استفاده از مطالب پس از قبول پیمان نامه کاربری امکان پذیر است

خانه » ایران باستان » آریاییان از شناسه های زبانی و جغرافیایی تا ابزار های سیاسی (بخش پنجم)

آریاییان از شناسه های زبانی و جغرافیایی تا ابزار های سیاسی (بخش پنجم)

نگاهی به دیدگاه های ارزشمند دکتر جهانشاه درخشانی در رد فرضیه مهاجرت آریاها | نویسنده: ایمان کیارسی | واپسین به روزرسانی: ۸ خرداد ۱۳۹۷ |


آریاییان از شناسه های زبانی و جغرافیایی تا  ابزار های سیاسی (بخش پنجم)

نگاهی به دیدگاه های ارزشمند دکتر جهانشاه درخشانی در رد فرضیه مهاجرت آریاییان

بخش پنجم:

نژاد آریایی و فرضیه ها

برای درک بهتر نوشتار، بخش های گذشته را نیز بررسی بفرمایید:

بخش نخست :http://kheradgan.ir/?p=17335

بخش دوم :http://kheradgan.ir/?p=17405

بخش سوم :http://kheradgan.ir/?p=17418

بخش چهارم :http://kheradgan.ir/?p=17717

تصویری از جلد کتاب دانشنامۀ کاشان – آریاییان ، مردم کاشی ، اَمَرد ، پارس و دیگر ایرانیان

نظریۀ و فرضیۀ کوچیدن آریاییان:

«فرضیۀ کوچ آریاییان به باختر ایران که پژوهشگران آن را در پایان هزارۀ دوم پیش از میلاد، یعنی پیرامون سدۀ ۱۱ تا ۱۰ پیش از میلاد می پندارند، بیشتر بر نوشته های آشوری استوار است که دربارۀ پارس ها و مادها روایت کرده اند.این نوشته ها در بر دارندۀ گزارش هایی از برخوردهای رزمی آشوریان با پارسی ها و مادها است.سلمانصر سوم (۸۵۸-۸۲۴ ق.م) از لشکر کشی خود در سال سیزدهم فرمانروایی اش به سرزمین های خاوری گزارش می دهد که به کشور پارسوا یا (پَرسواَش،پَرسومَش) رسیده و از شاهان آنجا غنیمت گرفته است.وی در بیستمین سال فرمانروایی اش،دگربار رو به خاور کرده و بر پارس ها ( پارسوا) و ۲۷ شاه آنان و نیز مادها (مَدَی) چیره می شود.پژوهشگران غربی این گزارش ها را نخستین اشارۀ مستند تاریخی به پارس ها و مادها انگاشته و نتیجه می گیرند که این دو قوم ایرانی،بایستی اندکی پیش از نخستین یادکردشان در این گزارش ها، به باختر ایران کوچ کرده باشند.سستی این استدلال را می توان به سادگی دید،زیرا نام این دو قوم ایرانی از دیرباز،یعنی از هزارۀ سوم پیش از میلاد،بارها در سندهای سومری و اَکَدی آمده است» ( دانشنامۀ کاشان – دکتر جهانشاه – دفتر یکم – ۱۳۸۲ – ص ۵۷-۵۸ )

همان گونه که بارها گفته شد ( تاریخ علم است ) و همه چیز با پیشرفت علم و کاوش های جدید در باب تاریخ واضح تر و روشن تر و شکوفا تر خواهد شد.کتاب های بسیاری را از پژوهشگران غربی بررسی کردم که در باب مبدأ پیدایش اقوام آریایی نوشته بودند.نخست باید به این موضوع پایبند بود که تمامی آن کتاب ها فرضیه نویسی کرده اند!.یعنی بسیار واضح بود که عملا نمی توانستند مبدأ مشخص برای پیدایش اقوام آریایی بیابند و این امر سردرگمی های بسیاری را برای آنان پدید آورده بود به گونه ای که مفهوم آریایی را در یک شناسۀ زبانی خلاصه کرده و سر و ته داستان را به سرانجام رسانیده بودند.

اما هنگامی که کتاب دکتر جهانشاه در باب آریایان را مورد بررسی قرار دادم متوجه شدم تنها کتابی که توانسته است از سردرگمی ها و فرضیه های پی در پی و گیج کننده دوری بجوید، همین کتاب ایشان (( دانشنامۀ کاشان – آریاییان ، مردم کاشی ، اَمَرد ، پارس و دیگر ایرانیان )) است.

شاهد های باستان شناختی در خصوص تازش آریاییان به فلات ایران :

« آثار ویرانی در کانون های شهر نشینی، برای نمونه تپۀ گیان در کردستان و دگرگونی های فرهنگی ناشی از آن،اغلب شاهدی برای کوچ تازش وار آریاییان به فلات ایران دانسته می شود این نتیجه گیری الزامی نیست وتا کنون شاهدهای مستقل دیگر پیشتیبان آن نبوده است.آثار ویرانی در یک نقطه و یا حتی در یک پهنه، می تواند کار جنگجویانی غیر بومی بوده باشد که چه بسا خود آریایی بوده اند.به سخنی دیگر ساکنان شهرهای کهن فلات ایران و نیز جنگاوران تازشگرمی توانند هر دو آریایی بوده باشند، همانگونه که پارس ها،مادها،ماساگِت ها،قوم های خاور ایران و جز آنان همگی آریایی بودند و بارها با یکدیگر جنگیده اند.»

( دانشنامۀ کاشان – دکتر جهانشاه – دفتر یکم – ۱۳۸۲ – ص ۵۸ )

دکتر درخشانی با همین گفتار توانست سست بودن نظریه های کوچیدن آریاییان به فلات ایران را نمایان سازد، از کجا پژوهشگران غربی متوجه شدند ، تحولات فرهنگی و تحولات صنایع روز، در فلات ایران کار دیگر اقوام آریایی نبوده است؟ مشخصا آنها پاسخی برای این گفته ندارند اما ذهنیت آنها با تهاجم و جایگزین کردن فرهنگ های نو ، آشنایی و سازگاریِ بهتری دارد.نه برای اینکه بخواهیم سخنی همراه با نفی خطاب به این نوع ذهنیت های آنان بگویم، بلکه این برداشت های حقیقی آنان از برخی از مسائل تاریخی نه چندان دور است ، که الزاما جایگزینی فرهنگی را با تهاجم و غارت نمایان می سازد!

به تهاجم اروپاییان به قارۀ امریکا و آواره ساختن سرخ پوستان توجه کنید!. همین طور اسپانیایی ها در مکزیک و امریکای جنوبی، اروپاییان در استرالیا در افریقای جنوبی و …

این نوع تهاجمات وحشیانه موجبۀ تحولی عظیم در نوع بست فرهنگی آن مناطق شده است ، به گونه ای که بسیاری از پژوهشگران باور دارند هر کجا از جهان که تحولاتی طوفانی در باب فرهنگ و تکنولوژی های زمانۀ مورد بحث ، آغاز گردیده است، حتما مردمانی بیگانه به آن سرزمین تاخته اند.

این مسئله ها در باب تحولات انفجاری فرهنگ ها کاملا بی ارزش است، چرا که هر تحول و تغییری با تهاجمات فرهنگ بیگانه آغاز نشده است و سندی هم بر الزامی بودن این نظریه ها موجود نمی باشد!.

یک موضوع دیگر که دکتر درخشانی بدان اشاره می کند ، این است که خاستگاه نخستین آریاییان را نمی توان خارج از فلات ایران دانست و کوچیدن آریاییان نیز به خاور نزدیک  ( مصر ) از همین مکان صورت پذیرفته است!.     ( همان ۳۴۲-۳۶۰)

شواهد باستان شناختی :

« برای دریافتن رویدادهای آغاز دودمان دوازدهم مصر و شناسایی قوم های آسیایی که هراس در دل مصریان افکنده و فرعون مصر را وادار به بنای استواره های رزمی کرده بود، شواهد سودمند دیگری نیز در دست است.در آرامگاه آمِنِم هِت یکم ( ۱۹۹۱-۱۹۶۲ق.م) در بنی حسن،سربازان بیگانه به خوبی نگارگری شده اند. ( نگاره ۱۲۲ ) در میان مصریان با رنگ پوست قهوه ای سرخ فام گروهی از سربازان را می بینیم که بی شک از مصریان نیستند. » (همان ۳۵۶ )

 

« در نگارۀ دیگری از دوران فرمانروایی پسر آمِنِم هِت یکم، یعنی سِسوستریس یکم(۱۹۷۲-۱۹۲۸ ق.م) هر یک از سربازان گروه بیگانه گُرزی در دست دارد که باز بسیار بزرگتر از گرزهای مصریان است  ( نگارۀ ۱۴۷ -۱۴۸ ) مرد جلویی تبری با تیغۀ پهن و بلند با دو سوراخ بزرگ در دست دارد که جدا از تیغۀ کوتاه و پخ تبر مصریان است.تفاوت میان تیغۀ پهن و بلند آسیایی و کوتاه و پخ مصری را می توان به خوبی در نگارۀ ( ۱۴۸ب) سنجید… در همین حال تیغۀ تبر بیگانگان همانندی چشمگیری با تبر های برنزی لرستان دارد ( نگارۀ ۱۵۰ ) » ( همان ۳۵۶)

 

 

 

 

همچنین در همین دورۀ آمِنِم هِت یکم از فراورده های برنزی سخن به میان آمده است که او برای تشریح برخی از تزئینات کاخش از فلز برنز ، سنگ لاجورد و مس سخن به میان می آورد و از جایی دیگر نیز می دانیم که خواستگاه برآمدن این نوع محصولات تنها فلات ایران بوده است. (همان ۳۵۷)

سخنی کوتاه:

شاید به گمان آید که این بخش از نوشتار کلیِ ( آریاییان )  بسیار کوتاه و گذرا بوده است، بلی همین گونه است که بنده قصد داشتم تنها کتاب ارزشمند ( آریاییان ، مردم کاشی ، اَمَرد ، پارس و دیگر ایرانیان ) نوشتۀ دکتر جهانشاه درخشانی را به شما معرفی کنم و در سخنی کوتاه به این موضوع بپردازم که فرضیۀ کوچیدن آریاییان به فلات ایران فرضیه ای نا معتبر و غیر الزامی است و فرضیۀ مهاجرت آریاییان و آسیاییان به خاور نزدیک از فلات ایران ، کاملا می تواند باور پذیر باشد. بدان معنا که فرهنگ آریایی از فلات ایران به سایر نقاط منتقل شده است و نه این فرهنگ ها از مکانی بیگانه وارد فلات ایران شده و فرهنگ های بومی را منقرض ساخته باشند!.

 

بن مایه ها:

-کیارسی، ایمان (۸ خرداد ۱۳۹۷). «آریاییان از شناسه های زبانی و جغرافیایی تا ابزارهای سیاسی (بخش پنجم)». پایگاه خردگان

-نشانۀ رایاتاری:http://kheradgan.ir/?p=17717

– درخشانی، جهانشاه (١۳۸۲). دانشنامه کاشان، آرییان، مردم کاشی، اَمَرد، پارس و دیگر ایرانیان. زیر نظر حسین محلوجی. جلد سوم دانشنامه کاشان. تهران: بنیاد فرهنگ کاشان.

پرسش ها تنها از بخش پرسش و پاسخ

خواهشمندیم پرسش‌ها را تنها در بخش «پرسش و پاسخ» در میان بگذارید. پرسش‌ها در بخش دیدگاه‌ها پاسخ داده نمی‌شوند. با سپاس فراوان


راهیابی به بخش «پرسش و پاسخ»:

KHERADGAN.ir/ASK




برگه‌های همیار و همکار خِرَدگان در اینستاگرام:

=خرد و تاریخ در اینستاگرام armtin136 سپندار در اینستاگرام
هواداران کوروش بزرگ در اینستاگرام خردگان در اینستاگرام تاریخ ایران در اینستاگرام


کانال‌های همیار و همکار خِرَدگان در تلگرام:

کانال «ایران در قفقاز و آسیای مرکزی و آناتولی» در تلگرام کانال «داستان‌های شاهنامه فردوسی» در تلگرام
کانال تاریخ پرسیا کانال خردگان در تلگرام

دزدان فضای مجازی - خردگان

نوشتارهای پیشنهادی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود.علامت دارها لازمند. *

*

برچسب ها:
رفتن به بالا