رضا مرادی غیاث آبادی به همراه دیگر ایران‌ستیزان مدتی است تبلیغ می‌کنند که در ایران باستان ازدواج استقراضی وجود داشته است!!! یا می‌گویند هدیه اجباری همسر به مردان غریبه در ایران باستان رواج داشته است!! آنها برای اینکه آب و تاب داستان دروغین خود را بیشتر کنند، می‌گویند که رضایت زن در این مواقع شرط نبوده است!!!

جالب آنکه به کتاب‌هایی مانند ایران در زمان ساسانیان آرتور کریستن‌سن استناد می‌کنند در حالی که کریستن سن صرفا مواردی را از بارتولومه نقل کرده و حتی در جایی دیدگاه او را نقد کرده است. به طوری که کریستن‌سن در جایی می‌نویسد:

بنابر قول بارتلمه [بارتولومه] زن در این عهد حقوقش به تبع غیره بود و یا به عبارت دیگر شخصیت حقوقی نداشت، اما در حقیقت زن در این زمان دارای حقوق مسلمه ای بوده است (کریستن‌سن، آرتور، ۱۳۸۸. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی. تهران: راستی نو. ص ۳۵۰).

غیاث آبادی به همراه دیگر ایران‌ستیزان ادعا می‌کنند که در ماتیکان هزاردادستان (مدیگان هزار دادستان) مواردی مانند ازدواج استقراضی آمده است!!! اما مشخص است که خودشان مستقیم به ماتیکان هزاردادستان مراجعه نکردند و فقط مواردی را نقل کرده‌اند چرا که اصلا چنین چیزی در ماتیکان هزاردادستان نیامده و برخی از مترجمان بیگانه از بخشی از آن برداشت اشتباه کرده‌اند. البته امثال غیاث آبادی نشان داده‌اند که از هر مطلبی بر ضد فرهنگ ایرانی استفاده می‌کنند و کاری به درست یا نادرست بودن آنها ندارند.

در این مواقع است که آدم متوجه می شود که چگونه موارد اشتباه که ناشی از برداشت غلط چند تن بوده است درباره تاریخ و فرهنگ ایران رواج پیدا میکند. مانند داستان نادرست ازدواج با محارم در ایران باستان که رواج پیدا کرد (ن.ک: افسانه «ازدواج با محارم» در ایران باستان).


ازدواج استقراضی در عهد ساسانیان؛ افسانه ای پوچ

نویسنده: مرتضی حماسی.

در کتاب «زن در حقوق ساسانی» نوشته بارتولومه که منبعی سراسر کذب درباره مسائل حقوقی زنان عهد ساسانی است، مطالبی در مورد «ازدواج استقراضی» در عهد ساسانی به چشم می‌خورد که آبشخور آن، تفاسیر اشتباه از متن پهلوی ماتیکان هزار دادستان است.

در ترجمه‌های ماده‌های ماتیکان هزاردادستان، تفاوت‌های زیادی مشاهده می‌شود چنانچه بسیاری از ماده‌هایی که سهراب بلسارا و یا اناهید پرخانیان و علی کاکاافشار و دیگر مترجمان، ترجمه کرده اند دارای اختلافاتی هستند.

یکی از موادی که اشتباه ترجمه شده است، ماده سوم فصل ۳۴ ماتیکان هزار دادستان است که این اشتباه از سوی اناهید پرخانیان، مترجم روسی این کتاب رخ داده است و معنی این ماده کاملا معنی اش تغییر یافته است. فصل ۳۴ این کتاب در مورد حق درآمد است، و ماده سوم این فصل در واقع اثبات کننده این امر است که زنان در عهد ساسانی حق درآمد شخصی داشته‌اند در صورتی که با شوهرش عهد بر سر حق درآمد جدا از یکدیگر ببندند، ولی متاسفانه این مورد دچار برداشتی اشتباه و تفسیر آن به ازدواج استقراضی شده است!

استاد کاکاافشار این ماده را اینگونه ترجمه کرده‌اند و متن پهلوی، ترجمه واژه به واژه و شرح آنرا بدین صورت آورده اند:

فصل ۳۴ (در ویندش / فصل درآمد)، ماده ۳:

متن پهلوی:

کا زن ( اُپاک ) شوی ای پاتخشایی ها ای خویش یت ویندشن آنی مرت ای …. کی آن ویندش خویش آن زن پت ویندشن پاتخشای کنیت اداک آن زن آن ویندشن وَ شوی نی بریشن اُ دات – فرخو – زروان گفت کو هکر – ایش تن پت زنیه بی دات یت هچ ویندشن بی دات کاش پس اپاچ او – یش رسیت اندر و شوی نی بریشن بی هکر تن پت زنی بی دات ویندشن وَ آنی کا – ش دات ایستیت او – ش اندرِ زنی اپاچ اوِ – ایش رسیت ویندشن اندر وَ شوی بریشن.

ترجمه و.ب.و:

هر گاه زن و / با شوی شایانه‌ای خویش جدا ویندش است آنِ مردی ….. که آن ویندش خویش آن زن به ویندش پادشاه کند اداک آن زن آن ویندش به شوی نباید برند و داد – فرخ – زروان گفت که اگر – اش تن به زنی بداد جدا از ویندش بداد هر گاه ش پس او باز او – یش رسد اندر وَ شوی نباید برند. ولی اگر تن به زنی بداد ویندش وَ آنی که – اش داد است او – ش اندر زنی باز اوِ – یش رسد ویدش اندر به شوی باید برند.

شرح:

در این دادِستان (رأی) سخن از «جدا ویندشی» زن و شوی در یک ازدواج از نوعِ شایانه است. جدا ویندشی به معنای درآمد شخصی جداگانه داشتن می‌باشد. در ازدواج شایانه که زنان از کامل‌ترین حقوق زناشویی مقرر در آن زمان برخوردار بودند، می‌توانستند درآمدشان را مستقل از درآمد مرد برای خودشان داشته باشند و نگاه دارند.

هر چند بخشی از متن پاک شده و رفته است، از آنچه که قابل خواندن است و مفاد رأی صادره که ناقص به دست ما رسیده است، بر می آید، این است که اگر زن و شویِ او، جدا ویندش باشند، یعنی درآمدهای جداگانه آنها از آنِ خودشان باشد، یا مردی زن خود را بر ویندش (= حق درآمد) که متعلق به خود زن است ولی طبق شرایط ازدواج به آن مرد تعلق گرفته، پادشاه کند و اختیار دهد، در این صورت درآمد زن را نمی‌شود جزو دارایی شوی بشمارند و ببرند.

داد فرخ زروان یکی از حقوق دانان در رأی دیگری گفته است، اگر زن هنگامی تن به زنی داده بی ویندش (= بی حق درآمد ) تن به زنی داده، در آن صورت هرگاه، سپس باز «فسخ» شود آنچه او را در زنی رسیده است، به شوی نباید برند ولی اگر تن به زنی که بداده است، ویندش (= حق درآمد) را به آن کس (= شوی) داده است، او را در زنی باز (= فسخ) کنند «ویندش» زمانِ زناشویی به شوی باید برند و از آنِ شوی بدانند (مادگان هزار دادستان / کتاب هزار رای، علی کاکا افشار، مجله کانون وکلا؛ شماره ١١، صص ١۳۳ و ١۳۴).

اناهید پرخانیان برداشتی کاملا متفاوت از متن پهلوی داشته به طوری که این ماده را به ازدواج استقراضی تفسیر نموده است! ترجمه ایشان به شرح زیر است:

if a wife and her husband from patixsay – mariage have divided income, and if another man …. to whom the income belongs, empowers the woman as regards this income: then this woman must not bring income to her husband . And Dat-Farraxv-Zurvan has said: that if having been given in marriage (term marriage – A.P.) she was given (by her husband) without an income: then when she subsecqently retuns to him, she is not obliged to bring to her husband the income (aquired during term marriage). but if an income was also coveyed to the other personwhen he (the husband) gave herin a ( term ) marriage, and she retuns to her patixsay – husband, then she must bring the income to her husband

استاد کاکاافشار در مورد این تفسیر اناهید پرخانیان این گونه آورده است:

«پریخانیان معنای دیگری از این ماده دارد که به طور خلاصه تن به زنی دادن را ازدواج موقت می‌داند که مرد با زن شایانه خود اجازه آن را می داده است! و توجه و تعبیر او بر این اساس این است که ویندش (حق درآمد زن) در طول این ازدواج موقت و پس از آنکه زن دوباره به شوی شایانه برگردد متعلق به «شوی موقت» است یا شوهر اصلی که با ازدواج شایانه برقرار شده است. حالت‌های گوناگون چگونگی تعلق ویندش (= درآمد حاصل از کار) زن در این دادِستان مورد بحث قرار گرفته است … با توجه به متن پهلوی که واژه به واژه آورده شده چنین چیزی استنباط نمی شود …» (مادگان هزار دادستان / کتاب هزار رای، علی کاکا افشار، مجله کانون وکلا؛ شماره ١١، ص ١۳۴).

لازم به یادآوری است که با توجه به عنوان سرفصل که دربارۀ ویندش است، تفسیر اناهید پرخانیان بسیار بعید به نظر می‌رسد. همچنین نهاد حقوقی همویندشی یا شرکت در درآمد به این صورت که زن و شوهر و یا یک یا چند نفر خود را در درآمد های جداگانه و مستقل خودشان شریک کنند و کُل درآمد به صورت مشترک متعلق به همه باشد در حقوق کنونی ما نیز به صورت یک عقد یا قرارداد و با یک عنوان ویژه وجود ندارد.

نکته دیگری که در مورد ازدواج استقراضی باید بیان داشت، این است که تن دادن زنان به غیر از شوهر گناهی عظیم و مستوجب پادافره‌ای سنگین است و آن زن مرگ ارزان می شود؛ یعنی مرتکب گناهی می‌شود که جزایش مرگ است.

در کتاب سد در نثر فصل ۶۳ با عنوان «در پرهیز از روسپی گری» چنین آمده است:

١- اینکه سخت پرهیز باید کردن از روسپی بارگی از بهر آن که هر کس که زنی بفریبد و با وی فسادی کند، آن زن در ساعت بر شوهر حرام شد ۲- و بعد از آن هر باری که شوهرش با وی گرد آید همچنان بود که با مردم بیگانه نزدیک شده باشد ۳- هرگز شوهر خویش اشو داد نشود و اگر در این حال با زنان جد دین بتر باشد از بهر آن که اگر آن زن آبستن شود همچنان بود که بهدین به جد دینی افتاده بود و آن مرد بدان مرگ ارزان شود. ۴- و آن نیز باشد که آن زن آبستن شود از بیم بد نامی کودک را هلاک کند ۵- پس آن کس که فرزند وی باشد همچنان بود که به دستِ خویش فرزند را هلاک کرده بود پس او مرگ ارزان باشد ۶- اگر آن کودک بزاید و بر دین نماند هر گناه که وی و فرزندان کنند آن کس را همچنان بود که به دست خویش کرده بود. ۷- اگر با زن بهدینان کند حالی بر شوهر حرام شود و اگر کودک بزاید حرامزاده بود ۸-۹ و آنگاه گناه از این بشود که آن کس نزدیک شوهر وی شود و بگوید که مرا با زن تو چه واقعه رسید خطا در وجود آمد اگر عفو کنی تو دانی و الا که مرا تیغی کشی خون من بر تو حلال است ١۰- اگر بخشد گناهش از این بشود و الا این گناه هیچ نوعی از به نشود. ١١- و این گناه را گناه خصمان خوانند تا خصم خوشنود نشود گناه بریزد روان وی بر سر چینود پل باز دارند تا آنگاه که خصم او برسد و خصمی خود کند و جواب او باز دهد (سد در نثر و سد در بندهش، به کوشش ارواد بامانجی نسروانجی دهابار، بمبئی، ١۹۰۹، صص ۴۴ و ۴۵).

و در فصل ۶۷ نیز توضیحات بیشتری در مورد روسپی گری آمده است:

١- این که عظیم زنان را پرهیز باید کردن از روسپی کردن ۲- که در دین به پیداست که هر زنی که با مرد بیگانه به خفت او را جِه باید خواند و جزای تقصیر آن است که با همه جادوان و گناهکاران یکسان باشد ۳- و در زند جد دیو داد گوید که هر زنی که با دو مرد بیگانه گرد آید بر من که اورمزدم رنجست ۴- چه اگر در رود نگاه کند بکاهاند و اگر در دار و درخت نگاه کند بر درختان کم شود و اگر با مرد اشو سخن گوید خره و پاکی مردم بکاهاند ۵- زرتشت از اورمزد پرسید برای او چه باید ۶- دادار اورمزد گفت که او را زود تر به باید کشت که از اژدها و همه دام و دد زیرا که او در دام من زیانکار است. ۷- پس چون چنین است زنان را خویشتن عظیم کوشش باید داشتن تا بر شوهر خویش حرام نشوند ۸- که هر گاه که چهار بار تن به دیگر کس بدهد بعد آن چندان به خانۀ شوهر بود حرام باشد نو نو گناه با روانش می افزاید (سد در نثر و سد در بندهش، به کوشش ارواد بامانجی نسروانجی دهابار، بمبئی، ١۹۰۹، ص ۴۸).

با این روایات و توضیحات چنین نتیجه گرفته می‌شود که در اقسام ازدواج در عهد باستان در ایران، هیچ وقت ازدواجی تحت عنوان «ازدواج استقراضی» وجود نداشته است و برداشت‌های اشتباه از متون پهلوی و تفسیرهای سطحی باعث این سوء تفاهم در میان تاریخ پژوهان شده است.

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.