استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » اخبار خردگان » بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته است

بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته است

کانال رسمی خردگان

|نویسنده: مجید خالقیان* | واپسین به روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۳۹۶ |


رسوایی دیگری برای تحریف کنندگان:

بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته است.

بیرونی به شباهت کورش و کیخسرو تردید نداشته است

بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته است

نویسنده: مجید خالقیان (دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران)

پس از انتشار مطالبی درباره شباهت کیخسرو در شاهنامه به کوروش بزرگ توسط پایگاه خِرَدگان، هم میهنان گرامی استقبال نسبتا خوبی از چنین نوشتارهایی کردند و در گسترش این مطالب ما را یاری نمودند. در آن مطالب به منابع ارزشمندی همانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی استناد شد و همچنین به پژوهش‌های یکی از برترین شاهنامه پژوهان جهان یعنی دکتر جلال خالقی مطلق اشاره شد.

نگاه کنید به:

کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی

ولی از سوی دیگر باز هم شاهد واکنش برخی دوستان و همچنین برخی از تخریب گرایان بودیم. انتقاد برخی از دوستان بسیار قابل تأمل بود و باعث شد تا ما مطالبی در پاسخ به این انتقادات تهیه کنیم تا فضا برای نقد و گفتگوی بیشتری باز شود.

نگاه کنید به:

آیا کیخسرو پیش از کوروش بوده است؟

اما واکنش‌های دیگری هم وجود داشت که متأسفانه با تحریف منابع همراه بود، از این رو، گویا گویندگان چنین مواردی بیشتر قصد تخریب داشتند.

مهم ترین واکنش به موضوع ابوریحان بیرونی صورت گرفت. می‌دانیم که در یکی از جدول‌های آثارالباقیه بیرونی صراحتا نوشته است: «کورش که کیخسرو است» و این موضوع مورد توجه ما قرار گرفت.

اما برخی از دوستان واکنش‌هایی را نشان دادند که گویا ناشی از عدم آشنایی آنها با آثارالباقیه و همچنین عدم مطالعه دقیق آن بخش آثارالباقیه است. این دوستان می‌گفتند ابوریجان بیرونی اصلا به این جدول اعتمـاد ندارد!!! و به بخش‌های پیش از آن اشاره کردند!!

کاش حداقل یک بار مطلب «کوروش در شاهنامه فردوسی» پایگاه خردگان را مطالعه می‌کردند و می‌دیدند اتفاقا در آن مطلب به تردیدهای ابوریجان بیرونی هم اشاره شده است!

نگاه کنید به:

بررسی تردیدهای ابوریحان بیرونی درباره جدول صفحه ۱۵۲ آثارالباقیه

یکی از واکنش‌های غیر علمی و سطحی نگرانه این بود که می‌گفتند، این ادعا که کورش همان کیخسرو باشد، دیدگاه یونانیان و ر‌ومیان بوده که ابوریحان خود آن را قبول نکرد!!! هر کس با منابع یونانی و ر‌ومی آشنا باشد می‌داند که شخصیت‌های حماسی و اسطوره‌ای ایرانیان چندان برای یونانیان و ر‌ومیان شناخته شده نبودند! در کدام منبع یونانی یا ر‌ومی نام کیخسرو آمده است؟! بر چه اساس می‌گویند شباهت کیخسرو و کوروش در منابع یونانی و ر‌ومی آمده است؟!

به نظر می‌رسد در این بخش آثارالباقیه منظور از مغرب، شمال افریقا است و آوای نام‌های جدولی که بیرونی آورده است، با آن چیزی که در منابع یونانی و ر‌ومی آمده است، تفاوت دارد. در آثارالباقیه بارها از یونانیان و ر‌ومیان صراحتا یاد شده است (برای مثال ن.ک: بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۲۹۵) و مشخص می‌شود منظور از اهالی مغرب در اینجا یونانیان و ر‌ومیان نیست. پس اینکه گفته شود چنین ادعایی را یونانیان و ر‌ومیان کرده‌اند، کاملا اشتباه است و ناشی از عدم آشنایی با منابع گوناگون از جمله منابع یونانی، رومی و آثارالباقیه می‌باشد.

در هر حال تردیدی نیست که ابوریجان بیرونی نام‌هایی که در کتب اهل مغرب آمده است را با پادشاهانی که در داستان‌های ایرانی آمده، تطبیق داده است. این موضوع با توجه به آنکه در فصل مربوط به پادشاهان ایران و بابل و… نام های پادشاهان کیانی، اشکانی و ساسانی و … را آورده است اثبات می‌شود. با توجه به نوشته‌های ابتدای همین جدول، مشخص می‌شود که بیرونی میخواسته است درباره جدولی که در کتب اهل مغرب آمده است، روشنگری کند؛ بیرونی در ابتدای این جدول نوشته است:

ملوک ایران از فریدون بنا بر قول اهل مغرب «یافول» که فریدون است (بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۱۵۱).

پس آشکار می‌شود که ابوریحان بیرونی به دنبال تطبیق نام‌هایی است که در آن جدول آمده است به طوری که در جدول «یافول» آمده و بیرونی آن را با فریدون تطبیق داده است.

بنابراین نکته مهم آنجاست که ابوریحان بیرونی به شباهت کوروش و کیخسرو تردید نداشته، بلکه به تعداد پادشاهان، ترتیب، نام‌ها و از این دست موارد تردید داشته است. همانطور که بیرونی نوشته است: «ولی با آنچه ما می‌دانیم از حیث عدد ملوک و نام‌های ایشان و مدت پادشاهی و اخبار در دیگر احوال ایشان اختلاف دارد» (همان). می‌بینیم که بیرونی هیچ کجا ننوشته است که به شباهت کوروش و کیخسرو تردید دارد و هر کس آن بخش را بخواند و با تاریخ پژوهی دوره پس از اسلام آشنا باشد می‌داند که اتفاقا بیرونی به شباهت‌هایی که در این جدول آورده، اعتمـاد بیشتری داشته است.

باید توجه داشت که تردید کلی بیرونی از نظر ترتیب و تعداد پادشاهان درباره این جدول منطقی است به ویژه با توجه به شرایط زمانی که در آن زندگی می کرده است؛ شرایطی که اسناد فراوانی نابود شده بودند و تاریخ و اسطوره در داستان‌های ایرانی آمیخته شده بودند. این تردید در آن زمان کاملا منطقی بوده است. البته تا پیش از پادشاهان هخامنشی در این جدول کمی ابهام وجود دارد و تردید بیرونی هم طبیعی است همانطور که بیرونی در نکته‌ای قابل تأمل می نویسد: «ملوک ایران را باعمال ایشان در بابل روی هم رفته نام برده‌اند» (همان). همچنین تردید بیرونی درباره مدت فروانروایی هم قابل تأمل است.

اما همین جدول حداقل درباره ترتیب پادشاهان هخامنشی با توجه به آثار باستانی، سکه‌ها و کتیبه‌هایی که از سراسر جهان (از آسیای مرکزی گرفته تا مصر) در قرون اخیر به دست آمده‌اند و رمزگشایی شدند، اتفاقا یکی از دقیق‌ترین جدول‌ها از نظر ترتیب پادشاهان در آثارالباقیه بیرونی است. به همین دلیل است که باید سپاس‌گزاری ویژه‌ای از بیرونی بکنیم که از این جدول غافل نشده است.

نکته مهم که مورد بحث ما می‌باشد این است که برخلاف واکنش دوستان، بیرونی در این جدول به شباهت‌هایی که آورده است، اعتمـاد بیشتری دارد به طوری که در جایی می‌نویسد: «اخشویوش بن دارا که خسرو اول باشد» که بدون تردید منظور همان خشایارشای بزرگ است اما جالب آنکه برای خشایارشای دوم از نام اخشویوش استفاده نمی‌کند بلکه از نام خسرو دوم بهره می‌برد.

بیایید با هم بخشی از این جدول که مرتبط با پادشاهان هخامنشی است را نگاه کنیم:

یکی از جالب ترین جدول ها از نظر ترتیب پادشاهان هخامنشی در آثارالباقیه بیرونی

همانطور که می‌بینید همین جدولی که بیرونی به ترتیب پادشاهان آن تردید داشته است با توجه به آثار باستانی، سکه‌ها و منابع گوناگون یکی از دقیق ترین ترتیب‌ها درباره پادشاهان هخامنشی است! حتی این جدول بسیار دقیق تر از جدول دیگری است که در صفحات پیشین درباره پادشاهان بابل آمده و نام پادشاهان هخامنشی در آن به چشم می خورد (بیرونی، ۱۳۸۹: ص ۱۳۰). در این جدول حتی به پادشاهانی که مدت کمی فرمانروایی کردند اشاره شده است؛ همانند خشایارشای دوم (در جدول با نام خسرو دوم آمده است) و همچنین سغدیانوس و ارشک (در جدول با نام ارسیس) آمده است. اشاره بیرونی به قورس در کنار قمبوزس هم ارتباط با گئومات و کمبوجیه دارد و شاید صرفا در اینجا جابه جایی رخ داده باشد. البته نام داریوش دوم هخامنشی در این جدول نیامده است و داریوش بزرگ با نام دارای ثانی خوانده شده است چرا که پیش از آن به داریوش مادی پیش از کوروش بزرگ اشاره شده است. به نظر می رسد، این داریوش مادی همان اوگبَرو است چرا که در رویدادنامه نبونئید اینچنین آمده است:

کوروش شادباش ها به همه شهرها در (سرزمین) بابل فرستاد. اوگبَرو، فرماندارش را به (نیابت) فرمانداری در (سرزمین) بابل گماشت (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۲۰ ترجمه ارفعی، ۱۳۸۹: ص ۱۵).

به نظر می رسد این اوگبرو همان است که در کتاب دانیال (باب ۶) با نام داریوش مادی از او یاد می‌شود (ن.ک: Schmitt, 2012). شاید نام داریوش برای اوگبرو یک نام شاهی بود، موضوعی که در شاهنشاهان هخامنشی هم دیده می‌شود به طوری که نام اصلی آنها چیز دیگری بوده و وقتی شاهنشاه می‌شدند، یک نام شاهی مانند داریوش برای خود بر می‌گزیدند.

به راستی باعث شگفتی است که بیرونی در آن دوران این جدول را تنظیم کرده است؛ هرچند کاستی‌هایی هم در آن دیده می‌شود اما تنظیم چنین جدولی در آن شرایط زمانی کار قابل توجه می‌باشد. از آن جالب تر این است که بیرونی به شباهت‌های شخصیت‌های داستان‌های ایرانی به پادشاهانی که در این جدول آمده، پی برده بود.

پیش از این در مطالب گوناگون به آمیختگی تاریخ و اسطوره در نزد ایرانیان به ویژه ایرانیان پس از اسلام اشاره شد و توضیح داده شد که چه اتفاقی افتاد که کیانیان بیشترین آمیختگی را با مادها و هخامنشیان پیدا کردند.

درباره کَوی‌هَئوسروه یعنی شخصیتی در اوستا که او را مرتبط با کیخسروی شاهنامه می‌دانند، توضیح داده شد و مورد بررسی قرار گرفت که آیا می‌توان وجود کَوی‌هَئوسروه و به طور کلی کَوی‌ها را از نظر تاریخی به اثبات رساند یا خیر.

نگاه کنید به:

آیا کیخسرو پیش از کوروش بوده است؟

برای ما که در عصر ارتباطات قرار داریم و پس از سالیان سال تلاش و پژوهش دانشمندان، پس از رمزگشایی خطوط باستانی، به وجود آمدن چندین و چند ترجمه از کتیبه‌ها و متون باستان، پس از یافت شدن سکه‌های باستانی از زیر خاک، تاریخ نگاری دوران باستان ساده‌تر و دقیق‌تر شده است. ما با داشتن ترجمه‌های گوناگون از استوانه کوروش، رویدادنامه نبونئید، کتیبه بیستون و… نام کوروش را با صورت باستانی‌اش شناخته‌ایم و از رویدادهای زندگی کوروش با کمک تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و… آشنا شده‌ایم. آیا مردمان کهن نیز چنین شرایطی داشتند؟!

امروز ما با داشتن سکه‌های پادشاهان گوناگون و روایات اقوام و ملل گوناگون به راحتی می‌‌توانیم نام پادشاهان را و ترتیب آنها را استخراج کنیم. آیا مردمان کهن چنین شرایطی داشتند؟! از این رو در ارزیابی خود باید بسیاری از جوانب را در نظر بگیریم.

در هر حال با توجه به آثار باستانی فراوان از هخامنشیان، از چین و روسیه گرفته تا مصر، کسی به وجود تاریخی هخامنشیان تردید ندارد. اما آیا چنین شرایطی برای کَوی‌ها وجود دارد؟!

با توجه به همین موارد است که بارها تأکید شده است که در تاریخ‌پژوهی و شاهنامه‌پژوهی نباید نگاه پوزیتیویستی داشته باشم. اسطوره را درک کنیم، آمیختگی زمان در اسطوره را درک کنیم و سپس نتیجه گیری کنیم.

برای مثال اینکه بگوییم هیچ کجا ذکر نشده است که پدر کوروش، سیاوش است، و سپس نتیجه بگیریم که کیخسرو ربطی به کوروش نداشته است!!! نشان دهنده سطح پایین معلومات  گوینده چنین سخنانی است چرا که چنین شخصی با اسطوره و آمیختگی زمان در اسطوره ها آشنا نیست! بنابراین چنین شخصی نمی‌تواند آمیختگی شخصیت‌های اسطوره‌ای با اشخاص تاریخی را تشخیص دهد. سوالی از گویندگان چنین مواردی مطرح است که آیا در منابع دست اول درباره الکساندر مقدونی جایی ذکر شده است که پدر او داراب پادشاه ایرانی بوده است؟! آیا به این دلیل که در منابع دست اول این موضوع ذکر نشده است، می‌توانیم نتیجه بگیریم که اسکندر شاهنامه هیچ ربطی به الکساندر ندارد؟! در صورتی که کاملا مشخص است که اسکندر شاهنامه آمیختگی‌های فراوانی با الکساندر مقدونی دارد.

در پایان باید اشاره کرد که بیرونی از پژوهشگرانی بود که سالیان سال پیش با بررسی منابع و اقوام و ملل گوناگون به شباهت کوروش و کیخسرو پی برده بود.

* دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران.

.

بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:

– خالقیان، مجید (۱۳ آذر ۱۳۹۶). «بیرونی به شباهت کورش و کیخسرو تردید نداشته است». پایگاه خردگان.

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=15281

– ارفعی، عبدالمجید (١۳۸۹). فرمان کوروش بزرگ. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش های ایرانی و اسلامی).

– بیرونی، ابوریحان (١۳۸۹). آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر.

– Schmitt, Rüdiger (February 9, 2012). “GOBRYAS“. Encyclopedia Iranica.

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 7 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 4٫29 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

7 دیدگاه

  1. کلی این در و آن در زدید و به هم بافتید که خلاف آن چیزی که هر خردمندی از مطالعه ی کتاب ابوریحان بیرونی میفهمه به خرد مخاطب بدهید
    گفتار ابوریحان بیرونی یکی از دلایل و شواهد متعددی است که اثبات میکند اصلا کوروشی که ادعا میشود پادشاه ایران بوده وجود نداشته و او صرفا یک فرمانده و حاکم از طرف حکومت مرکزی ایران در بابل بوده است

    به شمار آوردن امثال کوروش و … در کنار پادشاهان راستین ایران کهن، اهانتی نابخشودنی به تاریخ میهن است

    به کوری چشم دشمنان ایران، تاریخ ایران باستان نه دو هزار و پانصد سال جعلی و سه هزار سال دروغینی است که بی سوادهای نابخرد میگویند
    بلکه ایران زمین ، تاریخی پر افتخار به گستره ی شهر سوخته ی ۸ هزار ساله، تپه های سیلک ۵ هزار ساله، و زیگورات چغازنبیل و ده ها تمدن حتی بیش از ده هزار ساله دارد
    حقیر است هر آن کس که بخواهد قدمت شکوه و عظمت ایران را انکار کرده یا کوچک شمارد

  2. استاد عزیز خیلی خواهش دارم یک صفحه خاص به دو حکومت زندیه و قاجار بپردازید و اختصاص بدید تا تمام ترکان بدانند کاری که پارسیان با اسیران خود می کنند چی جوریه (در ابتدا قاجار از زندیه شکست خوردند) و کاری که ترکان با اسیران خود می کنند چه جوریه (و سپس زندیه از قاجار شکست خوردند با خیانت همون خائینین همیشه پست تاریخ.)

  3. سپاس فراوان … من جوان ۲۳ ساله تازه خردگان یافتم و جواب بسیاری از سوالاتی که در رسانه های حکومتی و در مناظرات میدیم پیدا کردم و یک چیز متوجه شدم از مطالعه خردگان و پاسخ های کوبنده و با منطق و منابع کامل… اینکه ما چقدر دشمن و خائن و ایرانستیز داریم! کدام کشور اینهمه خائن و دشمن از ایران و ارزشهای تاریخی و ملی داره

  4. بنده با این آقایان بحثی داشتم در تلگرام یک کانال دارند و اصلا هم پاسخ گو نیستند در ضمن یک خواهشی از شما داشتم منبع دهی شما علمی نیست لطفا دقیق منبع بدهید برای نمونه نوشته اید بیرونی ۱۳۸۹ ص ۱۳۰ بنده واقعا نمی فهمم باید به دنبال چه بروم برای بررسی

    • مجید خالقیان

      از اینکه می فرمایید منبع دهی علمی نیست تعجب می کنم!!! تصور می کنم به دلیل ناآگاهی شما از روش تحقیق است. منبع دهی به مرسوم ترین شیوه استناد این روزها یعنی شیوه درون متنی صورت گرفته است که اکثر مقالات علمی این روزها این شیوه را دارند.

      برای پیدا کردن مشخصات کامل منابع کافی است به فهرست «بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها» در جعبه آبی پایان هر نوشته مراجعه بفرمایید. مثلا برای بیرونی در انتها صراحتا نوشته شده است:

      «بیرونی، ابوریحان (١۳۸۹). آثارالباقیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر.»

      وقتی در متن اصلی نوشته شده «بیرونی ۱۳۸۹ ص ۱۳۰» یعنی صفحه ۱۳۰ کتابی که مشخصاتش به صورت کامل در فهرست پایانی آمده و با بیرونی آغاز می‌شود و در پرانتز سال انتشار آن آمده است.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا