!

        هستند افراطی هایی در جهان اسلام که به دلایل همین باورهای شیعیان خون آنها را حلال می دادند و معتقدند با کشتن شیعیان می توان به بهشت رفت. این همان بدفهمی هایی است که عرض میکنم.

        هنوز پاسخ قانع کننده ای دریافت نکردم درباره کعبه که چه فرقی با تندیس می کند؟! مگر کعبه که سنگ است نماد خدای بزرگ نیست؟ پس آیا دیگران بیایند به ما بگویند ما سنگ پرسیم؟!

        اما هر جایی به تناسب زمان و مکان، دارای نمادهای خیر و شر هستند. جایی سنگ نماد خوبی است و جای دیگر آتش. جایی تندیس نماد خوبی است جای دیگر صلیب و…

        در اینجا بنده یک نکته درباره آن اصول ثابت که می فرمایید عرض میکنم. آن اصول ثابت که می فرمایید مبارزه با «بت» و «بت سازی» است.
        بیایید یک تعریف از «بت» و «بت سازی» داشته باشیم. بت سازی به معنای آن است که بدون هیچ تعقل و اندیشه ای و برای منافع مادی درباره یک شی یا یک انسان و یا هر چیز دیگر افسانه سازی کنیم و آن را ستایش و پرستش کنیم و به سوی طاغوت رهسپار شویم. می توان از یک انسان بت ساخت و یا می توان از یک امام زاده بت ساخت و یا می توان از سنگ بت ساخت!

        بنابر این صرفا از مجسمه و تندیس نمی توان بت ساخت بلکه، از هر چیزی می توان بت ساخت.
        بنابراین به نظرم کمی ظاهر نگرانه است که بگوییم اصول ثابت دین است که مجسمه ها و تندیس ها باید نابود شوند و چون کوروش مجسمه را نابود نکرد و به آن احترام گذاشت پس یکتا پرست نیست!
        با همین استدلال لابد باید بگوییم که کعبه باید نابود شود چرا که سنگ است و مردم جلوی سنگ عبادت می کنند و هر کس به سنگ احترام گذاشت یکتا پرست نیست!

        عرض کردم، بت زمان، نبونئید ستمگر بود که کوروش او را شکست داد.

        این سخن من هم فقط برای دفاع از کوروش نیست بلکه در واقع دفاع از آیین راستی و درستی است و دفاع از کار والای پیامبران است. ما نباید پیامبران را انقدر کوچک کنیم که آمدند تا مجسمه های را بشکنند!!! بلکه آنها اهداف بسیار والاتری داشتند.

        چنین تفکراتی به کرات در عرفان و ادبیات ما آمده است. البته بحث هایی از جنس بحث های من و شما هم موضوع جدیدی نیست و همواره مطرح بوده است. عرفای بزرگی که می گفتند « هیچ آدابی و ترتیبی مجو…» «همه جا خانه عشق است…» و با افراط گرایی مقابله کردند تا دیگر امروز داعش نتواند به این راحتی ها در ایران نفوذ کند.

        مقایسه ای کردید از ادیان الهی با درختی که رشد می کند. بله درختی که رشد می کند تفاوت بسیار بسیار فراوانی با نهال دارد و در هر دوره ای به تناسب شرایط و زمان رشد می کند.

        در انتها هم اشاره میکنم به سخنان شما درباره آیین زرتشتی. البته هیچ منبع مشخصی ارائه ندادید و از این بابت به نظرم بایسته است کمی مستند تر سخن بگویید. به هر حال چنین موارد غلطی به ویژه در حوزه علمیه درباره آیین زرتشتی می گویند و پیش از این در پایگاه خردگان نقد شده است. در واقع این همان بدفهمی ها از ادیان دیگر است و متأسفانه گاهی دیده می شود که گویی برخی دفاع از دین خود را در تخریب ادیان دیگر می بینند که اصلا شایسته نیست.

        اهریمن در آیین زرتشتی اصلا وجودیت و موجودیتی ندارد که بخواهد خدای بدی باشد! در آیین زرتشتی فقط یک آفرینده و خدای بزرگ است که همان اهورامزدا است.
        حتما نوشته زیر را مطالعه بفرمایید که با اسناد و منابع کامل به این موضوع پرداخته است:

        اهریمن نیست! نگاهی شفاف‌تر به توحید و ثنویت در ایران باستان:
        http://kheradgan.ir/?p=10591
        http://kheradgan.ir/?p=10591
        http://kheradgan.ir/?p=10591

      • سلام و درودی دوباره خدمت آقای خالقیان عزیز.
        از اینکه اینقدر طولانی شده فاصله آخرین صحبت های بنده و شما، از محضرتون عذر خواهی میکنم.
        این در پاسخ به آخرین مطلب شما هست کما اینکه خیلی از مطالبتون رو قبول دارم و کاملا صحیحه.

        از اینکه فراموش کردم منابع ترجمه ها رو بیان کنم واقعا پوزش میخوام. اصلا حواسم نبود. وگرنه کاملا واقفم و میدونم که مطلب بدون منبع فاقد هر گونه ارزشی هست مگه اینکه از خود نویسنده و اونم همراه با اقامه دلیل باشه.

        اگه منظور کوروش از مردوک خدای یگانه است پس اون تندیس چیه؟
        آیا هم اسم اون تندیس مردوکه و هم خدای یگانه رو اون زمان بهش میگفتند مردوک؟
        یعنی میخوام بگم چه اصراری هست که بگیم اون نیروی معنوی در نظر کوروش خدای یگانه است و بر اساس کدام دلیل؟
        یک استدلال خوب استدلالی هست که با احتمال از بین نره و شالوده ی استدلال از هم نپاشه.
        اولا بر طبق چه استدلالی میگیم توجه کوروش به یه نیروی معنوی و صحبت او از یه نیروی معنوی و فراگیر، همون خدای یگانه است؟
        و ثانیا این احتمال و ایراد وارده که شاید در نظر کوروش این مردوک که یه تندیس و بت هست، یه نیروی معنوی و فراگیر داره که همه جا هست.

        آقای خالقیان عزیز،مشکل شما اینه که تندیس رو تندیس میدونید بدون اینکه فرقی بین انواع اون بذارید.هر ساخته ی دست بشر نمیتونه نماد خدا باشه و فرقه بین تندیس جاندار با غیر جاندار:
        من نمیدونم چرا شما کعبه رو با مجسمه که البته شما میگید نماد،دارید مقایسه میکنید. قرار نیست هر چیزی که شبیه به هم بود یه حکم براش صادر کنیم. هیچ گاه در ادیان الهی مجسمه ی جانداران (انسان و حیوان)نماد خدا نبوده اند. چون خطر انحراف فکری و قایل به مجسم شدن خدا در این نمادها زیاده و ممکنه اشخاص فکر کنند که خدای یگانه همین شکلیه.شما یک مورد رو بیارید با دلیل که ادیان یکتا پرست (اصل ادیان نه اونی که الان شاهدش هستیم) مجسمه ی جانداران را نماد خدا دونسته باشند.مردوک اگه یه چیزی بوده شبیه به کعبه و یا هر چیزی که صورت جاندار نداشته باشه رو میشه درش تسامح به خرج داد هر چند که به دلیل در مورد عقیده کوروش نیازمندیم)

        اینم اضافه کنم که
        با توجه به اونی که شما از کتیبه گفتید(ترجمه استاد ارفعی) چطوری میتونیم ثابت کنیم که کوروش مردوک رو یه نماد میدونسته؟

        من هیچ مشکلی با این ندارم که یه تندیسی باشه و ما فقط به خدای یگانه اعتقاد داشته باشیم و این تندیس، فقط یه نماد باشه. چون اگه ثابت بشه که مردوک یه نماده و اون نیروی معنوی در نظر کوروش خدای یگانه است و نه نیروی برخاسته از دل این تندیس، بحثمون به اتمام میرسه و هیچ گونه حرفی باقی نمیمونه.

        ولی برای اثبات اینکه این نیروی معنوی و فراگیر از نظر کوروش خدای یگانه هست چه دلیلی از کتیبه داریم؟

        فقط در یک صورت میشه حلش کرد و اون اینه که کوروش پیامبر بوده باشه و فارغ از اقامه دلیل بر پیامبری کوروش،بگیم پیامبر به دلیل عصمت، هیچ گاه خطایی نمیکنه که البته بنابراینکه مردوک مجسمه ی انسان و یا حیوان بوده باشه، اصلا در ادیان الهی چنین نمادی نیست که بخواد احترام داشته باشه. مگه اینکه مردوک فقط یه تندیس بوده باشه و نه یه مجسمه.

        بنابراین
        ۱- ابتدا باید ثابت بشه که نیروی معنوی ذکر شده در کتیبه در نظر کوروش خدای یگانه است نه چیز دیگری مثل اعتقاد به اینکه این نیروی معنوی همون نیروی حاصله از مجسمه ی مردوکه
        ۲-مردوک صرفا نماد و تندیس باشه و نه یک مجسمه ی جاندار و دارای صورت

  4. سلام. اول بگم که من تاریخ دان نیستم و چون تخصصی هم در این زمینه ندارم هیچ گونه اظهار نظری در این مورد ندارم و کار رو به اهل این فن میسپارم. جواب های عزیزان که در مورد سوالات آقای حامد زمانی بوده رو مطالعه کردم ولازم دونستم که جانب انصاف رو رعایت کنم و نظر خودم رو بگم:
    در مورد یکی از سوالات که آقای حامد زمانی پرسیده بود اگه کوروش یکتا پرست بوده پس چرا بارها مردوک رو ستایش کرده، کارشناسان عزیز پاسخ داده بودند که چون به عقاید دیگران احترام میذاشته و بنا بر تسامح بوده. اما سوالی که ذهنم رو درگیر کرده اینه که چطور یه یکتا پرست میتونه به عقیده بت پرستان احترام بذاره. این میشه دو بام و یک هوا. امکان داره بگیم به عقیده بقیه ادیان یکتاپرست احترام بذاریم ولی یه بت پرست اصلا احترام نداره که به عقیده اش احترام بذاریم. وگرنه فلسفه پیامبران یکتا پرست مثل زرتشت و موسی و عیسی و محمد و … میره زیر سوال که اصلا واسه چی اومدن؟ مگه برای هدایت مردم نیومدن؟ پس این احترام چیه؟
    اما این آیه:
    وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلی‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ
    این آیه اصلا نمیگه به عقاید اونا احترام بذارید. بلکه داره از ناسزا گفتن منع میکنه. دلیل این حکم هم اینه که در صورت ناسزا طرف مقابل هم به شما ناسزا میگه که نتیجه اش توهین به عقاید یکتاپرستان که قابل احترامه میشه.
    بازم میگم اگه عقاید کافران و بت پرستان قابل احترام بود، کل فلسفه ی ارسال پیامبران و هادیان به یکتاپرستی میره زیر سوال.

    • مجید خالقیان

      با درود و سپاس از نقد شما.

      البته نمی توان بدون شناخت تاریخی به این موضوع پرداخت چرا که نباید همه مردمان اعصار را به یک چشم دید. اعراب جاهلی که آیاتی در قرآن درباره آنان نازل شده است کجا، و بابل زمان کوروش بزرگ کجا!

      بگذارید ابتدا این سوال را مطرح کنم که نظر شما درباره حافظ و شیخ بهایی چیست؟ آیا آنها هم با اصطلاح «یک بام و دو هوا» ارزیابی می کنید؟!
      حافظ می گوید:
      همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
      همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

      شیخ بهایی می گوید:
      مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
      مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

      می بینید که چگونه از بت خانه ها یاد شده است!

      اما دوست گرامی تندیس و مجسمه فقط نماد هستند و بت پرستی که بهتر است بگوییم بدی و طاغوت مفهوم دیگری دارد. تندیس یا مجسمه فقط یک جسم است که می‌تواند در شرایط زمانی و مکانی متفاوت نماد چیزهای خوب یا بد باشد. بدی و تباهی در واقع چیز دیگری است. بنابراین به نظرم اینکه بگوییم اگر کسی تندیس را نماد قرار داد کافر و بت پرست است کمی ظاهر نگرانه است.

      در قرآن درباره عرب‌های جاهلی نکات مهم و ارزنده ای گفته شده است. بدون تردید در آن زمان و در آن مکان تندیس ها نمادهای بدی و تباهی بودند. اما آیاتی واضح و آشکاری وجود دارد درباره رفتار پیامبران و اولیا در اقوام گوناگون:

      وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ (سوره ابراهیم، آیه ۴)

      به نظرم چنین آیاتی برای ارزیابی رفتار کوروش می تواند مفید تر باشد.

      اگر شما به واسطه رسیدگی به پرستشگاه‌ها و تندیس‌های مقدس در پرستشگاه‌ها توسط کوروش، او را زیر سوال می برید پس نظرتان درباره داستان آن عالم (خضر) و موسی در همان سوره کهف چیست؟ مگر خضر نبود که کودکی را که مشغول بازی بود به قتل رساند؟! آیا قرار نبود که موسی با دیدن این کارهای عجیب اعتراض نکند اما اعتراض کرد؟!

      سوال اصلی من از شما این است که آیا رسیدگی به پرستشگاه ها عجیب تر است یا کشتن یک کودک؟! آیا قتل نفس گناه نیست؟! با تفاسیر شما باید گفت که خضر شخصی آدمکش، جنایت کار بوده است!!!

      گویا قران این داستان عجیب را آورده است تا گوشزد کند که ظاهر نگر نباشیم. آیا اینها نشانه هایی نیست برای خردمندان که درک کنند ظاهر نگر نباشند و با دیدن ظاهر کارها درباره مردان خدا قضاوت نکنند؟!
      نگاه کنید به:
      کوروش و ذوالقرنین، خضر و موسی!!: http://kheradgan.ir/?p=14481

      چه بسی در یک شرایط و زمان خاص، بت شکنی، اتفاقا نگه داشتن تندیس‌ها باشد! درباره اقدامات کوروش بزرگ باید به شرایط زمانی و مکانی دقت داشته باشیم. کشور گشایان پیش از هخامنشیان یعنی بسیاری از سلاطین بابلی، ایلامی، آشوری و … یکی از افتخاراتشان این بود که معابد کشورهای مغلوب را ویران کنند و تندیس‌ها را ضمن سایر غنایم به اسارت برند. این بی حرمتی‌ها به ادیان ملل باعث شد تا قرن‌ها جنگ‌هایی بر سر باز پس گیری تندیس‌ها صورت گیرد و هزاران انسان در این جنگ‌های خونین کشته شوند. اما کوروش با خردمندی و با انجام اقدامات پدافندی مرزها را امن ساخت. از طرفی با رفتار مناسب با مغلوبین به جنگ‌ها پایان داد و در منطقه صلح حکم فرما شد.
      نگاه کنید به:
      نتایج مثبت تسامح مذهبی کوروش و هخامنشیان: http://kheradgan.ir/?p=14493

      درباره مردوک و خدای بزرگ در استوانه کوروش هم مفصل در مطالب دیگر توضیح داده شده است.
      نگاه کنید به:
      دین کوروش بزرگ: http://kheradgan.ir/?p=388

      نکته آخر اینجاست که بسیاری از پیامبران با زبان نرم و حکیمانه تبلیغ خود را شروع کردند اما این مخالفان بودند که شروع به تخریب و سرکوب پیامبران کردند و راه بدی را پیشه خود ساختند و کافر شدند. بله بدون تردید چنین رفتاری از سرکوب گران قابل احترام نیست. همانطور که کوروش به نبونئید احترام نگذاشت. بت زمان نبونئید بود که کوروش او را شکست داد.

      • ممنون از وقتی که جهت پاسخ گذاشتید.
        فرمودید که قرآن در مورد عرب جاهلی نازل شده بود و عرب جاهلی کجا و بابل زمان کوروش بزرگ کجا؟البته قبول دارم که اعراب جاهلی به معنای واقعی کلمه جاهل بودند. نه تمدنی و نه اخلاقی. کلا صفر. اما اینکه فرمودید در مورد اعراب نازل شده رو قبول ندارم. بله یه عده از پیامبران بودند که رسالتشون فقط محدود به یه منطقه خاص بود ولی پیامبران جهانی مثل موسی و عیسی و محمد و … رسالتشون جهانی بوده. از اونجایی که تو یه نقطه از این کره خاکی به دنیا میامدند طبیعی بود که برای گسترش یکتاپرستی باید از مردم خودشون شروع میکردند.ولی ما به این نکته توجه نداریم و عرق ملی هر قوم این وقتا گل میکنه. مثلا یهود فکر میکنند که موسی چون از اونا بوده پس بر بقیه برتری دارن. و یا بعضی از ما ایرانی ها فکر میکنیم چون ذرتشت از ما بوده پس ما برتری داریم و اعراب هم همین طور. پس پیامبری که رسالت جهانی داره کتابش هم جهانیه نه مال یه عده ی خاص.

        بنده دارم در مورد کسانی که ترویج یکتاپرستی تو اولویت کارشون بوده صحبت میکنم. نه در مورد شاعران و عرفا و حتی علما و دانشمندان
        در مورد تفسیر شعر هم تخصص ندارم و اصلا قیاس شما قیاس صحیحی نیست.و بنابر این که قیاس شما هم درست باشه ولی:
        همه ی ما میدونیم که شرایط شعر با همه چیز کاملا فرق میکنه.
        بحث ما روی اینه که اگه بخواهیم جواب این سوال که چرا کوروش به عقاید بت پرستان احترام گذاشته رو با استناد به آیه قران جواب بدیم و او را یکتاپرست بدونیم تناقض داره.
        اینی که شما میفرمایید تندیس ها و مجسمه ها نماد هستند رو بنده کاملا قبول دارم ولی انگار متوجه عرائض بنده نشدید:
        بنده هم مثل شما این عقیده رو دارم که اگه نماد و مجسمه ای تو خونه ی من باشه و این مجسمه رو دوست داشته باشم هیچ کی نمیگه من بت پرستم. چرا؟ چون این مجسمه نماد بت پرستی نیست. یعنی هر کی این مجسمه رو ببینه یاد بت پرستی نمیفته و به قول منطقیون و فلاسفه مثل دود نیست که با دیدنش سریع یاد آتیش بیفتید. امابت مردوک نماد و سمبل بت پرستی بوده و احترام به این نماد یعنی احترام به عقیده بت پرستان. کوروش تو جواب این سوال آقای زمانی، به عقاید بت پرستان احترام گذاشته.

        اما اینکه به آیه قرآن از سوره کهف اشاره نمودید که ” و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه” این تازه اول کلامه. میگن اول برادریت رور ثابت کن و بعد ادعای ارث کن. این آیه متوقف بر اینه که اول ثابت بشه کوروش پیامبر و رسول و فرستاده خداست و بعد بگیم هر کاری که کرده درسته.البته اگه این قضییه حل بشه که دیگه جای بحث نمیمونه.

        اما در مورد سوالی که پرسیدید که آیا رسیدگی به پرستشگاه ها عجیبه و یا کشتن یه کودک باید عرض کنم:
        پس چرا ما واسه حفظ آرمان ها ی خودمون جونمون رو میدیم؟ کدوم مهم تره؟
        حفظ عقیده مردم از هر چیزی مهم تره. درسته که منظور شما اینه که نباید ظاهر کسی رو قضاوت کرد ولی انصاف بدید واسه یه نفر که داره آیین یکتا پرستی رو نشر میده به یه بت احترام بذاره و احترام به بت مردوک احترام به یه بت قلمداد نمیشه بلکه احترام به یک آیین و یک مرام و عقیده تلقی میشه. بنابراین دلیل” تسامح” دلیل متقنی برای جواب به این سوال محسوب نمیشه. و باید برای جواب به این سوال به دنبال دلیل دیگری بود.
        به عبارتی: تسامح با احترام فرق داره. در تسامح شما کسی را به دلیل عقیده اش چه باطل و چه صحیح توبیخ و مجازات نمیکنید و هیچ حرمتی هم برای آن عقیده قایل نمیشوید و سعی دارید که با اشاعه ی عقیده ی خود عقاید نادرست رو از بین ببرید ولی مجازات نمیکنید. اما در احترام به یک آیین و مرام کاملا داستان متفاوته. نه تنها مجازاتی نیست که با این کار عقیده ی طرف را مورد تایید قرار داده اید. حال فرق نمیکند که آن بت مورد احترام، بت مکان خاصی باشه و یا بت بزرگ زمان.
        بازم میگم ادیان الهی همه و همه قابل احترام هستند (چون هدف پرستش خدای یگانه است) به جز بت پرستی که به هیچ وجه نمیشه محمل و توجیهی برای احترام و یا حتی تسامح به اون در نظر گرفت.

        باز هم از صبر و شکیبایی شما سپاسگذارم.

      • مجید خالقیان

        سپاس گزارم از دیدگاه شما

        آنطور که من از دیدگاه شما برداشت می کنم، نظر شما این است که هر کس تندیس را ستایش کرد و حتی اگر یک تنندیس را نمادی از خداوند بزرگ دانست، جدا از باورها و عقاید او، طاغوت است و باید با او به مقابله پرداخت. دقیقا این موضوعی است که بنده به آن نقد دارم.

        اگر اینطور است پس ما چه فرقی داریم که در برابر یک خانه سجده می کنیم؟! زرتشتی چه فرقی با به قول شما بت پرست دارد که به آتش احترام می گذارد. برای ما کعبه و آتش نمادی از خداند بزرگ است و ممکن است برای دیگری در آن سوی دنیا یک تندیس نماد خداوند باشد.

        از آن سو ممکن است مکان یا جسمی نماد دروغ گویی و فساد باشد که نماد بدی است و در سوی دیگر دنیا بتخانه نماد دروغ و فساد باشد.

        در جایی می توان نمادها را اصلاح کرد و حتی کاری کرد که آنها نمادهایی از خداوند یکتا بشوند. در جایی می توان با احترام به تندیس ها جان بسیاری از انسان های بی گناه را نجات داد و صلح را برقرار کرد. در جای دیگر با نابودی تندیس هاست که یکتاپرستی رواج پیدا می کند و جان انسان های بی گناه را می توان نجات داد.

        نکته ای که بنده می خواهم عرض کنم این است که توحید و یکتا پرستی بسیار فراتر از این حرف هاست و با تندیس و مجسمه قابل ارزیابی نیست.

        «همه جا خانه عشق چه مسجد چه کنشت»

        از این بابت فکر میکنم باید کمی فراتر بیندیشیم

        قرآن بخش های مختلفی دارد که هم در شرایط زمانی متفاوت نازل شده است و هم اینکه گاهی از شرایط و زمان های دیگری سخن می گوید. بدن تردید در شبه جزیره عربستان آن زمان تندیس ها نماد بدی بودند و قرآن هم از زمان هایی که تندیس ها نماد بدی بودند داستان ها نکات ارزنده ای را آورده است تا مردم آن را درک کنند.

        این منافاتی با دیگر بخش های قرآن که سخنی جهانی دارد و درباره خلقت، معاد، رستاخیز است ندارد. قرآن مدام به تعقل و تفکر دعوت می کند و به نظرم ما نباید در بررسی قرآن ظاهر نگر باشیم

        تصور نکنیم کسی که رو به سوی کعبه نماز می خواند حتما و حتما یکتا پرست است! خیر دوست گرامی یکتا پرستی والاتر از این موارد است. البته بعید می دانم بتوانم باورهای شما را تغییر دهم اما باورهای من اینچنین است و یکتا پرستی را موضوعی فراتر از تندیس و مجسمه می دانم. حتی گاهی تندیس می تواند نماد شایسته ای از خداوند یکتا باشد

        در واقع اختلاف دیدگاه من و شما یک اختلاف فلسفی است

  5. پدر من شهید دوران جنگ عراق بوده سرباز کوروش بزرگ . افتخار ایران . مشکل ما درگیری با کشورمون هست . اگر نام اسکندر یا چنگیز روی پسر بچه های ما هست ولی کوروش و بردیا یافت نمیشه از فقر فرهنگی ماست . یه خواننده سطح پایین در حد اظهار نظر درباره ی بزرگی چون کوروش بزرگ نیست.

  6. اجازه هست اینو کپی کنم
    البته درباره ١٣ بدر هم کپی کردم و منبع و نام نویسنده مطلب رو هم گفتم حالا اجازه هست این مطلب کپی و تو اینستا ارسال کنم

    • مجید خالقیان

      بله حتما. هیچ اشکالی برای روگرفت وجود ندارد فقط همانطور که شما خودتان هم اشاره کردید طبیعی است که بر اساس روش تحقیق علمی نام و نام خانوادگی نویسنده، واپسین به روز رسانی، عنوان مطلب و لینک مطلب هم باید آورده شود. برای آسانی کار دوستان گرامی، در انتهای نوشتار روش صحیح درج منبع را آورده ایم:

      بن‌مایه‌:
      مهرگان، آرش (۲۳ آذر ۱۳۹۴). «پاسخ به حامد زمانی». پایگاه خردگان.
      نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=12236

  7. درسته نباید تاریخ باستان رو در برابر فرهنگ امروز ایران قرار داد و کسانی که میخوان از تاریخ باستان و کوروش سو استفاده کنند تا با اسلام مخالفت کنند اشتباه میکنند اما آیا این به این معنیه که کوروش یا تاریخ هخامنشیان رو انکار کنیم یا ننگ آمیز بدونیم. افراط از هر دو جهت بده. کجای دنیا مردم تاریخ خودشون رو تحقیر میکنند. حتی کشورایی که تاریخ ننگ آمیزی هم داشتن سعی کردن تطهیرش کنن. آبا اینکه فرهنگ اسلامی ما امروز بهتر از زمان باستانه به این معنیه که فرهنگ باستانی ما بی ارزش بوده؟ نه بلکه حتی اون فرهنگ هم نسبت به فرهنگهای زمان خودش عالی و باعث افتخار بوده. هیچ جای اون سوالات بدتر از اونجا نبود که گفتن آثار امپراطوری روم همه جا هست اما آثار دوران کوروش که همه به عنوان هخامنشیان برداشت میکنن هیچ جا نیست. جهان چنان از فرهنگ ایران تاثیر گرفته که آثار فرهنگی ایران تو فرهنگ امروز حل شده و به چشم نمیاد. در ثانی همین آثار ایرانی اسلامی برگرفته از تمدن پیش از اسلام ایرانه که همه جا دیده میشه. غربیها همینو میخوان. که ما به زبون خودمون فرهنگ باستانیمون رو انکار کنیم. روم و ایران همیشه رقیب بودن و اونها تا ابد از این میسوزن که چرا بزرگترین امپراطوری برای ایران بوده برای همین فیلم سیصد رو میسازن. اونوقت ما وارثان اون تاریخ باید بیاییم آب به آسیابشون بریزیم و خوشحالشون کنیم؟ بله اونها میخوان ایران اسلامی رو رودرروی ایران باستان بگذارن تا ما یکیشو کنار بگذاریم چون با هر دو تاش مشکل دارن. اونا اینو فهمیدن که فرهنگ اسلامی امروز ریشه در فرهنگ باستانی دیروز ما داره. وگرنه چرا بقیه کشورهای اسلامی نباید پرچمدار اسلام و تشیع و حضرت مهدی باشن و چرا ایران؟ این ریشه در هویت باستانی ایران داره. برای همین دشمنان با هر دوش مخالفن و انکار هر کدوم از دو هویت اسلامی و باستانی به معنی بازیچه توطئه اونها شدنه. اگر از کوروش پرستان افراطی انتقاد داریم نباید کل کوروش و فرهنگ ایران باستان رو زیر سوال ببریم.

  8. نام خدای یگانه خدایی که ایرانیان آن را باور کردند وبس
    مسلمانی در سلطه اعراب بودن نیست مسلمانی پندارنیک گفتارنیک وکردارنیک است این رابدان برادر عزیزم قبل ازاینکه اعراب مسلمان شوندوخدای یگانه ما ازمیان قوم اعراب فردی را آموزش دهد وراه نشان اودهدبرای هدایت او واقوامش تا بفهمندکه راه درجهان یکی است وآن راه راستی است (که هنوزم نفهمیده اند ودر گمراهی بسر میبرند) نیاکان تو شعارشان اعتقادشان باورشان وآیین زندگی اشان اینگونه بوده است .مسلمانی پذیرفتن راستی است !
    پس نگو ایران قبل از اسلام چرا که این تناقض داردایران از ابتدا وتا ابد الاباد یکی است شما وامثال شما ایران را قبل وبعد میخوانیددرموردپیشرفت های علمی ایران در دوران مختلف باید این را خدمت این شخص گفت که این پیشرفتها ادامه زنجیره علم وآگاهی بوده که ریشه در باستان ما داشته واساس والفبای آن بوجود اومده بود فقط در اون دوران توسط مردم خرد پرور ما دنبال شدمثل کتاب بزرگ طب ابواعلی سینا که تالیف وگرد آوری علوم وطب پزشکی ایران باستان از شهرهای ایران بوده یعنی ایشان دانش اجداد مارا گرد آوری کرد بعدها رومی ها ویونانی ها این کتاب را ترجمه کرده ونگه داشتند اون اعرابی که توتمجید میکنی آن کتاب را نابود کردند!شنیده اید که تا دیواری نتنبدگودالی پر نمیشود بدانید تا علمی والفبای علمی وجود نداشت دانشمندان بزرگ ادعایی شما منسوب به جهان اسلام !!!!؟؟؟نه مردم ایران!!!بوجود نمی آمدند.تا حالا به این دقت کردید که تمام دانشمندان بزرگ ما نزدیک به دوران ایران باستان بودند وهرچه از آن دوران فاصله میگیریم یا به قول شما وارد حکومتهای اسلامی میشویم اینها کمتر وکمتر وکمتر شده بی پروبال ترشدنددرصورتی طبق نظریه شما بای بیشتر وبیشترو بیشتر وبالنده ترمیشدند !!!!!!!!!!!!!!!!درمورد خدای کوروش این را میگویم اصلا کوروش مردوک پرست بوده اول شما بروید تاریخ را اندکی مطالعه کنیدبعد چنین حرفی بگوئید دوم فرض بر این که کوروش کافربوده یا به قول دوستان شما سگ ونجس !مگرخدایی که شما میپرستی در کتاب آسمانی قرآن در سوره بقره با این مضمون نفرموده است که اگر شخصی حتی کافر باشد اما در دنیا رستگار باشدورستگاری پیشه کرده باشد پاداشش نیکو است چرا میخواهی انگ بی عدالتی به پدرانت وبه تاریخ کشورت وبه موجودیت خودت بزنی !شما اگر منشور کوروش را بخوانی میبینی کوروش کبیر هیجگونه ظلم, برده داری تبعیض حتی به گفته شما تضاد طبقاتی !را قبول نداشته ودستور وهدیه آزادی را به مردمش داده. برادرم این رابدان کوروش تاریخ توست هرکشوری بزرگانی دارد شما تاریخ تمام جهان را بخوان ببین هیچ کشوری چنین ارزشهایی داره؟ تازه میفمی ودرک میکنی که هرآنچه انسانیت تا به امروزدارد از تمدن باستانی توست وریشه نیاکان توست این ارزش است وباید ارزش باشدوهست تا ابد وایرانیان آزاد اندیش( آزاد اندیش) به آن افتخار میکنند منظورم رافهمیدی یعنی اینکه با ارزش جلوه دادن با با ارزش بودن فرق دارد جلوه دادن یعنی آراستن یعنی فریب دادن واین با ذات ما ایرانی ها همخوانی ندارد (کافر همه را به کیش خود پندارد) بی شک با ارزش است خداهم اورا ستوده بنام والای ذوالقرنین هم وطنم با ارزش جلوه نمی دهیم( بولد نمیکنیم )با ارزش هست که با ارزش میدانیم.
    این موضع گیری شما بی احترامی به مردم ایران است ما به همه ادیان به خصوص ادیان الهی احترام میگذاریم . معنای اینکه شما دین اسلام را در مقابل تاریخ وهویت ایرانی قرارداده وسعی در تخریب وترور شخصیتها وکلا تاریخ ایران را کردید این رابدان اسلام درتاریخ عرب افتخاری برای آنها نیست بلکه ننگ است یعنی خدا به مردمی که پست ترین وکود ترین ونادان ترین در جهان بودن مطابق بافرهنگ خودشان قرآن داداما پدران تو بدون پیام الهی وبا بینش وذات خدایی خود خدارا درک وباورکرده وپذیرفتند ومورد ستایش قرار دادند این افتخار است من نمیدانم نمیدانم چه سودی برای شما دارد نمیدانم چه کینه ای از ایرانیان داریدکه اینگونه به اونها حمله ور شدید اینگونه که من فهمیدم شما با کوروش مشکل نداری با من ایرانی مشکل دارید کوروش را میکوبید تاریخ کشورم را زیر سوال میبریدتا شاید شخصیت من را فکر من را متزلزل وحتی تحت سلطه افکار نقاق آلود قرار دهید پسرنمیدانم کجا؟!: این را بدان تنها راه در جهان یکی است وآن راه راستی است.

    • سلام من اصلا مثل بعضی هاقصد توهین کردن ندارم وهمیشه منطقی برخورد میکنم.ببخشید ولی من یک پیشنهادی بهتون میدم اینکه به قول خودتون کامل از یک چیزآگاه بشیم وبعد درموردش صحبت کنیم.اگه شما یکم مطالعه داشته باشید متوجه میشین که آقای زمانی رشتشون انسانی بوده و درمورد همین مباحث.ایشون یکی از نخبه های دانشگاه تهران با رتبه ی۱۲۷بودند.ایشون حرف هایی که زدند با آگاهی کامل بوده چون چند ساله که دارند در موردهمین مطالب تحقیق، ودرس میخونند.پس اجازه ی اظهار نظر هم دارند.
      دوم اینکه اگه شما بادقت به حرفای ایشون توجه کنید ایشون منظورشون این بوده که چرا بعضی از افراد به جای اینکه ازشهداشون نامی بببرند وروی اونها تعصبی داشته باشند روی کوروش تعصب بیش از حد دارند؟مگه شماها نمیگید کوروش آدمی بوده که برای سرزمینش کار میکرده و زحمت میکشیده؟مگه نه اینکه برای کشورش شمشیر میزده؟پس اگر اون لایق ستایش و بزرگ کردنه چرا شهدامون نیستند؟
      پس چرا حالا ماها نبایداسمی ازشهدا ببریم؟مگه نه اینکه اونها هم برای کشورشون جون دادند؟اونها برای دین ومملکتشون جونشون رو دادند.چرا امروز میخوایم با کوچک کردن شهدا وتوهین بهشون وهمینطور بابزرگ جلوه دادن کوروش بگیم ایرانیم وبه ایرانی بودنمون هم مینازیم؟چرا؟؟؟؟
      لطفا شما هم پاسخ بدبن.من منتظر جواب منطقی شما میمونم.مدیر گرامی
      یاعلی

      • عرض سلام و سپاس از حضور شما.

        دیدگاه شما را به صورت کامل خواندم و چند نکته به ذهنم رسید که در اینجا مطرح می کنم.

        اینکه می فرمایید باید شناخت پیدا کنیم بسیار حرف سنجیده و متنی است و انتظار می رود که این شناخت منطقی و همه جانبه باشد. بله جناب زمانی علوم سیاسی خوانده اند آن هم در دانشگاه تهران. کمااینکه دوستان ما در پایگاه خردگان هم دانش آموخته یا دانشجوی دانشگاه تهران هستند و با این دانشگاه آشنایی داریم.

        اما نکته مهم اینجاست که ایشان علوم سیاسی خوانده اند! اما اظهار نظرهای ایشان در حوزه تاریخ و باستان شناسی بوده است. به طور کلی حوزه علوم انسانی بسیار گسترده است و اینطور نیست که هر کس در یکی از رشته ها درسی خوانده باشد، بتواند در همه جوانب اظهار نظر کند. در این میان تاریخ خودش بسیار بسیار گسترده است که اظهار نظر را سخت تر می کند؛ برای مثال کسی که مطالعات تخصصی روی تاریخ معاصر داشته و در تاریخ دوره باستان تخصصی ندارد، نمی تواند چندان نظرات درستی درباره ایران باستان دهد و بهتر است در باره آن دوره اظهار نظر نکند.

        متأسفانه یکی از مشکلات کشور ما همین موضوع است. در مطالعات تاریخی کسانی با رویکرد علوم سیاسی وارد می شوند که در بسیاری از اوقات ورود آنها چندان بی ضرر نیست. بیشترین ضربه ها را هم تاریخ ایران باستان می خورد.

        به نظر نمی آید که آقای زمانی چند سال باشد که در این باره تحقیق کرده اند و یا درس اینها را خوانده باشند. اتفاقا پرسش هایی هم که قرار دادند تحت تأثیر پرسش هایی است که مدت ها قبل در فضای مجازی گسترش یافت بوده است نه کتاب های درسی و آکادمیک. فقط کمی حذفیات و تغییرات محدود داشت.

        این سوالات را مدت ها قبل در فضای مجازی دیده بودیم و حتی در بخش پرسش و پاسخ چندین و چند بار از ما پرسیدند:

        http://kheradgan.ir/ask/index.php?qa=18&qa_1=%DA%86%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D8%B1%D8%AF%D8%AA%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AC%D8%B3%D8%AF%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%86

        تاریخ درج سوالات رو می توانید مشاهده کنید که برای اردیبهشت ماه است. در واقع پرسش هایی که جناب زمانی هم گذاشتند برگرفته از همین ها بود و کاملا آشکار است. یا همین مطلب استادان تحریف رو قبل از اظهارات آقای زمانی گذاشتیم.

        از همین رو است که ذکر شد «از بیانات ایشان آشکار است که آشنایی زیادی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارند.» مواردی مانند اینکه «آﺛﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ، ﮐﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻧﺶ ﻣﺪﻋﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﺯﯾﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩﻩ،ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩﺟﺰ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﻤﻮﻥ!!!» نشون میده که مطالعات خاصی در این زمینه ها نداشته اند و تا چه میزان در این زمینه نا آگاهی دارند.

        اما به موضوع خوبی اشاره کردید و آن هم موضوع شهدا است. اتفاقا اگر دقت بفرمایید مطلب قبل از همین مطلب درباره شهداست:

        http://kheradgan.ir/?p=12200

        چند روز قبل از اظهارات آقای زمانی ما این مطلب درباره شهدا را در سایت و دیگر شبکه های مجازی گسترش دادیم که با استقبال خوب هم میهنان همراه بود. شهدا همواره مورد احترام ما و مردم ایران بوده اند و در فضای مجازی هم با استقبال روبرو می شوند. کمااینکه سخنان زیبای شهید دوران و شهید خلعتبری در صفخات ایران دوستان به کرات دیده شده است. چندی پیش هم موضوع شهدای غواص، محبوبیت این بزرگان را در جامعه نشان داد.

        اما صحبت های آقای زمانی چندان به موضوع شهدا ربط نداشت بلکه بیشتر به همان موضوع تکراری قرار دادن تمدن اسلامی در برابر تمدن ایران باستان بر می گشت. همانطور که ایشان نوشته اند: «چه بخوایم چه نخوایم قریب به اتفاق مفاخر فرهنگ و علم ایران “بعد از اسلام” رشد کردن! و اینو نمیشه کتمان کرد!» و یا «باید به دور از “تعصبات ناسیونالیستی” به حقایق تاریخی نگاه کنیم!»
        یعنی با این اظهارات به نوعی می توان برداشت کرد که قصد داشتند تمدن ایران باستان رو زیر سوال برند تا توجهات به تمدن ایران بعد از اسلام بیشتر شود!! موضوعی که توسط بسیاری دیگر سالهاست که دیده می شود.

        این دوستان در قضاوت هایشان اصلا به دانشمندان و اندیشمندان ایران باستان توجهی ندارند و از تهاجم های گسترده و نابودی اسناد و منابع و منزوی شدن نخبگان را در ایران باستان یاد نمی کنند. تهاجم های اینچنینی در دوران باستان بیشتر از ایران بعد از اسلام بود و حتی بسیار گسترده تر هم بود. اما بدون شک کوروش ویژگی هایی دارد که او را ممتاز می کند و این ویژگی ها واقعیت های تاریخی است. نمی توان با شعارهایی مانند «دور از “تعصبات ناسیونالیستی” به حقایق تاریخی نگاه کنیم» ویژگی های ممتاز کوروش را کمرنگ کرد. اتفاقا کمرنگ کردن این ویژگی ها غیر انسانی و شاید ناشی از تعصبات باشد. چرا مثلا اردشیر دوم یا سوم تا حد کوروش محبوب نیستند و درباره او سخن گفته نمی شود. باید به دور از شعارهای کلیشه ای واقعیت ها را قبول کنیم.

        یکی از دلایلی هم که باعث شده این روزها کوروش مورد توجه قرار گیرد اتفاقا کوروش ستیزهای بی منطق و گسترده است که طبیعتا واکنش هایی را در پی دارد.

        اما درباره شهدا باید بگویم که کمتر کسی است که به ساحت مقدس این بزرگواران توهین کند و اگر کسانی این کار زشت را انجام می دهند، همان آنارشیست هایی هستند که اتفاقا به کوروش هم توهین می کنند. اینچنین آدم هایی از خِرَد به دور هستند و به هیچ وجه مورد تأیید نیستند. آنها به دنبال نابودی ایران و اسلام هستند. هیچ بعید نیست همین پیام هایی که سوال هایی پر از تحریف و جعل در آن قرار دارد، کار همان کسانی باشد که به شهدا توهین می کنند تا ملت ایران را به جان یکدیگر بیندازند و برخی از دوستان بدون اطلاع از سرچشمه این گونه پیام ها، آنها را گسترش می دهند.

      • پاسخ یک نادان

        بسیار سپاس گذارم که تاریخ باستان را با رشته انسانی یکی کردید این خود گواه بر خرد شما میکند.و اما اگر به دنبال حقایق میگردی و شرافت را صداقت را نیکتر از تعصبات میدانی با تمام سوالها و اما و اگرهایت به به این سایت بیا تا ببینی چند مرده حلاجی.

        ARQ.IR
        http://cae.blogfa.com

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا