استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست)«بخش اول»

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست)«بخش اول»

کانال رسمی خردگان

| نویسنده: کوروش شهرکی | واپسین به روزرسانی: ۳۰ تیر ۱۳۹۶ |


پاسخ به ادعا های نادرست پیرامون پاسارگاد

پاسخ به کلیپ «مجعولات مجلل»

پاسخ به مقاله ایران ستیزانه «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟»

پیشگفتار:

میراث جهانی پاسارگاد که در سال ۲۰۰۴ به ثبت جهانی رسید ، مجموعه ای تاریخی مربوط به عصر هخامنشیان بوده ،که در استان فارس و در ۱۳۰ کیلومتری شهر شیراز و ۸۰ کیلومتری تخت جمشید واقع شده است.

سند ثبت جهانی پاسارگاد در سال ۲۰۰۴

دشتی که پاسارگاد در آن واقع شده امروزه به «دشت مرغاب» ویا «دشت پاسارگاد» معروف است ، در دوران اسلامی ساختمان های این مجموعه را از جهت کاربرد سنگ های گران وزن با سلیمان پیامبر مطابقت داده اند. و به «دشت مادر سلیمان» مشهور بوده است. استاد سامی در اینباره مینویسد:

«مردمان بعد از اسلام و اعراب مهاجم که به ایران آمدند چون ساختمان های عظیم سنگی شاهنشاهان گذشته ایران پیش نظر آنها گران آمد و احداث چنین کاخ های عظیمی را از عهده بشر خارج میدانسته اند و بعلاوه از زمان ساختمان و بانی آن نیز اطلاعی نداشته اند احداث آنها را به سلیمان پیغمبر نسبت داده اند با این تصور که چون دیو ها در حبس و فرمان سلیمان بوده اند به امر او این کاخ عظیم سنگی را که حمل سنگ های گران وزن آن از قوه قدرت بشر خارج بوده است ساخته اند ، کما اینکه در همین پاسارگاد بنای مرتفع سنگی روی تپه را به نام تخت سلیمان مینامند و آثار سنگی مشرق شیراز و همچنین خرابه قصر اشکانیان را در آذربایجان به تخت سلیمان نامیده اند و بالنتیجه بنای مقبره کوروش کبیر را که از سنگ های عظیم الجثه تشکیل یافته به قبر مادر سلیمان یا مشهد ام النبی معروف گردیده است. » (سامی،۱۳۳۰: ص۲۰ و ۲۱)

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟

نام بنا های پاسارگاد در دوران اسلامی

مطالعات باستان شناسی در این محوطه که از حدود سال ۱۹۰۵ با کاوش های مختصر ارنست هرتسفلد آغاز شد (آستروناخ،۱۳۷۹:پیش گفتار) هرچند با وجود وقفه هایی گاه طولانی امروزه هم پیگیری میشود و پرده از اسرار و هویت واقعی این مجموعه باستانی برداشته است. مجموعه پاسارگاد شامل «آرامگاه کوروش» ، «کاخ بارعام» ، «کاخ اختصاصی» ، «برج سنگی» ، «تل تخت» ، «بنای دروازه» است که از دوران هخامنشی به جای مانده است . همچنین بنا هایی مانند «کاروان سرای مظفری» در دوران اسلامی از سنگ های کاخ های باستانی ساخته شدند.

عکس هوایی از مجموعه پاسارگاد (۱)

عکس هوایی از مجموعه پاسارگاد (۲)

اگر خواننده این نوشتار هستید حتما با افرادی در فضای مجازی برخورد کرده اید که عکس هایی رااز مجموعه جهانی پاسارگاد ارائه میدهند و مفصل به شرح و تفسیر این عکس ها میپردازند که در این تفاسیر  مجموعه تاریخی پاسارگاد را جعلی و ساخته شده در دوران پهلوی (۱۳۴۰-۱۳۴۳) و به دست فرد یهودی به نام «آستروناخ» قلمداد میکنند ، همچنین در پس گفتارشان نیز نوعی یهود ستیزی احساس میشود به طوری که یهودی بودن جناب آستروناخ گویی یک جرم و گناه بزرگ است!!

باید در نظر داشت که همه این تفاسیر مبنی بر جعلی بودن و نوساز بودن مجموعه پاسارگاد،از سخنان و تفکرات فردی به نام ناصر پورپیرار بود که در مجموعه کتاب های «تاملی در بنیان تاریخ ایران» مطرح شد. بعد ها وی این تفکرات را به صورت مجموعه ای از فیلم ها در آورد که به نام «مجعولات مجلل» منتشر شد و این روز ها هم مریدان عقاید پورپیرار ادعا های او پیرامون پاسارگاد را در کتابچه ای به نام «جعلیات در پاسارگاد» گردآوری کرده اند که هر سه محتوا یکسانی دارند. در این مجموعه نوشتار به بررسی دقیق ادعای جعلی بودن پاسارگاد میپردازیم و با اسناد و تصاویر به طور قطع نادرستی این ادعا ها را اثبات خواهیم کرد و نشان داده خواهد شد که مدعیان جعلی بودن پاسارگاد در واقع خود به جعل و تحریف روی آورده بودند.

شرح مختصر چگونگی ظهور و افکار و عقاید مدعی جعلی بودن پاسارگاد را شاید بتوان چنین گفت:

«از سال ۱۳۷۹ بدین سو ، نویسنده ای به نام ناصر پورپیرار، با انتشار مجموعه کتاب هایی با نام کلی (تاملی در بنیان تاریخ ایران) و از سال ۱۳۸۲ با راه اندازی وبلاگی بر روی شبکه اینترنت، گفتمان کمابیش جدید و بی سابقه ای را طرح و ترویج نمود که هدف و نتیجه آن ، تحریف و تخریب تاریخ و تمدن ایران ، تحسین و تجلیل قوم عرب و رویارو ساختن ملیت و مذهب بوده است.

وی با بهره گیری از ادبیات و لحنی یکسره پرخاشگرانه ، موهن و خودپرستانه ، وبا کاربرد داستان پردازی ، اوهام بافی و دروغ سازی، در نگارش آثار خود ، به انکار کامل فرهنگ و تمدن پر بار ایران باستان و تهی انگاشتن آن از هرگونه دستاورد و افتخاری و تخریب چهره شخصیت های تاریخی و علمی ایران پرداخته و باور جهانی موجود درباره پیشینه های غنی فرهنگی و تمدنی ایران را توهمی القا شده از سوی یهودیان و حاصل توطئه های سازمان یافته  و درینه ی صاحبان کلیسا و کنیسه قلمداد کرده است» (احمدی،۱۳۸۴:ص۷و۸)

ناصر پورپیرار کیست؟

این سوالی است که ممکن است ذهن بسیاری از خوانندگان مطالب او را به خود مشغول سازد ، مطالب بسیاری هم در اینترنت برای پاسخ به این سوال وجود دارد که متاسفانه بسیاری از این مطالب بدون سند و مدرک علیه پورپیرار نوشته شده است ، پیشینه ناصر پورپیرار بسیار مرموز و مبهم است. شاید تنها دانسته ما در مورد ناصر پورپیرار پیش از آنکه او بر علیه تاریخ و تمدن ایرانی قلم بزند نوشته های نور الدین کیانوری دبیر اول حزب توده ایران باشد.

بر اساس کتاب خاطرات کیانوری به نظر میرسد پورپیرار زمانی در حزب توده مسئول انتشارات جزوات و کتاب های این حزب بوده است :

« ناصر بنا کننده ، که پورپیرار امضا میکرد، پس از اخراجش از حزب در سال ۱۳۵۸ به علت خوردن پول حزب و کلاهبرداری از شرکایش در انتشارات (نیل) و بالا کشیدن حق التالیف آقای محمود اعتماد زاده (به آذین) با نام مستعار (نارنیا) به انتشار جزوه هایی علیه حزب و بدگویی به شخص من که دستور اخراجش را داده بودم ، پرداخت» (کیانوری،۱۳۷۱:ص۵۱۶ و ۵۱۷)

بسیار عجیب است که ناصر پورپیرار با اینکه ادعا میکند سواد ندارد (ایسنا، ۱۷ تیر ۱۳۸۱) اما با جسارت تمام وارد مباحث تاریخی و فرهنگی و ادبی این مرز و بوم میشود و گفتار تمام دانشمندان و محققین را دروغ و توطئه میخواند!!

باری امروزه طرفداران نظریه های او در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی نظرات دیدگاه ها و ادعا های وی را اینبار به طور کل بدون ذکر نامش منتشر میکنند . به عنوان نمونه بارز چنین اقداماتی میتوان به انتشار ادعا های پورپیرار در مورد تخت جمشید و پاسارگاد با عنوان تکراری «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟» در وبسایت هایی چون «برهان»، «فردا نیوز»،«تابناک»،«خبرگزاری فارس»، «صراط نیوز»، «سخن آنلاین» ، «قیر میز»  و… اشاره کرد که به صورت گسترده ای منتشر شد .

همه این رسانه ها هیچ نامی از ناصر پورپیرار نبردند و همه از «فضل الله موحد» به عنوان نویسنده یاد کرده اند. اما بر محققین حوزه تاریخ این هیچ پوشیده نیست که ادعا های مطرح شده در مقاله «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟» دقیقا برابر واژه به واژه ادعا های کلیپ «مجعولات مجلل» و کتاب «دوازده قرن سکوت:بخش سوم، قسمت سوم» ناصر پورپیرار بودند.

جالب اینجاست که نقد این مقاله «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟» در هیچ خبرگزاری بازتاب پیدا نکرد!!

از آنجایی که اکثر مدعیان جعلی بودن پاسارگاد تنها به کلیپ های «مجعولات مجلل» رجوع میکنند. و هنگامی که از ایشان پرسیده شود بر چه اساس در پاسارگاد جعل صورت گرفته آن ها دیدن این کلیپ ها را توصیه میکنند، پس به سراغ نقد و بررسی مستند ادعا های مطرح شده در این کلیپ رفتیم.

پیش از شروع نقد بایستی این نکته را یاد آور شد که کلیپ « مجعولات مجلل» توسط مدعیان جعلی بودن پاسارگاد به شکل های مختلفی قسمت بندی شده است . ما در تهیه این مقاله نسخه کامل ۱۲ قسمتی کلیپ مجعولات مجلل را استفاده کردیم، لذا ممکن است دقیقه هایی که در این ارجاعات آورده شده است در دیگر نسخه ها متفاوت باشد . پس حتما برای بررسی نقل قول های این مقاله به کلیپ کامل مجعولات مجلل رجوع شود.

شیوه نقد نیز بدین ترتیب است که ابتدا ادعا های مطرح شده نقل میگردد و سپس به ادعا ها با اسناد پاسخ داده میشود.

ادعای مطرح شده:

ناصر پورپیرار(کلیپ مجعولات مجلل )

«من نمونه ای از این اظهار نظر هایی که درباره یگانگی ابنیه های زمان ساسانیان و زمان هخامنشیان عرضه کردند در مطبوعات ایران برای شما میخونم و بعد تصاویری را شما خواهید دید که نشون میده که تا چه حد این ها در پخش کردن دروغ بدون هیچ ضابطه ای، بدون هیچ محدودیتی خودشون رو آزاد پنداشتند این یک متنی است که از روزنامه ابرار شماره ۱۹۰۷ صفحه ۱۴ برداشته شده میگه : مهندسان هخامنشی ۲۵۰۰ سال پیش برای جلوگیری از ریزش سازه های مجموعه پاسارگاد که در منطقه زلزله خیز ساخته شده از روش ابتکاری در پی به صورت دو پوشه استفاده کرده اند که امروز در ساخت پی نیروگاه های هسته ای و سازه های حساس به کار گرفته میشود .

خب ، این ادعای بزرگیه دیگه من البته نمیتونم بفهمم پی دو پوشه یعنی چی ، و هرگز و هیچ جا بر نخوردم که کسی گفته باشه در سازه های اتمی امروز از پی های دو پوشه استفاده میشود ولی کافیست برای اینکه بدونید که این حرف های حتی تبلیغاتی هم نیست ، حرفایی است که فقط از احساسات یا از مامورین زدنش بر میاد ، وقتی این حرف ها رو با مثلا تصویر چند بنای باقی مانده از عهد به قول این آقایون هخامنشیان ، در همون پاسارگاد نگاه میکنیم میبینیم که واقعا این سیستم پی های دو پوشه تا چه حد از نگاه داشتن این بنا ها دخیل بوده اند » (پورپیرار ، مجعولات مجلل: قسمت اول دقیقه های ۳ تا ۶)

کاخ بارعام(کلیپ مجعولات مجلل )

پاسخ به ادعا های بیان شده:

این سخنان در مورد پی سازی پاسارگاد از جناب آقای دکتر عبدالعظیم امیر شاه کرمی استاد دانشگاه امیر کبیر است ایشان که دارای دو مدرک دکترا در رشته عمران از دانشگاه های فرانسه و انگلستان هستند (تارنمای دانشکده مهندسی عمران دانشگاه امیرکبیر) سال ۸۴ در مقام « مسئول بررسی های مهندسی پاسارگاد» بوده اند (فصل نامه بیمه و توسعه ، بهار ۱۳۸۴:ص۷۷) در مصاحبه با خبرگزاری میراث فرهنگی میگویند:

« مهندسان هخامنشی در دو هزار و پانصد سال پیش در زیر سازه های این مجموعه دو پی میساخته اند تا بتوانند ضربه های ناشی از زلزله و لغزش را بگیرند و سازه ها در هنگام زلزله در این منطقه زلزله خیز آسیب نبینند»( فصل نامه بیمه و توسعه، بهار ۱۳۸۴: ص ۷۷)

ایشان علت این نظر خویش را چنین عنوان میکنند:

« زیر سازه های مجموعه پاسارگاد دو پی وجود دارد . پی اول از جنس سنگ و ملات ساروج است و پی دوم که روی سطح کاملا صاف پی اول جای گرفته تنها از جنس سنگ ساخته شده و میتواند روی پی ثابت اول ارتعاش پیدا کند» (فصل نامه بیمه و توسعه ، بهار ۱۳۸۴:ص۷۷)

وجود دو پی با دو جنس مختلف در زیر مجموعه پاسارگاد کاملا صحیح است و در گزارش های باستان شناسی نیز درج شده است (آستروناخ،۱۳۷۹:ص۹۳) ، همانطور که در گفته های دکتر شاه کرمی بدان اشاره شده است وجود دو پی در زیر ساختمان های پاسارگاد باعث میشود که پی بالایی بر روی پی پایینی تاحدودی بلغزد و در نتیجه این لغزش ارتعاشات ناشی از زلزله که به ساختمان وارد میشود کاهش پیدا خواهد کرد. این بدین معناست که خسارات ناشی از زلزله در چنین ساختمان هایی کاهش پیدا میکند نه آنکه کاملا زلزله بر روی چنین ساختمانی بی اثر باشد . در واقع اشتباه بزرگ منتقدین نظر دکتر شاه کرمی اینست که میپندارد که اگر چنین سامانه ای در مجموعه پاسارگاد وجود میداشت باید بنای امروزی پاسارگاد سالم میبود در حالی که آن ها کاملا برداشت غلطی را از سخنان دکتر شاه کرمی کرده اند! باید دانست که به هیچ عنوان نمیتوان ساختمان های ضد زلزله ساخت چنانکه دکتر محمود فاطمی رئیس مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن میگوید:

« چیزی تحت عنوان ساختمان ضدزلزله نداریم که بتواند علیه زلزله عمل کند و ساختمان صددرصد در مقابل زلزله مقاوم باشد و خسارتی نبیند؛ ساختمان‌ها در مقابل حوادث بخصوص زلزله سطوح عملکردی متفاوتی دارند. در ساختمان‌های مسکونی، ساختمانی سطح عملکردی مناسبی دارد که در اثر وارد شدن نیروهای جانبی زلزله به این ساختمان‌ها خسارت ببیند، اما به هیچ وجه فرو نریزد تا باعث کشتار شود. ساختمان‌های مسکونی باید در برابر زلزله طوری طراحی شوند که فرو نریزند اگرچه ممکن است خسارت ببینند.» ( فاطمی ، ۲۸ فروردین ۱۳۹۱)

بر این اساس پاسارگاد مصون از خسارات زلزله نبوده است بلکه در مقایسه با دیگر سازه ها آسیب کمتری از زلزله به خود می دیده است و این آسیب ها در طی ۲۵۰۰ سال عمر این بنا ها به تدریج باعث فروریختن این ساختمان شده اند و باید توجه کرد که فقط زلزله در تخریب مجموعه پاسارگاد نقش بازی نمیکرده است بلکه عواملی چون باران و شسته شدن دیوار های خشتی این مجموعه و خسارت های ناشی از آسیب های انسانی هم بر روی این مجموعه بسیار تاثیر گذار بوده است چنانکه دکتر آستروناخ در گزارش خود در مورد کاخ S اینچنین نمونه ای از تخریب گری عامل انسانی در پاسارگاد اشاره میکند:

« یک ستون سالم سنگی با مکمل چشمنوازی چون لانه لک لک بر فراز آن، در انتهای شمال غربی از ردیف ستون های جنوب غربی قرار گرفته است … و کسانی که شاید در اوایل قرن سیزدهم میلادی ، سعی کرده اند تا ستون را واژگون کنند ، بخشی از انتهای قلمه ستون را بریده اند» (آستروناخ ، ۱۳۷۹:ص۸۷)

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟

تنها ستون ایستاده باقی مانده در پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:تصویر ۵۲)

از سنگ های کاخ های پاسارگاد بسیار در دوران اسلامی استفاده شده است و ساختمان هایی را با استفاده از این سنگ ها برپا کرده بودند که زیان های بسیاری به شاکله کاخ های هخامنشی وارد آورده بود.

در بخش بعدی مدعیان جعلی بودن پاسارگاد به آرامگاه کوروش میپردازند و سعی دارند تا به هر ترتیبی که شده این مکان را متعلق به یونانیان و نه ایرانیان قلمداد کنند. 

ادعای مدعیان جعلی بودن پاسارگاد:

« ببینید اولین و مهم ترین مطلبی که میشه در مورد این قبر گفت نظریه پردازی فنی راجع به معماریشه ، خب ، اول همه سوال میکنیم که کوروش الگوی قبرش از روی چی برداشته شده؟ یعنی در ایران ما سابقه معماری به این صورت داریم که قبر ازش بیرون اومده باشه؟ نه . وانگهی  اینو به چه علت میتونیم بگیم هخامنشیه؟ چون هخامنشیان یک سری مقبره دارن در نقش رستم و در خود تخت جمشید که هیچ شباهتی به این نداره. پس کوروش این قبری رو که براش ساختند سازندگانش که باید بعد از مرگ کوروش این کارو کرده باشن این الگو رو از روی چی برداشتند؟ و به چه دلیل اینو ایرانی میدونیم؟ چه کسی در کجا در چه زمانی چنین قبری رو نظیرشو نزدیک بهشو ساخته که ما بگیم این فاخر تر و باشکوه تر و خوب تر و فنی ترشه ؟ پس این از نظر بیس اولیه گفتگو درباره این قبر اینه که این آنچه که از ظاهرش بر میاد یک نمای یونانی کامله ، چون در جهان شیروانی های سنگی به شیوه ای که بر روی قبر کوروش است همه جا یونیک شناخته شده و اونم متعلق به معماری یونانی هاست.» (پورپیرار، مجعولات مجلل:دقیقه نخست تا ۳ ، قسمت دوم)

پاسخ به ادعا های مطرح شده:

باستان شناسان بر خلاف ادعا های مطرح شده آرامگاه کوروش را تلفیقی از دو یا چند معماری میدانستند، باستان شناسان تنها یک الگو را برای آرامگاه کوروش ذکر نکرده اند. اما معماری و هنر یونانی را در شکل دهی به این آرامگاه موثر دانسته اند . به طوری که دکتر هرتسفلد در مورد الگو های معماری آرامگاه کوروش میگوید:

« این بنای ابتدایی را چنان بر سکوی شش پله ای بنا کرده بودند که اتاق تدفین پله هفتم باشد این شیوه معماری تقلیدی بود از معابد بابلی موسوم به زیگورات و قصد این بوده است که به مقبره حالت تقدس بدهد» (هرتسفلد، ۱۳۸۱: ص۲۲۱)

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟

طراحی پلکانی آرامگاه کوروش برگرفته از زیگورات ها(مخصوصا زیگورات چغازنبیل شوش)

نکته ای که دکتر هرتسفلد به آن اشاره دارد یعنی الهام گیری بخش پلکانی آرامگاه کوروش از زیگورات ها درست همان ویژگی است که در معماری یونانی دیده نمیشود.

مدعیان برای آنکه هرچه بیشتر ادعای یونانی بودن آرامگاه کوروش را در ذهن مخاطب جا بی اندازند دو عکس زیر را نمایش میدهند.

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟

عکس بنا هایی که پورپیرار آن ها را به عنوان نماد معماری یونانی نمایش میدهد

نکاتی پیرامون این عکس ها جالب توجه است : نخست آنکه یکی از این عکس ها اصلا بنایی یونانی نیست بلکه یک معبد رومی است موسوم به «  Alcántara» آلکانترا است که در بین سال های ۱۰۲ تا ۱۰۶ پس از میلاد مسیح در کشور اسپانیا به همراه پلی به همین نام ساخته شده است. گویا مدعیان از متفاوت بودن دو تمدن یونان و روم آگاهی ندارند و همچنین نمیدانند که تمدن رومی و بنا هایش صد ها سال پس از هخامنشیان پای به عرصه وجود گذاشتند. (Lendering,  ۲۰۱۵) تاریخ ساخت این بنا هم حدود ۳۰۰ سال پس از فروپاشی هخامنشیان است .

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟

معبد رومی آلکانترا

دوم آنکه هیچ کدام از دو معماری فوق دارای مقطعی پلکانی همانند آرامگاه کوروش نیستند . و تنها در داشتن سقف شیروانی با آرامگاه کوروش مشترک اند ، عدم استفاده از اینچنین پلکان هایی در معماری یونانی مورد توجه دکتر آستروناخ نیز قرار گرفته ، او نیز همانند دکتر هرتسفلد منشا چنین طراحی را در جایی به غیر از یونان جستجو میکند و آن را متعلق به معماری لیدیایی ها میداند. ( آستروناخ،۱۳۷۹:ص۶۳)

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟

عدم هماهنگی معماری پلکانی آرامگاه کوروش با بنا های یونانی

دکتر آستروناخ هم پس از بررسی نظرات گوناگون پیرامون منشا معماری آرامگاه کوروش معماری این آرامگاه را بدون در نظر گرفتن پلکانی بودن بخش پایین ،آرامگاه را ترکیبی از عناصر یونانی ، آناتولیایی و ایونیایی میداند (آستروناخ ، ۱۳۷۹:ص۶۴). او در مورد بخش پلکانی آرامگاه کوروش میپندارد که از روی معماری لیدیایی الهام گرفته شده است ( آستروناخ،۱۳۷۹:ص۶۳)

مدعیان جعلی بودن پاسارگاد  متنی از جناب آقای و. بارتولد را منتشر میکنند و آن را سندی بر یونانی بودن بنای آرامگاه کوروش میدانند:

«راجع به قبر مادر سلیمان. پژوهشگران در اینکه اینجا آرامگاه کوروش است . اتفاق نظر ندارند ، بنا از نظر تزئینات داخلی شبیه گور های لیکیه و پامفلیا است ، در مشخصات بیرونی آن آثار معماری یونانی دیده میشود» ( پورپیرار، مجعولات مجلل: دقیقه ۲ تا ۳ ، قسمت دوم)

در حالی این متن رو از جناب بارتولد منتشر میشود که با مراجعه به کتاب «جغرافیای تاریخی ایران» مشخص میشود که مدعیان به متن نوشتار کتاب جناب بارتولد پایبند نبوده و در متن آن دست برده اند، در متن اصلی این کتاب چنین آمده است:

« اما راجع به قبر مادر سلیمان تاکنون عموم تصدیق نکرده اند که بنای مزبور که ساختمان داخلی آن شبیه قبر لیکیا و پامفیلی میباشد متعلق به کوروش است در ظاهر عمارت آثار معماری مصری و حتی یونانی مشاهده میشود» (بارتولد ، ۱۳۰۸:ص۲۰۷)

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟

نقل قول تحریفگرانه پورپیرار از بارتولد

باستان شناسان عموما دو یا چند الگو و سبک معماری را در شکل دهی به آرامگاه کوروش موثر میدانند چنانکه دکتر بارتولد نیز معماری مصری و حتی یونانی را نام میبرد ، در زمانی که جناب بارتولد در مورد تعلق این بنا به کوروش نظرات مختلف را یاد آور میشود کاوش های باستان شناسی در این منطقه انجام نشده بود و دیدگاه ها پیرامون آرامگاه کوروش محدود به نظرات سیاحان اروپایی بود.

نخستین بار یوهان فن ماندلسو در سال ۱۶۳۸ میلادی در مورد تعلق این بنا به مادر حضرت سلیمان (ع) تردید میکند، پس از او جیمز موریه با توجه به روایت های مورخین یونانی از شکل آرامگاه کوروش این مکان را متعلق به کوروش و نه مادر حضرت سلیمان (ع) میداند اما چندی بعد با این تصور که آرامگاه کوروش باید در نواحی جنوبی تر باشد فرضیه خود را پس میگیرد پس از او ویلیام اوزلی نیز چنین موضعی میگیرد .

اولین کسی که قاطعانه هویت حقیقی آرامگاه را پذیرفت ، دانشمند آلمانی گروتفند (Grotefend) بود که نظریاتش در سال ۱۸۱۸ به چاپ رسید و معتقد بود این مکان مربوط به کوروش است (آستروناخ،۱۳۷۹:ص۱۸).

کرپورتر (Poeter Ker) در حدود ۲۰۰ سال پیش یعنی در سال ۱۸۱۱ میلادی این آرامگاه را با توجه به پیشرفت هایی که در مورد خط شناسی پارسی باستان و روایت های یونانیان، متعلق به کوروش شاه ایرانی میداند. پس از کرپورتر اغلب سیاحان مانند لرد کرزن و سر پرسی سایکس این مکان را هخامنشی و متعلق به کوروش دانستند (نجف زاده،۱۳۹۲:صص۴۶-۴۹).

با توجه به پژوهش های جدید دیگر جای هیچ تردیدی نیست که این آرامگاه متعلق به کوروش شاه هخامنشی است.

نتیجه گیری پیرامون معماری آرامگاه کوروش:

« یک طرح کلی از شیوه معماری آرامگاه کوروش میتوان ارائه داد ، این آرامگاه پیش از آنکه تحت تاثیر نفوذ عناصر خارجی قرار بگیرد ریشه ای بس کهن در خود فلات ایران دارد . بدین معنی که کوروش ، ساختار گور هایی با سقف خرپشته ای (که بویژه در گور های هزاره اول در فلات ایران رایج بود) را با سکو هایی برگرفته از زیگورات های ایلامی انطباق کرده که هم ساختار شکوهمندی را در زادگاهش بوجود آورد و هم این تلفیق حال و هوایی مقدس گونه داشته باشد . افزون بر این به خاطر بکار گیری سنگ تراشان لیدیایی و ایونی ، برخی عناصر همچون نحوه چینش سنگ ها منظم و تراش خورده ، استفاده از بست های دم چلچله ای و کلاف های تزئینی که در هنر آسیا صغیر رایج بوده در آرامگاه کوروش معمول شده است.» (نجف زاده، ۱۳۹۲:ص ۶۳)

استاد حسن راهساز نیز در مورد معماری آرامگاه کوروش مینویسد:

«آرامگاه کوروش تلفیقی از معماری ایلامی _ اوراتویی دانست. به نحوی که ایجاد سکو های بنا به صورت زیگورات الگویی از معماری ایلامی است. ساخت بام شیب دار (خرپشته ای) الگویی از معماری اوراتویی است. و حجاری و اجرای بنا با رعایت اصول معماری هخامنشی اثری منحصر به فرد را در تاریخ معماری جهان به یادگار گذاشته است.» (راهساز،پاییز و زمستان ۱۳۸۶:ص۹۱)

برای دانش بیشتر در مورد آرامگاه کوروش:

آرامگاه کوروش بزرگ یا مقبره مادر سلیمان؟

ادعای دیگر پورپیرار:

« این تنها راه اثبات یونانی بودن آن (آرامگاه کوروش) نیست. در حقیقت مهندسان یونانی سبک خاصی برای ساخت ابنیه های خود به کار میبردند که یکی از آنها علامت گذاری سنگ های ابنیه بوده است.

(نقل قول از آستروناخ): در دیوار های تل تخت بیش از ۷۰ علامت متفاوت مربوط به سنگ تراشان تقابل جالبی را با علائم شناخته شده در تخت جمشید ارائه میکند… این کشف جالب است که علائم سنگ تراشان در تل تخت را میتوان به دو گروه وسیع تقسیم کرد. علائمی که با حرف O مشخص میشوند در نیمه شمالی و علائمی که با حرف U مشخص شده اند در نیمه جنوبی دیده میشوند … این امکان را که بسیاری از نشانه های تل تخت به فضای یونانی مربوط است … شاید بتوان با نبود همین علائم در تخت جمشید تقویت کرد.. » (پورپیرار، مجعولات مجلل: دقیقه ۳ تا۴، قسمت دوم)

علائم یونانی بر روی سنگ ها (کلیپ مجعولات مجلل)

پاسخ به این ادعا:

یونانی بودن یا نبودن علائم سنگ های تل تخت در پاسارگاد مورد بحث و اختلاف نظر باستان شناسان واقع شده به طوری که دکتر هرتسفلد مینویسد:

« علامات گوناگون سنگ تراشها روی سنگ ها به سبک یونانی نبوده بلکه موروثی ویا قسمت هائی از خطوط میخی بوده است» (سامی، ۱۳۳۰:ص۱۲۷)

علائم بر روی سنگ های پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:تصویر ۳۹)

اما دکتر آستروناخ علاوه بر آنکه این علائم را متعلق به فضای یونانی میداند منشا چنین علائمی را در لیدی (کشوری باستانی در غرب ترکیه امروزی) و آناتولی جستجو میکند (آستروناخ، ۱۳۷۹:ص۴۱) وجود علائم و نشانه های لیدیایی و ایونی در تل تخت و آرامگاه کوروش دلایل تاریخی دارد. لیدی یکی از کشور های باستانی واقع در شمال غربی ایران امروزی و تقریبا در ترکیه کنونی واقع شده بود که طی اتفاقاتی روابط نزدیکی با ایران و حکومت هخامنشیان پیدا میکند.

قلمرو کشور باستانی لیدی

آستروناخ آرامگاه کوروش را متاثر از معماری لیدیایی ارزیابی میکند و سنگ تراشان آن را لیدیایی تبار میداند (آستروناخ، ۱۳۷۹: ص ۶۳). اکنون این سوال پیش می آید که معماران لیدیایی به چه علت بر روی آرامگاه کوروش کار میکرده اند؟

پاسخ این سوال در تحولات سیاسی است که در دوران کوروش بزرگ رخ نمود ؛ این تحولات از حمله آستیاگ پادشاه مادبه کوروش و شکست خوردنش شروع میشود، کتیبه رویداد نامه نبونئید علت اصلی شکست پادشاه ماد از کوروش را پیوستن سپاهیان ماد به کوروش نگاشته اند.  (سال ششم رویداد نامه نبونئید؛ ن.ک: ارفعی، ۱۳۸۹: صص ۱۲-۱۳)

اتحاد ماد و پارس و سقوط دولت آستیاگ حکومت های قدرتمند آن زمان همچون لیدی، بابل و مصر را به هراس افکند و چنانکه هرودوت گزارش میکند این هراس باعث شکل گیری یک اتحاد نظامی توسط این سه دولت قدرتمند علیه کوروش شد (تاریخ هرودوت، کتاب یکم، بند ۷۷)، آن ها با یک دیگر پیمان بستند در نبرد علیه کوروش یک دیگر را با پول و سرباز یاری کنند.

این اتحاد نظامی به جسارت کروزوس آخرین پادشاه لیدی افزود و او عملا با عبور از رود هالیس و ورود به خاک ایران جنگ علیه کوروش را آغاز کرد هرودوت در این مورد مینویسد:

«کروزوس پس از گذر از رود هالیس به کاپادوکیه رسید که آن را پتریا مینامند ، در آنجا اردو زد و به تاراج کشتزار های سوریان پرداخت ، پایتخت مردم پتریا را تسخیر کرد و اهالی آنجا را به بردگی گرفت، و نیز تمامی نواحی مجاور را تصرف کرد و باآنکه سوریان به او هیچ بدی نکرده بودند آنان را از سرزمینشان بیرون راند. اما کوروش نیز سپاهیان را گرد آورد و به سوی کروزوس رهسپار شد و در راه تاجایی که میتوانست نیروی کمکی گرفت و بر قوای خود افزود. او پیش از حرکت پیک هایی نزد ایونی ها فرستاد و کوشیده بود آنان را علیه کروزوس بر انگیزد اما نتیجه ای نگرفته بود.پس به قصد پتریا حرکت کرد و به محض رسیدن به کروزوس در برابر اردوی او جبهه آراست و طرفین بیدرنگ به سنجش نیرو های یک دیگر پرداختند . نبرد شدید بود و از هر دو سو بسیاری کشته شدند تا آنکه شب فرا رسید و دو سپاه بی نتیجه دست از جنگ کشیدند » (تاریخ هرودوت، کتاب یکم، بند ۷۶)

سر انجام دست تقدیر جنگ را به نفع ایرانیان رقم زد و به لطف تاکتیک های نظامی کوروش سارد پایتخت لیدی تصرف شد و کروزوس پادشاه متجاوز دستگیر گردید، مورخان نوشته اند که کوروش از جان کروزوس گذشت کرد و بر خلاف رسم روزگار اورا به عنوان مشاور خویش همواره در پیش خود داشت (تاریخ هرودوت،کتاب یکم، بند های ۸۶تا۹۰؛ کوروش نامه، دفتر ۷، بخش ۲، بند ۲۹).

از این هنگام که لیدی به بخشی از حکومت ایران تبدیل شد، کوروش از هنرمندان و صنعتگران لیدی بهره جست ، زنده­ یاد علیرضا شاپور شهبازی در این مورد مینویسد:

« _کوروش_ پادشاه لودیه را که بر او تاخته بود، شکست داد و کشور او و تمامی آسیای صغیر (آناتولی) را به انضمام ایران در آورد. هنرمندان و استادان را به پارس آورد تا در ساختن بنا های پاسارگاد با وی همراهی کنند »(شهبازی، ۱۳۷۹: ص ۳۰).

علائم و نشانه های سنگتراشی آرامگاه کوروش هم به دلیل استفاده از صنعتگران لیدیایی در پاسارگاد مشاهده میشود، باید توجه کرد که آرامگاه کوروش را فقط هنر هنرمندان لیدیایی شکل نداد بلکه عناصر معماری ایرانی و بومی نیز در آن تجلی یافته اند به عنوان نمونه جناب نجف زاده اتابکی و جناب حسن راهساز معماری آرامگاه را دارای ریشه ای کهن در خود ایران میدانند و از عناصر ایلامی و اوراتویی در آن یاد میکنند ، لیدیایی ها نیز بخشی از کار سنگتراشی را بر عهده داشتند و عناصر فرهنگ خود را به آن افزوده اند.

پاسخ به پرسش :

ادعای پورپیرار:

«از نشانه های آشکار دیگر یونانی بودن ساخت پاسارگاد اشیای یافت شده در مجموعه ی آن است که برای نمونه حتی یک شی هخامنشی از میان خاک ها و خرابه های پاسارگاد بیرون نکشیده اند» (پورپیرار، مجعولات مجلل، دقیقه ۴تا ۵، قسمت دوم).

پاسخ به این ادعا:

بر خلاف این ادعای سراسر کذب پورپیرار اتفاقا اشیای هخامنشی بسیاری دوران هخامنشی در مجموعه پاسارگاد کشف شده است. اما پورپیرار تمام این گزارش ها را سانسور کرده است تا به اهداف مطلوب خویش دست یابد.

اشیای هخامنشی:

در کتاب آستروناخ فهرست وسیعی از آثار و اشیای متعلق به دوران هخامنشی نیز که در کاوش ها پیدا شده اند نام برده میشوند. ارائه تمام آن آثار در امکان این مقاله و حوصله مخاطب نیست تنها در اینجا به چند نمونه اشاره خواهیم کرد، آستروناخ در مورد کشف این اشیا چنین مینویسد:

« بعد از چند روز کاوش در کوشک B وقتی که کار در بازوی جنوبی ایوان جنوب غربی آن در حال انجام بود ، بقایای یک کوزه بزرگ نخودی رنگ دوره هخامنشی که قبلا در خود کوشک یا باغچه های اطراف آن مورد استفاده بود، به دست آمد … در انتهای آن مجموعه با ارزشی از جواهرات قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد قرار داشت » (آستروناخ،۱۳۷۹:ص۲۳۳)

کوزه جواهرات هخامنشی در پاسارگاد

جواهرات هخامنشی پاسارگاد(آستروناخ ،۱۳۷۹:ص۵۷۰)

دکتر شهبازی نیز توضیح سودمندی در مورد این اشیای زینتی هخامنشی ارائه میکند:

«در ۱۳۴۲ گروه باستان شناسی انگلیس و ایران به سرپرستی دیوید آستروناخ در نزدیکی ایوان جنوب غربی «تک ساختمان ب» باقی مانده کوزه ای نخودی رنگ سفالین را یافت که قسمت اعظم آن به واسطه شخم زنی مداوم از میان رفته بود و در درون آن و در زیر لایه ای ۱۵ سانتیمتری از خاک، گنجینه بسیار مهمی از زیور آلات هخامنشی پنهان کرده بودند. این گنجینه که مهم ترین یافته گرانبها از یک کاوش علمی است و به نحو عالمانه ای توسط آستروناخ توصیف و تصویر شده است ۱۱۶۲ قلم اشیای خرد و کلان را در بر میگرفت که به سی و دو دسته کار هنری تعلق داشت و در فواصل تاریخ میانه نیمه دوم سده پنجم پیش از میلاد تا میانه سده چهارم ساخته شده بود. آستروناخ احتمال میدهد که صاحب این گنجینه آن را به هنگامی که اسکندر به پاسارگاد نزدیک میشده، در این جا پنهان کرده است» (شهبازی، ۱۳۷۹:ص۷۶).

دستبند هخامنشی پاسارگاد

دستبند هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:ص۵۷۱)

گوشواره هخامنشی پاسارگاد

گوشواره هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:ص۵۷۲)

قاشق نقره هخامنشی پاسارگاد

قاشق نقره هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:ص۵۷۵)

ادعای پورپیرار:

نقل قول پورپیرار از دکتر آستروناخ:

«تمام سفال های بدست آمده از سه فصل کار ما در پاسارگاد به تل تخت تعلق دارد لایه های تثبیت شده متعلق به اوایل دوره هخامنشی وجود ندارد و آنچه که در نقوش ۲۲-۱۰۶ نشان داده شده به قرن چهارم و سوم پس از میلاد مربوط است. آستروناخ/پاسارگاد/ ص۲۵۱» (پورپیرار، کلیپ مجعولات مجلل:دقیقه ۵ تا ۶،قسمت دوم)

« بدین ترتیب در پاسارگاد نه تنها سکه بلکه هیچ سفال هخامنشی یعنی فراوان ترین شی کاربردی در محیط های تجمع بومی یافت نشده و به جای آن به وفور سفال های سلوکی میابیم و از اینجا مشخص میشود که پاسارگاد یک سایت کاملا یونانی و متعلق به پس از فروپاشی هخامنشیان است و انتساب قسمتی از آن به گور کوروش هنگامی که علائم مهندسان یونانی را حتی بر روی سنگ های آن مقبره نیز میبینیم، یک نام گذاری توطئه آمیز نا مستند است» (پورپیرار، کلیپ مجعولات مجلل: دقیقه اول ، قسمت سوم)

پاسخ به این ادعا:

در این گفته های پورپیرار نیز تلاش وافر او به جعل تاریخ و وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی را میبینیم. به گونه ای که پورپیرار مدام بر این اصرار می ورزد که پاسارگاد و علل خصوص آرامگاه کوروش «یک سایت کاملا یونانی است» و حتی چنانکه در متن توضیحات او میبینیم این مکان را با توجه به سفال ها! یونانی و سلوکی میداند! و برای این گفته خویش به متنی گزینش شده از کتاب دکتر آستروناخ استناد میکند.

پورپیرار حتی به صورت غرض ورزانه ای تاریخ سفال های هخامنشی را در نقل قول از کتاب دکتر آستروناخ اشتباه به مخاطب معرفی میکند. چنانکه در متن کتاب آستروناخ تاریخ سفال ها به این صورت نقل شده است:

« آنچه که در نقوش ۲۲-۱۰۶ نشان داده شده در اصل به قرن چهارم و سوم پ.م [پیش از میلاد] مربوط است» (آستروناخ، ۱۳۷۹:ص۲۵۱)

برخلاف تصور اشتباه پورپیرار که علامت اختصاری «پ.م» را مختصر شده «پس از میلاد» میداند، این اختصار در کتاب دکتر آستروناخ به معنای «پیش از میلاد» آورده شده است و این نکته با دقت در متن کتاب دکتر آستوناخ قابل فهم است.

همانطور که مشخص است آستروناخ یافته ها را به دو دوره اوایل و اواخر دوران هخامنشی تقسیم کرده است که در این تقسیم بندی سفال از اوایل دوران هخامنشی کمتر یافت شده و در دوره دوم سفال های بیشتری یافت شده است.

حکم رانی هخامنشیان ابتدا توسط فردی به نام «هخامنش» در حدود سال های ۶۷۵ تا ۷۰۰ قبل از میلاد (یعنی ششم و پنجم پیش از میلاد) در جنوب ایران شکل گرفت که نام این سلسله نیز به افتخار او که بانی این حکم رانی بود «هخامنشیان» نامیده شد. این حکم رانی یک حکم رانی محلی و کوچک بود که زیر نظر حکومت ماد فعالیت میکرد. سپس در دوران کوروش بزرگ (۵۵۹-۵۲۸ قبل از میلاد) دولت هخامنشی از یک حکومت محلی و دست نشانده به حکومتی بزرگ و جهانی تبدیل شد و کوروش را موسس حکومت جهانی هخامنشیان میدانند. در انتهای این حکومت داریوش سوم در ۳۳۰-۳۳۶ قبل از میلاد حکومت کرده و سپس با شکست از اسکندر این دولت فرومیپاشد.

بنا براین حکومت هخامنشی با احتساب زمانی که هنوز یک حکومت قدرتمند نبوده از حدود سال های ۷۰۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ قبل از میلاد حکمرانی میکردند. پس حوزه فعالیت های این دولت را میتوان مربوط به قرن های ششم، پنجم، چهارم و سوم پیش از میلاد تقسیم کرد کاری که دکتر آستروناخ انجام داده است.

سفال های مورد اشاره دکتر آستروناخ سفال هایی است هخامنشی و نه سلوکی و این نکته را دکتر آستروناخ در زیر عکس و تصویر هر سفال مشخص کرده است که سفال مورد نظر هخامنشی است یا فراهخامنشی.

کوتاه سخن اینکه بر خلاف ادعای پورپیرار دکتر آستروناخ نیز در کتاب خود گزارش فراوانی از کشف سفال های هخامنشی در تل تخت میدهد.

زمانی که بخش سفال های کتاب پاسارگاد اثر دکتر آستروناخ صفحات ۳۲۰ تا ۳۵۹ را ورق میزنیم، میبینیم که بر خلاف ادعای پورپیرار سفال های هخامنشی بسیاری از محوطه پاسارگاد کشف شده (آستروناخ، ۱۳۷۹: صص ۳۲۰-۳۵۹) و از آنجایی که تل تخت در دوران اسلامی نیز آباد بوده سفال های اسلامی نیز میان سفال های ذکر شده دکتر آستروناخ دیده میشود.

سفال های هخامنشی در پاسارگاد

سفال هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:ص۵۹۷)

سفال های هخامنشی در پاسارگاد

سفال هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:ص۵۹۷)

سفال های هخامنشی در پاسارگاد

سفال هخامنشی پاسارگاد (آستروناخ ،۱۳۷۹:ص۵۹۸)

دکتر هرتسفلد در مورد سفال های هخامنشی جلگه مرغاب که پاسارگاد در آن واقع است میگوید:

«سفال شکسته های هخامنشی را همه جای جلگه مرغاب یافته اند» (شهبازی، ۱۳۷۹: ص۲۱)

پورپیرار در حالی بی شرمانه ادعا میکند که «هیچ سفال هخامنشی در پاسارگاد یافت نشده است» که نه تنها مطالب خود کتاب دکتر آستروناخ گفته ها و ادعا هایش را باطل میسازد بلکه یافته ها و کاوش هایی که در همین دهه اخیر انجام گرفته است نادرستی ادعای او را اثبات میکند.

دکتر موسوی در مورد نتایج کاوش های گروه باستان شناسی پیرامون برج سنگی پاسارگاد (معروف به زندان سلیمان) میگوید:

«یافته های کاوش در این فصل شامل تراشه های زائد حاصل از ساخت مکعبهای سنگی زندان سلیمان، سفال شاخص هخامنشی و نیز سرپیکان سه پره مفرغی از همان دوره است» (کریمی، خبرگزاری مهر، ۱۶ مرداد ۱۳۹۵)

پورپیرار با استناد به نوشته دکتر آستروناخ ادعا میکند که تمام سفال ها سلوکی و یونانی اند!! این در حالی است که دکتر آستروناخ هیچگاه در کتاب خود سفال های پاسارگاد را سلوکی و یونانی نمیخواند ، نتایج باستان شناسی جدید نیز ادعای پورپیرار را باطل میشمارد. از سویی حتی اگر اشتباه و غرض ورزی گوینده کلیپ آقای پورپیرار در معنا کردن عبارت اختصاری «پ.م» نادیده بگیریم و این اختصار را «پس از میلاد» بخوانیم باز هم با نتیجه گیری های پورپیرار جور در نمیاید. چراکه قرن سوم و چهارم پس از میلاد مربوط است به دوران حکومت ساسانیان و با زمان حکم رانی سلوکیان بیش از دو و نیم قرن فاصله دارد.

ادعای پورپیرار:

نقل قول پورپیرار از دکتر آستروناخ:

«این بخش به سکه های هلنی بدست آمده در کاوش های سال ۱۹۶۲ و ۱۹۶۳در تل تخت در پاسارگاد مربوط است. دو گروه اصلی سکه ها شامل دفینه یک است که همراه با جواهرات متفرقه در اتاق ۸۲ بدست آمد و دفینه دو که در دالان اتاق ۱۸۷ پیدا شده که شامل.

الف) سکه های ضرب شده برای اسکندر مقدونی در خلال زندگی و بلافاصله بعد از مرگ وی

ب) سکه های سلوکوس اول از نوعی که عمدتا در تخت جمشید ضرب شده است. آستروناخ/پاسارگاد/ص۲۵۴» (پورپیرار، مجعولات مجلل:دقیقه ۵ تا ۶، قسمت دوم)

سکه های هلنی پاسارگاد (کلیپ مجعولات مجلل)

«در میان انبوهی از سکه ها با نقوش و نام اسکندر و فلیپ و تصاویر و نام خدایان یونانی حتی یک سکه کوچک هخامنشی پیدا نکرده اند»(پورپیرار، مجعولات مجلل، دقیقه ۴تا ۵، قسمت دوم)

پاسخ به این ادعا:

این ادعای پورپیرار که میگوید «حتی یک سکه کوچک هخامنشی» در پاسارگاد یافت نشده به واقع سخنی گزاف و بی مایه است حتی یکی از ضرابخانه های هخامنشی در پاسارگاد واقع بوده و ما سکه های هخامنشی ضرب شده در پاسارگاد را یافته ایم.

سکه هخامنشی ضرب شده در پاسارگاد

سکه هخامنشی ضرب شده در پاسارگاد (۱۶ تیر ۱۳۹۶ موزه نارنجستان ، شیراز)

پورپیرار همچنین قصد دارد برداشت وارونه ای را از مطلب دکتر آستروناخ به مخاطب ارائه دهد همچنان که در متن کتاب دکتر آستروناخ نوشته شده که :

«این بخش به سکه های هلنی بدست آمده در کاوش های سال ۱۹۶۲ و ۱۹۶۳ در تل تخت ویا تپه ارگ در پاسارگاد مربوط است» (آستروناخ،۱۳۷۹:ص۲۵۴)

چنانکه در این عنوان به وضوح مشخص است دکتر آستروناخ این بخش کتاب خود به سکه های هلنی بدست آمده در پاسارگاد اختصاص داده و کاملا طبیعی است که وقتی ایشان دامنه بحث را فقط به سکه های هلنی محدود میکند در مورد دیگر سکه ها صحبتی نکند ، دکتر آستروناخ هیچگاه در کتاب خود نگفته است که سکه هخامنشی در پاسارگاد نبوده است. کما اینکه سکه های اسلامی نیز در پاسارگاد کشف شده اما دکتر آستروناخ که دامنه بحث و بررسی خود را فقط به سکه های هلنی محدود کرده در مورد آن ها صحبتی نمیکند.

پایان بخش نخست ادامه در بخش دوم نوشتار.

ادامه این نوشتار را بخوانید:

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست)«بخش دوم»

آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟ (پاسخ به سخنان نادرست) «بخش سوم»

نوشته های بیشتر در پاسخ به پورپیرار:

پاسخ به ناصر پورپیرار

کتاب نامه:

– شهرکی، کوروش (۳۰ تیر ۱۳۹۶)«آیا مجموعه پاسارگاد جعلی است؟(پاسخ به سخنان نادرست) بخش اول»،پایگاه خردگان

نشانی رایاتاری: http://kheradgan.ir/?p=16361

– آستروناخ ، دیوید (۱۳۷۹) « پاسارگاد: گزارشی از کار های انجام شده توسط موسسه مطالعات ایرانی بریتانیا » ترجمه حمید خطیب شهیدی ، سازمان میراث فرهنگی کشور

– ارفعی، مجید (۱۳۸۹) «فرمان کوروش بزرگ»، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، تهران

– احمدی،داریوش (۱۳۸۴)«هزاره های پرشکوه»، چاپ دوم، موسسه فرهنگی انتشاراتی گرگان

– امیر شاه کرمی، عبد العظیم (بهار ۱۳۸۴) « فصل نامه بیمه و توسعه»

– بارتولد (۱۳۰۸)«جغرافیای تاریخی ایران»،ترجمه حمزه سردادور،چاپ اول

– پورپیرار، ناصر ( بی تا) ،کلیپ « مجعولات مجلل»

-راهساز، حسن (پاییز و زمستان ۱۳۸۶)، «عملیات نجات بخشی آرامگاه هخامنشی گور دختر»، انتشارات اثر (فصل نامه علمی، فنی، هنری)، شماره ۴۲ و ۴۳

– سامی، علی (۱۳۳۰). «پاسارگاد: قدیمیترین پایتخت کشور شاهنشاهی ایران». شیراز: انتشارات معرفت.

-شهبازی، علیرضا شاپور (۱۳۷۹). «راهنمای جامع پاسارگاد». بنیاد فارس شناسی. چاپ اول،شیراز

-کریمی،فاطیما (۱۶ مرداد ۱۳۹۵) «کاوش در پاسارگاد منجر به کشف سفال شاخص هخامنشی شد» ، خبرگزاری مهر ، شناسه خبر : ۳۷۳۳۱۸۴

-کیانوری،نورالدین(۱۳۷۱)«خاطرات نورالدین کیانوری»، انتشارات اطلاعات، تهران

-گزنفون (١٣٨٩). زندگی کوروش (تربیت کوروش). ترجمه ابوالحسن تهامی. تهران: نگاه.

-فاطمی، محمود (۲۸ فروردین ۱۳۹۱) « ساختمان ضد زلزله نداریم» ، صد خبر ، کد خبر : ۲۰۸۲۶

-نجف زاده اتابکی ، ابولحسن (۱۳۹۲) « پاسارگاد شهر کوروش » ، انتشارات پازینه

– هرتسفلد، ارنست (۱۳۸۱) « ایران در شرق باستان» ، ترجمه همایون صنعتی زاده ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دانشگاه باهنر کرمان

– هرودوت (۱۳۸۹) «تاریخ هرودوت»، ترجمه مرتضی ثاقب فر،چاپ اول، انتشارات اساطیر

– _______ (۱۷ تیر ۱۳۸۱). «پیرامون کتاب ۱۲ قرن سکوت ناصر پورپیرار، مولف: من به هیچ مورخی کار ندارم». ایسنا.

Lendering, Jona (28 July 2015). “Alcántara”. livius-

با تشکر از«تارنمای دانشکده مهندسی عمران دانشگاه امیرکبیر»

 

شرایط استفاده از نوشتار:

از آنجایی که هرگونه استفاده یا رونوشت از نوشتارها بر اساس پیمان نامه کاربری امکان پذیر است، اگر قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه آن را یاد کنید. طبیعی است که ذکر مواردی مانند نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و…)، تاریخ واپسین به روز رسانی، عنوان کامل نوشته به همراه پیوند (لینک) و همچنین ذکر تارنمای خردگان (www.kheradgan.ir) ضروری است.

ضعیفخوبمتوسطبسیار خوبعالی ( 4 رای داده شده , میانگین امتیاز این نوشته : 5٫00 ) نظر شما چیست ؟
Loading...

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام persian.immortals در اینستاگرام سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام سرزمین آزادگان در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال تلگرام تاریخ ایرانشهر کانال «سرزمین آزادگان» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

5 دیدگاه

  1. با درود فراوان و سپاس از مطالب سودمندتون.
    بر هیچ کسی پوشیده نیست که جریانی که قدرتمندم هست در تلاش برای از بین تاریخ ایران است اما بدون شک شکست خواهد خورد چرا که تاریخ پرافتخار ایران این رو ثابت کرده. چه دوران هایی که دشمنان بر این مرز و بوم حکومت کردند اما هرگز نتوانستند که بزرگی ایران و تاریخ این سرزمین رو انکار کنند.
    امید که روزی برسد تا دوباره شاهد شکوفایی فرزندان این سرزمین باشیم.

  2. درود فراوان مخصوصا خدمت استاد گرامی جناب اقای خالقیان امیدوارم یک روزی افرادی چون شما رئیس میراث فرهنگی کشور بشن کسانی مثل شما که واقعا عاشق ایران و ایرانی و تاریخ و فرهنگ کشور هستید
    تازگی ها لطف میکنید مطالب سایت رو به صورت pdf در اختیار دیگران قرار میدید لطفا تمام مطالب رو از جمله همین مطلب رو به صورت pdf در اختیار دیگران قرار بدید
    امیدوارم تا ابد کار قشنگتون که دفاع از فرهنگ و هویت ایرانی هستش ادامه پیدا کنه من کاملا درک میکنم چه قدر هم این کار سخت و هزینه بر هستش از هزینه های سایت گرفته تا پژوهش در مورد مطالب تاریخی و در دسترس قرار دادن این مطالب برای دیگران
    ولی اینو بدونید که کارتون بی نتیجه نیست و تاثیر زیادی داره حداقل برای من یکی داشته دمتون گرم

  3. کاملا مشخصه وبسایت هایی مثل فارس نیوز و مشرق نیوز از کجا حمایت میشن
    مهم نیست کی باشی یه حزب توده ای مثل پورپیرار یا تجزیه طلبانی که ارزوی نابودی ایران رو دارن همین که تاریخ کشور رو با مزخرفات من در بیاری بکوبی محبوب حکومت میشی چه تجزیه طلب باشی یا چه حزب توده ای یا دشمنان دیگه این اب و خاک

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا